1047
رتبه اول گوگل پلاس در ايران با ٣٦٠ ميليون بازديدكننده از سراسر دنيا https://plus.google.com/u/0/+AnitaShahpouri Admin : @AnitaShahpouri ساير كانال ها @newnewss @bestplus @anitaaplus
#تیکه_کتاب
گل پاسخ داد: شما نادانید! آیا تصور می کنید شکوفه می کنم تا دیده شوم؟ من بخاطر خودم شکوفه می کنم نه دیگران، زیرا مرا شادمان میسازد. شادی و سرور من قائم به بودن و شکوفه کردن است.
📕 #درمان_شوپنهاور
✍ #اروین_یالوم
قلب ها را از کینه پاک کنیم ...
روزی لقمان به فرزندش گفت :
« از فردا یک کیسه با خودت بیاور و در آن به تعداد آدمهایی که دوست نداری و از آنان بدت میآید پیاز قرار بده »
روز بعد فرزند همین کار را انجام داد و
لقمان گفت :
« هرجا که میروی این کیسه را با خود حمل کن »
فرزنش بعد از چند روز خسته شد و به او شکایت برد که پیازها گندیده و بوی تعفن گرفته است و این بوی تعفن مرا را اذیت میکند.
لقمان پاسخ داد :
« این شبیه وضعیتی است که تو کینه دیگران را در دل نگه داری . این کینه ، قلب و دلت را فاسد میکند و بیشتر از همه خودت را اذیت خواهد کرد ...
روباهی با شتری رفاقت ڪرد. هر دو دو بچه داشتند.
شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود.
شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند.
شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.»
شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟
روباه گفت: «ای برادر! اول بازی صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!»
حکایت مرگ خوبه اما برای همسایه
به نظرم اين دنيا يک امانت بود كه به دست ما انسان ها سپرده شده و ما جوری با اين دنيا برخورد كرديم كه يک جای وحشتناک بنظر ميرسه...
طوری كه خيليا از پدر و مادرشون برای بدنيا اومدنشون شكايت دارن... چقدر امانت دارای بدی بوديم💔
چيزى كه بيشتر از همه نگرانم مى كند،
طرز برخورد بعضى از آدم هاست!
از آدمهاى متعصب و تندرو و از متجاوزان
مى ترسم،
از همهى آن ها كه خود را عقل كل مى دانند،
از همه ى آنها كه هيچ وقت
به خود شک نمى كنند
آنها براى جامعه خطرناک اند...
#شيمبورسكا
در ایران نمیتوانیم آیفن جدید بخریم اما جت شخصی می توانیم
نمیدانم این حجم بی تدبیری حتی از سوی دشمن هم نمیتونه اتفاق بیوفته چه برسه به خودی ها
صحبت اقتصاد دستوری
صحبت دیروز و امروز نیست
پوریا نجفی
اﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ ..؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ : ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛ ﭼﻪ گونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ترس از تغییر ...
#برتراند_راسل
دشواری خاورمیانه
متنها و کلام: سهیل سرگلزایی
انسان ها همیشه "بت" می سازند...
بعضی ها با "سنگ و چوب"
عده ای با "باورهایشان"
اولی ترسناک نیست،
چون با یک تبر در هم می شکند!
ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است!
پس بشکن...
باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته است بی آنکه بدانی...
در جامعهی امروزِ ما از طریق اکسیرِ «پول» میتوانید گناه را تبدیل به ثواب نمایید؛ دشمنی را تبدیل به دوستی، از محارب به محبّ انتقال یابید.
هرگز در تاریخ ایران دیده نشده است که «پول» آن همه دائر مدار، یکّهتاز و گِرِهگشا در زندگی مردم شده باشد. دری نیست که به دست آن به روی شما باز نشود، و هرجا دیدید که پای جان، عصب، ناموس و شَرَف در کار است بدانید که تنها پول میتواند نجات دهنده گردد! از آن بگذر، تا از بقیّهی چیزها نگذری.
#سخنها_را_بشنویم
💎ازکانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
• جالبه بدونین:
یه اثری تو روانشناسی هست به نام اثر پیگمالیون the pygmalion effect این پدیده میگه که هر انتظاری از کسی داشته باشی روی اعمال اون فرد تاثیر میذاری. یعنی اگه یه معلم باور داشته باشه دانش اموزش خنگه خود اون دانش اموز هم باورش میشه و واقعا کند ذهن میشه و برعکس اگر فکر کنه باهوشه همین احساس در دانش اموز القا میشه.
از راننده خواهش میکنم صدای آهنگ را کم کند. قمیشی میخواند «من همون جزیره بودم....» خودم را مشغول میکنم به کتابی که از نمایشگاه خریدهام. صدا را کم نمیکند. یا انقدری که من بفهمم، کم نمیکند. نباید یاد تو بیفتم. امروز که آمدم نمایشگاه، نباید. راننده با اهنگ زمزمه میکند «تا که یک روز تو رسیدی، توی قلبم پا گذاشتی.»
به خودم میگویم بگو نگه دارد. پیاده شو. نمیگویم. خطهای کتاب را گم میکنم. لابد از چشمم است. گفته بودی «میبرمت یه دکتر خوب. شاید قندت بالاست.» گفته بودم «قندم تویی.» گفته بودی «هشتگ بیمزهترین.» نشسته بودیم روی چمنهای مصلی. همبرگر دودخورده گاز میزدیم. نوشابهات را سرکشیدم. گفتی «وای به حالته چیزیت باشه. خودم میکشمت.» قمیشی میخواند «ابرو باد و دریا گفتن، حسی عاشقی همینه...»
شیشه را میدهم پایین. باد نرم اردیبهشت میریزد توی ماشین. راننده سربرمیگرداند عقب. اشکهام را پاک میکنم. میگوید «همه با این آهنگ خاطره دارن مهندس. راحت باش.» دستهای پشمالوش را میکوبد روی فرمان. با آهنگ میخواند «رفتی با قایق عشقت....»
سوارِ تلهسیژ پارک ارم بودیم. زیر پاهامان، دریاچه، و قایقهای پدالی دونفره که شکل قو بودند. پرسیدی «چطوریه که آدمها همدیگرو دوست دارن؟ مثلن چرا تو عاشق یکی از زنهای توی قایق نیستی؟ یا من، دیوونه یه مرد دیگه؟ هشتگ معشوقهی فیلسوف» گفتم «کفشم داره از پام در میاد. یه وقت نیفته پایین، بخوره تو سر اون مردی که بخواد تو رو از من بگیره.» خندیدی. شیرین. ترش. تلخ.
قمیشی میخواند «لحظههای بیتو بودن، میگذره اما به سختی.» گفتم « هیچ نمیتونم بیتو.» گفتی «هشتگ خدا وقتی مصیبتی میده، صبرش رو هم میده.» گفتم «پس اون ترانهی امید که عاشق کشی رسم و مرام خوبرویان است، واقعیه»
راننده میگوید «تو این زندگی، همه لااقل یکی رو از دست دادن مهندس. خود من، خاطر کسیو میخواستم.» نمیگویم عشق در نرسیدن است. سبیلش را با لب پایینش میمکد. میگوید «آقامون سیاوش، یه آهنگِ دل داره، بذارم حال کنیم؟»
منتظر پاسخم نمیماند. دکمهی ضبط را چندبار فشار میدهد. آهنگ را میشناسم. یک جاییش میخواند «بعد تو هيچ چيزی دوست داشتنی نيست.» نباید بمانم تا برسد آنجا. میگویم «من پیاده میشم.» میزند کنار. میگوید «مهندس امتیاز میدی؟»
راه میافتم میان خیابانهایی که نمیشناسم. قمیشی درونم میخواند «خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده.» میخوانم باهاش. بلند، تیز و غمگنانه. مردم، سر برمیگردانند سمتم. اگر بودی میگفتی «هشتگ، دلتنگترین.»
#مرتضی_برزگر
#خانه_ام_ابریست🌹
شعر ✍🏻#نیما_یوشیج
دکلمه 🎤#احمد_رضا_احمدی
جسم تهی
مارک استرند
صدا: احمدرضا احمدی
ترجمه: محمدرضا فرزاد
موسیقی: میلاد موحدی
@Bestplus
#شعر🌹
#احمدرضا_احمدی
من خودم را پوشیدم
فصل نبود
در لباس بیفصل
من ترا سرتاسر نبودم
من تو بودم.....
@Bestplus✨
نیچه میگوید:
آنکه از نبرد با دشمن تامین معاش میکند، علاقه دارد تا دشمنش زنده بماند.
بعد از نماز حاج اقا توی بلندگو می گه: می خوام کسی رو بهتون معرفی کنم که قبلا دزد بوده، مشروب و مخدرات مصرف می کرده و هر كثافتكاری مي كرده ولی خدا الان اونو هدایت کرده و همه چی رو گذاشته کنار.
بعد گفت: بیا فلانی میکروفن رو بگیر و خودت تعریف کن که چه جوری توبه کردی...
طرف اومد گفت: من يه عمر دزدی می کردم، معصیت می کردم، خدا آبروم رو نبرد، اما از وقتی توبه کردم حاج آقا واسم آبرو نذاشته...!
برادر!
کتابهایی را برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند؛
هواپیمایی به سلامت فرود میآید
جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند
پسر کور، بیناییاش را باز مییابد
عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند
عروسیای در پیش است
تشنگان به آب میرسند
و به نان و آزادی...
✍ #ناظم_حکمت
واژهها روی هم آمده و آماسیده. بیرون باید ریختشان. نه هر جایی. تهی باید شد از واژه. توان گفتن نیست اما. کسی هم نیست. کسی باید مَحرم. کسی باید اهل واژه. کسی که بیگانه نباشد با دشواریِ «گفتن» که اگر نباشد، واژه را محترم خواهد شمرد.
نیست و تو بیش از پیش مبهوت تنهایی و آشفتهاحوالی خواهی شد.
.
«ای ساربان» را بشنوید با صدای «محسن نامجو»
اگرچه هنوز چیزهایی در جهان وجود دارند که ما قادر به درک آنها نیستیم و شاید هرگز به طور کامل هم نشویم اما این دلیل نمی شود که برای راحتی خود توضیح بی اساسی را بیان کنیم. شاید بهتر است بگوییم که ایمان به خدا جواب نیست بلکه به شکلی دیگر همان عبارت من نمیدانم هست.
#ریچارد_داوکینز
کتاب: پندار خدا
Persian carpet , Until yesterday, Iranian rugs were in a surreal view, but from today they are in the real world, we do not need War.
#carpet
#persiancarpet
تا دیروز فرش ایرانی را در فضای سورئال به تصویر میکشیدم متاسفانه از امروز تبدیل به واقعیت شد، جنگ تصویر خوبی نیست،
#ما_جنگ_نمیخواهیم
#ایرانیها #فرش_ایرانی
از اینستاگرام مصطفی هروی
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائل عشقیِ بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند، و هر جا سخنی از سکس به میان آمد، باید مضطرب بگریزد.
و در کل چنان به زن تلقین می شود که سکس مخالف عفت اوست، سکس بد است و باید چشم و گوش خود را در برابر آن بپوشاند.
تا اینکه گویی زن با ضربهٔ صاعقهای هولناک به درون حقیقت میافتد که نام آن صاعقه ((ازدواج)) است. حال زن، با حیا و عشق و لذت و... دست به گریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود امروز امری معنوی و انسانی است.
به راستی روح زن چگونه این ها را تحمل میکند؟
👤فریدریش نیچه
هر مذهبی که وعدهی برآورده ساختن آرزوهای انسان را میدهد، تنها پناهگاه ترسوهاست و زیبندهی انسان واقعی نیست.
آیا راه مسیح، راهی بود که به رستگاری انسان میانجامید، یا فقط قصهی پریانی خوب پرداخته شده که با زیرکی و مهارت بسیار وعدهی بهشت و جاودانگی را میدهد تا مومنان هیچ درنیابند که این بهشت چیزی به جز بازتاب عطش ما نیست.
زیرا پس از مرگ است که میتوانیم در این باره مطمئن باشیم و هیچ کس از سرزمین مردگان بازنگشته است تا این را به ما بگوید.
👤نیکوس کازانتزاکیس
زمین خوردن شکست نیست، شکست زمانی به سراغت میآید که در همان جایی که زمین خوردی بمانی!
👤 سقراط
شخصی نزد سقراط آمد و گفت:
میدانی راجع به شاگردت چه شنیده ام؟
سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن.
آیا کاملا مطمئنی که آنچه که می خواهی بگویی حقیقت دارد؟
مرد: نه، فقط در موردش شنیده ام.
سقراط: آیا خبرخوبی است؟
مرد پاسخ داد: نه، برعکس.
سقراط: آیا آنچه که می خواهی بگویی، برایم سودمند است؟
مرد: نه واقعا.
سقراط: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد،
نه خبر خوبی است و نه حتی سودمند است، پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟
مراقب نقل قول هایمان باشیم...
چه عاشقانه و در عین حال چه غمانگیز #سعدی گفته:
شب چنان گریه کنم بیتو که همسایه به روز
دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا.
در باب تفکر...
جردن پیترسون
ژوزه
کارلوس دروموند د آندراده
ترجمه: محمدرضا فرزاد
صدا: احمدرضا احمدی
موسیقی: میلاد موحدی
@Bestplus
داستانی نه تازه؛ شعری از نیما یوشیج
با صدای احمدرضا احمدی
@Bestplus
#شعر🌹
#احمدرضا_احمدی
دوستت دارم...
باید در چشمان نگریست،
یا در گوشها گفت؟
جنبش انگشتانت که بر روی هم انباشته شده بود
و مروارید چشمانت
دلیل بود؟........