573
آدرس کافه:خیابان دکتر حسابی. نبش حسابی ۲ پیام ناشناس به من https://telegram.me/HarfBeManBot?start=Mzc2NTE1ODMw ارتباط با ادمین @siambaharvandi
اونجا که سعدی میگه:
هر که بپرسد ای فلان حال دلت چگونه شد
خون شد و دم به دم همی از مژه میچکانمش
@cafe_honar_khorramabad
وقتی بچه بودم هیچوقت با مداد کم رنگ کنار نمیومدم!
همیشه دنبال بهترین مارک مداد رنگی بودم تا پُر رنگی رو تو نقاشیم حس کنم...
هنوزم شخصیتم همینه! با آدمای کم رنگ کنار نمیام. یا تو زندگیم پُر رنگ میکنن خودشونو یا کلا پاک میشن.
رصدخانه کاسین
بام خرم آباد
📸 @Ali_Mehrann
عکس زیبای دوست هنرمندم : #علی_مهران
از ایام دانشجویی پای کمانچه نوازی بی بدیلش و حالا عکس های شگفت انگیزش
@payambaredivaneh
همراهان گرامی ساعت سعد؛ در شعرخوانی این هفته اشعار رودکی خوانده خواهدشد... دوستان در صورت امکان شعری از شاعر را برای خوانش آماده کنند..
دیدار در کافه☕️
Julio Iglesias
Un jour tu ris,un jour tu pleures 1981
یک روز می خندی،یک روز گریه می کنی
@Cafe_honar_khorramabad
در خانه ی خود نشسته ام ناگاه
مرگ آید و گویدم زجا برخیز
این جامه عاریت به دورافکن
وین باده جانگزا به کامت ریز
خواهم که زمرگ بگریزم
می خندد و میکشد در آغوشم
پیمانه ز دست مرگ میگیرم
می لرزم و با هراس می نوشم
آن دور در آن دیار هول انگیز
بی روح فسرده خفته در گورم
لب بر لب من نهاده کژدمها
بازیچه ی مار و طعمه ی مورم
در ظلمت نیمه شب که تنها مرگ
بنشسته به روی دخمه ها بیدار
ومانده مار و مور و کژدم را
میکاود و زوزه میکش کفتار
روزی دو به روی لاشه غوغایی ست
آنگاه سکوت میکند غوغا
روید ز نسیم مرگ غاری چند
پوشد رخ آن مغاک وحشت زا
سالی نگذشته استخوان من
در دامن گور خاک خواهد شد
وز خاطر ابن روزگار بی انجام
این قصه دردناک خواهد شد
ای رهگذران وادی هستی
از وحشت مرگ میزنم فریاد
بر سینه سرد گور باید خفت
هر لحظه به مار بوسه باید داد
ای وای چه سرنوشت جانسوزی
این است حدیث تلخ ما این است
ده روز عمر با همه تلخی
انصاف اگر دهیم شیرین است
از گور چگونه رو نگردانم
من عاشق آفتاب تابانم
من روزی اگر به مرگ رو کردم
از کرده خویشتن پشیمانم
من تشنه ی این هوای جان بخشم
دیوانه ی این بهار و پاییزم
تامرگ نیامده ست برخیزم
در دامن زندگی بیاویزم
فریدون مشیری
ببینید دوستان ما تصمیم گرفتیم با صلاحدید مدیریت کافه یه گروه برای اشخاص علاقه مند به کتاب تشکیل بدیم به این شکل که با نظر سنجی از همه یه کتاب رو انتخاب کنیم و همه مطالعه ش کنیم و یه روز که بهتره روز تعطیل یا جمعه باشه هممون توی یه ساعت مشخص توی کافه جمع شیم و راجع به کتاب صحبت کنیم .بخشهایی که از اون کتاب دوست داشتیم و رومون تاثیر داشته رو باهم به اشتراک بذاریم البته بعد ها میتونه یه سری چیزا طبق نظر همه دوستان از برنامه کم یا اضافه شه
Читать полностью…
اینجا آدم های زیادی می آیند و میروند ، آدم هایی که هر کدامشان قصه ای دارند .
بعضی ها فراموش میشوند ، اما بعضی هاشان را هرگز نمی توان فراموش کرد .
این آقا هم از همان ها بود ؛ با نوه هایش امده بود ،از در که تو آمدند روی لب همه ما لبخند نشست ، وقتی رفتم سر میزشان برای سفارش داشت کتاب میخواند با لبخندی گفت : اینجا نوشته اگه آدم به هفتاد سالگی برسه معجزه است ، یعنی الان من معجزه ام ؟
از روی تعارف گفتم : آره هستید
وقتی رفتم پشت کانتر تا قهوه اش را سرو کنم داشتم به تمام هفتاد ساله هایی که میشناختم فکر میکردم که یکیشان فلج بود ، آن یکی آلزایمر داشت ، یا اگر پیری زمین گیرشان نکرده بود آنقدر بی شوق بودند که هروز مینالیدند که چرا عزرائیل پرونده ما را گم کرده است اما این یکی فرق داشت چیزی در نگاهش بود که من کمتر در بزرگتر ها دیده بودم ...
وقتی قهوه اش را برایش بردم گفتم : آقا اینکه آدم به هفتاد سالگی برسه معجزه نیست ، اینکه مثل شما پر از شور زندگی به هفتاد سالگی برسه معجزه است .
گفت : شکر خدا دنیا هنوز قشنگیاش و داره. و با دست اشاره کرد به نوه هایش
(شادی علیپور)
@cafe_honar_khorramabad
برای بعضی از عکس ها حتی نیازی نیست توضیحی داده بشه.
فقط باید درک کرد و حمایت کرد و گفت:” حتی اگه خیلی درد داشته باشه، اما بر میگردی به جسم خودت.”
@cafe_honar_khorramabad
دو کلام حرف حساب از لسان پیر فلسفه وودی آلن کبیر
@cafe_honar_khorramabad
میشه برای آخرین حرفها و نامهی پانتهآ اقبالزاده تا ابد گریه کرد؛ ولی خب کدوم گریه میتونه این جانهای عزیز رو برگردونه؟! ..💔
@cafe_honar_khorramabad
ام کلثوم بزرگ یکی از اهرام مصر
@cafe_honar_khorramabad
به تمام موجودات زندهای که نمیدونن خاورمیانه کجاست حسادت میکنم!!!✋
@cafe_honar_khorramabad
گر مرد رهی میان خون باید رفت
وز پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
عطار❤️
@cafe_honar_khorramabad
همراهان گرامی ساعت سعد؛ در شعرخوانی این هفته اشعار رودکی خوانده خواهدشد... دوستان در صورت امکان شعری از شاعر را برای خوانش آماده کنند..
دیدار در کافه☕️
اسم فیلم ؟
@cafe_honar_khorramabad
(یه راهنمایی بازیگر نقش اول و کارگردان یه نفرند)
هرگاه آسوده بودم
دانستم که کاری از پیش نمیبرم
باید خودمان نوری بر تاریکی مان بتابانیم
این را هیچکس دیگری برایمان انجام نخواهد داد!
چارلز بوکوفسکی
تنهایی تنهایی تنها
@cafe_honar_khorramabad
عزیزان سلام علاقه مندان به شرکت در گروه کتابخوانی کافه هنر به آیدی :
@KimiaParvardeh
پیام بدن
ما هم همینطور جناب درویش
ما هم همینطور
@cafe_honar_khorramabad
قشنگ ترین و حق ترین چیزی که امروز خوندم این نوشته از تورگوت اویار بود:
کاش دستِ کم شعری خوانده بودید یا در خانه، گربه ای نگه می داشتید؛ شاید آن وقت کمتر دنیا را می آلودید...
@cafe_honar_khorramabad
خندههای ما بوی نا میده😔
@cafe_honar_khorramabad
گاه در یک جمع تمام شخصیت کودکی را لباس های او تعیین می کنند و در این میان والدین فقیر گناهکارترین مردمان روزگار خویش اند اگر چه مهربانترین آن زمان باشند!!😔
@cafe_honar_khorramabad
کوچکتر که بودم، برای ناراحتیهایم مادر میگفت آسمان که به زمین نیامده. حالا دیرزمانی کنار آسمان نشستهام. سالهاست آسمانم به زمین آمده و مادر نمیداند.
@cafe_honar_khorramabad