13736
آموزش و اخبار حوزه كسب و كار . شبكه اي از آموزه ها و كسب و كارهاي داخلي و بين المللي تبليغات: https://t.me/Businessschool_Ads Admin: @ibusinessleader 🎯 تبلیغ گروهی در بهترینهای #صنعتنفت: @EnergyNegar
لینک *ثبت نام* در
*سمینار مسئولیت اجتماعی و توسعه پایدار*
که توسط شهرداری تهران و
سازمان مدیریت صنعتی
در تاریخ *۲۷ بهمن* ماه
در سالن همایش *برج میلاد*
برگزار خواهد شد
https://csrtalk.ir/Identity/Account/Register
جهت رعایت مسئولیت اجتماعی و ترویج فرهنگ آن، ثبت نام بصورت *رایگان* می باشد.
*مهلت ثبت نام* تا تاریخ *۲۰* بهمن ماه
@Business_News
🔲⭕️ ۵ دلیل برای اینکه مردم اعتراض میکنند
✍️مجتبی لشکربلوکی
🔗فرصت کردم با چند معترض گفتگو کنم (با معترض و نه اغتشاشگر و تخریبگر).
برخی از آنان «اعتراض اولی» بودند و برخی هم «اعتراض چندمی» و اینک حاصل گفتگو. چرا مردم اعتراض می کنند؟ به ۵ دلیل!
۱) بی افقی: اوایل دهه ۹۰ شمسی یکی از وزرای اسبق برای فرصت مطالعاتی به چین رفته بود (حدود ۱۵ سال پیش) می گفت چینی هایی که دیده بود زندگی نکبت باری داشتند. وضعیت بهداشت و زندگی شان قابل مقایسه با ایران آنروز نبود. اما بسیار امیدوار بودند چرا که می دیدند حکومت هر چند وقت یکبار منطقه به منطقه کل ساختمان ها را کف بُــر و تخریب می کرد و ساختمان نو می ساخت و تحویل می داد.
مردم در نکبت زندگی می کردند اما چشم انداز روشنی داشتند. چرا که پیش خودشان می گفتند این ماه نه؛ ماه بعدی و امسال نه؛ سال بعدی بالاخره نوبت ما هم می شود.
معترضانی که با آنان به گفتگو نشستم هیچ تصویر روشنی از آینده ندارند. (بحران بی افقی جمعی یا بیرویایی ملی) شرایط برهه حساس کنونی، باعث شده ما همواره در حال عبور از این بحران برای کسب آمادگی برای بحران بعدی باشیم. «سیاست از این ستون به آن ستون»
۲) نداشتن نماینده: جمع کثیری از مردم احساس می کنند که نماینده واقعی و موثر در حاکمیت ندارند. یعنی نمیدانند که چه کسی، منافع، دغدغه، اولویت های آنان را در درون حاکمیت به صورت موثر تا حصول نتیجه پیگیری میکند.
۳) نداشتن کانال: در دنیا احزاب، اصناف و تشکلها، محلی برای تجمیع و تلفیق نظرات، گفتگو، رایزنی مردم با حکومت است.
ما در ایران مسیر آسانی برای انتقال معطوف به نتیجه نظرات نداریم. اینکه بگوییم مردم حرف هایشان را بزنند دقیقا چگونه؟ و به چه کسی؟ فرض کنید کسیc منتقد سیاست فیلترینگ باشد، دقیقا به کجا باید مراجعه کنم؟ منتقد بدون کانال تبدیل می شود به معترض!
۴) تصور جهانهای موازی: معترضان می گویند ما در ده سال گذشته کمتر گوشت مصرف می کنیم (بر اساس آمار مصرف گوشت قرمز به حدود یک سوم ده سال پیش رسیده) کمتر سفر می رویم، بیشتر قرص اعصاب می خوریم اما مسوولان محترم از پیشرفت و رشد و توسعه صحبت می کنند. انگار که ما در جهان های موازی زندگی می کنیم.
۵) انتخاب «کمتر بدتر» در برابر «خیلی بهتر»: در طول سالیان گذشته هر بار به مردم گفته ایم برای اینکه اوضاع خیلی بد نشود فعلا گزینه «کمتر بدتر» را انتخاب کنیم. اما کسانی هستند (خارج از حکومت) که گزینه خیلی بهتر را نوید می دهند (راست یا دروغ).
معترض امروز همان مردمی هستند که دیگر از گزینه «کمتر بدتر» خسته شده و به گزینه «خیلی بهتر» دل بسته.
فرمول ساده شده: نارضایتی (دلایل ۱ و ۵) + ناامیدی (دلایل ۲ و ۳ و ۴) = ناآرامی و اعتراضات سازمان نیافته بسیار مهم است بین اعتراضات سازماننیافته و اغتشاشات سازمانیافته تفکیک قائل شویم.
🔗در لابه لای این گفتگوها دو نکته توجهم را جلب کرد:
۱) عبور از مراجع ۴ گانه روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت: مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشنفکران و افراد شاخص سیاسی.
این جمع معترضی که دیدم از همه این ها عبور کردهاند. شاید ما وارد جامعه بیمرجع شده باشیم. نمیدانم! فقط همین قدر میدانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شدهاند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکلنایافته نگرانکنندهتر هم میشود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟
۲) شکاف ۵۰ ساله روسای قوای سهگانه، رئیس مجمع تشخیص و دبیر شورای عالی امنیت ملی همه در دهه هفتم و هشتم زندگیشان هستند در حالی که جمع کثیری از معترضان هنوز دهه دوم زندگی شان را کامل نکرده اند.
این شکاف سنی ۵۰ ساله باعث میشود دیالوگ دشوار شود. تعامل مدیران ارشد متعلق به ۷% بالای هرم سنی (بالای ۶۵ سال) با ۹۳% جامعه زیر ۶۵ سال تعامل آسانی نیست.
این معترضان (و نه تخریب گران) همان مردم کوچه و بازار و مدرسه و اداره اند. همان پرستارانی که در کرونا جانفشانی کردند. همان دانش آموزانی و ورزشکارانی که در المپیادها و المپیک ها به نام ایران طلا گرفتند. باور دارم اگر همین معترضان پایش بیفتد شانه به شانه نیروهای نظامی و انتظامی مدافع امنیت این سرزمین خواهند بود در برابر اغتشاشگران و تخریبگران و مزدوران.
اما اگر همان ۵ دلیل بالا باقی بماند با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانهای می توان شعلههای آتش را مهار کرد اما با آتشِ زیرِ خاکستر چه می کنیم؟
🔜 @Business_News
🔲⭕️ هفتاد همت؛ حماقت یا خدمت؟
مجتبی لشکربلوکی
یکی از مدیران ارشد سابق فضای مجازی گفته مردم سالانه ۷۰ هزار میلیارد تومان (همت) پول فیلترشکن می دهند. این را بگذارید کنار اینستاگرام با ۳۱ و تلگرام با ۲۴ میلیون کاربر فعال در اوج محبوبیت و کاربری. معنای این دو گزاره کنار هم چیست؟ شکست سیاست فیلترینگ!
برای اینکه اهمیت این مبلغ رو درک کنیم:
اصلا ۷۰ همت نه و بلکه نصف آن درست باشد یعنی ۳۵ همت؛ معادل هزینه ساخت ۳۰ هزار خانه کوچک و صاحب خانگی ۹۰ هزار نفر(سالانه)
سال ۱۴۰۳، با ۲۸ همت ۱۱ هزار زندانی جرایم غیرعمد آزاد شدند. یعنی با این پول می شد هزاران زندانی آزاد و هزاران خانواده شاد شوند.
سال گذشته مجموع بودجه عمرانی ۱۵ استان از سیستان و بلوچستان تا کردستان سرجمع کمتر از ۳۵ همت بود
دقت کنید نمی گویم اگر این ۳۵ همت صرف فیلترینگ نمی شد، صرف این امور می شد می خواهم بگویم داریم راجع به چه عددی صحبت می کنیم!
بی انصافی است اگر استدلال طرف مقابل را نشنویم:
◽️در هفتاد همت اغراق شده و اقعیت کمتر از این هاست [که نصف آن را در نظر گرفتیم]
◽️بخش قابل توجه وی.پی.ان برای امور کاری و علمی و دور زدن تحریم هاست و نه فیلترینگ داخلی. برخی حتی با سیم کارت سفید مجبورند وی.پی.ان بخرند. پس همه این مبلغ به خاطر فیلترینگ داخلی نیست.
◽️در پاسخ به توسعه جاسوس افزارها: فیلترشکن های معروف حاوی بدافزار نیستند مگر آنکه سرویس های جاسوسی هماهنگ کنند که این موضوع در مورد اپ های فیلترنشده هم احتمالش هست.
◽️در گذشته حدود چهار ترابایت از شش ترابایت کل کشور اینستا بود (دو سوم) که بعد فیلتر به کمتر از یک سوم رسید. به محض رفع فیلترینگ دوباره برمیگردد. هیچ کشوری کل ترافیکش را به یک پلتفرم (مانند اینستا) میدهد؟
◽️اثرات تخریبی اینستا در خانواده ها وحشتناک است. چرا امری که این قدر مضر است را آزاد بگذاریم؟
◽️خیلی از کشورها مشروط به پذیرش همکاری اینستا دسترسی را باز می کنند. ما حتی برای بستن صفحات فروش اسلحه و مواد مخدر نمی توانیم از اینستا درخواست کنیم و پاسخگویی ندارند.
علی رغم شش بند بالا (که برخی از آن ها را انصافا قابل تامل می دانم) از منظر سیاستگذاری، اصرار بر فیلترینگ با وجود آمارهای خیرهکننده کاربران، مصداق شکست سیاست (Policy Failure) است با دو نشانه:
◽️عدم تناسب ابزار و هدف؛ ابزاری که این همه هزینه برایش داده شده (فیلترینگ) به هدف (کاهش دسترسی و کاربری) نرسیده.
◽️پیامدهای ناخواسته: پیامدهایی که مورد نظر سیاست گذار نیست اما نتیجه ناخواسته اجرای آن سیاست است. پیامد ناخواسته این سیاست چیست؟ شکلگیری بازار سیاه چند ده همتی که منجر به خروج سرمایه از اقتصاد مولد (حماقت اقتصادی) و تضعیف امنیت سایبری (ریسک امنیتی) و از همه مهم تر نفرت شهروندان از سیاست گذاران (تبعات اجتماعی) شده.
فیلترینگ، یک مالیات پنهان و تحمیلی چندین همتی است؛
مالیاتی که نه به دولت میرسد و نه حتی قابل تجمیع به یک سرمایه گذاری ملی است جلوی چشمان ما دود می شود و می رود هوا
سیاستهای شکستخورده چرا ادامه پیدا می کنند؟
این یک نمونه است. ایران نمایشگاه سیاستهای شکست خورده است؛ در اقتصاد، «قیمت گذاری دستوری»، در حوزه اجتماعی، «رویکردهای اقتدارگرا» و در سیاست خارجی، «تصلب در دیپلماسی». اما چرا ادامه پیدا می کند؟
دست کم سه دلیل دارد:
◼️منفعت کثیف ذینفعان: گاهی «گروههای ذینفع» که از وضع موجود (مانند فروش فیلترشکن یا توزیع رانت ارزی) سود میبرند، مانع از اصلاح سیاست میشوند و تبدیل می شوند به «گروه فشار»
◼️هزینه روانی و سیاسی پذیرش اشتباه: هزینه بازگشت از یک سیاست غلط برای سیاست گذار بیش از هزینه ادامه دادن آن است. یعنی برای سیاست گذار افت دارد که بگوید اشتباه کردم!
◼️تصلب شناختی (Cognitive Rigidity): سیاستگذار با وجود شواهد قطعی مبنی بر ناکارآمدی، از بازنگری در سیاست اولیه خود ناتوان است و به جای اصلاح، بر تکرار خطا اصرار میکند. اینجا دیگر نه منفعت مطرح است و نه هزینه روانی پذیرش اشتباه، سیاست گذار اصلا درک نمی کند که اشتباه کرده
جهان چگونه این مساله را حل می کند؟ یکی از روش هایش گردش آزاد در عرصه قدرت است. اگر سیاست مداری اشتباه کرد اشکالی ندارد. بالاخره انسان است و جایز الخطا. ولی اگر به علتی از علت های سه گانه (منفعت گروه های فشار یا به ترس از پذیرش اشتباه یا تصلب) حاضر به کنار گذاشتن سیاست شکست خورده نیست، آنگاه مردم سیاست مدار را عوض می کنند تا سیاست ها هم عوض شود. پس در عمل گردش آزاد قدرت، مکانیزمی برای «خروج و تعویض سیستماتیک» سیاست گذاران شکستخورده یا متصلب یا ناسالم است
در مورد تشخیص خودم متصلب نیستم، شاید سیاست فیلترینگ، «بهترین گزینه ممکن» باشد اما ایکاش کسی از این بهترین گزینه ممکن به زبان صریح و ساده دفاع کند.
🔜 @Business_News
🔲⭕️ سرمایه گذاری ایران در ونزوئلا
۱ _ ساخت ۱۸ بیمارستان
۲_ خط تولید تراکتور شعبه خارجی تراکتورسازی تبریز
۳_ یک کارخانه ساخت خودرو سایپا
۴_ ساخت و احداث ۳۹ هزار واحد مسکونی
۶_ ساخت دو کارخانه تولید پهپاد
۷ _ ساخت یک کارخانه تولید موشک
۸_ احداث ۱۸۰۰ کیلومتر اتوبان و جاده
۹_ ساخت دو کارخانه بزرگ تولید ورق و آهنآلات
۱۰_ احداث ۳۰ مجتمع فرهنگی( برای تبلیغ اسلام)
۱۱_ ساخت ۲۰ سایت تولید آب شیرین
۱۲ _ احداث و تجهیز شرکتهای حفاری و استخراج نفت
۱۳_ دو کارخانه مونتاژ ایران خودرو
یورو نیوز
🔜 @Business_News
🔲⭕️ ونزوئلا برای آمریکا، مادر چاوز برای ما!
محمدحسین روانبخش
اینکه بهانه حمله آمریکا به ونزوئلا چه بوده خیلی برای کسی مهم نیست. این هم که چطور میشه ظرف چهار پنج ساعت به یک کشور حمله کرد و رئیسجمهورش رو کت بسته گرفت و برد، خندهدار و تعجببرانگیزه اما آن هم چندان مهم نیست! آن چیزی که مهم است این است که دونالد ترامپ خیلی شیک و رسمی اعلام کرده که تا اطلاع ثانوی اختیار ونزوئلا در دست آمریکاست؛ یعنی نفت ونزوئلا شد برای آمریکا...
شاید بگویید خیلی مهم نیست! بعضی کشورها نفتشان را با تخفیفی میفروشند و به جای پولش جنس چینی میگیرند، گاهی هم ۷ میلیارد دلار پول نفتشان سالهاست که دست به دست میچرخد و به آنها نمیرسد، یک قسمت نفتی هم که فروختهاند در جیب برادرانی مثل ب.ز میرود و به مردم چیزی نمیرسد... خوب خیلی فرقی ندارد که نفت را مستقیم آمریکا ببرد یا تکه تکه دیگران ببرند.
این حرف البته درست است اما بهرحال ایران در ونزوئلا کم سرمایه گذاری نکرده، حالا نه فقط خبری از بازگشت آنها نیست، که نفت ونزوئلا میتواند چنان بازار نفت را تغییر دهد که کشور عزیزمان دوبله سوبله زیان کند!
چه میشود کرد؟! حالا که نه نفت ونزوئلا کمکی به ما میکند، نه آنچه در ونزوئلا سرمایهگذاری شده برمیگردد، نه نیکلاس مادورویی هست که هندوانه زیربغلمان بگذارد تا حداقل کمی خوشخوشانمان شود، نمیشود درخواست کنیم لااقل مادر هوگو چاوز را برایمان بفرستند تا یک چیزی گیرمان آمده باشد!
🔜 @Business_News
🔲⭕️ نیکٌلای کوچک!
✍️ حامد پاک طینت
نیکٌلای کوچک در خانواده کارگری به دنیا آمد. پدرش رهبر اتحادیه کارگری و فعال چپ بود. نیکلا در مدرسه ای در محله پایین شهر، رئیس انجمن دانش آموزی شد، هرچند هرگز موفق به اتمام دوره دبیرستان نشد.
او در ۲۴ سالگی به همراه دیگر فعالان چپ گرا به هاوانا رفت تا بصورت مخفی در مدرسه "ملا" که یک مرکز اموزشی ایدوئولوژیک و سیاسی تحت نظر اتحادیه جوانان کمونیست کوبا بود و برای تربیت کادر و رهبران و فعالان سیاسی طراحی شده بود تعلیم ببیند. در این دوره یک ساله با نگرش لنین، مارکس، سوسیالیسم، کمونیسم ، نگرشهای ضد آمریکایی و آشنایی با انقلابها و مبارزات ضدامپریالیستی آشنا شد و تحت نظر عضو ارشد حزب کمونیست کوبا و نزدیک به فیدل کاسترو تربیت شد و او را به یکی از نزدیکترین افراد رژیم کاسترو و برادرانش تبدیل کرد
پس از دوره که به وطن برگشت شغل رانندگی اتوبوس را انتخاب کرد و خیلی سریع با توجه به ویژگیهای شخصیتی رئیس اتحادیه رانندگان اتوبوس شد و یکی از فعالان اصلی کمپین آزادی سرهنگ چاوز در دوره کودتای او شد تا جایی که دو سال بعد بعنوان نماینده مجلس و شش سال بعد رئیس مجلس و یار غار چاوز شد و نقش کلیدی در تصویب قوانین سوسیالیتی و نیمه کمونیستی کشور ایفا کرد و با ارتباطات بسیار نزدیکی که با چاوز داشت ابتدا بعنوان وزیر خارجه و سپس معاون او انتخاب و با درگذشت چاوز سکان رهبری ونزوئلا را بدست گرفت.
موضع گیریهای ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری او که نشات گرفته از تعلیمات ایدئولوژیک فیدل کاسترویی او و ادامه موضوع گیریهای چاوز بود، کشور را در فشار تحریمهای غرب و انزوا فرو برد و مملکتی که بزرگترین ثروت و ذخایر نفت دنیا را داشت به خاک سیاه نشست.
چاههای نفتی که در دوره چاوز بر سر سفره حلقه وفاداران بود خشک شد و نیکلا چاره ای نداشت که برای حفظ یاران و وفاداران و هم فکرانش جای نفت، اسکناس را انتخاب کند.
سبک حکمرانی اقتصادی او بر همین مبنا تولید ناخالص ملی را از ۴۶۰ میلیارد دلار به ۱۰۰ میلیارد دلار یعنی ۷۵% سقوط کشاند و تورمهای دو رقمی تبدیل به سه رقمی و در سال ۲۰۱۸ به ۶۳.۰۰۰ درصد رسید. دستمزد ماهانه به حدود ۱ دلار رسید در حالیکه یارانه های دولتی معادل ۱۲۰ دلار برای مردم ناکافی و غیر قابل دوام بود
۸ میلیون از ۳۰ میلیون نفر جمعیت کشور از این جهنم فرار و مهاجرت کردند و ۸۰% باقیمانده در فقر مطلق سوختند تا جایی که خرید و فروش غذاهای فاسد در بازارها ترویج پیدا کرد. نیکلا حتی بر مبنای اصول ایدئولوژیکش جلوی کمکهای بین المللی برای مردم را گرفت و آنرا سیاهنمایی دشمن نامید.
جای آن ارز ترجیحی را رواج و کنترل قیمت و بازار سیاه ارز را دستور کار قرار داد. دستور توزیع غذای یارانه ای بین مردم صادر کرد که منجر به ایجاد یک شبکه فساد بین یارانش شد و تنها ۱۴% از آن بدست مردم رسید. در زمان او ۱۱ میلیارد دلار از دلارهای شرکتهای نفتی ناپدید و ۲۳ میلیارد دلار به حساب همفکران سوسیالیستش در بانکهای خارج رفت، واردات شیر خشک با ارز ترجیحی از این سو و قاچاق شیر خشک به خارج با دلار آزاد از آنسو تبدیل به کسب و کار اطرافیان شد آنهم در فضایی که ۳۰% از نوزادان تلف می شدند، انتقال پول تبدیل به بیزنس یاران شد و افشای ۴۰ شرکت زیرپوستی و مخفی توسط او در اروپا بخصوص در بلغارستان آبرویی برای او در جهان نگذاشت و در نهایت، تقلب او در انتخابات برای حفظ قدرت در سومین دوره ریاست جمهوری تیر خلاص او در مشروعیت زمامداری بود
تاریخ در مورد نیکلاس مادورو با اعداد و با شواهد قضاوت خواهد کرد. هر چند در تمام دوره زندگی حرفه ای با مشتهای گره کرده و با تفکرات ایدوئولوژیک و ژستهای منحصر به فرد در عین علاقه اش به موزیک راک برای خود اسم و رسم و طرفدارانی پیدا کرد اما تفکر و عملکردش منجر به فروپاشی اقتصادی و انسانی، سرکوب، نقض حقوق بشر، اتهامات جنایی و بعنوان یکی از سیاهترین دوران تاریخی کشور ثروتمند ونزوئلا شد
نسل کودکان و نوجوانان در دوره زمامداری نیکلا عجین با کمبود غذا، دارو، آموزش، امنیت و نسل جوانان و میانسالان در دوره او عجین با مهاجرت، رها کردن تحصیل و شغل بود.
نام او در تاریخ به عنوان مسئول سوزاندن دو نسل از جمیعت ونزوئلا ماندگار خواهد ماند.
🔜 @Business_News
آمارهای معتبر بینالمللی (OPEC / BP / EIA)
🔅 @business_news
🔲⭕️ این جرقه اعتصابات و خیزش تهیدستان خواهد بود.
حمید_آصفی
✍️ در شمال تهران صفهای طولانی خودروهای میلیاردی برای خرید «بنزین سوپرِ وارداتی ۸۰ هزار تومانی» دیده شد، آنهم در کشوری که کارگر برای پر کردن باک ۵۰ هزار تومانی شرمنده خانوادهاش میشود. حالا پورشهسوار با یک باک ۶۵ لیتری بیش از پنج میلیون و دویست هزار تومان بنزین میریزد و ۲۵۰ هزار تومان هم حق خدمات میدهد، یعنی سوخت دیگر کالای عمومی نیست، نشان اشرافیت است.
برای تهیدست سهمیه است، برای ثروتمند لذت.
این تصویر خلاصه ۴۶ سال حکمرانی است، شکاف نهتنها عمیق شده، بلکه قانونگذاری شده. عدالت تبدیل شده به تبعیض سازمانیافته.
✍️ سیاست سهنرخی نه عقلانیت اقتصادی است، نه مدیریت مصرف، توزیع رسمی تحقیر اجتماعی است.
وقتی دانشجو کرایه اتوبوس را حساب میکند تا بداند میتواند ناهار بخرد یا نه، وقتی معلم مسافرکشی میکند تا اجاره خانه را بدهد، وقتی کارگر برای رفتوآمد میان کار و تحقیر یکی را باید انتخاب کند، اما همان روز کسی با خنده باک ۸۰هزاری پر میکند، این فقط اختلاف طبقاتی نیست، فاصله بهشت و جهنم است.
سوخت برای فقرا اکسیژن حیات است، برای طبقه نوکیسه دود تفریح. این اقتصاد نیست، چرخش خون به سمت اقلیت و خفگی اکثریت است.
✍️ همینجاست که میتوان مارکس را دوباره خواند، آنجا که میگوید «سرمایه، دیوار میسازد و فقر را بیرون میگذارد اما فقر روزی دیوار را پس میزند».
امروز شکاف طبقاتی ایران دقیقا همان انباشت سرمایه در بالا و انباشت خشم در پایین است، قانون نانوشتهای که هیچ حکومت رانتی از آن در امان نمانده.
گرامشی هشدار میداد هنگامی که طبقهی حاکم توانِ رهبری اخلاقی و اقتصادی خود را از دست میدهد، «لحظه بحران هژمونی» آغاز میشود، جایی که مردم دیگر نه باور میکنند و نه تحمل. ایران در آستانه همین نقطه است.
✍️ جمهوری اسلامی ۴۶ سال است فقر میکارد و رانت برداشت میکند.
ستون جامعه، طبقه متوسط، زیر آوار تورم و سقوط ریال شکسته شده و پایین میافتد.
آنچه باقی مانده تضادی است که دیر یا زود سرریز خواهد کرد. خیزش حاشیهنشینان یعنی وقتی نان گرانتر از خشم شود. تاریخ نشان داده هیچ حکومتی با صف نان دوام طولانی نمیکند. وقتی فاصله از رفاه تا گرسنگی به فاصله قیمت بنزین تبدیل شود، خیابان دفتر اقتصاد خواهد شد.
✍️ مسئله تنها بنزین نیست، سفره است، نان است، کرامت انسان است. امروز بنزین سهنرخی است، فردا آب چهار نرخی میشود، برق امتیازی، هوا طبقهبندی. این کشور نفتخیز حالا سوخت را به ابزار گزینش طبقاتی تبدیل کرده است.
حکومت خیال میکند مردم با صفها سازگار میشوند، اما جامعه وقتی به نقطه بیبرگشت رسد، اعتراض نه احتمال بلکه قانون طبیعت است.
اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان و خیزش تهیدستان دیر نیست، فقط موعدش مانده.
✍️ این تصاویر باید در قاب موزه ثبت شود، بهعنوان سند شکست یک مدل حکمرانی.
نظامی که روزی فریاد میزد «مستضعفان وارث زمیناند»، اکنون آنان را به ارزانسواری فرستاده و ارث زمین را به پورشهها داده است.
وقتی حکومت فقیر را دعوت به صبر میکند اما برای ثروتمند صف ویژه میکشد، یعنی قیچیای ساخته که خودش طنابش را میبرد. فشار اقتصادی همیشه خاموش نمیماند، فقر تظاهرات نمیکند، انفجار میکند.
✍️ اگر حکومت راهی جز فشار، تحقیر و چندنرخیکردن زندگی نشناسد، در آینده نزدیک به خیابان منتقل میشود. مردم نان میخواهند نه نسخه. سفره میخواهند نه شعار. و هیچ قدرتی در جهان مقابل سفرههای خالی پایدار نمانده است.
🔜 @Business_News
کیش شخصیت (Cult of Personality)
یکی از پیچیدهترین و در عین حال حیاتیترین ابزارهای بقای دیکتاتورهاست.
این پدیده زمانی شکل میگیرد که یک رهبر سیاسی نه از راه قانون و نهادهای رسمی، بلکه با تبلیغات فراگیر و حسابشده، از خود چهرهای خداگونه، خطاناپذیر و پدر ملت میسازد.
در ادامه، سازوکارهای اصلی شکلگیری کیش شخصیت را مرور میکنیم:
۱. استفاده از پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی)
دیکتاتورها تمام ابزارهای رسانهای را برای اشباع فضای عمومی به کار میگیرند تا رهبر از یک سیاستمدار عادی به نماد ملی تبدیل شود.
• حضور همهجایی
نصب پرترهها و مجسمهها در خیابانها، ادارات و مدارس، بهگونهای که شهروند احساس کند همیشه زیر نگاه یا حمایت رهبر است.
• کنترل روایت
تاریخ بازنویسی میشود؛ پیروزیها به رهبر نسبت داده میشود و شکستها به خائنان داخلی یا دشمنان خارجی.
۲. القای صفات ماورایی و قهرمانانه
برای ایجاد اطاعت کورکورانه، رهبر باید فراتر از انسانهای عادی نشان داده شود.
• نبوغ همهجانبه
رهبر فردی معرفی میشود که در همه حوزهها، از کشاورزی و هنر تا جنگ و علم، دانا و بیرقیب است.
• پدر دلسوز
القابی مانند پدر ملت یا آموزگار بزرگ برای ایجاد پیوند عاطفی و اخلاقی با مردم استفاده میشود.
۳. ترکیب ترس و ارادت
کیش شخصیت فقط بر عشق تکیه ندارد، بلکه بهطور همزمان بر وحشت استوار است.
• نمایش وفاداری
مردم مجبورند در تجمعات شرکت کنند، شعار بدهند و تشویق کنند تا توهم رضایت همگانی ساخته شود.
• مجازات تردید
هر نوع شک به عظمت رهبر، نه اختلاف نظر، بلکه خیانت یا کفر تلقی میشود و به شدت سرکوب میگردد.
۴. نقش آموزش و پرورش از کودکی
کیش شخصیت از مدرسه آغاز میشود.
• به کودکان آموزش داده میشود که وفاداری به رهبر مقدم بر خانواده است.
• کتابهای درسی پر از داستانهای قهرمانانه و اغراقآمیز از زندگی رهبر است.
چرا دیکتاتورها به کیش شخصیت نیاز دارند؟
مشروعیتسازی
وقتی قانون و انتخابات آزاد وجود ندارد، کاریزما و تقدس جای مشروعیت را میگیرد.
جلوگیری از کودتا
وقتی رهبر مقدس میشود، اطرافیان از ترس واکنش مردم، کمتر جرات توطئه پیدا میکنند.
اتحاد اجباری
در جامعهای پراکنده، شخصیت رهبر به تنها نقطه مشترک و محور وحدت تبدیل میشود.
نمونههای تاریخی مشهور
ژوزف استالین
در شوروی، او را مهندس روح انسان و ناجی تمدن معرفی میکردند.
خاندان کیم در کره شمالی
افراطیترین نمونه، جایی که رهبران با تواناییهای فراانسانی مانند کنترل طبیعت توصیف میشوند.
مائوتسهتونگ
در انقلاب فرهنگی چین، کتاب سرخ کوچک او بهمثابه متن مقدس در دست همه بود.
نکته پایانی
کیش شخصیت معمولاً با مرگ رهبر یا فروپاشی ناگهانی نظام، بهسرعت فرو میریزد و جای خود را به افشاگری، نفرت عمومی و تخریب بتها میدهد؛ همان چیزی که در تاریخ با نامهایی مانند استالینزدایی شناخته میشود.
🔅 @business_news
لینک لایو سلسله نشست های انتقال تجربه مسئولیت اجتماعی با حضور بنگاه های اقتصادی
۱۴۰۴/۱۰/۰۶
نردبان مسئولیت پذیری اجتماعی با حضور دکتر رضاپناه
aparat.com/irimigov/live
🔳⭕️ قیمت باورنکردنی طلا؛ عروسهایی که به "بدل" راضی شدند
درک فاصلهی طبقاتی دیگر آمار و ارقام نمیخواهد کافی است سری به بازار طلا بزنید. جایی که هر گرم طلا سقف تاریخی ۱۴ میلیون تومان را شکسته و قیمت سکه امامی از مرز ۱۵۰ میلیون تومان عبور کرده است.
حالا ویترین طلافروشیها تبدیل به موزهای از آرزوهای دستنیافتنی شده و خبر هجوم نوعروسان به سمت «بدلیجات» و رونق گرفتن بازار طلای دستدوم، نشانهی سقوط استانداردهایی است که روزی بدیهیات شروع یک زندگی ساده بودند.
تورم، ذرهذره دارد رسمها را هم میتراشد. حلقهای که قرار بود نشان پیوند باشد، حالا چنان وزنه سنگینی بر پای بودجهی یک زوج جوان شده که خیلیها ترجیح میدهند این حلقه را با نقره یا حتی استیل جایگزین کنند.🔜 @Business_News Читать полностью…
🔳⭕️ انارهای صادراتی ایرانی به عربستان صعودی
🔜 @Business_News
🔲⭕️ ملتی که با دعا به جنگ فقر برود،
با آموزش ديني به جنگ جهل،
با تعصب مذهبي و تکفير به جنگ شکاف هاي اجتماعي،
و با ازدواج وفرزند آوری به جنگ بیکاری برمی خیزد،
ملتی #مرده است و حرمت مرده در دفن آن است .
طه حسین رونامه نگار مصر
♡ | @SibeEshgh
⭕️ رئیس سازمان برنامه و بودجه تصریح کرد: مالیات بر ارزش افزوده را کسانی پرداخت می کنند که مصرف زیادی دارند.
به گزارش انتخاب، حمید پورمحمدی اظهار کرد: ۱۷۰ همت برای پرداخت کالابرگ، قطعی است، در بقیه موارد پرداخت کالابرگ نه با چاپ پول، بلکه با درآمد قطعی صورت میگیرد.
وی افزود: ۲۹۰ همتی که دولت برای یارانه نان میدهد میتواند به مردم داده شود. این رقم بسیار قابل توجه است.
رئیس سازمان برنامه و بودجه گفت: مالیات بر ارزش افزوده را کسانی پرداخت میکنند که مصرف زیادی دارند. کسی که کتشلوار ۵۰ میلیونی میخواهد بپوشد، دو درصد از آن را باید بدهد که به قشر ضعیف دهیم.
پی نوشت:
۱.ارزش افزوده را همه اقشار پرداخت می کنند نه فقط کسانی که کت و شلوار ۵۰ میلیونی می پوشند.
۲.کاش این یارانه، قشر ضعیف و کمک به مردم را از مسئولین بگیریم و وادارشان کنیم حرف واقعی بزنند.
مردم کمک بگیر نیستند، ولی نعمت شما هستند.
و الان با وضع مالیات سنگین و تورمی که شما تحمیل کرده اید نشان میدهد بقای خود را به بقای بخش خصوصی و مردم ترجیح داده اید.
🔅 @business_news
ويرانى را به عنوان افتخار بسته بندى مى كنند
سكانسى از سريال زيباى «روز صفر» با بازى رابرت دنيرو كه درباره بحران هايى هست كه كسى آمادگى شو نداره، اما سياست مدارها جورى وانمود مى كنن كه انگار همه چيز تحت كنترله!
Zero Day 2025
IMDB: 7/10
♡ | @SibeEshgh
🔲⭕️صنوف خشمگین
✍️حسین عبده تبریزی
سخن از حدود سه میلیون واحد صنفی است که اگر خانوادههایشان را هم در نظر بگیریم، دستکم ده میلیون نفر را در بر میگیرد؛ جمعیتی همسنگ یک طبقهی اجتماعی بزرگ.
فرض رایج این بوده که «بازار» همواره برخوردار، مقاوم و لبالب از ذخایر مالی است؛ گویی همهی مغازهداران، وارث سرمایههای انباشته و شبکههای حمایتیاند. اما واقعیت امروز چیز دیگری است. اکثریت قاطع این واحدها (بهجرأت میتوان گفت بیش از نود درصد) درگیر تأمین حداقلهای زندگیاند. درآمدشان حداکثر اجاره و دستمزدشان را پوشش میدهد.
فرشفروشی در قلب بازار تاریخی تبریز، سه سال پیش در گوشم آرام گفت: «امسال تا الان دو تخته قالیچه فروختهام.» نیمههای سال بود. نه یک استثنا، بلکه نمادی از رکودی فراگیر بود و هست؛ رکودی که نه به یک شهر محدود است و نه به یک صنف خاص.
افزایش بیرویهی واحدهای صنفی (محل درآمد شهرداریها) طی چند دهه، رقابت فرساینده، گسترش زنجیرهایها، هایپرمارکتها، مالها و در نهایت فضای مجازی، حاشیهی سود واحدهای کوچک را عملاً بلعیده است.
مغازهای که زمانی نقطهی اتکای معیشت یک خانواده بود، امروز اغلب به محلی برای انتظار، بدهی و فرسودگی روانی تبدیل شده است.
بسیاری از این فعالان صنفی اکنون درآمدی کمتر از یک کارگر ماهر صنعتی در شرکتی متوسط دارند، بیآنکه از امنیت شغلی، بیمهی واقعی یا افق روشن آینده برخوردار باشند.
در این میان، کاهش درآمدهای نفتی و افت توان دولت در تزریق منابع، فشار را مضاعف کرده است. صنوفی که در دهههای گذشته بهطور غیرمستقیم از رونق عمومی اقتصاد و گردش پول بهرهمند میشدند، امروز در حاشیهای ایستادهاند که نه دیده میشود و نه شنیده. طبیعی است که چنین وضعیتی به نارضایتی منجر شود؛ و تصادفی نیست که در سالهای اخیر، هر جا که «بازار» تلقی شده، نشانههایی از اعتراض و ناآرامی دیدهایم. امروز ۱۶ دی، در تهران تقریباً هر جا نام بازار داشت، صدای معترض از آن شنیده میشد.
نکتهی مهمتر، دگرگونی هویتی این طبقه است. دیگر نمیتوان بازار امروز را با بازار دههی پنجاه شمسی یکی دانست؛ نه از نظر اقتصادی، نه اجتماعی و نه حتی از حیث باورها و پیوندهای سیاسی. این قشر، بیش از آنکه حامل یک سنت ایدئولوژیک باشد، حامل اضطراب معیشت است. وقتی دخلوخرج با هم نمیخواند، خاطرهی تاریخی و وفاداری نمادین جای خود را به مطالبهی زیست روزمره میدهد.
با این همه، در تحلیلهای کلان و تصمیمات سیاستی، این گروه بزرگ اجتماعی اغلب غایب است. نه در طراحی سیاستهای حمایتی جای روشنی دارد، نه در اصلاحات مالیاتی و نه در برنامههای گذار اقتصادی. نمایندههای صنوف نیز با شفافیت کامل انتخاب نشدهاند.
گویی میان «دولت و کارگر» و «دولت و بنگاه حقوقی متوسط و بزرگ»، این لایهی وسیعِ میانی از نظرها محو شده است. غفلت از این واقعیت، صرفاً یک خطای تحلیلی نیست؛ خطری است برای ثبات اجتماعی.
متأسفانه اقتصادی که طبقهی صنفیاش فرسوده و بیپناه شده، هزینهی آن را در خیابان، در اعتماد عمومی و در سرمایهی اجتماعی دارد میپردازد.
🔜 @Business_News
آنان که گوشت را از سفره برمیدارند، قناعت میآموزند.
آنان که مالیاتها سرانجام به جیبشان میریزد، فداکاری مطالبه میکنند.
آنها که سیر هستند، با گرسنگان از زمانهای شگفتانگیز که در راه است سخن میگویند.
و آنان که کشور را به ورطهی نابودی میکشانند، میگویند حکومت کردن کاری است بسیار دشوار و فراتر از توان مردم عادی.
“برتولت برشت”
🎥 The Great Dictator (1940)
♡ | @SibeEshgh
قطعات پازل توسعه پایدار
@Business_News
دکتر مجید دهقانی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در زمینه توسعه پایدار در اقتصاددان نوشت :
1- رشد اقتصادی پایدار :
رشد اقتصادی تنها افزایش تولید کالا و خدمات نیست؛ بلکه باید همراه با ثبات مالی، کنترل تورم و جلوگیری از بحرانهای اقتصادی باشد. رشد پایدار به معنای ایجاد فرصتهای شغلی جدید، افزایش درآمد سرانه و بهبود رفاه عمومی است. اگر این رشد تنها بر پایه مصرف بیرویه یا استخراج منابع طبیعی باشد، در بلندمدت به تخریب محیطزیست و کاهش کیفیت زندگی منجر خواهد شد.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=209407
🔲⭕️ پشت پرده جنگ ونزوئلا: معامله بزرگ ژئوپلیتیک
یدالله کریمی پور
در تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، فرضیه معامله بین واشینگتن و مسکو بر پایه یک «تبادل منطقهای» استوار است. این معامله نه بر اساس دوستی، بلکه بر پایه اولویتبندی منافع ملی تعریف میشود.
برای روسیه، کنترل بر اوکراین یا دسنکم بیطرف کردن آن، ضرورت امنیتی-حیاتی، برای حفظ عمق استراتژیک در برابر ناتو است. در برابر، دولت ترامپ تداوم جنگ را یک فرسایش مالی میبیند که تمرکز آمریکا را از رقابت اصلی (چین) منحرف میکند.
آمریکا با پذیرش غیررسمی حاکمیت روسیه بر مناطق خاوری اوکراین و توقف پشتیبانی تسلیحاتی کلان، مسیر پایان جنگ را هموار میکند. پوتین در ازای این «سکوت» آمریکا، باید در پروندههای دیگر امتیازاتی واگذار کند.
ونزوئلا برای آمریکا اهمیت «ژئواکونومیک» دارد. نفوذ روسیه و چین در کاراکاس، دکترین سنتی امنیت آمریکا در نیمکره غربی را به چالش کشیده است.
روسیه از حمایتهای لجستیکی، اطلاعاتی و مالی که ضامن بقای دولت مادورو است، دست میکشد. این عقبنشینی به معنای سقوط ناگهانی نیست، بلکه به معنای باز گذاشتن دست آمریکا برای اعمال فشار نهایی جهت تغییر ساختار قدرت در کاراکاس است. روسیه با این اقدام، یکی از ابزارهای فشار خود بر واشینگتن را در ازای تثبیت مرزهای اروپاییاش فدا میکند.
دستیابی به این توافق با سه چالش ساختاری روبروست که مانع از اجرای کامل آن میشود:
۱. پوتین نمیتواند ونزوئلا را به طور کامل واگذار کند، زیرا بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی این کشور در اختیار چین است. ضربه به منافع چین در ونزوئلا میتواند رابطه استراتژیک مسکو-پکن را تخریب کند.
۲. ساختار قدرت در آمریکا (کنگره و نهادهای اطلاعاتی) با هرگونه معاملهای که منجر به پیروزی قطعی روسیه در اوکراین شود، مخالفت جدی خواهند کرد.
۳.هیچ تضمین حقوقی وجود ندارد که پس از عقبنشینی روسیه از ونزوئلا، آمریکا دوباره تحریمها بر سر اوکراین را تشدید نکند.
لب کلام
احتمال وقوع یک معامله صریح و مکتوب ضعیف است. آنچه محتمل به نظر میرسد، یک «تفاهم ضمنی بر سر عدم مداخله» است؛ به این معنا که طرفین در مناطق حیاتی یکدیگر (اوکراین برای روسیه و ونزوئلا برای آمریکا) از ایجاد چالشهای جدید خودداری کنند تا هزینههای مدیریتی خود را کاهش دهند. توافقی موقت.
🔜 @Business_News
🔲⭕️ چرا خائنین به بیتالمال فکر می کنند زرنگند؟
🔸همه آه و ناله می کنیم که دخل و خرج خانواده جور در نمی آید.یکی از دوستان کار پخش مواد غذائی انجام می دهد.ساعت پنج صبح بیدار می شود و به سمت شرکت حرکت میکند.خلاصه تا ساعت دو بعد از ظهر کار توزیع چهل فاکتور را انجام میدهد. تا به منزل برسد ساعت چهار است نهار خورده یا نخورده به شیفت دوم کاری که نگهبانی پارک است مشغول می شود.نه حال و حوصله خود را دارد و نه حال و حوصله بگو و بخند با زن و بچه را.آخر شب شام خورده و نخورده خوابش می برد و این زندگی تأسف بار ادامه دارد.همیشه از خود و دیگر دوستان می پرسد چرا هشتش گرو نه است با اینکه دو شیفت کار میکند؟به راستی چرا همه ما اینگونه هستیم؟ جوابش آسان است دزدی توسط چنبره زدگان بر بیت المال،با نام محترمانه اختلاس.
🔹اگر مصداقی سخن بگوئیم تنها دو فقره فساد برای کشور طی چند سال گذشته حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان آب خورده است.مورد اول فساد خیرهکننده مالک برند چای دبش است. فقط همین یکن واردکننده ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار ارز یارانهای نیما گرفت تا در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ چای وارد کند.چقدر پول برای واردات چای لازم است؟! سالانه حدود ۲۴۰ میلیون دلار.در واقع این وارد کننده معادل ۱۴ سال واردات چای،دلار ارزان گرفته است.میانگین قیمت تمام شده هر کیلوگرم چای خارجی بنا به اعلام سندیکای کارخانه های چای شمال کشور به شرق، حدود ۳/۵ دلار است و چای دبش هر کیلوگرم چای را پای مردم بالای ۲۰ دلار حساب کرده است.
🔸این وارد کننده بنا به گزارش سندیکای کارخانه های چای شمال کشور، ۵۰ درصد واردات چای کشور را به تنهائی انجام میداده است و بنا به اعلام اتحادیه بنکداران مواد غذائی «واردات انحصاری توسط یک فرد خاص»در مقاطعی باعث شده بود که عرضه چای به بازار کم شود و قیمت چای خارجی ۱/۲ برابر شود.حالا ۱۴۰۰ چقدر چای وارد شده بود؟ حدود ۱۱۰ هزار تن که دو برابر نیاز کشور بوده است. در واقع هم چای به صورت بی رویه وارد شده بود هم وارد کننده دلار ارزان گرفته بود اما نتیجه اینکه قیمت چای را ۶ برابر قیمت جهانی پای مصرف کننده حساب کرده بود و از آن طرف هم با احتکار،چای را گران کرده بود.
🔹 غیر از احتکار به کشاورز چایکار هم با واردات بی رویه خسارت هنگفت رسید. ماجرای موسسه مالی و اعتباری نور را شنیدید که بنا به گزارش روزنامه فرهیختگان وکیل مؤسسه نور گفته است که بانک مرکزی در ۲۸ تیر ۱۴۰۰ در نامهای اعلام کرده بود که بر اثر اقدامات زیان بار این مؤسسه در سال های ۹۷ و ۹۸ تورمی معادل ۸/۲ درصد ایجاد شده بود و در واقع هزینه آن را عموم مردم ایران پرداختهاند و حالا این مؤسسه با ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک به شدت زیان ده ملی تحمیل شده است و کارشناسان بانکی میگویند احتمالاً این زیان هم در نهایت با تورم از جیب مردم پرداخت میشود.خائنین به بیتالمال نه تنها زرنگ نیستند بلکه ننگ خیانت،تا نسل ها بر پیشانی آنان حک می شود.
🔜 @Business_News
تورم، رکود و فقر ، پیام بودجه ۱۴۰۵
@Business_News
دکتر مجید دهقانی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : بودجه سال ۱۴۰۵ نخستین سند مالی پس از حذف چهار صفر از پول ملی است. این بودجه در شرایطی تدوین شده که اقتصاد ایران با تورم مزمن، رکود سرمایهگذاری، نوسانات ارزی، بدهیهای انباشته و فشارهای اجتماعی گسترده روبهروست. دولت تلاش کرده آن را «منظم، تراز و انقباضی» معرفی کند، لیک بررسی دقیق ارقام نشان میدهد این تراز بیشتر حسابداری است تا اقتصادی.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
👇
🔗 https://eqtesaddan.ir/?p=209061
🔲⭕️ ۳۷۰۰ میلیارد تومان برای یک مرکز ۸۰ نفره؛
در حالی که بخش بزرگی از نظام آموزش عالی و پژوهش کشور با کمبود شدید منابع، توقف پروژهها و مهاجرت نیروی انسانی مواجه است، در لایحه بودجه، رقم قابلتأمل ۳۷۰۰ میلیارد تومان برای نهادی با عنوان «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)» در نظر گرفته شده؛ مرکزی که بنا بر اطلاعات موجود، حدود ۸۰ نیروی فنی دارد.
این تخصیص، بهدلیل نسبت بودجه به مقیاس فعالیت، به یکی از بحثبرانگیزترین ردیفهای بودجهای تبدیل شده است.
ابهام اول: تناسب بودجه با مأموریت و نیروی انسانی
با یک محاسبه ساده، سرانه بودجه این مرکز به رقمی میرسد که با بسیاری از دانشگاهها و پژوهشگاههای بزرگ کشور قابل مقایسه نیست و حتی از آنها فراتر میرود. این در حالی است که مراکز علمی معتبر با هزاران دانشجو و پژوهشگر، با بودجههایی بهمراتب کمتر اداره میشوند. پرسش اصلی این است: چه مأموریت یا پروژهای چنین سطحی از منابع عمومی را توجیه میکند؟
ابهام دوم: خروجیها و ارزیابی عملکرد
مطابق قواعد پژوهش و فناوری، تخصیص بودجه کلان مستلزم خروجیهای قابل سنجش است؛ از جمله محصولات نرمافزاری مشخص، گزارشهای عمومی عملکرد، انتشار علمی قابل ارزیابی و داوری مستقل. با این حال، تاکنون گزارش شفافی از نسبت این بودجه با خروجیهای واقعی مرکز بهصورت عمومی منتشر نشده است؛ خلأیی که خود به ابهامات دامن میزند.
ابهام سوم: ساختار تصمیمگیری و شائبه تعارض منافع
حساسیت موضوع زمانی افزایش مییابد که ترکیب هیأت امنای مرکز شامل چهرههایی با نفوذ سیاسی و حاکمیتی است. این وضعیت، دستکم از منظر حکمرانی مطلوب، شائبه تخصیص غیررقابتی و تعارض منافع را ایجاد میکند؛ شائبهای که تنها با شفافسازی کامل فرآیند تخصیص بودجه، گزارشهای حسابرسی و ارزیابی مستقل قابل رفع است.
بُعد حقوقی ماجرا
بر اساس اصول ۵۳ و ۵۵ قانون اساسی، تمامی پرداختها از بیتالمال باید با شفافیت کامل و تحت نظارت نهادهای مسئول انجام شود. در شرایطی که اولویتهای فوری کشور در حوزههای آموزش، سلامت، فناوری و اشتغال با کمبود منابع روبهرو هستند، این تخصیص میتواند مصداق سوءتخصیص منابع عمومی و نقض عدالت بودجهای تلقی شود؛ موضوعی که مستقیماً در حوزه حقوق عامه قرار میگیرد.
و اما مطالبه افکار عمومی ...
این نگاه نه مخالفت با پژوهش است و نه تقابل با دین. مسئله، پاسخگویی درباره بیتالمال است.
افکار عمومی انتظار دارد:
جزئیات دقیق محل هزینهکرد ۳۷۰۰ میلیارد تومان منتشر شود
گزارش حسابرسی و ارزیابی عملکرد بهصورت عمومی ارائه گردد.
معیارهای تخصیص این بودجه با سایر مراکز علمی مقایسه و توضیح داده شود.
در موضوع منابع عمومی، عنوانهای پرطمطراق جایگزین شفافیت نمیشوند.
اکنون توپ در زمین نهادهای مسئول است؛ زیرا در پرونده بیتالمال، ابهام یعنی تضییع حق مردم، و سکوت پاسخ محسوب نمیشود.
🔜 @Business_News
⭕️ یوسف خوشکیش» هشتمین و آخرین رییس بانک مرکزی در دوره «شاه» بود که بعد از انقلاب ۵۷ در طول سه روز محاکمه و به حکم دادگاه اعدام شد.
بعد از انقلاب بهمن ۵۷ برای خوشکیش پروندهای تشکیل شد ولی در ابتدا محکوم نشد و همانند یک بازنشسته به خانهنشینی اجباری رفت اما کمتر از دو سال بعد یعنی در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ مرداد ۱۳۵۹ دوباره به حکم دادگاه پرونده اش مورد بررسی قرار گرفت و این بار به اتهام فساد فی الارض و محاربه با خدا، محکمه به او حکم اعدام داد.
از جمله اتهامات او:
ایجاد تورم و شناور نکردن ارز بوده است.
جالب اینجاست از وقتیکه آقای خوش کیش ریاست بانک مرکزی را بر عهده گرفت، تا زمان اعدام، قیمت هر دلار ۷۰
ریال ثابت بود.
خوش کیش فقط یک سال ریاست بانک مرکزی را بعهده داشت یعنی از ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷
او بیشترین سالهای کاری عمرش را در بانک ملی گذراند.
در دوران تصدی ۱۷ ساله او در بانک ملی، تعداد شعب بانک از ۱۸۰ به ۱۸۰۰ شعبه گسترش یافت و به شصتمین بانک بزرگ جهان تبدیل شد.
🔅 @business_news
ملت احمد شاهی
احمدشاه، شاه جوانمرگ، پس ازآنکه از شاهی ایران عزل شد گرچه اوخود را عزلشدنی نمیدانست چهارسال وچهار ماه بیشتر زنده نماند.
او جوان بیآزاری بود و دیوارش درعصرگذار به تجدد ازهمه کوتاهتر بود.
وقتی پاریس بود، خودرو رولزرویسی داشت که با آن درخیابان شانزه لیزه رفتوآمد میکرد.
خود اوحکایت بامزهای دربارۀ این ماشین تعریف میکرد...
میگفت:
دریکی از رمانهای پلیسی، مردی به قتل رسید و شرلوک هولمز را برای کشف راز قتل خبر کردند.
شرلوک دقایقی جنازه را وارسی کرد وچیزهای زیادی دربارۀ مقتول گفت، از جمله اینکه گفت: «مقتول زمانی فرد ثروتمندی بوده، اما چند سالی است که وضع مالی خوبی ندارد، اما آن قدر هم مُفلس نشده که به نان شبش محتاج باشد.»
از شرلوک پرسیدند، این مسئله را ازکجا فهمیده!
پاسخ میدهد: «لباسی که تن مقتول است از خیاط خانۀ معروفی است که فقط افرادپولدار می توانند ازآن خرید کنند، اما لباس برای چند سال پیش است و معلوم است متوفی دیگر استطاعت مالی آنرا ندارد لباس جدیدی ازآنجا بخرد، اما آنقدر هم مُفلس نشده که برای نان شبش همین لباس را هم بفروشد...»
احمدشاه خودرا با آن جسد مقایسه میکرد و میگفت:
حکایت من واین رولزرویس همین است . هرکس مرا با این رولزرویس ببیند، می فهمد زمانی آنقدر ثروتمند بودهام که میتوانستهام رولزرویس بخرم، اما چون رولزرویسم قدیمی است معلوم است دیگر استطاعت مالی ندارم مدل جدید آن را بگیرم، وآنقدر هم مفلوک نشدهام که ماشینم را بفروشم .
واما این روزها حال و روز بیشتر ما ایرانیها هم همین شده . دور ازجان شما که میخوانید، مانند آقای مقتول داستان شرلوک هولمز یا همین احمدشاه خودمان شدهایم .
آنچه احمدشاه درمورد خود میگفت، این روزها درمورد همۀ ماصدق میکند .وقتی میبینیم کسی ماشین دارد، می فهمیم زمانی آنقدر پولدار بوده که می توانسته ماشین بخرد!
اما دیگر استطاعت عوض کردن همان ماشین را حتی اگر پراید باشد ندارد، اما همینکه آن ماشین را دارد، یعنی هنوز آنقدر مُفلس نشده که به خاطر هزینۀ نگهداری ماشین و پُرکردن جیب خالی همان را هم بفروشد.
درمورد خانه دیگر حرفی نمیزنم که هر متر مربعش، همین حوالی جنوب شهر که من زندگی میکنم، قیمت یک روزلرویس احمدشاه شده!
راستش رابخواهید چند وقتی است وضع آن جسد داستان شرلوک هولمز راحتی درمورد چیزهای پیشپا افتادهای مثل اُدکلن دارم !
با خودم میگویم، زمانی آنقدر ثروتمند بودهام که فلان ادکلن رامی خریدم اما دیگر استطاعت خرید جایگزینش را ندارم، برای همین، تهماندۀ اُدکلنم را اتُماتُم مصرف میکنم .
این است که میگویم شدهایم ملت احمد شاهی
البته شباهتهایمان به احمدخان، بیش از این هاست. ماهم مانند او ازایران تبعید شدهایم، البته با این تفاوت که چون مانند حضرت اشرف استطاعت زندگی خارج از ایران و خرید بلیت هواپیما و اینجور رویاهای ملوکانه را نداریم، ترجیح دادیم دوران تبعیدمان را همین جا درایران بگذرانیم و در همین اندرونی آپارتمان اجارهای خودمان قبلۀ عالم باشیم .
شباهت دیگرما به احمد شاه این است که او خَلع قدرت شده بود، درست عین ما.
شباهت دیگرمان به او این است که او دلش را به آن رولزرویس خوش کرده بود، ما هم، هر یک دلمان را به لَکَنتهای که برایمان مانده خوش کردهایم و به اينكه قدرت اول منطقه ايم و زندگی در مرحلۀ مخلوعِ معزولِ تبعیدیِ بیاُدکلن بَسنده میکنیم.
✍ ناشناس
🔅@business_news
🔳⭕️ سعید لیلاز: بانکها ایران را غارت کردند
🔘کسری بودجه دولت عامل یک سوم تورم است؛
🔜 @Business_News
🔲⭕️ وقتی از شعار «ما میتوانیم» رسیدیم به اعتراف «هر کس میتواند»!
✍️ حبیب رمضانخانی
پزشکیان: هر کسی مدعی است میتواند مشکل آب را حل کند بیاید یک استان یا شهرستان را به او بسپاریم مشکل را حل کند!
یک زمانی قرار بود با اختصاص چند ساعت برنامههای رادیو و سپردن سازمان اوقاف به مسئولان کشور، مشکل فرهنگی و معیشتی بسیاری از مردم برطرف شود!
ولی امروز از پس چند دهه سپردن سکانداری کشور به آقایان، آن هم با آن نسل جوان و تحصیلکرده، با آن آورده مالی از قیمت بالای نفت و گاز و افزون، پیشخور کردن منابع آبی و مالی کشور، به چنان بنبستی رسیدهایم که حتی دیگر مسئولان چون گذشته جرات دادن شعار و وعده توخالی هم ندارند.
اینکه رئیس جمهور از هر تریبونی اعلام میکند: هر کس در توانش هست بیاد، بدهیم اقتصاد و معیشت را، فرهنگ را، منابع آبی و محیط زیست را، کمبود برق و گاز و... را درست کند، خود گویاست که کاملا ناامید از توان ساختار در ایجاد گشایش و بهبود است!
وضعیتی که مصداق و بسان شرکتها و موسسات بزرگی که از پی انقلاب مصادره یا بعدها به اسم خصوصیسازی، مدیریت آن را به افراد و نهادهای ناتوان و نالایقی سپردیم که نهایت بسیاری را به ورشکستگی و نابودی کشاندند و در آخر زمانی دنبال ستاندن آنها از افراد نااهل و ناکارآمد و سپردن به افراد کارآمد و متخصص شدیم که کار از کار گذشته و چنان غرق بدهی و فرسایش شده بودند که کسی را توان و راهی برای نجات نبود و در نتیجه دستگاهها و سولهها را تخریب و به عنوان آهن ضایعات فروختند و آن همه نام و برند را خاک کردند که ترسمان این است با این وضعیت خروجی، با نام و برند ایران نیز آن کنند.
🔜 @Business_News
🟢 رجیستری موبایل وارد قانون شد
دبیر کنگره موبایل ایران:
🔹پس از سالها، هزینه خدمات رجیستری موبایل بهصورت رسمی وارد لایحه بودجه شد.
🔹بر اساس پیشبینی لایحه بودجه ۱۴۰۵، دولت انتظار دارد از محل حقوق و عوارض ورودی گوشیهای بالای ۶۰۰ دلار حدود ۸.۵ همت درآمد کسب کند.
🔅 @business_news