16224
اگه کتابی رو که میخوای توی قفسه نمیبینی، بنویسش!📝 گنجینهی توصیههای نویسندگی، ایده، اصطلاحات داستاننویسی، فراخوان ادبی، نقد و... برای نویسندهها.📚 ✒| تبلیغات: @benevis_s_ads ✒| درباره بنویس:️ @benevis_s_in ✒| ارتباط: @TheAdmin_Here
چندتا توصیهی نویسندگی بد بدین!
چه روشهای بدی واسه نوشتن صحنهی مبارزه وجود داره؟
#توییت📝
✏️ @benevis_s
بهعنوان فیلمنامهنویس مدت زمان خیلی زیادی لازم داری که تنها باشی.- فیبی والر بریج✨
نوشتن نود درصدش اهمالکاری و عقب انداختنه.
تابستونِ شخصیتهات از راه رسیده؟🌝
چیزها و کارهایی که نوشتنشون به داستانت حالوهوای تابستونی میده!🍒
#فصل_نوشت🌇
• فالوده شیرازی
• آبهندوانه
• صدای کولر
• لواشک خشک کردن
• آبتنی با شلنگ
• یخ در بهشت
• آب دادن به گلها
• چیدن میوههای تابستانی
• عکاسی از غروب
• دویدن از سایهای به سایه دیگر
• بادبزنهای رنگارنگ
• ابرهای پنبهای
• بستنی آبشده
✏️ @benevis_s
چالش یک ماهه خاطرات مرداد ماه! هر روز درباره یکی از این موضوعها داستان یا خاطره یا حرف دلت رو بنویس!🌱🪐🖌
۱- سه هدف برای این ماه تعیین کن و آخر ماه بگو بهشون رسیدی یا نه.
۲- چه چیزهای کوچکی در زندگی رو دوست داری؟
۳- به خودِ پنج سال پیشت چه توصیههایی میکنی؟
۴- سختترین قسمت بزرگ شدن چیه؟
۵- چه خاطرهای رو ترجیح میدی فراموش کنی؟
۶- در چه سنی بهترین سال عمرت رو داشتی؟
۷- روی یکی از اتفاقات امروز تمرکز کن و با جزئیات تعریفش کن.
۸- به کدوم دستاوردت بیشتر از همه افتخار میکنی؟
۹- چه فکری همیشه خوشحالت میکنه؟
۱۰- چه ویژگیای داری که مردم راحت متوجهش نمیشن؟
۱۱- خاطرهی محبوبت از کودکی چیه؟
۱۲- آرزویی داری که دفن و فراموش کرده باشی؟
۱۳- هرجا هستی، محیط اطرافت رو با حواس پنجگانه توصیف کن.
۱۴- یکی از نظرات نامحبوبت در زمینهی غذا رو توضیح بده.
۱۵- چی جلوت رو گرفته که دنبال بعضی خواستهها و آرزوها نری؟
۱۶- مهمترین انگیزهی زندگی و کارهات چیه؟
۱۷- چطور با شکست خوردن کنار میآی؟
۱۸- برات مهمه که از خودت میراثی به جا بذاری؟
۱۹- چه آهنگ(هایی) تو رو یاد سالهای کودکی میاندازن؟
۲۰- چه ویژگی غیرمعمولی داری؟
۲۱- اگر عزیزی از دست دادی یا خدای ناکرده بدی، بالای قبرش چی میگی؟
۲۲- دوست داری روتین روزمره داشته باشی با هر روز ماجرای جدیدی باشه؟
۲۳- توی بدنت راحتی؟ دوستش داری؟
۲۴- اگه میتونستی یه قدرت ماورایی داشته باشی، انتخابت چی بود؟
۲۵- چه ریسکی کردی که بابت انجام دادنش خوشحالی؟
۲۶- خستگی ذهنی یعنی چی؟
۲۷- چه چیزی رو در بچگی دوست داشتی، ولی الان نه؟
۲۸- از بزرگترین چالشهایی که باهاشون روبهرو شدی بگو، حتی اگه به نظر دیگران کوچیکن.
۲۹- الان چیزی هست که بابتش خودت رو نمیبخشی؟
۳۰- نامهای به کسی که آزارت داده بنویس.
۳۱- احساست به ماه گذشته چی بود؟
✏️ @benevis_s
میگن پول خوشحالی نمیآره. رسید کتابفروشی که چیز دیگهای میگه!
#توییت📝
✏️ @benevis_s
بچهها یه گروه آوردم براتون که عاشقش میشین😁✨
اینجا قراره کلی نویسنده دور هم جمع بشیم، از نوشتههامون بازخورد بگیریم و باهم پیشرفت کنیم😌✍️
#کتاب 📚
🌀 نام: در یک جنگل تاریک تاریک
🌀 نویسنده: روث ور
این کتاب به زندگی دختری به نام نورا میپردازد که داستانهای جنایی مینویسد. نورا به دعوت دوستی که مدتهاست از او خبری ندارد به یک میهمانی در شمال انگلستان دعوت میشود. نورا و چند دوست قدیمی در خانهای شیشهای در دل جنگل در کنار هم قرار میگیرند.
تجدید دیدار دوستان قدیمی تبدیل به کابوسی اسرارآمیز و خونین میشود...
✏️ @benevis_s
مشکل کتابهای خوب اینه که میخوای تموم بشه ولی نمیخوای تموم بشه. :(
📝 #توییت
✏️ @benevis_s
•[3⃣]• صحنهی «آسیبپذیری» را بنویسید
📘|• تا حالا پیش آمده داستان کوتاه یا رمانی بخوانید و بعد از مدتی متوجه شوید شخصیت اصلی یا حتی شخصیت منفی هیچ نقص و ایرادی ندارد؟
📗|• اگر دقت کنید، کمکم علاقهتان را از دست میدهید و دیگر با شخصیت «بینقص» ارتباط برقرار نمیکنید. دلیلش ساده است: در دنیای واقعی آدم بینقص وجود ندارد. و اگر زندگیشان هم بینقص بود، حوصلهسربر میشد. برای همین «صحنهی آسیبپذیری» مهم است.
📒|• این صحنه همان چیزی است که اسمش میگوید. باید شخصیتتان را از یک جهتی کمی آسیبپذیر کنید. هر چقدر خواستید میتوانید پیش بروید، اما باید نشان بدهید شخصیت کامل نیست و مثل آدمهای واقعی، نتیجه و پیامد دارد. معمولاً لازم نیست این آسیبپذیری چیز عجیبوغریبی باشد. اتفاقاً وقتی یک نکته کوچک و «معمولی» باشد بهتر جواب میدهد.
📙|• مثال:
کلانتر ما بیشتر شبها وقتی شیفتش تمام میشود (و گاهی حتی وقتی شیفت دارد) مشروب میخورد.
پستچی گاهی قبل از رساندن نامهها، آنها را میخواند.
کارمند صدور گواهینامه خودش با گواهینامهی تاریخگذشته رانندگی میکند.
♥️♥️♥️
💎برترین کانالهای تلگرام:
🎁 اشعار ناب و دلنشین
@Hamidrezaabravan
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
چند وقته کاسپلی نذاشتیم🤭
•[🎨]• در این پست توضیح دادیم که کاسپلی چیه.
•[🎭]• اینجا چندتا کاسپلی خلاقانه از شخصیتهای انیمهایِ میازاکی داریم :>
✏️ @benevis_s
بتمن مطلق (Absolute) با بتمن اصلی چه تفاوتهایی داره؟!
بتمنِ دنیای مطلق تقریباً همهی چیزهایی که از بروس وین میشناسیم رو از دست داده؛ اما همین باعث شده یکی از متفاوتترین نسخههای بتمن شکل بگیره!
توجه: توی این مقاله فقط بخشهایی از شمارهی اول و دوم کمیک پرداختیم و داستان کلی کمیک اسپویل نشده!
چهار صحنهای که راحت شخصیت واقعی کاراکترتون رو افشا میکنه📕
بخش دوم، صحنهی «ضربهی یک–دو–سه»
توضیح در پست پایین👇
✏️ @benevis_s
🖌|• در این آرشیو، چندتا پست گذاشتیم که واسه داستانهایی درباره بقا به درد میخورن.
🖌|• و این قسمت: چطور با وسایلِ در دسترس برای بدن زره بسازیم؟
اگه داستانهای دلهرهآور و اکشن مینویسی، ممکنه به دردت بخوره.✍
✏️ @benevis_s
🟥چهار صحنهای که راحت شخصیت واقعی کاراکترتون رو افشا میکنه🟥
۱. صحنهی اکشن
۲. صحنهی ضربهی یک-دو-سه
۳. صحنهی آسیبپذیری
۴. صحنهی باختِ بزرگ
•[📚]• مقدمه
📘|• یکی از بهترین روشها برای پرورش شخصیتها و نشان دادنِ اینکه در اعماق وجودشان واقعاً چه کسی هستند، این است که آنها را در موقعیتهای خاص قرار دهید و اجازه دهید خواننده بدون اینکه شما بخواهید بهشکل خستهکنندهای به او بگویید، خودش شخصیت را بشناسد.
📖|• مثال:
بهجای اینکه بگویید «او آدم پست و متکبری است»، بنویسید: «سرِ خواهرش فریاد زد که چرا کباب را زیاد در فر گذاشته. به هر کسی که فرصت پیدا میکرد، با افتخار میگفت که امسال عضو تیم اصلی شده؛ تمام مدت گفتگو هم از پرتابهای فوتبالش تعریف میکرد که چقدر دقیق و بلندند. اصلاً هم علاقهای نداشت حرفی از بقیه بشنود. در واقع، هر بار که کسی سعی میکرد وسط حرفش بپرد، حرفش را قطع میکرد یا به ناکجاآباد خیره میشد تا دوباره نوبت خودش شود که حرفی درباره خودش بزند.»
📕|• با نوشتن صحنه و دیالوگی که نشاندهندهی شخصیت است، دیگر اصلاً نیازی نیست مستقیماً درباره ویژگیهای اخلاقیشان صحبت کنید. خوانندهها خودشان متوجهش میشوند. آنها بابت این کار عاشق شما میشوند، حتی بدون اینکه بدانند دارید چه کار میکنید. سرگرمکننده است که بفهمید چطور باید کارهایی که شخصیت میکند یا نمیکند را در دل صحنهها بگنجانید تا قصدتان را بازگو کنید.
📒|• یک نکته قبل از شروع:
چند دقیقهای وقت بگذارید، بنشینید و دقیقاً یادداشت کنید که میخواهید در این صحنهها چه چیزی را درباره شخصیتتان لو بدهید. مثلاً: متکبر، شوخ، رازدار، گوشهگیر یا تندخو. میتوانید از این صحنهها برای پروتاگونیست، آنتاگونیست، شخصیتهای فرعی، شرورها، رهگذرها، شخصیتهای گذرا یا هر کسی که به ذهنتان میرسد استفاده کنید.
حالا برویم سراغ اصل مطلب:
•[1⃣]• صحنه اکشن را بنویسید
📘|• صحنه اکشن مقدمهچینی خوب و سریعی برای لو دادنِ ذات شخصیت است. رازِ صحنه اکشن خوب این است که شخصیت را با مشکلی مواجه کنید که مجبور شود دست به کار شود یا تصمیم بگیرد هیچ کاری نکند؛ در هر صورت، کاری که میکند یا نمیکند نشان میدهد که در اعماق وجودش چه کسی است.
📗|• نکته مهم: فقط کنشی که شخصیت انجام میدهد نیست که ماهیت واقعیاش را برای خواننده مشخص میکند. بلکه «کارهایی که انجام نمیدهد» هم همینطور است.
📙|• تازه علاوه بر این، میتوانید از طریق نحوهی تصمیمگیریشان هم شخصیت را لو بدهید:
● آیا دقیق و وسواسی است و همهچیز را برنامهریزی میکند؟
● یا سریع عمل میکند و اصلاً برنامهای ندارد؟
● آیا طولانی شدنِ روند برنامهریزی باعث ایجاد مشکلاتِ بعدی میشود؟
● یا عجله در عمل، مشکلاتِ خودتخریبی به بار میآورد؟
● آیا شخصیت از مسیر یاد میگیرد و بر اساس اتفاقاتی که قبلاً برایش رقم زدهاید، با مشکلاتِ بعدی متفاوت برخورد میکند؟
● یا مدام همان اشتباهاتِ قبلی را تکرار میکند؟
● آیا بزدلانه اصلاً کاری نمیکند یا فرار میکند و حل مشکل را به گردن دیگران میاندازد؟
📝|• #تمرین نویسندگی:
چند دقیقهای وقت بگذارید و یک مشکل طراحی کنید. بنویسید که شخصیتتان چطور با آن مشکل یا مشکلات دستوپنج نرم میکند. حتماً ویژگیهای اخلاقیای را که میخواهید به خواننده نشان دهید، از طریق واکنشِ او (یا بیواکنشیاش) به تصویر بکشید.
ادامه دارد...
✏️ @benevis_s
🎵|• #موسیقی
موسیقی استادانهی بهشدت تاثیرگذار و اندوهناک مکس ریشتر...
این ملودی بسیار در صحنههای غمانگیز و سرشار از احساسات پخش شده. شاید در فیلمهایی مثل «Shutter Island»، «Arrival»، «Hamnet» و «Stranger than Fiction» اون رو شنیده باشید.
✏️ @benevis_s
🩸|• برای نویسندههایی که میخوان صحنههای مبارزه و آسیب دیدن رو واقعگرایانه بنویسن: امروز درباره خونریزی از دهان حرف میزنیم.
🩸|• اگه دلش رو ندارید نخونید.
🔸حتماً جایی دیدین شخصیت بعد از مبارزه کردن یا کتک خوردن خون سرفه کنه.
🔸مهمه که بدونیم چه خونی رو داره سرفه میکنه. دو دلیل برای سرفه کردن خون هست:
۱) شخصیت از لثه، لب، زبان یا درون دهان خونریزی میکنه. زخم جدیای نیست.
۲) بهشدت از درون آسیب دیده.
🔪|• چه آسیب درونیای انقدر بده؟
۱) آسیب به دستگاه تنفسی، مثلاً دندهی شکسته ریه رو سوراخ میکنه. عوارضش تنگی نفس، خستگی، رنگپریدگی و درد شدید بهویژه هنگام تنفسه.
۲) آسیب با سلاح. ممکنه یک سلاح مری یا شکم شخصیت رو پاره کنه. این بدتره. رگهای خونی پاره میشن، اندامها ممکنه بیرون بزنن.
🔸 پس آدم معمولیای که بهخاطر آسیب داخلی خون سرفه کرده، اگر واقعگرایانه بهش نگاه کنید، نمیتونه درجا بلند بشه و به مبارزه ادامه بده و لحظهی قهرمانانهش رو تجربه کنه.
✨- گفتهی: Constance Fay (نویسنده، فعال باتجربهی حوزهی تجهیزات پزشکی)
✨- اگه به اطلاعات مشابه علاقهمندین، به این آرشیو یه نگاه بندازین.
✏️ @benevis_s
یه چالش یک ماههی دیگه شروع کنیم؟
این سوالها میتونن راهی برای شناختن خودتون باشن؛ یا موضوعهایی برای گفتوگو و اندیشیدن، یا حتی بررسی و شناخت شخصیتهای داستانتون.
فقط چون در حال تایپ کردن نیستی، معنیش این نیست که در حال نوشتن نیستی.
یه چنل آوردم که نویسندگیتو نجات بده! 😍❤️🔥
از ۱ مرداد قراره کلی چالش و تمرین جذاب داشته باشیم
📌 چالشهای نویسندگی
📌 تمرینهای روزانه
📌 نقد و بررسی آثار
📌 کاملاً رایگان
دیگه وقتشه از «فقط خوندن» برسی به «نوشتن»! ✍️♨️
[ /channel/+-A5uXXB0QPk5YTM8 ]
منتظر قلمت هستیم! 😌🔥
🖌|• شیرا ارلیشمن:
📕|• یکی از نگرانیهایی که زیاد از دانشجوها میشنوم اینه که فکر میکنن باید همهچیز رو توی یه شعر جا بدن؛ هرچی نژادپرستیه، هرچی تبعیض جنسیتیه، یا هرچی درمورد یه بیماری میشه گفت (یا هر سهتاش رو با هم، بس که جاهطلبند!).
📗|• ولی بذار یه مثال عجیب بزنم:
اگه میخوای دربارهی پدرت بنویسی، پدری که صاحب یه باغ سیب بزرگه، از فقط یک سیب شروع کن.
همون یک سیب همهچیز رو توی خودش داره. اینکه چطور رشد کرده، پدرت چطور ازش مراقبت کرده (یا نکرده)، رنگش، بوش... همهی اینها مفهوم پدر بودن رو، حضور و غیبتش، محبت و غفلتش و زیبایی و شکستش توی خودشون دارن.
رد همون یک سیب رو دنبال کن، آخرش به کل باغ میرسی.
✏️ @benevis_s
💠مقاله «وحشت چگونه پس از جنگ جهانی اول تغییر کرد»💠
✔️ در این مقاله برگرفته از ایرانکتاب، درباره وحشت میخونیم؛ و اینکه چطور جنگ نگاه انسان به مرگ و شیوهی داستانگویی رو تغییر داد.
✔️ قبل از جنگ، وحشت بیشتر درباره ارواح و هیولاهای خیالی بود. اما بعد از جنگ، ترس کاملاً واقعی و ملموس شد. وحشت مدرن اضطراب، مرگ، بدن انسان و آسیبهای روانی رو محور قرار داد.
✏️ @benevis_s
چهار صحنهای که راحت شخصیت واقعی کاراکترتون رو افشا میکنه📕
بخش سوم، صحنهی آسیبپذیری و صحنهی باخت بزرگ
توضیح در پست پایین👇
✏️ @benevis_s
📕|• ده دلیل احتمالی برای اینکه حس میکنی صحنهی جالبی ننوشتی:
1⃣زیادی روی یک شخصیت تمرکز کردی.
2⃣توصیف یا نشانههای کافی برای زمان و مکان ندادی.
3⃣دیالوگ بیش از حده.
4⃣توصیف و تفصیل بیش از حده.
5⃣انتخاب کلمات نامناسب و ضعیف.
6⃣صحنه اتمسفر خاصی نداره.
7⃣شخصیتها هدف و انگیزهای ندارن.
8⃣تنش وجود نداره.
9⃣سرعت پیشروی کُند و غیرطبیعیه.
🔟فقط یک شخصیت فعاله و بقیه منفعل.
✏️ @benevis_s
•[2⃣]• صحنهی «ضربهی یک–دو–سه» را بنویسید
📘|• به این صحنه میگویند «صحنهی ۱-۲-۳» چون خیلی خیلی سریع اتفاق میافتد. اگر پلک بزنید ممکن است از دستش بدهید.
📗|• خواننده اصلاً متوجه نمیشود چه کار کردهاید، اما معمولاً در یک پاراگراف، چند ویژگی بسیار مشخص و عمیق از شخصیت را لو میدهید؛ آن هم در حد یکی دو دقیقه.
📒|• بیایید از فیلم «نگهبانان کهکشان» مثال بزنیم و رونین (آنتاگونیست) را بررسی کنیم:
همهچیز خیلی سریع رخ میدهد، اما در همان چند لحظهی اول، رونین را میبینیم که در حال انجام مراسم آیینی است. مشخص است این کار را هر روز انجام میدهد.
در یک چشمبرهمزدن، میفهمیم او آدمی است وفادار، مصمم، جدی و بهشدت منضبط. و بلافاصله بعد از آن، میبینیم مردی را بد قضاوت میکند و با چکش خودش اعدامش میکند. خون قربانیاش را میبینیم که در محفظهی شستوشوی او جاری میشود.
میبینیم که چقدر بیرحم است و چطور فقط بر اساس کارهای اجداد شخص، او را محکوم میکند، بدون اینکه لحظهای فکر کند فرد فعلی چهکسی است و چه تفاوتی دارد.
میبینیم که مصمم است، بهشدت بیرحم است، اهل خشونت است و میل به نسلکشی دارد. در چند دقیقه، این شخصیت را میشناسیم. میفهمیم که بیرحم است و برای اجرای انتقامش از هیچچیز نمیگذرد.
فرض کنیم عمهی بیوهی جیم با او و پسرش زندگی میکند.در یک پاراگراف کوتاه، دیدیم که جیم مهربان، دلسوز و بخشنده است. لازم نبود بگوییم «جیم مهربان، دلسوز و بخشنده است». صحنه کاری کرد خواننده خودش این را ببیند.
یک روز به خانه میآید و میفهمد یادش رفته کره بخرد. جیم متوجه ناراحتیاش میشود و سریع میگوید: «اصلاً نگران نباش عمه جان! خودم میرم کره میخرم، لازم نیست برگردی شهر.» این را با لبخندی بزرگ میگوید و سوتزنان راه میافتد سمت فروشگاه.
در صف خرید، نفر جلوی او کمی پول کم دارد. جیم فوراً میگوید: «اجازه بده من حسابش کنم.» و با لبخند به غریبهی مضطرب نگاه میکند و همزمان توی جیبش دنبال پول میگردد.
#فایل_فیلمنامه 📚
🌀 نام: دکتر استرنجلاو
🌀 نویسنده: استنلی کوبریک، تری سترن، پیتر جرج | بر پایه اثری از پیتر جرج
🌀 کارگردان: استنلی کوبریک
دکتر استرنجلاو یا: چگونه یاد گرفتم دست از هراس بردارم و به بمب عشق بورزم یکی از شاخصترین آثار هنری دوره جنگ سرد است؛ فیلمی که با زبان کمدی سیاه، ترسِ هستهای و منطق تصمیمگیری سیاستمداران را به شکلی تند و تلخ به نمایش میگذارد.
بحران از جایی شروع میشود که ژنرال جک ریپر، یکی از فرماندهان ارشد نیروی هوایی آمریکا، از روی وسواس و سوءظن، بدون هماهنگی با رئیسجمهور، دستور حمله هوایی هستهای به اتحاد جماهیر شوروی را صادر میکند. از این لحظه به بعد، جهان به شکلی ناخواسته در مسیر فاجعه قرار میگیرد و بازگشت از آن اصلا ساده نیست.
✏️ @benevis_s
چهار صحنهای که راحت شخصیت واقعی کاراکترتون رو افشا میکنه📕
بخش اول، مقدمه و صحنهی اکشن
توضیح در پست پایین👇
✏️ @benevis_s