1956
برای بینایی، به روشنایی نیاز است. 💡 • • • انجمن دوستداران فرهنگ و هنر و دانش! 📚 • • • 📻 CastBox | Podbean: پادکست دانشور • • • 📷 Instagram: DaneshvarSchool • • • 📺 Youtube: Youtube.com/@DaneshvarSchool
🔮 در جستجوی جاودانگی (۱)
اکسیر مرگ چین 🇨🇳
▪️در تاریخ چین، امپراتورها و نخبگان برای رسیدن به جاودانگی دست به هر کاری میزدند. یکی از مشهورترین تلاشها، جستجوی اکسیر جاودانگی بود… اما داستان آن پر از خطر و سم است! ☠️
تائویسم دو شاخه اصلی برای رسیدن به جاودانگی دارد:
1️⃣ نخست: Neidan – کیمیاگری داخلی / درونزا
تمرینات جسمی، ذهنی و روحی که از بدن خود انسان برای رسیدن به جاودانگی استفاده میکنند. شامل:
مدیتیشن تائویی 🧘♂️
تمرینات تنفسی 🌬️
رژیم غذایی مخصوص 🥦
2️⃣ دوم: Waidan – کیمیاگری بیرونی / خارجی
ساخت اکسیر جاودانگی با ترکیب مواد شیمیایی و معدنی. مهمترین روشها:
جیوه + سرب: نماد یین و یانگ، پس از تصفیه و ترکیب، حالت «یانگ خالص» ایجاد میشود ☯️
کینابار (Cinnabar): جیوه و گوگرد ترکیب میشوند و فرایند تا ۹ بار تکرار میشود تا «یانگ خالص» حاصل شود.
⚠️ نکته: همه این مواد سمی و خطرناک هستند! جیوه و سرب میتوانند باعث اختلال در گفتار، بینایی، حافظه، سیستم عصبی و در نهایت مرگ شوند.
▪️در سال ۲۰۱۹، باستانشناسان در لوویانگ، استان هنان یک ظرف برنزی حاوی ۳.۵ لیتر مایع پیدا کردند.
ابتدا تصور شد که نوعی الکل است 🍶
آزمایشها نشان داد ترکیبی از پتاسیم نیترات و آلونیت است – باز هم سمی!
این کشف اولین شواهد باستانی اکسیر جاودانگی چین است.
▪️امپراتوران و نخبگان چین، با وجود اثرات مخرب جیوه و سرب، مصرف اکسیر را ادامه دادند.
نخستین اشاره به آن به دوران جنگ ایالتها (۵–۳ ق.م) برمیگردد.
داستان مشهور: Qingxiang، شاه ایالت چو و «داروی بیمرگی» 🧴
نتیجه؟ کسانی که دنبال اکسیر بودند، نه تنها جاودانه نشدند، بلکه اغلب به دلیل مسمومیت جان باختند.
نمونههای معروف:
تسهین شی هوانگ: اولین امپراتور چین، با خوردن قرصهای جیوهای جان باخت.
امپراتور آی جین: در ۳۶۰ میلادی، روزه تائویی و اکسیر، باعث مرگ او در ۲۴ سالگی شد.
دوره تانگ (۶۱۸–۹۰۷ میلادی): حداقل شش امپراتور به دلیل مسمومیت با اکسیر مردند!
با گذشت زمان، ساخت اکسیرهای سمی محکوم شد.
لی شیژن، پزشک مشهور قرن ۱۶، به شدت این روشها را نقد کرد.
از دوران مینگ و چینگ، علاقه به اکسیرهای سمی کاهش یافت، و افراد بیشتر به تمرینات داخلی Neidan روی آوردند.
▪️جستجوی زندگی ابدی در تاریخ چین، نه تنها جاودانگی نیاورد، بلکه مرگ بسیاری از امپراتورها و نخبگان را رقم زد.
🧘♂️ امروزه، به لطف علم مدرن، اکسیر جاودانگی چین دیگر ساخته یا مصرف نمیشود و در بهترین حالت، داستانی عبرتآموز برای ما باقی مانده است.
🎵 نام قطعه:
Nocturne in C-sharp minor, Op. posth.
🤵🏻♂️ آهنگساز: فردریک شوپن 🇵🇱
🎹 پیانیست: الیسی میسین 🇷🇺
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
🔆اتحادیه تبادلاتی عصر ایران🔆
لیستی از چندین رسانه و کانال ملی گرایان تهیه کردیم تا به راحتی به آنها دسترسی داشته باشید.
🍷لیستی از بهترین کانال ها و رسانه های ملی گرایان
/channel/addlist/ukoDxwdfKWliM2M0
جهت عضویت در لیست به یکی از آیدی های زیر پیام ارسال کنید
♟| @asriran_support
📄 نام مقاله:
درباره حرکت ذرات کوچک معلق در یک مایع ساکن، همانطور که نظریه جنبشی مولکولی گرما ایجاب میکند
📰 ناشر:
سالنامه فیزیک
✍️🏻 نویسنده:
آلبرت اینشتین
توضیحات:
این مقاله دومین مقاله اینشتین در سال ۱۹۰۵ بود که یک مدل تصادفی از حرکت براونی را ترسیم کرد.• • •
در آپدیت جدید تلگرام میشه موسیقی به پروفایل اضافه کرد
▪︎شاید یه سریا هنوز روش گذاشتن موسیقی در پروفایل رو یاد نگرفته باشن، در ویدیوی بالا میتونید آموزشش رو ببینید.
• • •
#⃣ #فناوری
🔗 @daneshvar402
برداشت سطحی از سلیقه خوب، به تسلط مد منجر میشود. این مانعی در برابر تکامل هنر است. مد، اصول معماری را تباه میکند.-ژرمن بوفران (۱۶۶۷-۱۷۵۴)، معمار فرانسوی
کاربری این چیه؟
• • •
#⃣ #معماری
🔗 @daneshvar402
🎵 نام قطعه: Morning Mood
🤵🏻♂️ آهنگساز: ادوارد گریگ 🇳🇴
🪈 فلوت: آکادمی کارایان ارکستر فیلارمونیک برلین 🇩🇪
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
🎵 نام قطعه: راپسودی
🤵🏻♂️ آهنگساز: احمد پژمان 🇮🇷
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
🎵 نام قطعه: رقص (از اپرای سمندر)
🤵🏻♂️ آهنگساز: احمد پژمان 🇮🇷
🔗 @daneshvar402
احمد پژمان درگذشت🕯
▪︎شوربختانه، پریروز در آدینه ۷ شهریور ۱۴۰۴، استاد بزرگ موسیقی ایران، احمد پژمان رو در سن ۹۰ سالگی از دست دادیم.
این فقدان بزرگ، ضایعهای عمیق برای جامعه موسیقیه.
در زیر درباره زندگینامه و آثار احمد پژمان بخونید.
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
🦁❈ اتحادیه خورشید جاویدان ❈🦁
👑 پوشهای از کانالهای مرتبط با حوزۀ ملیگرایی و میهنپرستی 👑
👑 همین حالا لینک را لمس کنید و دکمۀ Add را بزنید و این پوشه ارزشمند را در تلگرام خود ذخیره کنید ⬇️
▶️ /channel/addlist/5pKGpIhIbhthYTFk
👑 آیدی هماهنگی برای پیوستن به جمع ما ◀️ [ @Great_Eternal ]
🔆 گاهان چه میآموزد؟ ۷
های/هات ۳۴؛ سرود پیشکش و جاودانگی ✨
▪️یسنای ۳۴ ادامهی مسیر یسنای ۳۳ است، اما با پرسشهای ژرفتر. این هات را میتوان «سرود پیشکش و جاودانگی» نامید؛ جایی که زرتشت هم نیایش میکند، هم میپرسد و هم پیشکش خویش را به اهورامزدا و امشاسپندان میسپارد. محور اصلی این سرود، راهیابی انسان به جاودانگی از راه اندیشه و کردار نیک است.
▪️زرتشت میپرسد: «چه کار و چه گفتار و چه نیایشی را برای نامیرا شدن انجام دهم؟»
و پاسخ میدهد: من جان و روان خویش را به اشه (راستی)، به اورمزد و به امشاسپندان میسپارم. پیشکش واقعی نه نذر و قربانی، بلکه سپردن جان و کردار به حقیقت است.
▪️زرتشت یاد میکند: روان و جسم هر دو از آنِ خداست. پس انسان باید هر دو را در مسیر راستی بهکار گیرد؛ هم تن پاک باشد و هم روان. دین نه ریاضت است و نه بیاعتنایی به زندگی؛ بلکه هماهنگی کامل تن و روان در راستی است.
▪️در این هات، آتش جایگاهی ویژه دارد: آتش نیرومند اورمزد به نیکوکاران آرامش میبخشد و برای آنان که راستی در دل دارند، مایهی خشنودی است. اما برای دروغپیشگان و آسیبزنندگان، آتش نماد داوری و کیفر است.
▪️زرتشت با شجاعت میپرسد: آیا کالبد پسین، رستاخیز و زندگی دوباره، حقیقت دارد؟
او پاسخی از اورمزد و امشاسپندان میخواهد. پاسخ روشن است: بله، جهان پسین و نو شدن جهان (فَرَشگرد) بخشی از قانون هستی است؛ همان امید بزرگ به پیروزی نهایی نیکی.
▪️بزرگترین بخشش اورمزد «دانایی» است؛ داناییای که با وهومن (اندیشه نیک) به دست میآید. دانایی حقیقی تنها اندوختن دانش نیست، بلکه فهمیدن راه درست و انجام کار نیک—حتی در سختی—است.
▪️زرتشت هشدار میدهد: رهبران مذهبی پیرو دروغ و پیروان نادرستشان در رنج میمانند، زیرا وهومن در کالبدشان مهمان نمیشود. بیخردی و ستم، آنان را از آرامش و شادی جاودان محروم میکند.
▪️در این سرود، زرتشت از اورمزد میخواهد که «خرداد» (کمال و رسایی) و «امرداد» (جاودانگی و بیمرگی) را به انسان عطا کند. این دو نماد نیازهای بنیادین بشرند: خوراک و آبی که نه تنها جسم را زنده میکنند، بلکه روان را نیز به کمال میرسانند.
▪️هات ۳۴ با تصویری امیدبخش پایان مییابد: نو شدن نهایی جهان. فرشگرد، روزی است که با فرمانروایی اورمزد، جهان از نو زاده میشود، راستی بر همهجا فرمان خواهد راند، و شادی و روشنایی جاویدان میگردد.
🌱 پیشکش حقیقی: جان و کردار خودت را به راستی بسپار.
⚖️ تن و روان را یکی کن: هر دو را در مسیر نیکی نگه دار.
🔥 آتش را پاس بدار: نماد راستی و داوری است.
🕊️ امید به رستاخیز: جهان نو خواهد شد؛ ناامیدی جایگاهی ندارد.
📖 دانایی بجوی: بزرگترین بخشش خدا، خرد و آگاهی است.
🍃 زندگی را پاسدار: خوراک و آب، نماد کمال و جاودانگی، امانتهای الهیاند.
زندگی معنوی، تنها نیایش زبانی نیست؛ پیشکش واقعی این است که اندیشه، گفتار و کردار خویش را به خدا بسپاری.
یسنای ۳۴ میآموزد: ایمان، پرسشگری را خاموش نمیکند، بلکه آن را در مسیر حقیقت به کار میگیرد. و در نهایت، وعدهی بزرگ همیشه پابرجاست: جهان نو خواهد شد و راستی بر همهچیز چیره میگردد.
🎵 نام قطعه: Trombone Concerto
🤵🏻♂️ آهنگساز: نیکلای ریمسکی کورساکوف 🇷🇺
🎺 ترومبونیست: گابریله مارکتی 🇮🇹
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
استراتژی تناقض در روایت تاریخ ایران پیش از اسلام
▪︎این تناقض ظاهری در واقع یک استراتژی حسابشده است که میتوان آن را اینگونه توصیف کرد: «دروغ بزرگ گفتن و تناقض داشتن اهمیتی ندارد، مهم این است که پیام در ذهن مخاطب بنشیند.» در مورد تاریخ ایران پیش از اسلام، این استراتژی را میتوان در دو محور اصلی تحلیل کرد:
۱. دوگانهسازی و ایجاد دشمن فرضی (برای توجیه فتح)
▪︎برای توجیه حمله و فتح یک تمدن، نیاز است که آن تمدن شیطانی یا فاسد جلوه داده شود.
▪︎بر این اساس، روایت میشود که ایران پیش از اسلام:
- جامعهای جاهلی بوده است.
- مملو از شرابخواری، بیبندوباری و بتپرستی بوده است.
- ظالم و فاسد بوده و پذیرش اسلام نجاتبخش آن جامعه بوده است.
▪︎هدف این روایت: ایجاد یک «پیشینهٔ سیاه» اغراقشده یا جعلی، تا ورود اسلام نه به عنوان حملهای خارجی، بلکه به عنوان یک انقلاب نجاتبخش و خیرخواهانه جلوه داده شود. این روایت، به مشروعیتبخشی به حاکمیت کنونی و ایجاد حس حقارت نسبت به گذشته پیش از اسلام کمک میکند.
▪︎از سوی دیگر، وقتی پای ملیگرایی و غیرت کاذب به میان میآید، همان نیروها نیاز دارند تا برای ایران امروز یک هویت کهن و اصیل (اما مطابق با ایدئولوژی خود) بسازند.
نمونهها:
- حجاب اجباری؟ روایت میشود که این «حجاب ایرانی اصیل» است و ریشه در دوران هخامنشی دارد.
- حرمت شراب؟ گفته میشود این قانون ایرانی است و بهرام گور آن را حرام کرده است.
- مخالفت با موسیقی؟ ادعا میشود این محدودیتها ریشه در فرهنگ اصیل ایرانی دارد.
▪︎هدف این روایت: مشروعیتبخشی به قوانین و هنجارهای امروزین با جعل ریشههای تاریخی و فرهنگی.
▪︎این دو روایت متناقض، در واقع یک شگرد تبلیغاتی است. پیام اصلی این است که:• • •
- وقتی میخواهند اسلام را برتر جلوه دهند، تاریخ پیش از اسلام «سیاه و بیفرهنگ» نشان داده میشود.
- وقتی میخواهند قوانین و هنجارهای اسلامی امروز را ایرانیزه کنند، همان قوانین به «فرهنگ اصیل ایرانی» نسبت داده میشوند.
▪︎هدف این استراتژی، نه ارائه یک روایت تاریخی منسجم، بلکه پرتاب پیامهای متناسب با موقعیت برای توجیه قدرت است. نتیجهٔ این کار، نوعی خشونت نمادین علیه تاریخ و هویت ملت است: گذشته یا کاملاً سیاه جلوه داده میشود تا اسلامزدگی توجیه شود، یا کاملاً مطابق با ایدئولوژی امروز بازنویسی میشود تا مشروعیت تاریخی پیدا کند.
🎵 نام قطعه:
Nocturne in C-sharp minor, Op. posth.
🤵🏻♂️ آهنگساز: فردریک شوپن 🇵🇱
🎹 پیانیست: یان لیشتسکی 🇨🇦
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
📄 نام مقاله:
درباره الکترودینامیک اجسام متحرک
📰 ناشر:
سالنامه فیزیک
✍️🏻 نویسنده:
آلبرت اینشتین
توضیحات:
این مقاله، سومین مقاله اینشتین در سال ۱۹۰۵ بود که با معرفی تغییرات عمده در مکانیک نزدیک به سرعت نور، معادلات ماکسول برای الکتریسیته و مغناطیس را با قوانین مکانیک تطبیق میدهد. این مقاله بعدها به عنوان «نظریه نسبیت خاص اینشتین» شناخته شد.• • •
🔥 پارسیان هند و رویارویی با پرتغالیها؛ کوچ بزرگ به کلیان 🔥
💔 بر زرتشتیان چه گذشت؟
▪️پس از آنکه پارسیان از سنجان و کمبایت به شهر تهانه کوچیدند، چند سده در آنجا زندگی کردند. اما با ورود پرتغالیها به سواحل غربی هند (سده ۹ یزدگردی/۱۵م)، روزگار تازهای آغاز شد… روزگاری پر از ستم و تعقیب مذهبی.
پرتغالیها در مستعمرات خود آزادی دینی را برنمیتافتند:
• برگزاری آیینهای زرتشتی و حتی مراسم هندوان را منع میکردند.
• مردم، بهویژه یتیمان، را به زور از خانوادهها جدا کرده و به پرورشگاههای مبلغین مسیحی میسپردند.
• پیوسته پارسیان را تهدید میکردند که باید آیین نیاکان را ترک کرده و به مسیحیت درآیند.
پارسیان تهانه که از ظلم و روشهای پرتغالیان آگاه بودند، چارهای اندیشیدند. به زمامداران گفتند: «ما آمادهایم دین نیاکان را ترک کرده و مسیحی شویم، اما اجازه دهید پیش از آن، سه روز مراسم دینی خود را برگزار کنیم تا روان درگذشتگانمان را شاد کنیم.»
🤔 پرتغالیها سادهدلانه پذیرفتند و حتی فرمان دادند کسی مزاحم آنان نشود.
در سه روز، پارسیان با شکوه فراوان جشن گرفتند و در روز سوم، ضیافتی بزرگ برای امیران و سرداران پرتغالی ترتیب دادند. شراب فراوان بر سفره بود و مهمانان مست شدند.
🍷 و درست در همان شب، وقتی مستی پرتغالیها به اوج رسید، پارسیان با همهی خانوادهها و داراییهایشان، پنهانی تهانه را ترک کرده و به شهر کلیان گریختند.
☀️ وقتی صبح شد و سرداران پرتغالی بههوش آمدند، اثری از پارسیان در شهر ندیدند! ✨
⏳ بازگشت دوباره
▪️پارسیان سالها در کلیان ماندند. اما سرانجام در سال ۱۱۴۹ یزدگردی، شش سال پس از آنکه انگلیسیها تهانه را از پرتغالیها گرفتند، دوباره به این شهر بازگشتند و زندگی تازهای آغاز کردند.
▪️به روایت «قصهی زرتشتیان هندوستان»، در زمان پادشاهی بهادرشاه گجرات (حدود ۹۰۴ یزدگردی)، پرتغالیها بر بسیاری از شهرها چون سنجان، دمن، دیو و سوماری (نزدیک سورت) چیره شدند.
جهانگرد اروپایی «گوئز» که در سال ۱۰۱۹ هجری (۱۵۹۰م) از هند دیدن کرد، مینویسد: «بسیاری از هندوان، مسلمانان و پارسیان بهسبب ظلم و تعقیب دینی پرتغالیها از سنجان و دمن گریختند و به قلمرو شاهجهان، پادشاه مغول هند، پناه بردند.»
🔥 سرگذشت پارسیان هند؛ کمبایت، تهانه و کوچهای تازه 🔥
▪️پس از استقرار آتش مقدس ایرانشاه در سنجان، پارسیان در طول سدهها در شهرهای مختلف گجرات پراکنده شدند. اما این کوچها همیشه آرام و بیدردسر نبود...
▪️گروهی از پارسیان در سال ۴۵۹ یزدگردی به شهر کمبایت رفتند. در آغاز، به تجارت مشغول شدند و رونق بسیاری یافتند. حضور آنان چنان پررنگ شد که عرصه را بر برخی بازرگانان هندو تنگ کرد.
📜 «عوفی» در جوامعالحکایات نقل میکند:
در اواخر قرن پنجم هجری، به تحریک دشمنان، هندوهای کمبایت مسجد اهل سنت را ویران کردند. فرمانروای شهر «جیسینگ» برای آرام کردن اوضاع، دو تن از بزرگان هندو و پارسی را بازداشت و مجازات نمود.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. یکی از بازرگانان هندو به نام کلیانرای اوسلر که در تجارت مروارید ثروت زیادی اندوخته بود، با حسادت و کینه، نقشهی نابودی پارسیان را کشید. او جماعتی از اوباش راجپوت و ماهیگیران را گرد آورد و بر خانهها و بازار پارسیان تاخت.
💥 در این یورش خونین، بسیاری کشته شدند و خانههایشان به آتش کشیده شد. بازماندگان ناچار شدند از کمبایت بگریزند و پراکنده شوند.
▪️گروهی دیگر از پارسیان، پیشتر در حدود سال ۳۲۰ یزدگردی، در شهر تهانه (نزدیک بمبئی امروزی) ساکن شده بودند.
▪️در نزدیکی این شهر، غارهای کنهری قرار دارد. بر دیوارهی یکی از غارها، کتیبهای پهلوی به یادگار مانده که نام ۱۷ پارسی را در سال ۳۶۸ یزدگردی ثبت کرده است. بیستودو سال بعد، گروهی دهنفرهی دیگر از پارسیان نیز هنگام بازدید از غار، نام خود را بر سنگها حک کردند. این کتیبه یکی از اسناد زندهی حضور زرتشتیان در هند است.
▪️پارسیان تهانه چند قرن در آرامش زیستند. اما در سال ۹۰۲ یزدگردی، با ورود پرتغالیها به غرب هند، اوضاع دگرگون شد. پرتغالیها شهر تهانه را تصرف کردند و شرایط سختی بر مردم تحمیل نمودند.
⚔️ پارسیان ناچار شدند شهر را ترک کنند و به کلیان (شهری در قلمرو یک راجه هندو) پناه ببرند. این کوچ، سرآغاز فصل تازهای در زندگی آنان بود که روایتهایش در ادامهی تاریخ پارسیان هند آمده است...
📄 نام مقاله:
درباره یک دیدگاه اکتشافی در مورد تولید و تبدیل نور
📰 ناشر:
سالنامه فیزیک
✍️🏻 نویسنده:
آلبرت اینشتین
توضیحات:
این مقاله نخستین مقاله اینشتین در سال ۱۹۰۵ بود که ایده کوانتومهای انرژی را مطرح کرد. این ایده که با استخراج قبلی ماکس پلانک از قانون تابش جسم سیاه (که چند سال پیش از پلانک با کشف قانون جابجایی وین توسط ویلهلم وین پیشی گرفته بود) انگیزه گرفته شده بود، فرض میکند که انرژی نورانی فقط میتواند در مقادیر گسسته، به نام کوانتوم، جذب یا منتشر شود. این مقاله برای اینشتین نوبل فیزیک به ارمغان آورد.• • •
🔥 مهاجرت پارسیان و آتش مقدس در سرزمین هند 🔥
▪️پس از فروپاشی ایران ساسانی و فشارهای عرب بر زرتشتیان، گروهی از بهدینان (پیروان آیین زرتشت) تصمیم گرفتند برای حفظ دین و فرهنگ خود راهی سفر شوند. آنها فقط مردم عادی نبودند؛ دانشمندان، عارفان و منجمان نیز همراهشان بودند. کسانی که آیندهی ایران و دین را تیره میدیدند و برای نجاتش به فکر مهاجرت افتادند.
🌊 نخست، در سال ۱۲۰ یزدگردی (حدود ۷۵۰ میلادی)، از شمال ایران به جنوب رفتند و ۱۵ سال در جزیرهی هرمز سکنی گرفتند.
اما چون نفوذ اعراب به خلیج فارس هم رسید، پارسیان دوباره کشتیهای خود را آماده کردند و این بار به سمت هند بادبان کشیدند.
⛵ پس از سفری طولانی به ساحل «دیب» (امروز در نزدیکی کراچی پاکستان) رسیدند و ۱۹ سال در آنجا ماندند. اما هجوم اعراب به سند هم آغاز شد و منجمان آنان فال گرفتند که باید باز کوچ کنند.
🌿 این بار به سوی گجرات رهسپار شدند و در سال ۱۵۴ یزدگردی به شهر سنجان رسیدند. در اینجا آرزوی بزرگشان زنده شد: برپا کردن آتش مقدس «ورهرام».
🔥 چون ابزار و لوازم آیینی همراه نداشتند، گروهی را به خراسان فرستادند. آنها هم با اشیای آیینی برگشتند و هم دستهای تازه از زرتشتیان مهاجر را با خود آوردند.
در نهایت، در سال ۱۵۹ یزدگردی، آتش ورهرام «ایرانشاه» در سنجان افروخته شد؛ آتشی که به یاد شاهنشاه ایران مقدس گردید و تا امروز در هند روشن است.
📚 در کنار این آتش، پارسیان کتابخانهای دینی ساختند و سنجان را مرکز خود کردند.
سه قرن گذشت و کمکم برای تجارت و کار به شهرهای گوناگون گجرات مانند بیکانیر، بروچ، نوساری و کمبایت پراکنده شدند.
اما ایرانشاه در سنجان، همچنان قلب معنوی جامعه باقی ماند.
⚖️ با گذر زمان و گسترش جامعه، اختلافهایی در اجرای مراسم مذهبی میان موبدان پیش آمد. بنابراین در سال ۶۵۹ یزدگردی، پارسیان هند به پنج منطقهی مذهبی تقسیم شدند و هر گروه از موبدان مسئولیت اجرای آیینها را برعهده گرفتند.
با این همه، سنجان همچنان جایگاه ویژه داشت: جایگاه ایرانشاه و مرکز موبدان بزرگ.
✨ زنگ روانشناسی - دیگران مهماند؛ راز شادی و ارتباط انسانی ✨
🔑 روانشناس «کریستوفر پترسون» سالها پیش گفت:
«روانشناسی مثبت را میشود در سه واژه خلاصه کرد: دیگران مهم هستند.»
این جمله ساده، هم خلاصهی قرنها تجربهی انسانی است، هم توضیح میدهد چرا خوشبختی، موفقیت و حتی بقا بدون ارتباط اجتماعی ممکن نیست.
ولی سؤال اصلی اینجاست 👇
چطور باید ارتباط بسازیم؟ چطور میشود بدون ترس از قضاوت یا آسیب دیدن، با دیگران وصل شد؟
👨🔬 دکتر «نیک اپلی» از دانشگاه شیکاگو دقیقاً همین را بررسی کرده. تحقیقات او روی بیش از ۲۰هزار داده نشان میدهد:
ما خیلی بیشتر از واقعیت، خطر ارتباط گرفتن را بزرگ میکنیم. در عمل وقتی به دیگران نزدیک میشویم، واکنششان مثبتتر از چیزی است که فکر میکنیم.
🫶 راز پنهانِ آن حس خوبِ ارتباط هم یک واژه است: اعتماد.
در اینجا از اعتماد منظور این است که گمانی نیک به طرف مقابل داشته باشیم.
1️⃣ مردم بیشتر از چیزی که فکر میکنید علاقهمند به شما هستند.
ترس ما اغلب بیاساس است؛ دیگران خیلی کمتر از آنچه تصور میکنیم ما را قضاوت میکنند.
2️⃣ ارتباط بر پایهی داد و ستد است.
لبخند، نگاه، تکان سر و پاسخ دادن ساده… همین نشانههای کوچک هستند که گفتوگو را زنده و گرم میکنند.
3️⃣ تکرار مهمتر از شدت است.
خوشبختی شبیه یک لاستیک پنچر است: مدام باید بادش کنی! پس ارتباطهای کوچک، روزمره و کوتاه، شادی پایدار میسازند.
4️⃣ نزدیکی را مثل فاصلهی فیزیکی تصور کن.
هرچه «دایرهی من و تو» بیشتر روی هم بیفتد، حس ارتباط قویتر میشود. حتی غریبهها هم میتوانند خیلی نزدیک حس شوند.
5️⃣ شخصیت بیشتر انتظارات را شکل میدهد تا تجربه را.
درونگراها فکر میکنند از ارتباط خسته میشوند، ولی وقتی وارد گفتوگو میشوند اغلب بیشتر از چیزی که انتظار داشتند لذت میبرند.
6️⃣ باورهای غلط، بزرگترین مانع ما هستند.
ما فکر میکنیم دیگران علاقهای به ارتباط ندارند. اما اغلب اشتباه میکنیم. واقعیت این است که رد شدن دردش زود میگذرد، اما ارتباط ماندگار است.
هیچ جملهی جادویی برای شروع گفتوگو وجود ندارد. راز کار ساده است:• • •
👉 مهر واقعی به دیگران + توجه به آنها.
🌱 شاید همین امروز وقتش باشد با کسی سر صحبت را باز کنیم؛ چه دوست قدیمی باشد، چه یک غریبه در مترو.
بخاطر بسپار: دیگران مهماند. و این یعنی تو هم مهمی. ❤️
👑 بهترین های پاتروئیسم و وطن پرست 👑
🟡 به زودی این پست حذف خواهد شد لطفاً
زودتر وارد شوید
از فرصت پیش آمده استفاده کنید...👑
🎵 نام قطعه: امپرسیون باله
🤵🏻♂️ آهنگساز: احمد پژمان 🇮🇷
🔗 @daneshvar402
زندگینامه و فعالیتها
▪︎احمد پژمان در ۱۸ تیر ۱۳۱۴ در شهر لارِ استان فارس زاده شد. از دوران نوجوانی با موسیقی آشنا شد و ویولن را نزد حشمت سنجری و تئوری موسیقی را نزد حسین ناصحی فراگرفت. سپس به عنوان نوازنده ویولن در ارکستر سمفونیک تهران حضور یافت.
▪︎با بورسیه تحصیلی به آکادمی موسیقی وین رفت و نزد استادانی چون توماس کریستین داوید، آلفرد اوهل و هانس یلینک به تحصیل آهنگسازی پرداخت.
او پس از بازگشت به ایران، آثار ماندگاری چون اپرای «جشن دهقان»، «دلاور سهند» و «سمندر» را برای تالار رودکی خلق کرد.
▪︎در سال ۱۳۵۴ برای ادامه تحصیلات به دانشگاه کلمبیا در نیویورک رفت و در زمینه آهنگسازی پیشرفته و موسیقی الکترونیک تحصیل کرد.
▪︎ایشان در طول فعالیت هنری خود، طیف گستردهای از آثار را در فرمهای موسیقی کلاسیک غربی مانند سمفونی، اپرا، باله، راپسودی، اوراتوریو و پوئم سمفونیک با تأثیر از موتیفها و موسیقی ایرانی خلق کرد.
وی همچنین برای بیش از ۲۷ فیلم و حدود ۳۰ ترانه پاپ موسیقی نوشته و بیش از ۱۵ آلبوم ارکسترال، آوازی و موسیقی فیلم منتشر کرده است.
▪︎همکاریهای او با کارگردانان برجسته از جمله بهمن فرمانآرا و مجید مجیدی همراه بود و موفق به کسب جوایزی مانند دو سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر و چهار تندیس زرین از جشن بزرگ سینمای ایران شد.
▪︎احمد پژمان در سن ۹۰ سالگی (۷ شهریور ۱۴۰۴) در لسآنجلس آمریکا، پس از دورهای بیماری، درگذشت.
پیکر این هنرمند در آمریکا به خاک سپرده شد.
▪︎این قطعه از اپرای سهپردهای «سمندر» است که یکی از آثار برجسته و نمادین پژمان در دوران پس از تحصیل او در وین و بازگشت به ایران بهشمار میآید. «سمندر» در تالار رودکی اجرا شد و نقطه عطفی در تلفیق موسیقی کلاسیک غربی با عناصر ایرانی است.
▪︎اثر امپرسیون باله از اجزای مهم بنیانگذاری سبک تلفیقی باله مدرن با ریشههای ایرانی است. این قطعه یکی از ملودیهای برجسته و شناختهشده در میان علاقهمندان موسیقی کلاسیک ایرانی است.
▪︎راپسودی یکی از نخستین آثار پژمان است که در دوران تحصیل او در آکادمی موسیقی وین اجرا شد. این اثر توسط رادیو سمفونی وین اجرا گردید و نشاندهنده تسلط او بر فرم ارکسترال در ابتدای مسیر هنریاش است.
🌱 زنگ فلسفه
🌿 اخلاق و فضیلت
▪️اخلاق و فضیلت به معنای مطالعه و عمل به اصول و ارزشهای اخلاقی است؛ شامل تلاش برای رسیدن به برتری و زیستن یک زندگی پُرمعنا.
اخلاق بیشتر با پرسش از درست و نادرست سروکار دارد، در حالی که فضیلت به صفات و عادتهای شخصیتی اشاره دارد که به انسان کمک میکنند زندگی خوبی داشته باشد.
در فلسفه، اخلاق و فضیلت از دیرباز موضوعی مرکزی بودهاند. فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو دربارهی ماهیت اخلاق و نقش فضیلت در شکوفایی انسان اندیشیدهاند. سقراط بهویژه بر این باور بود که جستجوی فضیلت راه رسیدن به خوشبختی و رضایت است.
امروزه نیز بحث اخلاق و فضیلت با موضوعاتی چون عدالت اجتماعی، محیطزیست و فناوری پیوند دارد. بسیاری معتقدند که بدون فضیلت نمیتوان به جامعهای عادلانه و پایدار رسید.
در عمل، اخلاق و فضیلت هم در فلسفه، روانشناسی و الهیات مطالعه میشوند و هم در حوزههایی مانند تجارت و پزشکی برای هدایت تصمیمگیری و رفتار حرفهای به کار میروند.
▪️تعریف فضیلت کلید فهم فلسفهی سقراط دربارهی اخلاق است. فضیلت را میتوان «برتری اخلاقی» یا «کیفیت نیکو» دانست که با ویژگیهایی چون صداقت، شجاعت، شفقت و عدالت همراه است.
▪️سقراط فضیلت را نوعی کمال اخلاقی میدانست که برای یک زندگی خوب ضروری است. او باور داشت فضیلت فقط رفتار درست نیست، بلکه فهم چرایی آن رفتار است. پس فضیلت صرفاً اطاعت از قوانین نیست، بلکه درک علت آن قوانین و هماهنگ بودن با آن علتهاست.
▪️در فلسفه، نظریههای گوناگونی برای فضیلت وجود دارد. «اخلاقِ فضیلت» (Virtue Ethics) یکی از آنهاست که بر اهمیت شخصیت اخلاقی و پرورش خصلتهایی چون صداقت، درستکاری و شفقت تأکید میکند. این رویکرد به جای تمرکز بر عمل، بر صفات درونی فرد تکیه دارد و مسئولیتپذیری شخصی را برجسته میکند.
▪️بررسی تعریف فضیلت همچنین رابطهی اندیشهی سقراط با نظریههای دیگر اخلاقی مثل نتیجهگرایی (Consequentialism) و وظیفهگرایی (Deontology) را روشن میکند.
▪️فلسفهی اخلاق به فهم ماهیت اخلاق، اصول تصمیمگیری درست و ارزشهای زیربنایی باورهای ما میپردازد.
▪️روش سقراط در اخلاق بر پرسشگری و بازاندیشی استوار بود. او میگفت دانش اخلاقی چیزی نیست که صرفاً آموزش داده شود، بلکه باید با تأمل انتقادی و پرسشگری در درون فرد کشف شود.
🤔 در فلسفهی اخلاق، دو محور مهم بررسی میشوند:
۱. نظریههای اخلاقی مثل نتیجهگرایی، وظیفهگرایی و اخلاق فضیلت.
۲. مسائل و معماهای اخلاقی؛ یعنی سناریوهایی که باید دید هر نظریه چگونه راهحل میدهد و چه عواملی (ارزشهای فردی، فرهنگ، فشار اجتماعی) بر تصمیمگیری اثر دارند.
▪️سقراط باور داشت رشد شخصیت اساس زندگی با فضیلت است. او میگفت انسان میتواند با کوشش آگاهانه و بازاندیشی، فضایل چون خرد، شجاعت، عدالت و خویشتنداری را در خود پرورش دهد.
▪️راه آن پرسشگری از باورها و ارزشهای خود، پذیرش محدودیتها و فروتنی در جستجوی فضیلت است. عادتها، تمرین و بازخورد نقش مهمی در این فرایند دارند.
▪️این ایدهها امروز هم کاربرد دارند؛ مثلاً با تمرین ذهنآگاهی (Mindfulness) و خودبازنگری میتوان شخصیت را رشد داد، یا در سازمانها محیطی ساخت که رشد اخلاقی و تصمیمگیری درست را تشویق کند.
▪️سقراط معتقد بود خوشبختی و رضایت بدون فضیلت ممکن نیست. او چهار فضیلت اصلی را راهنمای زندگی خوب میدانست: خرد، شجاعت، عدالت و خویشتنداری.
▪️این بخش رابطهی فضیلت و شادی را بررسی میکند. مثلاً نظریههای لذتگرایانه میگویند خوشبختی یعنی لذت و دوری از رنج، اما سقراط باور داشت تنها «زیستن با فضیلت» به خوشبختی واقعی میانجامد.
▪️در عمل، تمرین فضایل چون سپاسگزاری و شفقت حس رضایت و معنا را بالا میبرد. زندگی بر پایهی اصول اخلاقی نیز حس هدفمندی و معنا میآفریند که برای شادی پایدار ضروری است.
▪️اندیشهی سقراط در باب اخلاق و فضیلت میتواند چارچوبی برای مسائل امروز فراهم کند:
• عدالت اجتماعی: پرسشگری سقراطی کمک میکند تا تعصبات و امتیازات خود را بشناسیم و دربارهی نژاد، جنسیت و نابرابری گفتوگویی معنادار داشته باشیم.
• فناوری: بازاندیشی اخلاقی میتواند ما را نسبت به پیامدهای فناوری – بهویژه هوش مصنوعی و سیستمهای خودکار – هوشیارتر کند.
• محیط زیست: تأکید سقراط بر زندگی با فضیلت و خیر عمومی، پایهای برای تصمیمهای اخلاقی در راستای پایداری و نسلهای آینده فراهم میآورد.
📜 حکایت
شنیدم که به روزگار خسرو در وقت وزارت بزرجمهر حکیم، رسولی آمد از روم، کسری بنشست چنانک رسم ملوک عجم بود و رسول را بار داد و پادشاه را با رسول بارنامه میبایست کی کند به بزرجمهر، یعنی که مرا چنین وزیریست؛ پیش رسول با بزرجمهر گفت: «ای فلان، همه چیز که در عالم است تو دانی.» و خواست که او گوید دانم.عنصر المعالی، قابوس نامه، باب ششم اندر فروتنی و افزونی هنر
بزرجمهر گفت: «نه ای خدایگان.»
خسرو از آن طیره شد و از رسول خجل شد، پرسید که: «همه چیز که داند؟»
گفت: «همه چیز همگنان دانند و همگنان هنوز از مادر نزادهاند.»
🔹 از دفاع از مفاخر تا محدودیت آزادی بیان؛ یک مرز باریک
▪️چند روز اخیر خبرهایی منتشر شد از اعلام جرم قضایی نسبت به یک فعال فضای مجازی بهخاطر صحبتهایی که به زعم برخی «خلاف عفت عمومی» و «بیاحترامی به فردوسی» بود. طبیعی است که جامعهی ایران نسبت به مفاخر خودش حساس است؛ فردوسی برای همهی ما یک ستون هویت ملی است و بیاحترامی به او برای مردم قابل پذیرش نیست.
⚠️ مرز میان دفاع از ارزشها و سوءاستفاده از ارزشها برای محدود کردن آزادی بیان بسیار باریک است.
در علم سیاست و ارتباطات، بارها دیدهایم که حکومتها در کشورهای مختلف از «احساسات جمعی» برای ایجاد مشروعیت به اقدامات محدودکننده استفاده میکنند:
📌 تاکتیک یکی است:
اول روی نقطهای دست میگذارند که جامعه حساسیت دارد (مقدسات، امنیت، مفاخر ملی...) و با جلب حمایت عمومی، سابقهای برای محدود کردن بیان ایجاد میکنند. بعد از آن، همین ابزار را به تدریج علیه هر صدایی که به مذاقشان خوش نیاید استفاده میکنند.
❗ بنابراین مسئله این نیست که آن فرد درست گفته یا غلط.
مسئله این است که آیا ما میخواهیم تصمیم دربارهی بیان افراد دست مردم باشد یا دست نهادهای سیاسی و قضایی؟
اگر یک نفر حرف نامناسب زد، جامعه بهترین قاضی است:
کسی که کارش بیاحترامی باشد، با «آنفالو» و «بیتوجهی» مخاطبان حذف میشود.
هیچ تولیدکنندهی محتوا بدون حمایت مردم زنده نمیماند.
بهترین پاسخ به محتوای نامناسب، واکنش مدنی و اجتماعی است، نه مداخلهی سنگین قضایی. چون اگر راه دوم جا بیفتد، فردا ممکن است هر نقدی—حتی اگر سازنده و محترمانه باشد—با همان برچسبها خاموش شود.
🔑 دفاع از آزادی بیان به معنای تأیید همهی محتواها نیست؛ بلکه یعنی ما نگذاریم «حق شنیدن و انتخاب کردن» از دست مردم خارج شود. هرگونه حمایت از این موضوع یک اشتباه فاجعه است ❌
من در او میزنم امروز، باشد وا شود
گر تو داری صبر زاهد، باش تا فردا شود
میزنم بر شمع رویش خویش را پروانهوار
تا بسوزم در جمالش لای من الا شود
آب چشم آخر بخواهد بردنم تا کوی دوست
قطره قطره جمع گردد عاقبت دریا شود
پرتوی از مهر رویت گر بتابد بر زمین
بگذرد از آسمان عرش برینش جا شود
زلف اگر از روی چون خورشید یکسو افکنی
از فروغ نور رویت هر دو عالم لا شود
گر صبا از زلف مشگینت نسیمی آورد
عاشقان را مو بمو آشفته و شیدا شود
گر بمیدان دست آری سوی چوگان در زمان
صد هزاران گوی سر از هر طرف پیدا شود
از غلاف مهر تیغ قهر چون بیرون کشی
بهر سبقت در میان عاشقان غوغا شود
چشم مستت گر نظر بر نرگسستان افکند
دیدهٔ نرگس ز فیض آن نظر بینا شود
در وجودش کی تواند کرد شک دیگر کسی
آن دهان نیست هستت گر بحرفی وا شود
ناصحا عیب من بیدل برسوائی مکن
هر کسی کو عشق ورزد لاجرم دانا شود
جان بخواهی داد فیض آخر تو در سودای او
آری آری اهل دلرا سر درین سودا شود
وقتی تاریخمان به بازی گرفته میشود
▪︎بسیاری از روایتهای تاریخی که امروز میشنویم، ممکن است تنها بازتاب واقعیت نباشند. گاهی این روایتها، نه برای ثبت دقیق تاریخ، بلکه برای توجیه قدرت، مشروعیتبخشی به قوانین و شکلدهی هویت ملی ساخته و پرداخته میشوند.
▪︎یکی از شگردهای رایج، استفاده از تناقضهای ظاهری است: روایتهایی که همزمان ضد و نقیض به نظر میرسند، اما هدف اصلی آنها تثبیت یک پیام در ذهن مخاطب است.
متن کامل را در زیر بخوانید.
• • •
#⃣ #تاریخ
🔗 @daneshvar402