bnitamim14 | Unsorted

Telegram-канал bnitamim14 - بين الماضي والحاضر

162

بين الماضي و الحاضر

Subscribe to a channel

بين الماضي والحاضر

قرية رباط السياحية – بندو 🏛️

مكان يردك سنين لورا
تراث جميل وعمارة قديمة بطابع عربي أصيل
كل زاوية تحكي قصة من زمن الأجداد

جمال المكان لازم تشوفه بعينك 🌿
زوروا رباط، وعيشوا لحظات من الماضي الجميل.

#قرية_رباط #بندو #قرية_بندو #التراث #سياحة_ثقافية #اكسبلور #ماضي #معالم_الساحل #تراث #ماضينا

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

#مغوه

بقلوب مؤمنة بقضاء الله وقدره، انتقل إلى رحمة الله تعالى الطفل حسن علي حسن المرزوقي عن عمر ناهز خمس سنوات.

نسأل الله أن يجعله شفيعًا لوالديه وأن يتغمده بواسع رحمته ومغفرته ويسكنه فسيح جناته وأن يُلهم أهله وذويه الصبر والسلوان.

📅 السبت 10 محرم 1447هـ
🗓 الموافق 5 يوليو 2025م
📆 14 تیر 1404 هـ.ش

#وفيات_الساحل #وفيات_مغوه #قرية_مغوه
#أطفال_الساحل #اكسبلور #وفيات

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

حلّ الليل وفجأة، من بعيد عن المدرسة، سمعنا صوت محرك شاحنة يسير ببطء على طريق غير ممهد. خرجنا من المدرسة ورفعنا أيدينا فتوقفت الشاحنة. طلبنا منه أن يأخذنا معه إلى جاه مبارك. كان بجانب السائق شخصان من أهل عسلوه المحترمين، وكانت حمولة الشاحنة من الطوب. قال لنا السائق وبكل أسف إنه لا يوجد مكان إلا على الطوب فقط. لم يكن أمامنا خيار، فذهبنا مع صديقي إلى أعلى الشاحنة وجلسنا فوق الطوب. كان الشتاء والجو بارد، وفجأة بدأ المطر يهطل خفيفًا.
أخيرًا وصلت الشاحنة إلى عسلوه، ونزل الراكبان الأماميان، وجلسنا مع السائق في الطريق المتبقي.

في إحدى ليالي الشتاء الباردة، حوالي الساعة 12 منتصف الليل، توجهت مع أحد الأصدقاء بدراجة نارية إلى قرية «البنود» لزيارة زملاء العمل هناك. عند الخور، توقفت الدراجة فجأة عن العمل. المنطقة كانت مليئة بالخنازير البرية( الگرزه)، وكل ما حاولنا تشغيل الموتر لم ننجح. بعد دقائق، ظهرت أضواء دراجة نارية من بعيد، وبعد بضع دقائق وصلت إلينا. توقف سائق الدراجة الطيب إلى جانبنا، وعندما فهم أن المحرك لا يعمل، أخرج مفتاح الشمع، وفتح شمع المحرك، ونظفها بالبترول، ثم أعاد تركيبها. و شغل الموتر، وانطلقنا نحو قرية البنود ووصلنا هناك حوالي الساعة 1:30 فجراً.
بمجرد دخولنا القرية، اقتربت منا العديد من الكلاب النابحة، وحتى اقترب بعضها إلى أقدامنا لمحاولة العض، لكنني نفرتهم، وتمكنا من الوصول إلى المدرسة. رغم أن المدرسة لم تكن لها باب أو سور، إلا أنه بمجرد دخولنا إلى محيط المدرسة، توقف الكلاب عن ملاحقتنا، ونجونا في تلك الليلة المظلمة والباردة سالمين.

لا بد لي في الختام أن أذكر بعض الأفراد والعائلات في جاه مبارك الذين كانوا مجتهدين في بناء الثقافة وتقدم أهل تلك الديار:
من كبار الشخصيات المحترمة لدى الناس، المرحوم الكذخدا عبدالله بوهندي التميمي، الذي كان معتمدًا معروفًا بين الناس. المرحوم ملا مذكور يوسف مقدسي، والد الشيخ إبراهيم مقدسي إمام جمعة جاه مبارك، كان له دور مهم في التوجيه الديني والاجتماعي لمجتمع جاه مبارك. المرحوم إبراهيم الكديمي كان راعياً شريفًا ومحترمًا، وكان يوميًا يقطع المسافة بين قرية بستانو وجاه مبارك لإقامة الأذان في جامع جاه مبارك. أحمد وجدي بن خميس والمعروف باسم احميد خماسو، كان من الرجال الطيبين والمحبوبين في جاه مبارك. المرحوم إبراهيم خليل من كبار القرية الذين كانوا محل ثقة الناس. المرحوم خميس عبد الرحمن جاسمي كان من الرجال الشريفين والنبلاء في جاه مبارك، وكان تاجرًا مخلصًا وعادلاً.
الشيخ حسن جاسمي، ابن المرحوم يوسف علي، من العائلات المعتمدة والنشيطة في الشؤون الاجتماعية. المرحوم مبارك مباركي بور والحاج أحمد مباركي بور كان لهما دور مهم في دفع الأمور المحلية قدمًا. المرحوم زائر محمد هاشمي، الحاج حسن غلام بور، المرحوم الحاج علي بورغلام، وغلام علي بورغلام، من الوجوه المؤثرة التي خدمت الناس. المرحوم مهلي حاجي زاده والحاج علي حميدي، والد أحمد حميدي، من الشخصيات المعروفة والخيرية في جاه مبارك، وكذلك كبار آخرون مثل المرحوم كمال علي كمال ، علي برهو محمدي زاده، سالم الماس جاسمي، وشاهين مقدسي، كل واحد منهم ساهم بدوره في حفظ وتعزيز القيم الإنسانية والاجتماعية.
عبد الله جمّالي المعروف باسم عبود جماعو، عائلة عبد الله خلفان الكبيرة الذي يعرف باسم عبود احميدو، وكبار آخرون مثل المرحوم محمد جمعة خالدي، إدريس إدريسي، محمد إدريسي، علي عبد الله إدريسي، المرحوم علي عبد الله بوهندي، وعبود أسويلم، الذي سجل تاريخ جاه مبارك أسمائهم.
المرحوم يوسف محمد محمدي كان عضوًا في مجلس الصلح لمنطقة جاه مبارك. المرحوم علي زارعي المعروف بعَلوي إسماعيل، المرحوم مال الله محمد إسماعيل، إبراهيم أحمد النساج، المرحوم علي عبد الكريم النساج، المرحوم عبد الله عبد الكريم النساج، والمرحوم عيسى النساج من الشخصيات البارزة في هذه المنطقة.
وكذلك المرحوم صباح إبراهيم صباحي، المرحوم يوسف علي حمدون، عبد الله علي حمدون علي إحسينو، يوسف محمد إبراهيم، سالم محمد إبراهيم والد الشهيد إبراهيم، المرحوم رجب زارعي، المرحوم عبود حسون خليفة، المرحوم علي عبد الله دستك، المرحوم علي يوسفي المعروف بالمنتيلي، أحمد عبادو دسترنج، المرحوم غلام روشن، المرحوم علي حسن روشن، والمرحوم عيسى مال الله منفرد، كل منهم كان له دور ثمين في تاريخ وثقافة جاه مبارك. المرحوم إبراهيم عبود دشته، الذي كان من الشخصيات المحترمة في القرية.
اسم وذكرى هؤلاء الكبار المخلصين للقيم الإنسانية والثقافية قد نقش في قلوب أهل جاه مبارك وأصبحوا إرثًا نفيسًا للأجيال القادمة.

بقلم: علي دباش – معلم متقاعد من سلك التعليم في بندر بوشهر في خرداد 1404

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

عبدالله جمالی معروف به عبود جماعو، خانواده بزرگ عبدالله خلفان که عبود احمیدو شهرت داشتند و دیگر بزرگان همچون مرحوم محمد جمعه خالدی، ادریس ادریسی، محمد ادریسی، على عبدالله ادریسی، مرحوم علی عبدالله بوهندی و عبود اسویلم نیز نامشان در تاریخ زرین چاه‌مبارک ثبت شده است. مرحوم یوسف محمد محمدی نیز عضو شورای صلح بخش چاه‌مبارک بود. مرحوم علی زارعی معروف به علوی اسماعیل مرحوم مال‌الله محمد اسماعیل، ابراهيم احمد النساج، مرحوم علی عبد الكريم النساج، مرحوم عبدالله عبد الكريم النساج و مرحوم عیسی النساج از دیگر چهره‌های‌های برجستۀ این منطقه بودند.
همچنین مرحوم صباح ابراهيم صباحی، مرحوم يوسف على حمدون، عبدالله علی حمدون علی احسینو، يوسف محمد ابراهیمی، سالم محمد ابراهيم پدر شهید ابراهیمی، مرحوم رجب زارعی، مرحوم عبود حسون خلیفه، مرحوم علی عبدالله دستک، مرحوم على يوسفی معروف به المنتيلي، احمد عبادو دسترنج، مرحوم غلام روشن، مرحوم علی حسن روشن و مرحوم عیسی مال‌الله منفرد، هر یک در جایگاه خود سهم ارزشمندی در تاریخ و فرهنگ چاه‌مبارک داشته‌اند. مرحوم ابراهیم عبود دشته که از چهره‌های خوشنام، متین و با ادب شهر چاه‌مبارک بودند نیز در حافظۀ مردم این دیار جایگاه ویژه‌ای دارند.
نام و یاد این بزرگان متعهد به ارزش‌های والای انسانی و فرهنگی در دل مردم چاه‌مبارک جاودانه شده و میراثی گران‌بها برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته‌اند.

علی دباش
بازنشسته فرهنگی خرداد ماه 1404
بندر بوشهر

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

دوران آموزگاری در چاه مبارک شهرستان عسلویه
در سال 1360 به عنوان آموزگار از مرکز استان راهی شهرستان کنگان شدم. پس از معرفی خود به اداره آموزش و پرورش شهرستان کنگان ، مسئولان وقت ، محل خدمتم را روستای چاه مبارک تعیین نمودند. ناگفته نماند چاه‌مبارک در سال 1396 به شهر تبدیل شد.
وقتی خودم را به کنگان رساندم، از آنجا با مینی‌بوس آقای یوسفی که هر روز در مسیر کنگان ـ گاوبندی(پارسیان امروز) در تردد بود و مسافران را جابه‌جا می‌کرد، عازم چاه‌مبارک شدم و پس از سه ساعت، مینی‌بوس به مقصد رسید. البته آقای یوسفی بین راه در روستای پرک پیاده می‌شد و برادر ایشان به جای وی رانندگی می‌کرد و مسافران را به پارسیان می‌برد. در بازگشت از پارسیان به کنگان هم مجدداً برادر کوچک‌تر در پرک پیاده می‌شد و مینی‌بوس را به برادر بزرگ‌تر تحویل می‌داد.
از مینی‌بوس پیاده و راهی مدرسه شدم. خود را به مدیر معرفی کردم و پس از سلام و احوالپرسی و استراحت، ایشان آموزگاریِ کلاس پنجم را به عهده من گذاشت. مدیر البته در آستانۀ انتقال به استان فارس بود و بعد از مدتی من مدیر آن مدرسه شدم. مدرسه فاقد لوله‌کشی آب شیرین بود. البته لوله‌کشی داشت، اما آبی شور و کاملاً نمکین از آن خارج می‌شد که فقط برای شستن ظروف و مصارف بهداشتی بود. آب شرب را به قول خودشان از «برکه‌ای» (آب‌انبار) نزدیک مدرسه تهیه می‌کردیم که در ماه‌های گرم باید آب را از صافی عبور می‌دادیم و بعد استفاده می‌کردیم.
روستا برق نداشت، از این‌رو برای روشنای از چراغ نفتی پمپی یا همان «چراغ توری» و به عبارتی «زنبوری» استفاده می‌کردیم. اکثر قریب به اتفاق دانش‌آموزان عزیز، از هموطنان شریف و نجیب عرب‌زبان بودند که توان و استعداد بالایی داشتند، ولی چون دو زبانه بودند و زبان غالب آن ها نیز عربی بود، و از این رهگذر تدریس برای آنان با مشکلات خاصی همراه بود.
اکثر اولیاء دانش‌آموزان در کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس مشغول به کار بودند و ماه‌ها و گاهی چند سال طول می‌کشید که به موطن خود باز گردند و در کنار خانواده باشند.
از این‌رو، دانش‌آموزان نیاز به توجه ویژه‌ای داشتند.
مردمان چاه مبارک آرام و متین بودند و نزاع، سرقت و مزاحمت در آن مکان مشاهده نمی شد. یکی از افراد نیک چاه‌مبارک زنده نام کدخدا عبد الله بوهندی التمیمی بود که مورد وثوق و اعتماد مردم دیار خود بود و در جهت بهبود وضعیت مردم در همه ابعاد تلاشگر بود. ایشان علاقه و تعامل خاصی با معلمان داشت؛ زیرا ارزش علم و دانش و نقش آن در فرایند اجتماعی را به خوبی می‌دانست و وقتی معلمان را می‌دید، این شعر فردوسی را می‌خواند:
توانا بود هر که دانا بود / زدانش دل پیر برنا بود
در یک شب سرد زمستانی برای اولین بار در مجلس ایشان شرکت کردم و بزرگان چاه‌مبارک هم حضور داشتند. اعراب هموطن مهمان را گرامی و محترم می‌دارند و با قهوه از مهمان پذیرایی می‌کنند. سرو قهوۀ عربی با «دلّه»
(ظرف قهوه‌خوری) یکی از عادات اصلی مهمان‌نوازی در میان اعراب است و در مراسم خواستگاری و عروسی و عزا، سرو قهوه عربی جایگاه خاصی دارد همچنان‌که در حل تنش‌ها و کدورت‌ها هم نقش داست. مثلاً اگر مهمان خواسته‌ای از میزبان داشته باشد، قهوه خود را دست نخورده باقی می‌گذارد و آنگاه میزبان از مهمان خواسته‌اش را جویا می‌شود. اگر میزبان بخواهد تقاضای مهمان را برآورده سازد و آن را تأیید کند، از مهمان خود می‌خواهد تا قهوه را بنوشد؛ یعنی خواستۀ شما برآورده شد.
همان شب در خانه کدخدا، قهوه‌چی یک فنجان قهوه به من داد و وقتی آن را نوشیدم، به علت اینکه با آداب و رسوم آنها آشنایی نداشتم، فنجان را همچنان در دست نگه داشتم و مجدداً قهوه چی فنجان من را پر کرد. سه یا چهار مرتبه این اتفاق رخ داد، تا اینکه فردی که در کنار من نشسته بود، آهسته گفت: رسم بر این است که شما پس از نوشیدن قهوه، فنجان را تکان دهید. این کار به معنای این است که دیگر قهوه بیشتری نمی‌خواهم؛ در غیر این صورت، قهوه‌چی بارها فنجان شما را پر می‌کند! در آن شب سرد زمستان در خانه کدخدا و در جمع بزرگان چاه‌مبارک، این رسم را آموختم و در شب‌نشینی‌های بعدی رعایت کردم. چاه‌مبارک در آن زمان چندین برکه (آب‌انبار) داشت که در بخش‌های مختلف محل و در مسیر سیلاب احداث شده بود تا مردم هر بخش بتوانند به آسانی آب شرب تهیه نمایند.
در یکی از روزهای آذرماه که مدیر مدرسه بودم در حال قدم زدن در دالان مدرسه، متوجه شدم بانویی در کنار برکه فریاد می‌زند و کمک می‌خواهد.برای کمک به ایشان از مدرسه خارج شدم و دیدم که گاوش در برکه شناور است و برکه را دور می‌زند. دقایقی تنها بودم، تا اینکه آقایی جهت کمک به سمت ما آمد و به این نتیجه رسیدیم که برود طنابی بیاورد تا گاو را نجات دهیم. پس از بازگشت آن مرد با طناب، با همکاری هم طناب را به دور گردن گاو انداختیم و دو نفری آن را به سمت بیرون از برکه کشیدیم.

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

📿 خطبة صلاة الجمعة في جهمبارك
🕌 اليوم: الجمعة، 9 محرم 1447 هـ
🎙 الخطيب: الشيخ إبراهيم ملا مذكور يوسف محمد آل بو الملالية المقدسي

🎧 للاستماع إلى الخطبة كاملة عبر الرابط التالي:
🔗 اضغط هنا للاستماع
/channel/bnitamim14/55385

نسأل الله أن ينفعنا بما سمعنا، ويجعلنا ممن يستمعون القول فيتبعون أحسنه.

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

مشاهد من استقبال الحجاج في بلدة جزير (گزیر)
التابعة لمقاطعة بندر لنجة

📆 الأربعاء 7 محرم 1447 هـ

نسأل الله لهم حجًّا مبرورًا و ذنبًا مغفورًا و تجارةً لن تبور بإذن الله و تقبل الله منهم جميعًا

ونسأل الله أن يرزقنا وإياكم زيارة بيته الحرام عاجلًا غير آجل

#الحجاج

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

إنا لله وإنا إليه راجعون

#بلعسكر

بقلوب مؤمنة بقضاء الله وقدره، انتقل إلى رحمة الله تعالى المغفور له بإذن الله بوعلي؛ محمد الموس الذي وافته المنية اليوم الأربعاء عن عمر ناهز 70 عامًا

نسأل الله أن يتغمده بواسع رحمته ومغفرته ويسكنه فسيح جناته وأن يُلهم أهله وذويه الصبر والسلوان.

الاربعاء 7 محرم 1447هـ
الموافق 2 يوليو 2025م
11 تیر 1404 هـ.ش

#وفيات_الساحل #وفيات_بلعسكر #بلعسكر #قرية_بلعسكر #شياب_الساحل #سرطان #اكسبلور #وفيات #كبارالسن #جفر_اطيور

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

إنا لله وإنا إليه راجعون

#بلعسكر

بقلوب مؤمنة بقضاء الله وقدره، انتقل إلى رحمة الله تعالى المغفور له بإذن الله المعلم علي يوسف الخواجه (رحيمي) الذي وافته المنية يوم الأحد الماضي، عن عمر ناهز 50 عامًا، بعد صراع مع مرض السرطان.
نسأل الله أن يتغمده بواسع رحمته ومغفرته، ويسكنه فسيح جناته وأن يُلهم أهله وذويه الصبر والسلوان.

الأحد 4 محرم 1447هـ
الموافق 29 يونيو 2025م
8 تیر 1404 هـ.ش

#وفيات_الساحل #وفيات_بلعسكر #بلعسكر #قرية_بلعسكر #معلمي_الساحل #سرطان #اكسبلور #وفيات

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

⚽️ تمرين جهمبارك يومين ورا بعض
وين اللاعبين؟ محد 🤔
أقل من ١٠ نفر حضروا!
يعني لو نبي نسوي تقسيمة نحتاج نستعين بالأشبال 😂

الصياح والحماس؟
ضاع بين:
☀️ الحر
👴 واستعدادات دورة فرهاد لقدماء اللاعبين
🤷‍♂️ أو يمكن في سبب ثاني… الله أعلم!

فالحاضرين قالوا:
"خلاص نلعبها بنلتيات!" 🎯🥅
نقذر وقت… و طالعين معرقين 😂💦

#جهمبارك #كرة_القدم #خشونة_بس_محبة #تمارين_الشباب #ذكريات_الملعب
#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #كورة_جهمبارك #خشونة #صلاة #محبة #استقلال_جهمبارك #كرة_القدم #ضربات_ترجيحية #پنالتی #بيروزي_جهمبارك #يونس_مذكور

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

#البند
#قرية_البند
#يوسف_يونس
#جبال_الساحل
#جبل
#رعي_الاغنام
#غنم

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

مقطع من سوالف بو يعقوب؛ يوسف خلف عبدالله إبراهيم آل بو عبودات، عن ماضي قرية بستانو التميمية:

تحدث بو يعقوب عن ماضي عائلته آل بو عبودات وذكر أنهم انتقلوا من قرية خيارو إلى بستانو ثم سكنوا في قرية العجابر وبعدها عادوا مجددًا إلى بستانو وأشار إلى أن عائلته قامت بحفر بئر يعرف باسم طوي العجابر أو طوي العجابره وكان يقع في نفس المكان الذي بني فيه مسجد الجامع الكبير في بستانو و هو مسجد لا يزال بناؤه غير مكتمل حتى اليوم.

كما تحدث عن نخل عائلته المعروف باسم البديعة وهو من النخيل العامرة و المثمرة حتى اليوم.

كما أشار إلى وجود تلال أو جبال صغيرة واقعة غربي بستانو و شرقي خيارو وهي معروفة بإسم خشم الچهيف

وتحدث أيضًا عن موقع تل الخضر وهو تل كان يقع بين بستانو وخيارو وقد تمت إزالته بعد شق الشارع الرئيسي في نفس موقعه وذكر أن هناك كوت أو برج مراقبة قديم يعرف بإسم "كوت تل الخضر" وكان يتبع لقرية بستانو ومنطقة بني تميم

ثم ذكر أسماء وديان بستانو وهي:
وادي الحمر
وادي الأبيض
وادي شاهو

وختم بذكر عيون الماء الموجودة في بستانو وهي:
عين طاسو
عين الداو
عين المويلح

#بستانو #قرية_بستانو #اكسبلور #شياب_الساحل #كبارالسن #خيارو #العجابر #مساجد_الساحل #بئر_قديم #طوي_العجابر #ذكريات_الساحل #ذاكرة_الساحل #عوائل_الساحل #كوت #بني_تميم #تل_الخضر #خشم_الچهيف

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

ذاكرة كورة جهمبارك
لقاء مع مجموعة من قدماء لاعبي جهمبارك حول تاريخ كرة القدم في البلدة

1. بوفيصل؛ علي احميد خميس آل بوإخميس وجدي
تحدث عن البطولات التي حققها فريق استقلال جهمبارك العريق، والتي لا تزال باقية في الذاكرة. أشار بشكل خاص إلى بطولة مهمة فاز فيها استقلال على فريق عسلوه في أرضهم، ضمن بطولة كانت تقام في عسلوه ما زاد من قيمة هذا الإنجاز للعلم استقلال جهمبارك حقق اكثر من عشر بطولات في ملعب عسلوه


2. بوعلي؛ أحمد علي أحمد علي
3. استعرض بطولة فريق الوحدة (وحدت) التي أقيمت في قرية الخره والتي فاز فيها على فريق تمبوه (القرى الخمس) في النهائي، بعد تجاوز فريق الحالة – البساتين في نصف النهائي. وأشاد بموقف لاعبي استقلال جهمبارك الذين رغم خروجهم من البطولة، وقفوا دعمًا لفريق الوحدة، باعتباره الفريق الثاني لجهمبارك.


3. بوعادل؛ عبدالكريم علي النساج
شارك ذكرياته عن إحدى بطولات فريق استقلال في ملعب جهمبارك والتي فاز فيها الفريق على فريق جم في نصف النهائي.


4. بويوسف؛ شيخ حسن يوسف علي آل بو احميد
تحدث عن تاريخ ملاعب كرة القدم الترابية في جهمبارك، حسب تسلسله الزمني:

الملعب الأول: في أرض البهدارية

الملعب الثاني: في المسيل قريب من أرض مال الله عبود اسويلم

الملعب الثالث: في أرض آل بو الخيل عند بيت حسين أحمد حسين

الملعب الرابع: في أرض محمد يوسف هلالي

الملعب الخامس (الحالي):
كان ترابيًا لسنوات، قبل أن يحول لاحقًا إلى عشب اصطناعي، كما تغير اتجاهه ليصبح شرق – غرب بدلًا من الاتجاه السابق فوق و وطا.
وبحسب كلام بوفيصل، فقد تم تجهيز هذا الملعب بجهود شبابية ذاتية، حيث أُجريت تسوية الأرض باستخدام لودر كبير و تم نقل الطين إلى أرضية الملعب بواسطة تركتر محمد حاي أحمد، مما جعله ثاني ملعب رسمي منظم في جهمبارك

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

🔥 الإثارة مستمرة في تمارين شباب جهمبارك! 🔥

🎯 تعادل عادل بين فريق إبراهيم خلفان وفريق عيسى أحمدي‌زاده بنتيجة ٣ - ٣ 😅
يعني لا غالب ولا مغلوب⚽️

👬 المباراة كانت ١٦ نفر في ١٦ نفر، لكن الغريب؟!
رغم الحماس... التمرين كان أهدأ من تمرين أمس! 😴💤 يبدو أن الكل خاف بعد إصابات أمس 😂🩹

👀 التمرين شهد حضور الحكم الأسطوري بوخليفة 👨‍⚖️
اللي ما يغير قراراته حتى لو كل الفريق احتج عليه 💪😂
وخبير التحكيم پَریش من السواحل، اللي يطالع كل لقطة كأنه يحلل نهائي كأس العالم 🧐📹

🚨 والمفاجأة؟ حق كابتن بدر تمبوه!
اللي ما فك تمرين جهمبارك... كل اليوم عازم روحه بس علشان الحواشي 😂

📅 الإثنين | ٢ تیر ١٤٠٤

#جهمبارك #كرة_القدم #خشونة_بس_محبة #تمارين_الشباب #ذكريات_الملعب
#فريق_إبراهيم_خلفان #فريق_إبراهيم_زارعي
#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #كورة_جهمبارك #خشونة #صلاة #محبة #استقلال_جهمبارك #بيروزي_جهمبارك

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

📸 صورة من أيام زمان

في الصورة المرحوم مال الله محمد إسماعيل ، جالس على "البره" ويدوس البيدر وقت موسم الحصاد

زمان كانت "البره" تجر بواسطة الثور و تسحب فوق السنابل علشان يفصلون الحب من التبن … تعب و بساطة لكن القلوب مرتاحة

الله يرحمه ويغفر له ويرحم موتانا وموتى المسلمين

السؤال:
🌾 هل ركبتوا على " البره " من قبل؟
تتذكرون هالأيام؟
شاركونا ذكرياتكم و قصصكم ❤️


#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #جهمبارك #جفر_مبارك #جاه_مبارك #صورة_قديمة #صور_قديمة #عكس #صور #تصوير #جمال #لحظات #شياب_جهمبارك #شياب_الساحل
#ثور #حرث_الارض #موسم_الحصاد #الحصاد #دوس_البيدر #البيدر #البيادر #بره #البره

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

🏃‍♂️ بدء فعاليات تمارين شباب جهمبارك الحماسية!

انطلقت اليوم تمارين شباب جهمبارك بروح عالية و تحدي قوي حيث واجه الشباب ما يُعرف بـ "الحزب المخرب لاستمرار التمارين" يتقدمهم: خليد، بوايمن، وعيسى.
وقد اعترف عيسى اليوم بخسارته أمام همة الشباب، معلنًا تصحيح علاقاته ودعمه لاستمرار التمارين.

✅ الحضور كان مميزًا و التمرين ممتعًا مليئًا بالتحديات.
تقدّم فريق عبدالله يوسفي بهدفين نظيفين، فيما تمكن فريق إبراهيم خلفان من معادلة النتيجة في مباراة مثيرة و التعادل كان عادل

⚠️ تمرين اليوم لم يختلي من الإصابات:

الحارس المخضرم فريدون أصيب بعد تدخل قوي من إبراهيم خلفان، ونتمنى له الشفاء العاجل والعودة السريعة للملاعب

كما أصيب الموهبة الشابة محمد ناصر جاسمي و نسأل الله أن يمن عليه بالشفاء العاجل ويعود أقوى مما كان.

🩺وكذلك إصابة اللاعب الخبرة جاسم محمد زارعي خالص دعواتنا بالشفاء العاجل له والعودة القوية إن شاء الله.

🧤 في المقابل ظهر الحارس الناشئ عامر محمد عبدالله مغامص والذي لفت الأنظار بموهبته الواعدة كل التوفيق له فهو من الأسماء التي نأمل أن تضيء مستقبل حراسة المرمى في جهمبارك

🕊️ ونختم برسالة اعتذار باسمنا واسم جميع شباب التمارين للنجم الكروي من منطقة القابندية يوسف حق‌پرست و ضيف تمارين جهمبارك عن التهم التي وجهت له زورًا بتخريب التمارين ونعلن براءته التامة منها كـ براءة الذئب من دم يوسف عليه السلام.

😅 وبمناسبة ذهاب خليد وبوايمن إلى أجواء چغا الجميلة نتمنى لهم رحلة سعيدة ونقول: تحملوا الحر والرطوبة لا تنسون كريم الشمس والمهفات!
و نوصي عبدالله يوسفي وإبراهيم خلفان بعدم قبولهم مجددًا في مجموعة التمرين ... إلا بعد اعتذار رسمي وعزيمة محترمة لكل الشباب أو على الأقل شربت باردة تبرد قلوبنا عليهم! 😂🍹

#جهمبارك #كرة_القدم #خشونة_بس_محبة #تمارين_الشباب #ذكريات_الملعب
#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #كورة_جهمبارك #خشونة #صلاة #محبة #استقلال_جهمبارك #بيروزي_جهمبارك

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

#خاطرات_مدرسه #ده_شصت #معلم #چاه_مبارک #جهمبارك #كبار_السن #شياب_الساحل #شياب_جهمبارك #مدارس_الساحل #مدارس_جهمبارك #رجال_جهمبارك #ذاكرة_جهمبارك #ذاكرة_الساحل

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

ذاكرة معلم في جاه مبارك

قبل حوالي 45 عامًا، كانت جاه مبارك قرية صغيرة هادئة على الساحل، يعيش أهلنا فيها حياة بسيطة. لم تكن هناك كهرباء، لكن الناس كانوا متكاتفين وطيبون. في تلك الأيام، بدأ المعلم علي دباش من بوشهر رحلته في التعليم هنا.

إليكم أجواء جاه مبارك قبل 45 عامًا كما رآها وعاشها المعلم مع أهلها، بقلمه الصادق.

في عام 1360 هـ.ش (1981م)، تم تعييني كمعلم من مركز المحافظة، وانطلقت إلى مقاطعة كنقون. وبعد أن عرّفت بنفسي لدى إدارة التعليم هناك، تم توجيهي إلى قرية تُدعى "جاه مبارك"، التي لم تكن قد نالت بعد صفة المدينة، إذ تحوّلت إلى مدينة لاحقًا في عام 1396 هـ.ش (2017م).

انطلقت من كنقون إلى جاه مبارك في ميني‌بوس يقوده السيد يوسفي، الذي كان يتردد يوميًا بين كنقون و"القابندية" (بارسيان حاليًا)، وكان يتوقف في قرية "پرك"، حيث يسلّم القيادة لأخيه الذي يكمل الطريق بالركاب إلى القابندية. وبعد رحلة امتدت ثلاث ساعات، وصلت إلى جاه مبارك.

ما إن وصلت، حتى توجهت مباشرة إلى المدرسة وقدّمت نفسي للمدير. وبعد التحية والاستراحة، كُلّفت بتدريس الصف الخامس. لم يكن المدير باقياً طويلًا، إذ كان على وشك الانتقال إلى محافظة فارس، وبعد فترة قصيرة توليتُ إدارة المدرسة بنفسي.

كانت المدرسة تفتقر إلى شبكة مياه حلوة. الأنابيب الموجودة كانت تنقل مياهًا مالحة لا تصلح للشرب، فكنا نحصل على مياه الشرب من بركة (غرامة) القريبة، نُصفّي ماؤها خصوصًا في أيام الحر.

أما القرية، فلم تكن بعد موصولة بشبكة الكهرباء، وكنا نستخدم مصابيح نفطية تُعرف محليًا بـ "زنبوري للإنارة ليلًا.

غالبيّة الطلاب كانوا من أبنائنا العرب، أصحاب الألسنة الطيبة والنفوس الكريمة. كانوا ثنائيي اللغة، لغتهم الأم العربية، مما شكّل تحديًا تربويًا خاصًا في بيئة دراسية فارسية اللغة. لكن رغم ذلك، كان لديهم طاقات ذهنية وقدرات فطرية لافتة.

كان أولياء الأمور في غالبيتهم يعملون في الدول العربية، يغيبون لأشهر أو حتى لسنوات، مما جعل الأطفال بحاجة لرعاية تربوية وعاطفية مكثّفة.

الناس في جاه مبارك كانوا مثالًا للهدوء والاحترام، لا تُرى بينهم خصومة أو شجار، وكان الأمن يعمّ المكان. من أعمدة هذه القرية، المرحوم كذخدا عبد الله بوهندي التميمي، الذي كان أهل البلدة يثقون به، وكان يحمل همومهم ويسعى بصدق لتحسين أوضاعهم و كان يكن احترامًا خاصًا للمعلمين، ويدرك أثر العلم في ترقية المجتمعات، وكان إذا رآنا يردد بيت فردوسي:
"توانا بود هر كه دانا بود / ز دانش دل پير برنا بود"
(القويّ من كان عالمًا، فبالعلم يحيا قلب الشيخ شابًا)

في أول مجلس شتوي حضرته في منزله، تعلمت عادات العرب في الضيافة، وخصوصًا تقديم القهوة في "الدلة"، وعرفت طريقتهم في طلب الحاجة من خلال الامتناع عن شرب القهوة، فإذا أراد المضيف تلبية الطلب، طلب من الضيف أن يشرب، فذلك إقرار بالقبول. لم أكن على دراية، فشربت القهوة وأبقيت الفنجان في يدي، فأعاد القهوجي ملأه مرارًا حتى نبّهني أحد الحاضرين إلى ضرورة هز الفنجان إن لم أعد أريد المزيد.

في تلك الأيام، كانت جاه مبارك تعتمد على برك الماء التي أُنشئت في عدة مواضع من القرية، خصوصًا في مجاري السيول، حتى يتمكن الأهالي من تأمين مياه الشرب.

وفي أحد أيام بينما كنت أتجول في أروقة المدرسة سمعت سيدة تصرخ قرب إحدى البرك. خرجت مسرعًا، فوجدت أن بقرتها قد سقطت في الماء وتسبح في حالة هلع. لم يطل الوقت حتى جاء رجل من أهل القرية، جلب حبلًا، وربطناه حول رقبة البقرة وسحبناها معًا، حتى نجيناها من الغرق.

الوصول إلى جاه مبارك لم يكن سهلًا. الطرق وعرة، ووسائل النقل قليلة. أذكر يومًا، في شهر بهمن، خرجت من المدرسة إلى الطريق قرابة الساعة الواحدة بعد الظهر، وبقيت خمس ساعات بانتظار وسيلة تقلّني إلى كنقون. ظهر أخيرًا شاحنة محمّلة بالطحين، كان سائقها يبحث عن "التعاونية" ليسلم حمولته، فدللته عليها. وبعد انتهاء التفريغ، استأذناه لنرافقه إلى كنقون و من كنقون ذهبنا إلى بوشهر، فوافق مشكورًا.

بعد انتهاء الإجازة، عند عودتنا إلى جاه مبارك، ركبنا أنا وزميلي الأستاذ محمود بورمحمد، مدير ومعلم مدرسة قرى «المروع و السواحل»، في وسيلة نقل من كنقون إلى ميناء سيراف
من سيراف إلى جاه مبارك لم نجد وسيلة نقل، لذا توجهنا إلى أصدقائنا في مدرسة سلمان الفارسي الإعدادية في سيراف. وكان لدينا قلق من عدم التواجد في المدرسة صباح اليوم التالي في الوقت المناسب. لذلك كنا متنبهين إذا كان هناك شاحنة متجهة نحو جاه مبارك، لنسمع صوتها ونوقفها ونطلب من السائق أن يأخذنا معه إلى مكان خدمتنا.

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

البته حیوان خودش هم در صدد نجات از این وضعیت خطرناک بود.
آن‌زمان وسیله ایاب و ذهاب از کنگان به چاه‌مبارک یا بالعکس به علت ناهمواربودن جاده به‌ندرت پیدا می‌شد. زمان سفر از کنگان به چاه مبارک نیز 3 ساعت طول می‌کشید؛ و اکنون به کم تر از نصف این مسافت رسیده است. در یک روز پنجشنبه در بهمن‌ماه، ساعت 1 به قصد عزیمت به کنگان و از آنجا به بوشهر، از مدرسه بیرون آمدم. حدود 5 ساعت متنظر وسیله نقلیه بودم که کامیونی حامل آرد ظاهر شد. راننده در کنار ما توقف کرد و آدرس تعاون روستایی را پرسید که مسئول آن زنده نام زایرمحمد هاشمی (از انسان‌های شریف، فعال و باهوش چاه‌مبارک) بود. دو کارگر حدود 2 ساعت آردها را از کامیون تخلیه نمودند و در انبار تعاونی جای دادند. با موافقت راننده، سوار بر کامیون شدیم و عازم کنگان و از آنجا راهی بوشهر شدیم. پس از اتمام مرخصی، در بازگشت به چاه مبارک، وسیله نقلیه‌ای از کنگان تا بندر سیراف من و همکارم آقای محمود پورمحمد مدیر و آموزگار روستای «مروع و سواحل» را سوار کرد.
از سیراف تا چاه‌مبارک وسیله‌ای پیدا نکردیم، به همین دلیل رفتیم نزد دوستان در مدرسه راهنمایی سلمان فارسی سیراف. از طرفی دغدغۀ حضور به موقع در مدرسه برای صبح فردا داشتیم. از این‌ رو حواسمان را جمع کردیم تا اگر کامیونی به سمت چاه‌مبارک در حال حرکت باشد، صدای آن را بشنویم و متوقفش کنیم و از راننده بخواهیم تا ما را با خود به محل خدمت برساند.
شب شده بود و ناگهان دورتر از مدرسه، صدای موتور کامیونی را در جاده ناهموار شنیدیم که آهسته در حال حرکت بود. از مدرسه بیرون آمدیم و دست بلند کردیم و کامیون ایستاد. از ایشان خواستیم که ما را با خود به چاه‌مبارک ببرد. کنار راننده دو نفر از اهالی محترم عسلویه نشسته بودند و بار کامیون هم آجر بود. راننده به ما گفت با شرمندگی تمام فقط روی آجرها جا دارم. ما هم چاره‌ای نداشتیم و به اتفاق دوستم رفتیم سمت بالای کامیون و روی آجرها نشستیم. زمستان بود و هوا سرد که ناگهان باران هم نم‌نم شروع به باریدن کرد. سرانجام کامیون به عسلویه رسید و دو نفر سرنشین جلو پیاده شده و ما بقیه راه در کنار راننده نشستیم.
در یکی از شب‌های سرد زمستانی و در ساعت ۱۲ شب با یکی از دوستان با موتورسیکلت عازم روستای «بنود» جهت دیدار سایر همکاران شدیم. در یک آب‌نما بین چاه‌مبارک و «بنود»، موتورسیکلت خاموش شد. منطقه پر از گراز بود و هر چه تلاش کردیم که موتور روشن شود، نتیجه نداد. دقایقی بعد از دور چراغ موتورسیکلتی پدیدار شد و بعد از چند دقیقه به ما رسید. راکب بامعرفت موتورسیکلت در کنار ما ایستاد و وقتی فهمید موتور روشن نمی‌شود، آچار شمع را بیرون آورد، شمع موتور را باز کرد و با بنزین شست و مجدداً آن را نصب کرد. موتور با یک هندل روش شد و ما به سمت روستای بنود حرکت کردیم و ساعت حوالی 1:30 بامداد به آنجا رسیدیم. به محض ورود به روستا، تعداد زیادی سگ پارس‌کنان به موتور نزدیک شدند و تا نزدیکی پای ما برای گاز گرفتن هم آمدند، اما گاز دادم و خودمان را به مدرسه رساندیم. هرچند مدرسه درب وردی و حصار نداشت، اما به محض اینکه وارد حریم مدرسه شدیم، سگ‌ها از تعقیبمان دست کشیدند و در آن شب تاریک و سرد جان سالم به در بردیم.
لازم می‌دانم در پایان یادی کنم از افراد و خانواده‌های چاه مبارک که در جهت شکل‌دهی به فرهنگ و پیشرفت مردم آن دیار کوشا بودند:
یکی از بزرگوران مورد احترام مردم، مرحوم کدخدا عبدالله بوهندی التمیمی بود که در بین مردم به عنوان معتمد شناخته می‌شد. مرحوم ملامذکور یوسف مقدسی که پدر شیخ ابراهیم مقدسی امام جمعه چاه مبارک بود، نقش مهمی در هدایت دینی و اجتماعی جامعه چاه‌مبارک داشت. مرحوم ابراهيم الكدیمی دامدار شریف و محترمی بود که هر روز فاصله ی بین روستای بستانو و چاه مبارک را جهت اقامه اذان در مسجد جامع چاه مبارک طی می نمود. احمد وجدی فرزند خمیس و معروف به حمید خماسو نیز یکی از مردان نیک و محبوب چاه‌مبارک بود. مرحوم ابراهیم خلیل از دیگر بزرگان است که مورد اعتماد مردم بود. مرحوم خميس عبدالرحمن جاسمی هم از مردان شریف و نجیب چاه‌مبارک و کاسب با ایمان و منصفی بود.
شیخ حسن جاسمی پسر مرحوم یوسف علی جاسمی از خانواده‌های معتمد و فعال در امور اجتماعی بود. مرحوم مبارک مبارکی‌پور و حاج احمد مبارکی‌پور نیز در پیشبرد امور محلی نقش مهمی داشتند. مرحوم زایرمحمد هاشمی، حاج‌حسن غلام‌پور، مرحوم حاج‌علی پورغلام و غلامعلی پورغلام، از دیگر چهره‌های تأثیرگذار بودند که صادقانه به مردم خدمت می‌کردند. مرحوم مهلی حاجی‌زاده و حاج‌علی حمیدی، پدر احمد حمیدی که از افراد خوشنام و خیر چاه‌مبارک می‌باشند و دیگر بزرگان همچون مرحوم کمال علی کمال غلامی، علی برهو محمدی‌زاده، سالم الماس جاسمی و شاهین مقدسی نیز هر یک به سهم خود در حفظ و ترویج ارزش‌های انسانی و اجتماعی نقش ایفا نمودند.

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

خطبة صلاة الجمعة في جهمبارك

🕌 اليوم: الجمعة، 9 محرم 1447 هـ
🎙 الخطيب: الشيخ إبراهيم ملا مذكور يوسف محمد آل بو الملالية المقدسي

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

قعدة من الزمن الطيبين

قعدة عفوية لمجموعة من شياب جهمبارك والقرى المجاورة في دكان بووليد؛ علي بوهندي أحد أقدم المحلات التجارية التي لا تزال قائمة حتى اليوم في جهمبارك.

هذا الدكان ورثه "بو وليد" عن والده المرحوم بوهندي يوسف بوهندي، وما زال محافظًا على هيئته القديمة، كما كان في السابق و مكانًا يجتمع فيه كبار السن والشياب لتبادل الحديث والذكريات.

تراثنا الذي لا يُنسى
في الزاوية يجلس النوخذة محمد خالد، منشغلًا بصنع " الطرقعانة "… لعبة من ذكريات ماضينا الجميل، كانت تمارس في نهاية موسم الخرافة في قرى الساحل.

تصنع " الطرقعانة " من عَسَق النخلة، إذ يقطع العَسَق من العِدق ويُشرَخ من الجانبين إلى المنتصف، ويُترَك وسطه متماسكًا.
عند اللعب بها، تحدث أصواتًا مميزة تسعد الأطفال و تعد بمثابة إعلان بانتهاء موسم الخرافة

في هذه الجلسة، تحدّثوا أيضا عن أيام زمان، حين كانت البنات أقلّ من الأولاد عددًا و كان الشاب يجد صعوبة في الحصول على زوجة.
كان كل من تبلغ من البنات سن التاسعة تحجز أو تخطب مباشرة، ويبدأ أهلها "يشغّلون على الخاطب" سنين طويلة في الزراعة و ... ، حتى يأذنوا له بالزواج منها.

ذكر لي أحد كبار السن:
" إلي ما عنده نخل، ما يزوّجونه... النخلة كانت شرط، ورمز قدرة الرجل على فتح بيت وتحمل المسؤولية."

بو ياسين

#جهمبارك #الطرقعانة #ذكريات_الشياب
#تراث_عرب_فارس #دكان_بوهندي #نوخذة_محمد_خالد #الطرقعانة #لعبة_الطرقعانة #قرى_الساحل #طرقعانة #طرقعانه #العاب_تراثية #الالعاب_القديمة #العاب_الطفولة #لعبة #العاب_تراثية #العاب_الطفولة #اكسبلور #تراث #تراثنا #ذكريات_الساحل #ماضي #الماضي #اطفال_الساحل #العاب #العاب_اطفال #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #تراثنا #متحف #الزواج_قديما #موسم_الخرافة #موسم_الخراف

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

ذكريات كرة القدم في جهمبارك – بلسان بوحمد
مقطع من حديث الكابتن أحمد علي إبراهيم خليل إبراهيم آل بوخليل (بوحمد) في متحف السحارة، وأمام جمع من أشبال كرة القدم في جهمبارك

في جلسة ودية توثيقية ضمن أروقة متحف السحارة، وأمام عدد من أشبال كرة القدم في جهمبارك، استعاد الكابتن بوحمد ذكريات الجيل الذهبي لفريق استقلال جهمبارك، واصفًا إياه بأنه الفريق الذي لا ينسى، والذي حصد أغلب بطولات المنطقة في الفترة الممتدة من سنة ١٣۶۷ إلى ١٣۷۹ هـ ش.

واستعرض أبرز البطولات ومنها آخر بطولة لذلك الجيل في سنة ١٣۷۹ هـ ش والتي افتتحها محمد أحمد عبدالله مبارك التميمي، بمشاركة ٢٤ فريقًا من قرى تمتد من كنقون إلى القابندية.

في افتتاح البطولة تغلب استقلال جهمبارك على فريق بخشدارية القابندية بنتيجة ٥ - ١، وكرر تفوقه عليه في النهائي بعد مباراة قوية انتهت بركلات الترجيح لصالح استقلال.

تحدث بو حمد أيضًا عن تعصب لاعبي الجيل الذهبي الكروي الإيجابي وحبهم للعب، وذكر بالاسم: ملا خلف ، علي احميد ، خميس و عبدالله دشته، شاهين روان، إبراهيم صباح، خميس عبدالرحمن، علي صباح، عبدالله غانم، سلطان مبارك و غيرهم ...

ثم أكمل قائلاً: "كل اللاعبين في ذلك الجيل كانوا مميزين وكل واحد فيهم كان له بصمة، سواء في اللعب أو الأخلاق أو الالتزام."

وتحدث عن مسيرته الشخصية قائلاً: "أنا كنت كابتن الفريق في آخر بطولة وبدأت ك مدافع يمين في أول فريق كروي في جهمبارك، فريق محمد عبدالله إدريس، وبعدها انتقلت للهجوم مع استقلال، ولعبت إلى أن ختمت مسيرتي ك مهاجم"

#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #اكسبلور #كورة_جهمبارك #ذاكرة_جهمبارك #استقلال_جهمبارك #استقلال #بوحمد #كرة_القدم #اشبال_الساحل #متحف_السحارة #متحف #الكاس #الجيل_الذهبي

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

لمحات من معاناة أهلنا في قرى الساحل في سنين القحط

يروي لنا العم أبو محمد – أحمد إبراهيم الحاجي من قرية اللّعلمي بعضًا من ذكرياته المؤلمة عن أيام القحط والجوع التي عصفت بالناس في قرى الساحل، والتي لا تزال محفورة في ذاكرته رغم مرور العقود.

يقصد العم أبو محمد سنة القحط الكبرى عام 1939م (1358هـ ق / 1314هـ ش)، والتي كانت من أقسى السنوات على الإطلاق. فقد انتشر فيها وباء الجدري في الساحل وخلف مآسي كثيرة

يستعيد بومحمد مشهدًا من ستين سنة مضت، حين ذهب مشيًا على الأقدام إلى جهمبارك، في رحلة تعب ومشقة لا تُنسى، تعكس حجم ما عاناه الناس في تلك المرحلة العصيبة.

يتحدث أيضًا عن سنوات الجوع القاسية، حين كان الناس يمشون على الطرق ويموتون من الجوع والمرض لا يجدون قوت يومهم. كثير منهم شدّوا الرحال إلى عبدان طلبًا للرزق والتحقوا بشركات النفط، لكن القليل فقط منهم عاد، فقد مات الكثير هناك أيضًا من الأمراض والجوع.

ومن القصص المؤلمة التي رواها، قصة امرأة أرملة من قرية اللّعلمي، اضطرت للهجرة مع طفلتها الصغيرة بعد موت زوجها بحثًا عن لقمة العيش. انتهى بها المطاف في جهمبارك، حيث تزوجت من رجل من أهل جهمبارك وأنجبت منه ولدًا. لكن القدر لم يتركها، إذ توفي زوجها، فجاء أهلها وأخذوها مع أولادها لتقيم في غدير البرية، وهناك تزوجت مرة أخرى، إلا أن المآسي لاحقتها، حيث فقدت ابنها بعدما نهشه جمل.

كل هذه الهجرات والقصص الموجعة كانت من آثار الجوع والقحط التي غيرت مصائر الناس وبدّلت أحوال القرى وأهلها.

هذه الشهادة من بو محمد تمثل جزءًا من الذاكرة الحية لأهل الساحل، وتوثق صبرهم وتكاتفهم في وجه الشدائد، وتستحق أن تُروى للأجيال القادمة.

#ذكريات_الطيبين #ذكريات_الساحل #سنين_القحط #الماضي #تاريخ_قديم #شياب_الساحل #نجا #ذكريات_الماضي #سنين_الجوع #سنة_الرحمة #الجدري #وباء #قرى_الساحل #اللعلمي #قرية_اللعلمي #شياب_الساحل #كبار_السن #نساء_الساحل #حريم_زمان #حريم_أول #وفيات_الساحل #ماضي #الماضي #تاريخ #قديم #جك_جك #غدير_البرية #جهمبارك #ذاكرة_جهمبارك

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

انطلاق دورة قدماء جهمبارك.. وتعادل مثير في الافتتاح!

مساء اليوم الأحد 4 محرم 1447هـ انطلقت بطولة قدماء لاعبي جهمبارك بمباراة افتتاحية جمعت بين:
🔸 فريق الشهيد إبراهيم إبراهيمي
🔸 فريق الشهيد يوسف إبراهيمي

وانتهت المباراة بنتيجة تعادل إيجابي ٣-٣ في لقاء حماسي كانت كل أهدافه في الشوط الثاني!

⚽️ المباراة كانت سجال بين الفريقين، تبادل في السيطرة والفرص لكن فريق الشهيد إبراهيم إبراهيمي خطف هدف التعادل في الثواني الأخيرة.

🎭 ومن الطرائف بعض الجماهير شككت أن فرهاد يستخدم منشطات بسبب كثرة حماسه وركضه في أرض الملعب!
الله أعلم… لكن الواضح إن الحماس عنده أعلى من حرارة الجو!

#دورة_الوفاء #فرهاد_٧ #قدماء_جهمبارك #ركض_ولا_منشطات؟ #ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #كورة_جهمبارك #قدماء_لاعبي_جهمبارك #قدماء_لاعبي #اكسبلور #كرة_القدم #بطولة_القدماء #نجوم_معتزلين #استقلال_جهمبارك #استقلال #بيروزي_جهمبارك #بيروزي_جهمبارك #بيروزي

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

تهنئة بمناسبة عودة الحجاج

حج مبرور و ذنب مغفور و تجارة لن تبور
نبارك لحجاج بيت الله الحرام عودتهم سالمين غانمين، سائلين الله أن يتقبل منهم الحج والنسك ويجعل حجهم خالصاً لوجهه الكريم.

📍 مقطع من زيارتنا للحاج بواسحاق؛ إبراهيم حسين يوسف حسين آل بو أحمد من سهموالشرقية، بمناسبة عودته من أداء فريضة الحج يوم الخميس الماضي 1 محرم 1447هـ

#حج #الحجاج #حجاج_الساحل #سهموالشرقية #قرية_سهموالشرقية #اكسبلور #ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

استقلال جهمبارك يتعادل مع منتخب القابندية

في مباراة ودية أقيمت عصر اليوم الجمعة 2 محرم 1447هـ، تواجه فريق استقلال جهمبارك مع ضيفه منتخب القابندية، وانتهت المباراة بنتيجة التعادل الإيجابي 2-2.

رغم تأخر الاستقلال بهدفين في الشوط الثاني، إلا أنه تمكن من تعديل النتيجة قبل نهاية المباراة

كما تألق في اللقاء حارس المرمى محمد إبراهيم أحمدي زاده الذي تصدى لأكثر من ثماني فرص محققة مما جعله محل إشادة الجماهير التي طالبت بضرورة التزامه بالتدريبات وحراسة المرمى في تمارين جهمبارك
٦ / ٤ / ١٤٠٤

#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #كورة_جهمبارك #كرة_القدم #منتخب_القابندية #القابندية #ستلو #الاحشوم #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #استقلال_جهمبارك #اكسبلور

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

ذاكرة كورة جهمبارك
لقاء مع مجموعة من قدماء لاعبي جهمبارك حول تاريخ كرة القدم في البلدة

1. بوفيصل؛ علي احميد خميس آل بوإخميس وجدي
تحدث عن البطولات التي حققها فريق استقلال جهمبارك العريق، والتي لا تزال باقية في الذاكرة. أشار بشكل خاص إلى بطولة مهمة فاز فيها استقلال على فريق عسلوه في أرضهم، ضمن بطولة كانت تقام في عسلوه ما زاد من قيمة هذا الإنجاز للعلم استقلال جهمبارك حقق اكثر من عشر بطولات في ملعب عسلوه

2. بوعلي؛ أحمد علي أحمد علي
استعرض بطولة فريق الوحدة (وحدت) التي أقيمت في قرية الخره والتي فاز فيها على فريق تمبوه (القرى الخمس) في النهائي، بعد تجاوز فريق الحالة – البساتين في نصف النهائي. وأشاد بموقف لاعبي استقلال جهمبارك الذين رغم خروجهم من البطولة، وقفوا دعمًا لفريق الوحدة، باعتباره الفريق الثاني لجهمبارك.

3. بوعادل؛ عبدالكريم علي النساج
شارك ذكرياته عن إحدى بطولات فريق استقلال في ملعب جهمبارك والتي فاز فيها الفريق على فريق جم في نصف النهائي.

4. بويوسف؛ شيخ حسن يوسف علي آل بو احميد
تحدث عن تاريخ ملاعب كرة القدم الترابية في جهمبارك، حسب تسلسله الزمني:

الملعب الأول: في أرض البهدارية

الملعب الثاني: في المسيل قريب من أرض مال الله عبود اسويلم

الملعب الثالث: في أرض آل بو الخيل عند بيت حسين أحمد حسين

الملعب الرابع: في أرض محمد يوسف هلالي

الملعب الخامس (الحالي):
كان ترابيًا لسنوات، قبل أن يحول لاحقًا إلى عشب اصطناعي، كما تغير اتجاهه ليصبح شرق – غرب بدلًا من الاتجاه السابق فوق و وطا.
وبحسب كلام بوفيصل، فقد تم تجهيز هذا الملعب بجهود شبابية ذاتية، حيث أُجريت تسوية الأرض باستخدام لودر كبير و تم نقل الطين إلى أرضية الملعب بواسطة تركتر محمد حاي أحمد، مما جعله ثاني ملعب رسمي منظم في جهمبارك

#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #شياب_الساحل #شياب_جهمبارك #كورة_جهمبارك #وحدت_جهمبارك #استقلال_جهمبارك #كرة_القدم #ذاكرة_جهمبارك #رجال_جهمبارك #اكسبلور #قدماء_لاعبي_جهمبارك #نجوم_معتزلين #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #البساتين #الخره #تمبوه #قرى_الخمس #جم #سيراف #عسلوه

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

⚽️ أجواء تمرين الأربعاء في جهمبارك
📅 الأربعاء | ۴ تیر ۱۴۰۴

🔥 مواجهة نارية بين فريق عيسى أحمدي‌زاده وفريق يوسف حق‌پرست النتيجة؟ ٥ - ٣ لصالح عيسى 🎯
ما خلوا حق‌پرست يتنسم 😅

🧠 نجم الموقف؟ جاسم مالکی، صاحب الثلاث جنسيات، ليبرو فريق حق‌پرست، والمشهور بـ"التسللات المعتمدة" 😂
وبما إنه ما فيه حكم ولا راية، فاحتساب التسلل يعتمد على ليبرو الفريق وضميره…
وجاسم؟ ضميره شغال 😆🚩
كل شوي يصيح: "أفسيييد!"… والشباب يسكتون 🤫⚽️

😬 لكن رغم التسللات الوهمية اللي قبضها جاسم بتوصية خاصة من حق‌پرست…
الخسارة ما رحمتهم وطعمها كان مر ☕️🔥

🕌 بعد الصلاة، حق‌پرست حاول ينكر الهزيمة…
بس النتيجة واضحة 📺

👬 التمرين كان ١١ ضد ١١، مرتب ومنظم و هلكه ✌️
🎩 وشهد التمرين حضور المخضرم بوغانم داخل الملعب وأحمد علي‌پور (بوعلي) من مقاعد الاحتياط يتابع كأنه محلل الكأس 😎🎙️

📌 تنويه مهم:
🕊️ الخميس مافي تمرين بسبب "بدعة عبدالله یوسفی" (در اختیار خانواده) 🕯️
⚽️ ويوم الجمعة مخصص للمباريات الودية… جهزوا نفسكم للأكشن! في الاسبوع المقبل 💪🔥


#جهمبارك #كرة_القدم #خشونة_بس_محبة #تمارين_الشباب #ذكريات_الملعب
#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #كورة_جهمبارك #خشونة #صلاة #محبة #استقلال_جهمبارك #بيروزي_جهمبارك

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

في قمة التحدي والندية ⚽🔥

شهد تمرين شباب جهمبارك اليوم مباراة حماسية بين فريق إبراهيم خلفان و فريق إبراهيم زارعي وانتهت بفوز الأول بنتيجة 1️⃣ - 0️⃣

اليوم ما بقى أحد في جهمبارك 😅 الكل كان في الملعب، مقسومين بين الفريقين والأجواء كانت مشتعلة… الخشونة أكثر من اللعب 💪😂

أول ما وصلت، قلت: "تام أحد في البلاد؟"
ما خلصت جملتي إلا والإصابات تبدأ واحد ورا الثاني 😂

لكن الأجمل من كل شيء؟
بعد نهاية التمرين الكل قام وتوضى وتوجهنا للصلاة جماعة 🙏
وبعد الصلاة؟
رجع النقاش الكروي، بس بهدوء… بدون خشونة 😄

رياضة، عبادة، وأخوة…
هكذا هم شباب جهمبارك 👏

#جهمبارك #كرة_القدم #خشونة_بس_محبة #تمارين_الشباب #ذكريات_الملعب
#فريق_إبراهيم_خلفان #فريق_إبراهيم_زارعي
#ذكريات_جهمبارك #شباب_جهمبارك #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #كورة_جهمبارك #خشونة #صلاة #محبة #استقلال_جهمبارك #بيروزي_جهمبارك

Читать полностью…

بين الماضي والحاضر

📸 صور من الذاكرة.. جهمبارك قبل أربعين عاماً وأكثر
مشاهد نادرة من أيام مضت، تروي ملامح الحياة البسيطة في جهمبارك وتجمع وجوه أهلها الطيبة في تفاصيل يومية عشناها أو سمعنا عنها من الكبار.

الصور تنقل عبق الماضي ودفء الألفة، وتذكرنا بجمال البساطة وروح مجتمع الصغير

اللهم ارحم الميت منهم وأمدّ في عمر الأحياء وارحم جميع موتانا وموتى المسلمين وارزقنا حسن الخاتمة.

🎞️ المقطع من إنتاج: محمد سالم و خالد إسماعيل
#جهمبارك #ذاكرة_المكان #الزمن_الجميل #تراثنا
#ذكريات_الطيبين #ذكريات_الساحل #ذاكرة_الساحل #ذاكرة_جهمبارك #جهمبارك #جاه_مبارك #جفر_مبارك #ذكريات_جهمبارك #شياب_جهمبارك #شياب_الساحل #اكسبلور #حياة_الناس #حياة_الناس_في_الماضي #حياة_الاولين #رجال_جهمبارك #وفيات_جهمبارك #وفيات_الساحل

Читать полностью…
Subscribe to a channel