dar_astane_bolouq | Unsorted

Telegram-канал dar_astane_bolouq - ⟨در آستان بلوغ⟩

222

همه‌ی حرف‌های من در ادامه‌ی وبلاگ "در آستان بلوغ" وبلاگ از ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۱ کانال از ۱ مهر ۱۳۹۴ تماس: @A_Karimi

Subscribe to a channel

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸حضور

جناب سعدی می‌فرماید:

از هر چه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است
پیغام آشنا، نفَسِ روح‌پرور است

هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده‌ای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است

شاهد که در میان نبود، شمع گو «بمیر»
چون هست، اگر چراغ نباشد منور است

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغِ زنده‌دلان، کوی دلبر است

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق
درمانده‌ام هنوز که نزلی محقر است

کاش آن به خشم‌رفتهٔ ما آشتی‌کنان
بازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در است

جانا! دلم چو عود بر آتش بسوختی
وین دم که می‌زنم ز غمت، دود مجمر است

شب‌های بی توام، شبِ گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم، روز محشر است

گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود
معشوق خوب‌روی، چه محتاجِ زیور است؟

سعدی! خیال بیهُده بستی، امید وصل
هجرت بکُشت و وصل، هنوزت مصور است

زنهار از این امیدِ درازت که در دل است
هیهات از این خیالِ محالت که در سر است

با عزیزی می‌گفتم "هست‌تر از هست و بودتر از بودنیم ما". بعضی ‌وقتی سر جای خودشان "قرار" می‌گیرند در جان و جامه‌اند، دور و نزدیک ندارند، هرجا که می‌خواهند باشند، حاضر و غایب در مورد آن‌ها نیست، همیشه هستند و ای بسا کسان که پیش چشم و چشم در چشم‌اند، اما نیستند، حرفی با هم نداریم و همیشه و در همه حال غایب‌اند.

در آستان بلوغ | #شعرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸صوفی‌گری

روزی ابوسعید ابوالخیر با جمعی صوفیان به در آسیابی رسیدند. اسب بازداشت و ساعتی توقف کرد. پس گفت: می‌دانید که این آسیاب چه می‌گوید؟ می‌گوید که تصوف این است که من دارم. درشت می‌ستانم و نرم باز می‌دهم و گردِ خود طواف می‌کنم. سفر در خود می‌کنم تا آنچه نباید از خود دور کنم.

در آستان بلوغ | #جامعه‌ | #کتاب‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸وطن
سعید مبشر

اگرچه سهم من از سرزمین من کفن است
مرا صلابت این خاک عینِ جان و تن است

به حال خویش نمی‌گریم از فُزونی داغ
غریب هستم و از من غریب‌تر وطن است

سری به صفحه‌ی اخبار می‌زنم سر صبح
"وطن دِلی است که در حال منفجرشدن است"

کدام گوشه‌ی ایران به خون خضاب شده؟
صدای آتش و دود از کدام شهر من است؟

بگو بلند بگریند ماهیان خلیج
در این عزا که هوا نیز تیره‌پیرهن است

نظر بدوز به دریا و هیچ چیز نپرس
که موج راوی این قصه‌‌ی کمرشکن است

صدای ناله‌ی دَمّام و سنج می‌آید
بهار در قُرقُ گریه‌های مرد و زن است

سکوت کن وطن! ای پاره‌های پیکر من!
که مرگ آه! فقط مرگ با تو هم‌سخن است

تو مادری و به آغوش می‌کشی همه را
و روی دامن تو عادتم گریستن است

در آستان بلوغ | #جامعه | #شعرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸مردِ تُرک با عمامهٔ بزرگ
اثرِ معین مصوّر ۱۶۴۲ م. از کتاب نگاره‌های ایرانیِ موزهٔ ارمیتاژ [سده‌ی پانزدهم تا نوزدهم]، آ. ت. آداموا، مترجم: زهره‌ی فیضی، انتشارات فرهنگستان هنر، ۱۳۸۶، ص ۱۸۸

دکتر بهرام‌پور می‌فرمایند: معین مصوّر به جهانِ پیرامونِ خویش توجهی ویژه داشت. او از پیشاهنگانِ تطوّرِ مینیاتورِ ایرانی و نزدیک‌گرداندنِ آن به مولفه‌های هنرِ نقاشی است.
برپایه‌ی این اثر، زیبایی و طنزِ برخی ابیاتِ صائب، آشکارتر می‌شود.
در غزل ۲۵۳۵ جناب صائب می‌خوانیم:

نالهٔ آتش عنانم رخنه در گردون کند
گریهٔ پا در رکابم شهر را هامون کند

دامنِ فکرِ بلند آسان نمی‌آید به دست
سرو می‌پیچد به خود تا مصرعی موزون کند

دستِ لیلی را غرورِ حسن دارد در نگار
پنجهٔ شیران مگر دل‌جوییِ مجنون کند

پای ما از خار صحرای جنون را ساده کرد
وای بر دستی که خار از پای ما بیرون کند

کار با عمامه و دورِ شکم افتاده‌است
خُم درین محفل بزرگی‌ها به افلاطون کند

رزق ما لب‌بستگان را بی‌طلب خواهدرساند
آن که خاکِ بی‌زبان را طعمه از قارون کند

صفحه را جیب و بغل گنجینهٔ گوهر شود
خامهٔ صائب چو دست از آستین بیرون کند

منبع | در آستان بلوغ | #جامعه | #شعرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸کاپیتولاسیون

کاپیتولاسیون معنی‌ای جز این داشت آیا؟ فرقش این بود که اون موقع به آمریکا باج می‌دادیم و ژاندارم منطقه بودیم، حالا به عراقی‌ها باج می‌دهیم و خسارات جنگ را هم نمی‌توانیم بگیریم و شکر زیادی می‌خوریم که برای سلامتی هم مضر است. 🤬

نفرت بر باعث و بانی این ذلت!

منبع | در آستان بلوغ | #جامعه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸بامدادی

دلت آباد...
تو که با اولین شعاع آفتاب می‌روی،
اما بوی خوشی
با هر نسیم
بر من می‌وزد.

بگذر...
بگذر...
که من،
خو کرده با بوی بهار
و آواز هزار قناری آزاد،
تا صبح فردا
که بازمی‌آیی
تو را به انتظار
خواهم‌نشست.

این در
به روی ماه تو
همیشه باز
خواهدبود.

در آستان بلوغ | #در_آستان_بلوغ | #شعرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸درست‌نویسی

ظاهراٌ این قصّهٔ درست‌نویسی هم سری دراز دارد...!
😅

منبع | در آستان بلوغ | #کتاب‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

این کتاب را می‌نویسم تا همه بدانند که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، زنان چگونه زیستند. می‌نویسم تا آیندگان و فرزندانمان دستاوردهای آمیخته با رنج و خون ما را پاس بدارند و با شناخت دقیق تبعیض و بی‌عدالتی، همواره با آن مبارزه کنند.

وقتی در زندان بودم با نوه‌ی عزیزم، دانیال، فقط گاهی برای دقایقی کوتاه میان دو اخطار تلفن زندان که می‌گوید «این تماس از زندان اوین می‌باشد» حرف می‌زدم تا نفهمد که در زندان هستم. او می‌فهمید که شرایط غیرعادی است و با ناراحتی از من می‌پرسید: مامانی! کجا هستی؟ می‌گفتم: به سفر رفته‌ام برای انجام یک کار تحقیقی و نوشتن یک کتاب و تدریس.

حال می‌خواهم این کتاب را به آن عزیز تقدیم کنم. امیدوارم نسل او ناپاکی و تبعیض و بی‌عدالتی را از این خاک بزداید و از ایران، خانه‌ای امن و آباد و آزاد بسازد.

aasoo.org/fa/books/5118
@NashrAasoo 🔻

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸اسکیزوفرنیا

در بهاری که نیست
پشت پنجره‌ای که نیست
لمیده بر صندلی راحتی که نیست
ورق می‌زنم روزنامهٔ صبحی را که نیست
و جرعه–جرعه می‌نوشم
از قهوه‌ای که نیست...
"باید بیشتر مراقب باشم
که لک نکنم
رب‌دوشامبر ابریشمی را که نیست"

زی‌زی سپرده‌است!

ـ:ـ:ـ:ـ:ـ:ـ

مرد بی‌خانمان تکانی خورد،
پشتش را خاراند
و دود سیگارش را بیرون داد
ـزیر پل‌ـ

در آستان بلوغ | #در_آستان_بلوغ | #شعرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸بک‌آپ
۳۱ مارس روز جهانی بک‌آپ

بک‌آپ... چه رویداد مهمّی!
گفتند حساب‌های بانک سپه...،

اما برای من
–از میان
۴۲,۰۰۰,۰۰۰ مشتری
و ۱۱۴,۰۰۰,۰۰۰ حساب
و ۱۲,۰۰۰,۰۰۰ تسهیلات–
که در هفت آسمان خدا
یک ستاره ندارم،
که موجودی حسابم
حتّی ارزش تجدید رمز عبور هم ندارد،
که رَسته از عالَم و مافیها
به نانُ ماستی
و یک پیالهٔ چای
و سازی که یک نغمه بیشتر ندارد مشغول،
که سر در گریبان خویش فروبرده
سرگرم هُرم نفَس‌های خویش،
دیگر چه فرق دارد...

حساب‌های من...
تمام اعتبار من،
–در امن‌ترین جای دنیا–
پیش شماست،
که کس را
نه چشمِ خیانت
نه دستِ تعدّی
نه پای گریز...
سود و سرمایهٔ من شمایی
و حساب پشتوانه‌ام
که سخت امن است.
چشمانت
–که محجوب و نجیب
لبخند می‌زنند–
جواهرخانهٔ من‌اند.
و اشک‌هایت
الماس‌های من.

"تویی كه بی‌چیزیم با تو
بر همهٔ چیزهای دنيا
لبخند می‌زند."

"دوستت‌دارم!"

یادداشت مرتبط:
جواهرخانه
رُزهای کاغذی
هک بانک سپه

در آستان بلوغ | #شعرخانه | #در_آستان_بلوغ

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸همهٔ زباله‌ها دورریختنی‌ نیستند
گل‌های فلزی

قوطی‌های فلزی نوشابه را به ظاهر سرد و فلزی‌شان قضاوت نکنید، قلب مهربانی دارند و اگر خوب و باتوجّه به آن‌ها رسیدگی کنید گل‌های فلزی زیبایی می‌دهند 😉 کم‌توقع هم هستند و به ظرف خالی دارو هم می‌سازند تا به گل و لبخند بنشینند.
یک زمانی گفته بودم...

باريكه‌های روزنامه را
با هزار شوق،
مفتول‌های فلزی را
با هزار شرم
برهم می‌پيچم.
سرخی را از لب‌های سرخت
و سبزی را از رؤيای سبزت
وام می‌گيرم.
رُزهای كاغذی را
- با عشق، با اخلاص-
به تو تقديم می‌كنم؛
تویی كه بی‌چيزيم با تو
بر همهٔ چيزهای دنيا
لبخند می‌زند.

"دوستت‌ دارم!"

♻ برای دیدن سایر زباله‌هایی که دور ریخته نشدند هشتگ بازیافت را دنبال کنید.

در آستان بلوغ | #بازیافت | #مهندسی

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸مقارنهٔ سعدین

با افتخار حضور دو بانوی صاحب‌قلم، شاعر و نویسنده، سرکار خانم بهجت بهلگِردی و خانم شبنم به‌نیا در جمع این خانه را به دوستان بشارت می‌دهم.
پیش از این قطعاتی از خانم بهلگِردی را با هم خوانده‌بودیم.

یادداشت‌های مرتبط:
سر
درد مشترک

در آستان بلوغ | #شعرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸همهٔ زباله‌ها دورریختنی‌ نیستند
گل‌دان

شیشهٔ شربت آلبالو هم با کمی دقت و حوصله و مهر می‌تواند گل‌دان زیبایی روی میز شما بشود. حمید مصدق می‌گوید:

به من محبت کن
که ابر رحمت اگر در کویر می‌بارید
به جای خار بیابان
بنفشه می‌رویید.


♻ برای دیدن سایر زباله‌هایی که دور ریخته نشدند هشتگ بازیافت را دنبال کنید.

در آستان بلوغ | #بازیافت | #مهندسی

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸همهٔ زباله‌ها دورریختنی‌ نیستند
نارگیل

طاهره‌خانم خُنیا می‌فرمایند:

خنده بخیه است،
بوسه بخیه است،
فراموشی بخیه است،
مهربانی بخیه است،
آدم، بی‌بخیه متلاشی می‌شود.
آدم، زخم است.


♻ برای دیدن سایر زباله‌هایی که دور ریخته نشدند هشتگ بازیافت را دنبال کنید.

در آستان بلوغ | #بازیافت | #مهندسی

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸ژاژ¹گویی

   بر اساس سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴ الان در این شرایط هستیم:
   
   • توسعه‌یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود و متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی با تأکید بر: مردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها و بهره‌مند از امنیت اجتماعی و قضایی.
   • برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایهٔ اجتماعی در تولید ملی.
   • امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همه‌جانبه و پیوستگی مردم و حکومت.
   • برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصت‌های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده به دور از فقر، فساد، تبعیض و بهره‌مند از محیط‌زیست مطلوب.
   • فعال، مسئولیت‌پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت‌مند، برخوردار از وجدان کاری، انضباط روحیهٔ تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن.
   • دست‌یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقهٔ آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل.
   • الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم‌سالاری دینی، توسعهٔ کارآمد، جامعهٔ اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقه‌ای براساس تعالیم اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی (ره).
   • دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.

توضیح:
¹ فرموده‌اند: کنایه از سخنان هرزه و یاوه و بی مزه و هذیان هم هست. مجازاً بمعنی سخن بی‌هوده و گفتهٔ باطل و بیفایده و هرزه. و نیز ذیل لغت یافه گفته‌اند: یافه و خله و ژاژ و لک، سخنان بی‌هوده بود. هرزه. هذیان. بیهده. بی‌هوده از سخن و غیر آن.

یادداشت و لینک مرتبط:
سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴
غرفهٔ مهربانی

در آستان بلوغ | #جامعه | #مدیریت | #سیاست‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸تقدير
تيرِ هشتادُ سه

مرا ‏
چون آينه
در برابر گير،
مهربانيت را ‏
در من ‏
پژواک دِه
و لبخندت را ‏
چون باران ‏
بر من ارزاني دار.‏
گاه مي‌انديشم:‏
«تو،
نه گزينش
كه تقديرِ من بودي!» ‏
‏* * *‏
در من بدَم:‏
نجوا كن به مهر ...‏
در من ببين:‏
آن قامتِ رعنا و دل‌فريب.‏
دستي به گيسوانِ سياهِ فروهِشته كن،
عشوه‌كن،
چرخي‌بزن،
دل‌ببَر،
به ناز
‏(بنگر كه نيست اعتبار ‏
بر اين چرخِ كج‌مدار)‏
‏... امّا ‏
چيزي از درون ‏
مرا چنگ‌مي‌زند
و صَلا‌ مي‌دهد:‏
«كه نيست،
گذشت‌ست
ديگر زمانه‌ي دل سپردنُ بردن.‏
در هايُ هويِ غريبِ باد
رفته‌است «دوستت‌دارم»‏
‏ - اين كلامِ مهر-‏
همراهِ باد!» ‏
‏... و من: ‏
خانه‌ام، بر باد
دلم، كويرِ پُر زِ عطش
خودم، تنهايِ تنها
بي هيچ ستاره‌اي
معلّق ميانِ زمينُ هفت آسمانِ خدا
دل‌خوش به يك خيالِ خام:‏
«اين‌ست تقديرِ من!» ‏

این هم به مناسبت بیست‌سومین سالگرد ثبت اولین یادداشت من در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۱ و تأسیس وبلاگ "در آستان بلوغ" که بعدها به شکل کانال فعلی درآمد. همین‌جا از همهٔ دوستانی که در تمام این سال‌ها خوانندهٔ من بودند تشکر می‌کنم.

https://karimionline.blogfa.com/

در آستان بلوغ | #در_آستان_بلوغ | #شعرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸خورزوخان، غضنفرها و دیوث‌های نظام

دشمن... دشمن... و باز هم دشمن! فی‌الواقع با یک خورزوخانی مواجه هستیم که دست‌های بلندی دارد، اما حضور فیزیکی ندارد. می‌آید، کارش را می‌کند، می‌رود و تا چهار روز بعد حتی نمی‌تواند مستدل طرف اتهام قرار بگیرد... مثل ترور فخری‌زاده و تهرانی‌مقدم و موارد دیگر.

آیا این هم یکی دیگر از بازی‌های عملیات روانی خورزوخان نیست که روغن ریختهٔ غضنفرهای نظام را دارد خرج موفقیت خودش می‌کند؟ اگر این‌طور باشد اطلاع‌رسانی درست و قابل‌قبول برای مردم راه بستن نفوذ و اثرگذاری روانی در جامعه است.

پی‌نوشت: دیوث‌های نظام هم آن‌هایی هستند که می‌دانند دارند چه جنایتی می‌کنند و جان و مال مردم به هیچ‌جاشان هم نیست.

یادداشت مرتبط:
سناریو
ضداطلاعات

منبع | در آستان بلوغ | #سیاست‌خانه | #عملیات_روانی

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸بندرعباس

ماجرای بندر شهید رجایی را همه شنیده‌اید. ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های داغ‌دیده علی‌رغم نظر بعضی دوستان، موضوع را اصلاً کار آمریکا و اسرائیل و بمب‌گذاری و حمله و موشک و... نمی‌دانم.
این مملکت اصلاً نیاز به دشمن و بدخواه و جاسوس ندارد. اگر می‌خواهید یک سیستمی را به زمینِ مرگ بزنید لازم نیست خودتان را به زحمت بیندازید و توطئه کنید و چه و چه... طرف را تشویق هم نه، مسیر را برایش باز کنید تا کار را دست چند ابله و نادان و کارنابلد و متوهم بسپارد، بعد کنار بنشینید و نگاه کنید. باقی کار را خودشان انجام خواهندداد.

در آستان بلوغ | #جامعه | #سیاست‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸فرهنگ و سرهنگ

آدم باید دق کند از درد و رنج جامعه‌ای که وزیر فرهنگش به رئیس پلیس بگوید ما سرباز شماییم. نه که گلایه‌ای به این بابا باشد ها... از این بشر و این سیستم همین می‌تراود چون همین در اوست، او نباشد یکی دیگر. باید به حال خودمان گریه کنیم که به جای چه بزرگانی، چه سفله‌هایی را نشاندیم. یک زمانی وزیر و وکیل و سرهنگ این مملکت کی‌ها بودند و حالا...

یادداشت مرتبط:
سربازی فرهنگ برای سرهنگ | رحمت‌الله بیگدلی

منبع | در آستان بلوغ | #جامعه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸تاوان
بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌فهمن! | کورت توخولسکی

هرچی که باشه جنگ در نهایت یعنی آدم‌کشیِ مُجاز. وقتی آدمایی که رأس کارن، گیر می‌کنن و دیگه نمی‌دونن چه سیاستی رو پیاده کنن و مشکلات اقتصادی رو چه‌جوری حل کنن، از پشتِ پَستو عروسکِ میهن‌پرستی رو درمی‌آرن. کفش و کلاهش هم می‌کنن تا مترسکشون جورِ جور شه: آخه مترسک میهن‌پرستی یه پاپوش به اسم دشمنِ خونی و یه سرپوش به اسم شهامت‌طلبی لازم داره. معلومم هست که بعدش همه‌شون می‌گن راهشون راه حقه و پای خداهاشونو می‌کشن وسط. آخر سر هم این پدرا و مادرا و بچه‌های از دنیا بی‌خبرن که بایست تاوان جنگ رو بدن.

منبع | در آستان بلوغ | #کتاب‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸تازه‌نفس‌ها
کیانوش عیاری

در این قیلُ قال مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم عجالتاً با زدن روی لینک منبع مستند تازه‌نفس‌ها را ببینید در حال هوای تابستان ۵۸، کمتر از شش ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی.

منبع | در آستان بلوغ | #فیلم‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸چرا علیه حجاب شوریدم
صدیقه وسمقی

صدیقه وسمقی (زادهٔ اسفند ۱۳۴۰) شاعر، نویسنده، مترجم، اسلام‌پژوه، حقوق‌دان، تحلیل‌گر مسائل سیاسی و اجتماعی، استاد دانشگاه تهران و نماینده پیشین مردم تهران در نخستین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا و سخنگوی این شورا بود. او دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی دارد.
صدیقه وسمقی از چهره‌های شاخص نواندیش دینی در ایران پنداشته می‌شود و دیدگاه‌های او در باره حجاب اجباری و حق پوشش زنان و چند مسئله فقهی دیگر چالش‌برانگیز بوده است. وی در ۲۶ اسفند ۱۴۰۲ با خشونتِ شدید بازداشت و به اوین منتقل شد و به دلیلِ خودداری از سر کردنِ روسری، از ملاقات با خانواده‌اش محروم شده بود.

کتاب "چرا علیه حجاب شوریدم" از لینک منبع قابل دانلود است.

منبع | در آستان بلوغ | #کتاب‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸جنگ شیر

جناب عبید زاکانی می‌فرماید قزوینی‌ای به جنگ شیر می‌رفت. نعره می‌زد و تیز می‌داد. گفتند: نعره چرا می‌زنی؟ گفت: تا شیر بترسد. گفتند: چرا تیز می‌دهی؟ گفت: من نیز می‌ترسم.

...حالا شما فرض کنید می‌رفت که مستقیم یا غیرمستقیم مذاکره کند. 😆

در آستان بلوغ | #سیاست‌خانه | #طنزخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸دل‌تنگی

دل‌تنگی... یک چیزی مثل "هوا دل‌گیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست‌ها پنهان، دل‌ها خسته و غمگین، زمین دل‌مرده، سقف آسمان کوتاه، غبارآلوده مهر و ماه..."؛ یک چیزی مثل آل که می‌آید جگر آدم را می‌خورد و خون به دل آدم می‌کند؛ یک چیزی مثل بختک که روی آدم می‌افتد و هرچه فریاد می‌زنی، هرچه دست پا می‌زنی بیشتر در خود فرومی‌روی؛ مثل فریاد زیر آب، که فقط خودت صدای خودت را می‌شنوی؛ مثل بغضِ یادی و آهی که هیچ‌کس نمی‌داند و فقط تو می‌مانی و قطرهٔ اشکی که از گوشهٔ چشمت فرومی‌لغزد؛... و فراموش می‌شوی، چونان که هرگز نبوده‌ای و دیگر هیچ!

یادداشت‌های مرتبط:
زمستان | مهدی اخوان ثالث
فراموش خواهی‌شد | محمود درویش
غم مخور

در آستان بلوغ | #خلوت‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸شمس‌الضّحی
آواز حسام‌الدین سراج | موسیقی محسن نفر

بخورها و بگیرها... همگی عیدتون مبارک!

اون‌هایی که پیشانی بندگی به خاک گذاشتند و برای خدا زبان از طعام بستند، دَم‌شون گرم؛ بعد از این هم از یاد خدا و بندگان دست‌تنگ و آبرودار خدا غافل نباشید (و البته که کاری هم به کار بقیهٔ بندگان خدا نداشته‌باشید)؛ بهشت بنده‌های روزه‌گیر خدا مبارک‌تون باشه.
بخورها...اون‌هایی که نتونستند یا نخواستند یا با خودشون قهر بودند یا پیچوندن، بامعرفت‌هایی که روزه نبودند اما به حرمت روزه‌دارها رعایت کردند و با اون‌ها سر سفرهٔ افطار نشستند، دخترهایی که حیا کردند و نگفتند نمی‌تونند روزه بگیرند و سر سفره سحر نشستند، مادرهایی که روزه‌ نبودند اما برای بقیه افطار و سحری درست کردند هم لبخند خدا گوارای جان و دل‌شون.

خدا که جهنم و داغ و درفش ندارد، خدا فقط بهشت دارد. بعضی را در آغوش می‌گیرد و پیش خودش می‌نشاند و بعضی را کمی دورتر و بعضی دیگر را باز هم کمی دورتر شاید. بالاخره حرام‌زاده‌های شیطان که نبوده‌ایم، همه بنده‌های خودش بوده‌ایم و یک وقتی از جان خودش در ما دمیده‌بود.

یادداشت مرتبط:
رمضان

در آستان بلوغ | #جامعه | #آواخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸ناگفته‌
شهرام شعبانی‌نیا

...یک هندوانه فروش ممکن است ده‌ها کیلو از هندوانه‌هایش خراب شوند، چندتای آن‌ها ترکیده باشند. چندتا هم خودش تعارفی بدهد برود. ولی طلا فروش، حتا مواظب است یک گرم مالش هدر نرود.
سخن آدمی نیز چنین است. ارزش و اعتبار حرف‌های او به میزان دقتی است که در آن بکار رفته. دقت هر حرفی به میزانی‌ست که تجربه و عمل شده.
نقل قول از دیگران راحت و سبک است. التزامِ عمل ندارد. سنگینی و قیمت ندارد. حرف‌های بدون اندیشه و تعقّل که در قوطی هیچ عطّاری پیدا نمی‌شود هم بی‌گمان باد هواست. حتی ارزش شنیدن هم ندارند، چه رسد به گوش کردن.
برخی حرف‌ها ارزش آن را دارند که شنیده و یا حتی گوش داده شوند، ولی گران‌اند. گوش دادن‌شان قیمتی معادل جان می‌خواهد. اینان یاران جانی‌اند. جان می‌دهند از پس شنیدن یک کلام از یار.
برخی حرف‌ها خریدار ندارند. نه که قیمت ندارند، که قیمتی بر آن‌ها نمی‌توان نهاد. خریداری وجود ندارد که از پس ابتیاع آن‌ها برآید. این حرف‌ها را می‌توان فقط به کاغذ گفت و سپس همه را محو و زیر خاک کرد و یا می‌توان سر در چاه فروبرد و به قعر زمین گفت. جایی که تا ابدیت می‌تواند درون آن پژواک داشته‌باشد.
برخی حرف‌ها را نمی‌شود به آسمان گفت. چون آسمان صدای تو را پخش می‌کند و هرچیز که پخش و فراوان شود، بی‌ارزش می‌شود.
آن «برخی‌ها» را باید با دل زمین گفت؛ که در طی سالیان و قرن‌ها و هزاره‌ها در خالیای درون خود بپرورد و چون پرورد، از دل خود برآورد و ارزانی کسانی کند که گوششان فوق‌العاده حساس و بادقت است... و عملشان نیز!
برخی حرف‌ها آنقدر گران‌اند که نباید حتی کسی از وجود آن‌ها در گنجینهٔ سینه‌ات باخبر شود. تنها محرم این حرف‌ها توئی و خدای درون تو.

ارزش هرکس به اندازهٔ حرف‌هایی‌ست که برای نگفتن دارد، نه برای گفتن.

یادداشت مرتبط:
ناگفتنی

منبع | در آستان بلوغ | #خلوت‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸پامنبری
ذبیح امیری⁩ | مباهله

سَلام عَلیکم

منبرک عزیزمان طرحی را آورده که ارائه دهد به ما جهت پاسخ ما به نامه ترامپ قمار باز. می‌فرماییم منبرک‌جان مگر از محتوای نامه آگاه هستی که طرح روی پیشخوان شبستان گذاشته‌ای؟!
منبرک می‌گوید جناب قمارباز محتوای نامه را روی میز قمارش گشوده! اما شما لای عبا و زیر چفیه مخفی کرده‌اید حاج آقا. نکند این نامه هم حجاب باید داشته باشد و داخل لایحهٔ حجاب قرار گرفته‌باشد..؟!
عمونعمت با وسواس طرح منبرک را می‌خواند که متوجّه می‌شویم الگوبرداری‌ شده از طرح مباهلهٔ رسول خدا با مسیحیان آن زمان!
منبرک در توجیه طرح مباهله می‌گوید حاج‌آقا، جهت گفتگو چندتا از عزیزان خودتان را بردارید ببرید کاخ سفید و قسم یاد کنید به جان این عزیزان که مباهته نمی‌کنید. شاید اعتماد ظاهر شود. قمارباز هم چندتایی از عزیزان خودش را متقابلاً بیاورد شبستان و قسم بخورد به جان‌شان که قرارداد را پاره نکند. این طرح من است...
عمونعمت می‌گوید: حاج‌آقا طرح مناسبی است. پیشنهاد می‌کنم از صدیقان در قید حیاتِ در حیاط(!) آیت‌الله صدیقی و حجت‌الاسلام رسایی و قالی‌باف و اژه‌ای و خودتان که پنج تن می‌شويد، ببرید کاخ سفید و به جان‌شان قسم بخورید که هم راست می‌گویید و هم راستگوترین انسان‌های کامل و بالغ و صادق و امانت‌دار و البته لوله‌کن را حاضر کرده اید...!
ننه‌صغرا می‌گوید: دعا کنید که خدا جان خلافکاران را از دوطرف بستاند، شاید ملت‌ها رهایی یابند!
می‌فرماییم: بله این بدان معناست که ولایت فقیه ادامهٔ ولایت و بلکه خلافت پیامبران است، اما گفته باشیم... ما با کسی دست نمی‌دهیم که دستمان را نجس کنیم. در آن‌جا آب کُر وجود ندارد و محال است اجازه دهند آب حوض‌شان را وجب در وجب کنیم.
فرج الله می‌گوید حاج‌آقا مگر اين‌ها اهل‌البیت شما هستند؟!
می‌فرماییم: چون سلمان هستند که ما را سلمانی کرد. صدیقی، صدیق البیت است. بافندهٔ قالیِ سازندهٔ لوله هم که داریم. اژدر زمان هم که کنارمان است. رسایی هم که رسالات ما را زیر بغل دارد. ای کاش خاتمی خطیب جمعه را هم جهت زاپاس با خود ببریم که درصورت سوگند و قبض روح یدک داشته‌باشیم.
ننه‌صغرا می‌گوید: پس نسائنا کجای این مباهله قرار دارد!؟
می‌فرماییم: داخل مطبخ و پستوخانه!

والسلام عليکم و رحمت الله وبرکاته

📝 با این اوصاف ما که خودمان یک پا منبرک شده‌ایم در دَمُ دستگاهِ همین حاج‌آقای شکّرکلام، نبودن آب کُر و نداشتن آفتابه و حجاب نکردن زن ترامپ، همه را بهانه می‌دانیم.
بالاخره این حاج‌آقا خودش بهتر از همه می‌داند که زمین سفت جای شاشیدن نیست و با این اهل‌البیت که یکی دستش کج است، یکی دروغ‌گو، یکی لوله‌کن، یکی دستش به خون آلوده، کجا بلند شوند بروند؟ از معصومیت همان شازده‌ ترامپ جونیور ناخوش‌احوال حیا می‌کند مگر که صاعقه بزند به خودشان.

در آستان بلوغ | #سیاست‌خانه | #منبرخانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

🔸آلبوم‌خانهٔ همایونی
مجموعهٔ دوم

پارسال انتشار چندهزار عکس از آلبوم‌خانهٔ کاخ گلستان را که یادتان هست؟ حالا مجموعهٔ دوم را هم در لینک منبع ببینید.

یادداشت مرتبط:
آلبوم‌خانهٔ همایونی | مجموعهٔ اول

منبع | در آستان بلوغ | #عکس‌خانه

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

پاینده بمان و شاد زی ایرانِ من 🥹
تصویرساز: مصطفی هروی

Читать полностью…

⟨در آستان بلوغ⟩

سال نو مبارک!
❤❤❤❤❤❣

Читать полностью…
Subscribe to a channel