2005
انواع رمانهای مختلف به صورت صوتی. برای ارتباط با ادمین به آیدی @taisizlar پیام دهید
چکیده ای از کتاب هنگامی که دختر چشم هایش را باز می کند، دقیقا نمی داند کجاست، یا اسمش چیست و حتی نمی داند کیست! بلند می شود، با ضعف و ترسان و لرزان خود را به بیرون از کلبه چوبی می رساند، دریا مواج است و باران می بارد، دستی بر شانه اش می نشیند و زنی را می بیند که نمی شناسد، زن می گوید او مدت ها در کما بوده، او دختری ایرانی است اما حالا این جا کنار دریا در کشور فرانسه در خانه ی زنی فرانسوی از خواب برخاسته! مدتی می گذرد و لوکاس به آن جا پا می گذارد، یک بازیکن فوتبال معروف که برقی در چشمانش دختر را به فکر فرو می برد. لوکاس برایش آشناست، گاهی به او اعتماد دارد و گاه بی اعتماد می شود! مرد می خواهد به دختر کمک کند، از دوست ایرانی اش کوهیار دعوت می کند تا به دیدار دختر بیاید، دختر ابتدا عصبانی می شود اما با دیدن کوهیار انگار خیلی چیزها تغییر می کند
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
آسان، اما سخت داستان زندگی زنی به نام فلکناز است. او در هواپیما نشسته است و برای دیدن دومین نوهاش که به تازگی به دنیا آمده است، راهی سفر میشود. در این میان، کسی کنار او مینشیند. سر صبحت باز میشود و فلکناز، ماجرای سالهای زندگیاش برای همسفرش تعریف میکند رمان ایرانی...
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
خلاصه ای از رمان ایرانی رازک دختری از خانواده معمولی برای طرح دانشگاهی وارد شرکت ساختمانی بنام و مطرحی از یه خانواده پولدار میشه که درنهایت بعداز مخالفت هر دو خانواده به ازدواج رازک و صاحب شرکت منتهی میشه درست زمانیکه رازک طرحی برای یه پروژه به شرکت ارائه میده که باعث سوددهی بالا و پیشرفت شرکت میشه
با پاپوشی که مادرشوهر مستبدش براش رقم میزنه به زندان میافته و حکم طلاق غیابی بدستش میرسه این بین مادرش فوت میکنه و پدرش سکته و زمین گیر میشه حالا رازک بعد تحمل سالهل رنج و سختی با کمک دوستان دانشگاهش به اون شرکت راه پیدا میکنه وبا مدیریت مانفرد صاحب جم که صاحب دختر کوچولوی هست مواجه میشه
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
کارن، دکتر مغر و اعصاب به دلیل مشکلات خانوادگی و قضایی شغلش را از دست می دهد.
او به یک مشاور معرفی می شود تا صلاحیت کارن را در شغلش بررسی کند.
که ناخواسته درگیر زندگی شخصی کارن می شود رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
رمان ایرانی آسو همانطور که از نامش پیداست، روایت دختری زیبا به نام آسو میباشد. او دختر خان است و بسیار عزیزکرده میباشد. روزگار برای اویی که کاری به کسی ندراد، خوابهای بدی دیده و او مجبور میشود بر اثر خرابکاری پسرعمویش،خونبس شود.
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
📢 #اطلاعیه #مهم
🔹 پس از چهار ماه از آغاز فعالیت نوا کتاب و بارگذاری بیش از ۴۰۰ عنوان کتاب با بهترین کیفیت و ساختار استاندارد، اکنون قصد داریم در راستای ایجاد تاپیکهای جدید و تولید کتابهای صوتی باکیفیت از آثاری که تاکنون صوتی نشدهاند، گامهای تازهای برداریم! با این همه دستیابی به این اهداف مهم و بزرگ، بدون همراهی شما عزیزان ممکن نیست.
✨ از دغدغهمندان، علاقهمندان و مشتاقان حوزه کتاب صوتی، در زمینههای زیر دعوت به همکاری میکنیم:
1⃣. همیاری در فرایند آمادهسازی و قراردهی کتابها
2⃣. جستجو و بررسی کتابهای صوتی موجود
3⃣. گویندگان و علاقهمندان به ضبط کتاب
4⃣. تدوین و امور ضبط فایلهای صوتی (اعم از ویرایش فایلها، نظارت بر ضبط و راهنمایی تخصصی)
5⃣. تصحیح کتاب (افراد صاحبنظر در حوزههایی همچون تاریخ، ادبیات، فلسفه، روانشناسی و سایر رشتهها برای نظارت بر درستی بیان واژگان توسط گوینده)
6⃣. فرهیختگان متخصص و با تجربه در حیطه برنامهنویسی و هوش مصنوعی
🔺راه ارتباطی با ما:
🆔 @NavaKetab_Admin
🆔 @NavaKetab_Admin
🆔 @NavaKetab_Admin
باشد که با همراهی و مشارکت گرم شما فرهیختگان، گامی بلند در تولید کتابهای صوتی استاندارد برداشته شود. حتا قدمی کوچک، تأثیری عمیق در ارتقای آرشیو کتابهای صوتی خواهد داشت
رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
داستانی خواندنی در باب عشق و فقدان؛ کتاب تمام خشم من رمانی پرفروش از صبا طاهر، نویسندهی آمریکایی پاکستانیست.
در این اثرِ درخشان و پرکشش که برندهی جایزهی کتاب ملی آمریکا شده،
داستانی عاشقانه است که در بطن آن به مسائل و دغدغههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مهمی پرداخته میشود؛ مسائلی نظیر نژادپرستی در جوامع آنگلاساکسون، و.......
مطالعهی این رمان به حضور در ضیافتی ادبی شبیه است؛ ضیافتی که در آن باید مدام انتظار یک غافلگیری جدید را کشید
داستان پسر و دختری جوان روایت میشود که برای رسیدن به وصال یکدیگر، ناگزیر از مواجهه با چالشهای بسیار میگردند
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
سارازان درعنفوان نوجواني از نزد زن و شوهر مسنی كه با آنها زندگی ميكرد پا به فرار گذاشت.
پاريس همچون آهن ربايی بزرگ جذبش ميكرد.آلبرتين نوجوان از بدو ورودش به پاريس مجبور شد تا با تن فروشی روزگار بگذراند.سارازان پس از گذراندن دورانی سخت كه در طی آن بارها و بارها به زندان افتاد به دليل آشنايی اش با كتاب زندگی اش از اساس دچار تحولی اساسی گشت.دنيای جديدی در برابر چشمانش باز شد. خودش در اين باره می گويد:
«پاريس فقط مرد نداشت، كتاب هم داشت.»
#آلبرتین_سارازان (1936-1967) فرانسه
نویسنده مشهور معاصر فرانسوی بود. او از زندگی خودش به بهترین وجه جهت منبع الهام برای نوشتن آثارش استفاده کرد رمان خارجی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
رمان ایرانی در اسارت ارباب روایتگر دخترکی کم سنو سال که بعد از، از دستدادن مادربزرگش به عمارت خان برده میشود
تا وارثی برای او به دنیا بیاورد اما با به دنیا امدن وارثو کشته شدن شوهرش توسط خان ده بالا، به اسارت گرفته میشود و
آنجا با اتفاقاتی روبرو میشود که نه راه پیش برایش میماند نه راه پس..
این رمان کاملا واقعی میباشد
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
لعیا»، دختری گلفروش خیابانی است که به دلیل مشکلات خانوادگی و طلاق والدینش آوارهی خیابانها شده است. کتاب به صورت موازی به زندگی فعلی لعیا در فقر و بدبختی و همچنین گذشتهی او میپردازد و مشکلات حاصل از طلاق والدین و زندگی کودکان کار را به تصویر میکشد.
شخصیت اصلی: لعیا، دختری که به دلیل اختلافات والدینش خانه را ترک کرده و به کار دستفروشی مشغول است.
داستان موازی تقابل بین زندگی حال و گذشتهی لعیا را بیان میکند ناهید_گلکار (1330) ایران
نویسنده معاصر ایرانی که داستانهایش با محوریت مشکلات و معضلات جامعه کنونی ایران نوشته می شود داستان عزیز جان و آقای عزیز من از معروف ترین کتابهای ایشان میباشد
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
اين رمان داستاني جذاب از زندگي لوييز دولاواليه معشوقه ي لويي چهاردهم را براي ما زنده مي كند و در آن چهره دقيقي از پادشاه خورشيد ترسيم ميكند
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
کلبه رمان
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
کتاب فروشی کوچک بروکن ویل نوشتهی کاتارینا بیوالد که یکی از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز و یو اس ای تودی به شمار میآید، به ماجرای دختر جوانی میپردازد که عاشق کتاب است و تصمیم دارد ساکنان شهر کوچکی را هم به مطالعه تشویق کند. حضور این تازه وارد، شهر را درگیر ماجراهای عجیب، رازآلود و گاه عاشقانهای میکند.
فضاسازی رمان کتابفروشی کوچک بروکن ویل به قدری قوی است که شما پس از مدتی احساس میکنید درست وسط شهر بروکن ویل قرار گرفتهاید. و دربارهی ساکنان و سبک زندگی آنها اطلاعات بسیاری به دست میآورید. این کتاب هر آنچه در یک داستان نیاز دارید در اختیارتان قرار میدهد: سرگرم کننده است، یک داستان عاشقانهی عالی دارد که به مرور و در دل خرده روایتها شکل میگیرد، از طرف دیگر شخصیتهای متنوع و جذابی در این رمان وجود دارند که شما را شیفتهی خود میکنند. رمان پیش رو در سطح جهانی پرفروش است و مطمئن باشید علت این استقبال را پس از مطالعهی آن متوجه خواهید شد
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
در این رمان ایرانی سرگذشت دختری را مرور میکنیم که نامش (( محترم )) است .سالها پیش وقتی که او پنج سال داشت پدر و مادرش از هم جدا شدند .محترم پس از آن در خانه مادربزرگ ، نزد مادرش زندگی میکند .روزی فاطمه، مادر محترم برای خرید النگو به دکان زرگری میرود .مرد فروشنده با دیدن فاطمه شیفته او میشود و در مدتی کمتر از یک ماه با او ازدواج میکند .محترم چهار سال در خانه پدرخوانده در کنار مادرش میماند تااین که مرگ فاطمه سبب تغییر در وضعیت زندگی او میشود ، محترم به ناچار دوباره به خانه مادربزرگش باز میگردد .اما پس از چندی مادربزرگ نیز در اثر آتش سوزی جانش را از دست میدهد .محترم با از دست دادن تنها حامی خود ناگزیر به خانه پدری میرود . محترم سالهای سختی را درآن جا پشت سر میگذارد اما چارهای جز صبر و سازگاری ندارد.او اکنون شانزده سال دارد و تنها دوستش زری دختر یکی از همسایههاست .روزی زری از سوی مغازهدار محل برای او پیغام می آورد
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
من سومین دختر خونواده ی ایل تُرک قشقایی بودم که خان پیر با وجود چندین همسر به خواستگاری من اومد.
پدرم مخالفت کردو شلاق خورد اما افاقه نکرد، دست کم مجبور به فرار شدم تا با شمایلی مردونه دور از ایل و خونواده م زندگی کنم یک روز آیدین اربابزاده به چادر من آمد و گفت باید حقیقتو بگی و نقاب خود را برداری یک روز هم نسیم خواهر آیدین به من گفت جانیار خاطرخواهت شده ام دوستت دارم رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
تصور کنید صبحها که از خواب بیدار میشوید، کسی پشت در اتاقتان ایستاده و میخواهد شما و نوزادتان را بکشد. این فاجعه وقتی ترسناکتر میشود که هیچکس، حتی همسرتان، حرف شما را باور نمیکند! کتاب نگذار بماند اثر نیکولا ساندرز شما را به این خانهی وحشت میبرد؛ خانهای که شاهد هولناکترین لحظات زندگی زنی به نام جوآن است. روزی دخترخواندهی جوآن به خانهی او میآید و قصد نابودی همهچیز، حتی نوزادِ تازه متولدشدهی جوآن را دارد. جوآن تمام تلاشش را میکند تا خود و فرزندش را نجات دهد، اما کلوئی نمیخواهد از آن خانه برود. او آمده تا بماند. این کتاب در سال 2023 نامزد جایزهی گودریدز برای بهترین رمان تریلر و رازآلود شده است رمان خارجی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
این رمان خارجی به باور بسیاری از منتقدین یکی از نخستین رمانهای فمنیستی است. یک زن بیوه، همراه با پسر و خدمتکار خود به وایلدفل هال میآید. مردم شهر داستانهای عجیبی در مورد او و زندگی گذشتهاش تعریف میکنند اما گیلبرت مارکهام، که دل به او باخته است تلاش میکند تا این داستانها را باور نکند. اما با گذر زمان دچار تردید میشود که آیا اعتمادش به جا بوده است؟....
در بخشی از کتاب میخوانیم: امروز هوا مانند روز قبل ابری و بارانی بود، اما نزدیکیهای شامگاه هوا بتدریج صاف شد و صبح روز بعد هوا مطبوع گردید. من هم با وسایل درو به بالای تپه رفتم. نسیم ملایمی ساقه ذرتها را تکان میداد و طبیعت با نور آفتاب خانم به روی آدم لبخند میزد. کلاغ زاغیها با حرکت لکههای ابر در آسمان شفاف آبی در پرواز بودند. گیاهان چنان تمیز شسته شده و با طراوت بودند که حد نداشت و کشاورزان را بر سر شوق آورده بود. اما تمامی این زیباییهای طبیعت نمیتوانست جراحتی را که خانم گراهام با آن برخوردش در دل من به وجود آورده بود
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
یک کتا تقدیمی از دل ماورا از درگیری انسان و جن یک ماجرای عاشقانه خواهش میشود دوستانی که مشکل قلبی دارند مشکل قلبی دارند و یا میترسند دانلود نکنند
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
رمان ایرانی انعکاس نوشته منیر مهریزی مقدم، داستان زندگی دختری رو حکایت میکند که به دلیل تک فرزند بودن و فوت مادرش در کودکی او و همچنین ثروت پدرش، در بین دوستان و آشنایان خود زیاد از حد مورد توجه قرار گرفته که این موضوع باعث شکل گیری غرور بیجا و زیاد از حد او میشود… برای اینکه خودش را به همسر پدرش ثابت کند که تنها او خوشبخت ترین دختر دنیاست، برای ازدواج دست به انتخابی میزند که در ظاهر ایدئال ترین انتخاب است.
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
خلاصه :
مَــــن "داریوشَم "...خانزاده ای که برای پیدا کردن یه دُختر نقابدار ، وجب به وجب خاک شَهر رو به توبره کشیدم...
دختری که نزدیک بود با سُم های اسبم زیرش بگیرم و اون حالا با چشمهای سیاه بی صاحبش ، خواب رو برام حَروم کرده...!
اون لعنتی از مَـن یه دیوونه ی بی خواب ساخته که با حس های نیمه کاره ی مردونه ش ، در حال زنجیر پاره کردنه...
تَک تَک مَردهای شَهر بدونن...وقتی ناموس داریوش زَنـــد با اون قدم های نازدارش راه میره ، اَحــدی حق نفس کشیدن نداره...
سایه ی نگاه نَر جماعت روی صورتش نیُفته...
تیربارچی های مَن...هدف گلوله هاشون رو خیلی خوب میدونن رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
خلاصه سیمین و شهرام دخترعمو و پسرعمو بودند، با ۱۵ سال تفاوت سنی سیمین از همان دوران نوجوانی دلباخته شهرام بود و منتظر واکنشی از سوی او. اما شهرام با وجود عشق به سیمین به دلیل اختلاف سنی شان عشق سوزان خود را نشان نمی داد؛ تا اینکه به خاطر بدهی زیاد، پدر سیمین راهی زندان میشود. وشهرام وکالت عموی خود را به عهده میگیرد آنها مجبور میشوند خانه شان را در تبریز به ازای قسمتی از بدهی فروخته وبه خانه شهرام در تهران نقل مکان میکنند. شهرام بخاطر اصرارهای مادرش تن به ازدواج میدهد. اما در شب بله برون رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
خلاصه لیلا که در یک خانواده گرم و صمیمی و سالم در شهرستان به دنیا آمده بود و بعد از قبولی در دانشگاه تهران به تنهایی راهی تهران میشه. آنجا بعد از مجادله های فراوان به همکلاسی خودش ایلیا که پسر یکی از ثروتمندترین جواهرفروشی های تهران بوده و حسابی شیفته و عاشق لیلا شده بود دل میبنده.این عشق با مخالفت شدید خانواده ایلیا روبرو میشه. اما ایلیا از لیلا میخواد که خانواده را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهند و به عقد همدیگر در بیایند. بعد از رفت و آمد های فراوانی ایلیا...
#منیر_مهریزی_مقدم (1347-1400) ایران
بانوی نویسنده معاصر که سال 1400 بر اثر کرونا درگذشت یادش گرامی رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
کتاب آذرباد اثر نسیم مرعشی، روایتی عمیق از زندگی پناهجویان و تجربهی زیستهی مهاجرت است. داستان دربارهی نوجوانی به نام آذرباد است که همراه خانوادهاش در کمپهای مهاجران در حاشیهی پاریس زندگی میکند؛ جایی سرد و خاکستری، پر از ناامیدیهای روزمره و محدودیتهای طاقتفرسا.
آذرباد که فارسیزبان است، با یادگیری زبان فرانسوی به مترجم شفاهی ساکنان کمپ تبدیل میشود و ناخواسته بار روایت دردها و دلتنگیهای دیگران را به دوش میکشد. او در عین حال با نوشتن این ترجمهها، سعی میکند هویتی تازه برای خود بسازد و در برابر فراموشی و بحران هویت مقاومت کند.
فضای خانواده در این کمپ پر از کشمکش و تلاش برای بازسازی زندگی است؛ مادر میکوشد حس خانه را زنده کند، پدر به دنبال ایجاد سازمانی برای پناهجویان است و پدربزرگ (بابو) نماد وطن و خاطرات گذشته است. در این میان، رابطهی آذرباد با ونسان، نوازندهی فلوت، لحظاتی از آرامش و عشق را در دل دشواریها میآفریند
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
گلبهار خانزاده خانمی مقتدر است. او و فرهاد، پسر نمایندهی شهر در آستانهی ازدواجند که تودهایها مزارع خانِ همسایه را به آتش میکشند. خواهر گلبهار، جز تودهایهاست. از همینجا پای فرخ، پسر کینهتوز خانِ همسایه به زندگی گلبهار باز میشود رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
خلاصه :
در مورد یه مرد جوون خودساخته هست که به عشق و عاشقی اعتقادی نداشته تا اینکه اونم یه روز عاشق میشه اون هم عشق در نگاه اول.. بهادر اون دخترو از پدرش خواستگاری میکنه و قول و قرار عقد هم گذاشته میشه اما چند روز مونده به عقد میفهمه که اون دختر رمان ایرانی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
کلودت در یک خانواده دورهگرد هنرپیشه متولد شده و همه اعضای خانوادهاش بازیگرند. او از همان کودکی با فقر دست و پنجه نرم کرده و حالا که در آستانه بلوغ است در آرزوی رسیدن به یک زندگی آرام و مرفه تلاش میکند. او طی اتفاقاتی ندیمه مخصوص آتنا، معشوقه بانفوذ شاه میشود. و به دربار لویی چهاردهم پا میگذارد. از آنجایی که هنرپیشگی در خون کلودت است خیلی زود پی به شیوه زندگی درباره و شباهتهایش با صحنه نمایش میبرد. صحنهای که ترک آن بهای زیادی دارد. آیا کلودت میتواند در میان جلال و شکوه پوشالی دربار به آرزوهای بزرگش دست پیدا کند؟ آیا موفق میشود در این میان از خانوادهاش که به آنها عشق میروزد، مراقبت کند؟
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
چه آسان باختم داستانی عاشقانه نوشته نسرین قدیری (کافی) است. این داستان ایرانی روایتگر ماجراهای عاشقانهای است که دختر جوانی به نام محبوبه پشت سر میگذارد...
محبوبه دختر وسط خانوادهای مومن است. خانوادهای که با رفاه خوبی زندگی میکنند. خواهر بزرگتر محبوبه به پسرعمویش رامین دل بسته بود ولی چون رامین هرگز توجهی به او نشان نداده بود، با مرد دیگری ازدواج کرده بود. در این میان رامین به عشقش به محبوبه اعتراف کرده بود و هر دو خانواده از این که قرار بود چنین وصلتی میانشان صورت بگیرد، راضی بودند. همه به جز خود محبوبه
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
تابستانی گرم در شهری کوچک… یک قتل قدیمی دوباره زنده میشود و گذشتهای که همه میخواستند فراموشش کنند، سایهاش را بر زندگی اهالی میاندازد. شخصیتها هرکدام رازهایی در دل دارند و مرز میان حقیقت و دروغ، عشق و خیانت، درست و نادرست کمرنگ میشود.
- «مردگان تابستان» داستانی است پرتعلیق، با ریتم تند و پیچشهای غافلگیرکننده، که خواننده را تا پایان درگیر میکند رمان خارجی
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان
خلاصه ی رمان ایرانی دو همسایه با دو دنیا و عقیدهی متفاوت! یه دختر قرتی و با کلاس که زندگیش نظم خاصی داره و یه پسر لات و ناخلف که کفتربازی یکی از تفریحاتش هست؛ اما هر دو به یه چیزی عقیده دارن، او هم این که میتونن اون یکی رو به زانو در بیارن و از اون خونه که حق خودشون میدونن فراری بدن، سر کینه و لجبازی با هم ازدواج میکنن. هیچ کدوم قصد کوتاه اومدن ندارن و هر راهی رو میرن تا اون یکی کم بیاره اما در آخر به جایی میرسه
/
به کانال کلبه رمان بپیوندید
@colberoman
کلبه رمان