cafeketab_podcast | Unsorted

Telegram-канал cafeketab_podcast - کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

9717

﷽ • 𔗫𝒅𝒂𝒓𝒌𝒉𝒂𝒔𝒕𝒆ـ𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏: @kafeh_romani • 𔗫𝒍𝒊𝒏𝒌𝒆 𝒈𝒂𝒑:https://t.me/+WMUQXA2c6dE2YjM0

Subscribe to a channel

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #باران

🖤ژانر :  #عاشقانه  

🖤نویسندہ : #لیلی_نیکزاد

📆خلاصہ : داستان راجع به دختری به نام بارانه که پدرشو از دست داده و دانشجوئه و با مادر و ۳ تا خواهرش زندگی میکنه.توی دانشگاه با یه پسری فوق العاده لجه و همش با هم کل کل میکنن. به دلایلی مجبور میشن خونشونو عوض کنن و دست بر قضا همسایه و صاحب خونشون همون پسره هستش….

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #آئین_مهتاب

🖤ژانر :  #عاشقانه  

🖤نویسندہ : #یهدا_رضایی

📆خلاصہ : آئین مهتاب قصه تلخی از یک خیانت رو به تصویرمیکشه، خیانتی که مرد قصه رو تا مرز جنون پیش میبره، مردی که عاشقانه و مردانه پای عشقش ایستاد و جواب این ایستادگی خیانتی تلخ بود، خیانتی که غرور و مردانگی آئین رو زیر سوال می بره


نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #طلاهای_این_شهر_ارزانند

🖤ژانر : #عاشقانه #اجباری

🖤نویسندہ : #هانیه_وطن_خواه

📆خلاصہ :
یه مرد هفتادساله پولداربه اسم زرنگارکه دوتا پسر و دوتا دختر داره. دختردومش”کیمیا ” مجرده که عاشق استاد نخبه دانشگاهشون به نام طاهاست.کیمیا قراره با برادر شوهر خواهرش به اسم نامدار ازدواج کنه ولی با طاها فرار می کنه واز ایران میره.زرنگار هم در عوض خواهر هفده ساله طاها به اسم طلا راکه خودش عاشق پسرخالش به اسم امیر را مجبور میکنه باهاش ازدواج کنه و تو خونه ش به عنوان خدمتکار کارکنه تا . . .


نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🔆رمان : #عطر_تنت

🔆ژانر : #عاشقانه

🔆نویسندہ : #ملودی

خلاصہ :
کسی را دوست بدار که دوستت دارد
حتی اگر غالم درگاهت باشد
و دست بکش از دوست داشتن کسی که دوستت ندارد، حتی اگر سلطان 
قلبت باشد
دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست، اما برای ماهی زندگیست
برای کسی که دوستت . . .


نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #قهر_و_معامله

🖤ژانر : #عاشقانه #انتقامی

🖤نویسندہ : #نسترن_محمدی_کیا

📆خلاصہ :
اول زندگی من یک جدال بود، بعد از آن به قهر پرداختم... وقتی آمدی معامله کردمت. با خودش... با خدایی که سال ها قهر بودمش. اما هیچ وقت فکر نمیکردم این معامله را ببازم. تو که آمدی، با خودت آشتی را رقم زدی... چیزی که فکر میکردم حتی در کفن هم رخ نخواهد دادو . . .


نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #عاشق_چشماتم_هنوز

🖤ژانر :  #عاشقانه  

🖤نویسندہ : #کوثر_شاهینی_فر

📆خلاصہ : صدام نيست ساغر، صدام نگرفته لعنتی دلم گرفته، صدام مهم نيست.
دلم بهانه می‌گیره جوابی ندارم بهش بدم.
می‌فهمی چي میگم؟ يا تمام فکرت شده ديشب که جشن عروسيت بود؟
می‌فهمی ديشب چی کشيدم؟
دارم خفه میشم.
اينجا هوا کمه ساغر.
يکی ديگه بالا سر اتاق من داره تو رو لمس می‌کنه.

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #قلب_آینه_شکست

🖤ژانر :  #جنایی #معمایی 

🖤نویسندہ : #نرگس_نجمی

📆خلاصہ : مخبر بعد از سالها قهر و قطع رابطه با تنها خواهرش، تصمیم میگیره با یه مهمونی شام خواهرش رو‌ ملاقات کنه ولی صبح روز بعد جسد تکه تکه شده مخبر در حالی که تمام بدنش شِیو شده و و صورتش بصورت زنونه آرایش شده برای خانواده اش فرستاده‌ میشه.. هر قسمت از بدنش برای یکی از اعضای خانواده اش.. پلیس برای تحقیق وارد ماجرا میشه که...

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #مادلینگ

🖤ژانر :  #عاشقانه 

🖤نویسندہ : #آزاده_شیرزاده

🗓خلاصہ :  دلان دختری تنها که بعد از اخراج از شرکت آرمان در جستجوی شغلی جدید برای گذران زندگی سخت و پیچیده اش ، به طور اتفاقی به عنوان پرستار سر از خانه مادر دکتر شاهین آرمان (بهجت خانوم)... رئیس مجموعه شرکت های بزرگ حسابرسی آرمان در می آورد و به عنوان پرستار در انجا مشغول کار میشود تا وقتی که به خاطر دزدی مشکوک از منزل بهجت خانوم مجبور به نقل مکان به ویلای شاهین میشوند....

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #تو_را_در_بازوان_خویش_خواهم_دید

🖤ژانر :  #عاشقانه #اجتماعی

🖤نویسندہ : #سامان_شکیبا

📆خلاصہ :  دختر قصه ما لوا در خانواده ای مذهبی و سنتی بزرگ شده است .
او به صورت مخفیانه با پسری به اسم اهورا رابطه داره اما هر چی میگذره بیشتر متوجه انتخاب اشتباهش می‌شود.
پس تصمیم میگیره این رابطه را تمام کند اما...

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #شب_سراب

🖤ژانر :  #عاشقانه

🖤نویسندہ : #ناهید_پژواک

📆خلاصہ : این داستان در حال و هوای قدیم هستش و روایتگر قصه ی عاشق شدن دختری از خانواده ی اشراف زاده به پسری که شاگرد نجاره هست و بالاخره با اصرار و پافشاری خانواده ی خودش رو مجبور به قبول این ازدواج میکنه …
شب سراب روایتی دیگر از رمان بامداد خمار است...

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #حصار_نگاه

🖤ژانر :  #عاشقانه

🖤نویسندہ : #م_دهقان

📆خلاصہ : نمی دانم چه چیز در عمق چشمانش،درجادوی آن تیله های خاکستری نهفته داشت که در حصار نگاهش اسیر شدم….حالا این شوریدگی بود که مهمان جاودانه روح ام می شد….
اه…که به هر کجا می نگریستم،تبسم نگاهش حضور داشت وعطر وجودش طنین انداز…دل عصیانگرانه اورا می طلبید و دیوانه ومدهوش چون بتی سنگی می پرستید ….من هم نو آموزی در مکتب دلدادگی شده بودم اما نه عشقی آسمانی که زمینی و شرمگین از این شرک مخفی در پیشگاهش سجده می کردم….
تنها یک چیز رابه خوبی می دانستم…این افسون نگاه نافذش بود که در وجودم رخنه کرد وهستی ام را به تاراج برد…

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #گناه_مشترک

🖤ژانر :  #عاشقانه #اجتماعی

🖤نویسندہ : #آناهیتا_حسین_خانی

📆خلاصہ : روایت سرگذشت دختری به نام آواست که بنابر شرایطش مجبور به شروع یه رابطه ممنوعه می شه که فکر می کنه با گذر از شرایطش همه چی به نقطه امن می رسه اما…

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #آقای_طلبه_و_خانم_دکتر

🖤ژانر :  #عاشقانه  

🖤نویسندہ : #زهرا_علیپور

📆خلاصہ :
دختری که در یک خانواده متعصب زندگی میکنه و بخاطر یک بی‌آبرویی، پدرش اون رو مجبور میکنه با طلبه زیبا و فقیری ازدواج کنه و اون ازش متنفر میشه تا اینکه با اومدن یک رقیب ورق داستان برمیگرده...

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #بگذر_ز_من

🖤ژانر : #عاشقانه #فوق_هیجانی

🖤نویسندہ : #حمیرا_حسین_زاده #بانوی_ایرانی

📆خلاصہ :
آشنا دختری جذاب با نبوغ بالایی در برنامه‌نویسی و هک که سالها در گوشه‌ی زیرزمین اصغراجاقی، در خفا زندگی میکنه!
دخترهای اصغر برای هر مشکلی سراغش میرند و پسرهاشم جرات نزدیک شدن بهش رو ندارند! البته که چیز زیادی ازش نمیدونن و سوالی هم ازش نمیپرسن!
عارف نوه‌ی میرزاحشمت، به کشور برمیگرده و در ساختمون کهنه و قدیمی پدربزرگش در همسایگی اصغرخان، سکونت میکنه. اما کسی نمیدونه دنبال چی و یا کیه؟!
با یه تصادف ساختگی، زمینه‌ی هم‌صحبتی با آشنا رو جور میکنه و تا جایی پیش میره که دلباخته‌اش میشه!
اما بازی، طور دیگه‌ای براش رقم میخوره و . . .

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #لحظه_دیدار

🖤ژانر : #عاشقانه

🖤نویسندہ : #اعظم_نیک_سرشت

📆خلاصہ :
آوا علاقه زیادی به موسیقی دارد و از طریق گوش دادن به کاستهای تک نوازی تار استاد پرهام ، به شدت واله و شیدای او میشود از طرفی پسر داییش مهبد که نزدیک شش سال است به انگلستان رفته به آوا عشقی یکطرفه دارد و از او خواستگاری می کند اما آوا به جز پرهام چیزی نمی بیند و نمی شنود و تنها به دنبال راهی برای ارتباط با استاد پرهام می گردد ولی . . .

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #فردا_بدون_من

🖤ژانر :  #عاشقانه  

🖤نویسندہ : #نیلوفر_لاری

📆خلاصہ : ازآخرین باری که دیدمت گویی ده که نه .صد...نه حتی بیش ازهزارسال
گذشته است...گاهی چشمهایم را می بندم و سعی می کنم مجسمت کنم.اما
انگارتو را برای همیشه ازخاطر برده ام...

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #چشمهایی_به_رنگ_عسل

🖤ژانر :  #عاشقانه  

🖤نویسندہ : #زهره_کلهر

📆خلاصہ : با بی حالی و تنی خسته به سمت دیوار شیشه‌ای حرکت کردم. هنگام عبور از کنار اتاقش، نگاه ملتمس و غمگینم به آن سمت کشیده شد و آه سردی از سینه‌ام خارج گردید. سقف روی سرم سنگینی می‌کرد. شانه‌هایم گویی تحمل هوا را هم نداشتند! 

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #ابریشم_نخ_کش

🖤ژانر : #عاشقانه

🖤نویسندہ : #دریا_دلنواز

📆خلاصہ :
نــــورآ که پس از چند سال ،هنوز نتوانسته عشقِ گذشته اش را فراموش کند ، حالا پس از این سال ها دوباره با او مواجه میشود ، هنوزم هم از علاقه او کم نشده است و تلاش میکند تا همان علاقه و عشق را بار دیگر شعله ور کند اما در این سال ها ،همه چیز عوض شده است و تجربه ی کم او برای بدست آوردن عشق ِ خاک خورده ی قدیم کافی نیست،نفر سومی به او کمک خواهد کرد اما . . .

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #عشق_او_زیباست

🖤ژانر : #عاشقانه #انتقامی

🖤نویسندہ : #فروزان_امینی

📆خلاصہ :
قصه یک عشق قدیمی عشقی که قشنگ بود زیبا بود رویایی بود اما سیاهی های اطرافشون نذاشت این زیبایی پایدار بمونه و دست بی رحم زمونه دلارام و آوش و از هم جدا می کنه اما پس از سال ها اون ها باز هم هم دیگه رو می بینند دیداری که باید ببینیم باعث میشه دلارام و آوش دوباره به یکدیگر پیوند بخورند یا . . .

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #به_این_قشنگی

🖤ژانر : #عاشقانه

🖤نویسندہ : #شیرین_س

📆خلاصہ :
داستان از زبان دختری به نام مینا روایت میشود که اولین فرزند یک خانواده ی مذهبی است ، پدرش طی یک عملیات نظامی به قتل رسیده واو با مادر وتنها خواهرش یک زندگی عادی را تجربه میکند،
زندگی ای که اتفاق خاصی دران نمیفتد وحالت عادی خود رادارد اما به یکباره مسائل ومشکلاتی برایش اتفاق می افتد که . . .


نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #یک_عاشقانه_آرام

🖤ژانر :  #عاشقانه  

🖤نویسندہ : #نادر_ابراهیمی

📆خلاصہ : یک عاشقانه آرام داستان عشق بین گیله‌مرد و عسل است. گیله‌مرد معلم گیلانی است و عسل هم دختری آذری و هر دو در بحبوحه‌ی اتفاقات قبل از انقلاب ۵۷ فعالیت سیاسی می‌کنند...

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #از_من_تا_ما

🖤ژانر : #عاشقانه #کمدی

🖤نویسندہ : #نیلوفر_نازنین

📆خلاصہ :
سانیا فضلی دختری شیطون ک رشته طراحی میخونه از قضا با رئیسی ک از اولین دیدار باهم دعوا داشتن پیش اون طراح میشه کلکل ها دعوا های بی شمار دارن کم کم عاشق هم میشن ک میشه سر آغاز یه داستان جدید و . . .

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #دلوین

🖤ژانر : #عاشقانه

🖤نویسندہ : #حدیثه_ورمز

📆خلاصہ :
هلما عکس‌های محرمانه‌ی اصیل‌زاده‌ی شهر امیرفرهام رحیمی را بدست می‌آورد و شروع به اخاذی از او می‌کند. اما بعد از گرفتن پولی هنگفت تمامی آن عکس‌ها را در فضای‌ مجازی منتشر می‌کند و پا روی حیثیت خانواده‌ی رحیمی می‌گذارد‌. امیرفرهام در پی تلافی کار هلما جوری وانمود می‌کند که دختر داخل عکس خود هلما است و او را وادار می‌کند سر سفره‌ی‌عقد با او بشیند؛ عقدی صوری که جایی ثبت نمی‌شود و هلما از آن بی‌خبر است و . . .


نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #مرد_بدلی

🖤ژانر :  #عاشقانه #اجتماعی

🖤نویسندہ : #فاطمه_زائری

📆خلاصہ : توی یکی ازهمین برجای بلندوسربه فلک کشیده شهر پرازدودوآلودگی شهرتهران مردی زندگی میکنه که سالهاست تاری ازتنهایی به دورخودش تنیده وتموم زندگیش توی کارش خلاصه شده…این مرد تنها،یه مردبی معاشرته که به اجبارپدرش پاتو محله ای میذاره که براش یه دنیای ناشناخته است...

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️


✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #قراری_که_عاشقانه_نبود

🖤ژانر : #عاشقانه

🖤نویسندہ : #نیلوفر_لاری

📆خلاصہ :
ماهسو تایپیستِ یه نشر معتبره که درعین معمولی بودن خیلی خاصه .یه وقتایی هم دست و پا چلفتیه اما از پس کارهای سخت هم به خوبی بر میاد !
و با همین ویژگی ها شروین مشیری مدیر نشر رو شیفته خودش می کنه تا جایی که بهش پیشنهاد دوستی میده
اما در عین ناباوری ماهسو قبول نمی کنه و باعث شکستن غرورش می شه. شروین واسه به دست آوردنش ازش درخواست ازدواج می کنه از طرفی مادر شروین مخالف سرسخت این ازدواجه …شروین به مادرش میگه “من این دختر رو می خوام اما قصد ندارم باهاش ازدواج کنم” پس جریان چیه؟یعنی قراره همه چی صوری باشه ؟ ناگهان . . .

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #دچار_باید_بود

🖤ژانر :  #عاشقانه #اجتماعی

🖤نویسندہ : #مهسا_نجف_زاده

📆خلاصہ :داستان عاشقانه و تکان دهنده‌ی دختری را به تصویر می‌کشد که به پسری جذاب با چشمانی طوسی رنگ دلباخته است.


نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #ژیکان

🖤ژانر :  #عاشقانه #تراژدی #اجتماعی  

🖤نویسندہ : #میم_ز

📆خلاصہ : او خواهان آزادیست، آزادی در خندیدن، دویدن،‌ زیر لب آهنگ خواندن و حتی لباس روشن پوشیدن! او حبس شده در افکار پوسیده مردمیست که بلند خندیدن را جرم می‌داند. چاره‌ای جز به به‌دست آوردن آزادی ندارد با عجز به هر ریسمانی چنگ می‌زند و سرانجام همان ریسمان او را به دار می‌آویزد!

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #آکادمی_شبح‌ستان

🖤ژانر : #فانتزی #طنز #ماجراجویی

🖤نویسندہ : #یاسمن_مونس_طوسی

📆خلاصہ :
داستان از جایی شروع میشه که یک دختر معمولی به نام شادیا، به طور تصادفی در یک روز بارونی و جادویی، در یک مدرسه هیولاها به نام "آکادمی شبح‌ستان" وارد میشه و . . .

نظرتون راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

📖رمان : #نیم_تاج

👻نویسنده: #مونسا
🤍ژانر : #عاشقانه #انتقامی #خون_بسی

خلاصه:
بی گناه اسیر شدم.اسیر مردی خشن وزخم خورده..برای اینکه آتش انتقامش را سرد کنم و بی گناهی ام را اثبات..پابه خانه اش گذاشتم..خانه ای که زندان شد برایم... نه تنها زندان قلبم .....
غنچه سیاوشی،دختر آروم و دلربایی که متهم به قتل جانا ، خواهرزاده‌ی جهان جواهری تاجر بزرگ تهران و مردی پرصلابت می‌شه، حکم غنچه اعدامه و اما جهان، تنها کس جانا... رضایت می‌ده، فقط به نیت اینکه خودش ذره ذره نفس غنچه‌رو بِبُره!
اما نمی‌فهمه که کِی و کجا، دلش برای غنچه سُر می‌خوره...

✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…

کافه رمان | 𝐁𝐎𝐎𝐊

🖤رمان : #تا_آسمان

🖤ژانر :  #عاشقانه #اجتماعی

🖤نویسندہ : Aseman64

📆خلاصہ : آسمان دوسال قبل همسرش محمد رو از دست داده. حاج مرادی دوباره بعد از دوسال برگشته تا زنجیرشکسته ی پیوند دو خانواده رو از نو به هم وصل  کنه....اینبار با ازدواج آسمان و پسر بزرگ خانواده...

راجب این رمان با لایڪ|دیسلایڪ بہ اشتراڪ بگذارید⚡️



✈️@𝐁𝐎𝐎𝐊ـ𝐑𝐎𝐌𝐀𝐍

✈️@kafeh_romani

Читать полностью…
Subscribe to a channel