5222
💙 کانال درخواست: @CaffeTakRoman2 💙 کانال رمانهای آنلاین: @CaffeeTakOnline 💙 کانال کافه سریال: @CaffeeTakSeries 💙پیج اینستاگرام کافه: https://www.instagram.com/caffeetakroman?igsh=eWwxZngwdThkcGhu 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
امروز ۰۵/۰۵/۱۹♡ مطالعه داشتید؟🔬
چه کتابی؟ 📙
از کدوم نویسنده؟ 📜
امروز فیلم تماشا کردید؟ 🎬
چه فیلمی؟ 🎭
از کدوم کارگردان؟ 👨💼👩💼
پادکست گوش دادید؟ 👂
اسم پادکست رو بگید. 🗣
نظرتون رو برامون کامنت کنید.📝
@CaffeeTakRoman 📘☕️
• نام کتاب: #مسلخ
• نویسنده: #مهسا_حسینی
• خلاصه:
ارغوان دختر سادهایه که به بهانهی پول بیشتر و کار بهتر وارد خونهای میشه که از همون اول همهچی به نظرش عجیب میاد! همهی اتفاقها توی اون خونه زیادی محرمانهست و آدمهاش قانونهای عجیبی دارن و ارغوان هم زیادی قانونشکنه و خبر نداره با کارهاش چه سرنوشتی قراره براش رقم بخوره...
• نام کتاب: #سفر_در_اتاق_تحریر
• نویسنده: #پل_استر
• خلاصه:
کتاب سفر در اتاق تحریر، رمانی نوشتهی پل استر است که اولین بار در سال 2006 چاپ شد. مردی سالخورده، گیج و مبهوت در اتاقی ناآشنا به هوش میآید. او که نمیداند کیست و چگونه به اینجا آورده شده، اشیای داخل اتاق را از نظر میگذراند و تلاش میکند تا چیزی را دربارهی این شرایط به یاد آورد. او که حالا میداند در این مکان اسیر شده، شروع به خواندن متنی میکند که روی میز مییابد: داستان یک زندانی دیگر که در دنیایی متفاوت و ناشناخته میگذرد. با این حال، به نظر میرسد که این صفحات را، به همراه چند عکس، برای او آنجا گذاشتهاند. با گذشت زمان، شخصیتهای مختلفی با مرد در سلول صحبت میکنند و هر کدام، سرنخهایی دربارهی هویت و گذشتهاش به او میدهند. دوربینی در اتاق همهی حرکات او را ضبط میکند و یک میکروفون، وظیفهی ضبط صداهای درون اتاق را بر عهده دارد. حالا مرد میداند که کسی در حال مشاهدهی اوست.
• نام کتاب: #ویلان
• نویسنده: #سروناز_روحی
• خلاصه:
بنیامین بدیع، سرگردونتر از این حرفهاست که بتونه برای زندگیش تصمیم درستی بگیره. همهچیز گره خورده، همهچیز گم شده؛ هویتش، اسمش، زندگیش.
به بنبست رسیدن سادهتر از به مقصد رسیدنه!
• نام کتاب: #باج
• نویسنده: #دانیل_استیل
• خلاصه:
پیتر ماتئو مورگان پشت پیشخوان ایستاده بود و خرتوپرتهایش را جمع میکرد. یک کیف به بغل با چهارصد دلار پول، که تمام نقدینگیاش بود؛ اوراق مربوط به آزادیاش که باید همراه خود نگه میداشت و برگه مربوط به آزادی به قيد التزام. او لباسهایی را که دولت به وی داده بود، به تن داشت. شلوار جین، تی شرت سفید و پیراهن جین نازک روی آن، کفشهای راحتی و جوراب سفید. این لباسها، با آنچه که هنگام ورود به آنجا به تن داشت، خیلی فرق میکردند. او چهار سال و سه ماه در زندان ایالتی پلیکان بی بود. این مدت، حداقل زمان مجازاتش بود که البته برای اولین جرم، مدت زیادی به نظر میرسید. او تحت تعقیب پلیس ایالتی قرار گرفت و با مقادیر زیادی کوکائین دستگیر شد؛ سپس در یک دادگاه با حضور هیئتمنصفه محاکمه و به حبس در زندان ایالتی پلیکان بی محکوم شد.
امروز ۰۵/۰۵/۱۸♡ مطالعه داشتید؟🔬
چه کتابی؟ 📙
از کدوم نویسنده؟ 📜
امروز فیلم تماشا کردید؟ 🎬
چه فیلمی؟ 🎭
از کدوم کارگردان؟ 👨💼👩💼
پادکست گوش دادید؟ 👂
اسم پادکست رو بگید. 🗣
نظرتون رو برامون کامنت کنید.📝
@CaffeeTakRoman 📘☕️
• نام کتاب: #مردان_غریب_من
• نویسنده: #نسرین_قدیری
• خلاصه:
صدای همهمه و فریاد و سوت زدن بچهها سالن بزرگ ورزش را به لرزه درآورده بود. جوانها، پسر و دختر، تیم دانشگاه خود را تشویق میکردند تا بر تیم مقابل، که از شهر دیگری آمده بود، پیروز شود. مسابقه بسکتبال بین تیمهای دانشگاه یل از ایالت بوستون، و تیم دانشگاه یوسیالای انجام میشد.
• نام کتاب: #دیوانگی
• نویسنده: #اوراسیو_کاستیانوس_مویا
• خلاصه:
کتاب «دیوانگی» رمانی نوشته «اوراسیو کاستیانوس مویا» است که نخستین بار در سال 2004 به چاپ رسید. در مرکز این داستان، نویسندهای جوان و بینام بهچشم میخورد که از کشوری بینام در حوزه آمریکای لاتین، به تبعید سیاسی فرستاده شده است. او شروع به توضیح در مورد شغل دلهرهآور و خطرناکی میکند که در این کشور جدید بر عهده گرفته است: ویرایش گزارشی هزاروصد صفحهای برای اسقف اعظم که حاوی جزئیاتی از شکنجه و قتل هزاران روستایی بومی به دست رژیم نظامی کنونی است. نویسنده از کلیسا بیزار است، اما روایتها و شهادتهای تشویشآور نجاتیافتگان - که هم غیرقابلتصور هستند و هم فراموشنشدنی - برای او شوکآور و دگرگونکننده است.
• نام کتاب: #و_تمام_میشود
• نویسنده: #سروناز_روحی
• خلاصه:
دیگه نه یه دختر پونزدهسالهی آبرو بَرم، نه یه بیستسالهی عاشق پیشه! الان بیستوپنج سالمه. من فرق کردم، تو فرق کردی، همهچیز عوض شده!
- بعید میدونم. هر وقت سنت یکی از مضربهای پنج بود یه کاری دستمون دادی!
خندیدم... با صدای بلند. راست میگفت مثل همیشه!
• نام کتاب: #چشمبهراه
• نویسنده: #دانیل_استیل
• خلاصه:
خانهی شمارهی ۲۱۲۹ خيابان وايومنگ با تمام شكوه برپا بود. نمای خاكستریرنگ سنگیاش بهطرز جذابی تراش و تزيين يافته و تاج طلایی بزرگی آن را میآراست با پرچمی از فرانسه كه در نسيم بعد از ظهر تكان میخورد...
امروز ۰۵/۰۵/۱۷♡ مطالعه داشتید؟🔬
چه کتابی؟ 📙
از کدوم نویسنده؟ 📜
امروز فیلم تماشا کردید؟ 🎬
چه فیلمی؟ 🎭
از کدوم کارگردان؟ 👨💼👩💼
پادکست گوش دادید؟ 👂
اسم پادکست رو بگید. 🗣
نظرتون رو برامون کامنت کنید.📝
@CaffeeTakRoman 📘☕️
• نام کتاب: #برمودا
• نویسنده: #مهسا_حسینی
• خلاصه:
طنین دختر مستقل و خودساختهای که تو رابطهی اشتباهی قرار میگیره و مجبور میشه بارِ اشتباهی که کرده رو به دوش بکشه و مسئولیتپذیر باشه. این بین وقتی از خانواده طرد میشه، دوست صمیمیش، اهورا، به دادش میرسه و داستان از جایی شروع میشه که به ناچار مجبور میشه با اهورا زندگی کنه.
• نام کتاب: #انسانها_در_عصر_ظلمت
• نویسنده: #هانا_آرنت
• خلاصه:
کتاب انسانها در عصر ظلمت مجموعهای از جستارها نوشتهی هانا آرنت، فیلسوف آلمانی-آمریکایی، است که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد. این جستارها که در ابتدا به صورت مجزا در مجلات مختلف به چاپ رسیده بودند، حول محور شخصیتها و رویدادهای مهم دوران جنگ جهانی اول و دوم و پس از آن میچرخند.
• نام کتاب: #روزان_دیروزم
• نویسنده: #سروناز_روحی
• خلاصه:
سامه دختریه که سر سفرهی عقده و داماد نمیاد. حالا به گذشتهی پرفرازونشیبش قدم میذاره تا بفهمه چه اشتباهاتی مرتکب شده که…
• نام کتاب: #عشق_نافرجام
• نویسنده: #دانیل_استیل
• خلاصه:
اینک پانزده روز است که من در خیابانها و کوچههای نیویورک قدم میزنم و آخرین اسکناسهای جیب من خرج میشود و از بین میرود. بههم خوردن اساس زندگی، مرا وادار کرد که با استفاده از قانون قبول مهاجرین، که چندی پیش در آمریکا وضع شده، اروپا را ترک کرده و به این کشور بیایم که شاید موفق شوم به زندگی خود سر و صورتی بدهم. در واقع چیزی که مرا به آمریکا کشانیده، همان عاملی است که تمام مهاجرین را به این قاره بزرگ میکشاند و جملگی آرزو دارند که بر اثر یک تصادف نیک صاحب جاه و مال بشوند؛ ولی در این پانزدهروزی که من در آمریکا هستم، فرشته اقبال به من رو نکرده و من از بام تا شام، در خیابانهای بزرگ نیویورک، قدم میزنم و چشم به آسمانخراشها دوختهام تا فرشته اقبال از بالای یکی از این عمارتها بال و پر بگشاید و به سوی من بیاید.
مترجم: مهسا ملکمرزبان
تعداد صفحهها: ۱۷۰
@CaffeeTakRoman 📘☕️
مترجم: لیلی کریمیان
تعداد صفحهها: ۴۴۱
@CaffeeTakRoman 📘☕️
حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است
بهتر آن است که من خاطرِ خود خوش دارم...
«حافظ»
#صبحبهخیر
@CaffeeTakRoman 📘☕️
مترجم: حسین ترکمننژاد
تعداد صفحهها: ۱۲۵
@CaffeeTakRoman 📘☕️
عیار گفتگوی او نمیدانم، همین دانم
که در فریاد آرد بوسه را لبهای خاموشش...
«صائب»
#صبحبهخیر
@CaffeeTakRoman 📘☕️
مترجم: مهدی خلجی
تعداد صفحهها: ۳۳۶
@CaffeeTakRoman 📘☕️
مترجم: قدیر گلکاریان
تعداد صفحهها: ۲۴۳
@CaffeeTakRoman 📘☕️
این عشق را زوال نباشد به حکم آنک
ما پاک دیدهایم و تو پاکیزه دامنی...
«سعدی»
#صبحبهخیر
@CaffeeTakRoman 📘☕️