bluers | Unsorted

Telegram-канал bluers - Bluers💙

4139

شعر یعنی خیال آبی رنگ🔹🔹🔹

Subscribe to a channel

Bluers💙

گاه با دوستی حرف‌زدن-هر چند پرت و پلا-عجیب به آدم کمک می‌کند. گریزگاه خوبی است. اما امروز حس می‌کنم که ضعیف‌ترم. دلم می‌خواست که می‌توانستم گریه کنم. شاید سبک می‌شدم و آرام می‌گرفتم. ولی نمی‌توانم ..

شاهرخ _ مسکوب

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

هنگامی که از من می‌پرسند «خوبی؟»
برای این‌که مانع سوال‌های بعدی شوم
با سرعت پاسخ می‌دهم :
«خیلی‌خوب».
اندوهم را برای خودم نگاه می‌دارم
احساسِ رسیدن به تنهاییِ مطلق...

اریک _ امانوئل _اشمیت

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

هزار کاکلی شاد در چشمانِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من

عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود

هزار آفتابِ خندان در خرامِ توست
هزار ستاره‌ی گریان
در تمنای من

عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود


احمد _ شاملو

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

🙏🏻💚✨

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

خیلی وقت‌ها عجیب دلم می‌خواهد
ماهیِ کوچکی بودم، با چند ثانیه حافظه!
از این سرِ تُنگ که می‌رفتم
یک وجب آن‌طرف‌ تر یادم نبود از کجا آمده‌ام.
ماهی‌ها
خوشبختند شاید
دلتنگ نمی‌شوند دیگر‌...

معصومه_صابر

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

اميدوارم ١٤٠٢ براتون بهترين اتفاقات بيفته
سراسر نور و سرسبزی باشه
سال نو مباركتون 💚

Читать полностью…

Bluers💙

به قول کیوان فیضی :
ما پیروزیم،
ما همگی مثلِ پیروزیم!
و این تناقض
بهترین تشبیه برای ماست!
ما پیروزیم؛
همه ی مااا…
💔🥀

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

من دلم گرفته،
هر چه می‌روم نمی‌رسم
ردّ پای دوست،
کوچه ‌باغ عشق،
سایبان زندگی کجاست...؟

محمدرضا _عبدالملکیان

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

شب است که آدم را اندوهگین می‌کند،
یا آدم است که برای اندوهگین شدن، شب را انتظار می‌کشد؟
شب است که فکرت را به سرم می‌اندازد،
یا منم که برای فکر کردن به تو، شب را انتظار می‌کشم؟

ازدمیر _آصف

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

دوست داشتن، چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه. حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی، عمیق‌تر گم می‌شی. یه جاهایی دیگه نمی‌دونی برای خودت داری زندگی می‌کنی یا برای اون. حالا دیگه همون آهنگی رو گوش می‌دی که اون گوش می‌ده.
همون کاری رو انجام می‌دی که اون می‌خواد.
همون حرفی رو می‌زنی که اون دوست داره.
حالا دیگه حق داری حسادت کنی، حالا دیگه چشم به راه بودن معنی پیدا می‌کنه، حالا دیگه دوست داری نگران باشی.
از یه جایی به بعد، اون نفس می‌کشه تا تو زندگی کنی.
«آدم برای دوست داشتن، به دلیل احتیاج نداره، اما برای زندگی کردن بهانه می‌خواد».

پویا_جمشیدی

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

در روزهای تاریک و سخت، کسی که قلب‌مان را با لطافت لمس کند، ما را مبتلای خود می‌کند …
@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

گفت: دختر،اینطور به من نگاه نکن!
چشم‌های تو بلاخره
مرا وادار به یک خبط بزرگ
در زندگی خواهد کرد!
گفتم: این خبط شما آرزوی من است..

بزرگ_علوی

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

زیرا که رنج،
‏داستان آن‌هایی‌ نیست ‏که رفته‌اند؛
‏بلکه ماجرای آن‌هایی‌ست که مانده‌اند.
‏و آخر داستان‌ها را
‏همیشه کَسانی می‌نویسند که مانده‌اند.

‏جمال _ثریا

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

▪️بی خداحافظی ۱۷۶ ▪️

اثری از مجله هنری اغما

@EGHMAA

Читать полностью…

Bluers💙

نشست لبه‌ی تخت. ساک سفری، وسط اتاق با دهان باز ولو بود. نصف لباس‌ها بیرون، نصف توی ساک. پیراهن مشکی اتو شده بغل شلوار جین بود. مادر ایستاد در درگاه اتاق و نگاهش کرد. فقط نگاهش کرد. رفت. بلند گفت مامان من ناهار نیستم امروز. زودتر برم بهتره. مادر جواب نداد.

گوشی را برداشت و برای یاسمن نوشت چهار باغ فردوس. آخر جمله دو تا قلب گذاشت. یکی را پاک کرد. خواست بفرستد. دومی را هم پاک کرد. یک لبخند و یک گل گذاشت. باز پاک کرد. همه‌ی جمله را پاک کرد. گوشی را انداخت یک گوشه.

مادر لیوان چای را دستش داد. گفت زود بخور دارچین داره، تلخ میشه اگه بمونه. قند می‌خوای؟ گفت هی غصه نخور مامان. مادر جوابی نداد. گفت دوباره میام مرخصی. نمیرم بمیرم که. چهارسال چیزی نیست که. برمی‌گردم. مادر گفت بچه اونقد نیومدی تا بابات مرد، زندان مگه مرخصی داره؟ گفت داره، غصه نخور. مادر جوابی نداد، بعد آمد بالاسرش، کله‌اش را بوسید و از اتاق رفت.

گوشی را برداشت. برای یاسمن نوشت چهار باغ فردوس. بعد علامت سوال گذاشت آخر جمله. فرستاد. چند تکه لباس را چپاند توی ساک. صدای تیک‌تیک آمد. یاسمن نوشته‌بود ترجیح میدم بی خدافظی بری. با خودش فکر کرد همان‌که حدس می‌زدم. لیوان چای را برداشت. دارچین توی چای مانده‌بود و تلخش کرده‌بود. با خودش فکر کرد این شاید آخرین چای مامان باشد. قلبش تیر کشید. دراز کشید کف اتاق. یادش افتاد تازه که رفته‌بود زندان، کف‌خواب بود. چشم‌هایش را بست. مادر آمد توی اتاق. از روی تخت بالش و پتوی نازکی آورد. بالش را گذاشت زیر سر. پتو را انداخت رویش. گفت بخواب. چهار بیدارت می‌کنم بری. دیرت میشه؟ به مادر نگاه کرد. گفت بشین پیشم، میشه؟ مادر نشست. چشم‌هایش را بست. مادر بوی دارچین و بابا و گریه می‌داد.

حمیدسلیمی

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

در ستایش ناامیدی
مجموعه‌شعری از مهدی موسوی

Читать полностью…

Bluers💙

من از آغوش تو
بارها به بهشت رفته‌ام
بهشت مگر كجا مى‌تواند باشد
جز آنجا كه با خودت نگويى
كاش جاى ديگرى بودم؟

بهرام_حمیدیان

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

آغاز اردیبهشت و روز سعدی💚🌸
@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

فَقَد هُرَبتُ اِلَیکَ...

من از همه
به سوی تو گریخته ...
✨💔

التماس دعا 🙏🏻

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

در دل ویرانی آخرین دلخوشیم
چشم ویرانگر توست
خسته از جنگیدن
آخرین فرصت صلح
عشق عصیانگر توست
کاش غیر از من و تو هیچکس با خبر از ما نشود
نوبت بازی ما باشد و دیگر هرگز
نوبت بازی دنیا نشود

افشین_یداللهی

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

آخرین چارشنبه‌سوری ما
روزنامه میان آتش بود
با صدای ترقه‌ها پا شد
شهر تهران، میان این‌همه دود

خسته از روزنامه‌های سیاه
خسته از چرخ، دُور میدان‌ها
کاشکی واقعا بهاری بود
پشتِ طولانیِ زمستان‌ها...

سید مهدی موسوی 💚

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

خبر خوب اینکه:
هنوز زنده‌ایم و هنوز می‌توان به قدر تمام ثانیه‌های باقیمانده، به خیلی چیزها امید داشت.
خبر بد اینکه؛ اینی که در اضطراب محض گذشته و می‌گذرد، جوانی ما بود و بازگشتی نخواهد داشت.
خبر خوب اینکه، می‌بینیم و می‌شنویم و هوایی برای نفس کشیدن داریم هنوز.
خبر بد اینکه، این طبیعت چهارفصل و این هوا، می‌شد خیلی زلال‌تر و خیلی ناب‌تر از این باشد.
خبر خوب اینکه؛ ما دوستان و عزیزانی داریم که به قدر هزار جهان و هزار کهکشان ارزش دارند و حضورشان، کیفیت زیست ما را افزایش می‌دهد.
خبر بد اینکه؛ هیچ کاری، مطلقا هیچ کاری برای برداشتن بار سنگین مشکلات این‌روزها از شانه‌ی نازنین عزیزانمان از ما ساخته نیست.

چه دردناک است تماشای اندوه و اضطراب این مردم، مردمی که لیاقتشان بهترین‌های جهان بود و سهمشان، کمترین‌ها شد. مردمی که بیشتر از هرکسی شایسته‌ی دلخوشی‌ها و لبخند بودند.

نرگس_صرافیان طوفان

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

گفتم از کجا بفهمم روحم قشنگه؟
گفت : ببین چند نفر کنارِ تو نقاب به روحشون نمی‌زنن. چند نفر برات نقش بازی نمی‌کنن.
چند نفر کنارِ تو خودشون رو زندگی می‌کنن...

حسین_حائریان

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

من قول میدم
هر بار که دیدمت بهت گل میدم ..
دار و ندارم جونمه
تو بخواه اونم واسه تو میدم !
💫🤍

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

آغاز کن بی من
هی ناز کن بی من
تا اوج خوشبختی
پرواز کن بی من … 🥀

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

تو در غیاب کسی که دوستش داری، یتیم خواهی‌ماند؛
حتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند...

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

اینکه آدمیزاد اختیار همه چیز را ندارد خیلی هم خوب است!
فکر کن
آنانکه نان و آب و برق و صدا و لبخند و هزار چیز دیگر را
از آدم دریغ میکنند ، اختیار آفتاب را داشتند ،
اختیارِ گردشِ شب و روز را داشتند ،
اختیار ِ زمان را داشتند...
فکرش هم غم ِ عالم است!
خوشحالم!
اینکه آدمی اختیار همه چیز را ندارد
خیلی خوب است!


معصومه‌_صابر

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

برای پروازی که هیچ وقت به مقصد نرسید …🖤🥀

Читать полностью…

Bluers💙

«چیزی به من بگو...
فراتر از حرف باشد.
چیزی بگو که زیبا شوم
مثلاً بگو کنارت هستم.»

تومریس_اویار

@bluers

Читать полностью…

Bluers💙

با این که فکر میکردم خیلی به او نزدیکم، نتوانستم بفهمم در درونش چه می‌گذرد. حتی نزدیک‌ترین آدم‌ها هم حرف‌های ناگفتهٔ زیادی دارند. شاید کلمات برای پوشاندن به وجود می‌آیند.
چیزی را می‌گویی، تا چیزی را نگویی!

اردشير_رستمى

@bluers

Читать полностью…
Subscribe to a channel