508
به هوای سرودن تـــــوست شاعـــر شدنم . ارسالی های ناشناس میتونن یه موزیک، تیکه کتاب یا هرچیز دیگهای باشن... پیام ناشناس👇 https://t.me/BiChatBot?start=sc-487606-yA9XSZv
هست در پی شام سیاه، صبح سپید.
#هوشنگ_ابتهاج
@chakameeh
وأنَّ الله سيُعوِّضنا عَمَّا مَرَرْنا بِه
خدا آنچه را که به ما گذشت جبران خواهد کرد
@chakameeh
هر تاریکی
هر اندازه هم که تاریک باشد؛
از سوی روشنایی صبح
تهدید میشود
@chakameeh
🎼 #تا_تو_هستی
🎤 #علیرضا_قربانی
ناصحم گفت که جزغم چه هنردارد عشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این؟
#حافظ
@chakameeh 🎶
با من بيا
تا دوباره به نوشداروی تو
روئينه جانی تازه بگيرم .
تا شرابی باشی
كه عشقی را سيراب میكند .
با من بيا تا طعم آتش را دوباره احساس كنم
آتشی از عشق و شراب
#پابلو_نرودا
@chakameeh
فهیمه اكبر ( یمین اسفندیاری) اصالتا مازندرانی و متولد آذرماه سال ۱۲۹۶ در تهران بود. فراگیری موسیقی را در شوروی سابق آغاز كرد و به مدت پنج سال آنجا بوداو در مراجعت به ایران، چندی نیز شاگرد زنده یاد مرتضی خان محجوبی بود.
فهیمه اکبر،در سال ۱۳۱۷ شمسی پس از ازدواج با محسن خان اكبر ( که نماینده ادوار هیجده و نوزده مجلس شورای ملی از رشت بود )به گیلان آمد و طی بیست سال كوشش به پژوهش در آواها و آداب محلی گیلان زمین پرداخت كه گردآوری و انتشار كتاب طباخی گیلان شامل دستور پخت انواع غذاهای محلی گیلان، بخشی از تحقیقات اوست.
اكبر در اكثر انجمنها و سازمانهای خیریه و مجامع زنان عضویت داشت و مسئول كمیسیون هنری جمعیت راه نو بود. در كتاب بیمارستان های رشت، نوشته ی دكتر تائب، از او به عنوان عضو و بازرس منصوب از سوی نخستین هیات مدیره ی بنگاه حمایت مادران و نوزادان رشت(زایشگاه) به تاریخ دوم تیرماه ۱۳۲۰ نام برده شده است. او در سال ۱۳۳۵ نخستین غرفهی گیلان رادر جشنوارههای فرهنگی و هنری تهران افتتاح كرد. فهیمه اكبر به زبان های روسی،آلمانی،انگلیسی و فرانسوی نیز تكلم میكرد و به این زبان ها ترانه میخواند.در سال های پایانی دههی ۱۳۳۰ مجموعهای از ترانههای جهانگیرخان سرتیپپور(شهردار پیشین رشت و نویسنده و ترانهسرای نامدار گیلان) را در مجموعهای با نام اوخان گردآوری و منتشر كرد و خود نیز شخصا تعدادی از ترانههای آن را مانند نُشو نُشو،جمعهبازار،گیلانجان،آفتاب خیزان،بخفته دل،دریاكناران و … اجرا كرد. در اواسط دههی نود میلادی یك سی دی از اجراهای فهیمه اكبر در كشور آمریكا منتشر شد كه شامل ۱۶ ترانه با صدای اواست.
از خانم اكبر سه فرزند به نام های گیلان، گلی و فتحالله به یادگار مانده است و گویا ترانه ی گیلان جان زنده یاد سرتیپپور، برای گیلان خانم، دختر زندهیاد فهیمه اكبر، سروده شده بود و اكنون یكی از معروفترین ترانههای گیلكی محسوب میشود. فهیمه اكبر در شهریور سال ۱۳۸۸ در سن ۹۲ سالگی درآمریكا پس از طی یك دوره بیماری درگذشت.
@chakameeh
زندگی سخت است.
آنقدر که باید کسی دوستت داشته باشد
تا سخت تر شوی از غمی که همزادِ توست.
که بی دوست داشتن و بی آنکه دوستت بدارند
زندگی حیاطِ کوچکی ست
فرش شده از خُرده شیشه هایی
که آدمیانند...
#معصومه_صابر
@chakameeh
یکی از بهترین سلامهایی که خوندم
میگه: «سلاما علی الذین أذأ ما رأوك منطفئا لم يرحلوا عنك الأ بعد أن يعيدوا لك نورك»،
سلام بر آنها، که وقتی تو را خاموش [از نور زندگی] یافتند، رهایت نکردند مگر بعد از آنکه نور و روشنایی [زندگی] را به تو بازگرداندند.
@chakameeh
بوسه گر نیست
دل خسته
به پیغام خوش است...
#صائب_تبریزی
@chakameeh
هر روز برای خود روز جدیدیست، هر گل طراوت خاص خود را دارد، هر چهرهای از زیبایی ویژهای برخوردار میباشد و بالاخره هر پدیدهای در دنیا در نوع خود یکتا و دیدنی است، از جمله هر صبحِ زندگی شما ...
#لئو_بوسکالیا
زندگی با عشق چه زیباست
@chakameeh
•
آهای آیندگان!
شما که از دل طوفانی بیرون میجهید که مارا بلعیده است،
وقتی از ضعفهای ماحرف میزنید،
یادتان باشد از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید…
#برتولت_برشت
@chakameeh
بر کدام جنازه زار میزند این ساز؟
بر کدام مُردهیِ پنهان میگرید
این سازِ بیزمان؟
در کدام غار
بر کدام تاریخ میموید این سیم و زِه، این پنجهیِ نادان؟
بگذار برخیزد مردمِ بیلبخند
بگذار برخیزد!
زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمهیِ صافی
زاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ است
زاری بر شراعِ بلندِ نسیم
زاری بر سپیدارِ سبزبالا بس تلخ است.
بر برکهیِ لاجوردینِ ماهی و باد چه میکند این مدیحه گویِ تباهی؟
مطربِ گورخانه به شهراندر چه میکند
زیرِ دریچه هایِ بی گناهی؟
بگذار برخیزد مردمِ بیلبخند
بگذار برخیزد!
#احمد_شاملو
@chakameeh
به حق خاک و آبادی
خدای عشق و آزادی
نخواب ای بخت واروونه
که آینده چراغونه
همینجوری نمیمونه...
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#ایران
@chakameeh
تاریک بود و سایههایی بیوطن بودیم
ما زخمهایی مشترک بودیم، زن بودیم!
#فاطمه_اختصاری
#مهسا_امینی
@chakameeh
تقدیر،
مثل گلوله همیشه در راه است
گاهی پنج دقیقه دیر میرسی،
گاهی زود،
و بعد مسیر زندگیات
عوض میشود
میتوانستی مرده باشی،
و زندهای ...!
#عباس_معروفی
@chakameeh 🖤
هرچه پیش بیاید،
بیاید…!
ما راهِ خودمان را خواهیم رفت:
حرف، کار، کلمه، زندگی…
دیروز یادم رفت
سری به گوشیِ پُرگویِ خود
بزنم؛
سیوسه پیامِ پیدرپی،
یکی هم نوشته بود:
-از شیراز !
ولی شیراز
سیوسه پُل نداشت،
خودم سالِ ۱۳۵۳ خورشیدی
شمرده بودم!
شیراز کجا و اصفهان کجا؟
دارم قاطی میکنم،
مراقبِ نقطهها نیستم،
گاهی…!
برمیگردم اوایلِ همین حروف،
پیامها
پیدرپی
همه شبیهِ یکدیگرند،
با اختلافِ یکی دو کلمه، کنایه، حرف،
باز هم حرف…!
همه شبیه هماند
جز یک واژه
که تا ابد پاکش نخواهم کرد:
«!…»
@chakameeh
فرانسویا وقتی میخان به دلبرشون بگن خیلی دوسش دارن میگن :
“Je t’aime plus qu’hier moins que demain”
یعنی بیشتر از دیروز و کمتر از فردا عاشقتم...
@chakameeh
بغل برای تو،
برای تمام زخم های جسمی و روح و روانیات. تو با تمام زخم هات قشنگ و با ارزشی....
@chakameeh
#توییت
یه سلامی محمود درویش کرده به
«الذين أحبّوا فينا ما لم نُحبّه يوماً بأنفسنا»
کسانی که در ما چیزی رو دوست داشتن
که خودمون ندیدیم و دوست نداشتیم ...
به نظرم خیلی خوب معنای عشق رو گفته
که یعنی در طرف مقابل چیزهایی رو پیدا کنی و دوست داشته باشی
که خودش هم از شنیدنش متعجب بشه ...
اثرش بینظیره !
@chakameeh
کفران نعمت است
اگر در همهی کافههای جهان
تو را نبوسم
#جلال_حاجیزاده
@chakameeh
«وَ لا ینکَشِفُ مِنها إَلاّ ما کَشَفتَ...»
و هیچ اندوهی برطرف نشود مگر تو آن را از دل برانی..
صبحتون بخیر
@chakameeh