1956
برای بینایی، به روشنایی نیاز است. 💡 • • • انجمن دوستداران فرهنگ و هنر و دانش! 📚 • • • 📻 CastBox | Podbean: پادکست دانشور • • • 📷 Instagram: DaneshvarSchool • • • 📺 Youtube: Youtube.com/@DaneshvarSchool
🗓 گاهشماری اینکا
▪️مشاهدات نجومی باعث شد اینکاها سال خورشیدی را به ۱۲ دوره ۳۰ روزه تقسیم کنند (هر ماه شامل سه چرخهی ۱۰ روزه). بنا بر نوشتهی وقایعنگاران، روز پایانی هر ماه «قَتو (qhatu)» یا روز بازار بود که در آن کالاها دادوستد میشدند.
▪️آغاز سال بسته به منطقه فرق داشت. در کوسکو، سال از اوت (August) آغاز میشد، همزمان با شروع کارهای کشاورزی.
• رایمی (دسامبر): جشن بزرگ خورشید، آیین «هواراچیکوی»
• کامای (ژانویه): روزه و ریاضت اینکاها
• جاتونپوکوی (فوریه): ماه گلها، همراه با نذرهای بزرگ از طلا و نقره
• پاچاپوکوای (مارس): ماه باران، زمان قربانی کردن حیوانات
• آریواکیس (آوریل): رسیدن ذرت و سیبزمینی
• مه (می): ماه برداشت
• اوکایکوسکی (ژوئن): جشن خورشید (اینتی رایمی)، همزمان با انقلاب زمستانی
• چاگواهوارکیس (ژوئیه): تقسیم زمین و آمادهسازی برای کشت
• یاپاکیس (اوت): ماه کاشت
• کویارایمی (سپتامبر): جشن ملکه (کُویا) و دور کردن ارواح پلید
• هُومارایمی (اکتبر): فراخوان بارانها
• آیامارکا (نوامبر): نیایش نیاکان و مردگان
▪️اینکاها در سراسر امپراتوری خود (پرو، بولیوی، اکوادور، شیلی، آرژانتین و کلمبیا کنونی) رصدخانههای بسیاری ساختند.
بیشتر رصدگاهها روی کوهها یا درون معابد قرار داشتند.
ابزارها شامل: اینتیهوانا (ساعت آفتابی سنگی)، آینههای آبی، برجهای دیدبانی و مکانهای نشانهگذاری.
نمونههای مشهور: کوههای ماچوپیچو و هوایناپیچو، اینتیهوانای ماچوپیچو و پیزاک، و رصدخانهی تازه کشفشدهی تامبو دِ هوآنوکو پامپا.
▪️تقویم اینکا تماماً بر پایه کشاورزی بود. روزها و ماهها براساس خورشید و ماه تقسیم میشد.
جشن بزرگ اینتی رایمی (جشن خورشید) در انقلاب زمستانی برگزار میشد.
اینکاها با پیشبینی بارانها و خشکسالی، توانستند نظام کشاورزی گستردهای پدید آورند که سراسر امپراتوری را تغذیه میکرد.
محصولات اصلی: سیبزمینی، ماشوآ، اوکا، اولیوکو، ذرت، شیرینسیبزمینی، لوبیا، کینوا و...
مذهب اینکا عمیقاً به ستارگان وابسته بود.
• خدای بزرگ: اینتی (خورشید)
• دیگر خدایان: کیلا (ماه)، چاسکاس (ستارگان)، اییاپا (رعدوبرق)
• جهانبینی: هانان پاچا (آسمان)، کای پاچا (زمین)، اوکو پاچا (جهان زیرین)
مهمترین پرستشگاه: کوریکانچا در کوسکو → دارای نیایشگاههایی برای خورشید، ماه، ستارگان و رعدوبرق.
از کوریکانچا، محورهایی به نام «سِکه (ceque)» به خط مستقیم آغاز میشدند که با «هواکاها» (زیارتگاهها) پیوند داشتند و بر اساس رصد نجومی سامان یافته بودند.
• پیش از اینکاها، فرهنگهای پروی باستان (چاویـن، موچیکا، نازکا) نیز نجوم را برای کشاورزی بهکار میبردند.
• خطوط نازکا یک نمونهی عظیم رصدخانهی نجومی در دل کویر است.
• ماچوپیچو نهتنها شهری مذهبی و کشاورزی، بلکه یک رصدخانهی نجومی نیز بوده است.
• آیینهای سالانه مانند اینتی رایمی (انقلاب زمستانی) و کاپاک اینتی رایمی (انقلاب تابستانی) بهطور مستقیم با حرکت خورشید پیوند داشتند.
۱. تقسیم سال در نجوم اینکا چگونه بود؟
• سال ۱۲ ماه داشت، هر ماه ۳۰ روز (۳ بخش ۱۰ روزه).
۲. کشفهای اینکاها در نجوم چه بود؟
• شناخت صورتهای فلکی (مانند صلیب جنوبی)، تقسیم سال به ۱۲ ماه و تنظیم زمان کاشت و برداشت.
۳. چگونه چرخههای نجومی را پیشبینی میکردند؟
• تنها با مشاهدهی آسمان و تشخیص انقلابها، اعتدالین و تغییر فصلها.
۴. چرا خورشید را میپرستیدند؟
• خورشید مهمترین عامل کشاورزی بود. در اسطورهها، مانکو کاپاک، بنیانگذار دودمان اینکا، پسر خورشید دانسته میشد.
۵. کدام صورتهای فلکی را شناسایی کردند؟
• ماچاکوای (مار)، هانپاتو (وزغ)، یوتو (بلدرچین)، اورکوچیلای (لاما)، آتوق (روباه)، چاکانا (صلیب جنوبی).
۶. اینتیهوانا چه بود؟
• ساعت آفتابی برای پیشبینی جایگاه خورشید و زمان کاشت و برداشت.
۷. اینتی رایمی چه بود؟
• جشن خورشید، برگزارشده در انقلاب زمستانی (۲۴ ژوئن)، که هنوز در کوسکو جشن گرفته میشود.
برندگان نوبل فیزیک ۲۰۲۵ مشخص شدند
🏅جان کلارک
🏅میشل دوره
🏅جان مارتینیس
▪︎برای کشف تونلزنی کوانتومی ماکروسکوپی و کوانتیزاسیون انرژی در یک مدار الکتریکی.
▪︎آنها نشان دادند که رفتارهای کوانتومی، مانند عبور ذرات از موانع غیرقابلنفوذ (تونلزنی) و وجود سطوح انرژی گسسته، فقط در مقیاس اتمی رخ نمیدهند، بلکه میتوان آنها را در سیستمهای بزرگتر مانند مدارهای الکتریکی مشاهده کرد. این دستاورد پلی میان دنیای کوانتومی و فیزیک ماکروسکوپی ایجاد کرد و بنیانی علمی برای توسعهی فناوریهای نوینی چون رایانش کوانتومی و حسگرهای فوقدقیق فراهم آورد.• • •
🔭🌃 نجوم و گاهشماری اینکاها
▪️اینکاها، بزرگترین امپراتوری در آمریکای جنوبی، یکی از تمدنهای باستانی پرو بودند که تمرکز بسیاری بر دانش ستارهشناسی داشتند. آنان توانستند صورتهای فلکی، ستارگان، دگرگونی فصلها، گاهشماری کشاورزی و موارد دیگر را تعریف کنند. شهر ماچوپیچو و همچنین دژهای باستانی دیگر همچون پیزاک یا اولانتایتامبو بهگونهای ژئودزیک (همتراز با نقاط کلیدی آسمانی) ساخته شدهاند. برخی از مهمترین سازههای آنها همچون «اینتیهوانا» نمایانگر تقویمهای ستارهای بودند. تا امروز در بازدید از کوسکو و ماچوپیچو میتوان این بناها را دید.
▪️برای تمدن اینکا، نجوم بسیار مهم بود؛ بهویژه در پیوند با مذهب و کشاورزی.
اینکاها میتوانستند انقلابهای خورشیدی و اعتدالین، تغییر فصلها و زمان دقیق کاشت و برداشت را شناسایی کنند.
▪️در دوران امپراتوری، آرایش شهری کوسکو (پایتخت امپراتوری تاوانتینسویو) بهگونهای بود که صورتهای فلکی آسمان را بازتاب میداد. شهر به شکل یک پوما طراحی شده بود؛ دژ ساکسایهومان سر این حیوان بود و معبد کوریکانچا دم آن.
▪️در مذهب اینکا، خورشید، ماه، ستارگان و دیگر عناصر کیهانی جایگاه خدایی داشتند. امپراتور اینکا فرزند خورشید دانسته میشد. دیگر خدایان آنان زمین، کوهها، رودخانه، رعدوبرق و دیگر عناصر طبیعت بودند.
✍🏼 بهباور آنان جهان سه بخش داشت:
۱. هانان پاچا (Hanan pacha): جهان بالایی یا جهان خدایان
۲. کای پاچا (Kay pacha): جهان زمینی یا جهان زندگان
۳. اوکو پاچا (Uku pacha): جهان زیرین یا جهان مردگان
▪️اینکاها هنگام نگریستن به آسمان، ستارهها و تاریکیهای راه شیری را همچون حیوانات آشنا و چیزهای روزمرهی زندگی خود میدیدند. آنان باور داشتند که خدای آفرینش، «ویراکوچا» (Viracocha)، برای هر موجود زنده یک ستاره در آسمان نهاده تا از او پاسداری کند.
اینکاها دو گونه صورت فلکی میشناختند:
۱. صورتهای ستارهای روشن: از پیوند ستارگان نقش حیوانات یا خدایان پدید میآمد.
۲. صورتهای تاریک: لکههای تیرهی راه شیری که بهعنوان موجودات زنده دانسته میشدند.
🌊 راه شیری برای آنان رودخانهی آسمانی بود به نام مایو (Mayu)، که همتای زمینیاش رود اوروبامبا در درهی مقدس بود. به باور اینکاها، آسمان و زمین پیوسته بودند.
صورتهای فلکی اصلی اینکاها:
ماچاکوای (Mach’acuay): مار
هانپاتو (Hanp’atu): وزغ
یوتو (Yutu): بلدرچین
اورکوچیلای (Urcuchillay): لاما
آتوق (Atoq): روباه
چاکانا (Chakana): صلیب جنوبی
برندگان نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۵ مشخص شدند
🏅مری ای برانکو
🏅فرد رمسدل
🏅شیمون ساکاگوچی
▪︎برای اکتشافاتشان در مورد تحمل ایمنی محیطی.
▪︎این دستاورد، کشف نقش سلولهای T تنظیمکننده و ژن FOXP3 در کنترل پاسخ ایمنی بدن بود؛ این سلولها مانع میشوند سیستم ایمنی به بافتهای خودی حمله کند و تعادل ایمنی را حفظ میکنند. این کشف پایهای برای درمان بیماریهای خودایمنی، پیوند عضو و حتی برخی سرطانها بهشمار میرود.• • •
📜✨ سنگنگارههای نمرود داغ؛ ستارهها، خدایان و تاجگذاری آنتیوخوس ✨🦁
🤝 خدایان در حال دستدادن با شاه
▪️در دامنههای نمرود داغ (کومهژن/ترکیهی امروزی) سنگنگارههایی شگفتانگیز از شاه آنتیوخوس اول به جا مانده است.
او در این نقشها با خدایان مختلف دست میدهد:
1️⃣ آنتیوخوس و کوماگنه (الههی ماه) 🌙
2️⃣ آنتیوخوس و آپولون-میترا (عطارد/مرکوری) ☿️
3️⃣ آنتیوخوس و زئوس-اهورامزدا (مشتری/ژوپیتر) ♃
4️⃣ آنتیوخوس و هراکلس-آرتاگنس (مریخ/مارس) ♂️
و در کنار این چهار تصویر، یک سنگنگارهی ویژه وجود دارد: سنگنگارهی شیر 🦁
▪️روی بدن شیر، ۱۹ ستاره از صورت فلکی اسد نقش شده است.
در مرکز آن قلبالاسد (رِگولوس) 🌟 جای دارد؛ ستارهای که به آن «ستارهی شاه» میگویند.
بالای شیر نیز سه ستارهی بزرگ دیده میشود؛ نماد مریخ، عطارد و مشتری.
▪️این چینش آسمانی در تاریخ ۷ ژوئیه ۶۲ پ.م رخ داده است؛ لحظهای که چهار سیارهی بزرگ در کنار قلبالاسد قرار گرفتند. اخترشناسان دربار آنتیوخوس این را نشانهای دانستند که خدایان او را به پادشاهی برگزیدهاند. 👑
▪️در نگاه مردم آن زمان، دستدادن شاه با خدایان در سنگنگارهها بازتاب همان همنشینی سیارهها در آسمان بود.
به تعبیر افلاطون، خدایان عینی از راه ستارگان، شاه را تأیید کردند. ✨
▪️این رویداد را میتوان آیین تاجگذاری آنتیوخوس دانست که به دقت بر اساس موقعیت ستارهها محاسبه شده بود.
▪️کمی پیش از این تاریخ، آنتیوخوس توانست قلمرو خود را گسترش دهد؛ از فرات تا مرزهای سوریه و ارمنستان.🌌 🦁 سنگنگارهی شیر، هم نقشهی آسمان است و هم سندی سیاسی؛ جایی که خدایان، سیارهها و شاه در یک تصویر واحد گرد هم میآیند.
پیروزیهایش همزمان شد با این رویداد آسمانی، و او آن را نشانهای الهی برای مشروعیت فرمانرواییاش میدید.
❌ از این دیدگاه به دو رویکرد گوناگون از ستاره بینی دست میابیم:
🔹 طالعبینی معمولی (زایچه تولد) →
معمولاً وقتی میگیم طالعبینی، یعنی بررسی موقعیت ستارهها و سیارهها در لحظهی تولد فرد، یا آغاز یک شهر/کشور. این نگاه معتقده که همون لحظهی آغاز، سرنوشت بعدی رو رقم میزنه.
🔹 نوع دیگری از اخترشناسی (که اینجا "کاتار شیش" نامیده شده) →
در این روش نگاه به گذشته نیست (یعنی بررسی زایچه تولد فرد یا رویداد انجام نمیشه).
بلکه یک نقطهی زمانی خاص و انتخابی رو برای شروع در نظر میگیرند؛ مثلاً یک پادشاه میگه: "من تاجگذاری رو در فلان روز انجام میدم" یا "ساختن فلان شهر رو به این تاریخ موکول میکنم" و ستارهها و سیارهها برای همون لحظه بررسی میشن.
✅ خلاصه:
این پاورقی میخواد بگه اگر "طالعبینی" رو صرفاً به تولد افراد ربط ندیم و به هر "آغاز آزادانهی انتخابشده" (مثل تاجگذاری آنتیوخوس) ربط بدیم، اونوقت اصطلاح درستتره. در این حالت اخترشناسی به آینده نگاه میکنه و مطابق انتخاب انسان، "شروعی نو" رو با ستارهها هماهنگ میکنه.
🔴⚫️ مافیا در ایران؛ بازی بقا یا درس سیاست؟ ⚫️🔴
تا حالا دقت کردی که زندگی در ایران شباهت عجیبی به بازی «مافیا» داره؟ 🎭
مافیا یه بازی سرگرمی نیست؛ یه کلاس جامعهشناسی فشردهست، یه تمرین برای فهم سیاست و قدرت.
• در یک طرف، مافیاها: گروهی کوچک، منسجم و با شناخت کامل از یکدیگر. آنها شب را با هم میگذرانند، نقشه میکشند و روز را با چهرهای آرام و بیگناه شروع میکنند.
• در طرف دیگر، شهروندان: اکثریتی بزرگ اما بیخبر، پراکنده و اغلب ناآگاه از اینکه چه کسی دوست است و چه کسی دشمن.
▪️مافیا در سیاست، دقیقاً همان قدرتهای پنهاناند که با شبکهی خودیها کار میکنند. شهروندان همان مردماند که برای بقا باید درک کنند با چه بازی پیچیدهای روبهرو هستند.
برای اینکه شهر در این بازی زنده بماند، چند اصل کلیدی لازم است:
۱. شناخت نقشها
▪️هر شهروند باید بداند نقش خودش چیست. در جامعهی واقعی، نقش میتواند «دانشجو»، «کارگر»، «روزنامهنگار»، «معلم» یا هر جایگاه اجتماعی دیگری باشد.
مهمترین اصل: نقشت را بفهم و به نفع شهر بازی کن.
۲. گفتگوی سازنده
▪️در مافیا، شهروندان اگر سکوت کنند، نابود میشوند. در جامعه هم سکوت و بیاعتمادی یعنی میدان دادن به مافیا.
تمرین: گفتگو، تبادل واقعیت، شنیدن و سنجش استدلالها.
۳. تشخیص زودهنگام
▪️هرچه زودتر بفهمی چه کسی نقش مخرب دارد، شانس بقا بیشتر است. در سیاست، این یعنی شناختن نشانههای فساد، دروغ، یا عوامفریبی.
مافیاها روشهای ثابت دارند؛ شناخت آنها یعنی خنثیسازیشان.
۱. روش "قربانیسازی"
▪️مافیا معمولاً یکی از شهروندان را هدف قرار میدهد و او را مقصر جلوه میدهد تا نگاهها از خودش دور شود.
در سیاست: پیدا کردن «مقصرهای خیالی» مثل دشمن خارجی یا گروههای کوچک داخلی.
۲. روش "ابهامافکنی"
▪️مافیا با جملات مبهم، وقتکشی، بحثهای بیپایان و حاشیهسازی، ذهن شهر را مشغول میکند.
در جامعه: تولید انبوه اطلاعات غلط، نظریههای توطئه، یا وعدههای توخالی.
۳. روش "اتحاد پنهانی"
▪️مافیاها وانمود میکنند مخالف هم هستند، اما شب کنار هم مینشینند. در سیاست: رقابتهای ظاهری، اما اتحاد پشت پرده.
۴. روش "استفاده از نقش شهروندی"
▪️مافیا خودش را یک شهروند عادی معرفی میکند و حتی جلوتر از همه ادعای شهروندی دارد.
در جامعه: کسانی که خود را «مردمیترین» یا «خدمتگزارترین» مینامند، اما پشت پرده شبکهای از منافع شخصی دارند.
• جامعهشناسی سیاسی میگوید: قدرت معمولا خودش را پنهان میکند.
• رفتارشناسی اجتماعی میگوید: شهروندان اگر نتوانند به هم اعتماد کنند و گفتگو کنند، همیشه بازندهاند.
• و علوم سیاسی هشدار میدهد: بینظمی در میان مردم، بزرگترین سرمایهی مافیاست.
پس در بازی بزرگ زندگی:
یاد بگیر نقش خودت را درست بازی کنی.
گفتگو و همفکری را جدی بگیر.
و مهمتر از همه، مافیا را زود تشخیص بده، چون در دنیای واقعی، فقط یک بار فرصت داری، نه چند راند بازی.
نه آوایی نه رویایی-تورج نگهبان
نه دنیایی بیتو مانده به جا
نه میجویی نه میآیی
نه میخواهی عشق پاک مرا
نه میخوانی نغمههای مرا
نوای بیهمنوای مرا
نه میپرسی «این سکوت سیه
چرا بر لبها نشسته؟»
تو هم دیگر وفا با ما نداری
که با غمها مرا تنها گذاری
نه میدانی ماجرای مرا
دل با درد آشنای مرا
نه میبینی رنج دوری تو
چو خاری در پا شکسته
چو اشکی که در خیال تو ریزم
ندانم چرا ز خود میگریزم
کجا میروم ندانم بیا تا
مرا بود نیمه جانی
که میترسم افتم و برنخیزم
نمانده به جان توانم
بهار دگر که گل شکفد
خزان شود عمرم آه
چرا نشوی چرا نشوی
ز درد من آگاه
📄 نام مقاله:
سیر نفوذ موسیقی غربی به ایران در عصر قاجار
📰 ناشر:
نشریه هنرهای زیبا
✍️🏻 نویسنده:
ساسان فاطمی
توضیحات:
نفوذ موسیقی غربی به ایران بسیار دیرتر از نقاشی غربی آغاز شد؛ در حالی که نقاشی غربی از زمان صفوی وارد ایران شد، موسیقی غربی عمدتاً از دوران قاجار مطرح شد.• • •
این نفوذ در پی مدرنسازی قوای نظامی توسط عباسمیرزا شروع شد و بهواسطهی آن، دسته موسیقی نظامی به سبک غربی در ایران پدید آمد.
در زمان ناصرالدینشاه، یک افسر موسیقی فرانسوی وارد ایران شد و آموزش نظاممند مبانی موسیقی غربی را آغاز کرد.
📄 نام مقاله:
ساختاری برای اسید نوکلئیک دئوکسیریبوز
📰 ناشر:
نیچر
✍️🏻 نویسنده:
جيمز واتسون و فرانسیس کریک
توضیحات:
این مقاله در ۱۹۵۳ منتشر شد که یکی از سرنوشتسازترین متون علمی قرن بیستم است؛ در حالی که فقط یک صفحه طول دارد، با معرفی مدل مارپیچ دوگانه برای DNA 🧬 نشان داد که اساس حیات، یعنی نحوه ذخیره شدن و تکثیر اطلاعات ژنتیکی چگونه عمل میکند. پیش از آن، دانشمندان نمیدانستند راز انتقال ویژگیهای موروثی دقیقاً در چه ساختاری نهفته است، اما این مقاله برای نخستین بار مکانیزمی ساده و زیبا ارائه داد که توضیح میداد چرا موجودات میتوانند رشد کنند، زنده بمانند و صفاتشان را به نسلهای بعد منتقل کنند. به بیان دیگر، همانگونه که قانون جاذبه نیوتن حرکت سیارات را توضیح داد، این مقاله ساختار DNA را بهعنوان «کد حیات» معرفی کرد و دروازه پیشرفتهایی چون ژنتیک مدرن، پزشکی مولکولی و حتی مهندسی ژنتیک را گشود.• • •
📄 نام مقاله:
تبیین تأثیرپذیری دوسویه موسیقی و معماری بر خلق فضا (مورد پژوهی: دوره باروک)
📰 ناشر:
فصلنامه مطالعات فضا و مکان
✍️🏻 نویسنده:
رایان زندی و سارا سوهانگیر
• • •
#⃣ #مقاله #موسیقی #معماری
🔗 @daneshvar402
🔢 شیوه کار• • •
الف → ۱
ب → ۲
ج → ۳
د → ۴
هـ → ۵
و → ۶
ز → ۷
ح → ۸
ط → ۹
ی → ۱۰
ک → ۲۰
ل → ۳۰
… و همینطور ادامه پیدا میکند تا به حروف پایانی که ارزشهایی مثل ۱۰۰، ۲۰۰، ۳۰۰ و حتی ۱۰۰۰ میگیرند و در تصویر بالا به خوبی نشان داده شده است.
▪︎این ترتیب بهخاطر واژگان معروف «ابجد، هوز، حطی، کلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ضظغ» شناخته میشود. هر کدام از این ترکیبها بخشی از توالی اصلی الفباست.
📜 پیشینهی تاریخی
▪︎ریشه این نظام به حروف سامی (فنیقی، آرامی، عبری) بازمیگردد.
▪︎اعراب پیش از اسلام این سیستم را از فرهنگهای پیشین گرفتند و به کار بردند.
▪︎بعدها در علوم اسلامی، بهویژه در نجوم، عرفان، علوم خفیه، و حتی شعر، کاربرد گستردهای پیدا کرد. مثلا برای محاسبه سالها در تاریخنگاری (تاریخگذاری به صورت «ماده تاریخ») یا برای رمزگذاری نامها و مفاهیم.
✨ کاربردها
۱. تاریخگذاری شعری: مثلا یک بیت طوری ساخته میشد که مجموع اعداد حروفش برابر سال واقعه باشد.
۲. علوم خفیه و طلسمات: هر حرف نیرویی خاص داشت.
۳. حساب جُمّل در فرهنگ اسلامی و یهودی.
▪︎به زبان ساده، ابجد همان چیزیست که به حروف قدرت عددی و رمزی میدهد؛ هم پلی میان زبان و ریاضی و هم ابزاری برای رمز و راز در فرهنگهای گذشته.
🌖🌕🌔 ماه یشت
متن اوستا:
1.
nemô ahurâi mazdâi nemô ameshaêibyô speñtaêibyô nemô månghâi gaocithrâi nemô paiti-dîtâi nemô paiti-dîti.
2.
kat må uxshyeiti kat må nerefsaiti, pañca-dasa må uxshyeiti pañca-dasa må nerefsaiti, ýå hê uxshyãstâtô tå nerefsãstâtô tå nerefsãstâtô ýå hê uxshyãstâtascit, kê ýâ må uxshyeiti nerefsaiti thwat.
3.
månghem gaocithrem ashavanem ashahe ratûm ýazamaide, tat månghem paiti-vaênem tat månghem paiti-vîsem raoxshnem månghem aiwi-vaênem raoxshnem månghem aiwi- vîsem, hishteñti ameshå speñta hvarenô dârayeiñti hishteñti ameshå speñta hvarenô baxsheñti zãm paiti ahuradhâtãm.
4.
âat ýat månghem raoxshne tâpayeiti mishti urvaranãm zairi-gaonanãm zaramaêm paiti zemâdha uzuxshyeiti, añtaremånghåsca perenô-månghåsca vîshaptathåsca, añtaremånghem ashavanem ashahe ratûm ýazamaide, perenô-månghem ashavanem ashahe ratûm ýazamaide. vîshaptathem ashavanem ashahe ratûm ýazamaide.
5.
ýazâi månghem gaocithrem bakhem raêvañtem hvarenanguhañtem afnanguhañtem tafnanguhañtem varecanguhañtem xshtâvañtem îshtavañtem ýaoxshtavañtem saokavañtem zairimyâvañtem vohvâvañtem bakhem baêshazem.
6.
ahe raya hvarenanghaca
tem ýazâi surunvata ýasna
månghem gaocithrem zaothrâbyô,
månghem gaocithrem ashavanem ashahe ratûm ýazamaide
haomayô gava baresmana, hizvô danghangha mãthraca, vacaca shyaothnaca zaothrâbyasca, arshuxdhaêibyasca vâkhzhibyô.
ýenghê hâtãm âat ýesnê paitî vanghô mazdå ahurô vaêthâ ashât hacâ ýånghãmcâ tãscâ tåscâ ýazamaide!
7.
ýathâ ahû vairyô...(2).
ýasnemca vahmemca aojasca zavareca âfrînâmi
månghahe gaocithrahe gêushca aêvô- dâtayå gêushca pouru-saredhayå.
ashem vohû....
ahmâi raêshca ... hazangrem ... jasa-mê ... (kerba mazhd...) atha jamyât ýatha âfrînâmi.
ashem vohû...!!
بند ۰:• • •
اهوره مزدا شادمان باد!...
اشِم وُهو: راستی بهترین خوبیهاست...
خود را ستاینده مزدا، پیرو زرتشت، نفرین کنندهی دیوان و فرمانبردار قوانین اهوره میدانم؛
برای آون (هاوَنی)، ایزد پاک و سرور پاکی... فدیه، نیایش، خشنودی و ستایش.
برای ماه، که در خود تخمهی گاو را دارد؛ برای گاو یگانه آفریده و برای گاو از گونههای بسیار؛
خشنودی باد، با فدیه، نیایش، خشنودی و ستایش.
یَثا آهو وَئیریو: خواست پروردگار، قانون راستی است...
بند ۱:
درود بر اهوره مزدا! درود بر امشاسپندان! درود بر ماه، که در خود تخمهی گاو را دارد! درود بر تو هنگامی که به تو مینگریم! درود بر تو هنگامی که به ما مینگری!
بند ۲:
ماه چگونه افزون میشود؟ ماه چگونه کاهش مییابد؟
برای پانزده روز ماه افزون میشود؛ برای پانزده روز ماه کاهش مییابد. تا آنجا که افزونیاش، به همان اندازه کاهش است؛ تا آنجا که کاهشش، به همان اندازه افزونی است.
'کیست جز تو که ماه را افزون و کاهش میبخشد؟'
بند ۳:
ما فدیه میکنیم برای ماه که در خود تخمهی گاو را دارد، آن پاک و سرور پاکی.
اینجا به ماه مینگرم، اینجا ماه را درمییابم؛ اینجا به روشنایی ماه مینگرم، اینجا روشنایی ماه را درمییابم. امشاسپندان ایستادهاند و فرّ او را نگاه داشتهاند؛ امشاسپندان ایستادهاند و فرّ او را بر زمین، که مزدا آفریده، فرو میبارند.
بند ۴:
و هنگامی که نور ماه گرمتر میشود، گیاهان زرینرنگ از زمین در بهار میرویند.
ما فدیه میکنیم برای ماههای نو، ماههای کامل و ویشَپتَثهها.
ما فدیه میکنیم برای ماه نو، آن پاک و سرور پاکی؛
ما فدیه میکنیم برای ماه کامل، آن پاک و سرور پاکی؛
ما فدیه میکنیم برای ویشَپتَثَه، آن پاک و سرور پاکی.
بند ۵:
من فدیه خواهم کرد برای ماه، که در خود تخمهی گاو را دارد؛ آن بخشنده، روشن، پرفروغ، آببخش، گرمابخش، خردبخش، توانگرکننده، داراییبخش، اندیشهبخش، نیکبخش، تازهبخش، رونقبخش، بخشنده و درمانبخش.
بند ۶:
برای روشنایی و فرّ او، فدیهای درخور شنیدن به او پیشکش خواهم کرد، یعنی به ماه که در خود تخمهی گاو را دارد.
به ماه، که در خود تخمهی گاو را دارد، ما زوهر، هوم و گوشت، بَرِسمَن، دانایی زبان، افسونهای پاک، گفتار، کردار، زوهر و سخنان درستگفته را پیشکش میکنیم.
یِنگه هاتام: آن موجوداتی که اهوره مزدا...
بند ۷:
یَثا آهو وَئیریو: خواست پروردگار، قانون راستی است...
من فدیه و نیایش، و توان و نیروی ماه را میستایم، آن که در خود تخمهی گاو را دارد، و نیز گاو یگانه آفریده و گاو از گونههای بسیار را.
اشِم وُهو: راستی بهترین خوبیهاست.
به آن مرد، روشنایی و فرّ ببخش، به او تندرستی تن ببخش، ... به او خانهی روشن، کاملاً شاد، پربرکت و نیکان را ببخش.
🌕🔴 ماه خونین امشب در آسمان
امشب شاهد یکی از زیباترین رویدادهای آسمانی هستیم؛ ماهگرفتگی کامل یا همان ماه خونین.
زمان رویداد:
آغاز نیمسایهای: ۱۸:۵۸
شروع گرفت جزئی: ۱۹:۵۷
آغاز ماه خونین: ۲۱:۰۱
اوج سرخی ماه: ۲۱:۴۱
پایان گرفت کامل: ۲۲:۲۳
خروج کامل از سایه: ۰۰:۲۵ بامداد
🔎 در جستجوی جاودانگی (۲)
🌙🐇 خرگوش و ماه: داستانی از آفریقا
▪️یکی از کهنترین افسانههای قبایل هوتنتوت (Namaquas) و بوشمنهای آفریقا، سرنوشت بشر و راز مرگ و جاودانگی رو به شکل استعاری روایت میکنه.
🌙 پیام ماه به انسانها
▪️در باور این اقوام، ماه با تولد و مرگ مداومش نماد جاودانگی بود: «همانگونه که من میمیرم و دوباره زاده میشوم، شما هم خواهید مرد و دوباره زنده خواهید شد.»
ماه این پیام را به خرگوش سپرد تا به انسانها برساند.
▪️اما خرگوش – از روی فراموشی یا شاید از سر بدجنسی – پیام رو وارونه رساند:
«همانطور که من میمیرم و دیگر زنده نمیشوم، شما هم خواهید مرد و دیگر زنده نخواهید شد.»
وقتی ماه فهمید، از شدت خشم چوبی به خرگوش زد و لب او را شکافت. از همان روز خرگوش لب شکافته دارد و در نگاه مردم آفریقا، او مقصر فناپذیری بشر است.
▪️از آن پس، مردمان هوتنتوت سوگند خوردند هیچگاه گوشت خرگوش نخورند. حتی اگر کسی از این قانون سرپیچی میکرد، او را از قبیله بیرون میانداختند.
▪️در نسخهی بوشمنها، خرگوش در آغاز انسان بود. او پیام ماه دربارهی رستاخیز را باور نکرد و بر مرگ مادرش گریست. ماه، خشمگین شد و او را به خرگوشی ابدی تبدیل کرد. از آن روز، نه فقط خودش، بلکه همهی انسانها محکوم شدند که «یک بار بمیرند و دیگر زنده نشوند.»
این افسانههای آفریقایی نشان میدهند که انسان از دیرباز با مفهوم مرگ و جاودانگی درگیر بوده. 🌌
برای بومیان آفریقا، ماه نماد امید به رستاخیز بود، اما بیاعتمادی و اشتباه یک پیامرسان، انسان را محکوم به فنا کرد.
واگویههای جعلی!
▪︎در طول تاریخ، بسیاری از گفتارها و واگویههای مشهور که امروز بر سر زبانهاست، هرگز از دهان کسانی که به آنها نسبت داده میشود، بیرون نیامدهاند.
▪︎برخی از این جملات بهکلی جعلیاند و هیچ ردّی در منابع تاریخی ندارند، و برخی دیگر تغییر یافته و سادهسازیشدهاند تا خوشآهنگتر یا اثرگذارتر به نظر برسند. این دست تحریفها اگرچه در نگاه نخست بیضرر به نظر میرسند، اما در واقع تصویری نادرست از اندیشهها، شخصیتها و وقایع تاریخی میسازند. نتیجه آن است که دانش عمومی بهتدریج بر پایه افسانه و واگویههای جعلی شکل میگیرد و فاصله ما با حقیقت تاریخی بیشتر میشود. آگاهی از ریشههای واقعی این واگویهها، نهتنها به درک درستتر تاریخ کمک میکند، بلکه ما را در برابر تکرار خطاهای مشابه در زمان حال نیز هشیارتر میسازد.
صور فلکی تاریک!
✨ آیا میدانستید اینکاها به جای ستارهها، در تاریکیهای راه شیری هم صورتهای فلکی میدیدند؟ چرا؟
🔮 به نظر شما از دید اینکاها این لکه ها چه چیزی بودند؟
🎵 نام قطعه: String Quartet No. 14
🤵🏻♂️ آهنگساز: لودویگ فان بتهوون 🇩🇪
🪄 رهبر ارکستر: لئورنارد برنستاین 🇺🇸
🎺🥁🎻 ارکستر فیلارمونیک وین 🇦🇹
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
🎵 نام قطعه: Swan Lake
🤵🏻♂️ آهنگساز: پیوتر ایلیچ چایکوفسکی 🇷🇺
🪄 رهبر ارکستر: ویکتور فدوتوف 🇷🇺
🎺🥁🎻 ارکستر تئاتر کیروف لنينگراد 🇷🇺
• • •
#⃣ #موسیقی
🔗 @daneshvar402
🌙 واژههای شبانه (انجمن دانشور) – شک و گمان گزار، مردان فرخ
امشب ۶ بند آغازین نبیگ «شک و گمان گزار»، نوشتهی «مردانفرخ» را با هم بررسی میکنیم و واژگان و جملهبندی آن آشنا میشویم:
📝 ترجمه به فارسی بر اساس ترجمهی انگلیسی رهام اشه:
§ ۱-۶. درود بر اهورا مزدا، سرور، بزرگ و دانا، فرمانروای جهان، دانای مطلق و توانا، که اوست "روح" مقدس در میان ارواح. از ذات یگانهی خویش، که در وحدتش استوار است، او به صورت روحانی خلق کرد. و با نیروی بیهمتای خود، شش امشاسپند (جاودانان مقدس) برتر را آفرید و تمام ایزدان جهان اندیشه و جهان زندگی را و هفت نشان (یا آفریدهی) مادی را، که عبارتند از: انسان (اولیه)، گاو مقدس، آتش، فلز، زمین، آب و گیاه. او انسان را به عنوان سرور مخلوقات و برای تحقق ارادهی خود آفرید.
Pārsīg: ped-bun
(1) nam ohrmazd xavdāy ī mahist ud dānāg, vispxvadāy, vispāgāh ud visptuvān, (2) kē andar-z mēnōgān mēnōg. (3) u-š az xvadīh-ped ēkīh ōstīgān - āfrīd. (4) u-š dād, ped xvēš anhambidīg zōr, abardar šaš amehrspend, ud vispān yazdān ī mēnōgān gētīgān; (5) ud haft gētīg daxšagān ī hend mardōm, gōspend, ātaš, ayōxšust, zamīg, āb ud urvar. (6) u-š dād mardōm ped sālārīh ī dāmān, ō kāmravāgīh.
§ ۱-۶. نم اورمزد خدای مهست و دانا، وسپخدای، وسپآگاه و وسپتوان، که اوست مینو در میان مینویان و از خودی خویش به یکی اوستیگان، آفرید و به خویش انهمبدیگ زور، شش امشاسپند برتر آفرید و همهی یزدان مینویان و گیتیان و هفت دخشگان گیتیان که مردم، گوسپند، آتَش، ایوخشست، زمین، آب و اَروَر هستند و مردم را به سالاری دامان، او کامروایی آفرید.
۱. ped-bun = به بن
در آغاز
at the beginning
۲. nam = نم
درود، ستایش، نماز
Homage, praise
۳. mahist = مهست
بزرگترین
the most great
۴. ud = ـُ
و
and
۵. vispxvadāy = وسپخدای
فرمانروای جهان
universal sovereign
۶. vispāgāh = وسپآگاه
دانای مطلق، همهآگاه
omniscient
۷. visptuvān = وسپتوان
قادر مطلق
omnipotent
۸. kē
کسی که
Who
۹. andar-z = اندرز
در میانِ
among
۱۰. mēnōgān = مینویان
ارواح، روحانیون
spirits, spiritual beings
۱۱. xvadīh = خودی
ذات، خودی
selfhood, essence
۱۲. ēkīh = یکی
یگانگی، وحدت
unity
۱۳. ōstīgān = اوستیگان
استوار، پابرجا
steadfast, firm
۱۴. anhambidīg = انهمبدی
بیهمتا، بیرقیب
unrivalled
۱۵. vispān = وسپان
همه، تمام، همگان
all
۱۶. gētīgān = گیتیان
گیتی، جهان زندگی
the world of life, material world
۱۷. daxšagān = دخشگان
نشانها، آفریدهها
signs, creations
۱۸. ayōxšust = آیوخشست
فلز
Metal
۱۹. urvar = اروار
گیاه
Plant
🌙 واژههای شبانه (انجمن دانشور) – روان، دم، دل و فرمان
امشب چهار واژهی پرکاربرد رو با چند تا از شاخههاشون میخوانیم.
✨ ۱. روان / جان (soul)
English: soul
Pārsīg (Latin): ruvān, ravān, gyān, grīv, fravahr / frōhar, uštān
پارسیگ: روان، گیان/جان، گریو، فروهر، اُشتان
📌 دیگر واژگان:
• murd-gyān (مُرد-گیان)
کسی که جانش بدن را ترک کرده = مرده.
• astvand ruvān / ruvān ī tanīg / tanumand ruvān
تنومند روان = روانی که در بدن است.
• ruvān ī bērōn
روان بیرون = روانی که از بدن جدا شده.
• tan-gyānīg
تنگیانیک = پیوسته به تن و جان.
• anōšagruvān / anōšervān
انوشیروان = روان جاویدان و فناناپذیر.
English: breath
Pārsīg (Latin): damišn, vēn, vaxš, vād
پارسیگ: دَمشن، وین، وَخش، واد
📌 دیگر واژگان:
• dušdaft
دشدفت = تنگی نفس.
• āvarišn
آوَرِشن = بازدم (بیرون دادن نفس).
• barišn
بَرِشن = دم (درون کشیدن نفس).
• gyān / jān
جان = دم زندگی، نفس حیاتی.
English: heart
Pārsīg (Latin): dil
پارسیگ: دِل
📌 دیگر واژگان:
• cannēnīdan
کَنِنیدن = تپیدن دل.
• dil-dardīh
دلدردی = نرمی و دلسوزی. (در برابر سنگدلی)
• dil-dard
دلدرد = دلِ نرم، مهربان.
• dil-nēv / nēv-dil
نو دل = خوشدل، نیکدل.
• dil tag
دل تگ = سکتهی قلبی.
• dil-škastag
دلشکستگ = دلشکسته.
English: govern
Pārsīg (Latin): šahr pāy- / pādan, rāyēn- / rāyēnīdan
پارسیگ: شَهر پایی/پادن، راین/راینیدان
📌 حکومت (government):
framadārīh, dahyubedīh, rāyēnīdārīh, parvānagīh → گونههای گوناگون حکومت (فرمانداری، بخشداری، اداره).
duš-rāyēnīdārīh → بدحکومتی، حکومت ستمگر.
dīvān → دیوان = اداره یا دفتر حکومتی.
šahrestān rāyēnīdārīh / šahragānīh → حکومت شهری.
📌 فرماندار / حاکم (governor):
šahrab, framadār, avistāmdār / avistāmyar, pāygōsbān, dahebed / dahyubed, šahriyār
→ انواع فرماندار: شهریار، شهربان، بخشداری، فرماندار، دهبد، دهیوبد، پایگوسبان.
duš-rāyēnīdār → فرماندار بد، حاکم ستمگر.
zēndānīg → زندانیگ = زندانبان.
🌙 واژههای شبانه (انجمن دانشور)
از این پس هر شب چند واژه رو با هم مرور میکنیم:
۱. فارسی امروز
۲. انگلیسی
۳. پارسیگ
۴. پارسیگ (خط فارسی)
اینجوری هم انگلیسی تمرین میکنیم، هم با پارسیگ آشنا میشیم، هم پارسیگویی رو گسترش میدیم ✨
• کتاب
English: book
Pārsīg (Latin): nāmag, nibēg, nibištag, nibišt, mādayān, dib, pōstag
پارسیگ: نامگ، نبیگ، نبشتگ، نبشت، مادَیان، دب، پوستگ
• مدرسه
English: school
Pārsīg (Latin): dibīrestān, frahangestān, hērbedstān
پارسیگ: دبیرستان، فرهنگستان، هیربدستان
• دانش / علم
English: science
Pārsīg (Latin): dānišn
پارسیگ: دانشن
• اندیشه / فکر
English: thought
Pārsīg (Latin): menišn, handēšišn, parmānag, parmāyišn
پارسیگ: منشن، هَندیششن، پَرمانگ، پَرمایشن
• خرد / عقل
English: reason / intellect
Pārsīg (Latin): cim, bahrag, xrad
پارسیگ: چم، بهرگ، خرد
🌞✨ میترا؛ خدای اتحاد و پیمان ✨🌞
📜 خدای کهن پیمانها
میترا یکی از ایزدان بزرگ و کهن ایران باستان است. در الواح هیتیها (سدهی چهاردهم پیش از میلاد) از میترا به عنوان ضامن پیمانها یاد شده است.
در اوستا واژهی میثره (Mithra) به معنای پیمان و تعهد آور آمده است. پیمانی نه صرفاً مکتوب، بلکه قول و عهدی شفاهی و مقدس.
ریشههای واژهی میترا در زبانهای دیگر نیز ردگیری شده است:
در یونانی کهن، میتره کمربند یا پیشانیبندی سلطنتی بود.
بعدها همین واژه به کلاه اسقف مسیحی اطلاق شد.
در ترکیبات یونانی، معنای «ابزار» میگرفت: ابزاری برای اندازهگیری، شخمزدن یا حتی تماشا کردن.
🔗 این نشان میدهد که «میترا» همیشه با پیوند، ابزار اتحاد و پیمان همراه بوده است.
در آغاز تاریخ، همپیمانی شکارچیان با خوردن دستهجمعی شکار تثبیت میشد.
این آیین بعدها به شکل گستردهتر ادامه یافت: قربانی کردن و سپس غذا خوردن جمعی.
در سنتهای باستانی:
در لاتین برای بستن پیمان میگفتند: قربانی متحدانه (foedus ferire).
در یونانی نیز سوگند با کشتار حیوان مقدس همراه بود.
بنابراین، پیمان، قربانی و غذا خوردن سه حلقهی جدا نشدنی بودند.
مهمترین صحنهی آیین میترایی در دورهی رومی، قربانی گاو نر بود.
در تمامی مهرکدهها، تصویر محوری دیوارنگارهها، همین صحنه است:
• میترا گاو سفید را شکار میکند.
• بینیاش را میگشاید تا بیدفاع شود.
• با شمشیر کوتاه به شاهرگ او میزند.
• خون مقدس بر زمین میریزد.
خود میترا در این لحظه با رنج و بیمیلی روی برمیگرداند؛ زیرا این قربانی عملی ساده نیست، بلکه آفرینشی دردناک است.
🌍 جهان از همین خون قربانی پدیدار میشود.
▪️میترا نه فقط خدای پیمان، بلکه نیرویی است که با قربانی، اتحاد و خوراک جمعی، جهان و جامعه را سامان میبخشد.
او یادآور این حقیقت است که هر پیمان راستین با تعهد، رنج و ایثار مقدس همراه است.
🌗 یین و یانگ همان اهورامزدا و اهریمن؟
تفاوتی بنیادین که نباید نادیده بگیریم! 🌞🌑
▪️گاهی شنیده میشود که برخی «یین و یانگ» چینی را همان «اهورامزدا و اهریمن» ایرانی میپندارند. در نگاه اول، هر دو از دو نیروی متضاد سخن میگویند؛ اما اگر دقیق شویم، درمییابیم که این دو جهانبینی زمین تا آسمان با هم فرق دارند.
یین (🌑) = تاریکی، آرامش، پذیرش، نرمی
یانگ (🌞) = روشنایی، گرما، کنش، سختی
در فلسفهی چینی، این دو نیرو دشمن یکدیگر نیستند، بلکه همچون شب و روز، جزر و مد، زن و مرد، تنها در کنار هم معنا پیدا میکنند.
🔄 جهان همیشه با چرخش این دو نیرو زنده است.
❌ هیچکدام «خوب مطلق» یا «بد مطلق» نیستند.
اهورامزدا ✨ = سرچشمهی نور، راستی، زندگی
اهریمن 🌑 = سرچشمهی تاریکی، دروغ، مرگ
در اندیشهی ایرانی، این دو نیرو درگیر نبردی کیهانی و اخلاقی هستند.
🎯 نتیجهی نهایی چیست؟ پیروزی نور بر تاریکی و نابودی کامل اهریمن.
اینجا مسئله تعادل نیست، بلکه جدال تا پیروزی نهایی خیر است.
در یین و یانگ → انسان باید تعادل درونی و بیرونی را حفظ کند، مثل پزشکی سنتی چین یا یوگا. 🧘♂️
در جهان مزدایی → انسان یک رزمندهی اخلاقی است؛ باید جانب اهورامزدا را بگیرد و با دروغ و شر بجنگد. ⚔️
یین و یانگ 🌗
• نوع تضاد: طبیعی – مکمل
• نتیجه: تعادل جاودان
• نقش انسان: یافتن هماهنگی
• ارزشگذاری: نه خوب، نه بد
اهورامزدا و اهریمن 🌞🌑
• نوع تضاد: اخلاقی – کیهانی
• نتیجه: پایان با پیروزی نیکی
• نقش انسان: مبارزه با شر
• ارزشگذاری: خیر مطلق در برابر شر مطلق
یین–یانگ، فلسفهی چرخهی طبیعت است.• • •
اهورامزدا–اهریمن، جهانبینی نبرد اخلاقی و معنوی است.
پس مقایسهی این دو، مثل مقایسهی طلوع خورشید با جنگ رزمندگان است؛ هر دو زیبا و عمیق، اما در دو جهانبینی کاملاً متفاوت. 🌍✨
🔔 پس اگر کسی گفت «یین و یانگ همان اهورامزدا و اهریمن است»، بگو:
«نه دوست من، یکی دربارهی تعادل نیروهاست و دیگری دربارهی پیروزی نهایی خیر.» 🌞⚔️🌑
🔎 در جستجوی جاودانگی (۳)
🌌 آرباتی و راز مرگ – اسطورهی پیگمیهای آفریقا
▪️در اسطورههای اقوام اِفه (Efe) و مبوتی (Mbuti) در کنگوی امروزی، خدایی به نام آرباتی (Arebati) شناخته میشه؛ او خدای آسمان، ماه و آفرینندهی جهان است.
🏺 آفرینش انسان
▪️آرباتی نخستین انسان را از گل و خاک رس ساخت. سپس با کمک ماه، تن او را با پوستی پوشاند و درونش خون ریخت تا زنده شود. در آن زمان هنوز مرگ وجود نداشت؛ هرگاه کسی پیر میشد، آرباتی او را دوباره جوان میکرد.
▪️روزی زنی مرد. آرباتی تصمیم گرفت او را زنده کند. قورباغه مأمور شد تا جسد زن را جابهجا کند، اما وزغ پافشاری کرد که خودش این کار را انجام دهد. آرباتی هشدار داد: «اگر بیفتید، بدبختی بزرگی خواهد آمد.»
وزغ، ناشیانه، جسد زن را به درون گودالی انداخت و خودش هم سقوط کرد. از همان لحظه، مرگ برای همیشه بر سرنوشت بشر سایه انداخت.
▪️در روایت دیگری، خدای بزرگ (با نامهای مختلف: بآتسی نزد اِفه و توره نزد مبوتی) به انسانها گفته بود از همهی درختان میتوانند بخورند، جز از درخت تاهو (Tahu). تا زمانی که فرمان را اطاعت میکردند، خدا آنان را پس از پیری به آسمان میبرد.
اما روزی زنی باردار هوس میوهی تاهو کرد و شوهرش آن را برایش چید. ماه این نافرمانی را دید و به خالق خبر داد. خالق خشمگین شد و به عنوان کیفر، مرگ را به انسانها فرستاد.
▪️برای پیگمیها، مرگ نتیجهی بیاحتیاطی و نافرمانی است. یا یک خطا (وزغ ناشی) یا یک سرپیچی آگاهانه (چیدن میوهی ممنوع) باعث شد که بشریت جاودانگی را از دست بدهد. 🌑• • •
🌔 بررسی ماه یشت
✍🏼 بنگرید به: «متن و ترجمهی ماهیشت»
نمادشناسی و اسطورهشناسی: ماه، گاو و آفرینش
🌙 ماه در ماه یشت نماد اصلی است. این نماد از یک جرم آسمانی صرف فراتر رفته و به تجسمی از نیروی حیاتبخش و باروری تبدیل میشود. ستایش ماه به عنوان «نگهدارندهی تخمهی گاو» محوریترین مفهوم این یشت است. این "گاو" در اسطورهشناسی زرتشتی، «گاو یگانه آفریده» است که نمادی از خلقت نخستین و اصل حیات مادی است.
🌱 نقش باروری: هنگامی که گاو نخستین کشته میشود، تخمه (نطفه) آن به ماه منتقل میشود. این انتقال نمادین، ماه را به کانون و منبعی برای تولید مثل و باروری در جهان تبدیل میکند. ماه با «افزون شدن» و «کاهش یافتن» خود، دورههای زندگی و مرگ، رشد و زوال را بازنمایی میکند. این چرخه، نمادی از تداوم حیات است.
🌊 🌿 پیوند با آب و گیاه: در بند ۴، یشت به روشنی بیان میکند که "هنگامی که نور ماه گرمتر میشود، گیاهان زرینرنگ از زمین میرویند." این ارتباط مستقیم بین نور ماه و رشد گیاهان، ماه را به یک ایزد حامی کشاورزی و طبیعت تبدیل میکند. این نگاه، در بسیاری از فرهنگهای باستانی نیز وجود دارد که ماه را با حاصلخیزی و چرخهی کشت و برداشت پیوند میدهند.
🕯️ نور و فرّه: ماه یشت، بارها از "روشنایی" و "فرّه" ماه سخن میگوید. فرّه در فرهنگ ایرانی، نمادی از شکوه ایزدی و لطف الهی است. امشاسپندان که فرّه ماه را بر زمین میریزند، نشان میدهند که نیروی حیاتبخش ماه، هدیهای الهی است که به آبادانی و رونق جهان کمک میکند.
🙏 آداب و مناسک دینی: این یشت، ساختار یک مراسم دینی کامل را نشان میدهد. از "فدیه، نیایش، خشنودی و ستایش" گرفته تا پیشکش کردن "هوم و گوشت" و "سخنان درستگفته". این مناسک نشاندهندهی اهمیت نظم و آداب در جامعهی زرتشتی است. این مراسمها نه تنها ارتباط انسان با امر قدسی را برقرار میسازند، بلکه هویت گروهی و انسجام اجتماعی را نیز تقویت میکنند.
🪴🗓️ تقویم و کشاورزی: فدیه برای "ماههای نو، ماههای کامل و ویشَپتَثَه" نشان میدهد که تقویم ماه، در زندگی روزمره و مذهبی جامعهی زرتشتی نقش مهمی داشته است. این تقویم احتمالاً برای تعیین زمان مناسب برای کشاورزی، برداشت و برگزاری مراسمهای آیینی استفاده میشده است. این پیوند نزدیک با طبیعت و چرخههای آن، یک جامعهی کشاورزی را منعکس میکند.
🌳🌲 برکت و فراوانی: در بند ۵، ماه با صفاتی چون "بخشنده، آببخش، گرمابخش، توانگرکننده، داراییبخش" ستایش میشود. این صفات نشان میدهند که هدف از نیایش ماه، طلب برکت، فراوانی و رونق مادی برای جامعه است. این نگاه، نیازهای اساسی یک جامعهی باستانی را برای بقا و شکوفایی اقتصادی بازتاب میدهد.
✍🏼 روانشناسی کهنالگو (آرکیتایپ): در روانشناسی یونگ، ماه اغلب با کهنالگوی زنانگی، شهود، ناخودآگاه و چرخه های درونی مرتبط است. در ماه یشت، این کهنالگو با نقش باروری و حیاتبخشی ماه تقویت میشود. ماه به عنوان منبع حیات، نمادی از جنبههای خلاق و پرورندهی روان انسان است.
🌌 نظم کیهانی و نظم درونی: بند ۲ یشت، به چرخه منظم افزون و کاهش ماه اشاره دارد. این نظم کیهانی، به لحاظ فلسفی، بازتابی از نظم در جهان و درون انسان است. انسان زرتشتی از طریق مشاهدهی این نظم طبیعی، به دنبال درک و پیروی از قوانین ایزدی (اشا) است. این نظم بیرونی به انسان کمک میکند تا در زندگی خود نیز تعادل و نظم برقرار کند و از آشفتگی اهریمنی دوری گزیند.
🔄 تغییر و دگرگونی: چرخه افزایش و کاهش ماه، نمادی از تغییرات مداوم در زندگی است. این یشت به مؤمن میآموزد که این تغییرات بخشی از نظم ایزدی هستند و باید آنها را پذیرفت و ستایش کرد، زیرا هر دو مرحله (افزایش و کاهش) در خدمت حیات و برکت هستند. این نگاه، نگرشی عمیق به پذیرش چرخهی زندگی، مرگ و بازتولد ارائه میدهد.
ابجد، الفبای عددی قدیم 🔡🔢
▪︎ابجد در اصل یک سیستم کهنِ حرف ـ عدد است که در آن هر حرف از الفبای عربی (و پیشتر فنیقی و آرامی) با یک عدد مشخص متناظر میشود. بهاینترتیب حروف فقط نقش زبانی ندارند، بلکه ارزش عددی هم پیدا میکنند.
ادامه مطلب را در زیر دنبال کنید.
با دانشور همراه باشید 🎓
• • •
#⃣ #ادبیات #نمادشناسی
🔗 @daneshvar402
🌕🔴 ماه خونین؛ وقتی آسمان سرخپوش میشود
▪️امشب آسمان میزبان یکی از شگفتانگیزترین نمایشهای کیهانی است؛ ماه خونین.
پدیدهای که نهتنها زیبایی خیرهکنندهای دارد، بلکه هزاران سال ذهن بشر را درگیر خود کرده است. در هر تمدن و دین، «ماه سرخ» نشانهای از راز، بیم، یا امید بوده است. بیایید با هم به سفری در دل اسطورهها برویم… ✨
▪️در اساطیر انکایی، جگوار آسمانی ماه را میبلعید و آن را خونین میکرد. مردم برای نجات ماه فریاد میزدند، نیزهها را تکان میدادند و سگها را به پارسکردن وامیداشتند تا شکارچی آسمانی را بترسانند.
▪️بابلیان ماهگرفتگی را حملهی دیوان به خدای ماه (سین) میدانستند. چون این اتفاق نشانهی مرگ پادشاه بود، «شاه نیابتی» میگماشتند تا خطر از پادشاه واقعی دور شود. پس از گرفتگی، جانشین قربانی میشد.
▪️چینیها باور داشتند اژدها ماه را میبلعد. مردم با کوبیدن طبل و دیگ و ایجاد صدا، سعی میکردند اژدها را بترسانند تا ماه دوباره بدرخشد.
▪️در هندوئیسم، موجود اهریمنی Rahu سر بریدهای است که جاودانه مانده و با کینهتوزی خورشید و ماه را میبلعد. گرفتگی نتیجهی همین انتقامجویی است. مردم در طول ماهگرفتگی روزه میگرفتند، غسل میکردند و از غذا دوری میجستند تا نحوست آن رفع شود.
▪️در این فرهنگ، ماهگرفتگی نشانهی دعوا میان خورشید و ماه بود. مردم با هم آشتی میکردند و دشمنیها را پایان میدادند تا دوباره تعادل کیهانی برقرار شود.
▪️برای قبیله Hupa، ماه در گرفتگی بیمار میشد؛ آنها با دعا و آواز ماه را شفا میدادند. Luiseñoها نیز معتقد بودند ماه با خدایان در جنگ است و با مراسم مقدس او را یاری میکردند.
▪️در کتاب مقدس، «ماه به خون مبدل میشود پیش از روز بزرگ خداوند» (یوئیل ۲:۳۱). در مکاشفه یوحنا هم ماه خونین به عنوان نماد آخرالزمان و داوری نهایی آمده است.
▪️برای نیاکان ما، ماه خونین چیزی فراتر از یک پدیدهی طبیعی بود:
گاهی نشانهی جنگ آسمانی 🐉، گاهی بیماری و زخم 🌑، گاهی فرصت برای صلح و آشتی 🌍، و گاهی پیشدرآمد آخرالزمان ✝️.
▪️امروز علم میگوید این سرخی زیبا، هدیهی جو زمین است که نور خورشید را چون غروب و طلوع به رنگ آتشین بر ماه میتاباند 🔭.
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصلهی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم میشه چیکارهام
میچرخم و میچرخونم ٬ سیارهام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش
راه دیدم نرفته بود، رفتمش
جوونهی نشکفته رو٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من،
حیرونت نبودم؟
تازه داشتم میفهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر میخواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقهای از حلقهی زنجیر شدن
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واگویههایی که جعلی هستند یا به افراد دیگری نسبت داده شدهاند
«من تمام یهودیان را نخواهم کشت— واگویه بالا را به هیتلر نسبت میدهند، اما هیچ سندی وجود ندارد؛ رسانهها بارها این نسبت را «واگویه ساختگی» خواندهاند. آنچه از هیتلر واقعاً ثبت شده «پیشگویی ۱۹۳۹ درباره نابودی یهودیان اروپا»ست که متن و منبعش روشن است و با این جملهٔ مجعول هیچ نسبتی ندارد.
برخی از آنها را زنده میگذارم تا آیندگان بدانند آنها چه جور حیواناتی هستند، تا جهان بعد از من بفهمد چرا اصرار به قتل عام آنها داشتم، یک روز فرا میرسد که به خاطر نکشتن هر یک از یهودیان به من لعنت میفرستید.»
«اگر دروغی بزرگ را مدام تکرار کنید، مردم آن را باور میکنند.»
«تعریف دیوانگی این است که یک کار را بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهٔ متفاوت داشته باشی.»— به اینشتین نسبت میدهند؛ اما قدیمیترین گواهِ چاپی دههٔ ۱۹۸۰ است (کتاب ریتا می براون/متون خودیاری)، نه اینشتین.
«چشم در برابر چشم، دنیا را کور میکند.»
«نمیتوانم دروغ بگویم»
«میترسم تنها کاری که کردیم این باشد که غولی خفته را بیدار کردهایم.»
«مرگ یک نفر تراژدی است؛ مرگ میلیونها یک آمار.»
«بگذارید کیک بخورند»
«خودت همان تغییری باش که میخواهی در دنیا ببینی»
«با حرفت مخالفم، اما تا پای مرگ از حق تو برای گفتنش دفاع میکنم»
«زنان مؤدب بهندرت تاریخساز میشوند»
📄 نام مقاله:
آیا اینرسی یک جسم به محتوای انرژی آن بستگی دارد؟
📰 ناشر:
سالنامه فیزیک
✍️🏻 نویسنده:
آلبرت اینشتین
توضیحات:
این مقاله چهارمین مقاله اینشتین در سال ۱۹۰۵ بود که در آن اینشتین معادلهای را استنتاج کرد که گاهی اوقات به عنوان معروفترین معادله تاریخ فیزیک یاد میشود: E = mc²• • •