3737
همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیسبوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
☕️ روز جهانی قهوه
#کافه_واژه_ها
گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا، شاخۀ #قهوه_پژوهی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
مدتی است که بسیاری از ما بهاصطلاح «ایرانیان» بر سر خارجی کردن واژههای فارسی با هم مسابقه گذاشتهایم. مسابقهای که به بهانۀ عربیتبار بودن شماری از واژههای رایج در زبان ما آغاز شد، اما بهشکل سرسامآوری دارد به انگلیسی کردن «فارسیترین» واژهها (که در گذشته هم به آن اشاره کردیم) میانجامد و گاه چنان در آن زیادهروی میشود که در گفتار روزانۀ عدهای تنها حروف ربط و عطف و مانند آنها را فارسی مییابیم. دو نمونه از این واژههای رایج، «مُراجع» و «مشتری» هستند که هم به بهانۀ عربی بودن و هم به بهانۀ بهروز و برازنده نبودن از نظر برخی، لفظ «کلایِنت» (client) برایشان رواج یافت؛ لفظی که، همچون بسیاری از واژههای خارجیِ این روزها، بعضی از کاربران آن حتی نگارش انگلیسی درستش را هم نمیدانند.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در حوزههای تخصصی گوناگون، چند واژه برای کلاینت تصویب کرده است؛ ازجمله «مُراجع» (در حوزۀ #روان_شناسی)، «کارخواه» (در حوزۀ #رایانه_و_فناوری_اطلاعات)، و «کارفرما» و «مشتری» (در حوزۀ #مدیریت_پروژه). یکی از این واژهها (در حوزۀ #روابط_عمومی_و_تبلیغات_بازرگانی) «کارسپار» است؛ بهمعنی «فرد یا سازمانی که کالا یا خدماتی را از تولیدکننده یا ارائهدهندۀ خدمات تقاضا میکند» این واژه، که هم فارسی و هم امروزی است، بهنظر میرسد که بتواند در کاربرد عمومی، بهجای کلاینت، کارایی داشته باشد و امیدواریم از آن استقبال شود.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏺به مناسبت سالگرد درگذشت استاد #علی_سامی (۱۰ اسفند ۱۲۸۹ –۲۲ مرداد ۱۳۶۸) باستانشناس و نخستین کاوشگر ایرانی تخت جمشید
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
بادرُفت: loess
بادنهشتهای ریزدانه و گسترده و همگن و متخلخل و آهکی با رنگ روشن
ایزدپیکره: cult statue
تندیس ایزد یا ایزدبانویی خاص که در معبد ویژۀ او قرار داده میشد
ایزدستان: pantheon1
معبدی که به خدایان یک آیین خاص اختصاص دارد
ایزدگان: pantheon2
همه یا گروهی از خدایان یا ایزدان یا ارباب انواع
پسکاوش: post-excavation
کلیۀ عملیات و آزمایشها و فعالیتهای بعد از اتمام کار میدانی
پوشسنگ: capstone
سنگی اغلب مسطح که معمولاً بهصورت افقی بر روی بالاترین بخش یک سازۀ سنگی مانند قوس و گور صندوقی و گور دالاندار و گور حجرهای قرار میگیرد
تاجبخش: king maker
کسی که امکان به قدرت رسیدن شخص دیگری را فراهم میکند درحالیکه خود به هر دلیلی قادر یا مایل به تصدی آن مسند نیست
یادگاره: relic
آثار و بقایای فرهنگی کهن بهویژه آنها که دارای ارزش مذهبی و نمادین هستند
تنبَست: body plug
شیئی که در مراحل آمادهسازی جسد برای پوشاندن اندامهایی مانند گوش و دهان به کار میرفت
سوگپیشگان: mortuary cult
گروهی که حرفۀ آنها برگزاری مراسم عزاداری و تقدیم پیشکشهای تدفینی برای آمرزش مردگان و سهیم شدن در رستگاری آنهاست
کلیدنامه: key
چکیدۀ دادهنامه حاوی مشخصۀ گونههای مهم
گردمان: henge, henge monument
محوطهای آیینی و معمولاً مدور، محصور با چوب یا سنگ، مربوط به پیشازتاریخ که گاه گرداگرد آن دیوار یا خندق و خاکریز وجود دارد
نهانخانه: inner sanctum, sanctuary
۱. مقدسترین جایگاه در یک مکان مقدس ۲. درونیترین بخش یک مکان مقدس
🔴 اعضای گروه واژهگزینی تخصصی باستانشناسی که در دورههای گوناگون با فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری کردهاند: مرحوم دکتر حمید خطیبشهیدی، دکتر کامیار عبدی، مهندس عادل فرهنگی شبستری، دکتر هایده لاله، دکتر کوروش محمدخانی، دکتر حکمتالله ملاصالحی، دکتر مهرداد ملکزاده، دکتر ناصر نوروززادۀ چگینی، دکتر جواد نیستانی
#واژه
گروههای واژهگزینی #باستان_شناسی، #زمین_شناسی و #علوم_سیاسی_و_روابط_بین_الملل
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🩺 به مناسبت زادروز دکتر جامی شکیبی گیلانی (۱۶ مرداد ۱۳۱۸)، فوقتخصص بیماریهای کودکان
📚 دکتر #جامی_شکیبی_گیلانی، واژههای پزشکی پارسی ذخیرۀ خوارزمشاهی و راهنمای ساختن واژههای دانشیک در زبان پارسی، تهران: مؤلف، چاپ نخست، ۱۳۶۴.
👨🏻⚕️دکتر شکیبی گیلانی، پزشک فارسیدوست، در پیشگفتار کتاب نوشته است که زبان فارسی «از دیرباز دستخوش آشوبهایی شده و... کار بدانجا رسید که برخی گمان بردند که این زبان پاک سست و بیپایه است و نمیتوان زمینههای دانشی را با آن بازگفت و برخی نیز پنداشتند که زبان پارسی تنها به کار چامهسرایی میآید...». از نظر دکتر شکیبی، آنچه تا آن زمان در زمینۀ فارسیسازی واژههای پزشکی انجام شده بود «از روی برنامۀ درست و بر پایههای دانشی استوار نبوده است». او هدف خود را از نگارش این کتاب «گامی در راه سامان دادن آشفتگی زبان پزشکی پارسی» بیان کرده و کوشیده بود تا واژههایی را که در کتاب ذخیرۀ خوارزمشاهی برای کاربرد امروز مناسب دیده بیرون آورَد و همراه با شاهدمثالی از جملههای آن کتاب، گاه همراه با توضیحاتی، در برابر اصطلاحهای انگلیسی قرار دهد. یک واژهنامۀ انگلیسی نیز در پایان کتاب وجود دارد که از آن میتوان برابر یا برابرهای فارسی برای اصطلاح انگلیسی موردنظر را (با توجه به شمارههایی که در جلوی آن اصطلاح و هر واژۀ فارسی پیشنهادی در کتاب درج شده است) یافت. نویسنده، در آغاز کتاب، ضمن توضیح مختصری که دربارۀ برابرگذاری چند نمونه از واژههای گردآوریشده میدهد، خواهان آن است که خواننده گسترش کار حکیم گرگانی و دیگر دانشمندان و حکمای ایران باستان را در واژهگزینی دریابد و تنها به شماری واژه بسنده نکند، بلکه از الگوی ساخت این واژهها شیوۀ واژهسازی فنی را بیاموزد. از دید دکتر شکیبی، تقلید از شیوههای واژهسازی زبانهای اروپایی در واژهگزینی فارسی نادرست و گمراهکننده است (که البته این دیدگاهها جای نقد و بررسی دارند).
در فرستۀ آینده نمونههایی از واژههای این کتاب را خواهیم دید.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#پزشکی
#معرفی_کتاب
#فکر_کردن_از_کتاب_خواندن_هم_مهمتر_است
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📝 سالروز برگزاری نخستین آزمون سراسری دانشگاهها در ایران
واژهٔ فرانسوی «کنکور» از ریشهای لاتینی بهمعنای «با هم دویدن» است. شاید یکی از دلایل رایج شدن این اصطلاح در زبان فارسی، اهمیت ندادنِ مراکز برگزارکننده و اطلاعرسان در کاربرد واژهٔ فارسیِ یکسان برای آن بود؛ یعنی باآنکه در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی «مرکز آزمونشناسی» در وزارت علوم تأسیس شد، فعالیت مهم این مرکز گاه برگزاری «مسابقات ورودی» خوانده میشد و گاه «امتحانات ورودی» دانشگاهها. از سوی دیگر، در روزنامهٔ اطلاعات سال ۱۳۴۷، از برگزاری نخستین «کنکور» سراسری دانشگاهها خبر داده شد. در سالهای اخیر، در کاربردهای رسمی، اصطلاح «آزمون سراسری ورودی دانشگاهها» متداول و بهاختصار «آزمون سراسری» یا «سراسری» خوانده شده است. واژهٔ «آزمون» از مصوبات فرهنگستان زبان ایران (فرهنگستان دوم، ۱۳۴۹–۱۳۵۸) در برابر test بود که از فعل «آزمودن» بهمعنای آزمایش کردن، سنجیدن، و اندازه گرفتن آمده است.
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🔹با سپاس از آقای دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
دکتر #صادق_کیا (۲۵ اردیبهشت ۱۲۹۹ – ۱۰ اسفند ۱۳۸۰)
رایانه
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🔹با سپاس از آقای #فرهاد_قربان_زاده، پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی
دکتر #کتایون_مزداپور
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
عدهای، ناآگاه از مقاومتهایی که دربارۀ نوواژههای فرهنگستانهای پیشین هم رخ داده بود، واژههای مصوب فرهنگستان کنونی را به ریشخند میگیرند؛ درحالیکه نوواژههای گذشته هم، که امروزه از دید همین افراد بینقص و حتی ستودنی بهشمار میآیند، راه دشوار و پرفرازونشیبی را برای پذیرش پیمودهاند. نمونهای که امروز به آن میپردازیم «ترابری» (بهجای حملونقل، در برابر transport) است. زمانی که این واژه از سوی فرهنگستان دوم (۱۳۴۹–۱۳۵۸) تأیید شد (در آینده خواهیم خواند که این واژه ساختۀ آن فرهنگستان نبود) و در عنوان «وزارت راه و ترابری» جای گرفت، انتقادها هم آغاز شد و در نهایت، پس از چند سال، به همان «حملونقل» بازگشتیم. جالب است که امروز وضع کاملاً وارونه شده و عدۀ زیادی انتقاد میکنند که چرا فرهنگستان از واژۀ عربی بهره میبَرد و ترابری را جایگزین حملونقل نمیکند! بهراستی تکلیف فرهنگستانها در این میان چیست؟ آیا بهتر نیست که بهجای توهین و تمسخر، از همان آغاز، قدری با این نهاد همراهی کنیم تا پس از چندین دهه بهجای اول بازنگردیم؟
🔴 فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در برخی مصوبات خود از «ترابری» بهره برده است؛ مانند:
بالگرد ترابری: cargo helicopter, CH, cargo-carrying helicopter
هواگَرد حملونقل/ هواگرد ترابری: transport aircraft
ترابری اطلاعات: information transport
✍🏻 سمانه ملکخانی
استاد #محمد_محیط_طباطبایی
#نوواژه_ستیزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 فارسی را پاس بداریم
🔴 اوکی!
#تکه_فیلم
#شبکه_یک (۴ آبان ۱۳۹۹)
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺🎤 زبان معیار (۳)
🔴 تریبون، یوزرفرندلی، وایرال، استارتاپ، کلینشیت، سیستم، سیوینگ، آفر، تور، دموکراسی، پکیج
#تکه_فیلم
#اخبار_بیست_و_سی (۱۷ فروردین ۱۴۰۴)
دکتر #امید_جلوداریان
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
⚡️پروفسور #فضل_الله_رضا (۱۰ دی ۱۲۹۳ – ۲۹ آبان ۱۳۹۸)، مهندس برق، استاد دانشگاه، چهرۀ ماندگار، رئیس پیشین دانشگاه تهران، از پایهگذاران دانشگاه صنعتی شریف، سفیر پیشین ایران در یونسکو و کانادا، و عضو افتخاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. کتاب رادیو به زبان ساده، ۱۳۱۹، از اوست. چنانکه در جدول واژهها دیده میشود، او در ۲۶سالگی کوشیده تا در حوزۀ علمی خود واژهگزینی فارسی انجام دهد، و در این راه از واژههای مصوب فرهنگستان نخست نیز (۱۳۱۴–۱۳۲۰) بهره برده بود؛ نمونههایی مانند «دِج» برای «جامد» و «بسامد» برای «فرکانس». اما برخی دیگر از واژهها مانند «سِتِه» برای «مقاومت» را خود برگزیده بود. امید که این جدیت و جریانسازی پروفسور رضا در جوانی، برای ایجاد و گسترش زبان علمی فارسی الگویی برای جوانان امروز شود. روانش شاد و نامش جاودان باد!
✍🏻 دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🧠 شوخی یا...؟
فردی جاافتاده، که انتظار تفکر و رفتاری پخته و سنجیده از وی میرود، در نهایت تأسف، لودهوارانه، در فضای مجازی، واژههایی دروغین و منسوب به فرهنگستان را واقعی فرض کرده و این نهاد را به تمسخر میگیرد. این که چه بر سر برخی آمده که برای دیده شدن دست به چنین اعمالی میزنند جای پرسش دارد... .
اما قصه از کجا شروع شد؟
موج نوی برنامههای طنز تلویزیون از دهۀ ۱۳۷۰ خورشیدی آغاز شد، که از ماندگارترین آنها، مجموعۀ «ببخشید شما»، بهویژه بخش «آوردگاه ادب» آن، با هنرمندی رامین ناصرنصیر، بود؛ با اعلام واژههایی مانند دمشسرد (کولر)، وَرقُلُمهوا (کپسول اکسیژن)، تراس (اثاثخرابکن)، فِسانه (تلمبه)، پایمرد (واکمن)، گریپفروت (درشتانگوری)، ناوی (اهل غرق)، سردهعوضشکن (آیستی)، اوستاچِشَک (مایکروویو)، اینتوبمیری (شاتگان)، اونتوبمیری (تاپگان)، و غیره. جالب این که هیچیک از آن واژهها مانند «کشلقمه» (پیتزا) ماندگار نشد. پس از آن، سیل استعدادهای شکوفا در این راه سرازیر شد و متأسفانه این واژهسازیهای شوخیشوخی، جدیجدی به فرهنگستان نسبت داده شد و بسیاری این انتسابها را باور کردند. در گذشته هم، به طنز یا انتقاد، برای فرهنگستانهای قدیم (که خوشبختانه، پس از دههها، امروز دیگر عزیز شدهاند!) واژههایی ساخته میشد و در آن زمان هم بزرگان ما در برابر آن هجمهها ایستادند و خون دل خوردند تا فارسی را پاس بدارند، و اکنون نوبت ستیز با این فرهنگستان است!
بهراستی از این شوخیهای نخنما خسته نشدهایم؟ هنوز زمان آن نرسیده که مرز طنز و واقعیت را مشخص کنیم و به فرجام این شوخیها کمی بیندیشیم؟ چرا عادت داریم از گذشته درس نگیریم و کار نادرست را ادامه دهیم؟!
🔴 یادداشت: واژههای فرهنگستان در این نشانی در دسترس همگان هستند و بهتازگی نیز در مجموعهای، بهصورت یکجا و دوزبانه (فارسی-انگلیسی)، به چاپ رسیدهاند و در هر زمان میتوان درستی یا نادرستی ادعاها را سنجید.
🔴 پیوند فرستۀ مرتبط
✍🏻 سمانه ملکخانی
#نوواژه_ستیزی
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
استاد #احمد_سمیعی_گیلانی (۱۱ بهمن ۱۲۹۹ – ۲ فروردین ۱۴۰۲)
تکهفیلم مرتبط
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
✍🏼 به مناسبت بزرگداشت حکیم خوارزمی
واژهٔ الگوریتم از نام ریاضیدان، ستارهشناس و جغرافیدان بزرگ ایرانی، ابوجعفر محمد بن موسی #خوارزمی (الخوارزمی)، گرفته شده است.
چندین قرن پیش، در زبان لاتین قرونوسطایی، شکلِ عربیشدهٔ این اصطلاح را al-Khwarizmi خواندند و بهصورت algorismus نوشتند. سپس واژه به فرانسهٔ باستان و بعد به انگلیسی و بسیاری زبانهای دیگر رفته و حتی به فارسی بازگشت. این اصطلاح در عربی بهصورت «الخوارزمية» بهکار میرود.
نمونهای ساده و ملموس از الگوریتم، شیوهٔ محاسبهٔ سادهٔ معدل است.
در فارسی، دو اصطلاحِ «الگوریتمی» و «خوارزمیک»، در کنار یکدیگر، منسوب به الگوریتم و خوارزمیاند.
گروه واژهگزینی #ریاضی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
✍🏼 استاد #محمدامین_ریاحی (۱۱ خرداد ۱۳۰۲ – ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸)
آن جوانبخت که میزد رقم خیر و قبول
بندۀ پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
گاهی در شعر #حافظ به تعبیری میرسیم که با تحول وضع زندگی بهکلی فراموش شده یا معنی آن تغییر کردهاست... مثلاً وقتی سائلی از کسی چیزی طلب میکرد، از گفتنِ «نه» اکراه داشتند، میگفتند: «خیر»، یعنی خدا خیرت دهد، ما چیزی نداریم بدهیم. از بیت حافظ چنین برمیآید که وقتی خواجهای میخواست غلامانی را آزاد کند، فهرستی از نامهای آنان را به نزدش میبردند. او در برابر اسم آنان که میخواست نگه دارد رقم قبول میزد، و آن عده پیران و ازکارافتادگان را که میخواست آزاد کند، مینوشت خیر؛ یعنی خدا خیرشان دهد.
برگرفته از: #محمدامین_ریاحی، گلگشت در شعر و اندیشۀ حافظ، تهران: علمی، چاپ دوم، بهار ۱۳۷۴، ص ۱۰۳ و ۱۰۴.
#یک_نکته_ات_بگویم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺🎤 زبان معیار (۴)
🔴 دیتیل، کمپین، اینتگریشن، مکانیزم، سیو، آدرس، تریبون، فایننس، فیش، استراتژی، بروکراسی، ژئو، دیالوگ، تیتر
#تکه_فیلم
#اخبار_بیست_و_سی (۱۳ اسفند ۱۴۰۳)
دکتر #امید_جلوداریان
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
#امثال_و_حکم
الکی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📗چند مثال از کتاب واژههای پزشکی پارسی ذخیرۀ خوارزمشاهی، گردآوردۀ دکتر جامی شکیبی گیلانی
افزون بر معادل پیشنهادی نویسنده، شماری از مصوبات فرهنگستان نیز درون کمانک آورده شدهاند. برخی برابرهای برگزیده یا برساختۀ این کتاب بیشتر شبیه عبارت هستند تا اصطلاح و گاه اشتباهاتی نیز در آنها بهچشم میخورَد، اما فارسیدوستی و کوشش این پزشک سرشناس در این حوزه ستودنی است و امید که الگویی برای متخصصان در رشتههای گوناگون باشد.
digestible: گوارنده (مصوب: گوارشپذیر)
dispersion: گشادگی (مصوب: پاشش، پراکنش، پراکندگی، پراکنه)
inhabitant: باشنده
joint: بندگاه، پیوند (مصوب: مفصل، بند)
orbit of eye: چشمخانه
elastic: هِجاک (مصوب: کشسان)
analgesic: دردنشاننده (مصوب: دردزدا، مسکن)
atrophy: گدازش، کاهش، رَندش (مصوب: کاهیدگی)
ptosis (of the eye lids): فروخسبیدگی پلک (منظور افتادگی پلک است)
lens: ژاله (مصوب: عدسی)
retina: دام (مصوب: شبکیه)
large intestine: رودۀ ستبر (مصوب: فراخروده)
cecum: رودۀ یکچشم (مصوب: کورروده)
metabolism: جنبانیدن غذا (مصوب: دگرگشت، سوختوساز)
polyp: گندمه
hyperlasia: فزونی (مصوب: بیشرویش، پُریاختگی)
chronic: درازآهنگ (مصوب: مزمن)
acute: زودرو (مصوب: حاد)
hemolysis: تباهی خون (مصوب: خونکافت)
cachexia: گدازش تن (مصوب: نزاری)
coma: بیهشی
tinnitus: آواز دروغین اندر گوش (مصوب: وزوز)
surgery: دستکاری (مصوب: جراحی)
dysphagia: دشخواری فروبردن (مصوب: دُشبلعی)
acidity: تیزی (مصوب: اسیدینگی)
abortion: افگانه
(فرهنگستان «افکانه» را در برابر abortus و «سقط» را برای abortion تصویب کرده است)
✍🏻سمانه ملکخانی
⬅️ معرفی کتاب واژههای پزشکی پارسی ذخیرۀ خوارزمشاهی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 داستانها و مثلها (۱)
🦅 از ماست که بر ماست
🎤دکتر #حسینعلی_رحیمی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#امثال_و_حکم
#صبح_به_خیر_ایران (آبان ۱۳۹۶)
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🥘 به مناسبت زادروز بانو فاطمه بحرینی، مشهور به #رزا_منتظمی (۱۳ مرداد ۱۳۰۱ – ۱ آبان ۱۳۸۸)، نویسندۀ کتاب هنر آشپزی
🧑🏻🍳این روزها ویدئوهایی را با موضوع پختوپز میبینیم که سازندگان آنها، با تصور بهروز بودن، جذب دنبالکننده، یا از روی ناآگاهی، واژههای پرشماری را، که تا همین اواخر هم بهصورت فارسی بهکار میرفتند، به زبان بیگانه برمیگردانند؛ حالآنکه از گذشته، در زبانها و گویشهای خودمان، واژههای زیبا و جالبی را در این زمینه داشتهایم که یا کمتر شنیده شدهاند یا با بیتوجهی به کنجِ فراموشی رفتهاند. برآنیم تا در چند فرسته نمونههایی از این واژهها را بیاوریم که یا هنوز کاربردپذیر هستند یا دستکم میتوانند برای ساخت برابرهای تازه الهامبخش باشند؛ چنانکه احتمالاً پیش آمده که شما نیز با دیدن فهرست نام خوراکها و نوشیدنیها، یا اصطلاحات مرتبط دیگر، در برخی آشپزینامهها یا کافهها و رستورانهای خوشذوق، که با استفاده از همینگونه واژهها درست شدهاند، جذبشان شدهاید و از خود پرسیدهاید: چرا این واژهها همیشگی نباشند؟
✍🏻 سمانه ملکخانی
#آشپزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👂🏻به مناسبت روز ملی شنواییشناسی
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🎧 بازآوایش: reverberation
تداوم صوت در نقطۀ معینی از فضا، پس از خاموشی منبع تولید صوت
🎧 بدافزایی: recruitment
پدیدهای که در آن افزایش اندک شدت صدا موجب احساس افزایش نامتناسب بلندی صدا میشود
🎧 برافزایی دوگوشی: binaural summation
اثر افزایشی (commulative effect) شنوایی دوگوشی در مقایسه با شنوایی یکگوشی
🎧 بیشافزایی: overrecruitment,hyperrecruitment
نوعی بدافزایی که در آن بلندی در گوش نابهنجار (abnormal ear) نهتنها به گوش بهنجار (normal ear) میرسد، بلکه از آن پیشی میگیرد
🎧 پراشنوی: paracusis/ paracousis
هرنوع نابهنجاری در شنوایی
🎧 تراشنوی: cross hearing, cross over
متـ . دگرسوشنوی contralateralization
شنیده شدن صوت فرستادهشده به گوش آزمایشی ازطریق رسانش استخوانی در گوش غیرآزمایشی
🎧 دوشنوی:diplacusis, aracusis duplicate, double hearing
نوعی پراشنوی که در آن یک صدا بهصورت دو صدا شنیده میشود
🎧 مومبند: wax guard
محافظی که برای جلوگیری از ورود موم به ریزبلندگو در انتهای انواع سمعکهای سفارشیِ درونگوشی نصب میشود
🎧 فزونداد: ampclusion
پیچیدن یا پژواک صدا در گوش که ناشی از مجموع بهرۀ تقویتی (amplification gain) و اثر انسداد سمعک است
🔴 اعضای گروه واژهگزینی تخصصی #پزشکی، شاخۀ #شنوایی_شناسی فرهنگستان: دکتر امیرعباس ابراهیمی، دکتر سعید اسد ملایری، دکتر پدرام برقعی، علیرضا پورجاوید، دکتر سید جلال ثامنی، دکتر نعمتالله روحبخش، دکتر منصوره عادل قهرمان
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
پیشوند «تَرا-» با -trans همریشه است و در فارسی باستان بهصورت حرف اضافه یا قید کاربرد داشت. شاید تصور کنیم که استفاده از این پیشوند در ساخت واژههای نو مانند «ترابری» (حملونقل، transport) از دورۀ فرهنگستان زبان ایران (۱۳۴۹–۱۳۵۸) آغاز شد، اما این پیشوند از سالها پیش از آن در کتاب وندهای فارسی (۱۳۱۶) از #محمدعلی_لوایی آورده شده بود و سپس در کتاب فرهنگ کوچک عربی به فارسی (۱۳۳۴) از #ذبیح_الله_بهروز (که بعدها عضو فرهنگستان دوم نیز شد)، در واژههایی مانند «ترابری»، «ترارفتن»، «ترابُرده»، و غیره دیده شد و در سال ۱۳۳۸ هم در فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی* و در واژۀ «تراگذر» بهکار رفت. در آنجا در توضیح «تَرا-» چنین میخوانیم: «پیشوند فارسی، بهمعنی از این سو به آن سو، یا از محلی به محل دیگر». سالها بعد، در دایرةالمعارف فارسی (۱۳۴۵، بهسرپرستی دکتر #غلامحسین_مصاحب)، تراقارهای (transcontinental) و تراگذار (transducer) را اضافه کردند، و پس از آن فرهنگستان زبان ایران (فرهنگستان دوم)، علاوه بر ترابری، از این وند در ساخت یا پذیرش واژههای دیگری همچون ترابُرد (transfer)، تراسانيدن (transform)، تراگویی (translation)، و فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ساخت یا تصویب تراکُنش (transaction)، تراگشت (transversion)، ترانوشت/ ترانویسی (transcription)، ترادَمِش (transpiration)، تَرابست (binding) و غیره بهره بردند.
🔴 توجه: تصویب واژههای گوناگون در هریک از فرهنگستانهای اول تا سوم لزوماً بهمعنی ساخته شدن آن واژهها در آن فرهنگستانها نیست، بلکه شماری از واژهها از پیش، در بیرون از فرهنگستان، ساخته شده و بهکار رفته و تصویب آنها در فرهنگستان تنها بهمعنی موافقت با آنهاست.
* نوشتۀ استادان: #احمد_آرام، صفی اصفیا، دکتر #حسین_گل_گلاب، دکتر غلامحسین مصاحب، و دکتر #مصطفی_مقربی. بهزودی به معرفی این کتاب، که کتابی مهم در تاریخ واژهگزینی ایران است، هم خواهیم پرداخت.
🔹با سپاس از آقای دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
✍🏻 سمانه ملکخانی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🖊 دکتر #احمدعلی_رجایی (۱۲۹۵ - ۱ مرداد ۱۳۵۷)
🥪 ساندویچ
#آشپزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🟢🔴 سبز و سرخ دو رنگ مکملاند. از ترکیب این دو رنگ در شعر #صائب_تبریزی و دیگر شاعران سبک هندی رنگی بهدست میآید که «سبز تهگلگون» نام میگیرد. یکی از رنگهایی که از دیرباز در توصیف شمشیر بهکار رفته سبز است؛ صائب در اینجا شمشیر سبز را به خون آغشته توصیف میکند: «نیست بر سبزان گلشن دیدۀ پرخون ما/ تیغ خونخوار تو باشد سبز تهگلگون ما». یکی از کاربردهای این رنگ توصیف چهرۀ سبز معشوق است که به سرخی میزند: «دلبر محبوب میخواهد دل پرخون ما/ غنچۀ نشکفته باشد سبز تهگلگون ما». از ابیات صائب پیداست که این رنگ ربطی به ترکیب سبز و سرخ، یعنی قهوهای، ندارد و از قرار گرفتن سبز با اندکی سرخی حاصل میشود؛ بهگونهای که نه چنان با هم آمیخته باشند که رنگ تازهای پدید آورند و نه چنان جدا که گویی متمایزند. صائب این نوع ترکیب رنگها را که بیشباهت به نقاشیهای مکتب امپرسیونیسم نیست «رنگ اتحاد» مینامد: «میپذیرد چون گلاب از کوره رنگ اتحاد/ گرچه باشد برگبرگ گلْسِتان از هم جدا».
🎨 خلاصهشده از: پرستو کریمی، مقالۀ «دو نکتۀ لغوی»، در: نامۀ سروشیار (یادنامۀ استاد جمشید مظاهری)، قم: انتشارات ادبیات، ۱۴۰۱، ج ۱، ص ۱۲۵.
#رنگ_واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📷 پروفسور #فضل_الله_رضا (۱۰ دی ۱۲۹۳ – ۲۹ آبان ۱۳۹۸)، مهندس برق، استاد دانشگاه، چهرۀ ماندگار، رئیس پیشین دانشگاه تهران، از پایهگذاران دانشگاه صنعتی شریف، سفیر پیشین ایران در یونسکو و کانادا، و عضو افتخاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
☕️ #کافه_واژه_ها
گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا، شاخۀ #قهوه_پژوهی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
☕️ #کافه_واژه_ها
گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 گفتوشنودی با سرهگرایان
🎤#محمود_ظریف، پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
پوشۀ نامهها
#تکه_فیلم
#آگاه_سازی
#صبح_به_خیر_ایران (۱۱ مهر ۱۴۰۱)
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👤 واژهگزینان گمنام (۲)
درمیان واژههای مردمی که بهدست واژهسازان گمنام ساخته شده، دهها و بلکه صدها واژه داریم که چهبسا هنوز شناسایی یا ثبت نشدهاند، و کم نیستند واژههایی که مصداق آنها بهکلی از بین نرفته است و میتوان از آنها بهره برد؛ ازجمله در خراسانی، مانند:
سیاهچرب: سیاهشدگی همراه با چربی، مثل پردۀ آشپزخانه
کاهدود: دود انبوه و خاکستری که از سوختن کاه بلند میشود
خاکبو شدن: کهنه شدن و بوی خاک گرفتن
گِردشکن: بُرش عرضی درخت یا چیزی مثل آن با یک ضربه مثل ضربۀ تبر
پاشنهگرد کردن: سروته کردن، دَوَران دادن
آخوربند: صفت گاوی که آن را در آخور میبندند و صحرا نمیبرند
آبچین: پارچهای که آب را به خود میگیرد
بادوَرفه: وزش بادی که برف نشسته روی زمین را میروبد و با خود میبَرد
جوشتراش: ترمیم قطعۀ فلزی خوردهشده با جوش و تراشیدنِ روی جوش با ابزار
پاریز: میوهای که خودبهخود پای درخت میریزد
پَزا: چیزی که زود بپزد
کال: خندق روباز، مسیل
برگرفته از: شهریار بهرامی اقدم، مقالۀ «واژهسازی در حوزۀ فنی بهشیوۀ واژهسازان گمنام»، در: مجموعۀ مقالات نخستین هماندیشی مسائل واژهگزینی و اصطلاحشناسی (در تهران، اسفند ۱۳۷۸، فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، چاپ تهران: مرکز نشر دانشگاهی: ۱۳۸۰، ص ۴۷۵.
#گویش_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
☕️ #کافه_واژه_ها
گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh