3737
همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیسبوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
👨🏻🎨 به مناسبت زادروز استاد هوشنگ کاظمی (۱۵ تیر ۱۳۰۲ – ۴ مهر ۱۳۹۴)، پایهگذار دانشگاه هنر و نخستین استاد دانشگاه در رشتۀ هنرهای نگاشتاری (گرافیک) در ایران
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
نگاشتارگر (گرافیست): graphist
هنرمندی که به آفرینش آثار نگاشتاری میپردازد
گچرنگ (پاستل): pastel
خمیرهای از مادههای رنگی آمیخته با گچ و صمغ که بهصورت چوبچه درآمده است
مومرنگ: encaustic, encaustic painting
فنی در نقاشی که سابقۀ آن به یونان باستان میرسد و در آن رنگماده (pigment) را با موم داغ مخلوط میکنند
شمایل: icon
هریک از تصاویر چهرههای مقدس در کلیساهای ارتدکس دوران بیزانس
خُردنگاره (مینیاتور): miniature
نوعی نقاشی که معمولاً در مصورسازی کتابهای ادبی و حماسی و علمی به کار میرود
چسبانه (کولاژ): collage
اثری هنری که با چسباندن قطعات مختلف به جای شکلهایی که باید نقاشی یا طراحی شوند، به وجود میآید
پیکرک (فیگورین): figurine
پیکرۀ کوچک انسان
تختهرنگ (پالت): palette
صفحهای پهن و نازک که هنرمند رنگهایش را بر روی آن میگستراند و سوراخی در آن برای گذراندن انگشت شست تعبیه شده است
🎨 اعضای گروه واژهگزینی #هنرهای_تجسمی: مرحوم دکتر حبیبالله آیتاللهی، دکتر مهدی حسینی، دکتر محمد خزائی، دکتر امیرحسین ذکرگو، دکتر زهرا رهبرنیا، مرحوم دکتر اکبر عالمی، مرحوم دکتر پرویز مرزبان، مرحوم دکتر مهرانگیز مظاهری، دکتر هادی ندیمی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
☕️ #کافه_واژه_ها
گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🌤مر صبح را ز بهر صبوحی طلب کنند... (ناصرخسرو)
☕️ یک قهوه بخورم ویندوزم بالا بیاد و خواب از سرم بپره!
👁 یک لیوان چایی بزنم چشمام باز بشه!
اینها جملات آشنای امروزه هستند.
شماری از واژهها، بهویژه در آثار بزرگان، جایگاه و بار معنایی و احساسی خاصی پیدا کرده و زنده کردنشان در واژهگزینی هنر میخواهد. «صبوحی» هم از همین واژههاست و در اصل بهمعنی «شراب بامدادی» بوده، اما سالهاست که در گروه واژهگزینی تخصصیِ #اعتیاد در فرهنگستان زبان و ادب فارسی در برابر eye opener (چشمگشا) نوگزیده و تصویب شده است؛ بهمعنی «وعدهای از مواد که در هنگام صبح بلافاصله بعد از بیداری برای تسکین علائم ناشی از کمبود مواد مصرف میشود».
پیشنهاد این واژه از دکتر #حسن_رفیعی، روانپزشک و عضو گروههای واژهگزینی اعتیاد، روانشناسی و علوم سلامت در فرهنگستان، بود.
✍🏻 سمانه ملکخانی
🔹 با سپاس از خانم #سهیلا_حیدری، پژوهشگر گروه واژهگزینی فرهنگستان
#نوگزینش
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
⬆️🌐 به مناسبت روز جهانی شبکههای اجتماعی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🌾 به مناسبت سالگرد درگذشت مصطفیقلی خان صمصامالملک بیات (۱۲۶۷ ـ ۸ تیر ۱۳۱۶)، بنیادگذار کشاورزی نوین ایران، دانشکدۀ کشاورزی کرج، مؤسسۀ تحقیقات علوم دامی ایران و مؤسسۀ رازی
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
بهاربند: barnyard, barn lot, farmyard, dry lot
محوطۀ حصاربندیشدهای در کنار اصطبل سرپوشیده که برای گردش روزانۀ دامها در بهار و تابستان احداث میشود
بهنژادی (اصلاح نژاد، اصلاح): breeding
اجرای عملیات مختلف برای بهبود ساختار ژنشناختی گیاهان
پابهزایی: down calving
وضعیت گاوی که نزدیک به زایمان است
وارویش: rattoon/ ratoon
رشد مجدد گیاه پس از قطع یا برداشت
واچینی: ratooning
برداشت مکرر محصول از یک بار کاشت با قطع گیاه از نزدیک سطح خاک و ایجاد آمادگی در آن برای رشد جوانه از پایه یا ریشه
هواکِشت: aeroponics, aeroculture
کشت گیاه با استفاده از رطوبت موجود در هوا که در آن ریشۀ گیاه در داخل جعبۀ مخصوصی قرار میگیرد و میزان رطوبت آن بهصورت خودکار تنظیم میشود
بهارش: vernalization
عمل بهاره کردن
بهاره کردن: vernalize
نگه داشتن بذر در تاریکی و دمای پایین در مدتزمانی معین برای آنکه زودتر به گُل بنشیند یا میوه دهد
وابهارش: devernalization
عمل وابهاره کردن
وابهاره کردن: devernalize
از بین بردن تأثیر بهاره شدن بذر
گروههای واژهگزینی #کشاورزی، شاخههای #علوم_باغبانی، #علوم_دامی، #زراعت_و_اصلاح_نباتات؛ #زیست_شناسی، شاخۀ #ژن_شناسی_و_زیست_فناوری؛ #مهندسی_منابع_طبیعی، شاخۀ #محیط_زیست_و_جنگل
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🪷 #جشن نیلوفر
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👨🏻⚕️به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر #علی_اصغر_نفیسی (۱۲۵۱ – ۲ تیر ۱۳۲۸)، استاد مدرسۀ طب #دارالفنون، نخستین وزیر بهداشت (صحیه و خیرات عمومی) ایران، و ناشر نخستین مجلۀ پزشکی ایران با نام حفظالصحه یا مجلۀ طبی
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
پیراتولدی: perinatal
بازۀ زمانی تقریبی بین ۲۸هفتگی حاملگی تا ۲۸ روز پس از تولد
پیشاتولدی: prenatal, antenatal
مربوط به مادر یا جنین پیش از تولد
پساتولدی: postnatal
مربوط به نوزاد، پس از تولد
زادمان: parturition
فرایند تولد کودک شامل دو مرحلۀ زایمان و وضع حمل
پیشازادمانی: antepartum, antenatal, prenatal
مربوط به آنچه قبل از زادمان برای مادر اتفاق میافتد
پسازادمانی: postpartum
مربوط به آنچه بعد از زادمان برای مادر اتفاق میافتد
زایمند: para
زنی که نوزادی را بدون در نظر گرفتن زنده یا مرده بودن آن به دنیا آورده باشد
زایمندی: parity
تعداد زایمانهای منجر به تولد نوزاد بالای بیست هفته اعم از زنده یا مرده
زندهزاد: live born
جنینی که با نشانههای حیاتی به دنیا آمده باشد
زندهزایی: live birth/ livebirth
به دنیا آوردن نوزاد همراه با نشانههای حیاتی مثل تنفس یا ضربان قلب یا حرکت ارادی عضلات بدون در نظر گرفتن مدت بارداری
🔴 اعضای گروه واژهگزینی تخصصی #پزشکی، شاخۀ #علوم_سلامت: دکتر سید علی آذین، دکتر علیرضا احمدوند، دکتر حسن رفیعی، دکتر ژیلا صدیقی، دکتر آزیتا گشتاسبی، دکتر فرشید مرادیان، مرحوم دکتر ابوالحسن ندیم، دکتر کورش هلاکویی نایینی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👤 واژهگزینان گمنام (۱)
واژهگزینان گمنامْ همۀ مردم هستند؛ مردم عادی این سرزمین... ازجمله قشری که با کار فنی روزگار میگذرانند... و واژهها و اصطلاحات ویژهای دارند. مثلاً فشارسنج یک لولۀ خمیده (loop) شبیه گره دارد که چون شبیه دُم خوک است آن را «دمخوکی» نامیدهاند. یک نصّاب آسانبر (آسانسور) میگفت: «دیکتاتور یا آرامبند آسانسور خراب است!». گاهی هم واژۀ جدید ساخته نمیشود و از واژههای موجود در مفهوم جدید استفاده میشود. برای نمونه، لولۀ فلزی قلیان را که در تماس با آب قرار میگیرد «میلاب» میگویند. برای نمونه، یک استادکار تأسیسات گفت: «میلاب ترمومتری توی این لوله جا نمیگیرد!». منظور او دنبالۀ حساس دماسنج بود که دمای آب را نشان میداد، که آن را سنسور (حسگر) هم گفتهاند؛ ولی در اینجا میلاب را مناسبتر دیده بود. چنین انتخابی کار کسانی است که هم قلیان و میلاب را میشناسند و هم دماسنج را. نمونۀ دیگر این که دربارۀ شیرفلکهای که در حالت بسته صدرصد آببندی نمیشود میگویند: این شیر «ردکنندگی» دارد. واژهسازان گمنام غالباً اصطلاحات ترکیبی را که در آنها یکی از حروف الفبای لاتین بهکار رفته، بهصورت اصطلاحات تشبیهی و توصیفی درمیآورند: تسمۀ ذوزنقهای (V-belt)، درز جناغی (V-joint)، موتور هشتسیلندری خورجینی (V-8)، بُرش هفتیشکل (V-cut)، دُم ماهی (V-lait).
برگرفته از: شهریار بهرامیاقدم، مقالۀ «واژهسازی در حوزۀ فنی بهشیوۀ واژهسازان گمنام»، در: مجموعۀ مقالات نخستین هماندیشی مسائل واژهگزینی و اصطلاحشناسی (در تهران، اسفند ۱۳۷۸، فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، چاپ تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۰، ص ۴۷۵.
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
💥گروه واژهگزینی #علوم_نظامی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🚿 به مناسبت روز جهانی حمام
📗 نگارههای گرمابه؛ فرهنگ رفتاری و معماری گرمابه در نگارههای قرن ۹ تا ۱۲ ق، زیر نظر دکتر فرهاد تهرانی، بهاهتمام موزۀ حمام علیقلیآقا، انتشارات سازمان فرهنگی-تفریحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، بهار ۱۳۹۴.
در این اثر ۲۳ نگارۀ مربوط به گرمابه همراه با متون کلامیِ (شعر و نثر) نوشته بر آنها آورده شده، که شاهدی است بر جایگاه و فرهنگ حمام و پاکیزگی، و آداب و رسوم و معماری ایرانیان. بیشتر این نگارهها در نُسَخ موزههای خارج از ایراناند و تنها دو تا از آنها در ایران هستند، که با همکاری گروه پژوهشگران گردآوری و متنخوانی و تحلیل شدهاند. «درآمد» کتاب، بهاختصار، دربارۀ سیر تحول حمامها از سنتی به امروزی است و در ادامه، دربارۀ ویژگیهای نگارگری ایرانی، داستان هریک از این ۲۳ نگاره و تحلیل بینامتنیِ آنها، شخصیتها و منابع مربوط به آنها میخوانیم. در بخش نخست، فهرستی از این نگارهها ارائه شده که براساس تاریخ و مکان و منابع است و بخشی اختصاص به معماری، مشاغل و ابزار و قسمتهای گوناگون گرمابه دارد، که گذشته از شرح آداب و رسوم، بهویژه از دید پژوهشگران و جهانگردان بنام مانند #جعفر_شهری و دروویل و شاردَن و دیگران، از نظر واژهها و اصطلاحات هم جلب توجه میکند. در بخش پایانی، تصویر هر نگاره در کنار متن مربوط به آن آورده شده، و در «افزوده»، علاوه بر تصویر کلی هر نگاره، تصویر هر فرد (کارگر، مشتری یا شخصیت داستانیِ موردنظر) و هر بخش ساختمان حمام (مثلاً خزینه) نیز جداگانه از نگاره بیرون کشیده شده و نام آن در فهرست قرار گرفته تا شناسایی آن بهتر انجام شود. قسمتی از توضیحات کتاب به زبان انگلیسی هم ترجمه شده است.
در فرستۀ آینده چند نمونه از اصطلاحات این کتاب را خواهیم دید.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#معرفی_کتاب
#فکر_کردن_از_کتاب_خواندن_هم_مهمتر_است
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 واژهشناسی نام برخی رنگها (بخش ۲)
🎤 دکتر #علی_شیوا، عضو هیئتعلمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🌈 رنگهای فیروزهای، یاقوتی، سبز یشمی، طلایی، کهربایی، عقیقی، مسی، لاجوردی، جیوهای، سربی
#تکه_فیلم
#صبح_به_خیر_ایران (اسفندماه ۱۳۹۶)
#رنگ_واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🔬واکوئُل (vacuole)، از ریشهای لاتین بهمعنی «تهی» + پسوند کوچکساز ole-، ساختاری محصور در یک غشا است که تنها در یاختههای هوهستهای (eucaryotic) یافت میشود و حاوی مایع است. دههها پیش، دکتر #حسین_گل_گلاب، در کتاب خود، گیاهشناسی برای سال اول پزشکی (۱۳۲۶)، برابر کهن «کریچه» را در معنی نو برای آن برنهاد و در توضیح نوشت: «... یاخته هرچه پیرتر شود در آن حفرههایی پدید میآیند که در داخل آنها مایعی رقیق است... این حفرهها را کریچه گویند... کریچه در فارسی بهمعنی کلبۀ کوچک و تنگ است». فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز ابتدا کریچه را تصویب کرده بود، اما پس از مدتی، با توجه به نظرهای دریافتشده، آن را به «کاواک»، که آن هم واژهای قدیمی بهمعنی «توخالی» است و از ستاک حال «کاویدن»، یعنی «کاو»، + پسوند «-اک» ساخته شده، تغییر داد.
🔹با سپاس از آقای دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
✍🏻 سمانه ملکخانی
گروه واژهگزینی #زیست_شناسی
#نوگزینش
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📜 به مناسبت سالگرد پردهبرداری از مجسمۀ فردوسی در تهران (۱۷ خرداد ۱۳۳۸)
🎤 پایان سرایش #شاهنامه؛ نویسنده و راوی: #عفت_امانی، پژوهشگر ارشد گروه زبانها و گویشهای ایرانی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🔹با سپاس از آقای دکتر #مسعود_قاسمی، پژوهشگر ارشد گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#فردوسی
#تکه_فیلم
#ریشه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🖱سالها پیش، متخصصان حوزۀ #رایانه_و_فناوری_اطلاعات در فرهنگستان زبان و ادب فارسی برابر «تلیک» را، که نامآوایی برگرفته از صدای فشردن دکمۀ موشی (ماوس) بود، برای «کلیک» (click) تصویب کردند. اما بعداً این برابر به «کلیک» تغییر کرد. «کِلیک» در گویشهای مناطقی مانند نیشابور و گناباد و لارستان بهمعنی «انگشت» و «انگشت کوچک» است و «کلیکی» هم به انگشتر یا حلقۀ نامزدی گفته میشود. میتوان بر این واژه، برای مفهوم تازه، معنی «با انگشت اشاره کردن یا فشردن» را نیز سوار کرد. چنانکه در فرستههای پیش هم گفته بودیم، فرهنگستان در موارد گوناگون از شباهت معناوایی (معنایی-آوایی) برای واژهگزینی بهره برده است تا بخت پذیرش و کاربرد نوواژه بالاتر رود. در آینده نمونههای بیشتری را خواهیم دید.
با استفاده از: فرهنگ واژگان گویشهای ایرانی، غلامرضا آذرلی، تهران: انتشارات هزار کرمان، چاپ اول، ۱۳۸۷.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#واژه_شناسی
#گویش_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏢 سالروز تأسیس #شهرداری (بلدیۀ) تهران (۱۲ خرداد ۱۲۸۶) و نخستین جلسۀ رسمی فرهنگستان ایران (۱۲ خرداد ۱۳۱۴)
📜 منبع #سند: وبگاه سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎤دکتر #حسینعلی_رحیمی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
📺 نخستین مرثیۀ عاشورایی ثبتشده در ادبیات فارسی
#صبح_به_خیر_ایران
حکیم #کسایی_مروزی
#سیف_فرغانی
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
«تیمسار»، در برابر واژههایی مانند «ژنرال»، «حضرت اجل» و «پاشا» گذاشته شد. بسیاری بهاشتباه آن را مصوب فرهنگستان ایران (۱۳۱۴–۱۳۲۰) دانستهاند، حالآنکه اصلاً در فهرست مصوبات آن فرهنگستان نیامده، بلکه پیش از تأسیس فرهنگستان و در «انجمن واژهگزینی وزارت جنگ» (با حضور سرتیپ احمد نخجوان، #ذبیح_الله_بهروز و دیگران) برگزیده شده بود. در مجلۀ نامۀ فرهنگستان قدیم میخوانیم: ”امر اکید صادر گردید که در وزارت جنگ هیئتی برای انتخاب معادل جهت لغات نظامی بیگانه... تشکیل شود... قبل از تشکیل آن نیز مقدار معتنابهی از لغات نظامی... به عرض شاه رسید و در مکاتبات رسمی معمول گردید. از آن جمله ... «تیمسار» بهجای «حضرت اجل»... که بعدها صحت آنها نیز مورد تردید واقع گردید. و جمعی به خیال این که این لغات از مصوبات فرهنگستان است این بنگاه را مورد ملامت قرار دادند“.
تیمسار، که از واژههای بهکاررفته در کتاب دساتیر است، آماج انتقادهای فراوان بود. استاد #ابراهیم_پورداوود این واژه را بهتفصیل بررسی و معنی «رئیس کاروانسرا یا تیمچه» را برای آن ذکر کرد و آن را نابرازنده و نامربوط به کار لشکری دانست. اما دکتر #محمد_مقدم، زبانشناس و متخصص زبانهای باستانی و پایهگذار گروه زبانشناسی و زبانهای باستانی در دانشگاه تهران، معتقد بود که هر واژهای، چه دساتیری چه جز آن، ”ساخته و برساختۀ گویندگان و نویسندگان آن زبان“ است. او گفته بود: ”«تیم» در فارسی بهمعنای «سرای» و «کاروانسرای بزرگ» است، و کوچکِ آن را «تیمچه» میگوییم. سرور و مهتر را در فارسی هم با «بَد» میگوییم، چنانکه در سپهبد، و هم با «سر»؛ «سر» و «سار» دو صورتِ یک واژه هستند. «تیمسار» بهمعنای «سرور و مهتر سرای» است... دور بهنظر میرسد که نویسنده یا نویسندگان دساتیر این واژه را از خود درآورده باشند، ولی اگر خودشان هم ساختهاند آن را درست ساختهاند“.
بههرروی، امروزه واژههای «امیر» و «سردار» بهجای تیمسار بهکار میروند.
با استفاده از: نامۀ فرهنگستان، مقالۀ «سیر حلزونی فرهنگستان ایران» (#محمد_محیط_طباطبایی)، مقالۀ «آیندۀ زبان فارسی» (محمد مقدم)، هرمزدنامه (ابراهیم پورداوود)، دساتیر آسمانی
✍🏻 سمانه ملکخانی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🗒 فهرست چسبانقشهای کانال چشموچراغ
آزمونک (کوئیز)
آسانبر (آسانسور)
آکنده، آکندهسازی (تاکسیدرمی)
آموزانه (حقالتدریس)
افشانه (اسپری)
اهرمک (جویاستیک)
بارگنج/ گنجایه (کانتینر)
بازفرست (فوروارد)
برشتار (تسترآون)
پاسگان (گارد)
پژوهانه (حقالتحقیق)
پفنبات (مارشمالو)
پیرابین (پریسکوپ)
تورسنگ (گابیون)
جستجو (سرچ)
چشمانداز (ویو)
چنداسنج (آوومتر، مولتیمتر)
چهارگرد (کوادکوپتر)
چهره، رخ (فیس)
خب، باشه (اوکی)
خودبانک (ویتیام)
خودبردار (وندینگ)
خودپرداز (ایتیام)
خوشاب (کمپوت)
خونبهر (هماتوکریت)
درمان، درمانگر (تراپی، تراپیست)
دفتر گلچین (اسکرپبوک)
دندانآبی (بلوتوث)
رایاکتاب (ایبوک)
رنگاجنگ (پینتبال)
رمزینه (بارکد)
زورافزایی (دوپینگ)
سابۀ قهوه
سازگان (ارکستر)
سپرسنگ (نیوجرسی)
شگفتانه (سورپرایز)
شمارگر (کنتور)
شیبراهه (رمپ)
فرسته (پست)
کلوچک (کوکی)
گذرواژه، اسم رمز (پسورد)
گفتارگردان (دوبلور)
گلآهن (فرفورژه)
گلشنه (فلاورباکس)
لقمک (فینگرفود)
نوجوان (تینیجر)
واکنش (ریاکشن)
وقت، زمان (تایم)
هشتک (هشتگ)
هفتک (تیک)
همپا (اسکورت)
همزن (میکسر)
هوشبهر (آِیکیو)
🔴 این فهرست بهروزرسانی میشود
#چسبانقش (استیکر)
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
#واژه در شبکههای اجتماعی
#خودمان_زبان_داریم
@cheshmocheragh
👨🏻⚖️روز قوۀ قضائیه
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🧊 روز جهانی یخچال
🍦یکی از روشهای محافظت از زبان، زنده کردن عناصر زبانیِ مرده یا فراموششده است؛ یعنی برای واژههایی که مفاهیم آنها کهنه و بیاستفاده شده، مفاهیم تازهای بیابیم و آنها را به چرخهٔ حیات بازگردانیم.
در گذشته، در برخی شهرها، برای نگهداری برف و یخِ زمستان و استفاده از آن در تابستان، چالههای بزرگی به نام «یخچال» میساختند. با منسوخ شدن این یخچالها و آمدن وسیلۀ جدیدی که همان کار را میکرد، نامِ کمجانِ یخچال برای آن برگزیده شد که جان تازهای به این واژه داد. امروزه ما در بند این نیستیم که یخچال درواقع یک جعبه یا کمد بزرگ است و نه چالهای برای یخ که ازقضا گاه اصلاً یخی هم در آن نگهداری نمیشود!
#نوگزینش
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏧 خودپرداز
#واژه_شناسی
گروه واژهگزینی #عمومی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🚜👨🏻🌾 هفتۀ جهاد کشاورزی
گروه واژهگزینی #کشاورزی_زراعت_و_اصلاح_نباتات
#واژه_شناسی
#گویش_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🧼 چند اصطلاح از کتاب نگارههای گرمابه
🚿سَربینه یا بینه: از فضاهای اصلی حمام که شامل رختکن و جای آماده شدن برای استحمام یا خروج از حمام بود، با فضایی وسیع و تزئینات بسیار، گنبدی بزرگ و حوض... سکوها و غرفههایی برای کندن و پوشیدن رخت، نشستن، استراحت کردن، و گاه چپق و قلیان کشیدن و چای و قهوه نوشیدن و گفتوشنود... در زیر سکوها کتههایی بهنام «کفشکن» تعبیه شده بود... .
🚿لُنگانداز یا فوطهدار: کارگرانی که لُنگها را به مشتری میرساندند و بیشتر از میان نوجوانان و جوانان انتخاب میشدند.
🚿تَرچِلان: حوضچۀ کنار میاندر که لُنگهای خیس را در آن میشستند.
🚿آبگیر: کارگری که بر پای مشتریها آب میریزد یا، بهگفتۀ #جعفر_شهری، کارگری از کارگران گرمخانه جهت آب ریختن در ظروف و بدن مشتری.
🚿جامخانه: روشناییگیر بام گرمابههای سنتی که از جامهای شیشهای ساخته میشد... .
🚿گاوچاه: چاهی که جداگانه و برای تأمین آب حمام حفر میکردند... آن را گاوچاه مینامیدند ازآنرو که آب را با نیروی گاو از چاه میکشیدند؛ و مسیری را که گاو طی میکرد تا آب را از چاه بالا بکشد «گاورو» مینامیدند... «گاوران» گاو را هدایت میکرد و «آبیار» دلو را از چاه بیرون میکشید.
🚿دوستکامی: بهگفتۀ جعفر شهری، «ظرفی پایهدار مسی در بالا با دهانهای وسیع تغارمانند و شکم فرورفته، در ظرفیت ده پانزده سطل آب با حکاکیهای زیبا...». درون دوستکامی آبی میریختند برای آشامیدن. در بعضی حمامها بهجای ظرف مسی «سنگاب» یا خمرهای قرار میدادند.
منبع: نگارههای گرمابه؛ فرهنگ رفتاری و معماری گرمابه در نگارههای قرن ۹ تا ۱۲ ق، زیر نظر دکتر فرهاد تهرانی، بهاهتمام موزۀ حمام علیقلیآقا، انتشارات سازمان فرهنگی-تفریحی شهرداری اصفهان، چاپ اول، بهار ۱۳۹۴.
معرفی کتاب نگارههای گرمابه
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
💰خودبانک
#واژه_شناسی
گروه واژهگزینی #عمومی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🌍 به مناسبت زادروز دکتر #محمدحسن_گنجی (۲۱ خرداد ۱۲۹۱ – ۲۸ تیر ۱۳۹۱)، پدر جغرافیای نوین در ایران
از دید طبیعتگرد عادی، درههای کوهستانی شاید «عمیق» و «کمعمق» یا «بزرگ» و «کوچک» باشند؛ اما، ازنظر متخصصان جغرافیا و زمینشناسی، تفاوتهای بارزی بین درههاست که آنها را به چند نوع با ویژگیهای مشخص تقسیم کردهاست: به هر گودال از نوع آبراهه «آبگذر» (gullet) میگویند. «ژرفدره» (canyon) به درهٔ کشیده و عمیق و نسبتاً باریک با دیوارههای پرشیب میگویند که اغلب رودی در آن جریان دارد و «تنگدره» (ravine) درهٔ کوچک و باریک با دو بَرِ پرشیب است. اما «تنگ» (gorge) که از ژرفدره کوچکتر است و از تنگدره پرشیبتر، درهای است باریک و ژرف با دیوارههای سنگیِ تقریباً قائم در کوهستان؛ و البته، درهٔ کوچک و باریک و ژرفی که براثر عبور سیلاب بر روی رسوبات و خاکهای سست سطحی بهوجود میآید «آبکند» (gully) نامیده شدهاست. فهرست درهها طولانیتر است. اما همینها هم نشان میدهد که متخصصان برای بیان مطلب علمی و دقیق، چقدر به «واژه» نیاز دارند.
#واژه_شناسی
گروههای واژهگزینی #جغرافیا و #زمین_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
☕️ #کافه_واژه_ها
اعضای گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا، شاخۀ #قهوه_پژوهی: هژیر امینالهی، صفا صالحی، دکتر مهران صولتی هشجین، رضا کوثر، محمدحسین (صفا) هراتیان
✍🏻 سمانه ملکخانی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎁 آن قدیمها که واژۀ «لاکچری» ورد زبانها نبود و بهدور از فضای مجازی دور هم خوش بودیم و فارسی را هم پاس میداشتیم، گاه در سفرههای نذری و جشنها هدایای کوچکی مانند آجیل تورپیچ و نواربسته یا خوراکی و بادکنکی میگرفتیم و سرخوش به خانه برمیگشتیم و «گیفت» را هم نمیشناختیم! در گذشتۀ دورتر، هدایای دریافتی از جشن و میهمانی را «دُلمه» مینامیدند که البته مفصلتر بود. #عبدالله_مستوفی (۱۲۵۷–۱۳۲۹) در شرح زندگانی من مینویسد: «گلولههای کوچکی از موم و عطریات ساخته و در جوف آن کاغذهای کوچکی که اسم خانه و یا ضیاع و عِقار یا بدرۀ زر یا غلام و کنیز... در آنها ثبت و به امضای پیشکار صاحب عروسی رسیده بود گذاشته بودند، به حضار میداده یا بر سر عروس و داماد نثار میکردند... هرکس هرچه نصیبش میشد... دریافت میکرد... لفظ دلمۀ ترکی و معنای آن با غذایی که امروز به این اسم معروف است و با گلولههای هدیه و نثارِ عروسی... تطبیق میکند... این لغت هم، بااینکه معنای آن از رسوم ایران قدیم است، به قالب ترکی مصطلح شده». استاد #سعید_نفیسی نیز در خاطرات خود، دربارۀ صدراعظم #ناصرالدین_شاه، میگوید: «گاهی هم برای خودشیرینی در نزد شاه به میهمانان خود بهاصطلاح دلمه میداد؛ یعنی سکهای از طلا در کاغذی میپیچید و به هرکس که میخواست میداد». واژۀ دلمه برگرفته از مصدر «دولماق» بهمعنی «پُر شدن» است.
به نظر شما آیا امروز هم میتوان این واژۀ قدیمی یا مشتقی از آن (مثلاً «دلمک») را نوگزیده و بهجای گیفت استفاده کرد؟
با استفاده از: سامانۀ جستوجوی دادگان فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛ لغتنامه(دهخدا و همکاران)؛ فرهنگ آذربایجانی-فارسی (بهزاد بهزادی)
✍🏻 سمانه ملکخانی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🚲 روز جهانی دوچرخه
دوچرخه (بیسیکلت) توسط انگلیسیها به ایران آمد، همراه دو نفر نوجوان پانزده شانزده سالۀ زیبارو با شلوارهای کوتاه که در میدان مشق به نمایش گذاشته شد... مرکوبهایی که فیالمجلس نام «مَرکَب شیطان» بر آنها نهاده شد و راکبینی که «بچۀ شیطان» نام گرفتند ... یعنی جز بچۀ شیطان نمیتوانست رویش بند شود. از اواخر دورۀ قاجاریه تولیدات صنعتی زندگی قشر مرفه را تغییر داد. در ذهنیات سنتی، این وسایل بهگونهای جادویی و افسونشده جلوه کرده بودند؛ چنانکه به برق «نور شیطان»، به اتومبیل «کالسکۀ آتشی» و «اسب شیطان»، به بنزین «آب دهان شیطان»، به رانندۀ اتومبیل و راکب دوچرخه «الخَنّاس» (یعنی پسر شیطان) میگفتند. پیشتر، «گاری دوچرخه» یا «گاری بیسیکلت» و «دوچرخۀ دستی» (برای باربری) و غیره رواج داشت؛ بنابراین، این دوچرخه را «دوچرخۀ پایی/ دوچرخهپایی» نامیدند تا متمایز باشد. «بیسیکلت» (bicyclette) واژۀ فرانسوی، معادل bicycle انگلیسی است. پیشوند «-bi» یعنی «دو» و «cycle»، که از واژهای یونانی مشتق شده، بهمعنی «چرخ» است.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🔴 در ادامۀ فرستۀ بالا
🔗 در این سخنرانی، نویسندۀ کتاب، دکتر #سعید_نوروزی_جوینانی، روانشناس و عضو کارگروه واژهگزینی تخصصی #اعتیاد فرهنگستان زبان و ادب فارسی، توضیحات بیشتری در این باره میدهد. او همچنین معتقد است که همانطور که عامواژههای انگلیسی به زبان علم راه یافتهاند، در زبان فارسی هم میتوان این شیوه را با عامواژههای فارسی بهکار بست.
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh