3737
همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیسبوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
🍟 سالهاست افرادی ناآگاه، که نه آداب طنز را میدانند و نه شناخت کافی از زبان فارسی دارند، به بهانۀ واژههایی مانند «برگک»، کار فرهنگستان را دستمایۀ تمسخر قرار میدهند. در چند فرسته شماری از این واژهها را خواهیم سنجید.
اصطلاح «برگه» را از قدیم میشناسیم؛ تکههای بریده (برگبرگ) و خشکشدۀ میوه که کمی هم گوشتی است. پسوند «ـه» در اینجا نشان شباهت است، مانند: گردنه، لبه، دهانه، چشمه، گوشه، پوسته، دسته، و شاخه. با «لواشک» هم آشناییم؛ میوۀ پخته، مانند رب، که در سینی پهن و در آفتاب خشک شده و ظاهر آن لواشمانند و نازک میشود. «برگک» (چیپس) نیز یعنی ورقۀ خشکشدۀ سیبزمینی و میوه که از برگه نازکتر است. پسوند «ـَک» در این دو واژه، بیش از آنکه نشان کوچکی (تصغیر) باشد، نشان شباهت و نسبت است؛ مانند چنگک، پشمک، مخملک، پولک، و خرک. «برگک» هم یعنی چیزی که به نازکیِ برگ است. پس برگک واژهای بدون الگو و بیهمانند در زبان فارسی نیست و دلیلی برای تمسخر آن وجود ندارد.
برخی تولیدکنندگان از این اصطلاح، چه بهصورت نام تجاری و چه بهصورت عمومی، برای ارائۀ محصول خود استفاده کردهاند که امیدواریم آگاهی و فارسیدوستی این عزیزان فراگیر شود.
هرچند که نه واژههای زبان فارسی و نه واژههای هیچ زبان دیگری خندهدار نیستند، اما تصور کنیم که اگر هریک از مثالهای گفتهشده را امروز میخواستیم بسازیم بهنظرمان چطور میبود؟
✍🏻 سمانه ملکخانی
#نوواژه_ستیزی
#شوخی_با_فرهنگستان
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📜 بزرگداشت #ابوالفضل_بیهقی و روز نثر فارسی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🧕🏻 به مناسبت هفتۀ ملی سلامت بانوان
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
بارمندی: gravidity
تعداد بارداریهای یک زن بدون توجه به نتیجۀ بارداری
باروری: fertility
۱. امکان تولیدمثل فرزند زنده ۲. در جمعیتنگاری (demography)، تولید واقعی فرزند زنده که در محاسبۀ آن مردهزایی و سقط در نظر گرفته نمیشود
پسآبستنی: postconception
مربوط به بعد از آبستنی
فرآگاهی: mindfulness
آگاهی کامل فرد از حالتهای درونی و پیرامون خود
برونتنی: in vitro (متـرادف: درونشیشهای، درشیشه)
ویژگی آزمایشهای مربوط به فرایندهای زیستی در محیط آزمایشگاهی
درونتنی: in vivo (متـرادف: درونزیوهای، درزیوه)
ویژگی آزمایشهایی که در درون بدن موجود زنده انجام میشود
پیمایش: survey
جمعآوری اطلاعات کمّی مربوط به متغیرها در یک جمعیت
کارآزمایی: trial
مطالعۀ تجربی آیندهنگر و تحلیلی مبتنی بر دادههای اولیۀ جمعآوریشده از افراد یا گروهها
🔴 اعضای گروه واژهگزینی تخصصی #پزشکی، شاخۀ #علوم_سلامت: دکتر سید علی آذین، دکتر علیرضا احمدوند، دکتر حسن رفیعی، دکتر ژیلا صدیقی، دکتر آزیتا گشتاسبی، دکتر فرشید مرادیان، مرحوم دکتر ابوالحسن ندیم، دکتر کورش هلاکویی نایینی
گروههای واژهگزینی #علوم_سلامت، #علوم دارویی و #روان_شناسی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏃🏻♂️ به مناسبت روز تربیتبدنی و ورزش
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🚴🏼♀️ چرخماهور: BMX, bicycle motocross
نوعی دوچرخه سواری در مسیر طراحیشده و آمادۀ غیرکوهستانی شبیه به مسیر موتورماهور
🥋 تنرزم: Bodycombat
مجموعه تمرینهای آمادگی جسمانی که برگرفته از هنرهای رزمی است و در آن به حریف فرضی مشت و لگد میزنند
🤛🏼 تک: attack
حرکت تهاجمی که با راست شدن دست آغاز میشود و در آن هدف حریف بهطور مداوم تهدید میشود
🦶🏼پاکوب: appel (fr.)
کوبیدن سینۀ پای پیشین به زمین با هدف تحریک حریف یا متوقف کردن موقت بازی
🥊 پامشت: kick boxing (مترادف: پامشتزنی، مشتزنی تایلندی Thai boxing)
نوعی مشتزنی که در آن ورزشکاران مجازند هم با دستهای دستکشدار و هم با پاهای برهنه ضربه بزنند
🏊🏼♂️ پایار: fin, flipper, swim fin, bifin, sterefin
نوعی کفش پلاستیکی یا لاستیکی تخت و بزرگ شبیه به پای اردک که از آن برای غواصی و در مواردی برای شنا استفاده میشود
🏀 پسگام: drop step
در بسکتبال، گام کوتاهی که برای جا گذاشتن مدافع تیم حریف به عقب برداشته میشود
🦵🏼پلهورزی: stepping
انجام نرمشهای موزون با استفاده از پله و سکو
⛹🏻♂️ تاخت زدن: switch
در بسکتبال، حرکتی که در آن دو مدافع بازیکنان مهاجمی را که تحت پوشش دارند با هم عوض میکنند
🔴 اعضای گروه واژهگزینی تخصصی #ورزش که در دورههای گوناگون با فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری کردهاند: دکتر خسرو ابراهیم، حمیدرضا افتخاری، دکتر توراندخت امینیان، دکتر علی توفیق خطاب، دکتر حمید رجبی، دکتر ماندانا رسولی، مرحوم پرویز زاهدی، محمدحسین سروش، دکتر معصومه شجاعی، بهروز عبدلی، رضا عموزادۀ خلیلی، دکتر شهرام فرجزاده، دکتر علیاصغر فلاحی، دکتر رضا قراخانلو، دکتر عباس گائینی، فتحالله مسیبی، دکتر سید محمدکاظم واعظ موسوی، مهندس سید مصطفی هاشمیطبا، جمال یزدانی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👨🏽🦽➡️روز ملی پاراالمپیک
واژهٔ «پارالیمپیک» (Paralympic) ترکیبی است از «پارا»، کوتاهشدهٔ paraplegia بهمعنای «فلج اندام تحتانی»، و «المپیک» (Olympic)، برگرفته از «المپیا»، که نام دشتی است که براساس اسطورههای یونان باستان جایگاه معبد «زئوس» (Zeus)، خدای خدایان، بود و ورزشکاران به افتخار او در آنجا مسابقه میدادند. در زبان فارسی بسیاری این واژه را بدون حذف هجای ابتداییِ المپیک «پارااُلمپیک» میخوانند. کارگروه واژهگزینی #ورزش در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در سالهای گذشته، پس از بررسی، ترجیح داد واژهٔ «بازیهای المپیک معلولان» را در کنار واژهٔ «پاراالمپیک» تصویب کند.
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📜 بزرگداشت #حافظ
#شعر
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📗مصطفی فاتح، پیشنهاد واژههای دانش سودوَرزی (که عربها آن را اقتصاد و اروپاییان اکونومی گفتهاند)، طهران، ۱۳۱۴ خورشیدی، چاپخانۀ روشنایی.
💰پیشنهاد واژههای دانش سودورزی در سال ۱۳۱۴، یعنی همزمان با آغاز به کار فرهنگستان نخست (۱۳۱۴–۱۳۲۰)، بهچاپ رسید. نویسنده یادآور شده است که نباید منتظر بود و متخصصان باید زمینه را آماده کنند تا فرهنگستان هم شکل بگیرد و برگزیدن واژهها را آغاز کند. او خود را نیازمند واژههای این دانش دانسته و اظهار کرده بود که چون این رشته تازه وارد ایران شده و هنوز کتابی در این زمینه به زبان فارسی نوشته نشده (آن اندک مواردی هم که بود ترجمههای خوبی نداشت)، و اصطلاحات عربی این علم هم چندان رواج نیافته، بهتر دیده که دستبهکار شود و بکوشد تا نزدیکترین برابرها را در زبان فارسی بیابد. او اشاره میکند که economy از دو واژۀ یونانی oikos بهمعنی «خانه» و nomos بهمعنی «اداره کردن» آمده و رویهمرفته معنی «خانهداری» میدهد؛ عربها معنی فرعی آن را، که «میانهروی در کار و قصد» باشد، گرفته و «اقتصاد» را برایش گذاشتهاند، درحالیکه مفهوم امروزی بهکلی متفاوت است. نویسنده، واژههای «کدیوری»، «ایتگین» (خانهداری)، «سودآسایی» و «سودشناسی» را آزموده و دستآخر به «سودورزی» رسیده و آن را نزدیکتر به معنی امروزینِ اکونومی دیده است. این کوشش نتیجهای نداد و امروزه واژههای «اقتصاد» و «صنعت» دیگر بخشی از زبان فارسی شدهاند؛ بااینحال، برای آشنایی، در فرستۀ آینده، نمونههایی از واژههای این کتاب را خواهیم آورد.
برای علاقهمندان به واژههای فارسی در این حوزه، کتاب واژگان اقتصادی، نوشتۀ دکتر حسین وحیدی، انتشارات تهران، ۱۳۷۵ هم پیشنهاد میشود.
گفتنی است که فرهنگستان دوم (۱۳۴۹–۱۳۵۸) هم، که اغلب به سرهگرایی شهرت داشت، «اقتصاد» را پذیرفته بود.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#اقتصاد
#معرفی_کتاب
#فکر_کردن_از_کتاب_خواندن_هم_مهمتر_است
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🛰 به مناسبت سالگرد پرتاب نخستین ماهوارهٔ جهان
🔴 «ماهوار/ماهواره» واژهای قدیمی بهمعنی «مانند ماه» و همچنین «دستمزد ماهانه» است: «اینک آنجا ادارهای دارم/ مختصر ماهوارهای دارم» (ادیبالممالک فراهانی). اما کاربرد این واژه در معنای نوین (#نوگزینش) ابتکار چه کسی بود؟
در سال ۱۹۵۷/۱۳۳۶ دانشگران شوروی سابق با پرتاب و قرار دادن دستگاهی در مدار زمین، عصر فضا را آغاز کردند. آنان برای نامیدن این وسیله، که مانند ماه به دور زمین میچرخید، از لفظی روسی بهمعنی «همسفر زمین» استفاده کردند که، بهطور خلاصه، بهصورت «اسپوتنیک» یا «همسفر» رواج یافت. زبان انگلیسی این نوع دستگاه را artificial satellite و سپس satellite بهمعنی «همراه» و «ملازم» خواند. البته کاربرد این واژه را در معنای سیارهای که به دور سیارهای دیگر میچرخد به یوهانس کِپلِر ستارهشناس نسبت دادهاند که در قرن هفدهم میلادی از آن برای نامیدن قمرهای مشتری استفاده کرد.
در زبان فارسی ابتدا آن را «قمر مصنوعی» و «ماه مصنوعی» نامیدند و سپس، به گواه دکتر #امیرحسین_آریانپور (در کتاب نقدهایی بر زمینۀ جامعهشناسی)، لفظ «ماهواره» را دکتر #محسن_هشترودی (۱۲۸۶ – ۱۳۵۵)، ادیب و ریاضیدان، برای آن بهکار برد. این واژۀ کوتاهتر بهسادگی در فرایندهای اشتقاق و ترکیب بهکار رفت و از رونق واژههای قبلی کاست.
🔹با سپاس از آقای دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🖋به یاد و احترام دکتر #سیروس_پرهام (۳ بهمن ۱۳۰۷ – ۲۴ شهریور ۱۴۰۴)، مترجم، ویراستار و فرششناس
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
روز زبان فارسی در تاجیکستان🇹🇯
#قلمرو_زبان_فارسی
#امثال_و_حکم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 داستانها و مثلها (۲)
🥛ماستمالی کردن
🎤دکتر #حسینعلی_رحیمی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
احتمالاً شما هم داستان «ریشۀ قضیۀ ماستمالیکردن» را در شبکههای اجتماعی خواندهاید که از قول #محمد_مسعود (۱۲۸۰- ۲۳ بهمن ۱۳۲۶)، به زمان ازدواج محمدرضاشاه پهلوی (۱۳۱۷ شمسی)، و سفید کردن دیوار دهات با کشک و ماست، منسوب شده است. مانند بسیاری از داستانهایی که پس از رواج یک ضربالمثل ساخته میشوند، این قصه درست نیست. بررسی منابع فارسی نشان میدهد اصطلاح کنایی «ماستمالی کردن» از دورۀ #ناصرالدین_شاه بهکار رفتهاست و حتی خود مسعود نیز در سالهای ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ اصطلاح «ماستمالی» را در داستانهایش بهکار برده است؛ همچنین منابعی مانند: فرهنگ لغات عامیانۀ #محمدعلی_جمال_زاده (۱۲۷۰-۱۳۷۶ شمسی) و خاطرات حسینقلیخان نظامالسلطنۀ مافی (۱۲۴۸-۱۳۲۶ قمری).
#امثال_و_حکم
#صبح_به_خیر_ایران (آبان ۱۳۹۶)
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
☕️ روز جهانی قهوه
#کافه_واژه_ها
گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا، شاخۀ #قهوه_پژوهی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
مدتی است که بسیاری از ما بهاصطلاح «ایرانیان» بر سر خارجی کردن واژههای فارسی با هم مسابقه گذاشتهایم. مسابقهای که به بهانۀ عربیتبار بودن شماری از واژههای رایج در زبان ما آغاز شد، اما بهشکل سرسامآوری دارد به انگلیسی کردن «فارسیترین» واژهها (که در گذشته هم به آن اشاره کردیم) میانجامد و گاه چنان در آن زیادهروی میشود که در گفتار روزانۀ عدهای تنها حروف ربط و عطف و مانند آنها را فارسی مییابیم. دو نمونه از این واژههای رایج، «مُراجع» و «مشتری» هستند که هم به بهانۀ عربی بودن و هم به بهانۀ بهروز و برازنده نبودن از نظر برخی، لفظ «کلایِنت» (client) برایشان رواج یافت؛ لفظی که، همچون بسیاری از واژههای خارجیِ این روزها، بعضی از کاربران آن حتی نگارش انگلیسی درستش را هم نمیدانند.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در حوزههای تخصصی گوناگون، چند واژه برای کلاینت تصویب کرده است؛ ازجمله «مُراجع» (در حوزۀ #روان_شناسی)، «کارخواه» (در حوزۀ #رایانه_و_فناوری_اطلاعات)، و «کارفرما» و «مشتری» (در حوزۀ #مدیریت_پروژه). یکی از این واژهها (در حوزۀ #روابط_عمومی_و_تبلیغات_بازرگانی) «کارسپار» است؛ بهمعنی «فرد یا سازمانی که کالا یا خدماتی را از تولیدکننده یا ارائهدهندۀ خدمات تقاضا میکند» این واژه، که هم فارسی و هم امروزی است، بهنظر میرسد که بتواند در کاربرد عمومی، بهجای کلاینت، کارایی داشته باشد و امیدواریم از آن استقبال شود.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏺به مناسبت سالگرد درگذشت استاد #علی_سامی (۱۰ اسفند ۱۲۸۹ –۲۲ مرداد ۱۳۶۸) باستانشناس و نخستین کاوشگر ایرانی تخت جمشید
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
بادرُفت: loess
بادنهشتهای ریزدانه و گسترده و همگن و متخلخل و آهکی با رنگ روشن
ایزدپیکره: cult statue
تندیس ایزد یا ایزدبانویی خاص که در معبد ویژۀ او قرار داده میشد
ایزدستان: pantheon1
معبدی که به خدایان یک آیین خاص اختصاص دارد
ایزدگان: pantheon2
همه یا گروهی از خدایان یا ایزدان یا ارباب انواع
پسکاوش: post-excavation
کلیۀ عملیات و آزمایشها و فعالیتهای بعد از اتمام کار میدانی
پوشسنگ: capstone
سنگی اغلب مسطح که معمولاً بهصورت افقی بر روی بالاترین بخش یک سازۀ سنگی مانند قوس و گور صندوقی و گور دالاندار و گور حجرهای قرار میگیرد
تاجبخش: king maker
کسی که امکان به قدرت رسیدن شخص دیگری را فراهم میکند درحالیکه خود به هر دلیلی قادر یا مایل به تصدی آن مسند نیست
یادگاره: relic
آثار و بقایای فرهنگی کهن بهویژه آنها که دارای ارزش مذهبی و نمادین هستند
تنبَست: body plug
شیئی که در مراحل آمادهسازی جسد برای پوشاندن اندامهایی مانند گوش و دهان به کار میرفت
سوگپیشگان: mortuary cult
گروهی که حرفۀ آنها برگزاری مراسم عزاداری و تقدیم پیشکشهای تدفینی برای آمرزش مردگان و سهیم شدن در رستگاری آنهاست
کلیدنامه: key
چکیدۀ دادهنامه حاوی مشخصۀ گونههای مهم
گردمان: henge, henge monument
محوطهای آیینی و معمولاً مدور، محصور با چوب یا سنگ، مربوط به پیشازتاریخ که گاه گرداگرد آن دیوار یا خندق و خاکریز وجود دارد
نهانخانه: inner sanctum, sanctuary
۱. مقدسترین جایگاه در یک مکان مقدس ۲. درونیترین بخش یک مکان مقدس
🔴 اعضای گروه واژهگزینی تخصصی باستانشناسی که در دورههای گوناگون با فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری کردهاند: مرحوم دکتر حمید خطیبشهیدی، دکتر کامیار عبدی، مهندس عادل فرهنگی شبستری، دکتر هایده لاله، دکتر کوروش محمدخانی، دکتر حکمتالله ملاصالحی، دکتر مهرداد ملکزاده، دکتر ناصر نوروززادۀ چگینی، دکتر جواد نیستانی
#واژه
گروههای واژهگزینی #باستان_شناسی، #زمین_شناسی و #علوم_سیاسی_و_روابط_بین_الملل
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🩺 به مناسبت زادروز دکتر جامی شکیبی گیلانی (۱۶ مرداد ۱۳۱۸)، فوقتخصص بیماریهای کودکان
📚 دکتر #جامی_شکیبی_گیلانی، واژههای پزشکی پارسی ذخیرۀ خوارزمشاهی و راهنمای ساختن واژههای دانشیک در زبان پارسی، تهران: مؤلف، چاپ نخست، ۱۳۶۴.
👨🏻⚕️دکتر شکیبی گیلانی، پزشک فارسیدوست، در پیشگفتار کتاب نوشته است که زبان فارسی «از دیرباز دستخوش آشوبهایی شده و... کار بدانجا رسید که برخی گمان بردند که این زبان پاک سست و بیپایه است و نمیتوان زمینههای دانشی را با آن بازگفت و برخی نیز پنداشتند که زبان پارسی تنها به کار چامهسرایی میآید...». از نظر دکتر شکیبی، آنچه تا آن زمان در زمینۀ فارسیسازی واژههای پزشکی انجام شده بود «از روی برنامۀ درست و بر پایههای دانشی استوار نبوده است». او هدف خود را از نگارش این کتاب «گامی در راه سامان دادن آشفتگی زبان پزشکی پارسی» بیان کرده و کوشیده بود تا واژههایی را که در کتاب ذخیرۀ خوارزمشاهی برای کاربرد امروز مناسب دیده بیرون آورَد و همراه با شاهدمثالی از جملههای آن کتاب، گاه همراه با توضیحاتی، در برابر اصطلاحهای انگلیسی قرار دهد. یک واژهنامۀ انگلیسی نیز در پایان کتاب وجود دارد که از آن میتوان برابر یا برابرهای فارسی برای اصطلاح انگلیسی موردنظر را (با توجه به شمارههایی که در جلوی آن اصطلاح و هر واژۀ فارسی پیشنهادی در کتاب درج شده است) یافت. نویسنده، در آغاز کتاب، ضمن توضیح مختصری که دربارۀ برابرگذاری چند نمونه از واژههای گردآوریشده میدهد، خواهان آن است که خواننده گسترش کار حکیم گرگانی و دیگر دانشمندان و حکمای ایران باستان را در واژهگزینی دریابد و تنها به شماری واژه بسنده نکند، بلکه از الگوی ساخت این واژهها شیوۀ واژهسازی فنی را بیاموزد. از دید دکتر شکیبی، تقلید از شیوههای واژهسازی زبانهای اروپایی در واژهگزینی فارسی نادرست و گمراهکننده است (که البته این دیدگاهها جای نقد و بررسی دارند).
در فرستۀ آینده نمونههایی از واژههای این کتاب را خواهیم دید.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#پزشکی
#معرفی_کتاب
#فکر_کردن_از_کتاب_خواندن_هم_مهمتر_است
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👓 به مناسبت سالروز درگذشت #ابوالقاسم_حالت (۱۲۹۳ – ۳ آبان ۱۳۷۱)، شاعر، مترجم و طنزپرداز
آقای واژهپرست، که به لغات صحیحالنسب علاقه داشت، خواب دید که میخواهد لغات گمشده را بقاپد؛ زیرا عقیده داشت که برای اصلاح زبان فارسی باید لغات پاک و شستهورفته را بیرون کشید. در خواب به مطبخ رفت. دید ماهیتابه دهن باز کرده و گفت: آقا جان، فقط باید در من ماهی سرخ کنی نه تخممرغ؛ چون مرا ماهیتابه میخوانی نه تخممرغتابه! واژهپرست به وحشت افتاد. خیال کرد مطبخ جن دارد... . خواست اصلاح کند و راه بیفتد. ناگاه خودتراش گفت: حالا که مرا خودتراش صدا میکنی، برو بنشین به خیال اینکه من میتوانم خودم ریشت را بتراشم! ماهوتپاککن هم گفت: هروقت کتوشلوار ماهوت به تن کردی، بیا تا لباست را پاک کنم! واژهپرست خواست اسباب خود را در یخدان بگذارد؛ یخدان گفت: یا من یخدانم یا یخهدان. چیز دیگر قبول نمیکنم. ورود افراد بیگانه ممنوع! ناچار تصمیم گرفت اسباب خود را در چادرشب بپیچد. وقتی چادرشب را پهن کرد، هرکدام از گلهای چادرشب بهصورت دهنی شد و شروع کرد به دهنکجی کردن. از تمام این دهنها یک جمله بیرون میآمد: تو اسم مرا چادرشب گذاشتهای. چادرشب را مخصوصاً موقع شب باید سر کرد، نه روز. اگر میخواهی مرا سرت کنی، شب بیا. اگر هم کار دیگری داری از انجامش معذرت میخواهم! با شکم گرسنه و پای پیاده عازم شد. ... چشمش به یک قهوهخانه افتاد. از قهوهچی آبگوشت و چای خواست. قهوهچی گفت: اینجا قهوهخانه است نه آبگوشتخانه و چایخانه! ... خودنویس را درآورد که بنویسد. قلم هم به حرف آمد و گفت: از جان من چه میخواهی؟ اگر من خودنویس هستم باید خودم بنویسم. ولم کن و به انتظار این که خودم برایت بنویسم خمیازه بکش! ... خودکار هم دم درآورده بود که: من اگر خودکار هستم باید خودم کار کنم نه با دست تو و میل تو! فریادی کشید و از خواب پرید. شرمنده شد و به وحشت افتاد که دید واژهها اگر اعتصاب کنند و از انجام خدمات طفره روند، او و امثال او گرفتار چه مصیبتی خواهند شد.
برگرفته از: ابوالقاسم حالت، مقالهٔ «اعتصاب واژهها»، مجلهٔ یغما، سال بیستوششم، بهمن ۱۳۵۲، شمارهٔ ۱۱ (پیاپی ۳۰۵)، ص ۶۸۳–۶۸۵.
#طنز
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📚دکتر #علی_اشرف_صادقی (۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۰)
#گزین_گویه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👨🏻🍳به مناسبت روز جهانی سرآشپز
#واژه
#آشپزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👨🏻⚕️سالگرد در گذشت دکتر سیروس اصانلو (۱۲۸۹ - ۲۵ مهر ۱۳۸۴)، نخستین جراح پلاستیک ایران و پایهگذار بخش جراحی پلاستیک در دانشگاه تهران
🔪 پلاستیک و جراحی پلاستیک
😷 وقتی اصطلاح «جراحی پلاستیک» را برای نخستین بار شنیدیم چه تصوری کردیم؟ «پلاستیک» از واژۀ یونانی plastikos، بهمعنی «شکل دادن» و «قالب دادن»، گرفته شده و جراحی پلاستیک هم بهمعنی شکل دادن یا ترمیم اعضای بدن با جراحی است؛ مادۀ پلاستیک نیز، که در ساخت محصولات گوناگون کاربرد دارد، بهدلیل شکلپذیری بالا به این نام نامیده شده است. فرهنگستان دوم (۱۳۴۹–۱۳۵۸) برای پلاستیک برابر «دِشتار» (مانند «گفتار»؛ ستاک گذشته + «-ار») و برای جراحی پلاستیک برابر «دِشتاری» را پیشنهاد کرده بود. «دِشتَن» صورت دیگری از «دیسیدن» (مانند «رشتن» و «ریسیدن») بهمعنی «شکل دادن» است. جراحی پلاستیک همیشه با هدف زیبایی نیست، بلکه گاه بهمنظور بهبود کارکرد یا بازسازی اعضای آسیبدیده است.
🔹با سپاس از آقای دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
✍🏻 سمانه ملکخانی
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎬 سالگرد درگذشت دکتر #اکبر_عالمی (۱۳ تیر ۱۳۲۴ –۲۲ مهر ۱۳۹۹)، استاد دانشگاه، کارگردان و عضو گروه واژهگزینی هنرهای تجسمی در فرهنگستان
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
نوهنر: art nouveau, modern style
جریان هنری در اواخر قرن نوزدهم که با تأثیر از اشکال گیاهی و گرایش به خطوط مواج و منحنی، نخست در هنرهای تزیینی و سپس در هنرهای دیگر به وجود آمد
هنرهای آذینی: decorative arts
هنرهایی کاربردی که بهکمک وسایل و آثار هنری فضای زندگی را زیباتر جلوه میدهند
هنر پسانوگرا: postmodern art
هنری که ضمن احترام به تمام دستاوردهایی که قدما برای ما به ارمغان آوردهاند، با نگاهی نو هنر جدید را خلق میکند
هنرهای کاربردی: applied arts
هنرهایی که برای ساخت اشیا و لوازمی به کار میروند که اساساً جنبۀ کاربردی دارند، اما جنبههای زیباییشناختی نیز در آنها رعایت شده است
هنر خام: art brut, raw art
هنر افراد آموزشندیده، مانند کودکان و افراد روانپریش و غیرحرفهایها
هنر جنبشی: kinetic art
هنری که خود یا آثار خلقشده در آن دارای حرکت یا القاءکنندۀ حرکت است
هنر بیچیز: arte povera, poor art
جنبش هنری که برخلاف مجسمهسازی سنتی، با به کار بردن مواد کمارزش و دمدستی و با استفاده از حداقل شکل و رنگ به وجود آمد
🎨 اعضای گروه واژهگزینی #هنرهای_تجسمی: مرحوم دکتر حبیبالله آیتاللهی، دکتر مهدی حسینی، دکتر محمد خزائی، دکتر امیرحسین ذکرگو، دکتر زهرا رهبرنیا، مرحوم دکتر اکبر عالمی، مرحوم دکتر پرویز مرزبان، مرحوم دکتر مهرانگیز مظاهری، دکتر هادی ندیمی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📗چند واژه از کتاب پیشنهاد واژههای دانش سودوَرزی (که عربها آن را اقتصاد و اروپاییان اکونومی گفتهاند):
économie/economics: سودورزی (اقتصاد)
economical: سودورز (اقتصادی/ مقرونبهصرفه)
economic: سودورزا (اقتصادی)
economically: سودورزانه (از نظر اقتصادی)
to economise: سود ورزیدن (صرفهجویی)
bource/stock axchange: سوداگاه (بورس)
changer of money: درمگزین (صرافی)
commissionnaire/ commision agent: میانجی (دلال)
quotation: انگاره (مظنه)
coupon: برش (کوپن، امروزه «کالابرگ» گفته میشود)
durability: دیرندگی (دوام)
emigration: برکوچی (مهاجرت)
finance: زَروَری (امور مالی)
financer: زَروَر (تأمینکنندۀ مالی)
mint: درمسرا (ضرابخانه)
tax: ساو (مالیات)
industry: ساختگان (صنعت)
institution: افراشت (مؤسسه)
materialism: مایگرایی
premium: فزونبها
protection: نگهبود (حفاظت)
rebate: کاست (تخفیف)
risk: بادا (ریسک، خطر)
service: تیمارش (خدمت)
system: همنِه (امروزه بیشتر «نظام» و «سامانه» گفته میشود)
transport: درآبُرد/درآبردن (حملونقل، ترابری)
⬅️ پیوند فرستۀ معرفی کتاب
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🇮🇷 به مناسبت روز تهران
منبع: جُنگ (آلبوم) استاد #محمود_پاکزاد (۱۳۰۳ - ۱۹ تیر ۱۳۸۰)
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📜 آیین نکوداشت صدمین زادروز استاد #ایرج_افشار (۱۶ مهر ۱۳۰۴ – ۱۸ اسفند ۱۳۸۹)
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🪑نشست تخصصی روششناسی پژوهشهای گویشی
🎤 سخنرانان:
👨🏻⚕️ رضا امینی، عضو هیئتعلمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
🧕🏻 #عفت_امانی، پژوهشگر ارشد گروه زبانها و گویشهای ایرانی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی
🗓 دوشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۶ تا ۱۸
🏢 تهران، خیابان دکتر بهشتی،خیابان شهید سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچۀ دهم، شمارۀ ۵۰، سالن همایش مرکز نشردانشگاهی
#سخنرانی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎤 #نسرین_پرویزی، معاون گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی: دیگر رسماً فارسی حرف نمیزنند و این شده تفاخر! باید به ملیت خود فخر کنند نه به ملیت بیگانه.
🔗 پیوند خبر در وبگاه ایسنا
#خودمان_زبان_داریم
#نوواژه_ستیزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎤دکتر #مصطفی_عاصی، عضو هیئتعلمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: فکر میکنیم انگلیسی شیکتر است!
🔗 پیوند خبر در وبگاه ایسنا
#خودمان_زبان_داریم
#تکه_فیلم
#نوواژه_ستیزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺🎤 زبان معیار (۴)
🔴 دیتیل، کمپین، اینتگریشن، مکانیزم، سیو، آدرس، تریبون، فایننس، فیش، استراتژی، بروکراسی، ژئو، دیالوگ، تیتر
#تکه_فیلم
#اخبار_بیست_و_سی (۱۳ اسفند ۱۴۰۳)
دکتر #امید_جلوداریان
#خودمان_زبان_داریم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
#امثال_و_حکم
الکی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📗چند مثال از کتاب واژههای پزشکی پارسی ذخیرۀ خوارزمشاهی، گردآوردۀ دکتر جامی شکیبی گیلانی
افزون بر معادل پیشنهادی نویسنده، شماری از مصوبات فرهنگستان نیز درون کمانک آورده شدهاند. برخی برابرهای برگزیده یا برساختۀ این کتاب بیشتر شبیه عبارت هستند تا اصطلاح و گاه اشتباهاتی نیز در آنها بهچشم میخورَد، اما فارسیدوستی و کوشش این پزشک سرشناس در این حوزه ستودنی است و امید که الگویی برای متخصصان در رشتههای گوناگون باشد.
digestible: گوارنده (مصوب: گوارشپذیر)
dispersion: گشادگی (مصوب: پاشش، پراکنش، پراکندگی، پراکنه)
inhabitant: باشنده
joint: بندگاه، پیوند (مصوب: مفصل، بند)
orbit of eye: چشمخانه
elastic: هِجاک (مصوب: کشسان)
analgesic: دردنشاننده (مصوب: دردزدا، مسکن)
atrophy: گدازش، کاهش، رَندش (مصوب: کاهیدگی)
ptosis (of the eye lids): فروخسبیدگی پلک (منظور افتادگی پلک است)
lens: ژاله (مصوب: عدسی)
retina: دام (مصوب: شبکیه)
large intestine: رودۀ ستبر (مصوب: فراخروده)
cecum: رودۀ یکچشم (مصوب: کورروده)
metabolism: جنبانیدن غذا (مصوب: دگرگشت، سوختوساز)
polyp: گندمه
hyperlasia: فزونی (مصوب: بیشرویش، پُریاختگی)
chronic: درازآهنگ (مصوب: مزمن)
acute: زودرو (مصوب: حاد)
hemolysis: تباهی خون (مصوب: خونکافت)
cachexia: گدازش تن (مصوب: نزاری)
coma: بیهشی
tinnitus: آواز دروغین اندر گوش (مصوب: وزوز)
surgery: دستکاری (مصوب: جراحی)
dysphagia: دشخواری فروبردن (مصوب: دُشبلعی)
acidity: تیزی (مصوب: اسیدینگی)
abortion: افگانه
(فرهنگستان «افکانه» را در برابر abortus و «سقط» را برای abortion تصویب کرده است)
✍🏻سمانه ملکخانی
⬅️ معرفی کتاب واژههای پزشکی پارسی ذخیرۀ خوارزمشاهی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 داستانها و مثلها (۱)
🦅 از ماست که بر ماست
🎤دکتر #حسینعلی_رحیمی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#امثال_و_حکم
#صبح_به_خیر_ایران (آبان ۱۳۹۶)
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh