در کنار آنهایی باش که نور میآورند و
جادو میکنند، آنها که با چوب جادویی
کلام، گفتار، نگاه، رفتار و منشِ ویژه
خودشان، تو و جهان را متحول میکنند
و همه بازیها را به هم میزنند ...
کسانی که قصههای زیبا میگویند و تو را به چالش میکشند و تغییرت میدهند،
کسانی که به تو اجازه نمیدهند که خودت را دستِکم بگیری و افق زندگیات را کوچک بپنداری،
این جادوگران با قلبهای تپنده و پر شور،
قبیله اصلی تو هستند و باید کنارشان بمانی ...
🌺🌺🌺
یارمهربانم
درود
بامداد نیکو
🌺🌺🌺
صبح یعنی یک سبد لبخند
یک بغل شادی
یک دنیا عشق و خندیدن
از اعماق وجود
به شکرانه داشتن نفسی دوباره
روزت پُر از شـادی
🌺🌺🌺
شاد باشی...
خواهم شدن به کویِ مُغان آستین فشان
زین فتنهها که دامنِ آخر زمان گرفت
حافظ
• آواز: محمدرضا شجریان
• تار: محمدرضا لطفی
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
گلهای شجریان شمارهی ۸۹ - آواز دشتی
• آواز: محمدرضا شجریان
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
#حافظ
• آلبوم : گنبد مینا
• آواز : استاد شجریان
• آهنگساز : استاد مشکاتیان
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
شوق درون به سوی
دری میکشد مرا
من خود نمیروم،
دگری میکشد مرا
#محتشم_کاشانی
زاهد از کوچهٔ رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبتِ بدنامی چند
عیبِ مِی جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو
نفیِ حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند
ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست
چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند
پیرِ میخانه چه خوش گفت به دُردیکشِ خویش
که مگو حالِ دلِ سوخته با خامی چند
#حافظ
دلا پوشم ز عشقت جامهٔ نیل
نهم داغ غمت چون لاله بر دیل
دم از مهرت زنم همچون دم صبح
وز آن دم تا دم صور سرافیل
#بابا_طاهر
خدا همه چیز رو دیده
نگران نباش خودش حواسش هست
صبر داشته باش و به خدا توکل کن
به زودی همه چیز قشنگ میشه
پروردگارا
ما درمسیربه سوی تو آمدن"
تنهاتر از آنیم که گفتنی باشد!
خدایا🙏از تو میخواهیم
امروز دست ما را،
کهمشتری گاه و بیگاه
بازار مهر توهستیم،
بگیری
و به حال خود رهایمان نکنی..
آمین
به نام خدای همه
من خاک توام پا نهم بر سر افلاک
چون باد، گرت بر من خاکی گذر افتد
#شیخ_عطار
شعر.:
نسبت شاعری به من دادی
کاش دشنام میفرستادی
«عاشقم»، عاشقی که در غم عشق
لذتی یافت بهتر از شادی
منِ تنها اسیر تنگم و تو
ماهی آبهای آزادی
گرچه یادی نمیکنی از من
رفتی و تا همیشه در یادی.
-سجاد سامانی.
دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز
آشکارا سینهام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز
- امیرخسرو دهلوی.
شب و دلتنگی و این چشمِ پر از حسرتِ خواب؛
منم و شوقِ وصالِ تو و دریای سراب.
-جمهور سمیعی.
با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
میشنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم
زندگی سرخیِ سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانیست
دربهدر در پی گم کردن مقصد رفتیم
مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم
دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم.
-فاضل نظری.
بغض اگر وا نشود ، تا جگرت میسوزد
پدر و جدِ بزرگِ پدرت میسوزد
درد اگر شعر شود، شعر به جایی نرسد
قلم و دفتر و طبع و هنرت میسوزد
سالها در قفسی بسته اسیرت بکنند
شوق پرواز تو در بال و پرت میسوزد
نیمهشب مست شوی، گریه کنی خواهی دید
دست و سیگار تو با چشم ترت میسوزد
میدهد دست به دستانِ رقیبت، آنگاه
دلِ وابسته و تنها و خرت میسوزد
آه ای خانهی ناروشنِ من! بعد از این
آهِ من میشود آوار و درت میسوزد.
-هخا هاشمی.
سیاه و سرد و پذیرنده، آسمان توام
بلند و روشن و بخشنده، آفتاب منی.
-حسین منزوی.
تشنهام تشنه آغوش تو حتی به گناه
آتشی بر تنم انداز جهنم به درک.
-محسن محمدی.
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی.
-سعدی.
خدا چه حوصلهای داشت روز خلقت تو
که هیچ نقص ندارد تراشِ قامت تو.
-عمران صلاحی.
دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد
چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد
دگری روی ز تیرِ تو اگر میپیچید
به من انداز، که من دیده سپر خواهم کرد.
-اوحدی.
همچو چنگم سرِ تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم.
-سعدی.
بچه در قنداق و مُلا در وطن
هر دو میرینند، اما این کجا و آن کجا؟
-ایرج میرزا.
هر
چه
ماه
است
فدای
رخ
مهتابی
تو.
گفت منظوری ندارم، منتها منظور داشت
با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت
طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند
از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت.
خوشا چشمی که خواند حرفِ دل را.
بار ها افطار خود را قبل موعد خورده ام
بس که از زیبایی ات "الله اکبر" گفته اند.
مالک جانم شدی با اینکه یارم نیستی
در دلم همواره هستی در کنارم نیستی
هر طرف را بنگرم تصویر زیبای تو بود
انتخابم هستی و در اختیارم نیستی.
یک طرف ماه رمضان و یک طرف زلفان یار
ای خدایا رحم کن بر عاشقان روزه دار.
تو تنها میتوانی آخرین درمانِ من باشی
و بیشک دیگران بیهوده میجویند تسکینم.
-محمدعلی بهمنی.
آسمان قسمت ما بود که بی بال شدیم
دل به فریاد سپردیم ولی لال شدیم
ما به این حنجره گفتیم که لب وا نکند
عاقبت پای سکوت دلمان، چال شدیم.
شب بخیر غارتگر شبهای بی مهتاب من
منتی بر دل گذار، امشب بیا در خواب من.
با همه خاموشی و افسردگی
در دلم تیر نگاهت کار کرد
جلوه ی روی خیال انگیز تو
آرزوی خفته را بیدار کرد.
-رهی معیری.
گر ستم خوب است آری بر شما هم میرسد
هرچه میخواهی بدی کن وقت ما هم میرسد
از همان دستی که داری بیگمان خواهی گرفت
ترکههایت را بزن چوب خدا هم میرسد.
-احمد سلگی.
گر ز چشمانت بگويم شعر بیپايان شود
گر ز موهايت بگويم رازِ شب عنوان شود
گر بگويم از جمالت ماه رسوا میشود
میرود تا پشت ابری در خفا پنهان شود.
-علی مرعشی.
شانهات را دیر آوردی سرم را باد بُرد
دیر کردی نیمه عاشقترم را باد برد.
روز ها با فکر او دیوانه ام، شب بیشتر
هر دو دلتنگ همیم اما من اغلب، بیشتر.
تو محالی و به ممکن شدنت درگیرم
من همانم که تو غمگین بشوی میمیرم.
-میم پناهی.
ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشاد است
جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شاد است.
-مولانا.
چراغ های کوچه را شکسته اند؛
زورشان به صبح که نمی رسد،
درخت های قد کشیده را سر زدند؛
زورشان به جوانه که نمی رسد،
زمستان است؛
زمستان است، قبول؛
زورشان به بهار که نمی رسد.
گویی که مردمان دیگری وارد کردهاند
و ما در وطن خود بیگانهایم.
-بهرام بیضایی.
آدمک آخر دنیاست، بخند.
آدمک مرگ همینجاست، بخند.
دست خطی که تو را عاشق کرد،
شوخی کاغذی ما بود، بخند.
آدمک خر نشوی گریه کنی،
کل این دنیا سراب است، بخند.
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست، بخند.
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست، بخند.
صبح فردا به شب نیست که نیست
تازه انگار که فرداست، بخند.
آدمک فصل خزان است، بخند.
ریزش برگ عیان است، بخند.
نقش سیمای قشنگ رخ یار
نقشه ای نقش بر آب است، بخند.
آدمک نغمه ی آغاز بخوان
به خدا آخر دنیاست، بخند.
آن مہ ڪہ هست گردون گردان و بیقرارش
وان جان ڪہ هست این جان وین عقل مستعارش
هر لحظہ اختیارے نو نو دهد بہ جانها
وین اختیارها را بشڪستہ اختیارش
#مولانای_جان
تَرکِ مَنِ شَبگردِ مُبتلا کُن!
هوشنگ ابتهاج
فرخ نعمتی
رشید کاکاوند
امید نعمتی
همایون شجریان
محسن چاوشی
و….
.
اگر کسی یک بار مرا فریب داد، شرم بر او باد!
اما اگر دوباره مرا فریب داد، شرم بر من باد...
تا خم نشوید، کسی نمیتواند سوارتان شود.
#مارتین_لوترکینگ
حتی اگر بدانم فردا جهان متلاشی خواهد شد، من باز هم درخت سیبم را خواهم کاشت...
#مارتین_لوترکینگ
.
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
• آواز: محمدرضا شجریان
• موسیقی: فریدون شهبازیان
• دکلمه: احمد شاملو
• شعر: خیام
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
چشمت به غمزه مارا خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
اجرای خصوصی آفتاب خوبان
• آواز: محمدرضا شجریان
• تار: حمید طاهرزاده
• گوشه: شکسته بیات ترک
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
اجرای خصوصی نفسی با تو ساز و آواز دشتی
• محمدرضا شجریان
• محمد موسوی
• پرویز مشکاتیان
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
چهارشنبه سوری، یادگارِ سپند و ریشهدارِ نیاکانِ ما از دلِ سدههای دور است.
زردی و بیماری از میان برود و سرخی و تندرستیِ آتش، ارزانیِ جانتان باد.
بشود که شرارههایِ این آتش، تیرگیِ اندوه را بسوزاند و روشناییِ شادی را به خانههایتان بیاورد.
شهریار 🌹
تقویم یک اختراع احمقانه است. اگر زمان بال در بیاورد و پرواز کند، با سرعت یکسانی حرکت نخواهد کرد. فرض کنیم که روز "بد" سفید است و یک امتیاز دارد. روز بین "بد" و "افتضاح" هم به رنگ قرمز و دو امتیازی است روز "افتضاح" هم سیاه و دارای سه امتیاز باشد. مردی که سی روز "افتضاح" را سپری کرده باشد به سرعت پیر میشود، با سرعتی سه برابر سرعت رشد آدمی که شاید در طول یک ماه کامل حتی یک روز "افتضاح" هم به تورش نخورده باشد. با یک حساب سر انگشتی میتوان متوجه شد که چرا بعضی انسانها زود پیر میشوند.
#الیف_شافاک
رنجوری را گفتند: دلت چه میخواهد؟
گفت: آنکه دلم چیزی نخواهد.
سعدی، گلستان، باب سوم
بر ما گذشت آنچه نباید میگذشت
امروز هم سپردیم به خدا
هر چه آید خیر است
آدمها را مهمان کنید
مهمان یک جرعه زندگی
مهمان یک دل خوش
یک احوالــپرسی ساده و بیقضاوت
یک فنجان زندگی بیدغدغه ...
آدمها را مهمان کنید
مهمان مهربانیتان
این مهمانی به زندگیـتان برکت میدهد ...
آدمها را مهمان کنید
به دوست داشتن
به خیال راحت از حضورتان
به حس خوب
به حرفــهای بی کینه و کنایه
به لبخندی
به دعایی ...
🌺🌺🌺
یار مهربانم
درود
بامداد شنبه ات نیکو
🌺🌺🌺
پروردگارا
یک صبح زیبای دیگر را با ترنم
دلنشین پرندگانت آغاز نمودم
شکر، برای یک روز زیبای دیگر
شکر، برای بوی خوش زندگی
شکر و هزاران شکر،
برای وجود ارزشمند عزیزانم
شکر، برای سلامتی جسم و جان
شکر، برای رزق و روزی حلال و بی نیازی
بارالها
چتر رحمتت را بر سرخانواده و دوستانم همیشه بازنگه دار و بهترین تقدیرها را برایشان رقم بزن
آمین
🌺🌺🌺
شاد باشی
۱) خودشناسی: قدم اول شناخت حقیقی خویشتن است. این خودشناسی فراتر از شناسایی علایق یا ترس های سطحی است؛ کندوکاوی است برای یافتن ماهیت اصیل وجود در اعماق خویشتن ، آن "منِ" حقیقی که ورای نقشها، قضاوتها و خواسته های روزمره قرار دارد.
۲) سکوت: سکوت تنها به معنای عدم صوت نیست، بلکه آرامش ذهن پرسر و صداست. در فضای سکوت، نجوای درونی شنیده می شود و پرده های حواس و افکار روزمره کنار می رود تا نور آگاهیِ ناب ظاهر گردد.
۳) مراقبه: مراقبه ابزار مستقیم سفر به درون است. از طریق تمرکز، مشاهده بدون قضاوت و حضور در لحظه اکنون، مراقبه به ما امکان می دهد تا از سطح افکار معمولی فراتر رویم و به روشنایی درونی دست یابیم.
این نگرش، مسئولیت کشفِ حقیقت را بر دوش هر فرد
می گذارد و او را از انتظار برای نزول حقیقت از بیرون بی نیاز می کند.
*چرا که باید حقیقت را در خود بیابیم* . . .
"از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم آخر، ننمایی وطنم"
#حضرت_عشق_مولانا
به غم، نشاطِ منِ خاکسار نزدیک است
خزان من چو حنا با بهار نزدیک است
یکیست چشم فرو بستن و گشودن من
به مرگ، زندگیام چون شرار نزدیک است
یک آفتاب رسید از کنارِ گل، شبنم
به وصل، دیدهٔ شب زندهدار نزدیک است
صائب تبریزی
کیست که از خلال مبارزه به چیزی رسیده باشد
جز درد؟
جز شکست؟
پس، فرار نکن، بلکه بیدار شو.
با فرار کردن مجبوریم همیشه فرار کنیم.
و این فرار پایانی نخواهد داشت.
#اشو
شیخ ابو سعید را گفتند درویش کیست و درویشی چیست؟
شیخ فرمودند:درویش آن است که آنچه در سر دارد بنهد و آنچه در دست دارد بدهد،
واز آنچه که به سوی او می آید نجهد .
ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
«سعدی»شجریان
هرچند که آنچ تو توقع داری
از عطاء من ،
چشمها آن رادیده بودند
و گوشها جنس آن شنیده بودند،
در دلها جنس آنهامصورّ شده بود
اماّ عطاء من بیرون آن همه باشد!
#فیه_ما_فیه
مولانا
۸ اسفند سالروز درگذشت غلامحسین بنان
(زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ تهران -- درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۴ تهران) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی
او از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۱۳۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت و از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عدهای از هنرمندان دیگر از رادیو بهگوش مردم رسید. وی را روحاله خالقی در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را آغاز کرد و از بدو شروع برنامه «گلهای رنگارنگ» بنا بهدعوت داود پیرنیا نیز همکاری داشت. او که در طول فعالیت هنریاش، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدایش زیر و بمها و تحریرهای صدای او بود که هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم بهنغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت، مانند تصنیف «الهه ناز».
برخی او را بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری - خالقی میدانند. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی بود و به مرکبخوانی و تلفیق شعر و موسیقی تسلط داشت.
ارکستر رادیو بهرهبری روحاله خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت پرویز یاحقی، علی تجویدی، مرتضی محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روحاله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور رفت و بهسمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی بهکار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ بهریاست شورای موسیقی رادیو رسید. بنان از ابتدا در برنامه گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامههای متعدد و گوناگون دیگری از او بهجای ماند.
در این برنامهها، استادان موسیقی سنتی چون خالقی، صبا، محجوبی، عبادی، تهرانی، تجویدی و... با او همکاری داشتهاند. بنان نخستین کسی است که لقب صدا مخملی در موسیقی را دارد.
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل در جاده کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود، تصادف کرد و در این سانحه چشم راستش را از دست داد و همیشه از عینک دودی استفاده میکرد.
از ترانههای او، آهنگ آذربایجان در دستگاه شور، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا در مایه بوسلیک، الهه ناز در مایه دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، میناب، خاموش، مرا عاشقی شیدا در دستگاه سهگاه، من از روز ازل در دستگاه سهگاه، نوای نی در آواز دشتی و سرود ای ایران در مایه دشتی است.
آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.