cafeagaahi | Unsorted

Telegram-канал cafeagaahi - کافه آگاهی Cafe Agaahi

1768

موسسه بین المللی پنجره آگاهی و خرد مرکز توسعه روانشناسی مثبت‌نگر علمی تحت نظر سيد پيمان رحيمی‌نژاد درمانگر و پژوهشگر روان‌شناسی مثبت‌ اگزیستانسیال

Subscribe to a channel

کافه آگاهی Cafe Agaahi

یک روز از سر بیکاری به بچه‌های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که فقر بهتر است یا عطر؟
قافیه ساختن از سرگرمی‌هایم بود.

چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می‌کردند.
نوشته بودند که:
فقر خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می‌کند و او را بیدار نگه می‌دارد، ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می‌کند. عادت کرده بودند مجيزِ فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.

فقط یکی از بچه ها نوشته بود “عطر"! انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود.

نوشته بود: "عطر حس‌های آدم را بیدار می‌کند که فقر آن‌ها را خاموش کرده‌‌ است."

فریبا وفی
رویای تبت

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

گاهی تمام ذهن ما درگیر رسیدن است.
رسیدن به جایی بهتر، جایگاهی بالاتر، رابطه‌ای امن‌تر، معنایی روشن‌تر. اما در میانه‌ی این دویدن‌ها، یک پرسش اساسی گم می‌شود:
وقتی می‌روی، آیا واقعاً هستی؟ به کجا می‌روی؟
ما معمولاً مقصد را جدی می‌گیریم، اما خودِ مسافر را نه.
در حالی که اصلِ ماجرا نه در رسیدن، بلکه در چگونگی بودن در مسیر است.
و اینجاست که این جمله، مثل نوری در تاریکی ذهن می‌تابد:

مهم نیست به کجا می‌روی، مهم‌تر این است که هنگام رفتن، که هستی!
ویکتور فرانکل، کسی که در دل جهنم آشویتس زندگی کرد، می‌نویسد:
انسان حتی در رنج هم می‌تواند معنا بیافریند، اگر بداند که کیست.
نه مقصد، نه شرایط، بلکه نحوه‌ی مواجهه‌ی ما با زندگی است که ما را تعریف می‌کند.
در نگاه فلسفه‌ی اگزیستانسیال نیز، تو پیش از آنکه چیزی بشوی، هستی.
در نگاه اگزیستانسیالیستی نیز، مسئله‌ی اساسی نه مسیر است و نه مقصد، بلکه «شیوه‌ی بودن» است.
در جهانی که فاقد معنای پیشینی است، تو هستی که با انتخاب‌ها، مسئولیت و حضور آگاهانه‌ات، مسیر را معنا می‌کنی.
سارتر می‌گفت: «وجود مقدم بر ماهیت است» یعنی مهم نیست کجا هستی، بلکه چطور می‌باشی.
تو آزادی، و این آزادی، ترسناک اما مقدس است.
تو خودت را می‌سازی، نه با رسیدن، بلکه با چگونه رفتن.

اگر درونت پر از اضطراب، بی‌ثباتی یا تقلید باشد،
حتی اگر به خواسته‌ات برسی، چیزی درونت هنوز گم است.
اما اگر در مسیر، لحظه‌به‌لحظه آگاهانه باشی، خودت را ببینی، صدایت را بشنوی،
آنگاه هر قدم، خودش یک مقصد است.
چقدر از ما، تنها به امید فردا زندگی می‌کنیم؟
چقدر برای یک روز خاص، یک سفر نجات‌بخش، یک “بعداً” منتظریم؟
در حالی که فراموش کرده‌ایم:
آنچه زندگی را می‌سازد، نه جایی که می‌رویم، بلکه کسی‌ست که در حین رفتن هستیم.

اگر «بودن» تو تهی، ناآگاه، واکنشی یا سطحی باشد، حتی رسیدن به بالاترین قله‌ها نیز تو را راضی نخواهد کرد.
اما اگر در لحظه‌ی حرکت، درگیرِ عمق باشی یعنی خودت را زندگی کنی، آگاه باشی، و به انتخاب‌هایت پاسخگو آن‌گاه حتی راه رفتن در تاریکی هم معنا خواهد داشت.
یعنی معنای حضور، نه در مکان، که در کیفیتِ بودنِ تو نهفته است. فرقی نمی‌کند به کجا بروی اگر خودت را نشناسی، اگر بودنت تهی باشد، هر مقصدی هم پوچ خواهد بود.
اما اگر «بودن» را آگاهانه و عمیق زندگی کنی،
حتی ایستادن در دل یک بی‌راهه،
می‌تواند تبدیل به خانه شود.
مهم نیست به کجا می‌روی، مهم‌تر این است که هنگام رفتن، که هستی.

بگذار این جمله، مثل قطب‌نما، در سفر زندگی همراهت باشد.

پیمان رحیمی نژاد
روان‌شناس و‌ پژوهشگر روان‌شناسی مثبت اگزیستانسیال

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

🔹 پدیده اعتماد سازی در زندگی انسانی بر پایه آسیب‌پذیری روان‌شناختی، امنیت عاطفی و ارتباط شکل می‌گیرد.
اعتماد، فضای امنی برای افراد ایجاد می‌کند تا بتوانند بدون ترس، خود واقعی‌شان باشند. (Johnson, 2008)
مشکل اصلی در مهم بودن اعتماد زمانی پیش می‌آید که اعتماد دچار خدشه می‌شود.

🔹 وقتی دروغ و خیانت، اعتماد را از بین می‌برد، چه اتفاقی می‌افتد؟
احساس امنیت ما آسیب می‌بیند و توانایی ما برای بیان آزادانه افکار و احساساتمان متزلزل می‌شود. ترس جای راحتی را می‌گیرد و شک جای اطمینان را.

🔹 اعتماد، بازتابی از خودپنداره ماست.
شیوه‌ای که به دیگران اعتماد می‌کنیم، بازتابی از تصویری است که از خود داریم. اعتماد به دیگران نشان‌دهنده میزان اعتمادی است که به خودمان داریم. (Copley, 2023)

🔹 اعتماد در تمام تصمیمات ما نقش کلیدی دارد، باید پرسید آیا شما فردی هستید که برای رشد و تغییر، ریسک می‌کند؟
اعتماد به خود، نقش مهمی در نحوه تصمیم‌گیری‌های دشوار و مسیر زندگی ما دارد. اگر در تصمیم‌گیری‌های‌مان مدام دچار تردید می‌شویم این یعنی مساله ما، اعتماد است.

چگونه اعتماد دیگران را جلب کنیم؟

✅ اعتماد با حرکات بزرگ ساخته نمی‌شود؛ بلکه از طریق اقدامات کوچک و مداوم شکل می‌گیرد.
🔹 برای بررسی میزان قابل اعتماد بودن خود، به این ویژگی‌ها دقت کنید:

1️⃣ توانمندی – “آیا دیگران به توانایی شما در انجام کارها اعتماد دارند؟”
2️⃣ ثبات – “آیا دیگران مطمئن هستند که شما در طول زمان به تعهدات خود پایبند می‌مانید؟”
3️⃣ صداقت – “آیا دیگران باور دارند که شما در موقعیت‌های سخت، انتخاب درست را انجام می‌دهید؟”
4️⃣ همدلی – “آیا دیگران احساس می‌کنند که شما با دلسوزی و احترام با آن‌ها رفتار می‌کنید؟”

🔹 اعتماد، یک الگوی رفتاری است که با تمرین و تکرار در روابط شکل می‌گیرد.
🔹 حتی در زمان تعارض، اعتماد می‌تواند از طریق انتخاب‌های درست، قوی‌تر شود.

۶ نوع مختلف اعتماد در روابط

در روابط سالم، اعتماد به اشکال مختلفی وجود دارد. آیا شما این انواع اعتماد را در زندگی خود تجربه کرده‌اید؟

1️⃣ اعتماد عاطفی
آیا کسی را دارید که بتوانید احساساتتان را بدون ترس از قضاوت با او در میان بگذارید؟

2️⃣ اعتماد اجرایی
آیا فردی هست که همیشه به قول‌هایش عمل کند و مسئولیت‌هایش را بپذیرد؟

3️⃣ اعتماد اطلاعاتی
آیا به اطلاعاتی که از دیگران دریافت می‌کنید، اطمینان دارید؟ آیا احساس می‌کنید که با شما صادق هستند؟

4️⃣ اعتماد به خود
آیا به قضاوت، توانایی‌ها و استقامت خود اعتماد دارید؟ آیا به تصمیماتی که می‌گیرید اطمینان دارید؟

5️⃣ اعتماد موقعیتی
آیا در موقعیت‌های خاص، به برخی افراد اعتماد بیشتری دارید؟ مثلاً به تخصص یک پزشک یا مهارت خاص یک همکار؟

6️⃣ اعتماد فیزیکی
آیا در کنار فردی احساس امنیت می‌کنید و مطمئن هستید که به شما آسیبی نخواهد رساند؟

✅ اعتماد، اساس یک رابطه سالم است. چه در حال ایجاد یک رابطه جدید باشید، چه در حال ترمیم آن، آگاهانه برای تقویت اعتماد تلاش کنید.

📌 برای تقویت روابط خود، بر اساس اصول اعتمادسازی رفتار کنید. حتی در زمان تعارض، انتخاب‌های شما می‌تواند پایه‌های رابطه را مستحکم‌تر کند.

پیمان رحیمی نژاد
روان‌شناس و‌ پژوهشگر روان‌شناسی مثبت اگزیستانسیال

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

در دل جهان ابزورد، انسان در وضعیتی دوگانه ایستاده است:
از یک سو، میلِ بی‌پایان به معنا، تعلق، رهایی و عشق.
و از سوی دیگر، جهانی خاموش، بی‌پاسخ، بی‌تضمین.
انسان، به قول آلبر کامو، محکوم به جستجوست، اما بی‌هیچ ضمانتی برای یافتن.
او معنا را می‌خواهد، اما جهان بی‌معناست.
در این کشاکش، گاه به فراوانی برمی‌خوریم.
نعمت، رفاه، نزدیکیِ ظاهری به آنچه می‌خواستیم.
اما مسئله اینجاست:
وفور، ما را غافل می‌کند.
در وفور، معنا کمرنگ می‌شود.
چیزی که هست، اگر بی‌رنج به‌دست آمده باشد، در ما شوق یا درک عمیق نمی‌آفریند.
و اینجاست که سعدی، حقیقتی را بر زبان می‌آورد که فراتر از عرفان یا اخلاق، در دلِ فلسفه‌ی ابزورد می‌درخشد:

تو در کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال

در کنار فرات، آب هست، اما عطش نیست.
و بی‌عطش، آب دیگر آب نیست شیئی‌ست بی‌معنا.
مانند زندگی برای انسانی که هرگز طعمِ خالی بودن، تنهایی، و خواستن بی‌دست‌یابی را نچشیده است.
اما در بادیه، آب زلال به اسطوره بدل می‌شود. به چیزی که جهان با آن معنا می شود.
در دل بیابان است که معنا، هرچند خیالی، قدرت خود را نشان می‌دهد.
عطش، میل، خواستنِ بی‌پاسخ، ما را به آستانه‌ی آگاهی می‌رساند.
آگاهی از اینکه آب، شاید هیچ‌گاه نرسد، اما همین نرسیدن، عمیق‌تر از داشتن است.
در نگاه ابزورد، این همان وضعیت انسان است:
ما برای چیزی می‌دویم که شاید هرگز نرسد.
اما همین دویدن، این عطشِ بی‌پاسخ،
ما را زنده نگه می‌دارد.
معنا، نه در رسیدن، بلکه در حرکت بی‌پایانِ بادیه‌نشینی‌ست.
و شاید حقیقت عشق، ایمان، آزادی یا حقیقت، نه در “داشتن” که در “خواستنِ ناتمام” آن‌هاست.
سعدی، ناخواسته یا به الهام، حقیقتی ابزوردی را گفته است:
کسی که به آب رسیده، نمی‌فهمد که چیست.
اما آن‌که در عطش مانده، به راستی آن را زیسته است.

در جهانِ بی‌پاسخ، آب زلال نه پاداش که وهمی امیدبخش است.
اما این وهم، برای انسانِ آگاه، کافی‌ست که راه بیافتد، طلب کند، و معنای زندگی را نه در مقصد، که در تجربه‌ی تشنگی و رنجِ نرسیدن بازیابد.

پیمان رحیمی نژاد
روان‌شناس و‌ پژوهشگر روان‌شناسی مثبت اگزیستانسیال

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

مردمِ طاعون‌زده بعد از آن‌ که جوابی از سوی مذهب نمی‌گیرند، دست به گریبان خرافات می‌شوند. چرا که دیگر مذهب هم نقطه اتکای خوبی برای آن‌ها نیست.

آن‌ها رفته رفته با پخش شدنِ هرچه بیشترِ طاعون، در دام عادت می‌افتند. مردم به طاعون و تمام تلخی‌‌ها و ناامیدی‌هایش خو می‌گیرند و این فاجعه‌بارترین اتفاق است. زیرا که:
"عادت به نومیدی، از خودِ نومیدی بدتر است."

طاعون؛ آلبر کامو

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

نیمی از نگرانی‌ها و اضطراب‌های ما مربوط به «نظر دیگران» است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم!
نظر دیگران، تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه می‌تواند تغییر کند. نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده‌ی آنان می‌کند؛ برده‌ی نظراتشان و بدتر، برده‌ی آنچه وانمود می‌‌کنند به نظرشان می‌‌رسد!

اروین د.یالوم، درمان شوپنهاور

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

اگر متوجه شدی که برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران عمل می‌کنی، یا از ترس و گمانی که چه‌بسا درباره‌ی تو کنند از عملی خودداری می‌کنی، از راه دور افتاده‌ای.
خرسندی را در دنبال کردن فلسفه‌ی خود بیاب.
اگر می‌خواهی محترم باشی، از احترام به خودت شروع کن.

اپیکتیتوس

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

ما چنان زندگی می‌کنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم، حال آن‌ که اغلب آرزو می‌کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می‌خوریم.

ما به زمان بسان چیزی نظر می‌کنیم که باید درگذرد و در این رهگذر، ما را به اهداف و خواست‌هایمان برساند.

اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می‌رسند و نظری بر گذشته می‌افکنند، در می‌یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته‌اند و با حیرت مشاهده می‌کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته‌اند و لذتی از آن نبرده‌اند، همان زندگیشان بوده؛ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده‌اند.

انسان فریاد برمی‌آورد که امید و آرزو، او را فریفته‌اند تا این که عاقبت در آغوش مرگ به رقص درآید!
آه! چه مخلوق حریص و سیری‌ناپذیری است این انسان!

️در باب عبث بودن وجود، شوپنهاور

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

در ذهن‌های فلسفی‌نگر نوعی احساس ضمنی و پیش‌آگاهی هست که می‌گوید پنهان‌شده در پس این واقعیتی که ما در آن زندگی می‌کنیم و وجودمان را در آن ادراک می‌کنیم، واقعیت دوم [رازآمیزتر ولی واقعی‌تری] وجود دارد که [از این واقعیت آشنا] بسیار متفاوت است؛ به بیان دیگر، این واقعیت ما یک ظاهر/نمود/نمایش است.
شوپنهاور در جایی اظهار می‌کند که نشانه‌ی ظرفیت یک فرد در فلسفه‌ورزی داشتن این استعداد است که هر از چند گاهی احساس می‌کند که انگار آدم‌ها و همه‌ی چیزها[ی دیگر این دنیا] چیزی جز هاله‌ها و اشباح یا تصاویری از یک رویا نیستند.

فردریش نیچه، زایش تراژدی

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

انسان گاهی رنج را به طور وحشتناکی دوست دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است.
من طرفدار رنج نیستم اما طرفدار سعادت هم نیستم.
من‌، طرفدار امیالم هستم و آن هم به این سبب که به آن‌ها در همه حال دسترسی دارم.
رنج، تردید است، نفی است.
رنج، یگانه دلیل آگاهیست.
آگاهی به عقیده‌ی من، بدبختی بزرگ انسان است. این را هم می‌دانم که انسان آن‌ را دوست دارد و با هیچ رضایت‌مندی دیگری عوض نخواهد کرد.

یادداشت‌های زیرزمینی، داستایوفسکی

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

حتی وقتی دوستت تو را می‌رنجاند، باز هم دوستی‌تان می‌تواند نجات پیدا کند. سعی نکن دردت را مخفی کنی، در موردش حرف بزن؛ و از حس ناب آشتی کردن، لذت ببر.


دوستی‌تان را پرورش دهید. در خاک حاصل‌خیز احترام، شناور در نور حقیقت و همراه با چاشنی شفقت، زندگی همچون یک درخت رشد می‌کند و میوه‌های عشق می‌دهد.

کتاب دوست درمانی،کاس پی دوترویچ و جان دی پری، ترجمه صدف شجیعی

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

من برای اینکه در هر لحظه بتوانم به خودم بگویم “وجود دارم” و تکرار کنم که وجود دارد، هر رنجی را تحمل می‌کنم! من هزاران بار رنج می برم و به تنهایی زیر بار عذابی که بر دوش می‌کشم خورد می‌شوم اما همچنان “وجود دارم”…

داستایوفسکی

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

https://cafeagaahi.org/پذیرش-رنج-به-سبک-نیچه/

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

https://cafeagaahi.org/اضطراب-آینده-و-احساس-بی-کنترلی/

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

https://cafeagaahi.org/ترومای-جنگ/

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

اگر دیوهای‌مان را به‌دور افکنیم، باید خودمان را برای وداع با فرشته‌هایمان هم آماده کنیم.
سرزندگی ما و ظرفیت گشودن آغوش‌مان بر روی قدرت اِروس، در دیوآسایی نهفته است.
دیوآسایی را باید هدایت کرد و برایش بستر ساخت، این همان جایی است که خودآگاهی انسان بسیار اهمیت می‌یابد.

رولو‌‌ می

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

از برگ پرسیدم…
حالا که پاییز شده و برگ‌ریزان است آیا ترسیده‌ای؟
‎برگ به من گفت: نه، طی بهار و تابستان من کاملاً زنده بودم.
به‌سختی کارکردم تا به تغذیه درخت کمک کنم و اکنون بیشترِ من در درخت است.
من محدود به این فرم نیستم.
من تمام درخت هستم و وقتی هم که به خاک برگردم به تغذیه درخت کمک خواهم کرد.
پس اصلاً نگران نیستم.
‎همان روز بادی وزید و پس از مدتی دیدم که همان برگ، شاخه را ترک کرد و رقصان و شادمان به‌سوی خاک راهی شد.
خیلی خوشحال بود.
تعظیمی به او کردم، میدانم که چیزهای زیادی برای یادگیری از برگ دارم.

‎پس لطفاً نگاه کنید و آنگاه خواهید دید که شما همیشه اینجا بوده‌اید.
بیایید تا باهم نگاه کنیم و به زندگی این برگ وارد شویم؛ ممکن است تا با برگ یکی شویم.
بیایید تا نفوذ کنیم و با همه‌چیز یکی شویم تا ماهیت خودمان را درک کنیم و از ترس رها شویم.
‎اگر خیلی عمیق نگاه کنیم به فراسوی مرگ و زندگی خواهیم رفت.
فردا (پس‌ از این زندگی) من ادامه پیدا می‌کنم. اما تو باید خیلی دقیق و هشیار باشی تا مرا ببینی.
گلی خواهم بود یا برگی. در قالب این فرم‌ها به تو سلام خواهم گفت.
اگر به اندازه کافی دقیق و هشیار باشی مرا خواهی شناخت و به من سلامی می‌فرستی و من بسیار خوشحال خواهم شد.

‎ تیک نات هان

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

همواره خود را عليه خود بر می‌انگيختم.
چه می‌توان کرد؟ گاهی به آنجا می‌رسيم که خود را شديداً رنجيده خاطر حس کنيم.
در تمام مدت عمر به همين ترتيب خود را آزار می‌دادم. اين آخری‌ها طوری شد که ديگر قادر نبودم بر خودم مسلط شوم.
يک بار ميل می‌کردم که به شدت عاشق کسی بشوم. دو بار اين ميل را کردم. و حتی لغزش‌های اوليه، که لازمه اين کار است، نيز اتفاق افتاد.
آقايان من! باور کنيد. مطمئن باشيد. به شما قول می‌دهم که گاهی در عميق‌ترين مغاک‌های روحِ خود نيز باور نمی‌داريم که رنج می‌بریم. زيرا ريشخند کردنِ همه اين‌ها در زوايای روح پنهان شده است.
اما با وجود اين رنج می‌بریم؛ مرتباً، منظماً، و حقيقتاً رنج می‌بريم.
از عشق می‌گفتم. حسود شدم؛ از کوره به در رفتم؛ تمام کارهاي لازم را کردم، ولي همه‌اش از بی‌حوصلگی و خستگی بود و اصلاً واقعيت نداشت.
آقايان من، همه‌اش از بی‌حوصلگی بود. بی‌فايدگی و بی‌اثری مرا در هم می‌فشرد. زيرا ثمره مستقيم و بلا واسطه قانونی و منطقیِ شناسایی و دانايی همين است. همين بی‌فايدگی و بی‌اثری و لااُبالی‌گری.
يعنی دست روی دست گذاشتن و بيکار نشستن.
دانسته و متعمداً.

یادداشت‌های زیرزمینی
فیودور داستایوفسکی

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

همه بسان رود روان اند….

پس در آن کس که دوستش می‌داری، آن که به تو زندگی می‌دهد، آن گرانبهاترین چیز تو، که چون مردمك چشم توست: پسرت، برادرت، شوهرت، دوستت، دلدارت، معشوقه‌ات ، کودکانت یا بزرگترانت، نیک‌نظر کن!
بنگر که در او چه چیز را دوست داری؟ شکل او را، آنچه را که مانند موج در گریز است؟...
خط و خال چهره اش را، تن و اندامش را؟ آنچه امروز می‌بینی، فردا بازش نخواهی یافت. باد وزان روزها ابرها را مچاله می‌کند، پارچه را به جنبش در می‌آورد. گذشت سال‌ها فرسوده‌اش می‌کند. آیا از دوست داشتنش دست نگه می‌داری؟ آیا جان اوست که دوست می‌داری؟ آن نیز می‌گذرد...
همه بسان رود روان‌اند. میان انگشتانت نگاهش نمی‌توانی داشت. در می‌رود. دگرگون می‌شود و طعم دیگر می‌گیرد. آیا از او دست خواهی کشید؟

رومن رولان، سفر درونی، ترجمه به آذین

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

رسالت تو در زندگی چیست؟

کسی که رسالت خود را یافته است، در برابر بی‌معنایی جهان مقاومت نمی‌کند، بلکه آن را می‌پذیرد.
زندگی، بی‌رحم و بی‌ثبات است؛ هیچ معنا یا هدف ذاتی به خودی خود وجود ندارد. این واقعیتی‌ست که اغلب از آن گریزانیم، اما کسی که راه خود را یافته، آن را به چشم فرصتی می‌بیند، نه تهدیدی.

او می‌داند که جهان، سکوت سرد و بی‌جان است، و تنها اوست که می‌تواند با انتخاب‌های آگاهانه‌اش، نقطه‌ای از معنا را در این سکوت بیافریند.
او فهمیده است که زندگی، نه بازی شانس است و نه میدان نبردی بی‌هدف، بلکه مسیری است که هر لحظه‌اش فرصتی است برای تحقق آن جوهره‌ی وجودی که در نهادش نهفته است.
رسالت او همچون ستاره‌ای است که در آسمان هستی می‌درخشد و از ورای ابرهای شک و تردید، او را به سوی فراسوی مادیات و لحظه‌های زودگذر هدایت می‌کند.
اما این خلق معنا، نه از سر اجبار یا انتظارات بیرونی، که ناشی از بار سنگین آزادی و مسئولیتی‌ست که بر دوش خود نهاده است.

این آزادی، هم رهایی‌بخش است و هم ترسناک.
او هر لحظه در برابر خلأیی قرار می‌گیرد که ممکن است او را به سقوط در ناامیدی بکشد؛ اما می‌داند که فرار از این اضطراب وجودی، فرار از خودِ واقعی است.

رسالت او چیزی جز قبول این اضطراب و ادامه دادن نیست؛
ادامه دادن به خلق معنایی که فقط به دست خود او شکل می‌گیرد، بدون تضمین موفقیت یا رضایت، بدون وعده‌ی آرامش همیشگی.

در این مسیر، هر گام نه فقط پیشروی به سمت هدف، که بازسازی و تعریف دوباره‌ی وجود است؛
هر انتخاب، هر تصمیم، هر ایستادگی در برابر بی‌معنایی، اعلامیه‌ای است بر اصالت و استقلال او.

او، با وجود همه تناقض‌ها و ترس‌ها، به راه خود ادامه می‌دهد، چون می‌داند که تنها در این انتخاب آگاهانه و مسئولانه است که وجودش واقعی می‌شود؛
و این، رسالت حقیقی اوست: زندگی کردن در مواجهه با بی‌معنایی، ساختن معنا در دل خلاء، و ایستادن پای وجود خود، حتی وقتی همه چیز درهم می‌ریزد.

پیمان رحیمی نژاد
روان‌شناس و‌ پژوهشگر روان‌شناسی مثبت اگزیستانسیال

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

در مصاحبه‌ای از آدام فیلیپس پرسیده‌می‌شود که آیا خودت رو مدافع نااُمیدی می‌دونی؟

او پاسخ‌ می‌دهد: «من دقیقاً طرفدار نااُمیدی نیستم، بلکه بیشتر به این ایده معتقدم که برای رسیدن به رضایتی واقعی، باید نااُمیدی را تاب بیاوریم. چیزی که برایم جالب است، این است که چگونه فرهنگ‌های‌ مصرف‌گرا بر این‌ تصور بنا شده است که‌ ما قادر به تاب آوردن نااُمیدی نیستیم؛
به‌طوری که هر بار احساس بی‌قراری، کسالت یا کلافگی می‌کنیم، فوراً به سراغ غذا‌خوردن یا خریدکردن می‌رویم.»

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

جویبار زندگی
جاریست در جهان
چون همیشه
با تپشی موزون
در تار و پود شب‌ها و روزهای من.
همان زندگی که می‌پراکند شادی را
در غبار زمین
میان بی‌شمار علف‌ها
در پیچ و تاب و هیاهوی برگ‌ها و شکوفه‌ها.
همان زندگی
که می‌جنبد
در فراز و فرودش
گهواره‌ی تولد و مرگ.
احساس می‌کنم
زندگی به شکوهمندی
در جانم می‌نشیند.
سرشار از غرورم
از تپش ضربان زندگی
که در این لحظه
در رگ‌های من می‌تپد.

گیتاتجالی
رابیندرانات تاگور

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

"دوره روبرو "

▫️ناکامی؛ گاه آغاز سفری درونی است به سوی خِرد، معنا و بازسازی خود. این دوره، دعوتی‌ست به بازنگری در تجربه‌های شکست، از منظر فلسفه اگزیستانسیال، معنادرمانی و روان‌شناسی مثبت گرا
در این دوره می‌آموزیم که چگونه ناکامی می‌تواند ما را از سطح بگذرانَد و به ژرفای خویشتن رهنمون شود؛ جایی که رنج، معنا می‌یابد و شکست، آموزگار بلوغ می‌شود.

⏰ 8 جلسه 3 ساعته |شنبه ها 18:30 الی 21:30
📆 از 18 مرداد
📍خانه زیمانا ، خیابان دولت حد فاصل اختیاریه و دیباجی

برای ثبت‌نام ، لطفا نام و نام خانوادگی به همراه شماره تماس خود را به ایدی زیر ارسال کنید. 👇🏻
@khanezimana

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

جان کابات زین در کتاب ذهن آگاهی برای آغازگران ‌میگوید؛ ذهن‌آگاهی (Mindfulness) به معنای حضور کامل در لحظه‌ی اکنون و مشاهده‌ی تجربیات بدون قضاوت است. این مهارت به ما امکان می‌دهد تا با آگاهی بیشتری به افکار، احساسات و محیط پیرامون خود توجه کنیم و از واکنش‌های خودکار و ناآگاهانه پرهیز نماییم.

این مفهوم ریشه در آموزه‌های بودایی دارد، اما در دهه‌های اخیر به‌عنوان یک رویکرد مؤثر در روان‌شناسی و بهبود سلامت روان مورد توجه قرار گرفته است.MBSR & MBCT دوره‌های تخصصی کاهش استرس بر مبنای ذهن‌آگاهی یا توجه‌آگاهی در دنیا هستند.

تعریف ذهن‌آگاهی:

کریس میس (Chris Mace) در کتاب «ذهن‌آگاهی و سلامت روان: درمان، نظریه و علم» (Mindfulness and Mental Health: Therapy, Theory and Science) ذهن‌آگاهی را به‌عنوان حالتی از آگاهی تعریف می‌کند که در آن فرد به تجربیات درونی و بیرونی خود در لحظه حاضر توجه می‌کند، بدون آنکه آن‌ها را قضاوت یا سرکوب نماید. او تأکید می‌کند که این آگاهی می‌تواند به کاهش رنج روانی و بهبود سلامت روان منجر شود.

فواید ذهن‌آگاهی:

پژوهش‌های متعددی نشان داده‌اند که تمرین ذهن‌آگاهی می‌تواند تأثیرات مثبتی بر سلامت روان داشته باشد. به‌عنوان مثال، مطالعه‌ای که در مجله تحقیقات روان‌تنی (Journal of Psychosomatic Research) منتشر شده است، نشان می‌دهد که مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌توانند به کاهش استرس، اضطراب و افسردگی کمک کنند. این پژوهش همچنین به بهبود کیفیت زندگی و افزایش رضایت از زندگی در افرادی که به‌طور منظم تمرینات ذهن‌آگاهی انجام می‌دهند، اشاره می‌کند.

تکنیک‌های تقویت ذهن‌آگاهی:
• مراقبه‌های ذهن‌آگاهانه: تمرکز بر تنفس و مشاهده افکار و احساسات بدون درگیر شدن با آن‌ها.
• اسکن بدن: توجه به احساسات فیزیکی در قسمت‌های مختلف بدن و پذیرش آن‌ها بدون قضاوت.
• تمرکز بر فعالیت‌های روزمره با آگاهی: حضور کامل در فعالیت‌هایی مانند خوردن، راه رفتن یا شست‌وشو، با توجه به جزئیات و تجربیات حسی مرتبط با آن‌ها.

با پرورش ذهن‌آگاهی، می‌توان کیفیت زندگی را بهبود بخشید و با آرامش بیشتری با چالش‌های روزمره مواجه شد.

پیمان رحیمی نژاد
روان‌شناس و‌ پژوهشگر روان‌شناسی مثبت اگزیستانسیال

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

https://cafeagaahi.org/رسالت-زندگی-وظیفه-درونی/

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

اگر به انتخاب‌های گذشته‌مان اکتفا کنیم همواره همان نتایج نصیب‌مان میشود، نه چیز دیگر.
اگر شخصی تصمیم بگیرد که فقط یک رابطه بد را تمام کند و به یک رابطه جدید بپردازد، هیچ رشدی اتفاق نیفتاده است و رابطه بعدی هم مانند رابطه‌های قبلی با مشکل خواهد بود.

محیط و تغییر در محیط بیرونی ما وقتی موثر و مفید خواهد بود که قبل از آن مسیر تغییرات درونی‌مان را شروع کرده باشیم.

رشد اصلی وابسته به روز است؛ یعنی هر روز میتواند برای شما رشد اتفاق بیفتد.
الگوگیری‌ از انسان‌های اهل رشد و روشن ضمیر یکی از بهترین راه‌ها برای افزایش سرعت در قانون رشد است.

زندگی ما در بزرگسالی؛ نتیجه‌ی پاسخ‌های ما به فرصت‌های رشد و انتخاب‌های ماست.
هر کدام از ما مسیر رشد خود را دارد و چالش‌های خود را باید تجربه کنیم.
هر قدر تمرکزمان روی خودمان بیشتر باشد؛ قدرت و ثبات ما در مسیر رشد بیشتر میشود.

باید مراقب دزدان رشد باشیم؛ کمال‌گرایی منفی؛ اهمال‌کاری، اضطراب؛ عادت‌های منفی، خطاهای شناختی و انسان‌های منفی و درمانده.
تمرکز بر قانون رشد یعنی منحصر بفرد بودن، زیبایی درونی، توانمندی‌ها، نقاط قابل رشد و استعدادهای بالقوه‌تان را به ظهور و بروز برسانید.

ما فقط تصویری هستیم از آنچه در دنیای خود باور داریم و این خودپنداره‌ی ما درباره خودمان است که به دیگران می‌گوییم چگونه با ما رفتار کنند.

همیشه تغییر و رشد همراه با درد و رنج و از دست دادن است؛ قانون جهان ماست که می‌گوید، در برابر هر انتخابی، انصرافی هست. پس هر روز بپرسید چه چیزی را انتخاب کردم و از چه چیزی انصراف دادم.

با تمرکز روی خود، احترام برای تفاوت‌هایمان با دیگران، شناخت ارزش‌های خود و قدردان بودن، هم احساس رضایت بیشتری خواهیم داشت و هم کیفیت ارتباطات‌مان با انسان‌های اهل رشد بیشتر خواهد بود.

پیمان رحیمی نژاد
روان‌شناس و‌ پژوهشگر روان‌شناسی مثبت اگزیستانسیال

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

https://cafeagaahi.org/تاب-آوری-در-بحران/

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

https://cafeagaahi.org/روانشناسی-مرگ-و-هنر-زیستن/

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

https://cafeagaahi.org/پذیرش-در-سوگواری-سنکا/

Читать полностью…

کافه آگاهی Cafe Agaahi

خوش‌بینی حزن‌انگیز مفهومی عمیق و بسیار تاثیرگذار در روان‌شناسی اگزیستانسیال است که به ویژه در مواجهه با رنج، درد و ناکامی معنا پیدا می‌کند. در ادامه به توضیح مفصل این مفهوم می‌پردازم:
این مفهوم اولین بار توسط ویکتور فرانکل و بنیان‌گذار معنادرمانی (Logotherapy)، مطرح شد.
فرانکل که خود بازمانده اردوگاه‌های نازی بود، در کتاب مشهورش «انسان در جستجوی معنا» به این ایده پرداخت. خوش‌بینی حزن‌انگیز یعنی توانایی حفظ امید، معنا و ارزش در زندگی، حتی در مواجهه با رنج‌های عمیق، بی‌عدالتی‌ها، شکست‌ها و مرگ. این خوش‌بینی نه انکار رنج است، نه چشم‌پوشی از واقعیت‌های تلخ، بلکه قبول واقعیت‌های سخت با پذیرفتن و یافتن معنا در آن‌ها.

ویژگی‌ها و اصول خوش‌بینی حزن‌انگیز:

1. پذیرش تراژدی‌های زندگی به عنوان بخشی از وجود انسان
زندگی آکنده از درد، شکست، مرگ و فقدان است و خوش‌بینی حزن‌انگیز این را نفی نمی‌کند.
2. یافتن معنا در رنج
برخلاف خوش‌بینی ساده که سعی دارد درد را حذف کند، خوش‌بینی حزن‌انگیز به دنبال معنا و رشد شخصی در دل رنج است.
3. امید بدون انکار واقعیت
این نوع خوش‌بینی بر پایه‌ی آگاهی عمیق از محدودیت‌ها و ناپایداری‌های زندگی بنا شده است.
4. شفقت و همدلی
مواجهه با تراژدی دیگران، نوعی همدلی و شفقت ایجاد می‌کند که به معنای عمیق‌تر زندگی کمک می‌کند.

در شرایط بحران و جنگ که رنج، ترس و فقدان بسیار است، حفظ خوش‌بینی ساده دشوار است و حتی می‌تواند به نوعی انکار رنج منجر شود. خوش‌بینی حزن‌انگیز کمک می‌کند افراد:
• رنج را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرند،
• با آن همزیستی کنند،
• و با وجود همه سختی‌ها به دنبال معنا، امید و رشد باشند.
• این نگاه باعث می‌شود که افراد در شرایط بحران نه تسلیم پوچی و ناامیدی شوند و نه از واقعیت‌های سخت فرار کنند.

راهکارهای عملی برای ارتقاء خوش‌بینی حزن‌انگیز:

1. پذیرش احساسات واقعی: اجازه دهید غم، ترس و خشم هم حضور داشته باشند و آن‌ها را سرکوب نکنید.
2. جستجوی معنا: از طریق نوشتن، گفتگو، هنر یا تفکر عمیق به معناهای زندگی و تجربه‌های رنج خود فکر کنید.
3. تمرین توجه به داشته‌ها و قدردانی از آن‌ها: حتی در بحران، توجه به جنبه‌های کوچک مثبت زندگی می‌تواند به حفظ امید کمک کند. داشته‌های فردی، روابط انسانی و… میتواند کمک کننده باشد.
4. کمک به دیگران: فعالیت‌های داوطلبانه و حمایت از دیگران باعث ایجاد احساس هدفمندی و معنا می‌شود.
5. مراقبه و ذهن‌آگاهی: برای پذیرش حال و کاهش مقاومت به احساسات دردناک.

فرانکل می‌گوید:
«خوش‌بینی حزن‌انگیز به معنای توانایی گفتن “آری” به زندگی با همه تلخی‌ها و شادی‌هایش است.»

پیمان رحیمی نژاد
روان‌شناس و‌ پژوهشگر روان‌شناسی مثبت اگزیستانسیال

Читать полностью…
Subscribe to a channel