cheshmocheragh | Unsorted

Telegram-канал cheshmocheragh - چشم‌و‌چراغ

3737

همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیس‌بوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2

Subscribe to a channel

چشم‌و‌چراغ

🎺 سُرنا

سرنا، مخفف «سورنای»، از دو بخش «سور» (جشن) و «نای» (نی) تشکیل شده و به‌معنی نایی است که در جشن و سرور نواخته می‌شود. سرناهای اولیه از شاخ حیوانات ساخته می‌شدند و در گذر زمان تکامل پیدا کردند. این ساز نیز، مانند دیگر سازهای بادی، از نخستین ساخته‌های بشر محسوب می‌شود و در بیشتر نقاط جهان مشابه آن یافت شده است. صدای سرنا دو هنگام (اُکتاو) است که به‌ شیوۀ «دَم‌کش» یا «نفس‌برگردان» اجرا می‌شود. ماهیت صدای سرنا نشاط‌آور و شادی‌آفرین است و نوعی شیطنت در آن به چشم می‌خورَد. در مراسم عزاداری‌ای که برای جوانان گرفته می‌شود نیز از سرنا استفاده می‌شود.

برگرفته از: مجتبی راستی (مدرس و پژوهشگر حوزۀ موسیقی)، مقالۀ «ایل‌آوا (بررسی اجمالی موسیقی در بختیاری)»، در: نامۀ سروشیار، تهران: نشر ادبیات، ۱۴۰۱، ص ۱۴۱۵.

⬅️ کرنا

#موسیقی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🌡‍«دمابان» (در برابر فلاسک: flask) سال‌هاست که زمینه‌ساز خنده‌های زورکی است. ببینیم آیا این برابرگذاری تنها در زبان ما مسخره است یا در زبان‌های دیگری هم ممکن است استعداد پیشرفت (!) داشته باشد.
فلاسک انگلیسی، از ریشه‌ای ‌نامشخص، احتمالاً لاتین، به‌معنی «بشکه» و «ظرف» است. برخی نیز آن را از ریشۀ ژرمنی (Germanic) دانسته‌اند که در آن صورت معنی «پوشش بطری بافته‌شده از کاه» را می‌دهد. در زبان عربی هم آن را «کظیمة» نامیده‌اند که از ریشۀ «کظم» به‌معنی «بروز ندادن» و «نگه‌داشتن» و «فروخوردن» است. حتی در مواردی برابر «قارورة» برای آن به‌کار رفته‌ است، به‌معنای «شیشه»، «ظرف» و «بطری». در زبان‌هایی مانند روسی، ایتالیایی، ترکی، و اردو نیز، با تلفظ‌ها و نگارش‌های مختلف، از وام‌واژۀ Thermos (در اصلْ نام ویژند) استفاده شده که معنی «گرما» و «حرارت» دارد (حال‌آن‌که «دمابان» گزینه‌ای دقیق‌تر است). پس، اگر بنا بر تمسخر باشد، این واژه‌ها هم می‌توانند زمینه‌ساز این منظور باشند و اگر آن‌ها مضحک نیستند دلیلی برای مسخره بودن واژۀ فارسی هم نیست.
پسوند «-بان» در «دمابان» نمایانگر معنای «حفاظت»، «نگاهبانی» و «پایش»، و «مهارکردن» است؛ مثل «بادبان» (که برای مهار باد استفاده می‌شود)، «گرمابان» (به دو معنای گرمابه و استاد حمامی، برای حفاظت از گرمای حمام و ادارۀ امور حمام)، و «سایه‌بان» (برای حفاظت در برابر آفتاب). کار «دمابان» نیز حفظ دمای مواد درون خود است.
تصور کنیم که اگر سال‌ها پیش، بدون این‌که نامی از فرهنگستان برده شود، این واژه را در تبلیغات تلویزیون یا بر روی تابلوهای تبلیغاتی سطح شهر می‌دیدیم، آیا بازهم به نظرمان خنده‌دار بود یا مشکل ما تنها عنوان «فرهنگستان» است؟

✍🏻 سمانه ملک‌خانی

#نوواژه_ستیزی
#شوخی_با_فرهنگستان
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

زبان‌های یونانی و مغولی بیگانه بودند و بیگانه ماندند و بااینکه کلماتی در زبان ما باقی گذاشتند سرانجام مستهلک شدند و رفتند. علت اساسی نفوذ آن‌ها علت نظامی و سیاسی بود؛ ولی در موضوع عربی علت این است که ایرانیان دین اسلام را پذیرفتند و نه‌تنها زبان عربی را آموختند، بلکه دانشمندان ایرانی، که شمارۀ آن‌ها به صد تا می‌رسد، در آن زمان تألیفات کردند و برخی دانشمندان ردیف اول در موضوع‌های اسلامی، مانند تفسیر و فقه و حدیث و صرف و نحو عربی، حتی شعر، ایرانیان بودند... . لغات عربی را، که به زبان فارسی وارد شدند، می‌توان بر دو بخش تقسیم کرد: لغاتی که نامأنوس بودند و نامأنوس ماندند، بااینکه در کتبی مانند مرزبان‌نامه، تاریخ وصاف، گلستان، و قصاید خاقانی به‌کار رفتند، و لغاتی که پذیرفته شدند و در نظم و نثر ما جا کردند و جزو لغات زبان ما شدند... و امروز خارج کردن آن‌ها در حکم اعدام زبان ادبی فارسی است و سخن واهی و زیان‌بخش است... و باید هزارها دیوان و کتب نظم و نثر و تاریخ علوم و گلستان و بوستان و مثنوی را توی خاکروبه بریزیم... این هرگز مانع آن نمی‌شود که بتوانیم لغات اصیل فارسی سره را از لابه‌لای نظم و نثر فارسی از فرهنگ‌ها به‌درآوریم و استعمال آن‌ها را توسعه بخشیم.

برگرفته از: #صادق_رضازاده_شفق، مقالۀ «فارسی و نفوذ لغات بیگانه»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، ش ۷، ۱۳۵۰، ص ۷۷ و ۷۸.

#گزین_گویه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

مرداد

افتادن فتحه از آغاز کلمات، مخصوصاً اگر آن فتحه یک هجای مستقل را بسازد، بعد از تبدیل آن فتحه به یک مصوّت کوتاهِ ربوده، در زبان فارسی در اواخر دورهٔ ساسانی و اوایل دورهٔ اسلامی (اگر علی‌العجاله اختلافات گویشی را کنار بگذاریم) تحولی آوایی است و ارتباطی با مسائل صرفی (مورفولوژیک) ندارد. به همین سبب فرقی نمی‌کند که بلحاظ قواعدِ صرفیِ تاریخی آن فتحه تکواژ مستقل باشد (مانند a ادات نفی)، جزئی از ادات ان نفی باشد، یا جزئی از یک کلمهٔ بسیط یا بسیط‌شده؛ در هر حال حذف می‌شود. از این جاست که مثلاً اناب بدل به ناب شده و انوش بدل به نوش (مگر در بعضی کاربردهای "فرمولی")، و با آنکه ادات نفی ان با این حذف عملاً از بین می‌رود، چیزی مانع از حذف نشده؛ و از همین جاست که ابیدا به معنای گم و ناپیدا بدل به ویدا شده‌ (رجوع فرمایند به لغت فرس) و حذف ادات نفی از آن باعث نشده که معنای ویدا به ضد آن تغییر کند. تکرار کنیم: مسأله آوایی است نه صرفی. این چیزی است که در این یادداشتها چندین بار بیهوده تکرار شده.

همین در مورد امرداد هم صادق است. افتادن فتحه از آغاز این کلمه نیز البته تحولی آوایی است و به این معنی نیست که معنای امرداد با حذف فتحه تبدیل به مرگ و ناپایداری زندگی می‌شود. وقتی در زبان فارسی دری تکواژ نفی a وجود نداشته باشد، دیگر سخن گفتن از حذف یا اثبات آن معنی ندارد. این امری است بداهةً روشن و بی‌نیاز از استدلال. اما آنچه دربارهٔ امرداد و مرداد در افواه افتاده افسانه‌ای است که از نیمهٔ اول قرن چهاردهم شمسی بعضی ساخته‌اند و چون در بین زردشتیان تلفظ امرداد هنوز گویا کاربرد داشته، کسانی مانند ارباب کیخسرو و نورسیدگان کم‌آشنا با زبان فارسی و زبانهای پیش از اسلام زنده کردن کلمهٔ مردهٔ امرداد و از رواج انداختن مرداد را ضروری یافته‌اند و با آنکه بعضی استادان از همان زمان مهمل و بی‌معنی بودن این سخن را دریافته بوده‌اند، پند آنان در عوام مؤثر نشده و بازگویی این افسانه ادامه یافته است. چند وقت قبل در همین فضای مجازی دیدم که آقای دکتر کامران کشیری به زبانی روشن نادرستی این پندار را معلوم کرده و در شیرفهم کردن مطلب به زبان ساده هنرمندی نموده، ولی گروهی مقصود روشن، روشنتر از آب، او را درنیافته‌اند و اشکالهای خنک کرده‌اند.
من چون در روشن نوشتن مهارتی ندارم، پاسخی دشوارفهمتر به پندار سازندگان کلمهٔ امرداد در دوران معاصر می‌دهم.
عوام تصور می‌کنند که اگر امرداد به معنای جاودانگی است، پس مردادی هم وجود داشته که معنای مرگ یا میرایی داشته یا اگر در زبان اوستایی امرتات (خود از اصل امرتَتات) به معنای جاودانگی بوده، پس فرض مرتات (خود از اصل مرتَتات) به معنای مرگ نیز بی‌اشکال است. واقع آن است که این تصور naïve، گرچه به ظاهر معقول می‌نماید، بکلی نادرست است: ملاک اول در شناخت لغت استعمال آن است نه امکان فرض آن.

در زبان هندی‌وایرانی معادلِ صفتِ ņ-mrto هندی‌واروپایی به معنای زنده amrta بوده است. اسم معنای (abstract noun) معادلِ این صفت در هندی باستان amrta-tva است و در اوستایی amrta-tāt و در یونانی ambrosia، همه به معنای زندگی و نامردن. در هندی‌واروپایی یک اسم خنثای ņ-mrto نیز وجود داشته که اثرش در هندی باستان به صورت amrta به معنای زندگی بازمانده و در اوستایی به صورت aməša (در موارد نادر؛ مقصود این جا صفت معروف aməša نیست) به همان معنی. این را می‌توان با ambrosios یونانی سنجید.
حال مسأله این جاست:  با آنکه اسم معنای (abstract noun) معادلِ صفتِ amrta (به معنای زنده) در هندی باستان amrta-tva و در ایرانی باستان amrta-tāt بوده است، اسم معنایِ معادلِ ضدِ آن، یعنی صفتِ mrta (به معنای مرده)، در هندی باستان mrtyu و در ایرانی باستان mrþyu (برابر با mršyu در فارسی باستان)، هر دو به معنای مرگ، بوده است. پس mrta-tāt هیچ گاه وجود نداشته که معنایش مرگ باشد یا نباشد؛ در هیچ جا، نه در اوستایی نه در فارسی باستان و نه در سنسکریت، این کلمه وجود نداشته و سخن گفتن دربارهٔ آن سخن گفتن دربارهٔ امری عدمی است.

علم لغت هیچ علم مهمی نیست. ولی این امر بی‌اهمّیّت نیز برای خود اصول و گاه ظرایفی دارد. ظرایف دیگری هم در مورد این کلمه هست که طالبانش می‌توانند رجوع فرمایند به رسالهٔ معروف استاد پاول تیمه با عنوان:
Studien zur indogermanischen Wortkunde und Religionsgeschichte.

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🍟 سال‌هاست افرادی ناآگاه، که نه آداب طنز را می‌دانند و نه شناخت کافی از زبان فارسی دارند، به بهانۀ واژه‌هایی مانند «برگک»، کار فرهنگستان را دستمایۀ تمسخر قرار می‌دهند. در چند فرسته شماری از این واژه‌ها را خواهیم سنجید.
اصطلاح «برگه» را از قدیم می‌شناسیم؛ تکه‌های بریده‌ (برگ‌برگ) و خشک‌شدۀ میوه که کمی هم گوشتی است. پسوند «ـ‌ه» در اینجا نشان شباهت است، مانند: گردنه، لبه، دهانه، چشمه، گوشه، پوسته، دسته، و شاخه. با «لواشک» هم آشناییم؛ میوۀ پخته‌، مانند رب، که در سینی پهن و در آفتاب خشک شده و ظاهر آن لواش‌مانند و نازک می‌شود. «برگک» (چیپس) نیز یعنی ورقۀ خشک‌‏شدۀ سیب‌‏زمینی و میوه که از برگه نازک‌تر است. پسوند «ـَ‌ک» در این دو واژه، بیش از آنکه نشان کوچکی (تصغیر) باشد، نشان شباهت و نسبت است؛ مانند چنگک، پشمک، مخملک، پولک، و خرک. «برگک» هم یعنی چیزی که به نازکیِ برگ است. پس برگک واژه‌ای بدون الگو و بی‌همانند در زبان فارسی نیست و دلیلی برای تمسخر آن وجود ندارد.
برخی تولیدکنندگان از این اصطلاح، چه به‌صورت نام تجاری و چه به‌صورت عمومی، برای ارائۀ محصول خود استفاده کرده‌اند که امیدواریم آگاهی و فارسی‌دوستی این عزیزان فراگیر شود.
هرچند که نه واژه‌های زبان فارسی و نه واژه‌های هیچ زبان دیگری خنده‌دار نیستند، اما تصور کنیم که اگر هریک از مثال‌های گفته‌شده را امروز می‌خواستیم بسازیم به‌نظرمان چطور می‌بود؟

✍🏻 سمانه ملک‌خانی

#نوواژه_ستیزی
#شوخی_با_فرهنگستان
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📜 بزرگداشت #ابوالفضل_بیهقی و روز نثر فارسی

#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🧕🏻 به مناسبت هفتۀ ملی سلامت بانوان
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی

بارمندی: gravidity
تعداد بارداری‌های یک زن بدون توجه به نتیجۀ بارداری

باروری: fertility
۱. امکان تولیدمثل فرزند زنده ۲. در جمعیت‌نگاری (demography)، تولید واقعی فرزند زنده که در محاسبۀ آن مرده‌زایی و سقط در نظر گرفته نمی‌شود

پس‌آبستنی: postconception
مربوط به بعد از آبستنی

فرآگاهی: mindfulness
آگاهی کامل فرد از حالت‌های درونی و پیرامون خود

برون‌تنی: in vitro (متـرادف: درون‌شیشه‌ای، درشیشه)

ویژگی آزمایش‌های مربوط به فرایندهای زیستی در محیط آزمایشگاهی

درون‌تنی: in vivo (متـرادف: درون‌زیوه‌ای، درزیوه)
ویژگی آزمایش‌هایی که در درون بدن موجود زنده انجام می‌شود

پیمایش: survey
جمع‌آوری اطلاعات کمّی مربوط به متغیرها در یک جمعیت

کارآزمایی: trial
مطالعۀ تجربی آینده‌نگر و تحلیلی مبتنی بر داده‌های اولیۀ جمع‌آوری‌شده از افراد یا گروه‌ها

🔴 اعضای گروه‌ واژه‌گزینی تخصصی #پزشکی، شاخۀ #علوم_سلامت: دکتر سید علی آذین، دکتر علیرضا احمدوند، دکتر حسن رفیعی، دکتر ژیلا صدیقی، دکتر آزیتا گشتاسبی، دکتر فرشید مرادیان، مرحوم دکتر ابوالحسن ندیم، دکتر کورش هلاکویی نایینی

گروه‌های واژه‌گزینی #علوم_سلامت، #علوم دارویی و #روان_شناسی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🏃🏻‍♂️ به مناسبت روز تربیت‌بدنی و ورزش
🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی

🚴🏼‍♀️ چرخ‌ماهور: BMX, bicycle motocross
نوعی دوچرخه سواری در مسیر طراحی‌شده و آمادۀ غیرکوهستانی شبیه به مسیر موتورماهور

🥋 تن‌رزم: Bodycombat
مجموعه تمرین‌های آمادگی جسمانی که برگرفته از هنرهای رزمی است و در آن به حریف فرضی مشت و لگد می‌زنند

🤛🏼 تک: attack
حرکت تهاجمی که با راست شدن دست آغاز می‌شود و در آن هدف حریف به‌طور مداوم تهدید می‌شود

🦶🏼پاکوب: appel (fr.)
کوبیدن سینۀ پای پیشین به زمین با هدف تحریک حریف یا متوقف کردن موقت بازی

🥊 پامشت: kick boxing (مترادف: پامشت‌زنی، مشت‌زنی تایلندی Thai boxing)
نوعی مشت‌زنی که در آن ورزشکاران مجازند هم با دست‌های دستکش‌دار و هم با پاهای برهنه ضربه بزنند

🏊🏼‍♂️ پایار: fin, flipper, swim fin, bifin, sterefin

نوعی کفش پلاستیکی یا لاستیکی تخت و بزرگ شبیه به پای اردک که از آن برای غواصی و در مواردی برای شنا استفاده می‌شود

🏀 پس‌گام: drop step
در بسکتبال، گام کوتاهی که برای جا گذاشتن مدافع تیم حریف به عقب برداشته می‌شود

🦵🏼پله‌‏ورزی: stepping

انجام نرمش‌های موزون با استفاده از پله و سکو

⛹🏻‍♂️ تاخت ‌زدن: switch
در بسکتبال، حرکتی که در آن دو مدافع بازیکنان مهاجمی را که تحت پوشش دارند با هم عوض می‌کنند

🔴 اعضای گروه‌ واژه‌گزینی تخصصی #ورزش که در دوره‌های گوناگون با فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری کرده‌اند: دکتر خسرو ابراهیم، حمیدرضا افتخاری، دکتر توراندخت امینیان، دکتر علی توفیق خطاب، دکتر حمید رجبی، دکتر ماندانا رسولی، مرحوم پرویز زاهدی، محمدحسین سروش، دکتر معصومه شجاعی، بهروز عبدلی، رضا عموزادۀ خلیلی، دکتر شهرام فرج‌زاده، دکتر علی‌اصغر فلاحی، دکتر رضا قراخانلو، دکتر عباس گائینی، فتح‌الله مسیبی، دکتر سید محمدکاظم واعظ موسوی، مهندس سید مصطفی هاشمی‌طبا، جمال یزدانی

#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

👨🏽‍🦽‍➡️روز ملی پاراالمپیک

واژهٔ «پارالیمپیک» (Paralympic) ترکیبی است از «پارا»، کوتاه‌شدهٔ paraplegia به‌معنای «فلج اندام تحتانی»، و «المپیک» (Olympic)، برگرفته از «المپیا»، که نام دشتی است که براساس اسطوره‌های یونان باستان جایگاه معبد «زئوس» (Zeus)، خدای خدایان، بود و ورزشکاران به افتخار او در آنجا مسابقه می‌دادند. در زبان فارسی بسیاری این واژه را بدون حذف هجای ابتداییِ المپیک «پارااُلمپیک» می‌خوانند. کارگروه واژه‌گزینی #ورزش در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در سال‌های گذشته، پس از بررسی، ترجیح داد واژهٔ «بازی‌های المپیک معلولان» را در کنار واژهٔ «پاراالمپیک» تصویب کند.

#واژه_‌شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📜 بزرگداشت #حافظ

#شعر
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

‍ ‍ 📗مصطفی فاتح، پیشنهاد واژه‌های دانش سودوَرزی (که عرب‌ها آن را اقتصاد و اروپاییان اکونومی گفته‌اند)، طهران، ۱۳۱۴ خورشیدی، چاپخانۀ روشنایی.

💰پیشنهاد واژه‌های دانش سودورزی در سال ۱۳۱۴، یعنی همزمان با آغاز به کار فرهنگستان نخست (۱۳۱۴–۱۳۲۰)، به‌چاپ رسید. نویسنده یادآور شده است که نباید منتظر بود و متخصصان باید زمینه را آماده کنند تا فرهنگستان هم شکل بگیرد و برگزیدن واژه‌ها را آغاز کند. او خود را نیازمند واژه‌های این دانش دانسته و اظهار کرده بود که چون این رشته تازه وارد ایران شده و هنوز کتابی در این زمینه به زبان فارسی نوشته نشده‌ (آن اندک مواردی هم که بود ترجمه‌های خوبی نداشت)، و اصطلاحات عربی این علم هم چندان رواج نیافته، بهتر دیده که دست‌به‌کار شود و بکوشد تا نزدیک‌ترین برابرها را در زبان فارسی بیابد. او اشاره می‌کند که economy از دو واژۀ یونانی oikos به‌معنی «خانه» و nomos به‌معنی «اداره کردن» آمده و روی‌هم‌رفته معنی «خانه‌داری» می‌دهد؛ عرب‌ها معنی فرعی آن را، که «میانه‌روی در کار و قصد» باشد، گرفته و «اقتصاد» را برایش گذاشته‌اند، درحالی‌که مفهوم امروزی به‌کلی متفاوت است. نویسنده، واژه‌های «کدیوری»، «ایتگین» (خانه‌داری)، «سودآسایی» و «سودشناسی» را آزموده و دست‌آخر به «سودورزی» رسیده‌ و آن را نزدیک‌تر به معنی امروزینِ اکونومی دیده‌ است. این کوشش نتیجه‌ای نداد و امروزه واژه‌های «اقتصاد» و «صنعت» دیگر بخشی از زبان فارسی شده‌اند؛ بااین‌حال، برای آشنایی، در فرستۀ آینده، نمونه‌هایی از واژه‌های این کتاب را خواهیم آورد.
برای علاقه‌مندان به واژه‌های فارسی در این حوزه، کتاب واژگان اقتصادی، نوشتۀ دکتر حسین وحیدی، انتشارات تهران، ۱۳۷۵ هم پیشنهاد می‌شود.
گفتنی است که فرهنگستان دوم (۱۳۴۹–۱۳۵۸) هم، که اغلب به سره‌گرایی شهرت داشت، «اقتصاد» را پذیرفته بود.

✍🏻 سمانه ملک‌خانی

#اقتصاد
#معرفی_کتاب
#فکر_کردن_از_کتاب_خواندن_هم_مهمتر_است
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

‍ ‍ 🛰 به ‌مناسبت سالگرد پرتاب نخستین ماهوارهٔ جهان

🔴 «ماهوار/ماهواره» واژه‌ای قدیمی به‌معنی «مانند ماه» و همچنین «دستمزد ماهانه» است: «اینک آنجا اداره‌ای دارم/ مختصر ماهواره‌ای دارم» (ادیب‌الممالک فراهانی). اما کاربرد این واژه در معنای نوین (#نوگزینش) ابتکار چه کسی بود؟
در سال ۱۹۵۷/۱۳۳۶ دانشگران شوروی سابق با پرتاب و قرار دادن دستگاهی در مدار زمین، عصر فضا را آغاز کردند. آنان برای نامیدن این وسیله، که مانند ماه به دور زمین می‌چرخید، از لفظی روسی به‌معنی «همسفر زمین» استفاده کردند که، به‌طور خلاصه، به‌صورت «اسپوتنیک» یا «همسفر» رواج یافت. زبان انگلیسی این نوع دستگاه را artificial satellite و سپس satellite به‌معنی «همراه» و «ملازم» خواند. البته کاربرد این واژه را در معنای سیاره‌ای که به دور سیاره‌ای دیگر می‌چرخد به یوهانس کِپلِر ستاره‌شناس نسبت داده‌اند که در قرن هفدهم میلادی از آن برای نامیدن قمرهای مشتری استفاده کرد.
در زبان فارسی ابتدا آن را «قمر مصنوعی» و «ماه مصنوعی» نامیدند و سپس، به گواه دکتر #امیرحسین_آریانپور (در کتاب نقدهایی بر زمینۀ جامعه‌شناسی)، لفظ «ماهواره» را دکتر #محسن_هشترودی (۱۲۸۶ – ۱۳۵۵)، ادیب و ریاضی‌دان، برای آن به‌کار برد. این واژۀ کوتاه‌تر به‌سادگی در فرایندهای اشتقاق و ترکیب به‌کار رفت و از رونق واژه‌های قبلی کاست.

🔹با سپاس از آقای دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی

#واژه_‌شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🖋به یاد و احترام دکتر #سیروس_پرهام (۳ بهمن ۱۳۰۷ – ۲۴ شهریور ۱۴۰۴)، مترجم، ویراستار و فرش‌شناس

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

روز زبان فارسی در تاجیکستان🇹🇯
#قلمرو_زبان_فارسی
#امثال_و_حکم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📺 داستان‌ها و مثل‌ها (۲)
🥛ماست‌مالی کردن
🎤دکتر #حسینعلی_رحیمی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی

احتمالاً شما هم داستان «ریشۀ قضیۀ ماست‌مالی‌کردن» را در شبکه‌های اجتماعی خوانده‌اید که از قول #محمد_مسعود (۱۲۸۰- ۲۳ بهمن ۱۳۲۶)، به زمان ازدواج محمدرضاشاه پهلوی (۱۳۱۷ شمسی)، و سفید کردن دیوار دهات با کشک و ماست، منسوب شده ‌است. مانند بسیاری از داستان‌هایی که پس از رواج یک ضرب‌المثل ساخته می‌شوند، این قصه درست نیست. بررسی منابع فارسی نشان می‌دهد اصطلاح کنایی «ماست‌مالی کردن» از دورۀ #ناصرالدین_‌شاه به‌کار رفته‌است و حتی خود مسعود نیز در سال‌های ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ اصطلاح «ماست‌مالی» را در داستان‌هایش به‌کار برده‌ است؛ همچنین منابعی مانند: فرهنگ لغات عامیانۀ #محمدعلی_جمال_‌زاده (۱۲۷۰-۱۳۷۶ شمسی) و خاطرات حسینقلی‌خان نظام‌السلطنۀ مافی (۱۲۴۸-۱۳۲۶ قمری).

#امثال_و_حکم
#صبح_به_خیر_ایران (آبان ۱۳۹۶)
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

باز هم سرقت!

مدت‌هاست که کانالی به نام «کلمات» بسیاری از فرسته‌های کانال «چشم‌وچراغ» را ربوده و آن‌ها را حاصل پژوهش خود می‌نامد. البته که تاریخ نگارش فرسته‌ها در هر دو کانال کاملاً مشخص است و با اندک جست‌وجویی قابل ملاحظه. اما نتیجۀ این بی‌اخلاقی‌ها آن خواهد بود که زین پس کانال چشم‌وچراغ پژوهش‌های ویژۀ خود را انتشار ندهد و به مواردی دیگر بسنده کند تا در وقتی دیگر و جایی دیگر که آن مطالب قابل‌مصادره به دست چنین افرادی نباشند.
با سپاس از گردانندگان کانال ارزشمند «همانندیاب» که در شناساندن سارقان یاری‌رسان‌اند.
پیشنهاد می‌کنیم که در آن کانال عضو و در آگاهی‌بخشی همراهشان شوید.

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📺 چند واژۀ ورزشی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۱)
🎤#محمود_ظریف، پژوهشگر ارشد گروه واژه‌گزینی فرهنگستان

🏐 والی‌پا: footvolley (foot: پا، volley: پرواز)

🏐 بوریاوالی: sepak takraw, kick volleyball (sepak ،kick: ضربه زدن، لگد زدن، takraw: توپ، توپ بافته‌شده)

🔴 اعضای گروه‌ واژه‌گزینی #ورزش که در دوره‌های گوناگون با فرهنگستان همکاری کرده‌اند: دکتر خسرو ابراهیم، حمیدرضا افتخاری، دکتر توراندخت امینیان، دکتر علی توفیق خطاب، دکتر حمید رجبی، دکتر ماندانا رسولی، مرحوم پرویز زاهدی، محمدحسین سروش، دکتر معصومه شجاعی، بهروز عبدلی، رضا عموزادۀ خلیلی، دکتر شهرام فرج‌زاده، دکتر علی‌اصغر فلاحی، دکتر رضا قراخانلو، دکتر عباس گائینی، فتح‌الله مسیبی، دکتر سید محمدکاظم واعظ موسوی، مهندس سید مصطفی هاشمی‌طبا، جمال یزدانی

#تکه_فیلم
#صبح_به_خیر_ایران (۲۴ مهر ۱۴۰۲)
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🎺 کَرنا

کَرنا نام نوعی ساز بادی قدیمی است و مخفف «کارنای». این واژه از «کر» یا «کار» به‌معنی جنگ و «نا» یا «نای» به‌معنی نی درست شده است. پس کرنا به‌معنی «شیپور جنگ» است. کرنا سازی حکومتی بوده که برای اعلان‌ها، جشن‌ها، و نیز جنگ‌ها به‌کار می‌رفته؛ اما، درواقع، بیش از یک ابزار موسیقی بوده و نمادی برای نمایش قدرت امپراتور به‌شمار می‌رفته است. در دوران باستان اشیای گران‌بها به‌همراه جسد پادشاه دفن می‌شده، و قرار گرفتن کرنا در کنار جسد داریوش سوم از اهمیت آن پرده برمی‌دارد.

برگرفته از: مجتبی راستی (مدرس و پژوهشگر حوزۀ موسیقی)، مقالۀ «ایل‌آوا (بررسی اجمالی موسیقی در بختیاری)»، در: نامۀ سروشیار، تهران: نشر ادبیات، ۱۴۰۱، ص ۱۴۱۳.

⬅️ سرنا

#موسیقی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📺 به مناسبت روز جهانی پویانمایی

مرکز پویانمایی صبا،
جشنوارۀ پویانمایی،
پویانمایی رایانه‌ای،
شبکۀ پویا،
بنیاد ملی پویانمایی ایران

در سال‌های گذشته، به‌ویژه در آغاز تصویب «پویانمایی» در فرهنگستان زبان وادب فارسی، شاید امید چندانی برای رواج این واژه وجود نداشت؛ برای نمونه، استاد #نورالدین_زرین‌_کلک (زادۀ ۲۰ فروردین ۱۳۱۶)، تصویرگر و پویانمای به‌نام، چنین گفته‌ بود:
«وقتی که من بچه بودم، این‌گونه فیلم‌ها را «مضحک قلمی» می‌نامیدند، یا «موسیقلمو»، که شکل عامیانۀ همان «مضحک قلمی» بود... . بعد که بزرگ‌تر شدیم، در نوشته‌های ما به‌جای «انیمیشن» کلمۀ «نقاشی متحرک» وارد شد. این‌که مخترع این ترکیب چه کسی بود نمی‌دانم، اما قطعاً با این مقوله آشنا نبوده‌است... درحالی‌که در این هنر هم حجم متحرک وجود دارد هم شیء متحرک و نه تنها نقاشی متحرک! اما، به‌هرحال، به این کلمه عادت کرده بودیم... بنده اولین ترجمه‌ام را نیز با نام «درس‌هایی در نقاشی متحرک» چاپ کردم. ... در ۱۳۵۳، وقتی‌که مدرسۀ انیمیشن را تأسیس کردیم، من که از تلفظ انگلیسی «انیمیشن» بیزارم...، چند واژه به فرهنگستان* پیشنهاد کردم، که آن‌ها واژۀ «جان‌بخشی» را مناسب‌تر دیدند و آن را در فرهنگنامۀ زبان فارسی وارد کردند و به ما نیز ابلاغ کردند... براین‌اساس، از این اصطلاح استفاده می‌کردیم تا جا بیفتد. دوستان دیگر هم هرکدام برای خود واژه‌گذاری کرده بودند؛ مثل «متحرک‌سازی»، «فیلم تحرکی»، و غیره... . اما اخیراً دیدیم واژۀ «پویانمایی» از سوی فرهنگستان** برگزیده شده‌است. ... ما به تصمیم آن‌ها احترام می‌گذاریم و دوست داریم پاسدار زبان فارسی باشیم؛ اما، به‌نظر من ... شکاف تازه‌ای ایجاد کرد و استفاده از معادل «جانبخشی» را، که می‌رفت به‌مرور جای خود را باز کند، با تردید روبه‌رو ساخت...».
اما امروزه این واژه، در کنار کارتون و انیمشین، کاملاً آشنا و رواج‌یافته ‌است و این رواج‌یافتگی نشانگر اهمیت و تأثیر همکاری رسانه‌ها و مراکز گوناگون با فرهنگستان است که ای‌کاش دربارۀ واژه‌های مصوب دیگر نیز رخ دهد.

*فرهنگستان دوم (۱۳۴۹ – ۱۳۵۸)
** فرهنگستان سوم (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)

با استفاده از: مقالۀ «تخصص‌های ویژه در صنعت سینمای انیمیشن؛ گفتگو و مصاحبه»، مصاحبه‌شونده: نورالدین زرین‌کلک، کیهان کاریکاتور، بهمن و اسفند ۱۳۷۷، شمارۀ ۸۳ و ۸۴، ص ۱۹.

✍🏻 سمانه ملک‌خانی

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

👓 به ‌مناسبت سالروز درگذشت #ابوالقاسم_حالت (۱۲۹۳ – ۳ آبان ۱۳۷۱)، شاعر، مترجم و طنزپرداز

آقای واژه‌پرست، که به لغات صحیح‌النسب علاقه داشت، خواب دید که می‌خواهد لغات گم‌شده را بقاپد؛ زیرا عقیده داشت که برای اصلاح زبان فارسی باید لغات پاک و شسته‌ورفته را بیرون کشید. در خواب به مطبخ رفت. دید ماهیتابه دهن باز کرده و گفت: آقا جان، فقط باید در من ماهی سرخ کنی نه تخم‌مرغ؛ چون مرا ماهیتابه می‌خوانی نه تخم‌مرغ‌تابه! واژه‌پرست به وحشت افتاد. خیال کرد مطبخ جن دارد... . خواست اصلاح کند و راه بیفتد. ناگاه خودتراش گفت: حالا که مرا خودتراش صدا می‌کنی، برو بنشین به خیال این‌که من می‌توانم خودم ریشت را بتراشم! ماهوت‌پاک‌کن هم گفت: هروقت کت‌وشلوار ماهوت به تن کردی، بیا تا لباست را پاک کنم! واژه‌پرست خواست اسباب خود را در یخدان بگذارد؛ یخدان گفت: یا من یخدانم یا یخه‌دان. چیز دیگر قبول نمی‌کنم. ورود افراد بیگانه ممنوع! ناچار تصمیم گرفت اسباب خود را در چادرشب بپیچد. وقتی چادرشب را پهن کرد، هرکدام از گل‌های چادرشب به‌صورت دهنی شد و شروع کرد به دهن‌کجی کردن. از تمام این دهن‌ها یک جمله بیرون می‌آمد: تو اسم مرا چادرشب گذاشته‌ای. چادرشب را مخصوصاً موقع شب باید سر کرد، نه روز. اگر می‌خواهی مرا سرت کنی، شب بیا. اگر هم کار دیگری داری از انجامش معذرت می‌خواهم! با شکم گرسنه و پای پیاده عازم شد. ... چشمش به یک قهوه‌خانه افتاد. از قهوه‌چی آبگوشت و چای خواست. قهوه‌چی گفت: اینجا قهوه‌خانه است نه آبگوشت‌خانه و چای‌خانه! ... خودنویس را درآورد که بنویسد. قلم هم به حرف آمد و گفت: از جان من چه می‌خواهی؟ اگر من خودنویس هستم باید خودم بنویسم. ولم کن و به انتظار این که خودم برایت بنویسم خمیازه بکش! ... خودکار هم دم درآورده بود که: من اگر خودکار هستم باید خودم کار کنم نه با دست تو و میل تو! فریادی کشید و از خواب پرید. شرمنده شد و به وحشت افتاد که دید واژه‌ها اگر اعتصاب کنند و از انجام خدمات طفره روند، او و امثال او گرفتار چه مصیبتی خواهند شد.

برگرفته از: ابوالقاسم حالت، مقالهٔ «اعتصاب واژه‌ها»، مجلهٔ یغما، سال بیست‌وششم، بهمن ۱۳۵۲، شمارهٔ ۱۱ (پیاپی ۳۰۵)، ص ۶۸۳–۶۸۵.

#طنز
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📚دکتر #علی‌_اشرف_صادقی (۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۰)

#گزین_گویه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

👨🏻‍🍳به مناسبت روز جهانی سرآشپز
#واژه
#آشپزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

👨🏻‍⚕️سالگرد در گذشت دکتر سیروس اصانلو (۱۲۸۹ - ۲۵ مهر ۱۳۸۴)، نخستین جراح پلاستیک ایران و پایه‌گذار بخش جراحی پلاستیک در دانشگاه تهران

🔪 پلاستیک و جراحی پلاستیک

😷 وقتی اصطلاح «جراحی پلاستیک» را برای نخستین بار شنیدیم چه تصوری کردیم؟ «پلاستیک» از واژۀ یونانی plastikos، به‌معنی «شکل دادن» و «قالب دادن»، گرفته شده و جراحی پلاستیک هم به‌معنی شکل دادن یا ترمیم اعضای بدن با جراحی است؛ مادۀ پلاستیک نیز، که در ساخت محصولات گوناگون کاربرد دارد، به‌دلیل شکل‌پذیری بالا به این نام نامیده شده است. فرهنگستان دوم (۱۳۴۹–۱۳۵۸) برای پلاستیک برابر «دِشتار» (مانند «گفتار»؛ ستاک گذشته + «-ار») و برای جراحی پلاستیک برابر «دِشتاری» را پیشنهاد کرده بود. «دِشتَن» صورت دیگری از «دیسیدن» (مانند «رشتن» و «ریسیدن») به‌معنی «شکل دادن» است. جراحی پلاستیک همیشه با هدف زیبایی نیست، بلکه گاه به‌منظور بهبود کارکرد یا بازسازی اعضای آسیب‌دیده است.

🔹با سپاس از آقای دکتر #رضا_عطاریان، دندانپزشک و پژوهشگر ارشد گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی

✍🏻 سمانه ملک‌خانی

#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🎬 سالگرد درگذشت دکتر #اکبر_عالمی (۱۳ تیر ۱۳۲۴ –۲۲ مهر ۱۳۹۹)، استاد دانشگاه، کارگردان و عضو گروه واژه‌گزینی هنرهای تجسمی در فرهنگستان

🏢 چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی

نوهنر: art nouveau, modern style
جریان هنری در اواخر قرن نوزدهم که با تأثیر از اشکال گیاهی و گرایش به‏ خطوط مواج و منحنی، نخست در هنرهای تزیینی و سپس در هنرهای دیگر به وجود آمد

هنرهای آذینی: decorative arts
هنرهایی کاربردی که به‌کمک وسایل و آثار هنری فضای زندگی را زیباتر جلوه می‌‏دهند

هنر پسانوگرا: postmodern art
هنری که ضمن احترام به تمام دستاوردهایی که قدما برای ما به ارمغان آورده‏اند، با نگاهی نو هنر جدید را خلق می‌‏کند

هنرهای کاربردی: applied arts

هنرهایی که برای ساخت اشیا و لوازمی به کار می‏‌روند که اساساً جنبۀ کاربردی دارند، اما جنبه‏‌های زیبایی‌‏شناختی نیز در آن‌ها رعایت شده است

هنر خام: art brut, raw art
هنر افراد آموزش‌‏ندیده، مانند کودکان و افراد روان‌‏پریش و غیرحرفه‌‏ای‌ها

هنر جنبشی: kinetic art
هنری که خود یا آثار خلق‌‏شده در آن دارای حرکت‏ یا القاءکنندۀ حرکت‏ است

هنر بی‌چیز: arte povera, poor art
جنبش هنری که برخلاف مجسمه‌‏سازی سنتی، با به کار بردن مواد کم‌‏ارزش و دم‌‏دستی و با استفاده از حداقل شکل و رنگ به وجود آمد

🎨 اعضای گروه واژه‌گزینی #هنرهای_تجسمی: مرحوم دکتر حبیب‌الله آیت‌اللهی، دکتر مهدی حسینی، دکتر محمد خزائی، دکتر امیرحسین ذکرگو، دکتر زهرا رهبرنیا، مرحوم دکتر اکبر عالمی، مرحوم دکتر پرویز مرزبان، مرحوم دکتر مهرانگیز مظاهری، دکتر هادی ندیمی

#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📗چند واژه از کتاب پیشنهاد واژه‌های دانش سودوَرزی (که عرب‌ها آن را اقتصاد و اروپاییان اکونومی گفته‌اند):

économie/economics: سودورزی (اقتصاد)
economical: سودورز (اقتصادی/ مقرون‌به‌صرفه)
economic: سودورزا (اقتصادی)
economically: سودورزانه (از نظر اقتصادی)
to economise: سود ورزیدن (صرفه‌جویی)
bource/stock axchange: سوداگاه (بورس)
changer of money: درم‌گزین (صرافی)
commissionnaire/ commision agent: میانجی (دلال)
quotation: انگاره (مظنه)
coupon: برش (کوپن، امروزه «کالابرگ» گفته می‌شود)
durability: دیرندگی (دوام)
emigration: برکوچی (مهاجرت)
finance: زَروَری (امور مالی)
financer: زَروَر (تأمین‌کنندۀ مالی)
mint: درم‌سرا (ضرابخانه)
tax: ساو (مالیات)
industry: ساختگان (صنعت)
institution: افراشت (مؤسسه)
materialism: مایگرایی
premium: فزون‌بها
protection: نگهبود (حفاظت)
rebate: کاست (تخفیف)
risk: بادا (ریسک، خطر)
service: تیمارش (خدمت)
system: هم‌نِه (امروزه بیشتر «نظام» و «سامانه» گفته می‌شود)
transport: درآبُرد/درآبردن (حمل‌ونقل، ترابری)

⬅️ پیوند فرستۀ معرفی کتاب

#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

‏🇮🇷 ‌به مناسبت روز تهران
منبع: جُنگ (آلبوم) استاد #محمود_پاکزاد (۱۳۰۳ - ۱۹ تیر ۱۳۸۰)

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

📜 آیین نکوداشت صدمین زادروز استاد #ایرج_افشار (۱۶ مهر ۱۳۰۴ – ۱۸ اسفند ۱۳۸۹)

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🪑نشست تخصصی روش‌شناسی پژوهش‌های گویشی

🎤 سخنرانان:
👨🏻‍⚕️ رضا امینی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
🧕🏻 #عفت_امانی، پژوهشگر ارشد گروه زبان‌ها و گویش‌های ایرانی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی

🗓 دوشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۶ تا ۱۸
🏢 تهران، خیابان دکتر بهشتی،خیابان شهید سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچۀ دهم، شمارۀ ۵۰، سالن همایش مرکز نشردانشگاهی

#سخنرانی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🎤 #نسرین_پرویزی، معاون گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی: دیگر رسماً فارسی حرف نمی‌زنند و این شده تفاخر! باید به ملیت خود فخر کنند نه به ملیت بیگانه.

🔗 پیوند خبر در وبگاه ایسنا


#خودمان_زبان_داریم
#نوواژه_ستیزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…

چشم‌و‌چراغ

🎤دکتر #مصطفی_عاصی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: فکر می‌کنیم انگلیسی شیک‌تر است!

🔗 پیوند خبر در وبگاه ایسنا

#خودمان_زبان_داریم
#تکه_فیلم
#نوواژه_ستیزی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh

Читать полностью…
Subscribe to a channel