17830
@daneshe_parastari از صفر تا صد پرستاری👩⚕👨⚕ آموزش نسخه خوانی📒📋 دارو واصطلاحات💊 تفسیر نوار قلب💉📖 نکات ارشد و استخدامی🏨📚 تبلیغ و تبادل @starh20 لینک ابتدای کانال https://t.me/daneshe_parastari/10
🔴اطلاعیه شمار یک ستاد بحران وزارت بهداشت
با توجه به آغاز حملات وحشیانه رژیم صهیونی به کشور عزیزمان و به منظور صیانت از سلامت مردم. دانشجویان و پرسنل خدوم سلامت:
🔻مراکز شبانه روزی بهداشت به فعالیت خود ادامه خواهند داد.
🔻داروخانههای شبانهروزی و منتخب به فعالیت ادامه خواهند.
🔻عمل های جراحی الکتیو متناسب با شرایط، مدیریت شود.
🔻پزشکان و پرسنل آنکال وضعیت خود را به حضوری تبدیل نمایند. تلاش شود در صورت لزوم از کمک سایر همکاران استفاده شود.
🔻ترتیبی داده شود، بیمارستانها برای پرسنلی که خدماتشان ضروری است اسکان مناسب تامین شود.
🔻مجروحین جنگ مثل قبل رایگان درمان خواهند شد.
🔻کلاسهای و برنامههای آموزش حضوری و آزمونهای دانشجویان تمام مقاطع تحصیلی دانشگاههای علوم پزشکی مستقر در شهر تهران، به جز کارورزان و دستیاران پزشکی و دانشجویان کارآموزی در عرصه پرستاری، اتاقعمل و هوشبری تا پایان اسفند ۱۴۰۴ برگزار نمیشود.
🔻تصمیم گیری در خصوص سایر دانشگاههای علوم پزشکی بر اساس شرایط منطقه ذی ربط بر عهده رییس دانشگاه خواهد بود.
🔻آزمونهای متمرکز وزارت بهداشت، جامع علوم پایه، پیشکارورزی در تاریخ ۱۴ اسفند لغو میگردد. زمان جدید برگزاری آزمون در بهار ۱۴۰۵ متعاقباً اعلام میشود.
رفتار درست هنگام حمله هوایی
🔹با شنیدن آژیر یا انفجار:
🔹فوراً به محل امن بروید (فرصت: کمتر از ۶۰ ثانیه)
🔹از پنجرهها و دیوارهای بیرونی دوری کنید
🔹روی زمین دراز بکشید و دهان را کمی باز نگه دارید
🔹سر را با دست یا بالشت بپوشانید تا از ترکش محافظت شود
🔹اگر در فضای باز هستید:
🔹سریعاً نزدیکترین پناهگاه مستحکم را بیابید
🔹در صورت عدم دسترسی، روی زمین دراز بکشید و سر خود را بپوشانید
🔖مسمومیت با ویتامین D در کودکان
⬅️در سالهای اخیر بهدلیل دسترسی آسان به فرآوردههای پر دوز ویتامین D، بروز مسمومیت حاد و مزمن در کودکان افزایش یافته است. مسمومیت ناشی از خود ویتامین D نیست، بلکه در اثر هیپرکلسمی ایجاد میشود.
💊 اشکال دارویی در دسترس
قطرههای 400، 1000 و 12000 واحد در میلیلیتر، پرل 50000 واحدی و آمپول 300000 واحدی از شایعترین منابع مصرف بیش از حد هستند.
🔬 پاتوفیزیولوژی
افزایش ویتامین D باعث افزایش جذب رودهای کلسیم و فسفر میشود. در نتیجه هیپرکلسمی ایجاد شده و میتواند منجر به کلسیفیکاسیون بافتی شود. کلیهها شایعترین ارگان درگیر بوده و نفروکلسینوز و کاهش عملکرد کلیه ممکن است رخ دهد.
سطوح سمی
سطح 25 هیدروکسی ویتامین D بیش از 100 نانوگرم/میلیلیتر با خطر توکسیتی همراه است و سطوح بالاتر از 150 نانوگرم/میلیلیتر مسمومیت محسوب میشود. شدت علائم بیشتر با میزان هیپرکلسمی ارتباط دارد تا سطح ویتامین D.
تظاهرات بالینی
علائم ممکن است حاد یا مزمن باشند.
علائم گوارشی:
بیاشتهایی، تهوع، استفراغ، یبوست و درد شکم
علائم عمومی و نورولوژیک:
بیحالی، خستگی، تحریکپذیری، ضعف عضلانی، سردرد و در موارد شدید کاهش سطح هوشیاری
علائم کلیوی:
پلیاوری، پلیدیپسی، دهیدراتاسیون
علائم قلبی:
در هیپرکلسمی شدید آریتمی و کوتاه شدن فاصله QT ممکن است دیده شود.
🧪 بررسیهای پاراکلینیک
• کلسیم سرم
• فسفر
. آلكالين فسفاتاز
• اوره و کراتینین
• سطح 25(OH) ویتامین D
• نسبت کلسیم به کراتینین ادرار
در صورت هیپرکلسمی قابل توجه:
انجام ECG توصیه میشود.
در افزایش پایدار کلسیم خون، سونوگرافی کلیه جهت بررسی نفروکلسینوز انجام گردد.
درمان مسمومیت با ویتامین D (هیپرکلسمی) در کودکان
درمان بر کنترل هیپرکلسمی، اصلاح دهیدراتاسیون و پیشگیری از آسیب کلیوی متمرکز است.
مرحله1️⃣: قطع منبع
در اولین اقدام باید تمام منابع ویتامین D قطع شوند. مصرف مکملهای کلسیم و مولتیویتامینها متوقف گردد و دریافت کلسیم رژیمی تا زمان اصلاح هیپرکلسمی محدود شود.
مرحله2️⃣: اصلاح کمآبی و افزایش دفع کلیوی کلسیم
اکثر بیماران به علت استفراغ، پلیاوری و کاهش دریافت مایعات دهیدراته هستند. مایعدرمانی با نرمال سالین ایزوتونیک باید آغاز شود. در صورت دهیدراتاسیون واضح میتوان ابتدا بولوس 10 تا 20 میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم تجویز کرد. سپس انفوزیون مایع با سرعت حدود ۱٫۵ تا ۲ برابر نیاز نگهدارنده (maintenance) ادامه مییابد. این اقدام با افزایش GFR باعث افزایش دفع ادراری کلسیم و کاهش سطح سرمی آن میشود. در طول مایعدرمانی باید ورودی و خروجی ادرار، وزن و علائم اضافه بار مایع پایش شوند.
مرحله3️⃣: افزایش دفع کلسیم با دیورتیک لوپ
پس از اصلاح کمآبی و اطمینان از هیدراسیون کافی، میتوان از فوروزماید برای افزایش دفع ادراری کلسیم استفاده کرد. دوز توصیهشده ۰٫۵ تا ۱ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وریدی هر ۶ تا ۱۲ ساعت است. پایش پتاسیم و وضعیت حجم بدن ضروری است. فوروزماید نباید قبل از اصلاح حجم تجویز شود زیرا میتواند دهیدراتاسیون را تشدید کند.
مرحله4️⃣: درمان دارویی در هیپرکلسمی متوسط تا شدید یا عدم پاسخ به درمان اولیه
اگر کلسیم سرم بالاتر از 14 mg/dL باشد، بیمار علامتدار باشد، تغییرات ECG دیده شود یا به مایعدرمانی پاسخ کافی داده نشود، درمان دارویی باید اضافه گردد.
کلسیتونین باعث مهار برداشت استخوانی کلسیم و کاهش سریع سطح کلسیم میشود. دوز توصیهشده ۴ واحد به ازای هر کیلوگرم به صورت SC یا IM هر ۱۲ ساعت است و در صورت نیاز میتوان آن را هر ۶ ساعت تجویز کرد. اثر دارو طی ۴ تا ۶ ساعت آغاز میشود، اما ممکن است پس از ۴۸ ساعت کاهش یابد.
گلوکوکورتیکوئیدها با کاهش جذب رودهای کلسیم و کاهش متابولیت فعال ویتامین D به اصلاح هیپرکلسمی کمک میکنند. پردنیزولون با دوز ۱ تا ۲ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم در روز (خوراکی یا وریدی) قابل استفاده است.
بیسفسفوناتها در موارد متوسط تا شدید یا مقاوم استفاده میشوند و اثر پایدارتر دارند. پامیدرونات با دوز ۰٫۵ تا ۱ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم (حداکثر ۶۰ میلیگرم) به صورت انفوزیون وریدی طی ۴ تا ۶ ساعت تجویز میشود. زولدرونیک اسید با دوز ۰٫۰۲۵ تا ۰٫۰۵ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وریدی نیز گزینه مؤثری است. اثر این داروها طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت آغاز میشود.
ادامه مطلب ⬇️
اگر آنژیوکت (کانولا) را بیرون کشیدی و دیدی اینطور جدا شده، چه کار باید بکنی؟
باقی ماندن قطعهای از کاتتر داخل ورید (retained IV catheter fragment) یک وضعیت خطرناک است و نیاز به اقدام فوری دارد.
اولین قدم:
بههیچوجه سعی نکن دوباره سوزن را وارد کنی؛ چون این کار ممکن است باعث بریدن بیشتر کاتتر یا هلدادن آن به عمق ورید شود و خطر آمبولی به قلب یا ریهها را افزایش دهد.
دومین قدم:
محل ورود را ثابت نگه دار و اجازه حرکت اندام را نده. با یک فشار ملایم (gentle compression) احتمال حرکت قطعه جداشده در جریان خون را کاهش بده.
سپس:
محل ورید را بررسی کن تا ببینی آیا بخشی از کاتتر هنوز قابل مشاهده است یا نه.
اگر حتی قسمتی از آن دیده میشود، میتوان با پنس استریل و بهآرامی آن را خارج کرد، بدون اینکه روی ورید فشار وارد شود.
اما اگر قابل مشاهده نیست یا به نظر میرسد به داخل حرکت کرده، بههیچوجه تلاش برای خارج کردن دستی انجام نده.
🔖 هیپوگلیسمی در کودکان: دستورالعمل سریع و کاربردی برای اورژانس
⬅️هیپوگلیسمی میتواند علائم مختلفی داشته باشد که به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
الف) علائم نوروژنیک (پاسخ خودکار بدن)
اینها ناشی از واکنش سیستم عصبی خودکار به کاهش قند خون هستند و معمولاً زمانی ظاهر میشوند که گلوکز پلاسما کمتر از 55-60 mg/dlباشد. این علائم مثل زنگ خطر هستند و قبل از افت شدید قند، بدن را هشدار میدهند:تعریق،لرزش بدن یا دستها ،تپش قلب یا افزایش ضربان،احساس گرسنگی
ب) علائم نوروگلایکوپنیک (ناشی از کمبود گلوکز مغز)
این علائم زمانی دیده میشوند که مغز به اندازه کافی گلوکز دریافت نکند، معمولاً وقتی گلوکز پلاسما کمتر از 50mg/dL باشد،بیحالی و خوابآلودگی،گیجی و اختلال تمرکز،تحریکپذیری،کاهش سطح هوشیاری یا غش،تشنج
برای تشخیص هیپوگلیسمی، به این نکات توجه کنید:
1. عدد تشخیصی: گلوکز پلاسما کمتر از 50mg/dL به عنوان آستانه تشخیصی برای جمعآوری دادههای ضروری و نمونه «critical sample» استفاده میشود.
2. عدد هدف درمانی: هنگام درمان، هدف این است که گلوکز پلاسما بالاتر از 70mg/dL نگه داشته شود تا مغز و دیگر اندامها آسیب نبینند
فرض کنید یک کودک با قند خون پایین وارد اورژانس میشود. هیپوگلیسمی در کودکان یک اورژانس واقعی است و باید سریع، امن و مرحلهای عمل کنیم.
وضعیت کودک و ایمنسازی اولیه
اگر کودک بیهوش است یا هوشیاری کم دارد، او را به پهلوی چپ بخوابانید تا در صورت استفراغ یا ترشح، خطر خفگی و آسپیراسیون کم شود. راه هوایی کودک را بررسی و ایمن کنید، مخصوصاً اگر احتمال تشنج یا قفل شدن دندانها وجود دارد.
دسترسی وریدی و جایگزین گلوکز
سریع یک کانولا وریدی در نزدیکترین ورید قرار دهید.
اگر ورید در دسترس نیست و کودک بیهوش است، میتوان از گلوکاگون عضلانی استفاده کرد:
• زیر 25کیلوگرم: 0.5 میلیگرم
• بالای 25 کیلوگرم: 1 میلیگرم
این دارو فقط در هیپوگلیسمی ناشی از انسولین مؤثر است و هم برای درمان سریع و هم تشخیص کاربرد دارد.
⬅️درمان با گلوکز
کودک هوشیار و قادر به بلع:
یک کربوهیدرات سریعالاثر بدهید: 15گرم یا برای شیرخواران 0.2گرم به ازای هر کیلوگرم وزن. این مقدار میتواند از طریق آبمیوه، ژل گلوکز تأمین شود.
کودک بیهوش یا عدم امکان بلع:
• بولوس وریدی: دکستروز 10% ،2میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم وزن ( معادل 0.2gr/kg)
• اگر پس از 15 تا 20دقیقه قند خون بالا نرفت، بولوس دوباره تکرار شود
• از دکستروز غلیظتر برای بولوس اولیه استفاده نکنید تا از هیپوگلیسمی بعدی ناشی از ترشح انسولین جلوگیری شود.
انفوزیون نگهدارنده گلوکز در کودکان
بعد از اینکه بولوس اولیه داده شد و قند خون کودک به حد مناسبی رسید، هدف این است که قند خون کودک ثابت بماند و دوباره افت نکند.
چگونه محاسبه و تجویز کنیم:
• شیرخواران: نیاز به حدود 5تا 6 میلیگرم گلوکز به ازای هر کیلوگرم در دقیقه دارند. معمولاً با دکستروز ده درصد این مقدار تأمین میشود
• مثال: شیرخوار پنج کیلوگرمی حدود 25-30 mg/min گلوکز لازم است. با دکستروز ده درصد میتوان نرخ انفوزیون را محاسبه و تنظیم کرد
• کودکان بزرگتر: نیاز کمتر است، حدود 2تا3 mg/kg/min، معمولاً با دکستروز پنج درصد.
⬅️روش محاسبه دقیق: GIR شاخص
GIR = (درصد دکستروز × سرعت انفوزیون [mL/hr]) ÷ (6 × وزن [kg])
مثال :شیرخوار 4 کیلویی با دکستروز 10%
فرض کنید دکستروز 10%با سرعت 12mL/hr انفوزیون میشود.
فرمول:
GIR = (درصد دکستروز × سرعت انفوزیون) ÷ (6 × وزن)
GIR = (10 × 12) ÷ (6 × 4)
GIR = 120 ÷ 24
✅ GIR = 5 mg/kg/min
مثال :تنظیم GIR برای رسیدن به 3 mg/kg/min در کودک 20 کیلویی
میخواهیم بدانیم دکستروز 5%با چه سرعتی باید انفوزیون شود.
فرمول را معکوس میکنیم:
سرعت = (GIR × 6 × وزن) ÷ درصد دکستروز
سرعت = (3 × 6 × 20) ÷ 5
سرعت = 360 ÷ 5
✅ 72 mL/hr
در مورد پایش قند خون، ابتدا هر 20-15دقیقه باید چک شود تا تثبیت شود، بعد میتوان هر ساعت و سپس هر 3-4 ساعت کنترل کرد.
نکات مهم:
• از دکستروز غلیظتر از 12.5% از ورید محیطی استفاده نکنید. در صورت نیاز، از ورید مرکزی استفاده شود.
• گلوکز 50%هرگز برای انفوزیون نگهدارنده در کودکان استفاده نشود؛ خطر ادم مغزی و هیپرسمولاریته دارد.
• اگر فقط دکستروز 25%یا 5%در دسترس دارید، میتوانید دکستروز 10%درصد بسازید.
• 200میلیلیتر دکستروز 25%را با 300میلیلیتر سرم نرمال سالین مخلوط کنید :500میلیلیتر دکستروز 10%
• یا 375میلیلیتر دکستروز 5%+ 125میلیلیتر دکستروز 25%: 500میلیلیتر دکستروز 10%
✍️ خانم دکتر رزا مصطفایی (متخصص کودکان)
🔖 وقتی آزمایش جلوتر از بالین حرکت میکند
⬅️گاهی آزمایش مدفوع بیشتر از اینکه به تشخیص کمک کند، ما را از مسیر درست دور میکند. بارها دیدهام والدین با یک برگه آزمایش وارد اتاق میشوند و انتظار دارند درمان فقط بر اساس همان برگه شروع شود. اما یادتان باشد: تشخیص بیماری در کودکان نه به عهده آزمایشگاه است و نه به عددها و گزارشها.
اجازه بدهید چند مثال رایج را مرور کنیم تا ببینید کجا ممکن است مسیر اشتباه برویم.
کرمک (Enterobius vermicularis) یکی از مواردی است که اغلب گزارش آزمایش مدفوع، بهتنهایی تشخیص را تایید نمیکند. اگر کودکی خارش شبانه اطراف مقعد دارد، تشخیص تقریباً روشن است، حتی اگر آزمایش منفی باشد. روش استاندارد، تست نوار چسب صبحگاهی در سه روز متوالی است. منفی بودن آزمایش مدفوع، کرمک را رد نمیکند و نباید فقط بر اساس آزمایش درمان کرد.
آمیب کیستدار موضوع دیگری است که اغلب باعث اشتباه میشود. بیشتر آمیبهایی که در کودکان گزارش میشوند، در واقع Entamoeba dispar هستند؛ این گونه غیر بیماریزا است و درمان نمیخواهد. ولی اگر گونه بیماریزا، یعنی E. histolytica تأیید شود، حتی اگر کودک بیعلامت باشد، درمان لازم است.
حالا فرض کنید آزمایش فقط نشان داده «کیست آمیب» و کودک هیچ علامتی ندارد. در این شرایط، قبل از هر تصمیم درمانی باید گونه دقیق مشخص شود. تستهای آنتیژن مدفوع یا PCR میتوانند بین histolytica و dispar افتراق ایجاد کنند، چون میکروسکوپ معمولی قادر به تمایز آنها نیست. اگر گونه بیماریزا تأیید شد، درمان شروع میشود و این کار برای جلوگیری از انتقال و پیشگیری از بیماری مهاجم ضروری است. اما اگر گونه غیر بیماریزا بود، درمان لازم نیست و فقط نظارت بالینی و آموزش والدین کافی است.
خون مخفی در مدفوع (FOBT)
در نوزادان بدون علامت، مثبت شدن این تست میتواند به دلایل بیاهمیت رخ دهد: بلع خون مادر(هنگام زايمان يا شقاق نوك پستان هنگام شيردهي)، شقاق مقعد، تحریک مخاط یا حساسیتهای گذرا. این تست برای غربالگری روتین توصیه نمیشود. در بیماری واقعی رودهای، کودک معمولا علامتدار است، نه فقط آزمایش مثبت!در اينجا چه چیزی مهم است آزمايش يا وضعيت واقعي شيرخوار ؟
بقایای غذا در مدفوع
کودکان خردسال کامل نمیجوند و عبور رودهای سریعتری دارند. دیدن تکههای غذا در مدفوع طبیعی است و نشانه سوءهاضمه یا بیماری محسوب نمیشود.
ازمايش Reducing substances و pH مدفوع
این نتایج به تنهایی عدم تحمل لاکتوز را ثابت نمیکنند. بدون علائم بالینی، ارزش تشخیصی محدودی دارند.
هلیکوباکتر پیلوری
وجود این باکتری در مدفوع کودک بدون علامت شایع است. درمان زمانی مطرح است که بیماری واقعی پس از اندوسكوپي زخم معده و يا دوازدهه وجود داشته باشد. حضور باکتری به تنهایی بیماری محسوب نمیشود و نياز به درمان ندارد .
اينا حرف من نيست حرف علم است .يادبگيريم در اطفال، تفسیر آزمایشها باید در بستر شرح حال و معاینه انجام شود. بسیاری از یافتههای آزمایشگاهی بدون علائم بالینی ارزش تشخیصی ندارند و درمان غیرضروری میتواند به کودک آسیب برساند.
و در نهايت اگر ميخواهي فقط براساس آزمايش دارو بدي ، مي توني در وهم طبابت و زندگي كني اما ما نميگذاريم مردم در سردرگمي بمانند و جلوي درمان هاي غيرضروري و استرس زياد والدين و محروم شدن از شير مادر با فرهنگ سازي و آگاهي ساختن والدين ميگيريم.
✍️ خانم دکتر رزا مصطفایی (متخصص کودکان)
کیسی که فکر میکنم لازم است بخوانید؛
بهعنوان پزشک حتماً با چنین موقعیتی روبهرو میشوید، و بسیاری از شما احتمالاً تجربهای مشابه یا حتی سختتر داشتهاید.
حدود ۲۰ روز پیش یکی تماس گرفت:
«دکتر، تزریق آمپول ممکنه به عصب آسیب بزنه و باعث مشکل در راه رفتن بشه؟»
گفتم: بله، ممکنه. چرا میپرسی؟
گفت: دختر برادرم چند آمپول به پاش تزریق شده و الان فقط با کمک میتونه راه بره.
و بعد گفت: ما میخوایم شکایت کنیم و شما هم با ما باشی!
گفتم: فعلاً از شکایت بگذرید، تا وقتی من اینجا هستم بیاریدش معاینه کنم.
شب آوردنش.
شرح حال
دختر ۸ ساله، قبلاً سالم، فقط سابقه تونسیلیت داشته و برای تونسیلکتومی آماده میشده.
در معاینه:
Waddling gait
قدرت اندامهای فوقانی سالم
رفلکسها و تون طبیعی
حساسیت شدید دوطرفه در مفاصل ساکروایلیاک
هیچ نشانهای از ضایعه نورون حرکتی تحتانی (که انتظارش را داشتم) دیده نشد
هیچ علامت سینوویت فعال یا تورم مفصلی دیگر هم وجود نداشت
از زمان تزریقها حدود دو هفته گذشته بود.
پرسیدم چه آمپولهایی؟
گفت: ویتامین D.
عکس را نشان داد دوز هر آمپول ۳۰۰٬۰۰۰ واحد
و بیش از ۸ آمپول در مدت بسیار کوتاه تزریق شده بود!!!
مسمومیت حاد ویتامین D
(Acute Vitamin D Intoxication)
علائم بیمار با مسمومیت حاد ویتامین D همخوانی داشت.
میدانیم که مصرف بیشازحد ویتامین D میتواند باعث هیپرکلسمی شود، که خود آن میتواند منجر به:
ضعف عضلانی
درد استخوانی
اختلال در راه رفتن
تهوع و استفراغ
پلیاوری و دهیدراسیون
شود.
آزمایشها درخواست شد و نتایج کاملاً مؤید تشخیص بود آن هم در یک کودک.
درمان فقط حمایتی (Supportive treatment) شروع شد،
و طی این مدت راه رفتنش کاملاً طبیعی شد.
درس بگیریم:
بعضی کیسها واقعاً به دوزهای بالای ویتامین D نیاز دارن، مثل راشیتیسم مقاوم به ویتامین D (Vitamin D–resistant rickets)؛
اما حتی در اون موارد هم نه در فاصله کوتاه و نه بدون پیگیری و مانیتورینگ.
گاهی خانواده یا حتی خود پزشک آنقدر روی یک تشخیص خاص متمرکز میشوند که ذهن قفل میشود.
هر علامتی را میخواهیم به همان تشخیص اولیه نسبت دهیم.
اینجا همه دنبال آسیب عصب ناشی از تزریق بودند.
اما معاینه چیز دیگری میگفت.
اگر ذهن بسته بماند، کیسهای زیادی را در آینده از دست میدهید.
همیشه برگرد به معاینه.
همیشه برگرد به اصول.
و اجازه نده یک «داستان قانعکننده» جایگزین تفکر بالینی شود.
ویژگیهای اصلی اثر دیگوکسین در نوار قلب:
- افتادگی قطعه ST به صورت شیبدار رو به پایین (Downsloping ST depression) با ظاهر مشخص "تیک معکوس" (reverse tick) یا "سبیل آویزان سالوادور دالی" (Salvador Dali sagging): این شکل قوسدار و افتاده شبیه سبیل پیچخورده و آویزان نقاش معروف است.
- موج T صاف، وارونه یا دوفازی (Flattened, inverted, or biphasic T waves)
- کوتاه شدن فاصله QT (Shortened QT interval)
ویژگیهای اضافی اثر دیگوکسین در نوار قلب:
- طولانی شدن خفیف فاصله PR (تا حدود ۲۴۰ میلیثانیه) به دلیل افزایش تون واگال (Mild PR interval prolongation, up to 240 ms due to increased vagal tone)
- موج U برجسته (Prominent U waves)
- نوکتیز شدن قسمت انتهایی موج T (Peaking of the terminal portion of the T waves)
- افت نقطه J (J point depression) — معمولاً در لیدهایی که موج R بلند دارند (مثل لیدهای I، aVL، V5، V6)
این تغییرات اغلب در لیدهای جانبی (lateral leads) بیشتر دیده میشوند و نشاندهنده اثر درمانی دیگوکسین هستند، نه مسمومیت. در مسمومیت شدید، علائم دیگری مثل آریتمیهای خطرناک (مانند بلوک AV، تاکیکاردی بطنی و غیره) اضافه میشود.
اولین پاسخ صحیح: آقای کسری قادری (پرستار)
تسهیل مهاجرت و تحول درآمد قطعی با دوره جامع مدیریت زخم👆
Читать полностью…
شیفتم را ساعت ۸ شب تحویل گرفتم. یک پسر ۱۲ ساله بستری بود، اما وضعیتش آنقدر پایدار بود که گذاشته بودیم کنار مادرش در اتاق بماند؛ خودش روی تخت خوابیده بود، داروهایش وصل بود و مادرش کنارش نشسته بود و تا صبح با هم حرف میزدند و همه چیز عادی بود.
نزدیک سحر وارد اتاقشان شدم تا چیزی بردارم. توجهم جلب شد که پسر داشت با مادرش صحبت میکرد. شنیدم میگفت از خدا میخواهد خوب شود، چون از داروها و آمپولهایی که از طریق آنژیوکت میگیرد خسته شده. رفتم کنارش و به او گفتم: «ماشاءالله، حالت عالیه، مرد قویای هستی. نگران نباش عزیزم، بهزودی مرخص میشی.» لبخند زد و گفت «امیدوارم»، و مادرش هم از من تشکر کرد.
به معنای واقعی کلمه، بدون ذرهای اغراق، هنوز از اتاق خارج نشده بودم که ناگهان بدنش شروع به تشنج کرد، چشمانش به بالا رفت و لبهایش کبود شد؛ همه اینها در کمتر از نیم دقیقه اتفاق افتاد. در یک لحظه اتاق پر از پزشک و پرستار شد؛ انگار صحنهای از یک فیلم باشد. پسر ناگهان دچار ایست قلبی شد.
مادرش را بیرون بردیم تا بتوانیم کار کنیم. یک دکتر برایش لولهگذاری تراشه انجام داد، همزمان من مشغول احیای قلبی بودم و یکی از همکارانم احیای ریوی انجام میداد. بیش از ۴۰ دقیقه بیوقفه تلاش کردیم، اما هیچ پاسخی نگرفتیم. مادر پشت در اتاق ایستاده بود و از شکاف کوچکی ما را نگاه میکرد؛ نمیدانست دقیقاً چه میکنیم، اما دلش خبر داشت…
پسر فوت کرد.
سختترین دو لحظه برایم یکی وقتی بود که وسط تلاشها، پرستار فرم گواهی فوت را آورد؛ انگار انسان در نهایت به یک برگه خلاصه میشود… و دیگری لحظهای که در را باز کردیم تا خبر را به مادر بدهیم.
مادر، خدا صبری در دلش گذاشته بود. وارد شد و گفت: «إنا لله و إنا إلیه راجعون.» بعد رو به من گفت: «میدونی دکتر، من خیالم از پسرم راحته، چون آخرین کاری که کرد این بود که قرآن رو کامل حفظ کرد، و تمومش کرده بود. و نتیجه قبولی مدرسه تیزهوشانش آمده بود. آرزو داشت دکتر بشه مثل شما. خدا دل مادرهاتون رو نسوزونه...»
این جمله را گفت، در حالی که اشکی در چشمهایش نبود، اما شکستن و حسرتی که با صبر عجیبی درهم آمیخته بود، برای اولین بار باعث شد جلوی همراه بیمار گریه کنم.
آنقدر صبور بود که خودش مرا آرام میکرد و میگفت: «ببخشید که شما رو به زحمت انداختیم، فقط میشه چند دقیقه منو با پسرم تنها بذارید؟»
کنار پسرش نشست، دستش را که بعد از مرگ رنگش تغییر کرده بود گرفت و با او حرف میزد. میگفت جلوتر از او به بهشت رفته و منتظر روزی است که دوباره همه با هم جمع شوند…
ما سعی کردیم به هر شکلی کمکش کنیم، اما با اینکه از ظاهرش معلوم بود از منطقهای محروم آمده و شاید تحصیلات بالایی نداشته باشد، عزتنفس و وقارش باورنکردنی بود.
صبح شیفتم تمام شد و از بیمارستان بیرون آمدم. دنیا بیرون مثل همیشه در جریان بود؛ مردم سر کار میرفتند یا صبحانه میخوردند، چون روز جدیدی شروع شده بود. در مترو، مرد مسنی از من پرسید: «دکتری؟» گفتم بله. گفت: «خیلی خسته به نظر میای، بیا جای من بشین.» گفتم: «نه، ممنون، خوبم. فقط کمی از کار خستهام، از دیشب نخوابیدم.» و لبخندی زدم؛ لبخندی که نشان دهد فقط خستگی معمول کار است.
اما هیچکس هرگز نخواهد فهمید پشت دیوارهای بیمارستان چه میگذرد، جز ما… لبخندی که پشتش داستانهایی از پایان زندگیها و آغاز زندگیهای دیگر پنهان است؛ دنیایی کاملاً متفاوت درون آنجا، دنیایی که فقط ما آن را زندگی میکنیم.
✍️ خانم دکتر رزا مصطفایی (متخصص کودکان)
💠 سفالوسپورین ها : (بخش اول)
🌀 سفالوسپورین ها همانند پنی سیلین ها از سنتز دیواره سلولی باکتریها ممانعت بعمل می آورند .
⬅️ مهمترین مکانیسم مقاومت در برابر سفالوسپورین ها بخاطر عمل بتا لاکتامازهاست که حلقه بتا لاکتام این آنتی بیوتیکها را هیدرولیز می کنند .
⬅️ تفاوت های مهمی در بین سفالوسپورین ها از نظر حساس بودن به بتالاکتامازها وجود دارد . بطور مثال سفالوتین بیشترین مقاومت را در مقابل هیدرولیز شدن توسط بتالاکتامازهای استافیلوکوک طلائی داشته و سفوکسی تین و سفوروکسیم و سفالوسپورین های نسل سوم بیشترین مقاومت را در مقابل بتالاکتامازهای ژرم های گرم منفی دارند .
🔰سفالوسپورین ها بر حسب طیف ضد میکروبی که دارند دارای پنج نسل هستند.
🔸سفالوسپورین های نسل اول :
دارای فعالیت خوبی بر ضد گرم مثبت ها می باشند ولی در برابر گرم منفی ها فعالیت محدودی دارند زیرا در برابر بتالاکتاماز گرم منفی ها حساسند .
اثرشان روی بیشتر کوکسی های گرم مثبت خوب است ( بجز آنتروکوک ، MRSA ، استافیلوکوک اپیدرمیدیس ) ، روی E.coli ، کلبسیلا و پروتئوس میرابیلیس هم مؤثرند . این نسل شامل سفالوتین ، سفازولین ، سفاپیرین ، سفالکسین ، سفرادین ، و سفادروکسیل می باشند .
⬅️ سفالوتین Cephalothin :
یک آنتی بیوتیک بتالاکتام است . باکتریسید و در برابر کوکسی های گرم مثبت فعال بوده و در برابر تعدادی از باسیلهای گرم منفی مؤثر است . روی استافیلوکوکها چه مولد پنی سیلیناز باشند یا پنی سیلیناز تولید نکنند مؤثر است . تعدادی از بیهوازی های گرم مثبت به آن حساس هستند . MRSA معمولاً مقاومند . روی اغلب استرپتوککها مؤثر است ولی روی پنوموکوکهای مقاوم به پنی سیلین ، آنتروکوک ها و لیستریامنوسیتوژن ، باکتروئید فراجیلیس ، پسودوموناس و مایکوپلاسما مؤثر نیست . کلبسیلا ، E.coli و پروتئوس میرابیلیس به آن حساس هستند . در نسج مغز و CSF نمی تواند غلظت درمانی پیدا کند . بصورت تزریق آهسته وریدی در عرض 3-5 دقیقه مصرف می شود .
تزریق عضلانی آن دردناک است . دوز آن در بالغین 500 میلی گرم تا 1 گرم هر 4-6 ساعت بوده و در عفونتهای شدید تا 12 گرم مصرف می شود . در نوزادان کمتر از 7 روز دوز آن 40 میلی گرم به ازای هر کیلو وزن در روز منقسم به دو دوز ، با سن بیشتر از 7 روز 60 میلی گرم به ازای هر کیلو وزن در روز منقسم به هر 8 ساعت و در کودکان 80-160 میلی گرم به ازای هر کیلو وزن منقسم به هر 4 ساعت تجویز می شود . در اختلال عمل کلیه دوز آنرا باید کاهش داد .
بگذار بیمار با آرامش بمیرد، نه تکهتکه
let the patient die in peace, not in pieces
👩💻 در بیمارستان از من خواسته شد نگاهی به کودکی خردسال بیندازم که هنوز چهارده سالش هم نشده بود؛ کودکی که وارد روز دوم تب مداوم همراه با درد شکم شده بود.
شکایت اصلیای که او را به بیمارستان کشانده بود، درد گذرای گوش بود؛ دردی که پیشتر سابقه نداشت. اما درد شکم تازه شروع شده بود. معاینهی کودک را آغاز کردم؛ کودکی که نمیتوانست اطلاعاتی بدهد که پرده از علت بیماری بردارد. همراه او برادر بزرگترش، هفدهساله بود؛ تنها همراهش.
در واقع با دو کودک طرف بودی؛ هیچکدام چندان قادر به توضیح نبودند، اما مثل دو دوست بسیار نزدیک به نظر میرسیدند که هر کدام بار غم دیگری را به دوش میکشید. بعدها فهمیدم این حس اشتباه نبود.
دردهای شکمی کودک بسیار شدید بود و از یک مشکل خطرناک خبر میداد. کودکان معمولاً سریعتر از بزرگسالان دچار پارگی آپاندیس میشوند. شکم از شدت درد مثل سنگ سفت شده بود؛ وضعیتی که جراحی تشخیصی شکم (Exploratory Surgery) را ضروری میکرد.
نمیدانستی چطور باید چنین خبری را به دو کودکِ بدون همراه بدهی؛ اینکه یک درد سادهی گوش، حالا به جراحی با خطر قابلتوجه رسیده است. یکی از شروط رضایتنامهی جراحی این است که بیمار و همراهانش به اندازه کافی آگاه باشند تا بتوانند سود و زیان جراحی را بسنجند و سپس رضایت دهند؛ اما به نظر میرسید این دو کودک توان گرفتن چنین تصمیمی را ندارند؛ تصمیمی که باید صبح زود اجرا میشد.
ساعت دوازده شب بود. پس از کامل شدن آزمایشها، تصمیم بر جراحی در صبح زود گرفته شد. با این حال، چیزی درونم مرا واداشت که به انجام سیتیاسکن شکم فکر کنم. از نظر منطقی دلیلی نداشت: شکم بسیار دردناک و سفت، گلبولهای سفید بهشدت بالا، تشخیص پریتونیت که نیازمند جراحی است؛ پس سیتیاسکن چه فایدهای دارد؟ نمیدانم. اما این حس رهایم نمیکرد و نمیگذاشت بخوابم.
نیمهشب از اتاقم در خوابگاه بیمارستان پایین آمدم، تکنسینها را بیدار کردم و کودک را صدا زدم؛ حدسی نامعلوم مرا میکشاند. میدانستم کودک درد دارد، دردش شدید است و شاید به خواب رفته باشد؛ اما میدانستم جراحی ساعت هشت صبح است و اکنون ساعت یک بامداد؛ این آخرین فرصت برای انجام سیتیاسکن پیش از جراحی بود.
پسرک با برادرش پایین آمد؛ دردش پس از تلاش برای خوابیدن دوباره برگشته بود. روی دستگاه سیتیاسکن دراز کشید و تصویربرداری آغاز شد. شاید ده دقیقه بعد نسخهی چاپی تصاویر به دستم رسید… و با صحنهای روبهرو شدم که هرگز مانندش را ندیده بودم!
تمام شکم، یک تومور سرطانی عظیم بود که همهی فضای شکم پشت پردهی صفاق را دربر گرفته بود. تومور شریان آئورت، ورید اجوف تحتانی، و شریانها و وریدهای کلیه را احاطه کرده بود؛ گویی ماری غولآسا همهی محتویات شکم او را بلعیده باشد!
آن دو برادر شب را گذراندند بیآنکه چیزی بدانند. صبح، تصاویر سیتیاسکن به تیم جراحی ارائه شد؛ عمل لغو شد و یکی از سختترین تصمیمهای جراحی در چنین مواردی گرفته شد؛ تصمیم این بود:
let the patient die in peace, not in pieces
«بگذار بیمار با آرامش بمیرد، نه تکهتکه.»
نفرتانگیزترین تصمیم برای من در پزشکی؛ وقتی میبینی تومور همهجا پخش شده، دستت خالی است و تسلیم تقدیر تنها گزینه مانده. کودک به بیمارستان سرطان کودکان منتقل شد؛ پس از بیوپسی ، مشخص شد که دچار نوعی بسیار تهاجمی از سرطان غدد لنفاوی است.
برادر، کودک را برداشت و رفت. پنج روز هیچ خبری نشد، تا اینکه برادر بزرگتر برگشت و نسخهای از سیتیاسکن خواست. تعجب کردم که چرا این همه راه از استانی به استان دیگر آمده؛ میتوانستند آنجا دوباره سیتیاسکن بگیرند. گفت برادرش اکنون در حال جان دادن است و به دستگاه تنفس مصنوعی وصل شده؛ جابهجایی او برای سیتیاسکن جدید، تعجیل در مرگِ حتمی است.
وقتی به حجم درد، اندوه و درسهای این تراژدی فکر میکنی، مبهوت میشوی. جرقهای از رحمت خدا نسبت به کودک؛ حدسی که نیمهشب سراغم آمد تا اندکی از رنجش کم کند و همهچیز را زیرورو سازد. برادری بزرگتر که رفیقش را در آغوش گرفت، در گرداب فاجعه گرداند و ذرهذره از دست دادش؛ و من او را فقط با چشمانی اشکبار دیدم، اما چون کوه ایستاده؛ نه فرو میریخت و نه تسلیم میشد.
چند روز بعد فهمیدم که کودک روحش را به پروردگارش سپرده است.
حدود دو هفته پیش، در اورژانس با یک مورد مواجه شدیم:
دختری ۲۱ ساله که کمتر از ۴۸ ساعت از زایمان سزارینش گذشته بود. او با کاهش سطح هوشیاری (۷ از ۱۵)، فشار خون ۷۰/۴۰، اشباع اکسیژن ۳۳٪ و نبض ۱۹۰ مراجعه کرد.
برای بیمار عکس قفسه سینه گرفته شد که نشاندهندهی یک پنومونی بسیار شدید بود. بیمار بلافاصله به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شد. یکی از همکاران ما به محض پذیرش او در ICU، شاهد ایست قلبی بیمار بود. فوراً عملیات احیا آغاز شد و پس از حدود یک دقیقه و نیم، قلب بیمار دوباره به کار افتاد.
بیمار به دستگاه تنفس مصنوعی وصل شد، کاتتر وریدی برایش گذاشته شد و با مایعات و داروهای بالا برندهی فشار خون تحت درمان قرار گرفت. وضعیتش خیلی وخیم بود.
اولین تشخیصی که به آن مشکوک شدیم، آمبولی ریه پس از زایمان بود. شرایط بیمار به هیچوجه اجازهی انجام سیتیاسکن قفسه سینه با تزریق ماده حاجب را نمیداد؛ در حالی که این بررسی، مهمترین روش تشخیص آمبولی شریانهای ریوی محسوب میشود.
بنابراین مجبور شدیم به نتایج آزمایشها تکیه کردیم:
مقدار D-dimer برابر ۱۵ بود و فریتین حدود ۵ برابر حد طبیعی افزایش یافته بود.
بلافاصله درمان با داروهای ضدانعقاد و آنتیبیوتیکها آغاز شد؛ زیرا پنومونی شدیدی وجود داشت و بیمار بهعلت آسپیراسیون ترشحات دچار التهاب ریوی شده بود.
ما عملاً شبانهروز کنار او بودیم؛ در اتاقش میماندیم و در هر شیفت، پرستاری دائماً کنار دستگاهها حضور داشت. سطح هوشیاری او به حدی نبود که نیاز به داروهای خوابآور برای تحمل ونتیلاتور داشته باشد.
همهی ما مرتب با هم در تماس بودیم، از حالش میپرسیدیم و اگر چیزی لازم داشت فوراً فراهم میکردیم. همسرش، پدر و مادرش از شدت نگرانی نزدیک بود از پا دربیایند. نوزادی که تازه به دنیا آورده بود هنوز حتی او را ندیده بود.
در مراقبت از او به کوچکترین جزئیات توجه کردیم؛ به هر عدد، هر تغییر و هر حرکت. هیچ احتمالی حتی یک درصد را نادیده نگذاشتیم. تا جایی که پدرش یک بار به من گفت: «دکتر، حتی اگر دخترم میمرد، باز هم میآمدم از شما تشکر میکردم، چون نمیدانم در زندگیام چه کردهام که خدا آدمهایی مثل شما، را سر راه دخترم قرار داده.»
این دختر امروز به خانه برگشت؛ در حالی که نوزادش را در آغوش گرفته بود.
او به خانه برگشت، بعد از آنکه قلبش یک دقیقه و نیم ایستاده بود؛
در حالی که با فشاری تقریباً غیرقابل اندازهگیری و آمبولی ریه آمده بود.
او به خانه رفت تا برای اولین بار کنار دخترش، در خانهشان بنشیند و او را در آغوش بگیرد.
هیچ چیز در دنیا نمیتواند از نظر مالی، جبرانکنندهی احساسی باشد که ما در آن لحظه تجربه کردیم.
🔴 کوله شرایط بحران، حتما نشر بدین تو این شرایط شاید لازم بشه
Читать полностью…
⏺انواع محصولات ویتامین D در بازار ایران
✍️ خانم دکتر فاطمه سادات طباطبایی (فوق تخصص نوزادان)
در این حالت:
بلافاصله تیم جراحی عمومی یا جراحی عروق را خبر کن و برای تعیین محل قطعه گمشده، تصویربرداری انجام بده (مثل X-ray یا سونوگرافی اندام درگیر).
اگر کاتتر نزدیک محل ورود باشد، ممکن است با جراحی ساده خارج شود.
اگر به سمت مرکز حرکت کرده باشد، ممکن است نیاز به خارج کردن از طریق رادیولوژی مداخلهای (interventional radiology) تحت هدایت فلوروسکوپی داشته باشد.
در نهایت:
حادثه باید بهطور کامل در پرونده بیمار ثبت شود و گزارش incident نوشته شود.
همچنین قطعه جداشده کانولا را نگهدار تا برای بررسی علت جدا شدن (نقص ساخت کارخانهای یا تکنیک نادرست خارج کردن) ارسال شود.
موفق باشید و مراقب بیماران باشید!
🔖 هیپوگلیسمی در کودکان: دستورالعمل سریع و کاربردی برای اورژانس
⬅️هیپوگلیسمی میتواند علائم مختلفی داشته باشد که به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
الف) علائم نوروژنیک (پاسخ خودکار بدن)
اینها ناشی از واکنش سیستم عصبی خودکار به کاهش قند خون هستند و معمولاً زمانی ظاهر میشوند که گلوکز پلاسما کمتر از 55-60 mg/dlباشد. این علائم مثل زنگ خطر هستند و قبل از افت شدید قند، بدن را هشدار میدهند:تعریق،لرزش بدن یا دستها ،تپش قلب یا افزایش ضربان،احساس گرسنگی
ب) علائم نوروگلایکوپنیک (ناشی از کمبود گلوکز مغز)
این علائم زمانی دیده میشوند که مغز به اندازه کافی گلوکز دریافت نکند، معمولاً وقتی گلوکز پلاسما کمتر از 50mg/dL باشد،بیحالی و خوابآلودگی،گیجی و اختلال تمرکز،تحریکپذیری،کاهش سطح هوشیاری یا غش،تشنج
برای تشخیص هیپوگلیسمی، به این نکات توجه کنید:
1. عدد تشخیصی: گلوکز پلاسما کمتر از 50mg/dL به عنوان آستانه تشخیصی برای جمعآوری دادههای ضروری و نمونه «critical sample» استفاده میشود.
2. عدد هدف درمانی: هنگام درمان، هدف این است که گلوکز پلاسما بالاتر از 70mg/dL نگه داشته شود تا مغز و دیگر اندامها آسیب نبینند
فرض کنید یک کودک با قند خون پایین وارد اورژانس میشود. هیپوگلیسمی در کودکان یک اورژانس واقعی است و باید سریع، امن و مرحلهای عمل کنیم.
وضعیت کودک و ایمنسازی اولیه
اگر کودک بیهوش است یا هوشیاری کم دارد، او را به پهلوی چپ بخوابانید تا در صورت استفراغ یا ترشح، خطر خفگی و آسپیراسیون کم شود. راه هوایی کودک را بررسی و ایمن کنید، مخصوصاً اگر احتمال تشنج یا قفل شدن دندانها وجود دارد.
دسترسی وریدی و جایگزین گلوکز
سریع یک کانولا وریدی در نزدیکترین ورید قرار دهید.
اگر ورید در دسترس نیست و کودک بیهوش است، میتوان از گلوکاگون عضلانی استفاده کرد:
• زیر 25کیلوگرم: 0.5 میلیگرم
• بالای 25 کیلوگرم: 1 میلیگرم
این دارو فقط در هیپوگلیسمی ناشی از انسولین مؤثر است و هم برای درمان سریع و هم تشخیص کاربرد دارد.
⬅️درمان با گلوکز
کودک هوشیار و قادر به بلع:
یک کربوهیدرات سریعالاثر بدهید: 15گرم یا برای شیرخواران 0.2گرم به ازای هر کیلوگرم وزن. این مقدار میتواند از طریق آبمیوه، ژل گلوکز تأمین شود.
کودک بیهوش یا عدم امکان بلع:
• بولوس وریدی: دکستروز 10% ،2میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم وزن ( معادل 0.2gr/kg)
• اگر پس از 15 تا 20دقیقه قند خون بالا نرفت، بولوس دوباره تکرار شود
• از دکستروز غلیظتر برای بولوس اولیه استفاده نکنید تا از هیپوگلیسمی بعدی ناشی از ترشح انسولین جلوگیری شود.
انفوزیون نگهدارنده گلوکز در کودکان
بعد از اینکه بولوس اولیه داده شد و قند خون کودک به حد مناسبی رسید، هدف این است که قند خون کودک ثابت بماند و دوباره افت نکند.
چگونه محاسبه و تجویز کنیم:
• شیرخواران: نیاز به حدود 5تا 6 میلیگرم گلوکز به ازای هر کیلوگرم در دقیقه دارند. معمولاً با دکستروز ده درصد این مقدار تأمین میشود
• مثال: شیرخوار پنج کیلوگرمی حدود 25-30 mg/min گلوکز لازم است. با دکستروز ده درصد میتوان نرخ انفوزیون را محاسبه و تنظیم کرد
• کودکان بزرگتر: نیاز کمتر است، حدود 2تا3 mg/kg/min، معمولاً با دکستروز پنج درصد.
⬅️روش محاسبه دقیق: GIR شاخص
GIR = (درصد دکستروز × سرعت انفوزیون [mL/hr]) ÷ (6 × وزن [kg])
مثال :شیرخوار 4 کیلویی با دکستروز 10%
فرض کنید دکستروز 10%با سرعت 12mL/hr انفوزیون میشود.
فرمول:
GIR = (درصد دکستروز × سرعت انفوزیون) ÷ (6 × وزن)
GIR = (10 × 12) ÷ (6 × 4)
GIR = 120 ÷ 24
✅ GIR = 5 mg/kg/min
مثال :تنظیم GIR برای رسیدن به 3 mg/kg/min در کودک 20 کیلویی
میخواهیم بدانیم دکستروز 5%با چه سرعتی باید انفوزیون شود.
فرمول را معکوس میکنیم:
سرعت = (GIR × 6 × وزن) ÷ درصد دکستروز
سرعت = (3 × 6 × 20) ÷ 5
سرعت = 360 ÷ 5
✅ 72 mL/hr
در مورد پایش قند خون، ابتدا هر 20-15دقیقه باید چک شود تا تثبیت شود، بعد میتوان هر ساعت و سپس هر 3-4 ساعت کنترل کرد.
نکات مهم:
• از دکستروز غلیظتر از 12.5% از ورید محیطی استفاده نکنید. در صورت نیاز، از ورید مرکزی استفاده شود.
• گلوکز 50%هرگز برای انفوزیون نگهدارنده در کودکان استفاده نشود؛ خطر ادم مغزی و هیپرسمولاریته دارد.
• اگر فقط دکستروز 25%یا 5%در دسترس دارید، میتوانید دکستروز 10%درصد بسازید.
• 200میلیلیتر دکستروز 25%را با 300میلیلیتر سرم نرمال سالین مخلوط کنید :500میلیلیتر دکستروز 10%
• یا 375میلیلیتر دکستروز 5%+ 125میلیلیتر دکستروز 25%: 500میلیلیتر دکستروز 10%
✍️ خانم دکتر رزا مصطفایی (متخصص کودکان)
داروی آدرنالین یا اپی نفرین یک داروی سمپاتومیمتیک است که برای درمان اضطراری واکنشهای حاد آلرژیک، آنافیلاکسی، آنژیوادم، درمان با بیحس کنندههای موضعی، پیریاپیسم، خونریزی لثه و احیای قلبی- عروقی مصرف میشود.
این دارو با تنگ کردن عروق خونی از افت فشارخون جلوگیری کرده و راههای هوایی را باز میکند. به این ترتیب تنفس فرد راحتتر شده و فشارخون او به حالت طبیعی بازمیگردد تا از خطر مرگ نجات پیدا کند.
🔴 نكات مهم در برخورد با #افت_فشارخون بیماران مراجعه کننده به اورژانس و درمانگاه
🔔 هميشه به محضِ برخورد با بيمارى كه دچار كاهش فشار خون (هيپوتانسيون) شده، سريعا به نبض مريض دقت كنيد.
📍با ٢ حالت معمولا مواجه ايد:
🎈 يا تعداد ضربان قلب بالاست و بیمار تاكيكارد است.
🎈يا تعداد ضربان قلب پايين است و بیمار براديكارداست.
📌 اگربیماری فشار خونش پايين و همزمان تاكيكاردبود ⁉️
🔰يعنى احتمالا با كاهش حجم خون مواجه ايد كه باعث تحريك سمپاتيك شده...
🔰 حالا يا خونريزى كرده كه يادتون باشه ميتونه خونريزى داخلى باشه و شما واضحا متوجه نشيد مثل خونريزى معده، يا مثلا در اثر اسهال و استفراغ، مايعات بدنش رو از دست داده.
🐝بعضى از شوكهاى آنافيلاكسى كه در اثر حساسيت شديد ایجاد میشوند . يا شوكهاى سپتيك كه در اثر عفونت شديد رخ ميدهند هم معمولا باعث افت فشار خون و تاكيكاردى مي شوند.
🎈 اما اگه مريض فشار خونش پايينِ و همزمان ضربان قلبش هم پايينه: معمولا تحريك عصب واگ رخ داده، احتمالا با يه مشكل واضح #قلبى مواجه است مثلا بلوك گره AV يا براديكاردى سينوسى يا حتى كم كارى تيروييد كه ضربان قلب و فشار خون رو پايين مياره.
📣 پس بطور خلاصه، هر زمان با فشار خون پايين مواجه شديد، به ضربان قلب دقت كنيد:
⏫ اگر ضربان قلب بالابود ، مشكل معمولا از دست دادن حجم و تحريك سمپاتيك است.
⏬ اگه ضربان قلب پايين بود، مشكل معمولا از خود قلب و يا تحريك واگ است .
👩💻 امروز موردی شنیدم: یک پسر داروی راکوتان (برای جوش صورت) مصرف میکرد و باعث شد جنین یک زن باردار دچار نقص مادرزادی شود، در حالی که او اصلاً آن زن را نمیشناخت و قبلاً ملاقات نکرده بود!
همانطور که اکثر مردم میدانند، این دارو یکی از قویترین داروهای ضد جوش است و برای موارد شدید جوش استفاده میشود. این دارو برای بسیاری از بیماران مفید و مؤثر است.
همچنین، میدانیم که این دارو روی عملکرد کبد تأثیر میگذارد، بنابراین باید قبل از مصرف و هر دو هفته یک بار آزمایش کبد انجام شود تا وضعیت بیمار زیر نظر باشد.
برای زنان، به خصوص، اگر قرار است از این دارو استفاده کنند:
نباید بلافاصله ازدواج کنند،
اگر ازدواج کردهاند، باید از دو روش پیشگیری از بارداری همزمان استفاده کنند،
زیرا این دارو شدیداً باعث نقص جنین میشود.
اما چیزی که اکثر مردم نمیدانند: ترکیبات این دارو در خون فرد مصرفکننده باقی میماند، هم در طول درمان و هم تا یک و نیم ماه بعد از قطع دارو.
اگر فردی در این مدت خون اهدا کند و آن خون به زنی برسد که ظرف یک ماه باردار شود، این دارو میتواند به او منتقل شده و باعث نقص جنین شود.
به همین دلیل:
هیچ مرد یا زن مصرفکننده این دارو نباید در طول درمان و حداقل یک ماه بعد از آخرین دوز خون اهدا کند.
هنگام اهدا، پزشک سازمان انتقال خون حتماً از فرد میپرسد که چه دارویی مصرف میکند (البته امیدوارم بپرسند) و لازم است راکوتان را صادقانه ذکر کند.
درس بگیریم:
هر زمان راکوتان یا داروی مشابهی تجویز میشود، به بیمار گفته شود که تا ماهها نمیتواند خون اهدا کند و باید مراقب عوارض جانبی و اثرات طولانیمدت آن نیز باشد.
وضعیتی که این روزا گذروندیم، دقیقاً با جملهی شاهرخ مسکوب توصیف میشه:
«گفت: نمردیم و چه چیزها دیدیم.
گفتم: ای کاش مرده بودیم و نمی دیدیم.»
چهل روز از مرگ عزیزان گذشت😭🖤💔
روحشان شاد و نامشان ماندگار😔😢
ویژگیهای نوار قلب (ECG) نشاندهنده اثر دیگوکسین (نه مسمومیت)
اثر دیگوکسین (Digoxin Effect) به تغییرات خاصی در نوار قلب اشاره دارد که در افراد تحت درمان با دوز درمانی دیگوکسین (نه مسمومیت) دیده میشود. این تغییرات معمولاً بیخطر هستند و نشاندهنده مصرف دارو میباشند.
🎉 دوره آموزشی جامع مدیریت زخم، پانسمان های نوین، وکیوم تراپی، ماگوت تراپی، فتوتراپی، PRP، سوختگی و دبریدمان »
⭕️ رزومه معتبر مهاجرتی و کاری
✨ استقلال کاری و افزایش درآمدی قطعی در پرستاری
⬆️ «طراحی شده بر اساس کیسهای واقعی کلینیکی»
🧾 صدور سرتیفیکت از :
🇺🇸 موسسه توماس (مدیریت زخم) ⭐️
🇺🇸 امدیکس (Wound PRP) ⭐️
🇸🇪 سوربکت (پانسمان نوین)
🇺🇸اسمیت اند نفیو (وکیوم تراپی) ⭐️
🇩🇪 لوهمن اند روشه (ماگوت تراپی)
🇨🇭 بایوپترون (فتوتراپی)
🇮🇷 شفا گستر
🔜 ارسال سرتیفیکت ۲۰ روزه و رایگان درب منزل
🎁 کامل ترین آموزش :
💎 تدریس تمامی مباحث مدیریت زخم و پانسمان های نوین
💎 کارآموزی بالینی و آنلاین
🗓 دسترسی در هر ساعت و هرجا به سامانه آموزشی
🎉 تخفیف ویژه جشنواره 🛍
📞 اطلاعات بیشتر:
👨💻 @DrFayyazmehr_Admin ثبت نام : ⭐
📱 @DrFayyazmehr
👩💻 یک همکار عضو کانال برایم تعریف می کرد:
میدانم که نباید بیدار بمانم، اما بهخاطر بیخوابی خوابم نبرد، تصمیم گرفتم این کیس را برای اعضای کانال طب اطفال بنویسم، شاید پزشکان تازهکار از چنین اشتباههایی دوری کنند.
زمانی که پزشک کشیک اورژانس بودم، یک جوان بیستساله مراجعه کرد که فقط تب بالا (High-grade fever) داشت، آن هم کمتر از یک هفته.
به یکی از بیمارستانهای معروف مراجعه کرده بود؛ به او فقط آپوتل داده بودند و مرخصش کرده بودند، تا اینکه به اینجا آمد.
آن زمان رزیدنت باهوشی کنارم بود که برایش CBC درخواست کرد؛ همین آزمایش ساده نشان داد پانسایتوپنی دارد.
بعد از اینکه برایش Blood film فرستادیم، حال بیمار سحرگاه بدتر شد و در حالی که در حال احیا بودیم، متأسفانه فوت کرد.
بیمار طی چند ساعت به علت DIC جان باخت.
آن زمان با متخصص هماتولوژی تماس گرفتم و فقط نتیجه Blood film را پرسیدم تا بدانم برایش گزارش تنظیم کنم یا نه؛ چون مشکوک به M3 بود.
نتیجه آمد: AML M3.
تصورش را بکنید؛ بیماری با تب مراجعه کرده، فقط اپوتل گرفته و مرخص شده، و بعد فوت کرده است!
درس بگیریم:
تب یک علامت هشدار (Alarm sign) است، مخصوصاً وقتی علت واضحی برای آن وجود ندارد.
یک CBC ساده میتوانست جانش را نجات دهد. اگر سه روز زودتر انجام شده بود، درمان مخصوص M3 (APL) را میگرفت و احتمالاً زنده میماند.
از بیماران خسته نشوید. آنها را در آغوش بگیرید، به حرفهایشان گوش بدهید و هر چیزی را که میگویند جدی بگیرید.
اورژانس یا مطب را مثل اداره راهنماییورانندگی یا سوپرمارکت اداره نکنید، هرگز.
خیریه آبشارعاطفه ها شعبه فاطر شماره ثبت۲۳۱۰ شماره کارت
۶۰۳۷۹۹۷۵۹۹۷۲۱۱۵۷
لطفا بعد از واریزی ساعت تاریخ مبلغ ۴شماره آخرکارتون حتمااطلاع دهید سپاسگزارم 🪷🙏
در پیج قید کنید برای خانم عابدی
🌸🌺🌸🌸🌸🌸🌺🌹🌹🌹
abshar_Atefeha1157
پیج اینستاگرام
⚫️آخرین وضعیت برگزاری کلاسهای آموزشی نیمسال دوم دانشگاهها
Читать полностью…
جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار می کند:
☄️ هشتاد و دومین دوره آموزشی دستیار کاشت مو (سر و ابرو)
🔽 مهمترین سرفصل های آموزشی:
🟢 تاریخچه، آناتومی و فیزیولوژی
🟢 آشنایی با انواع علل ریزش مو (زنانه و مردانه)، پترن های طاسی و آشنایی با روشهای پیشگیری و درمان
🟢 تکنیک های کاشت مو، کاشت موی دیگر نواحی بدن
🟢اصول مشاوره مقدماتی کاشت مو و اصول انتخاب افراد مناسب کاشت
🟢 موارد ممنوعیت کاشت مو (خط قرمزها)
🟢 داروهای رایج مورد استفاده در درمان ریزش مو
🟢 طراحی و برنامه ریزی و نقشه کشی عمل کاشت
🟢 آشنایی با ابزار و امکانات مورد نیاز، استریل کردن وسایل اتوکلاو و فور و دکونکس و ...
🟢 نکات قبل از جراحی و انواع بی حسی
🟢 اصول کار گروهی در تیم کاشت و برداشت
🟢 مراحل آماده سازی مراجع کاشت مو و مراحل کاشت مو به روش FUT نواری، مراحل کاشت مو به روش تک تک FIT و مراحل کاشت مو به روش ترکیبی
🟢 نگهداری گرفت
🟢 آشنایی با مراقبت های بعد از کاشت، آشنایی با عوارض کاشت مو و آشنایی با درمان شوک آنافیلاکتیک و احیاء قلبی ریوی
🟢 قوانین حقوقی و دادگاهی کاشت
🟡مخاطبین دوره: پرستاران، ماماها، پیراپزشکان (اتاق عمل، هوشبری، فوریت پزشکی و دیپلم بهیاری)
⭕️ آموزش حضوری (۳ جلسه تئوری و اسکیل لب روی مولاژ و پوست مصنوعی + ۲ جلسه کار بر روی کیس در گروههای ۵-۷ نفری)
‼️اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره:
📱 https://edu.acecr-sbmu.ir/nur
📞 09932707312
📞 09932707532
🥇 گواهینامه معتبر، قابل استعلام، قابل ترجمه و دارای اعتبار نزد سازمان و برنامه های بین المللی مختلف مانند Ausbildung ،DataFlow ،WES ،ECE و ICAS
📌 مرکز آموزش های تخصصی شماره یک جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی
#دستیار_کاشت_مو
⏺راهنمای نحوه برخورد با شایع ترین عوارض حاد مرتبط با تزریق خون برای پزشکان و پرستاران
?