buvanloo | Unsorted

Telegram-канал buvanloo - کانال روستای بوانلو

0

بهشت خراسان شمالی ای دی کانال 👇👇👇👇👇 @buvanloo پل ارتباطی با ادمین ها 👇👇👇👇 @RAVan48 @Adibbouanlo @bovanlo67

Subscribe to a channel

کانال روستای بوانلو

استاد شاه مرادی _گلدسته
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

روایتی از دیدار و همراهی با استاد محمدرضا شاهمرادی

✍️ قادر قادری

پژوهشگر ارشد، کارشناس رسانه و مسایل اجتماعی

استاد محمدرضا شاهمرادی هنرمندی که صدایش نه در گذر زمان رنگ می‌بازد و نه در حافظه مردم کم‌رنگ می‌شود. صدایی خاص، گرم و ماندگار که در روزهای مختلف زندگی، حالِ بسیاری از ما را خوب کرده است. او از آن دست هنرمندانی بود که آثارش متعلق به یک نسل نبود صدایش پلی بود میان نسل‌ها و سبک و شیوه خواندنش هرگز کهنه نشد.
چند هفته‌ای از مأموریتم در بجنورد نگذشته بود که روزی به من اطلاع دادند استاد شاهمرادی مایل است مرا ببیند. بی‌درنگ برخاستم و به استقبالش رفتم. مردی بسیار محجوب، نجیب و دوست‌داشتنی بود. در کنار او نشستم کم‌حرف بود و آرام، اما سرانجام توانستم باب گفت‌وگو را باز کنم. بسیار متین، شمرده و دلنشین سخن می‌گفت.
از روزهای آغازین فعالیتش در صداوسیمای خراسان بزرگ گفت از سال‌هایی که با عشق و تعهد برای مردم خوانده بود. از بی‌مهری‌هایی که بر او رفته بود سخن گفت از روزهایی که صدایش خاموش شد، از ممنوع‌الصدایی و از آثاری که به جای شنیده شدن، در بایگانی‌ها خاک خوردند. درد دلش تلخ بود، اما کلامش هیچ‌گاه رنگ گلایه و کینه به خود نگرفت.
درخواستی نداشت  شأن هنرمندانه‌اش بالاتر از طلب کردن بود. اما همان‌جا به او قول دادم که آثارش دوباره شنیده خواهد شد و از گنجینه هنر این سرزمین بیرون خواهد آمد. پس از مدتی، مقدمات برگزاری همایشی برای نکوداشت این هنرمند ارزشمند فراهم شد. هرچند برخی محدودیت‌ها و موانع از سوی بعضی نهادها ایجاد شد، اما صداوسیمای خراسان شمالی و اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با تمام توان پای کار آمدند و مراسمی درخور شأن استاد برگزار کردند. مدیران این دو مجموعه برای برگزاری آن آیین، حقیقتاً سنگ تمام گذاشتند.
استاد روزگار سخت بیماری را سپری می‌کرد. برای شیمی‌درمانی ناچار بود به تهران رفت‌وآمد کند و در تمام آن روزهای دشوار، فرزند بزرگوارش( آقا میثم) همچون سایه‌ای مهربان و استوار در کنارش بود. هر از گاهی به عیادتش می‌رفتم و از دیدارش نیرو می‌گرفتم.
این عکس یادگار یکی از آخرین دیدارهای من با استاد است در آخرین روزهای حضورم در بجنورد. آن روز نمی‌دانستم که این دیدار، آخرین سلام و آخرین گفت‌وگوی ما خواهد بود. بعد از آن، وعده دیداری ماند که دیگر در این دنیا محقق نشد.
«شاهمرادی». مردی که در پادشاهی دل‌های مردم، نیازی به تاج نداشت و مرادش چیزی جز ماندگاری هنر و محبت نبود. امروز اگر جسمش در میان ما نیست، اما صدایش همچنان زنده است؛ صدایی که نه به بایگانی سپرده شد و نه به فراموشی، بلکه در حافظه و قلب مردم این سرزمین جاودانه ماند.
روحش شاد و یادش گرامی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

✅ داستان کوچ

✍علی محمدزاده

عشایر،از مناطق ییلاقی گرفته تا قشلاق،هرجا نشانی از برپایی سیاه چادرها بود، کنار چشمه‌ها، برفندیل‌ها، دامنه‌های کوه، داخل حلقه‌ها، روی چاه‌های آب، و در دشت و دمن،هر مکان بکری که سرشار از علفزاروچراگاه و مرتع مناسب برای گله‌های گوسفند،میش و بز بود،اتراق می‌کردند و روزگار می‌گذراندند و نان بازوی خود را می‌خوردند.آنها قشری پرکار و سخت‌کوش از جامعه بودند؛ تولیدکننده، نه مصرف‌کننده.
به دلیل عدم دسترسی به آبادی و شهر، و  فقدان راه‌های مواصلاتی و وسایل نقلیه در زمان‌های دور، ناچار بودند مشکلات را خودشان میان خود حل کنند.
اگر عزیزی در هر کجای مسیر کوچ از دنیا می‌رفت، او را با احترام به خاک می‌سپردند. مراسم عزا و عروسی یا به قول خودشان شین و شادی را نیز در دره و دشت و کوه، زیر آسمان گنبدنیلگون، و با همان جمعیت طوایف و تیره‌ها برگزار می‌کردند و زندگی را ادامه می‌دادند.
قشری پویا، سرزنده و همواره در حال کوچ؛ از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر، از چراگاهی به چراگاه دیگر، و با سکون و یک‌جانشینی بیگانه.
اما در این میان، اتفاقات عجیبی برایشان رخ می‌داد؛ اتفاقاتی که حتی با شکایت،دادگاه و احقاق حق نیز بیگانه بودند.چراکه طبق تعصب وغیرتی که در میان ایلاتی‌ها وجود داشت،خودشان باید دست‌به‌کار می‌شدند حتی به قیمت جانشان.
میان عشایر سرشار از وقایع و رویدادهای ناگفته و نانوشته است؛ و اکنون به مرور یکی از این رویدادها می‌پردازیم:

عشایر کوچ رو فهرمانلویی همراه بزرگ طائفه رضاخان قهرمانلویی منزیل به منزیل راهی قشلاق مراوه در استان مازندران شده اند
در مسیر به منطقه غلامان رسیده اندعروسی دو جوان را برگذار کردند ،دربین عشایر. عروس را بر اسب می‌نشاندند و از این چادر به آن چادر می‌بردند و شادیِ مختصری در میان ایل برپا بود.
چند روزی گذشت و زمان حرکت فرا رسید، شترها را بار زدند و کاروان دوباره راه افتاد. تازه‌عروس،با چادر سفید، سوار بر اسب و همراه قطار شتران،در مسیر کوچ پیش می‌رفت.
اما در میانه‌ی راه گروهی یازده نفره که سودای سرداری در سر داشتند در همان حوالی پنهان بودند. چند نفر از آنان برای تهیه‌ی آذوقه یا شاید راهزنی از مخفیگاه بیرون آمده بودند که چشمشان به تازه‌عروس افتاد. با زور و بی‌رحمی او را از کاروان ربوده با خود به پناهگاهشان بردند؛غاری کوچک در دامنه‌ی کوه تلو یا کلاوین.
وقتی سردسته‌ی آن گروه این رفتار زشت را دید، سخت برآشفت. میان آن یازده نفر مشاجره‌ای تند درگرفت. سرانجام قرار گذاشتند که فردا صبح زود،عروس را به عشایر بازگردانند.
اما این ننگ برای رضاخان قهرمانلویی بسیار سنگین بود؛ اینکه در روشنای روز، پیش چشم همه جلوی کاروان را بگیرند و عروس ایل را بربایند.
او یکه و تنها، قطار فشنگ حمایل کرد،تفنگ برنو را برداشت و از میان نیزارهایی که در بستر رودخانه قد کشیده بودند با مهارت گذشت.خود را به نزدیکی دهانه‌ی غار رساند؛ جایی که تنها چند متر با او فاصله داشت. همان‌جا آرام و بی‌صدا در کمین ماند تا سپیده بدمد و دید کافی پیدا کند؛ آنگاه چنان تیراندازی کند که کسی از چنگ او جان سالم به در نبرد.
سپیده که سر زد و سفیدی روز آشکار شد، دو نگهبان دیده می‌شدند: یکی بالای غار و دیگری بر درگاه آن. با شلیک نخست، نگهبان جلوی غار بر زمین افتاد. نگهبان دوم، از هراس بی‌آنکه به یارانش کمکی کندپا به فرار گذاشت.
پس از آن راهزنان یکی‌یکی، با ترس و لرز، می‌خواستند از غار بیرون بیایند اما هنوز قدم از دهانه بیرون نگذاشته، با تیر رضاخان بر خاک می‌افتادند و در خون خود می‌غلتیدند.
سرانجام تنها یک نفر در غار مانده بود و رضاخان به‌خوبی شمار افراد را می‌دانست.
یک نفر گریخته بود نه نفر کشته شده بودند، و آخرین نفر جوانی بود تنومند، رشید و چهارشانه او عروس رضاخان را از غار بیرون آورد فریاد زد و امان خواست.
عروس،پس از نجات برای پدرشوهرش تعریف کرد که در آن شب هیچ آسیبی به او نرسیده و این جوان بی‌گناهست از خونش بگذر
رضاخان پذیرفت.رو به جوان کرد و گفت:
این نه جنازه را بر دوش بگیر و در فلان نقطه کنار هم بگذار جوان نیز چنین کرد.
در این میان، مردمی که برای تماشا آمده بودند و شجاعت و تیراندازی شگفت‌انگیز رضاخان را می‌دیدند،یکی فریاد بر آورد:
دیوانه شده‌ای از خون این جوان بگذری اگر فردا با عده‌ای برای خون‌خواهی دوستانش بازگردد چه خواهی کرد؟
و سرانجام، آخرین تیر نیز بر قلب آن جوان نشست.
آن روز ده جوان جان خود را از دست دادندنه به سبب سرنوشت بلکه به‌خاطر بی‌تدبیری و نادانی چند نفر و قصد تجاوز به ناموس...
سه روز از آن واقعه گذشت در مسیر کوچ تازه‌داماد که پسر رضاخان بود سوار بر اسب  کنار شتران حرکت می‌کرد که ناگهان از اسب بر زمین افتاد و در دم جان سپرد.
همه شنیدند که رضاخان بر سر و صورت خود می‌زد و با اندوهی جان‌سوز می‌گفت:
مرگ فرزندم، تقاص خون آن جوان بی‌گناه بود.

@bovanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

جدول عروسی های بوانلو در سال 1405

به اطلاع می‌رساند کانال در تعیین و تغییر تاریخ ها هیچگونه دخل و تصرفی ندارد .

هماهنگی ها جهت تعیین تاریخ و عدم تداخل با خود عزیزان می باشد  .
⬅️ خواهشمند است در تعیین تاریخ و عدم تداخل عروسی ها قبل از ارسال به مدیران کانال هماهنگی و دقت لازم بعمل آید .هرگونه تغییر و ویرایش به سختی انجام می‌شود .
با آرزوی خوشبختی و عاقبت بخیری برای عروس و داماد های عزیز بووانی.


@bovanloo🌹🌹🌹💐💐💐💐🌷🌷

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

طبیعت زیبای خراسان شمالی

@bovanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

عید قربان عید عبادت و بندگی
و عید اطاعت از قادر یکتا برشما مبارک باد

@buvanloo💐🌺🌸🌼🌻

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

گۆرانی : سیوی مێخەک چین

مەسجێکی زۆرم بۆهاتووە کە بەم سەوتە پۆستی بکەم
هیوادارم بەدڵتان بێت 😍

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

​​❤️@Instagrambot downloaded via🚀 📥

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

​​❤️@Instagrambot downloaded via🚀 📥

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

پخش برنامه مستند شهید حسین غلامی سه شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
ساعت ۲۲:۴۵ دقیقه از شبکه خراسان رضوی

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

لی یاره

با صدای : رضا راشد
آهنگ و تنظیم :  حمید  ایزانلو


رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

*مردان بدون رفیق؛*
*چرا دوستی‌های مردانه در حال انقراض است..؟*

یک زمانی نسبت به رفیق ‌بازی مردان همه نگران بودند..!
یک ویژگی خاص که اکثر مردها داشتند و رفاقت‌هایشان را به خانواده ترجیح می‌دادند.
ریشه‌ی خیلی زندگی‌ها با این رفتار پوسیده شد، اما حالا برعکس آن را شاهدیم..!
این روزها مردهای اطرافمان ساکت‌تر شده‌اند.
دیگر خبری از آن قرارهای فوتبال آخر هفته یا دورهمی‌های قهوه‌خانه‌ای نیست.
مردان ایرانی..
آرام‌ آرام دارند در غار تنهایی‌شان فرو می‌روند، پدیده‌ای که جامعه‌شناسان به آن *رکود رفاقت* می‌گویند.
تحقیقات نشان می‌دهد تعداد مردانی که *حتی یک دوست صمیمی ندارند* در سال‌های اخیر ۵ برابر شده است،
و در ایران نیز ۳۴ درصد مردان احساس تنهایی عمیق می‌کنند.
این تنها ماندن تحمیل روزگار است.
وقتی اجاره‌خانه و قسط و شهریه مدرسه، تمام ذهنِ یک مرد را پر می‌کند، دیگر جایی برای رفیق‌بازی نمی‌ماند.
قراری که باید برای تخلیه‌ی فشارِ روانی باشد،
خودش تبدیل می‌شود به فشار مالی.

مردی که رفیق ندارد،
همسرش را هم خسته می‌کند، چون انتظار دارد او هم شریک زندگی باشد،
هم رفیق گرمابه و گلستان.
ما داریم مردانی را می‌بینیم که در ظاهر قو‌ی‌اند، اما در باطن، از فرط بی‌کسی ترک خورده‌اند.

*تنهایی برای سلامتی مردان به اندازه کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز خطرناک است.*
«رفیق»، هزینه نیست؛
سرمایه است برای زنده ماندن....!
🍃🌹🌿


@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

الله مزار

علیرضا_قربانی

در سالهاي هجوم اقوام ازبك و ترکمن به شمال خراسان، مردم يك آبادي كه زندگي دامپروری دارند و مدتی به کوهستان رفته‌اند، پس از سفري چند ماهه و بازگشت به آبادي متوجه می‌شوند که دشمنان هجوم آورده‌اند و پايمردي جوانانی که برای دفاع از روستا مانده‌بودند، باعث شهادت فداكاران شده‌است.
اهالی روستا  که در سر شوق شیرین زندگی دارند و در دل، امید و آرزوهای بسیار، وقتی به آبادی می‌رسند، با خانه‌های غارت‌شده و ویران روبه رو می‌شوند و می‌بینند از آن همه جوان تنها مزارهایی به یادگارمانده است؛ مزار... مزار... مزار...
مردم می گريند چرا که در اين مزارها غيرت سرخ فرزندانشان خفته است و عشق و شور و سرزندگی را در خاك دفن كرده‌اند.
عروسي به دنبال مزار همسر است. جوشش عشق او را به سمت مزار همسر می‌کشاند و...
در اين ميان رهگذري با ديدن اين ماتم و سوگ و آن همه مزار و شيون، به اشک و حسرت، روايتگر اين سوگ سرخ مي‌شود. او از این ستم می‌نالد و به زبان کوردی‌اش فریاد برمی‌آورد که: « الله‌مه‌زاره مه‌زاره، ڤا چ روزگاره؟»
رسانه مردم فرهیخته بوانلو

@Buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

اگر کسی دچار سکته قلبی شد و افتاد چه کنیم ؟ حداقل این اقدام رو بلد باشیم

رسانه مردم فرهیخته بوانلو

@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

پیام تقدیر و سپاس

در روزهای سنگین و اندوه‌بار فراق مرحومه منیژه قوی‌اندام ـ آن مادری مهربان، همسری دلسوز و فداکار و انسانی شریف ـ همراهی و همدلی شما عزیزان مرهمی بود بر دل داغدار ما.
متأسفانه به دلیل شرایط خاص آن ایام و قطع بودن اینترنت، امکان قدردانی و تشکر به‌موقع از همه بزرگوارانی که با حضور ارزشمند خود در مراسم تشییع، تدفین و ختم، یا با پیام‌ها و تماس‌های محبت‌آمیزشان، ما را در تحمل این مصیبت یاری کردند، فراهم نشد. از همین رو، بر خود وظیفه می‌دانیم که هرچند با تأخیر، مراتب سپاس و امتنان عمیق قلبی خود را اعلام کنیم.
حضور پرمهر شما، نشانه‌ای از بزرگواری، انسان‌دوستی و قدرشناسی بود و بی‌تردید یاد و نامتان همواره در خاطر ما باقی خواهد ماند.
باشد که مهر شما به خودتان بازگردد و هیچ دلی به داغ عزیزان ننشیند؛ و خداوند، آرامشی به وسعت مهربانی‌تان نصیبتان فرماید.
با نهایت سپاس و قدردانی

بهمن قادری (همسر) ، فرزندان و اقوام وابسته
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

نوبت بندی آب چاوی در سال 1405 جهت اطلاع باغداران عزیز .

@bovanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

ﻏﺮﻭﺭ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺍﺳﺖ
ﺍﻓﺮﺍﻁ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺳﻘﻮﻁ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﻓﺸﺎﺳﺖ
ﻓﺮﯾﺐ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺭﺳﻮﺍیی‌ﺴﺖ
ﻃﻤﻊ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﻧﺎﺭﺿﺎیتی‌ﺴﺖ
ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺧﺴﺘگیﺴﺖ
ﻣﻨﻔﯽ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺭﻧﺞ ﺍﺳﺖ
ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﻧﺎﺁﺭﺍمی‌ﺴﺖ
ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺭﮐﻮﺩ ﺍﺳﺖ
ﻧﻔﺮﺕ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩی‌ﺴت


@bovanloo
‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

دره بردر ییلاق عشایر بوانلو اردیبهشت 405
عکس از لنز دوربین الیاس شرفپور

@bovanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

دره شمخال؛ گنج پنهان در خراسان رضوی🍃

اگه عاشق طبیعتی بکر و ناشناخته‌ای، دره شمخال در نزدیکی قوچان می‌تونه حسابی غافلگیرت کنه! این دره‌ی ۱۸ کیلومتری با دیواره‌های بلند سنگی، چشمه‌های خنک و مسیرهای پیاده‌روی شگفت‌انگیز، یه ماجراجویی کم‌نظیر تو دل کوهستانه!

مناسب برای طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی
اقامتگاه‌های بوم‌گردی محلی
هوایی خنک حتی در چله تابستان .

@bovanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

​​❤️@Instagrambot downloaded via🚀 📥

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

​​❤️@Instagrambot downloaded via🚀 📥

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

ده روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

یاران خوب بوانلویی سلام

اگر عزیزی به هر دلیلی در تهران و کرج، به اسکان موقت نیاز دارد؛ قبل از عزیمت، با جناب آقای بهزاد شجاعی دارای شماره ۰۹۱۲۲۸۶۷۰۸۵ تماس بگیرد تا ایشان برای تسهیل و یا تأمین اسکان موقت انجام وظیفه نمایند.
@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

😍
کارزار برقراری رفاهیات برای بازنشستگان فرهنگی
😍


https://www.karzar.net/288367


لطفا امضا بفرمایید و نشر دهید.
باسپاس 🙏

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

ب دەنگێ: رۆژاهێژا

لێ یارێ

ده‌ردێ دلێ من کاری یه، لێ یارێ  / غوسسان جانێ من خواریه، جینارێ /  بێ ته مالا من  تاریه، گولنارێ...
....
لاوک کوشتن، که‌چک  برن، لێ یارێ
گولنارا من هێسیر کرن، ئاخ  یارێ
ئه‌و  گه‌راندن له  خێوه و بخارێ
ئه‌ز به‌رخه‌کم، من بووه‌نه  بازارێ
من بفرووشن  و بکرن  گولنارێ
......
کودا چوویی، که‌چکا مه‌تێ  /  دیدار   مایه    قیامه‌تێ  / حێفا م  وه  به‌ژنا  ته تێ
....
چاڤ ده‌گه‌رینم  له  واران /  کودا   چوونه    بینه‌داران؟/  چه‌ره خه‌ڤا‌ که‌م  ئه‌ز ئاران؟!
....
ژه هێرێ  دا  داده‌که‌ڤم /  به‌ر ڤه  مالا وێ  ده‌ره‌ڤم/  گهـ هولده‌ستم،  گهـ  ده‌که‌ڤم…
....
ره‌دێ  یارێ  بین  ده‌که‌مه /  خوه  ژه  ده‌ردان دین ده‌که‌مه / وێ  نه‌وینم،  خوین  ده‌که‌مه 
....
ترما‌نان  یارا  من،  برن /  ژه  زاوێ  قه‌تلیش  ره‌ت کرن  /  چه‌ره  ژه  شه‌رمان  نه‌مرن؟!
....
جاهیل کوشتن، که‌چک  برن، لێ یارێ
گولنارا من هێسیر کرن، ئاخ  یارێ
ئه‌و  گه‌راندن له  خێوه و بخارێ
ئه‌ز به‌رخه‌کم،  من بووه‌نه  بازارێ
من بفرووشن  و بکرن  گولنارێ...

*علیرضاسپاهی لایین

رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.messenger

⭕️ تلگرام آپدیت جدید داد

قابلیت استوری برای کاربران ایرانی باز شد
کل دیزاین تغییر یافته

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

پیام تبریک

خواهر پرتلاش وپرستار نمونه
سرکارخانم گلی شارعی قبولی شمارا در دوازمون متفاوت با عناوین کانون کارشناسان رسمی دادگستری شیروان و ازمون کارشناسی ارشد با رشته تخصصی جراحی داخلی را از طرف خانواده تبریک میگوییم ،امید دارم با پشتکاری که از شما سراغ دارم همیشه مایه افتخار وسربلندی روستا وجامعه خود خواهی بود.

از طرف خواهرت پریسا شارعی وکیل پایه یک دادگستری

رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

🎥 مولودی‌خوانی پرشور با لهجهٔ زیبای کُرمانجی در مهدیه معلی شبکه سه

رسانه مردم فرهیخته بوانلو

@buvanloo

Читать полностью…

کانال روستای بوانلو

✅سعات…

✍علی محمدزاده

نامی که شاید در سکوت زمان گم شده باشدو کمتر کسیست که او را به یاد بیاورد...
کیوانی مظلوم ، و فراموش‌شده در غبار سال‌هایی که چون باد خزان گذشتند و رفتند.

اواخر دهه ی پنجاه در کوچه‌پس‌کوچه‌های خموش روستا، زنی نحیف و خمیده، با عصایی چوبین در دست و گالش‌هایی جیر بر پا، آرام و باصلابت از میان جمع عبور می‌کرد. قامتش شکسته از رنج روزگار، اما نگاهی در چشمانش بود که هیچ توفانی توان خاموشی‌اش را نداشت.
سیات، پیرزنی بود با دستانی ترک‌خورده از کار و رنج، و پاشنه‌هایی که از زیر جوراب‌های پاره و ضخیمش چاک و زخمهایش نمایان بود.
صورتش سیاه بود از آفتاب تابان سالیان، اما دلش…
دلی سفید، پاک و روشن‌تر از سپیده‌دم.
در تمام عمر، با آن‌که تنها بود و بی‌کس و بی‌اولاد، هرگز دست نیاز پیش کسی دراز نکرد. حتی فقر، غرورش را نشکست. اما بودند دل‌های مهربانی در روستا که خوی انسانی را از یاد نبرده بودند و در خفا هوایش را داشتند.
افسوس بر آن سال‌ها که کودکانی بازیگوش، که امروز ریش‌سفیدان همان دیارند،
دل آزردگی بر چهره‌ی معصومش نشاندند.
امروز دلم به درد آمد از یاد آن اشک‌های خاموش که در گوشه‌ی چشمان سعات می‌درخشید — اشک‌هایی از جنس غربت و صبوری.
برای همه‌ی سیات‌ها، آن دل‌های مظلوم و پاک که بی‌نام زیستند و بی‌صدا رفتند…
چه نیکوست گاه، دستی بر تارهای خاک‌خورده‌ی خاطرات بکشیم و نام آنان را به یاد آوریم که بی‌هیاهو، اما پرشکوه زیستند و مظلومانه در دل تاریخ خاموش شدند.

روحشان شاد
@buvanloo

Читать полностью…
Subscribe to a channel