caferavanshenasiii | Unsorted

Telegram-канал caferavanshenasiii - کافه روانشناسی

2442

Subscribe to a channel

کافه روانشناسی

💎✔️ به زودی این پست حذف خواهد شد
اگر
دنبال کانال علمی‌ آموزشی و روانشناسی هستین کتب و فایلهای نایاب📚
تا پاک نشده زودتر وارد شوید 💎✔️

Читать полностью…

کافه روانشناسی

می‌توان گفت ما تحقیر می‌شویم وقتی که به دست خودمان سپرده می‌شویم یا به دست کسانی سپرده می‌شویم که اهمیتی به حال ما نمی‌دهند؛ افرادی که نیاز دارند ما را بی‌پناه ببینند، کسانی که احتیاج دارند ما را تحقیرشده ببینند. افرادی که وقتی خودمان را به آنها وامی‌نهیم، ما را ترک می‌کنند.

آدام فیلیپس ‌از کتاب حسرت در ستایش زندگی نازیسته ترجمه میثم سامان‌پور

Читать полностью…

کافه روانشناسی

زندگی انسان‌ها صرفا زمانی تراژیک نیست که نتوانند هرآنچه می‌خواهند را به دست آورند، بلکه زمانی که خواسته‌هایشان آنها را فلج می‌کنند نیز تراژیک است؛ زمانی که آنچه می‌خواهند خسران بزرگی در بر داشته باشد.

ما همیشه خواسته‌هایی داریم که رقیب یکدیگرند، این خواسته‌ها اغلب با یکدیگر در تضادند، به این ترتیب در انتخاب‌ها مهم‌ترین و اساسی‌ترین چیزها باید فدا شوند.

شاه لیرِ شکسپیر می‌خواهد قلمرو پادشاهیش را به سه قسمت تقسیم کند، اما می‌خواهد سه قسمت تقسیم کند اما می خواهد یک‌سومی که از آن کوردلیاست بیش از دو دختر دیگر باشد؛ او می‌خواهد دست از تاج و تخت بردارد اما قدری از قدرتش را حفظ کند؛ می‌خواهد دختران و دامادانش با او همکاری کنند و همراهان او باشند؛ می‌خواهد آن‌طور که دوست دارد زندگی کند، در خانه دیگران. او در نهایت هرآنچه که می‌خواهد و هرآنچه که نیاز دارد را از دست می‌دهد.

آدام فیلیپس ‌از کتاب حسرت در ستایش زندگی نازیسته ترجمه میثم سامان‌پور

Читать полностью…

کافه روانشناسی

استرس آسیب‌پذیری روانی-جسمی را در هر شخصی بالا می‌برد. فکر می‌کنم سوال شما درباره این است که ما در چارچوب شرایط تحلیلی چه کاری انجام می‌دهیم؟ بیمار شما به یکباره جلسه‌اش را این‌طور شروع می‌کند که «زخم معده گرفته‌ام.»

من [در چنین شرایطی] سعی می‌کنم ببینم آیا برای این مسئله‌اش معنای روانی هم قایل است. بسیاری از افراد فکر نمی‌کنند که بیماری جسمانی تبیین روان‌شناختی هم داشته باشد. این‌طور مرسوم است که می‌گویند: «من مریض هستم.»

اما گاهی اوقات وقتی مثلا می‌پرسید: «آیا دلیلی داری که بتوان گفت شرایط حال حاضر تو باعث این [مریضی] شده باشد؟ قبلا گاهی حس می‌کردی که خشم و میل به تخریب‌گری‌ات از کنترل تو خارج شده است و شدیدا درباره ازدواجت نگران شده بودی؛ عمیقا نگران از دست دادن رابطه‌ات بودی. فکر می‌کنی این شرایط ارتباطی با بروز ناگهانی زخم معده‌ات دارد؟»

آنگاه بسیاری از بیماران دیدگاه و نظر خود را درباره بیماری جسمانی‌شان ارائه می‌کنند؛ و ما با استفاده از این نظریه‌پردازی‌ها اطلاعات زیادی درباره فانتزی‌های ناخودآگاهش کسب می‌کنیم. موضع من این است که بدن، چیزی را با بیمار در میان می‌گذارد و بنابراین وقتی بیمار درباره نشانه‌های جسمانی‌اش با من صحبت می‌کند، بدن بیمار با من سخن می‌گوید جالب این که اغلب بیماران اگر فکر کنند بیماری شان اهمیت روان‌شناختی ندارد، به هیچ‌وجه به آن اشاره نمی‌کنند.

گاهی بیمار می‌ترسد که خسته‌کننده به نظر برسد و بنابراین از صحبت درباره درد و رنجش امتناع می‌کند. از طرف دیگر برخی درباره رنج‌های جسمانی‌شان به وفور صحبت می‌کنند چون در کودکی این‌طور فهمیده اند که وقتی مریض هستند، مورد توجه والدین قرار می‌گیرند.

غالبا افراد مبتلا به آلرژی‌های تنفسی و پوستی می‌گویند: «مادرم معمولا علاقه‌ای به مشکلات روان‌شناختی من نداشت؛ اما وقتی مریض می‌شدم همیشه مراقب من بود.» خاطره آنان از مادر این‌گونه است که هرگز به دردهای هیجانی آنها گوش نمی‌داده اما به‌طور خاصی به دردهای جسمانی واکنش نشان می‌داده است. نفع ثانویه مبتلا شدن ناگهانی به بیماری روانی-جسمی، مورد توجه قرار گرفتن و مورد علاقه بودن است.

جویس مک‌دوگال از کتاب یک فنجان چای با بزرگان روانکاوی جهان ترجمه عباس کیوانلو

Читать полностью…

کافه روانشناسی

یک کار متداول در روزگار ما اجتناب از شجاعت ورزیدن لازم برای دوستی و نزدیکی اصیل از طریق جابجایی مسئله به جسم و تبدیل آن به موضوع صرفا شجاعت جسمانی است.

مثلا در جامعه ما لخت کردن بدن راحت‌تر از عریان کردن روانی یا روحی است، عرضه کردن بدنمان آسان‌تر از عرضه کردن تخیلات، امیدها، ترس‌ها و الهاماتمان است که احساس می‌شود شخصی‌ترند و مطرح کردن آن‌ها با دیگران موجب آسیب‌پذیری بیشتری برایمان می‌شود.

به دلایل عجیب و غریبی ما از برملا کردن چیزهایی که برایمان خیلی اهمیت دارند، خجالت می‌کشیم. بنابراین مردم مسیر برقراری خطرآمیزتر روابط را با جستن سریع به رختخواب کوتاه می‌کنند. به هر حال بدن همچون یک شی است و می‌توان به صورت مکانیکی با آن برخورد کرد.

رولو می از کتاب شجاعت‌ خلاقیت ترجمه حسین کیانی

Читать полностью…

کافه روانشناسی

بديهی است که راه‌های بسیاری برای توصیف عشق وجود دارد. یک طبقه‌بندی به ویژه مفید، مثلث عشق است که توسط رابرت استرنبرگ و همکارانش به وجود آمده است. آنان عشق را با ترکیب سه مولفه اصلی ترسیم می‌کنند: صمیمیت، اشتیاق و تعهد.

صمیمت به احساس نزدیکی و پیوستگی با معشوق اشاره دارد. اشتیاق به جنبه‌های گرم یک رابطه اطلاق می‌شود، يعنی هیجانی که نسبت به یار خود احساس می‌کنید، به انضمام کشش و جاذبه جنسی.

تعهد متشکل از دو تصمیم است، تصمیم کوتاه‌مدت در جهت عشق‌ورزی با یار خود، و تصمیم بلندمدت برای حفظ و نگهداری آن عشق و باقی ماندن با یار «تا مرگ شما را از هم جدا کند.» عشق می‌تواند متشکل از یکی از این مولفه‌ها یا ترکیبی از این سه جز باشد.

الیوت ارونسون از کتاب روانشناسی اجتماعی ترجمه حسین شُکرکُن

Читать полностью…

کافه روانشناسی

هر آنچه که خیالش را می‌پروریم و هر آنچه که تمنایش را داریم، درواقع‌ تجربه‌ها، چیزها و افرادی هستند که از زندگی ما غایب‌اند. غیاب آنچه نیاز داریم ما را وامی‌دارد تا به فکر فرو رویم، و عبوس و اندوهناک شویم. ما باید بدانیم که جای چه در زندگی‌مان خالی است، زیرا تنها زمانی می‌توانیم به زندگی ادامه دهیم که امیال و اشتیاق‌هایمان کم‌وبیش به کارمان بیایند. به‌واقع، تنها هنگامی می‌توانیم اشتیاق‌هایمان را تاب آوریم که دیگران را بر آن داریم تا دست به دست خواسته‌هایمان دهند.

همیشه دو زندگی وجود دارد: یکی همان زندگی‌ای که اکنون داریم، و دیگری آنکه همیشه در کنار زندگی فعلی‌مان بوده است؛ زندگی موازی‌ای که هیچ‌گاه از سر نگذرانده‌ایم، زندگی‌هایی که تنها در ذهن‌هایمان آنها را زیسته‌ایم، زندگی (یا زندگی‌هایی) که آرزویشان را داشته‌ایم، خطرهایی که نکرده‌ایم و فرصت‌هایی که ازشان استفاده نکرده‌ایم یا برایمان مهیا نبوده‌اند.

آدام فیلیپس ‌از کتاب حسرت در ستایش زندگی نازیسته ترجمه میثم سامان‌پور

Читать полностью…

کافه روانشناسی

🔔بزرگترین تخفیف و اخرین تخفیف امسال❗️
🔥🔥 کل سریال های ما را با تخفیف ویژه تهیه کنید

🔴تخفیف 0️⃣8️⃣ درصدی


فقط9️⃣4️⃣2️⃣هزارتومان😍

📣لینک چنل سریال فرندز👇👇
✈️ /channel/friendsemovie
✈️ /channel/friendsemovie
✈️ /channel/friendsemovie

⬅️ برای تهیه ی مجموعه کامل سریالها در فروش ویژه عدد 1️⃣ را به ایدی زیر ارسال کنید⬇️⬇️

🔂 /channel/FriendsAdminn
🔂 /channel/FriendsAdminn

Читать полностью…

کافه روانشناسی

🔴🟠🟡🟢🔵🟣🔴
📣هر ترم کلاس زبان حداقل 1 میلیونه‼️
ولی ازینجا میتونی رایگان تو مدت زمان کمتر انگلیسی یاد بگیری
💛💛💛
➪ 𝙹𝙾𝙸𝙽
➪ 𝙹𝙾𝙸𝙽
➪ 𝙹𝙾𝙸𝙽
➪ 𝙹𝙾𝙸𝙽
➪ 𝙹𝙾𝙸𝙽

عضویت محدود

اگر می‌خوای  انگلیسی رو شروع کنی و 3️⃣ ماهه پرونده‌اش رو ببندی عدد 3️⃣ رو به آیدی زیر بفرست⬇️
⭐️ http://T.me/Reza_Arashnia_admin

Читать полностью…

کافه روانشناسی

نقطه مقابل عشق، نفرت نیست، بلکه بی‌احساسی‌ست. نقطه مقابل اراده، دودلی -که به قول ویلیام جمیز به تکاپوی تلاش برای تصمیم‌گیری اشاره دارد- نیست، بلکه خود را با وقایع خاصی درگیر نکردن، بی‌اعتنا بودن و بی‌ارتباط ماندن با آنهاست.

رولو می⁩ از کتاب عشق و اراده ترجمه سپیده حبیب

Читать полностью…

کافه روانشناسی

هیچ چیزی تو دنیا وجود نداره که جادوگری باشه. فقط طبیعت. اون کاملا جادوئه. یه بچه توی رحم مادرش رشد می‌کنه، یه کرم قهوه‌ای به پروانه تبدیل می‌شه، یه زمین بی‌حاصل یه دفعه به یه گلزار تبدیل می‌شه. می‌خوای یه چیزی ببینی که واقعا معجزه باشه؟ به اطراف خودت نگاه کن. ببین چطور دو تا آدمِ عاشق به هم نگاه می‌کنن. بقیه‌ش هم همش یه نمایشه، یه حقه، یه کلک.

زینی هریس از کتاب چرخ ترجمه محمد منعم

📷 Piet van den Bemd
@caferavanshenasiii

Читать полностью…

کافه روانشناسی

کمی فکر کرد و حرفی را که برای مدت‌ها نزد خودش نگه داشته بود به زبان آورد. گفت تو نمی‌توانی همه بیماران خودت را نجات بدهی. این‌طور نیست؟! گفتم پس اجازه بده، نگاه خودم را با داستانی که سال‌ها پیش خوانده بودم برایت بازگو کنم. داستان برای مردی است که صبح زود تصمیم می‌گیرد کنار ساحل قدم بزند. او همان‌طور که در کناره اقیانوس به پیش می‌رفت، نگاهش از دور به پسربچه‌ای جلب می‌شود. پسربچه بارها کنار ساحل خم می‌شد، چیزی را از زمین برمی‌داشت و به اقیانوس پرتاب می‌کرد. کمی که به او نزدیک‌تر شدم، دیدم خورشید بالا آمده و مد پایین آب را در اقیانوس فرو می‌برد. و حالا ستاره‌های دریایی روی شن‌ها گیر افتاده‌اند. بیشتر که نزدیک‌ شدم، گفتم ای مرد جوان، هزاران ستاره‌ دریایی دیگر در کرانه ساحل وجود دارند و تو نمی‌توانی همه آنها را نجات بدهی. همان‌طور که به حرف‌هایم گوش می‌داد، دوباره خم شد، ستاره‌ دیگری را در دست گرفت و به اقیانوس پرتاب کرد. حالا رو‌ به من کرد و گفت «ولی برای این یکی واقعا فرق کرد.» می‌دانستم داستان اصلی را لورن آیزلی به‌گونه‌ای دیگر نوشته است، ولی برای من همیشه حرف آن روز در خاطرم باقی مانده است.
@caferavanshenasiii

Читать полностью…

کافه روانشناسی

انسان‌ها از رابطه به وجود می‌آیند، در رابطه رشد می‌کنند، در رابطه آسیب می‌بینند و در رابطه ترمیم می‌شوند. همه‌چیز به رابطه‌ها مربوط است!

اروین یالوم از کتاب انسان موجودی یک‌روزه ترجمه نازی اکبری

Léon
@caferavanshenasiii

Читать полностью…

کافه روانشناسی

بعضی از مراجعان، متوجه می‌شوند که رفته‌رفته از آنچه فرهنگ و اجتماع از آنان انتظار دارد دور می‌شوند. همان‌طور که وایت در کتاب اخیر خود موكدا یادآور می‌شود، در فرهنگ صنعتی کنونی ما، فشارهای بسیاری به افراد وارد می‌شود تا از آنان آدمک‌های تشکیلاتی بسازد.

«بنابراین از شخص انتظار می‌رود که کاملا عضو گروه شود؛ فردیت خود را تابع نیازهای گروهی نماید؛ و سرانجام انسانی سازگار و همرنگ با دیگران بشود تا بتواند به‌نوبه خود افرادی سازگار و همرنگ با دیگران به بار آورد.»

دریافته‌ام که اگر مراجعان بتوانند در برابر فشارهایی که به منظور انطباق دادن و یا همرنگ کردن آنان با دیگران صورت می‌پذیرد، آزادانه واکنش نشان دهند، از طرز عمل و شیوه برخورد دانشگاه یا فرهنگ و اجتماع خود به خشم می‌آیند و کوشش‌هایی را که معطوف به هماهنگ کردن آنان با سایرین و نیز قالبی کردن نظام ارزش‌های آنان است مورد تردید قرار می‌دهند.

یکی از مراجعانم با هیجان زیادی می‌گوید: «مدت‌ها کوشیده‌ام بر طبق ملاک‌هایی که برای دیگران اهمیت داشته ولی هیچ مفهومی برای خودم نداشته است، زندگی کنم. من این احساس را در مواردی حتی خیلی بیش از این نیز داشته‌ام.» بنابراین او نیز همانند دیگران مایل است از آنچه دیگران از او انتظار دارند، اجتناب کند.

کارل راجرز از کتاب هنر انسان شدن ترجمه مهین میلانی

Читать полностью…

کافه روانشناسی

گفتم: جولیا (یکی از مراجعین)، اجازه بده سوال ساده‌ای ازت بکنم. چرا مرگ این‌قدر ترسناک است؟ چه چیز خاصی در مرگ هست که تو را می‌ترساند؟ فورا پاسخ داد: همه کارهایی که انجام نداده‌ام.

از بیشتر مراجعه‌کنندگان می‌پرسم: دقیقا از چه چیز مرگ می‌ترسید؟

پاسخ‌های مختلفی که به این پرسش می‌دهند، غالبا به درمان سرعت می‌بخشد. پاسخ جولیا «همه کارهایی که انجام ندادم» به جان‌مایه‌ای اشاره می‌کند که برای همه آن‌هایی که به مرگ می‌اندیشند یا با آن روبرو می‌شوند اهمیت دارد:

رابطه دوجانبه بین ترس از مرگ و حس زندگی نازیسته. به عبارت دیگر، هرچه از زندگی کمتر بهره برده باشید، اضطراب مرگ بیشتر است. در تجربه کامل زندگی هرچه بیشتر ناکام مانده باشید، بیشتر از مرگ خواهید ترسید.

نیچه این عقیده را با قوت تمام در دو نکته کوتاه بیان کرده است «زندگیت را به کمال برسان و به موقع بمیر». همان طور که زوربای یونانی با گفتن این حرف تاکید کرده است «برای مرگ چیزی جز قلعه‌ای ویران به جا نگذار».

و سارتر در زندگی‌نامه‌اش آورده: «آرام آرام به آخر کارم نزدیک می‌شوم … و یقین داشتم که آخرین تپش‌های قلبم در آخرین صفحه‌های کارم ثبت می‌شود و مرگ فقط مردی مرده را درخواهد یافت».

اروین یالوم از کتاب خیره به خورشید ترجمه مهدی غبرایی

Читать полностью…

کافه روانشناسی

داشت اتفاق می‌افتد.
واقعا در شرف وقوع بود.
رومانیایی‌ها دست‌ها و دل‌هایشان را به هم می‌سپردند.
و بالاخره با هم ارتباط می‌گرفتند و یکی می‌شدند.
برای آزادی…

روتا سپتیس از کتاب آخرین زمستان دیکتاتور ترجمه خشایار اسماعیلی

۲۱ دسامبر ۱۹۸۹

Читать полностью…

کافه روانشناسی

این ربات چه می‌کند؟

🔰یادگیری مکالمه انگلیسی در ۹۰ روز با روزی ۳۰
دقیقه

با فرمول vIP plus استاد رضا ارشنیا

💎یادگیری زبان در موقعیت های واقعی سریع ترین روش آموزش زبان در موسسات معتبر دنیا.

🔴برای مشاوره رایگان و دریافت فیلمهای آموزشی
روی استارت بزن💛💛
🟡 /channel/EnglishArashnia_bot
🟡 /channel/EnglishArashnia_bot

Читать полностью…

کافه روانشناسی

سال نو میلادی مبارک 🥳🎁☃️🎄
Happy New Year ❄️

تخفیف ویژه سال نو ❄️ فقط برای 2 روز

دریافت کاملترین بسته آموزش زبان انگلیسی صفر تا صد

مناسب برای یادگیری مکالمه، آزمون های بین المللی، مهاجرت، مسافرت و کنکور و ...


برای استفاده از تخفیف نام و شماره تماس خود را به آیدی زیر ارسال کنید 👇🏻

@Reza_Arashnia_admin

Читать полностью…

کافه روانشناسی

احساسات ما همان چیزی است که هر یک از ما را خاص می‌کند -به‌نحوی خاص سرخوش و امیدوار، به‌نحوی خاص حساس، به‌نحوی خاص دمدمی مزاج- فقط خاص. بااین‌حال، این الگوی مقبول و متداول در زمینه عاطفه انسانی یک مشکل کوچک دارد، مشکلی که ایمی تان، نویسنده کتاب «کلاب جوی لاک»، آن را شرح داده؛ او در جایی از کتاب خود می‌نویسد، «بی‌همانندی ماست که ما را خاص می‌کند، و همان ادراک را ارزشمند می‌سازد اما می‌تواند ما را تنها نیز بکند. این تنهایی متفاوت با یکتا بودن است. احساسی که من درباره‌اش حرف می‌زنم از این حس برمی‌خیزد که ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم به‌تمامی حقیقت کیستی خودمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم.»

جان کاگ از کتاب جان‌های بیمار ذهن‌های سرحال ترجمه مهدی نصراله‌زاده

Читать полностью…

کافه روانشناسی

تنهایی گاه با فرصتی که برای تفکر و رشد و یادگیری فراهم می‌کند می‌تواند مثبت و سازنده باشد. منظورم فقط انزوای خودخواسته یا صرف وضعیت دور بودن از جمع نیست، بلکه تنهایی به معنای آگاهی‌ای عمیق از مرزهای خویشتن آدمی است که در شرایط مناسب می‌تواند حیات‌بخش هم باشد. تنهایی برای بعضی آدم‌ها به چاله آبی می‌ماند که یکباره پایشان می‌رود توی آن و زود از آن بیرون می‌آیند، اما برای برخی دیگر اقیانوسی بی‌انتهاست.

فی آلبرتی از کتاب سرگذشت تنهایی ترجمه اکرم رضایی

Читать полностью…

کافه روانشناسی

افسانه دیگری که باعث خرابی و فساد عشق می‌شود، این انتظار است که عشق به معنی یکی بودن باشد. «تو باید همیشه مثل من فکر کنی، احساس کنی، و عمل کنی. اگر نکنی، معلوم می‌شود که مرا دوست نداری.»

بگذارید برای یکی دو لحظه یکی بودن و متفاوت بودن را در نظر بگیریم. من معتقدم که دو نفر در ابتدا به خاطر یکی بودن به یکدیگر علاقمند می‌شوند، اما طی سال‌ها به خاطر تفاوت‌هایشان به یکدیگر علاقمند باقی می‌مانند.

به بیان دیگر، اگر دو نفر متوجه یکی بودن و خصوصیات مشترک خود نشوند، هیچگاه یکدیگر را درک نخواهند کرد؛ و اگر هیچگاه تفاوت‌هایی را که باهم دارند نبینند، نمی‌توانند واقعی باشند و رابطه‌ای به راستی مردمی و با رغبت با یکدیگر بپرورند. تا وقتی قدر یکی بودن دانسته نشود، اختلافات را نمی‌توان با موفقیت برطرف کرد. اگرچه هر کسی منحصر به فرد است، اما بعضی صفات هست که در همه مشترک است.

ویرجینیا ستیر ‌از کتاب آدم‌سازی در روانشناسی خانواده ترجمه بهروز بیرشک

Читать полностью…

کافه روانشناسی

هدف تحلیل این است که به بیماران کمک کنیم قصه‌هایی را که زندگی کرده‌اند کشف کنند و از این راه به قصه‌هایی دست بیابند که مایل‌اند زندگی کنند. مولف قصه خود شدن عامل تعیین‌کننده تحلیل «به اندازه کافی خوب» است. هرچند دیگران هم می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری و ادامه قصه‌های بیماران ما داشته باشند، اما پیشرفت تحلیلی به سمت بهتر زیستن تنها هنگامی اتفاق می‌افتد که بیمار بپذیرد مولف قصه‌هایی است که در تحلیل بروز کرده‌اند؛ مولف شکل‌گیری، تداوم و نتایج آنها.

فرد بوش از کتاب خلق یک ذهن روانکاوانه ترجمه توفان گرکانی و سحر شهنازی

Читать полностью…

کافه روانشناسی

💬مجموعه ای از کانال های تخصصی که منابع لازم را به صورت #رایگان در اختیار شما قرار میدهد⬇️
🟢🔵🟣🔴🟡🟠🔴
http://T.me/Reza_Arashnia_admin

Читать полностью…

کافه روانشناسی

روز مادر مبارک. 🌱🥰🥳

Happy mother's day.

برای ثبت نام در دوره ها نام و شماره تماس خودتون رو به ای دی زیر ارسال کنید.


@Reza_Arashnia_admin

مشاوره رایگان + تخفیف ویژه روز مادر
▫️

Читать полностью…

کافه روانشناسی

مشکل روان‌رنجوری (نِورُوز) این نیست که بیمار نمی‌داند که در زمینه شخصیتش اضطراب دارد و یا نمی‌داند که ریشه اضطراب در او در گذشته او است. و یا نمی‌داند که باید هم‌بستر داشته باشد بنابراین اگر فقط به بیمار بگوییم که ریشه اصلی بیماری شما در دوران کودکی شماست (که البته خود آنرا به طور مبهم می‌داند ولی انکار می‌کند!) فایده برای درمان ندارد. او جاهل نیست، مشکل آن نیست که پزشک می‌داند و بیمار نمی‌داند!

نکته اینجاست که او مقاومت درونی برای ارضای نیازهای خویش دارد و این مقاومت‌های درونی در سطح ناخودآگاه در شخصیت پنهان شده است و بخش آگاه او اکنون به حکم عصبیت و نِورُوز سرسختانه به این مقاومت‌ها چسبیده است و از بیماری عصبیت دفاع می‌کند.

زیگموند فروید از کتاب مبانی روانکاوی کلاسیک ترجمه شاهرخ علیمرادیان

Читать полностью…

کافه روانشناسی

فرد افسرده تقریبا به‌طور کامل در دغدغه فکری فقدان فرورفته؛ اما آن را به شکل فقدانی حقیقی احساس نمی‌کند. فرد افسرده قادر به حرکت نیست قادر به اقدام یا تصمیم‌گیری نیست. این سکون به این معناست که «اگر هیچ‌چیز نمی‌تواند تغییر کند، پس هیچ‌چیز تغییر نخواهد کرد. اگر من نمی‌توانم اتفاقی را که دارد برای من می‌افتد تحمل کنم پس این اتفاق نخواهد افتاد؛ و اگر من این تجربه جدید را به‌عنوان یک چیز جدید قبول نکنم، پس می‌توانم به زندگی با اُبژه درونی قدیمی‌ام ادامه دهم.

لیندا شِربی ‌از کتاب عشق و فقدان ترجمه مریم شفیع‌خانی
@caferavanshenasiii

Читать полностью…

کافه روانشناسی

از همان کودکی خیلی زود متوجه می‌شویم که نیازهایمان، مانند آرزوهایمان، همیشه به‌صورت بالقوه برآورده‌نشده هستند. چرا که امکان دست نیافتن به خواسته‌هایمان همیشه همچون سایه به دنبال ماست. در بهترین حالت یاد می‌گیریم که خواسته‌هایمان را به‌شیوه‌ای کنایی ابراز کنیم و در بدترین حالت از نیازهایمان متنفر می‌شویم.

آدام فیلیپس از کتاب حسرت در ستایش زندگی نازیسته ترجمه میثم سامان‌پور
@caferavanshenasiii

Читать полностью…

کافه روانشناسی

جا نمونی
❌تخفیف باور نکردنی بلک فرایدی داریم
⌛️ظرفیت محدود
از دستش ندین

👈 برای استفاده از این فرصت نام و شماره تماستون رو به آیدی زیر ارسال کنید
👇
http://T.me/Reza_Arashnia_admin
فرصت استثنائی برای شروع یادگیری اصولی زبان انگلیسی
110 ساعت آموزش
آموزش بسیار ساده و قدم به قدم
(از صفر تا پیشرفته)
+ کتابخانه دیجیتال بعنوان هدیه
همراه با کارت گارانتی طلایی 100 درصدی
(یعنی اگر یاد نگرفتی کل پولت رو پس میگیری)

Читать полностью…

کافه روانشناسی

ما انسان‌ها از لحاظ شناختی ممسک هستیم، بدین معنا که همواره می‌کوشیم انرژی شناختی خود را ذخیره کنیم.

با توجه به اینکه ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات داریم، تلاش می‌کنیم راهبردهایی را بپذیریم که مسائل پیچیده را ساده می‌کنند. برای انجام این کار مهم ما بخشی از اطلاعات را به منظور کاهش بار شناختی خود نادیده می‌انگاریم، یا برای جلوگیری از جستجوی اطلاعات بیشتر، از اطلاعات دیگر بیش از اندازه استفاده می‌کنیم، یا آنکه ممکن است به پذیرش راه‌حلی ناکامل گرایش پیدا کنیم که ظاهرا به اندازه کافی مناسب به نظر می‌رسد.

راهبردهای کسی که امساک شناختی دارد ممکن است کارآمد باشند، یعنی چنین فردی، از ظرفیت شناختی محدود خود برای پردازش دنیای تقریبا نامحدودی از اطلاعات، استفاده نسبتا خوبی می‌کند، لیکن این راهبردها می‌توانند به خطاها و سوگیری‌های جدی نیز بینجامند، به ویژه هنگامی که یک راهبرد ساده نادرست را انتخاب کنیم یا در شتاب خود برای ادامه حرکت، جزءهای اطلاعات حیاتی را نادیده بگیریم.

الیوت ارونسون از کتاب روانشناسی اجتماعی ترجمه حسین شُکرکُن

Читать полностью…

کافه روانشناسی

پیدا کردن راهی در جهان بسیار دشوارتر است از پیدا کردن راهی به ورای آن.

در پایان تراژدی، قهرمان تژادیک درمی‌یابد تصویری نادرست از رضایتمندیش داشته است؛ یا، شاید بهتر بگوییم این چیزی است که در پایان یک تراژدی در مورد یک قهرمان تراژدیک عیان می‌شود، خواه خود متوجه آن باشد یا نه. او بر این باور بوده که فلان چیز می‌تواند برایش رضایت به ارمغان بیاورد- چیزی که او به اساسی‌ترین معنای کلمه آن را می‌خواسته یا باور داشته که می‌خواسته است- و در جستجوی آن خود را تباه می‌سازد، و موجب تباهی‌های وسیع دیگری می‌شود.

آدام فیلیپس از کتاب حسرت در ستایش زندگی نازیسته ترجمه میثم سامان‌پور

Читать полностью…
Subscribe to a channel