colberoman | Unsorted

Telegram-канал colberoman - کلبۀ رمان

1957

انواع رمانهای مختلف به صورت صوتی. برای ارتباط با ادمین به آیدی @taisizlar پیام دهید

Subscribe to a channel

کلبۀ رمان

خلاصه:
خیانت واژه ای نا آشنا بود براش، فکر نمیکرد روزی تنها عشق زندگیش کسی که عاشقانه دوستش داشت، به خاطر دلایل غیر منطقیی بهش خیانت کنه. بعد از چشیدن طعم تلخ خیانت زندگیش از این رو به اون رو شد. از خودش یه مرد با یه قلب سنگی ساخت…ولی… سرنوشت براش چیز دیگه ای رو در نظر گرفته بود… یه دختر که تمام زندگیش رو توی هنر خلاصه کرده اونم به خاطر اتفاقات تلخی که چند سال قبل براش افتاده...
رمان من عاشقونست…یه عاشقونه ی خیلی خیلی ساده… یه عشق ساده…عشقی که شاید برای من یا تو هم اتفاق بیافته… اما با رو شدن یه سری حقایق رمان ایرانی…
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

من مسیحم… مسیح رادان … مردی که از همسرش خیانت دید و دیگه به هیچ زنی اعتماد نکرد… با اجبار پدرم دختر ریزه میزه ای رو به عقدم درآوردن و تا دلم خواست حرص خیانت زن قبلیمو سرش خالی کردم ولی اون بهم ثابت کرد که همه زنا خائن نیستن ولی من احمق کوتاه بیا نبودم و مدام اذیتش می‌کردم تا وقتی که یهو غیبش زد… کل دنیا رو زیر و رو کردم تا پیداش کنم… همه جستجوم خلاصه شد تو پیدا شدن جنازه‌ی زن مورد علاقم و در آخر یه سنگ قبر وسط سینه‌ی قبرستون… باورم نمیشد که عاشقش شده بودم رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

سلام یازده داستان از دنیای ماورا تقدیمتان میکنم خواهش میکنم از دوستانی که مشکل قلبی و اعصاب دارند و یا میترسند دانلود نکنند
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

رمان خارجی تصادف» نوشته فریدا مک‌فادن، تریلری روان‌شناختی و پرتعلیق است که با فضاسازی مرموز و روایت نفس‌گیر، از همان ابتدا خواننده را درگیر خود می‌کند. داستان درباره تیگان ورنر، زن جوانی‌ست که در هفته‌های پایانی بارداری، برای فاصله گرفتن از گذشته‌ای دردناک و آینده‌ای نامعلوم، به سوی برادرش رهسپار می‌شود. اما سرنوشت برای او برنامه دیگری دارد. تیگان در دل کولاکی سهمگین در مناطق روستایی مین دچار سانحه رانندگی می‌شود و با پای شکسته و تنهایی مطلق، در جاده‌ای برفی گرفتار می‌ماند. نجات او به‌دست زوجی مرموز به نام هنک و پولی رقم می‌خورد که او را به کلبه‌ خود می‌برند؛
تیگان که در آغاز از محبت و مهمان‌نوازی این دو سپاسگزار است، به‌تدریج متوجه نشانه‌هایی از کنترل، وسواس، و ناپایداری در رفتار پولی می‌شود
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

خلاصه رمان ایرانی ایران ابطحی در گذشته قربانی تجاوز بوده. حالا ایران با تلاش خودش تونسته
به موقعیت اجتماعی بالایی دست پیدا کنه. به سختی گذشته تلخش و فراموش کنه. با ورود جاوید نواب به زندگیش دوباره جرات تکیه کردن به مردی و پیدا می کنه.
جاوید نواب که مردی با اخلاق خاص خودش از گذشته تلخ ایران چیزی نمیدونه ولی
اتفاق های باعث میشه گذشته ایران مخفی باقی نمونه
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

سال ها گذشت. سال هایی که بدور از نظام در تنهایی و غم سپری شد. اما هنگامه قول داده بود تا ایستادگی کنه و به خودش و دیگران ثابت کرد از هیچ به همه چیز رسیدن یعنی چه. حالا بعد از سال ها دوباره نمی توانست نسبت به او یگانه عشقش که در حال نابودیست بی تفاوت باشه. حلقه ی مهری که هنوز گسسته نشده او را وادار به ملاقات نظام می کرد. تصمیم گرفت راهی شیراز شود. همه کارها توسط وکیلش انجام شده بود، فقط مانده بود ملاقات او با نظام و سهامداران اصلیه شرکت تا بتواند شرکت و زندگیه نظام دشتی را از نابودی نجات دهد رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

خلاصه رمان ایرانیمحیا عاشقانه پسرعمه‌اش، امیرعباس را دوست دارد؛ پسرعمه‌ای که او را نمی‌بیند و هیچ حسی به او ندارد. دو سال قبل به اصرار پدرهایشان صیغه هم می‌شوند؛ صیغه‌ای که امیرعباس ناراضی از آن بود و بعد از مرگ پدرهایشان به نوعی فراموش شد. حال امیرعباس تصمیم به ازدواج با دختر یکی از کسبه بازار دارد. محیا قبل از خواستگاری رفتن و اتمام صیغه بین خودشان، از امیرعباس می‌خواهد حق محرمیت را ادا کند و ..
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

خلاصه:
آیه، دختر کم سن و سالی که روزگار سر ناسازگاری رو از بچگی باهاش گذاشته. تنها دلخوشیش عشق بود اما...
با دلی که در گرو امیرحسین بود، به عقد مرد دیگه در میاد...حامد!

آخرین نگاه را هم از خانه و آن باغچه ی کوچک گوشه ی حیاط گرفتم. وقت رفتن و دل کندن بود. همان دلی که فرهاد به خاطرش کوه و جان کَند.در دو طاق سفید رنگی که یقین داشتم دیگر هرگز به رویم باز نخواهد شد، بستم.به راه افتادم. برخلاف چرخ های کوچک ساک نیمه پُرم، چرخ زندگی ام شکسته بود. یعنی چوب لای چرخش گذاشتند و سرنگونم کردند رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

مرگ نافرجام پدر و مادر، 3 خواهر را از یکدیگر جدا می‌کند. جوان ترین دختر توسط خانواده‌ای از طبقۀ مردم عادی به فرزندی پذیرفته می‌شود. دختر وسط توسط خانواده‌ای اشرافی به فرزندی گرفته و دختر بزرگ خانواده روانۀ پرورشگاهی می‌شود؛ دست تقدیر روز های سختی را برای او رقم می زند امّا
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

تانا رابرتس با پشت سر گذاشتن دوران کودکی تلخ ،تصمیم میگیرد زندگی بهتری بسازد. وی تنها فرزند جین و اندرو است.ثمره ازدواجی که به واسطه اعزام اندرو به جنگ پس از گذشت هشت ماه با خبر کشته شدن وی پایان یافت.از آن به بعد جین به تنهایی مسئولیت تانا را به عهده گرفت.بعد از مدتی جین با فرد ثروتمندی به نام آرتور دارنینگ آشنا شد. جین مدت ۱۲ سال با آقای دارنینگ زندگی میکرد اما آقای دارنینگ تن به ازدواج با جین نمیداد. آرتور از ازدواج قبلی خود صاحب  دو فرزند به نامهای آنی و بیلی است که ۲و۴ سال از تانا بزرگتر هستند.تانا دختر زیبایی است که به سن ۱۷ سالگی رسیده است و در یکی از مهمانیهای مجلل و پرهزینه خانوادگی شرکت کرده است. اما توسط برادر تاتنی خود مورد تجاوز قرار میگیرد.حقیقتی که هیچگاه توسط مادرش پذیرفته نمیشود.
تانا در رشته حقوق تحصیل میکند و یک وکیل زبده میگردد و سعی میکند که با رابطه با مردان بتواند خلا ازدواج در زندگیش را پر کند.خلایی که مادرش بسیار به آن اهمیت میداد. او چندنفر رابطه برقرار میکند اما منجر به ازدواج نمیگردد
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

بخاطر شغلم و ماموریتی که داشتم وارد یه روستای عجیب شدم ولی با دیدن خان شوکه شدم اخه اون کسی نبود جز...پسرش چیزی بهم گفت که وحشتزده شدم رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

ماجرا وقتی آغاز می‌شود که البرز مجبور است برای فروش زمینی مانده از پدرتازه درگذشته‌اش، با تنها وارث شریک او،ارمغان همراه شود. سالها قبل این دو شریک مشغول آپارتمان سازی بودند که با کشف جسد امیر،پدر ارمغان همه چیز به هم می‌ریزد و زمین‌همانطور رها میشود، حالا بعد از گذشت پانزده سال از آن ماجرا،ارمغان سعی می‌کند حقیقت مرگ پدرش را بفهمد و البرز هم که خاطرات کمرنگی از آن شب در ذهن دارد همراهش میشود رمان ایران
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

امیلی گراهام دختری است که به دنبال اصل و نسبش می‌گردد. او خانه‌ی اجدادی‌اش را که خانواده‎‌اش در پی ناپدیدشدن یکی از دختران جوان خانواده فروخته‌اند را دوباره می‌خرد و سعی می‌کند آن را بازسازی کند. در طی عملیات بازسازی استخوان‌هایی در حیاط خانه کشف می‌شود که پس از تحقیقات زیاد مشخص می‌شود متعلق به دختر جوانی است که ۴ سال قبل ناپدیدشده است رمان خارجی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

تالیا کمپر به دلیل قتل همسرش نوئل در انتظار اجرای حکم اعدام است. آخرین درخواست تجدیدنظر او رد شده و تنها چند روز تا اعدامش با تزریق کشنده باقی مانده است، اما تالیا با قاطعیت بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌کند. او هنگام وقوع قتل همراه دوستش کینزی در حال صرف شام بوده است؛ با این وجود، به طرز عجیبی گناهکار شناخته شده و به مرگ محکوم شده است. تا اینکه یک روز در بخش ملاقات، غریبه‌ای آشنا را می‌بیند که مطمئن است همسرش است. به نظر می‌رسد مردی که تالیا به خاطر قتلش محکوم شده، ممکن است اصلاً کشته نشده باشد. اما با نزدیک شدن به روز اجرای حکم اعدام، چه چیزی می‌تواند باعث شود دیگران حرف تالیا را باور کنند رمان خارجی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

عالیه‌ بدلیل قتلی که برادرش کهزاد ناخواسته انجام میده.به خونبسی کاووس درمیاد.مردی که آوازه ذات پلیدش در تمام آبادی پیچیده. در این بینابین با دیدن آمین مردی با چشمانی زمردی و خان بالا شیفته او میشود رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

چکیده ای از رمان ایرانی تفنگم و به دیوار تکیه دادم و بسته ی سیگارم و از توی کت شکار دراوردم:
-این خیلی بچه ست خانوم بزرگ حتی ۱۳ سالشم نیست اصلا پریود شده؟ میتونه بچه دار شه؟ بعدشم من زن دارم چطور میتونی هر روز این رعیتای پاپتی رو واسه من پیدا کنی ؟ خانوم بزرگ چارقدش مرتب کرد و با پوزخند گفت:
-اون زن شهریت نازاست،اینو بفهم خسرو نمیتونه واست وارث به دنیا بیاره والا تا الان آورده بود
-خانوم بزرگ، دخالت توی زندگی منو تمومش کن سیگارم و آتیش زدم و به دختری نگاه کردم که خانوم بزرگ اورده بود.....





/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

محبوبه دختر روستایی شر و شیطانی است که در جایی دور افتاده زندگی می کند، او برخلاف خانواده و فرهنگ سنتی که دارد بشدت بلند پرواز، مغرور و اعتماد به نفس کاذبی دارد. جوری که همه او را به عنوان گاو پیشانی سفید روستایشان می شناسند و هیچ مردی حاضر نیست با او ازدواج کند. دست بر قضا سرنوشت، یک جوان امروزی، به نام بهروز را سر راهش قرار می دهد، که او هم هدفی جز سو استفاده از محبوبه ندارد و بعد از مدتی او را تنها می گذارد و از آن ابادی می‌رود بعد از رفتن بهروز، محبوبه می ماند و یک بارداری ناخواسته از جوانک شهری که حتی نمی داند کجا هست و چگونه باید او را پیدا کند ، و همین باعث میشود که به هر ریسمانی برای نجات جان خودش چنگ بزند و ناخواسته کارهایی را انجام دهد رمان ایرانی عاشقانه جنایی (سرگذشتی واقعی در دهه 50 شمسی) …
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

داستانی از زندگی ایندیا، مادری با چهار فرزند که عاشقانه، همسر، زندگی و بچه هایش را دوست دارد؛ او در قبال داشتن خانواده اش از آن چه که پیش از مادر شدن بود، دست شسته است، حالا ایندیا فاصله زیادی از آن چه که همیشه به آن علاقه داشته دارد؛ عکاسی از جنگجویان، حوادث ناگهانی، کودکان گرسنه ی بنگلادشی و… جای خود را به سپری کردن تمام وقتش برای بچه ها و در کنار آن ها داده است، هرچند شرایط موجود او را ناراضی و ناامید نمی کند، اما گاه افسوس گذشته به سراغش می آید.
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…

کلبۀ رمان

آخرین چیزی که او به من گفت
■لورا دیو


کلید راز‌های بزرگ، گاه پشت واژه‌ها پنهان شده. لورا دیو خالق ماجراهای معمایی با کتاب آخرین چیزی که او به من گفت جنجال تازه‌ای در بازار داستان‌های ماجرایی و رازآلود به راه انداخت. اوئن مایکلز، شخصیت اصلی این رمان پرفروش نیویورک تایمز، در شرایطی غیرمنتظره همسرش هانا را تنها می‌گذارد. درحالی که هانا برای پی بردن به راز این معما به زندگی قبلی شوهرش سرک می‌کشد، حقایقی از دل گذشته او را بیش از پیش به شوک فرو می‌برند.


«مراقبش باش!» این آخرین جمله‌ای بود که «اوئن مایکلز» پیش از غیبت ناگهانی به همسرش «هانا» گفته بود. هانا که حالا خود را با دختر‌خوانده‌ی نوجوانش تنها می‌دید، چاره‌ای نداشت جز آن که هرچه‌سریع‌تر گره از این راز عجیب بگشاید. کتاب آخرین چیزی که او به من گفت ، نوشته‌ی لورا دیو همان داستان پرتعلیقی‌ست که برای شوق و هیجان بخشیدن به اوقات خود نیاز به شنیدنش دارید
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان

Читать полностью…
Subscribe to a channel