1956
برای بینایی، به روشنایی نیاز است. 💡 • • • انجمن دوستداران فرهنگ و هنر و دانش! 📚 • • • 📻 CastBox | Podbean: پادکست دانشور • • • 📷 Instagram: DaneshvarSchool • • • 📺 Youtube: Youtube.com/@DaneshvarSchool
مرحله نخست – برند زنانه:
سیگار Marlboro در ابتدا (دهه ۱۹۲۰ تا حدود ۱۹۵۰) بهعنوان سیگار «مناسب بانوان» معرفی شد. روی جعبه حتی شعارهایی مثل Mild as May (ملایم مثل ماه مه) نوشته میشد. تبلیغاتش هم معمولاً تصویر زنان شیک و مدرن اون دوران بود که سیگار میکشیدن. نکته مهم این بود که فیلتر سیگار مارلبورو سفید بود و در آن زمان خیلیها فکر میکردن «سیگار با فیلتر» مخصوص زنهاست چون به قول خودشون ظریفتر و “کمخطرتر” به نظر میرسید. به همین دلیل، مارلبورو بین زنان محبوب شد ولی مردها حاضر نبودن سمتش برن.
مشکل اینجا بود که بازار اصلی سیگار دست مردها بود و مارلبورو چون بیشتر “زنانه” برداشت میشد، نمیتونست سهم بزرگی بگیره. شرکت Philip Morris که صاحب مارلبورو بود، در آستانه ورشکستگی قرار گرفت.
در سال ۱۹۵۴، فیلیپ موریس با همکاری آژانس تبلیغاتی Leo Burnett یک تغییر بزرگ داد. اونها تصمیم گرفتن تصویر “زنانه” رو کاملاً کنار بذارن و هویت تازهای بسازن: هویت مردانه، خشن و قوی.
اینجا بود که شخصیت کابوی وارد شد: مردهای قویهیکل با لباس غربی، در مزرعه و فضای باز، در حال کار یا اسبسواری، سیگار میکشیدن. این تصویر بهشدت حس “مردانگی، آزادی و قدرت” میداد.
این تغییر بهقدری موفق بود که مارلبورو به یکی از پرفروشترین برندهای سیگار جهان تبدیل شد. در واقع کمپین Marlboro Man بهعنوان یکی از موثرترین کمپینهای تبلیغاتی قرن بیستم شناخته میشه. برند از مرز ورشکستگی بیرون اومد و تا دههها پرچمدار بازار بود.• • •
صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد-حافظ
ور نه اندیشهٔ این کار فراموشش باد
آن که یک جرعه مِی از دست توانَد دادن
دست با شاهدِ مقصود در آغوشش باد
پیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت
آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشَش باد
شاهِ تُرکان، سخنِ مدعیان میشِنَوَد
شرمی از مَظلَمِهٔ خونِ سیاووشش باد
گرچه از کِبر، سخن با منِ درویش نگفت
جان فدایِ شِکَرینپستهٔ خاموشش باد
چشمم از آینهدارانِ خط و خالش گشت
لبم از بوسهرُبایانِ بَر و دوشش باد
نرگسِ مستِ نوازشکُنِ مردمدارَش
خونِ عاشق به قدح گر بِخورد نوشش باد
به غلامیِ تو مشهورِ جهان شد حافظ
حلقهٔ بندگیِ زلفِ تو در گوشش باد
🎵 نام قطعه: Tango Etude No. 3
🤵🏻♂️ آهنگساز: آستور پیاتزولا 🇦🇷
🎷 ساکسوفونیست: وونکی لی 🇰🇷🇯🇵
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
☀️ آشنایی با ذهنیت داریوش بزرگ... ۱۱
▪️اکنون به بندهای ۳۱ و ۳۲ کتیبهی بیستون میرسیم؛ بخشی بسیار مهم، زیرا در اینجا داریوش نهفقط از نبرد و پیروزی سخن میگوید، بلکه پرده از شیوهی برخورد خشن و نمایشگرانهی خود با دشمنان برمیدارد. اینجا تصویر داریوش از یک شاه فاتح فراتر میرود و به چهرهی یک شاهِ قانونگذارِ مقتدر تبدیل میشود که از طریق تنبیه و عبرتسازی، مشروعیت خود را تحکیم میکند.
داریوش شاه میگوید:
سپس از بابل روانه شدم و به ماد آمدم. چون به ماد رسیدم، آن فرئَورتیش که خود را پادشاه ماد مینامید، به سوی من آمد تا در شهری در ماد به نام «کُندوروش» با من نبرد کند. آنگاه نبرد کردیم. اهورامزدا مرا یاری کرد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را کاملاً درهم شکست. در روز بیستوپنجم ماه «ادوکَنایش» با آنان جنگیدیم.
داریوش شاه میگوید:
سپس فرئَورتیش با شمار اندکی سوار گریخت و به ناحیهای در ماد به نام «رَغه» رفت. آنگاه من سپاهی در پی او فرستادم. فرئَورتیش را گرفتند و نزد من آوردند. من بینی، گوشها و زبان او را بریدم و یکی از چشمانش را کور کردم. او را با زنجیر در درگاه کاخ خود نگاه داشتم تا همهی مردم او را ببینند. سپس در هگمتانه او را به صلیب کشیدم؛ و مردان بزرگی که پیرو او بودند و در دژ هگمتانه بودند، پوستشان را کندم و پوستشان را پر از کاه کرده، آویختم.
۱. از نبرد تا نمایش قدرت
🔹 داریوش روایت را دو مرحلهای میچیند: نخست نبرد و پیروزی (با کمک اهورامزدا)، سپس مجازات نمایشی دشمن.
🔸 او نمیخواهد تنها خبر شکست شورش ثبت شود؛ بلکه میخواهد آیندگان تصویر وحشت و عبرت را نیز ببینند.
۲. کارکرد سیاسی خشونت آشکار
🔹 بریدن بینی، گوش، زبان و کور کردن یک چشم فرئَورتیش، پیش از اعدام او، نشاندهندهی «شکنجهی نمایشی» است. داریوش آشکارا مینویسد: «در درگاه کاخ نگاهش داشتم تا همهی مردم ببینند.»
🔸 این رفتار، هم پیام به مردم شورشی است (که ببینید سرنوشت دشمن شاه چیست)، هم پیام به بزرگان درباری که مبادا خیانت کنند.
۳. تقدس و خشونت در کنار هم
🔹 داریوش بارها پیروزی را به اهورامزدا نسبت میدهد («به خواست اهورامزدا...») اما در کنار این تقدس، شدیدترین نوع خشونت جسمی را اعمال میکند.
🔸 این همنشینی نشان میدهد که برای او خشونت، بخشی از «عدالت الهی» است، نه تضادی با آن. شاه نمایندهی اهورامزداست و تنبیه شورشیان تجسم عدالت الهی.
۴. جامعهشناسی عبرت و کنترل جمعی
🔹 آویختن پوستِ بزرگانِ شورشی در شهر هگمتانه یک «نمایش عمومی» است. چنین کاری نه صرفاً انتقام، بلکه نمودی سیاسی-اجتماعی برای کنترل جمعی است.
🔸 داریوش میدانست که سلطنت در سرزمینی پهناور با دهها ملت، نیاز به «نمایش قدرت» دارد؛ و این نمایش از طریق خشونت علنی ساخته میشد.
۵. شخصیتشناسی داریوش: ترکیب عقلانیت و خشونت
🔹 او ابتدا با استراتژی میجنگد، سپس با نمایش تنبیه، آیندهی سیاسیاش را بیمه میکند.
🔸 داریوش نه پادشاهی صرفاً نظامی است و نه صرفاً دینی؛ او سیاستمداری است که از ابزارهای مختلف—از تقدس اهورامزدا تا رعبآوری خشونت—برای قرارگیری در جایگاه شاهنشاهی خود بهره میبرد.
فهرست تمامی برندگان جایزه بهترین آهنگساز موسیقی زیمنس 🏆
1990 –
Michael Jarrell
George Lopez
1991 – Herbert Willi
1992 –
Beat Furrer
Benedict Mason
1993 –
Sylvia Fomina
Param Vir
1994 –
Hans-Jürgen von Bose
Marc-André Dalbavie
Luca Francesconi
1995 –
Gerd Kühr
Philippe Hurel
1996 –
Volker Nickel
Rebecca Saunders
1997 –
Moritz Eggert
Mauricio Sotelo
1998 –
Antoine Bonnet
Claus-Steffen Mahnkopf
1999 –
Thomas Adès
Olga Neuwirth
2000 –
Hanspeter Kyburz
Augusta Read Thomas
Andrea Lorenzo Scartazzini
2001 –
Isabel Mundry
André Werner
José María Sánchez-Verdú
2002 –
Mark Andre
Jan Müller-Wieland
Charlotte Seither
2003 –
Chaya Czernowin
Christian Jost
Jörg Widmann
2004 –
Fabien Lévy
Johannes Maria
Staud and Enno Poppe
2005 –
Sebastian Claren
Philipp Maintz
Michel van der Aa
2006 –
Jens Joneleit
Alexander Muno
Athanasia Tzanou
2007 –
Vykintas Baltakas
Markus Hechtle
2008 –
Dieter Ammann
Márton Illés
Wolfram Schurig
2009 –
Francesco Filidei
Miroslav Srnka
Lin Yang
2010 –
Pierluigi Billone
Arnulf Herrmann
Oliver Schneller
2011 –
Steven Daverson
Hèctor Parra
Hans Thomalla
2012 –
Luke Bedford
Zeynep Gedizlioğlu
Ulrich Alexander Kreppein
2013 –
David Philip Hefti
Samy Moussa
Marko Nikodijevic
2014 –
Simone Movio
Brigitta Muntendorf
Luis Codera Puzo
2015 –
Birke J. Bertelsmeier
Mark Barden
Christian Mason
2016 –
Milica Djordjevic
David Hudry
Gordon Kampe
2017 –
Michael Pelzel
Simon Steen-Andersen
Lisa Streich
2018 –
Clara Iannotta
Timothy McCormack
Oriol Saladrigues
2019 –
Annesley Black
Ann Cleare
Mithatcan Öcal
2020 –
Catherine Lamb
Francesca Verunelli
Samir Amarouch
2021 –
Malte Giesen
Mirela Ivičević
Yair Klartag
2022 –
Benjamin Attahir
Naomi Pinnock
Mikel Urquiza
2023 –
Sara Glojnarić
Alex Paxton
Eric Wubbels
2024 –
Yiqing Zhu
Daniele Ghisi
Bára Gísladóttir
2025 –
Ashkan Behzadi
Bastien David
Kristine Tjøgersen
/channel/daneshvar402/3660
در ادامه هرم مازلو 🔺️
در اینجا مشاغلی که به برآوردن نیازهای هر سطح از هرم مازلو کمک میکنند، آورده شده:
▪︎این نکته مهم است که بدانیم اکثر مشاغل تنها بر یک نیاز تمرکز ندارند و معمولاً همزمان چندین نیاز را در سطوح مختلف برآورده میکنند (مثلاً یک شغل ثابت، هم نیازهای فیزیولوژیک و هم نیازهای امنیتی را تأمین میکند).
۱. نیازهای فیزیولوژیک (Physiological Needs)
· نیازهای اولیه برای بقا: غذا، آب، هوا، خواب، سرپناه.
· مشاغل مرتبط:
· کشاورزان و دامداران: تولید غذا.
· آبشناسان و متخصصان تصفیه آب: تأمین آب آشامیدنی سالم.
· آشپزها و کارکنان رستورانها: تهیه و توزیع غذا.
· کارگران ساختمانی و مهندسان عمران: ساخت سرپناه.
· پرسنل خدمات درمانی (پرستاران، پزشکان اورژانس): حفظ عملکرد بدن.
· رانندگان کامیونهای حمل مواد غذایی: توزیع مواد اولیه.
· امنیت شخصی، مالی، سلامت، ایمنی در برابر حوادث.
· مشاغل مرتبط:
· پلیس، نیروهای نظامی و امنیتی: تأمین امنیت جانی.
· ماموران آتشنشانی و امدادگران: ایمنی در برابر بلایا.
· متخصصان سلامت و ایمنی حرفهای (HSE): ایمنی در محیط کار.
· دکترها و پرستاران (غیراورژانس): تأمین سلامت و درمان.
· وکلا و قضات: برقراری عدالت و امنیت حقوقی.
· کارکنان بانک و بیمه: تأمین امنیت مالی و جبران خسارات.
· نیاز به روابط اجتماعی، دوستی، عشق، پیوند با خانواده و گروهها.
· مشاغل مرتبط:
· مشاوران خانواده و ازدواج: بهبود روابط بین فردی.
· مددکاران اجتماعی: کمک به افراد در جامعه.
· مربیان تیمهای ورزشی و سرگروههای تفریحی: ایجاد حس تعلق به یک گروه.
· متخصصین منابع انسانی: ایجاد فضای دوستانه و منسجم در محیط کار.
· کارکنان مهماننوازی (هتلداری، توریسم): ایجاد حس خوشامدگویی و پذیرش.
· نیاز به احساس ارزشمندی، اعتماد به نفس، دستاورد و احترام از سوی دیگران.
· مشاغل مرتبط:
· مربیان انگیزشی (کوچینگ) و رواندرمانگران: تقویت اعتماد به نفس و خودباوری.
· مدرسان و اساتید دانشگاه: اعطای مدرک و دانش که منبع احترام است.
· مدیران و رهبران سازمانی: دادن مسئولیت و تقدیر از دستاوردهای کارکنان.
· داوران و هیئتهای داوران (مثلاً در جشنوارهها): اعطای جایزه و تقدیرنامه.
· مشاوران مدیریت و برندینگ: کمک به افراد یا شرکتها برای ساختن اعتبار و شهرت.
· تحقق پتانسیل کامل فرد، دنبال کردن رشد شخصی، خلاقیت و معنویت.
· مشاغل مرتبط:
· هنرمندان، موسیقیدانان و نویسندگان: بیان خلاقیت و درون.
· مخترعان و پژوهشگران: کشف چیزهای جدید و گسترش مرزهای دانش.
· مربیان و منتورها (راهنمایان تجربی): کمک به دیگران برای رسیدن به پتانسیل کامل خود.
· فیلسوفان و رهبران معنوی: کمک به افراد در یافتن معنا و هدف در زندگی.
· کارآفرینان اجتماعی: دنبال کردن یک آرمان یا مأموریت برای بهتر کردن جهان.
🔆 گاهان چه میآموزد؟ ۵
های/هات ۳۲؛ سرود رویارویی با دروغ ✨
▪️یسنای ۳۲ از تندترین و کوبندهترین سرودهای گاهان است. اینجا دیگر سخن از «گزینش» یا «شناخت» نیست، بلکه افشای بیپردهی دروغ، دیوان و رهبران فریبنده است. زرتشت، نهتنها انسانها را به راستی میخواند، بلکه بیپروا حاکمان و کرپنها (رهبران دینی دروغپرست) را خطاب میکند و فسادشان را برملا میسازد. این هات، اعلام جنگ اشه (راستی) با دروغ در میدان زندگی است.
▪️در این هات، اورمزد آشکار میکند: دیوان در «اَکومن» (اندیشهی بد) ریشه دارند. آنان با وعدهی دروغینِ آرامش و جاودانگی، مردم را میفریبند. هرکه دروغ را بپرستد، دروغگوتر و خودبرتربینتر میشود. سرچشمهی همهی فسادها، همان «بداندیشی» است.
▪️زرتشت بهروشنی رهبران زمانه را میکوبد: شاهان و کرپنهای فاسدی که دین را به کالا تبدیل کردند؛ پادشاهی را با پول خریدند؛ ثروت را بر حقیقت ترجیح دادند؛ و حتی طبیعت و زندگی را قربانی قدرتطلبی خویش کردند.
اینجا دین زرتشت خیزشی است علیه استبداد و فساد؛ پیامی علیه کسانی که مردم را با زور و دروغ میرانند.
▪️در این سرود، اورمزد حسابگر آشکار معرفی میشود: اوست که در پایان، با وهومن، پاداش نیک را به شایستگان میبخشد و مجازات را بر گناهکاران روا میدارد. مجازات نه نمادین، بلکه سخت و دردناک توصیف میشود: آهن گداخته بر روان دروغپرستان. این عدالت، فرجام گریزناپذیر هر فریب و ستم است.
▪️یسنای ۳۲ پیام بزرگی دارد: دین را نمیتوان ابزار ثروت و سیاست کرد. زرتشت در برابر شاهان فاسد و کرپنهای منحرف ایستاد و گفت: قدرتِ بدون راستی و دانایی، ویرانگر است. حتی اگر در لباس دین باشد.
🌱 از اندیشهی بد فاصله بگیر: سرچشمهی همهی ویرانیها اندیشهی بد است.
⚖️ فریب نخور: وعدهی آرامش و خوشبختی بدون راستی، دروغ است.
✋ فساد را افشا کن: سکوت در برابر رهبران فاسد، همراهی با دروغ است.
🌌 به عدالت ایمان داشته باش: هر دروغ و ستمی سرانجام به کیفر میرسد.
👑 دین و قدرت را یکی نکن: معنویت راستین، هیچگاه کالا و ابزار سیاست نمیشود.
انسان بودن، یعنی فریب وعدههای پوچ را نخوردن؛ یعنی چشم در چشم دروغ ایستادن و افشاگری کردن.• • •
اگر زرتشت بیپروا شاهان و رهبران دینی دروغپرست را نکوهش کرد، امروز ما نیز باید در برابر فساد، استبداد و تحریف دین خاموش نمانیم.
ایرانی بودن، یعنی پاسداری از اشه، حتی اگر در برابر قدرت بایستی؛ یعنی ترجیح دادن راستی بر ثروت، و حقیقت بر مصلحت.
نوبل موسیقی کلاسیک 🏆
▪︎جایزه موسیقی ارنست فون زیمنس یا به اختصار جایزه موسیقی زیمنس، یک جایزه موسیقی سالانه است که توسط آکادمی هنرهای زیبای باواریا از آلمان، به نمایندگی از بنیاد موسیقی ارنست فون زیمنس که در سال ۱۹۷۲ بنیانگذاری شد، اهدا میشود. این بنیاد توسط ارنست فون زیمنس تأسیس شد و موسیقی معاصر را ترویج میدهد.
▪︎این جایزه به آهنگسازی، نوازندگی یا موسیقیشناسی اهدا میشود که سهم برجستهای در دنیای موسیقی داشته باشد. علاوه بر جایزه اصلی، جوایز دیگری نیز اهدا میشود. کل مبلغ جایزه در حال حاضر ۳.۵ میلیون یورو است که برنده جایزه اصلی ۲۵۰هزار یورو دریافت میکند. این جایزه گاهی اوقات به عنوان «نوبل موسیقی کلاسیک» شناخته میشود.
ته که میشی بهمو چاره بیاموج-باباطاهر
که این تاریک شوان را چون کُرِم روج
گهی واجم که کی این روج آیو
گهی واجم که هرگز وا نهای روج
☀️ آشنایی با ذهنیت داریوش بزرگ... ۹
▪️اکنون به بندهای ۲۵ و ۲۶ کتیبهی بیستون میرسیم. در این بخش، داریوش نهفقط بهعنوان شاه جنگجو، بلکه دوباره بهعنوان فرماندهای سازماندهنده و استراتژیست ظاهر میشود. او از نیروهای اندک خود در ایران مرکزی سخن میگوید و نشان میدهد چگونه با اتکا به سرداران وفادار، شورشهای گسترده را در ماد و ارمنستان سرکوب میکند.
داریوش شاه میگوید:
سپاه پارسی و مادی که با من بود اندک بود. با این حال، من سپاهی دیگر فرستادم. پارسیای به نام «ویدَرنه» (هیدَرنِس)، بندهی من، را فرمانده آنان کردم و به او گفتم:
«برو و آن سپاه مادی را که مرا نمیشناسد، درهم بشکن.»
آنگاه ویدَرنه با سپاه رهسپار شد. چون به ماد رسید، در شهری به نام «مَروش» با مادها جنگید. سرکردهی مادها در آن زمان در آنجا نبود. اهورامزدا مرا یاری کرد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را بهکلی شکست داد. در روز بیستوهفتم ماه «انامَکَ» نبردشان روی داد. سپس سپاه من در ناحیهای از ماد به نام «کَمپَندَه» ماند تا من خود به ماد آمدم.
داریوش شاه میگوید:
ارمنیای به نام «دادَرشی»، بندهی من، را به ارمنستان فرستادم و به او گفتم:
«برو و آن سپاهی را که به شورش برخاسته و مرا پادشاه نمیشناسد، درهم بشکن.»
دادَرشی به راه افتاد. چون به ارمنستان رسید، شورشیان گرد آمدند و برای جنگ با او پیش آمدند. در جایی به نام «زوزا» نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری کرد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را بهکلی شکست داد. در روز هشتم ماه «ثورَواهر» نبردشان روی داد.
۱. شخصیت داریوش: شاهی که میسازد• • •
🔹 داریوش نشان میدهد که قدرت شخصیاش تنها در میدان نبرد نیست، بلکه در «توانایی سازماندهی و واگذاری مأموریت» است.
🔸 او خود را بهعنوان کسی معرفی میکند که حتی با نیروی اندک، میتواند بحرانها را با تدبیر و تقسیم قدرت مدیریت کند.
۲. فرهنگ وفاداری و رابطهی شاه ـ بنده
🔹 واژهی «بندهی من» (servant) در متن بارها تکرار میشود. این تأکید نشان میدهد داریوش وفاداری شخصی را بر نسب یا جایگاه محلی ترجیح میدهد.
🔸 شاهیِ داریوش بر شبکهای از سرداران وفادار بنا میشود؛ کسانی که قدرتشان از شاه سرچشمه میگیرد، نه از مردم. این ساختار وفاداری، شالودهی دستگاه شاهنشاهی هخامنشی است.
۳. الگوی «دروغ و شورش» باز هم تکرار میشود
🔹 باز هم شورشیان به شکل «کسانی که شاهی داریوش را نمیپذیرند» تصویر میشوند. هویت مخالفان نه بهعنوان رهبران قومی، بلکه بهعنوان «منکران حقیقت» معرفی میشود.
🔸 این الگو هویت شاهی داریوش را اخلاقی ـ دینی میکند: او نهتنها فرمانروا، بلکه «نگهبان حقیقت در برابر دروغ» است.
۴. نقش اهورامزدا: تکیهگاه مشروعیت و پیروزی
🔹 داریوش بار دیگر پیروزی را نه به توان نظامی، بلکه به خواست اهورامزدا نسبت میدهد. این رویکرد، شکست دشمنان را به «قصاص ایزدی» تبدیل میکند.
🔸 بدینترتیب، شاهی داریوش «فرهای» است؛ یعنی پیوندی مستقیم با ایزد دارد و هر جنگی رنگ قدسی پیدا میکند.
۵. جامعهشناسی شورشها: پراکندگی، اما الگوی یکسان
🔹 شورش در ماد و ارمنستان همانند شورش در بابل یا عیلام یک الگو دارد: گروهی مردم، رهبر شورشی، انکار شاهی داریوش.
🔸 داریوش با این الگو نشان میدهد که بحران نه خاص یک منطقه، بلکه «ماهیت تکرارشوندهی انسانِ فریبخورده» است. بنابراین مردم، در روایت او، همواره نیازمند «شاهِ راستگو» هستند تا هدایتشان کند.
در مدح یعقوب لیث صفار و شکست عمار خارجی:
هرکه نبود او به دل متهم-بسام کرد
بر اثر دعوت او کرد نعم
عمر ز عمار بدان شد بری
که اوی خلاف آورد تا لاجرم
دید بلا بر تن و بر جان خویش
گشت به عالم تن او در الم
مکه حرم کرد عرب را خدای
عهد تو را کرد حرم در عجم
هر که در آمد همه باقی شدند
بازِ فنا شد که ندید این حرم
🔆 گاهان چه میآموزد؟ ۴
های/هات ۳۱؛ سرود دانایی و راستی ✨
▪️یسنای ۳۱، دنبالهی پیام «گزینش بزرگ» در هات پیشین است. این بار، سخن اشوزرتشت ژرفتر میشود: چگونه باید اهورامزدا را شناخت؟ و انسان چگونه میتواند با اندیشه، گفتار و کردار نیک به سوی روشنایی گام بردارد؟ این های/هات، سرود «شناخت» است؛ دانشی که بیعمل بیارزش است، و عملی که بیدانش کور است.
▪️یسنا ۳۱ هشدار میدهد: پرستش بیفهم، ارزشی ندارد. اهورامزدا را باید با اندیشهی روشن و دل آگاه پرستید. کسی که تنها به آیین بیرونی دلخوش است، بیآنکه معنا را دریابد، در تاریکی میماند. در این سرود، دین یعنی فهمیدن، نه تکرار کردن.
▪️این هات میآموزد که تنها اندیشهی نیک کافی نیست؛ باید گفتار و کردار نیز با آن همراه شود. کسی که فکر میکند تنها در ذهنش نیک میاندیشد اما در رفتار خلاف آن عمل میکند، دروغپرست است. اشه (راستی) یعنی هماهنگی کامل میان آن سه.
▪️زرتشت در این هات از رسالت خود سخن میگوید: او پیامآور است تا مردم را به راه اشه راهنمایی کند، اما انتخاب با خود مردم است. او تنها چراغ است، نه اجبار. پیامبری در گاهان یعنی برداشتن باری سنگین از مسئولیت، نه ادعای قدرت یا برتری.
▪️در این سرود، اورمزد بهعنوان سرچشمهی دانایی ستوده میشود. اما نکته اینجاست: او نه بهخاطر قدرت، که بهخاطر دانایی و راستی شایستهی پرستش است. حتی بالاترین مقام هستی نیز با «راستی» سنجیده میشود. در این نگاه، قدرت هیچگاه معیار نیست، بلکه مسئولیت است.
🌱 بفهم پیش از آنکه باور کنی: ایمان بیفهم، سایهای بیجان است.
⚖️ همداستانی سهگانه: اندیشه، گفتار و کردار را یکی کن؛ جز این، راستی نیست.
✋ چراغ باش: اگر دانایی یافتهای، وظیفه داری آن را به دیگران برسانی.
🌌 ارزش نه در قدرت، که در دانایی است: حتی اورمزد بر پایهی اشه داوری میشود.
🤔 انسان بودن، یعنی با چشمی باز خدا را پرستیدن؛ با اندیشه و فهم، نه کورکورانه.
اگر اشوزرتشت خود، دانایی را شرط ایمان دانست، پس ما نیز باید در هر لحظه بپرسیم، بفهمیم و آگاهانه راه راستی را برگزینیم.
ایرانی بودن، یعنی باور را نه در ظاهر، که در ژرفای اندیشه و کردار راستین بجوییم.
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا-شهریار
بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خوابآلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بیحبیب خود نمیکردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
🔆اتحادیه تبادلاتی عصر ایران🔆
لیستی از چندین رسانه و کانال ملی گرایان تهیه کردیم تا به راحتی به آنها دسترسی داشته باشید.
🍷لیستی از بهترین کانال ها و رسانه های ملی گرایان
/channel/addlist/ukoDxwdfKWliM2M0
جهت عضویت در لیست به یکی از آیدی های زیر پیام ارسال کنید
♟| @asriran_support
نشستهام به در نگاه میکنم-هوشنگ ابتهاج
دریچه آه میکشد
تو از کدام راه میرسی؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانیام در این امید پیر شد
نیامدی
و دیر شد...
تبلیغات مارلبورو 🚬
▪︎مارلبورو یکی از معروفترین نمونههای تاریخ تبلیغات و برندینگ به حساب میاد. این برند در اول کار بهعنوان یک سیگار «زنانه» با شعار و تبلیغات ملایم معرفی شد، اما همین هویت باعث شد در بازار بزرگتر، یعنی مردان، چندان موفق نباشه و فروشش به شدت افت کنه. تا جایی که شرکت در خطر ورشکستگی قرار گرفت. نقطه عطف داستان وقتی بود که استراتژی تبلیغاتی کاملاً تغییر کرد و بهجای تصویر زنان، «مرد کابوی» به عنوان نماد اصلی برند معرفی شد. این تغییر ساده اما عمیق، مارلبورو رو از یک محصول حاشیهای به پرفروشترین سیگار جهان تبدیل کرد و به عنوان یکی از موفقترین کمپینهای تبلیغاتی قرن شناخته شد.
متن کامل رو در زیر بخونید.
• • •
#⃣ #جامعه_شناسی
🔗 @daneshvar402
☀️ آشنایی با ذهنیت داریوش بزرگ... ۱۲
▪️اکنون به بندهای ۳۳ تا ۳۵ کتیبهی بیستون میرسیم. اینجا هم همان الگوی آشنا تکرار میشود: مدعیانی تازه از دل اقوام و مناطق مختلف سربرمیآورند، خود را شاه مینامند، مردم گرد آنها جمع میشوند و داریوش، با یاری اهورامزدا، آنها را درهم میشکند. اما تفاوت مهم این بخش با بندهای پیشین در شدتِ مجازات و گسترش شورشهاست؛ داریوش بیش از پیش به «نمایش قدرت» نیاز پیدا میکند.
داریوش شاه میگوید:
مردی به نام «تریتَنتَخْمِه»، از قبیلهی ساگارتی، از من سرکشی کرد و به مردم خود گفت: «من پادشاه ساگارتیا هستم و از خاندان کیاخسار (کیاکسار) میباشم.» آنگاه من سپاهی پارسی و مادی فرستادم. مادیای به نام «تَخمَسپاده»، بندهی من، را سردارشان کردم و به او گفتم: «برو، آن سپاهی را که بر من شوریده و مرا به شاهی نمیشناسد، درهم شکن.» پس تخمَسپاده با سپاه رفت و با تریتنتخمه نبرد کرد. اهورامزدا مرا یاری داد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را شکست داد و تریتنتخمه را گرفتند و نزد من آوردند.
پس بینی و گوشهای او را بریدم و یکی از چشمانش را کور کردم، و او را دربند، در برابر درگاه کاخ خود نگاه داشتم تا همهی مردم او را ببینند. سپس او را در «اربیلا» به صلیب کشیدم.
داریوش شاه میگوید: این بود آنچه در ماد به دست من انجام شد.
داریوش شاه میگوید: پارتیان و هیرکانیان بر من شوریدند و خود را در کنار فرئَورتیش نهادند. پدر من، ویشتاسپ، در پارت بود. مردم او را ترک کردند و شورشی شدند. آنگاه ویشتاسپ با سپاهی که هنوز وفادار مانده بود، به جنگ ایشان رفت. در شهری در پارت به نام «ویشپَوزاتیش» او با پارتیان نبرد کرد. اهورامزدا مرا یاری داد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را شکست داد. در روز دوم ماه «ویَخْشَن» نبرد کردند.
۱. ادعای نسب و مشروعیت جعلی
🔹 تریتنتخمه خود را از خاندان کیاکسار معرفی میکند؛ باز همان الگو: دشمنان برای مشروعیتسازی، نسب جعل میکنند.
🔸 داریوش با تکرار این روایت میخواهد بگوید: «آنچه مرا شاه میکند حقیقتِ تبار و تأیید اهورامزداست، نه ادعا.»
۲. مجازات بهمثابه نمایش
🔹 بریدن بینی، گوش، کور کردن یک چشم، نگهداشتن در مقابل کاخ، و در نهایت به صلیب کشیدن —همهی اینها یک «نمایش عبرتآموز» است.
🔸 داریوش به عمد میگوید «تا همه مردم او را ببینند»؛ اینجا خشونت صرفاً انتقام نیست، بلکه ابزار کنترل اجتماعی است.
۳. کارکرد روانشناختی خشونت
🔹 در روانشناسی قدرت، چنین مجازاتهایی «خبر روانی جمعی» ایجاد میکند: ترس از شورش در ناخودآگاه مردم مینشیند.
🔸 داریوش خود را پدری سختگیر و قاطع مینمایاند؛ کسی که نهتنها خطاکار را نابود میکند، بلکه بدن او را به تابلوی هشدار برای جامعه بدل میسازد.
۴. پیوستگی قدرت خانوادگی
🔹 در بند ۳۵، نقش پدر داریوش (ویشتاسپ) برجسته میشود. اینجا داریوش به نوعی میگوید: «قدرت من تنها شخصی نیست، بلکه شبکهای خانوادگی است.»
🔸 حضور پدر بهعنوان حاکم پارت و فرمانده جنگ، مفهوم «سلسله» و «تداوم مشروعیت» را تقویت میکند. شاهی داریوش تنها فردی نیست، بلکه نهادی خانوادگی و الهی است.
۵. فرهنگ سیاسی هخامنشی: ترکیب دین و مجازات
🔹 هر بار پیروزی به اهورامزدا نسبت داده میشود: «به خواست اهورامزدا...»
🔸 این ساختار دوگانه (مجازات زمینی + تقدسِ آسمانی) اساس فرهنگ شاهی هخامنشی است. مردم باید باور کنند که مجازات شاه، بازتاب عدالت الهی است.
برو کار میکن مگو چیست کار-ملک الشعرا بهار
که سرمایهٔ جاودانیست کار
نگر تا که دهقان دانا چه گفت
به فرزندگان، چون همیخواست خفت
که میراث خود را بدارید دوست
که گنجی ز پیشینیان اندر اوست
من آن را ندانستم اندر کجاست
پژوهیدن و یافتن با شماست
چو شد مهرمه کشتگه برکنید
همه جای آن زیر و بالا کنید
نمانید ناکنده جایی ز باغ
بگیرید از آن گنج هرجا سراغ
پدر مرد و پوران به امید گنج
به کاویدن دشت بردند رنج
به گاوآهن و بیل کندند زود
هماینجا، همآنجا و هرجا که بود
قضا را در آن سال از آن خوب شخم
ز هر تخم برخاست هفتاد تخم
نشد گنج پیدا ولی رنجشان
چنان چون پدر گفت شد گنجشان
معنی ماههای خورشیدی و قمری
• • •
#⃣ #زبانشناسی
🔗 @daneshvar402
📋 بنخان
🔆 گاهان چه میآموزد؟ ۶
های/هات ۳۳؛ سرود نیایش و پیوند با اهورامزدا ✨
▪️یسنای ۳۳ پس از سرود کوبندهی پیشین، با لحن آرامتر و صمیمیتر ادامه مییابد. این هات، سرودِ گفتوگو، نیایش و نزدیکی زرتشت به اهورامزدا و امشاسپندان است. اگر هات ۳۲ اعلام جنگ با دروغ بود، هات ۳۳ ترسیم راه و رسم زیستن با راستی است.
▪️زرتشت سرود را با یادآوری دو راه آغاز میکند: دروغ یا راستی. هرکس، چه دروغگو باشد چه درستکار، در نهایت با خواست خود راهی را برمیگزیند. اما معیار، هماهنگی با گاهان و آموزههای اشه (راستی) است.
▪️زرتشت میآموزد: دروغ تنها با کردار، گفتار و اندیشهی نیک از میان میرود. دفع آن باید «با دو دست» باشد؛ یعنی هم در اندیشه و هم در کنش. هم آموزش درست نیاز است، هم پرورش تن و روان.
▪️در این هات، بار دیگر «گئوشورون» (روان جهان) یاد میشود. زرتشت نگهداری از چهارپایان و پرورش زندگی را بخشی از دینداری میداند. بیتوجهی به زیست و بهرهکشی نابجا از آن، نشانهی دروغگرایی است.
▪️زرتشت سروش را برای یاری میخواند و از اهورامزدا میخواهد که او را در «جهان پسین» با بهمن و اشه همراه سازد. عدالت و پاداش نه فقط در این دنیا، بلکه در مینوی پسین نیز برقرار است.
▪️بخشهای میانی هات ۳۳ پر از لحن پرمهر است. اینجا زرتشت نه پیامبرِ دور، که بندهی نزدیک و سخنگو با خدای یکتا است.
▪️در این سرود، همهی امشاسپندان یاد میشوند: بهمن (اندیشه نیک)، اشهوهیشتا (راستی)، شهریور (شهریاری دادگر)، سپندارمذ (فروتنی و پرورش زمین)، امرداد (بیمرگی) و خرداد (کمال و تندرستی).
زرتشت در حقیقت زندگی خویش را به آنان میسپارد:
با جان به بهمن، با کردار به اشه و با گفتار به شهریور.
🌱 معیار زندگی: هر کار باید با حقیقت و راستی هماهنگ باشد.
⚖️ اندیشه و عمل را یکی کن: با نیکاندیشی و نیککرداری، دروغ را از زندگی دور کن.
🐂 پاسدار زندگی باش: از زیست و حیوانات نگهداری کن؛ این بخشی از دینداری است.
🙏 با خدا گفتوگو کن: نیایش تنها ستایش نیست، بلکه گفتوگوی پرمهر با سرچشمه هستی است.
🌌 زندگی را بسپار: اندیشه به خرد، کردار به راستی، و گفتار به دادگری.
دین نه ابزار سیاست و نه جنگ قدرت است؛ دین، راهی برای نزدیکشدن به حقیقت و زیستن در هماهنگی با جهان است.
یسنای ۳۳ یادمان میدهد: نیایش، ساده و بیپیرایه، همان پیوند راستین انسان با خداست؛ و پاسداری از زندگی و طبیعت، بخش جدانشدنی از ایمان است.
افرادی که هر دو جایزه معتبر پولار و زیمنس رو برنده شدن 🏆
Mstislav Rostropovich
Polar (1995) ✅
Siemens (1976) ✅
Pierre Boulez
Polar (1996) ✅
Siemens (1979) ✅
Witold Lutosławski
Polar (1993) ✅
Siemens (1983) ✅
Dietrich Fischer-Dieskau
Polar (2005) ✅
Siemens (1980) ✅
Karlheinz Stockhausen
Polar (2001) ✅️
Siemens (1986) ✅
György Ligeti
Polar (2004) ✅
Siemens (1993) ✅
Nikolaus Harnoncourt
Polar (1994) ✅
Siemens (2002) ✅
Anne-Sophie Mutter
Polar (2019) ✅
Siemens (2008) ✅
فهرست تمامی برندگان جایزه اصلی موسیقی زیمنس 🏆
1974 – Benjamin Britten• • •
1975 – Olivier Messiaen
1976 – Mstislav Rostropovich
1977 – Herbert von Karajan
1978 – Rudolf Serkin
1979 – Pierre Boulez
1980 – Dietrich Fischer-Dieskau
1981 – Elliott Carter
1982 – Gidon Kremer
1983 – Witold Lutosławski
1984 – Yehudi Menuhin
1985 – Andrés Segovia
1986 – Karlheinz Stockhausen
1987 – Leonard Bernstein
1988 – Peter Schreier
1989 – Luciano Berio
1990 – Hans Werner Henze
1991 – Heinz Holliger
1992 – H. C. Robbins Landon
1993 – György Ligeti
1994 – Claudio Abbado
1995 – Sir Harrison Birtwistle
1996 – Maurizio Pollini
1997 – Helmut Lachenmann
1998 – György Kurtág
1999 – Arditti Quartet
2000 – Mauricio Kagel
2001 – Reinhold Brinkmann
2002 – Nikolaus Harnoncourt
2003 – Wolfgang Rihm
2004 – Alfred Brendel
2005 – Henri Dutilleux
2006 – Daniel Barenboim
2007 – Brian Ferneyhough
2008 – Anne-Sophie Mutter
2009 – Klaus Huber
2010 – Michael Gielen
2011 – Aribert Reimann
2012 – Friedrich Cerha
2013 – Mariss Jansons
2014 – Peter Gülke
2015 – Christoph Eschenbach
2016 – Per Nørgård
2017 – Pierre-Laurent Aimard
2018 – Beat Furrer
2019 – Rebecca Saunders
2020 – Tabea Zimmermann
2021 – Georges Aperghis
2022 – Olga Neuwirth
2023 – Sir George Benjamin
2024 – Unsuk Chin
2025 – Sir Simon Rattle
☀️ آشنایی با ذهنیت داریوش بزرگ... ۱۰
▪️اکنون به بندهای ۲۷ تا ۳۰ کتیبهی بیستون میرسیم. در این بخش، داریوش با جزئیات نشان میدهد که چگونه شورشهای ارمنستان پیدرپی سر برمیآورند و چگونه فرماندهانش یکی پس از دیگری، این موجهای مقاومت را درهم میشکنند.
▪️اینجا بیش از هر زمان دیگر درمییابیم که برای داریوش، فرمانروایی نه یک «تخت شاهی» که یک «میدان دائمی بحران» است.
داریوش شاه میگوید:
شورشیان بار دوم گرد آمدند و بر ضد دادَرشی برای نبرد پیش آمدند. در دژی در ارمنستان به نام «تیگرا» با او جنگ کردند. اهورامزدا مرا یاری کرد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را کاملاً شکست داد. در روز هجدهم ماه «ثوروَهر» این جنگ روی داد.
داریوش شاه میگوید:
شورشیان بار سوم گرد آمدند و بر ضد دادَرشی برای نبرد آمدند. در دژی در ارمنستان به نام «اویاما» جنگ کردند. اهورامزدا مرا یاری کرد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را کاملاً شکست داد. در روز نهم ماه «ثایگَچیش» این جنگ روی داد. سپس دادَرشی در ارمنستان ماند تا من به آنجا رسیدم.
داریوش شاه میگوید:
پارسیای به نام «وَومیسَه»، بندهی من، را به ارمنستان فرستادم و بدو گفتم:
«برو و آن سپاه شورشی را که مرا نمیشناسد، درهم بشکن.»
وومیسه به ارمنستان رفت. شورشیان گرد آمدند و بر ضد او برای نبرد آمدند. در جایی از آشور به نام «ایزالا» جنگ کردند. اهورامزدا مرا یاری کرد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را کاملاً شکست داد. در روز پانزدهم ماه «انامک» این جنگ روی داد.
داریوش شاه میگوید:
شورشیان بار دوم گرد آمدند و بر ضد وومیسه برای نبرد آمدند. در جایی از ارمنستان به نام «اوتیارا» جنگ کردند. اهورامزدا مرا یاری کرد؛ به خواست اهورامزدا سپاه من آن شورشیان را کاملاً شکست داد. در پایان ماه «ثوروَهر» این جنگ روی داد. سپس وومیسه در ارمنستان ماند تا من بدانجا رسیدم.
۱. تکرار شورش و فرسایشی بودن قدرت
🔹 داریوش روایت میکند که در ارمنستان، شورشیان سه بار با دادَرشی و دوبار با وومیسه درگیر شدند. این نشان میدهد که شورشها بهسادگی پایان نمیپذیرفتند؛ بلکه مقاومتها تکرار میشدند.
🔸 از نگاه داریوش، این تکرار یک «درس اخلاقی» دارد: دروغ و نافرمانی پیدرپی میآیند، اما شاهِ مشروع با اتکاء به اهورامزدا همیشه آنها را درهم میشکند.
۲. تصویر شاهِ دور، ولی کنترلگر
🔹 داریوش خود در همهی میدانها حاضر نیست؛ بلکه سردارانش (دادَرشی، وومیسه) به نیابت از او میجنگند.
🔸 اما هر بار پیروزی به نام او و با «یاری اهورامزدا» ثبت میشود. اینجا شخصیت داریوش همچون «شاه استراتژیک» نمایان میشود؛ او مدیر بحرانهاست، نه صرفاً جنگاور میدانی.
۳. فرهنگ شاهی: وفاداری فرماندهان
🔹 داریوش بارها تأکید میکند که این سرداران «بندگان من» هستند. این تعبیر، جایگاه سلطنت در فرهنگ هخامنشی را نشان میدهد: شاه نه تنها در رأس قدرت، بلکه مالک وفاداری و هستی سرداران است.
🔸 این رابطه، رنگی از پدرسالاری دارد: شاه، آمر و هدایتگر؛ فرماندهان، تابع و مجری.
۴. بعد روانشناختی: نگرانی از بازتولید شورش
🔹 تکرار شورشها میتواند برای هر فرمانروا مایهی فرسایش روانی باشد، اما داریوش با تکرار یک کلیدواژه آرامشبخش این نگرانی را پاسخ میدهد: «اهورامزدا مرا یاری کرد».
🔸 این نشان میدهد که او برای کنترل ذهنی خود و جامعه، یک چارچوب ایزدی میسازد: شکست دشمنان نه از تدبیر یا قدرت سپاه، بلکه از «یاری خدا»ست.
۵. جامعهشناسی: مردم نافرمان و شاه رهاییبخش
🔹 در ارمنستان، شورش چندباره تصویر میشود. یعنی مردم یک منطقه بارها علیه شاه مرکزی برمیخیزند.
🔸 داریوش این را به «ناآگاهی» یا «فریبپذیری» مردم نسبت میدهد. در نتیجه، شاه نقش «اصلاحگرِ آگاهی مردم» را نیز به دوش میکشد.
🎵 نام قطعه:
Sonata for Solo Cello Mvt. III
🤵🏻♂️ آهنگساز: زولتان کودای 🇭🇺
🎻 چلیست: سباستین بَوِرستَم 🇸🇪
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
بسام کرد، از نخستین سرایندگان پارسیگوی ایران
▪︎بسّام کُرد (لقب او را گُرد نیز نوشتهاند)، از نخستین سرایندگان زبان فارسی دری است که تاریخ تولد و وفات او معلوم نیست، اما از تاریخ سیستان درمییابیم که در زمان صفاریان، یعنی در اواسط قرن سوم هجری میزیسته است.
▪︎او را به نادرست از قبیله کردها دانستهاند و شاید به همین سبب ایرج افشار سیستانی در بزرگان سیستان نامی از او نبرده است.• • •
▪︎اما کُرد به معنای چوپان و صحرانشین است و با قبایل کرد در غرب ایران نسبتی ندارد و سخن بازورث که روستاییان و مناطق بیابانی را رکن اصلی مذهب خارجی میداند مؤیّد این مطلب است.
▪︎بسّام از خوارج محلی سیستان بود که در ابتدا با یعقوب لیث صفاری (متوفی ۲۶۵) جنگید و پس از آنکه یعقوب، عمّار رهبر خوارج، را کشت به ملازمان یعقوب پیوست و با پیروی از طریق محمد وصیف سگزی در شعر به سخنوری پرداخت.
🎵 نام قطعه: Caprice No. 5
🤵🏻♂️ آهنگساز: نیکولو پاگانینی 🇮🇹
🎻 ویولنیست: سومینا ستودر 🇨🇭
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
❤️🔥بهترین {چنل های ملیگرایی} را در اتحادیه بزرگ ایرانگرا به پوشه های خود اضافه کنید👑👑
Читать полностью…
👑👑 ده ها کانال ملیگرای ایرانی در پوشۀ «ایرانبان» 👑 را به گفتگوهای تلگرامی خود اضافه کنید👑👑
👇👇👇
🛍فایل پوشه چنل ها
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥❤️🔥
جهت پیوستن به اتحادیه به { گروه اتحادیه درخواست عضویت بدهید } 👑
(اگر با خطا ( ⁉️⚠️error) محدودیت 2 فولدر
برخورد کردید ◀️اموزش رفع خطا : 👇👇👇
آموزش رفع خطا 🥳
🌍 جهان، بازی بیپایان گل یا پوچ
🔹 وقتی به حوادث جهانی نگاه میکنیم، همیشه در برابر یک انتخاب قرار داریم: همراه شویم یا صبر کنیم؟ این انتخاب ساده نیست، چون به باور ما از "نفع" بستگی دارد. مردم وقتی فکر میکنند یک جنبش، اعتراض یا رویداد جهانی قرار است نظم موجود را دگرگون کند، به آن دل میبندند. اما اگر نتیجه نگیرد، احساس میکنند همهچیز پوچ بوده است.
این چرخهی امید و ناامیدی، شبیه بازی گل یا پوچ 🎭 است:
هر بار دستها باز میشود، عدهای میگویند: «باز هم پوچ بود!»
و هر بار که احتمال "گل" وجود دارد، موجی از هیجان و احساسات شکل میگیرد.
▪️این وضعیت باعث شکلگیری چیزی میشود که من آن را "گل یا پوچزدگی جمعی" مینامم.
▪️مردم پس از چند بار شکست در حدس زدن، به این نتیجه میرسند که هیچ گلی در کار نیست (جفت پوچ) → بیاعتمادی و سرخوردگی 🌀.
▪️و اگر روزی واقعا "گل" باشد، واکنشها چنان احساسی و شتابزده خواهد بود که تشخیص درست را دشوارتر میکند.
▪️از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، این همان سندروم نوسان امید–یأس است؛ جامعه از شور و هیجان به بیتفاوتی و بالعکس در رفتوآمد است.
▪️نهادهای قدرت جهانی دقیقاً از همین بازی استفاده میکنند. آنها با تولید فرصتهای گل یا پوچ، مردم را در یک میدان دائمی شک و انتظار نگه میدارند.
رسانهها 🎥، وعدههای سیاسی 🏛️ و حتی بحرانهای جهانی 🌪️، ابزارهایی هستند برای ایجاد این توهم که شاید این بار "گل" در کار است یا "جفت پوچ" است.
آنچه جامعهی ما در ایران تجربه کرده این واقعیت است که در بسیاری موارد، نتیجه چیزی جز «جفت پوچ» نیست.
▪️این بازی باعث میشود مردم یا بیشازحد منفعل شوند («جفت پوچه») یا بیشازحد عجولانه همراه شوند («این بار حتماً گل است!»).
▪️از دیدگاه روابط بینالملل، این پدیده به سیاست نمایش و انتظار نزدیک است. کشورها، جنبشها و رسانههای جهانی با استفاده از نمادهای امیدبخش و بحرانهای نمایشی، افکار عمومی را مدیریت میکنند.
▪️این همان چیزی است که نظریهپردازان علوم سیاسی آن را "مدیریت ادراک" مینامند.
▪️در عمل، جهان به یک اتاق بازی روانی تبدیل شده است؛ جایی که شهروندان بیشتر وقتشان را صرف حدس زدن "گل یا پوچ" میکنند تا ساختن یک بازی جدید.
▪️ما در جهانی زندگی میکنیم که بیش از آنکه واقعیت روشن باشد، شبیه یک بازی پر از دستهای بسته است. برای شکستن چرخهی گل یا پوچ، باید:
۱. معیارهای تحلیلی مستقل بسازیم (نه فقط براساس احساسات).
۲. فراتر از بازی طراحیشده حرکت کنیم، یعنی از تماشاچی صرف بودن خارج شویم.
۳. قدرت تشخیص جمعی را تقویت کنیم، نه اینکه فقط به امید شانس درستحدسزدن بمانیم.
❌ پاسخ به ادعای همردیفی زن با حیوانات در متون زرتشتی
🔍 یکی از شبهاتی که گاه از سوی ناآشنایان با ادبیات متون پارسیگ (پهلوی) و سنت تفسیری دین مزدیسنا مطرح میشود، این است که در بخش هایی از متون مزدیسنی مانند دینکرد، جلد هشتم، بند ۵۵، زن در کنار حیوانات ذکر شده:
abar stōrān anumayān w nārīgān kē-šān tangīh ī sūrāg rāy abzār kār abar kerdan nē *ādūg
عدمتطابق با ارزشهایاخلاقی: در کتاب دینکرد که بعد از اوستا مهم ترین کتاب زرتشتیان است زنان را در کنارحیوانات قرار داده...نقد:این دیدگاه، زنان را همسطح حیوانات قرار داده و آنها را به ابزاری برای استفاده جنسی تقلیل میدهد، که در تضاد با اصول کرامت انسانی و حقوق بشر است.❌ این برداشت، نخست از حیث منطق صوری و سپس از حیث شناخت زبانشناسی و ساختار متون دینی، مغالطهای آشکار است و فاقد ارزش علمی و تفسیرگرایانه میباشد.
▪️در منطق صوری، یکی از مغالطات مشهور، مغالطهی همنشینی یا تداعی (association fallacy) است. در این مغالطه، اگر چند چیز در یک جمله یا فهرست یا حکم کنار یکدیگر بیایند، گفته میشود که از یک سنخ و دارای ارزش و مرتبهی واحد هستند. این مغالطه در جملههایی مثل «در این خانه، پزشک، پرستار و بیماران حضور دارند» نیز دیده میشود. آیا از همنشینی این سه میتوان نتیجه گرفت که پزشک و بیمار در یک مرتبهاند یا کارکرد مشابه دارند؟ بیتردید خیر.
▪️برای روشنتر شدن موضوع، بیایید به فرگرد سیزدهم وندیداد، بند ۴۴ تا ۴۸ بنگریم، جایی که سگ با ویژگیهایی از مردان مختلف قیاس میشود:
«سگ دارای خاصیت مرد جنگی است... خاصیت مرد خنیاگر، مرد راهزن، کودک، حتی آتربان و... را داراست.»
▪️آیا از این توصیف میتوان نتیجه گرفت که مرد جنگی یا آتربان (پیشوای دینی) یا کودک هر سه با سگ همرتبهاند یا ارزش آنها برابر است؟ بیتردید نه. اینها تنها قیاسهای تمثیلی برای فهم کارکردها و ویژگیها هستند، نه داوری ارزشی درباره انسان یا حیوان. این دقیقاً همان ساختار زبانی و ادبی است که در دینکرد نیز دیده میشود.
▪️در متون دینی و حقوقی، بهویژه متونی چون دینکرد که رنگ و بوی فقهی و احکامی دارند، آوردن اشیاء، جانوران، انسانها یا نهادها در یک بند به معنای همارزی یا همپایگی نیست، بلکه تنها به این معناست که احکامی در یک موقعیت مشترک دربارهی آنها صادر شده است. در آن بند از دینکرد نیز مسئله بر سر احکام طهارت و کارکرد فقهی تن در شرایط خاص است، نه شأن انسانی یا فلسفی زن.
▪️در متون دینی، همانند وندیداد، دینکرد و دیگر متون، همانند بسیاری از زبانهای کهن، ساختار متن بر اساس موضوعات فقهی، نه تمایز هستیشناختی یا ارزشی، سامان مییابد. بدین معنا که اگر احکامی دربارهی «عدم توانایی بر مباشرت جنسی» مطرح است، ممکن است از نظر احکام تطهیری و اجتماعی، هم دربارهی «زنانی که به دلایلی خاص...» و هم «حیواناتی که...»، دستوراتی بیاید. نه زن با حیوان همارز است و نه انسان با گیاه، تنها احکام دربارهی چیزهایی با کاربرد مشترک (برای نمونه نگاهبانی از آفریدگان، تولید مثل یا تماس جنسی) در یک بند مطرح شدهاند.
▪️در هیچیک از تفسیرهای دینی، چه تفاسیر کهن و چه تفاسیر متأخر، چنین برداشتی که زن در مرتبهای فروتر یا همردیف با حیوانات باشد، دیده نمیشود. بلکه زن در مزدیسنا، پیکری از آفرینش اهورایی دانسته شده و زَن همچون مرد، برگزیدهی دین بهشمار میآید و در یسنا (و البته گاهان) مردان و زنان در کنار هم ستایش میشوند. (یسنا ۲۷.۱۵، یسنا ۳۰.۲، یسنا ۳۵.۶، یسنا ۳۷.۳، یسنا ۲۶.۷ و...)
اگر زن در گاهان، که مستقیماً به اشوزرتشت منسوب است، در کنار مردان، مخاطب دینداری، قهرمانی و پارسایی است، آیا عاقلانه است که به صرف همنشینی لغوی در یک متن فقهی، چنین حکمی صادر کنیم که او همرتبه با حیوانات است؟
▪️برداشت مطرحشده از متون دینی، نمونهی روشن از سوءفهم متن در اثر، بیاطلاعی از ساختار ادبی و فقهی متون دینی و نیز گرفتار شدن در مغالطهی «همنشینی» است. مزدیسنا در بنیاد خود، نهتنها زن را موجودی فروتر نمیداند، بلکه در آموزههای اصلی آن، زن و مرد را در دین، داوری، پاداش و وظیفه، همانند میشمارد.• • •
شایسته است پژوهش دینی، بر پایهی قواعد دقیق متنخوانی، دانش زبانشناسی تاریخی و شناخت دقیق از نظام تفسیر دینی باشد؛ نه بر اساس برداشتهای گزینشی، سوءفهم مغرضانه یا مغالطات بیپایه.