🔰مشروعیت حکومت در زمان غیبت
📝بیتردید حکومت ـ در نظامهایی غیر از نظامهای استبدادی و مشابه آن ـ مشروعیت خود را تنها از مردم میگیرد، و هیچ مرجع دیگری جز مردم وجود ندارد که به آن مشروعیت ببخشد...
📌«إنّ الحكومة إنما تستمد شرعيتها ـ في غير النظم الاستبدادية وما ماثلها ـ من الشعب، وليس هناك من يمنحها الشرعية غيره، وتتمثل إرادة الشعب في نتيجة الاقتراع السري العام إذا أُجري بصورة عادلة ونزيهة، ومن هنا فإنّ من الأهمية بمكان الإسراع في إقرار قانون منصف للانتخابات يعيد ثقة المواطنين بالعملية الانتخابية ولا يتحيز للأحزاب والتيارات السياسية، ويمنح فرصة حقيقية لتغيير القوى التي حكمت البلد خلال السنوات الماضية اذا أراد الشعب تغييرها واستبدالها بوجوه جديدة.»
sistani.org/26359
🔰حمایت اولیه و بازگشت مرحوم آیت الله العظمی میلانی از بنیانگذار انقلاب
📝رسول جعفریان نوشته است: در جریان دستگیری امام خمینی در خرداد ۴۲، زمانی که بیشتر علمای شهرستان ها به تهران آمدند، آیت الله میلانی به رغم آنکه یک بار هواپیمای حامل ایشان را از میان راه به مشهد باز گرداندند، بار دیگر عازم تهران شدند و رهبری فعالیت مراجع و علما را برای آزادی امام در دست گرفتند.[1]
1⃣نواده ایشان آیت الله سید علی میلانی (متولد ۱۳۲۷ش) دراین باره روز یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۹ به بنده گفتند:
همکاری آقای میلانی با آقای خمینی زمانی بود که اصلاً شناختی از ایشان نداشت، زیرا ایشان نجف بود و آقای خمینی در ایران. تشخیص ایشان در آن وقت این بود که شخصیتی به هدف امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده پس باید به او کمک کرد. کسی به من گفت: به آقای میلانی گفتم: شما برای آقای خمینی خیلی مایه می گذارید. ایشان پاسخ داد: حتی اگر یک طلبه لمعه خوان هم برای امر به معروف قیام کند من وظیفه خود می دانم تأیید کنم... ماجرای حمایت ایشان ادامه یافت تا اینکه آقای خمینی به ترکیه رفت و از آنجا به نجف آمد. من آنجا بودم و شاهد بودم. سال ۴۸ بود که ایشان درس ولایت فقیه را شروع کرد.
این جزوات که به دست آقای میلانی رسید ایشان استفاده کرد که آقای خمینی به فکر تأسیس حکومت است. من این را از کسی شنیدم که ممکن است راضی نباشد اسم او را بگویم. این برای خود من سؤال بود که آقای میلانی که آن قدر تند بود چطور ساکت شد. نتیجه ای که من به آن رسیدم همین بود که این جزوات به دست ایشان افتاد. نتیجه ای که من گرفتم این بود که نظر آقای میلانی تأسیس حکومت نبود. به این دلیل که ما حدوثا و بقاءا توان این کار را نداریم و نمی توانیم به انجام برسانیم. این فهم من با توجه به سؤالاتی که دراین باره کردم.
📗جریانها و سازمانهای مذهبی - سیاسی ایران ص۳۱۲
@dareakherat
🔰روایتی تازه از مخالفتها با مرحوم آیت الله العظمی بروجردی
📝«آیةالله سلطانی فرمودند: روزی نهار آقا (آیةالله بروجردی) منزل من میهمان بود. از مجلس درس به منزل من تشریف آوردند. زمانی [که] دقّالباب شد، شخصاً درب را باز کردم، دیدم آقا و اصحاب خاص همگی تشریف آوردند. آقا برگشت به اصحاب فرمودند: قصد دارم با آقای سلطانی مذاکراتی داشته باشم، بنابراین مزاحم آقایان نمیشوم، آقایان بعد از نماز تشریف بیاورند.
آقایان اصحاب تشریف بردند، من تنها ماندم و آقا. پس از جلوسِ آقا، احساس کردم آقا قدری ناراحت و عصبانی است. عرض کردم: مثل اینکه آقا خداینکرده ناراحت است. فرمود: آقای سلطانی! چرا ناراحت نباشم؟ از جیب لبّادهشان دو پاکت خارج کرد و فرمود: با وجود این نامهها چرا ناراحت نباشم؟ در این نامهها نوشته شده: شما زمان عثمان را تجدید کردید!
[سپس فرمودند:] آقایان انتظار دارند من حکومت را در دست بگیرم. فکر میکنند برای من مشکل است گوش شاه را بگیرم بیرون بیندازم، ولی نمیدانند چه کسی را جای دکتر اقبال بگذارم. زیرِ این عمامهها افرادی وجود دارد خبیثتر از دکتر اقبال. دیگر مسؤولین هم همین طور. اگر من شاه را بیرون کنم، تا روزی که من زنده هستم ممکن [است] رؤسای جمهوری انتخاب گردد که افراد خوبی باشند، [ولی ما] ... دارای مرزِ مشترکِ چند صد کیلومتری با کشوری هستیم که منکر خداوند میباشند، در کشور ما هم دارای نفوذ کامل هستند، لذا از نفوذ خود برای اِعمال قدرت خود استفاده میکنند و کشورِ ما را به ورطهٔ بیدینی و لامذهبی سوق خواهند داد.
چون طبقِ قانونِ اساسیِ مملکت، حافظِ پرچمِ شیعهٔ اثناعشری شخصِ شاه میباشد، برای حفظ سلطنت خود مجبور است پرچم را هم حفظ کند. لذا به خاطر حفظ پرچم بایستی شاه وجود داشته باشد که به خاطر حفظ خود پرچم اسلامی را هم حفظ کند.
من این فکرها را میکنم و دوراندیشی را؛ این بیعقلها که این جور نامهها را مینویسند حال را در نظر میگیرند که تا خودشان هستند به قدرتی برسند و قدرتمند باشند، ولی برای آیندگان و فرزندان خود دوراندیشی ندارند.
در پایان گفتوگو، ظهر شده بود و آقایانِ اصحاب یکی پس از دیگری وارد شدند.»
📗دفتر خاطرات مرحوم مصطفی زعفرانی ص۴۳-۴۲/ چراغ مطالعه
@dareakherat
🕌 حوائط سبعه: هفت باغ رسول خدا که به حضرت زهرا سلام الله علیها بخشیده شد.
اسناد تاریخی از صحیح بخاری تا الکافی
در این قسمت از مجموعه «اموال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؛ از هجرت تا شهادت»، به یکی از مهمترین داراییهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه میپردازیم: *عوالی مدینه* یا *حوائط سبعه* (هفت باغ).
🔹 مخیریق، اولین عالم یهودی مسلمانشده در سال اول هجرت
🔹 بخشش هفت باغ پیش از جنگ احد (سال ۳ هـ) به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
🔹 اسامی دقیق باغها: العواف، الدلال، البرقه، المبید، الخصنا، الصافیه، مشربة امابراهیم
🔹 موقعیت جغرافیایی: جنوب شرقی مدینه، منطقه مرتفع و حاصلخیز
🔹 بخشش رسمی در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها + قبض و اقباض شرعی
🔹 مصادره پس از رحلت: از ابوبکر تا زمینگیر کردن مالی اهل بیت علیهم السلام
https://youtu.be/9Hct2Qd0eWc
🔰پیام تسلیت آیت الله سید احمد مددی به حضرت آيت الله سیستانی و آقازاده معظم
@dareakherat
🔰مخالفت مجدد حضرت آيت الله سیستانی با نصب تصاویر خود در مسیرهای پیادهروی زائران
✍بسم الله الرحمن الرحيم
مشاهده شده است که برخی از جناح های سیاسی و خدماتی، تصاویر حضرت آیتالله العظمی سیستانی (دام ظله) را بر روی تابلوها و پوسترهای خود در اماکن عمومی و به ویژه در مسیرهای پیادهروی زائران اربعین امام حسین (علیه السلام) نصب میکنند. ضمن تأکید مجدد بر رد این رفتار، از عموم درخواست میکنیم از انجام چنین اقداماتی پرهیز نمایند و از نهادهای ذیربط میخواهیم که در این زمینه اقدامات مقتضی را به عمل آورند.
(۸ صفر ۱۴۴۷ هـ) مطابق با (۲۰۲۵-۸-۳)
دفتر آقای سیستانی (دام ظله) – نجف اشرف
@dareakherat
🔰بیانیه دفتر حضرت آیت الله سیستانی درباره جنایات غزه
✍بسم الله الرحمن الرحیم
پس از نزدیک به دو سال قتل و ویرانی بیوقفه و آنچه در پی داشته از صدها هزار شهید و مجروح، ویرانی کامل شهرها و مجتمعهای مسکونی، این روزها مردم مظلوم فلسطین در نوار غزه با شرایطی بس سخت و طاقتفرسا روبرو هستند؛ بهویژه به دلیل کمبود شدید مواد غذایی که به بروز قحطی گستردهای انجامیده و حتی کودکان، بیماران و سالمندان را نیز از آن گریزی نبوده است.
اگرچه از نیروهای اشغالگر جز ارتکاب چنین وحشیگری فجیعی در چارچوب تلاشهای مستمرشان برای کوچاندن فلسطینیان از سرزمینشان انتظار نمیرود، اما انتظار میرود که کشورهای جهان، بهویژه کشورهای عربی و اسلامی، اجازه ندهند این فاجعه بزرگ انسانی ادامه یابد. بلکه باید تلاشهای خود را برای پایان دادن به آن دوچندان کنند و حداکثر توان خود را به کار گیرند تا رژیم اشغالگر و حامیانش را به گشودن مسیر کمکرسانی و رساندن مواد غذایی و دیگر نیازهای ضروری زندگی به غیرنظامیان بیدفاع در کوتاهترین زمان ممکن وادار سازند.
صحنههای تکاندهندهی گرسنگی فراگیر در نوار غزه که رسانهها آن را مخابره میکنند، نباید اجازه دهد که هیچ انسان باوجدانی در آرامش، غذا یا نوشیدنیای بر زبان بگذارد؛ چنانکه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام در وصف ستم به یک زن در سرزمینهای اسلامی فرمود: «اگر مسلمانی پس از این ماجرا از غصه جان دهد، نکوهیده نیست، بلکه در نظر من سزاوار است.»
و لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم.
sistani.org/26940
🔰بیانیه دفتر حضرت آیت الله سیستانی در ارتباط با ادامه تجاوز نظامی به ایران
@dareakherat
🔰ماجرای دیدار بنیانگذار انقلاب با آقای قاضی
🔖سید محمد حسین تهرانی
📝«حضرت آیةالله حاج شیخ عبّاس قوچانی دامت برکاته که از اعاظم نجف و وصیّ مرحوم قاضی هستند، در اوقاتی که حقیر در نجف برای تحصیل مشرّف بودم (سنۀ ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۷) از جمله مطالبی که از مرحوم قاضی نقل کردند این بود که: یک بار آقای حاج آقا روح الله خمینی که برای زیارت به نجف آمده بودند به خدمت مرحوم قاضی آمدند و در اطاق آن مرحوم که جمعی از تلامذۀ ایشان از جمله خودِ آقای حاج شیخ عبّاس حضور داشتند، وارد میشوند. ایشان سلام میکند و مینشیند؛ مرحوم قاضی أبداً اعتنائی نمیکنند و حتّی از سرِ جای خود تکانی هم نمیخورند و هیچ وَقْعی نمیگذارند به طوریکه این، موجب تعجّب حضار میشود، با آن سوابقی که از استاد خود نسبت به احترام به واردینِ زوّار داشتهاند.
آقای حاج شیخ عبّاس میگفتند در این حال مرحوم قاضی به من گفتند: «فلان کتاب را بردار و از فلان جا بخوان!» من که همیشه کتابها را برای مرحوم قاضی میخواندم، برخاستم و از طاقچه آن کتاب را برداشتم و از آن جائی که فرموده بود شروع کردم به خواندن. داستان و سرگذشت پادشاهی[1] بود که نوشته بود و من میخواندم تا رسیدیم به جائی که فرمود: «دیگر بس است!» و پس از آن مرحوم قاضی شروع کرد به بیان کردن قضایا و مطالبی که در آن، اشارات و تعریضاتی به حاج آقا روح الله بود؛ و ایمائات و اشاراتی بود که فتنه و امتحانی پیش میآید.
چون آقای قاضی گفتارشان به پایان رسید آقای حاج آقا روح الله رفتند، و ما همه در تعجّب افتادیم که این قرائت کتاب و این داستان بدون اندک مناسبتی و این بیاناتِ مرحوم قاضی بدون اندک مناسبتی با مجلس و ورود آقای حاج آقا روح الله چه معنی دارد؟ و تا به حال هم نفهمیدیم آن چه بود.
در سفری که این حقیر به نجف داشتم بعد از رحلت آیةالله بروجردی و قیام علماء بر علیه دولت شاهنشاهی دربارۀ تصویبنامۀ دخول زنان در انجمنهای ایالتی و ولایتی و بالأخص نامههای شدید حضرت آیةالله خمینی به دولت عَلَم که نخست وزیر بود، آقای حاج شیخ عبّاس قوچانی به من گفتند: اینک با قیام آیةالله خمینی کمکم بیانات مرحوم قاضی در آن مجلس برای ذهن من تداعی میشود و مفهوم میگردد که تمام آن گفتارها راجع به همین امور مربوطه به وضع فعلی بوده است.» (جنگ ۱۷ ص ۳۰ - ۲۹)
1⃣حکایت مربوط به نادرشاه بوده است. (مکتب وحی کد: ۲۱۲۷)
📗مطلع انوار ج۲ ص۷۱
@dareakherat
همچنین نقل شده مادرش ـ که زنی صالحه بود ـ یک روز به او گفت: با این همه پول که برایت میآورند، چرا برادرت شیخ منصور را در تنگنا گذاشتهای و هزینه کافی به او نمیدهی؟ او که احترام زیادی برای مادر قائل بود، گفت: این کلید صندوق است، هر مقدار که برای برادرم میخواهی، بردار؛ ولی در قیامت باید حسابش را پس بدهی. مادرش از گفتهاش صرفنظر کرد.
میگویند روزی دخترش به مادرش گفت: «دخترهای دیگر که به مکتب قرآن میآیند، انواع خوراکیها دارند، ولی تو برای ما فقط نانی با کمی تره میگذاری!» شیخ به همسرش گفت: فردا نان خالی بده، بدون تره، تا طعم نان با تره را بداند و بیش از آن را طلب نکند.
اینها نمونههایی از زهد و ورع شیخاند، و در میان علمای ما (قدّس سرّهم) نظیرهایی بسیار دارد.
پس ما کجا هستیم و این بزرگان کجا؟!
از خدای متعال میطلبم که ما را در اقتدا به آنان و بهرهمندی از سیرهشان موفق بدارد.
@dareakherat
🔰شرکت در نماز جماعت اهل سنت
📝امام جماعت باید شیعۀ دوازده امامی باشد. بنابراین، مأموم در نماز با اهل سنّت لازم است حمد و سوره را خودش هرچند آهسته بخواند و اگر نماز جمعه را با آنان خواند باید نماز ظهر را هم بخواند.
همین طور، چنانچه نماز آنان قبل از وقت شرعی، خوانده شود، کافی از نماز واجب نیست؛ البتّه اگر اذان مغرب آنها قبل از وقت در فاصلۀ زمانی بین غروب آفتاب تا مغرب (زوال حُمْرۀ مشرقیّه) باشد و نمازگزار نماز مغرب را با آنان در اوّل وقتشان بخواند، لزوم دوباره خواندن آن در وقت شرعی بنابر احتیاط واجب است.
1⃣در وقتى که در «مسجد الحرام» یا «مسجد النبى ص» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید عملى که مخالف تقیه باشد انجام دهند، و هر جا مصداق تقیه باشد اگر چه نسبت به فردی که انجام میدهد، سجده بر فرش مانع ندارد، ولى باید قرائت را آهسته بخواند، و اگر مصداق تقیه نباشد و حمل بر نفاق شود، اجتزاء به آن نماز محل اشکال است. (مناسک محشی، آیت الله وحید خراسانی، م۱۳۱۳)
2⃣آيا جواز شركت در نماز جماعت اهل سنّت، اختصاص به مسجد الحرام دارد يا در مساجد ديگر نيز به همين منوال است؟
ج: اختصاص به مسجد الحرام ندارد ولى در هر صورت در غير فرض تقيه، رجاءً اقتدا شود. البته اگر شركت در جماعت مفسدهاى داشته باشد - مثلاً موجب تأييد آنها شود - شركت جايز نيست. در هر صورت نمىتوان به چنين نمازى اكتفا كرد. (استفتائات، آیت الله شبیری زنجانی، ج۱، ص۵۳۳، س۲۲۶۱)
📗توضيح المسائل جامع آیت الله سیستانی ج۱ م۱۹۶۷
@dareakherat
🔰آیا مرحوم سید محمد کاظم یزدی فتوا به حرمت مشروطه داده بود؟!
🔖غیر از توقف و سکوت، آنچه به این جانب نسبت داده شود افتراء بین و بهتان عظیم خواهد بود
✍«بسم الله الرحمن الرحیم
ولا حول ولا قوه الا بالله العلیالعظیم
سابقاً نوشتهام که آنچه مطابق قوانین محکمه کتابالله و شریعت مقدسه محمد صلی الله علیه وآله بوده باشد و مفسده دیگر بر آن مترتب نشود صحیح و متبع است و چون اقدام در امور عظیمه قبل از تبیین جهات صلاح و فساد از رویه عقلاء و اهل دیانت خارج است، به مقتضای تکلیف شرعی، این جانب در صدد فحص از این امر مستحدث برآمده از کسانی که حاضر و ناظر قضیه بودهاند استفسار نمودم.
سوای اخبار متعارضه متناقضه که باعث مزید تحیر است به دست نیامد و هنوز در تصویب و تکذیب آن متوقف باشم. بدیهی است که هیچ جاهلی ظلم را بر عدل ترجیح ندهد، ولی با این اوضاع فعلیه ایران - از سفک دماء کثیره و هتک اعراض محترمه و نهب اموال جزیله - تکلیف خود را غیر از سکوت ندانسته و دخول در این مخاطره را نفیاً و اثباتاً خلاف وظیفه خود میدانم. چنانچه در اخبار کثیره منقول است که در وقت وقوع فتنه و هیجان خلق، کونوا احلاس بیوتکم والبدوا البادا.
لذا کناره جویی کرده منتظر فرج آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستم و غیر از توقف و سکوت، آنچه به این جانب نسبت داده شود افتراء بَیّن و بهتان عظیم خواهد بود. در این مدت آنقدر اکاذیب و مجعولات به حقیر نسبت دادهاند، بلکه تهدید به قتل نمودند، که خدا میداند. در حفظ دین و ترک تعدی از مقدار تکلیف و صبر بر ایذائات و تحمل شداید آن به حضرات اجداد طیبین تأسی مینمایم...» (محرم ۱۳۲۷/ بهمن ۱۲۸۷)
📗فراتر از روش آزمون و خطا ص۴۰۱
@dareakherat
🔰حکومت در عصر غیبت با جمهور مسلمين است
📝داعيان نيز برحسب وظيفۀ شرعيۀ خود و آن مسئوليت كه در پيشگاه عدل الهى به گردن گرفتهايم تا آخرين نقطۀ امكان در حفظ مملكت اسلامى و رفع ظلم خائنين از خدا بىخبر و تأسيس اساس شريعت مطهره و اعادۀ حقوق مغصوبۀ مسلمين خوددارى ننموده و در تحقق آنچه ضرورى مذهب است كه حكومت مسلمين در عهد غيبت حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه با جمهور مسلمين است، حتى الامكان فروگذار نخواهيم كرد و عموم مسلمين را به تكليف خود آگاه ساخته و خواهيم ساخت...
الاحقر نجل المرحوم ميرزا خليل، الاحقر محمد كاظم الخراسانى، الاحقر عبد الله المازندرانى
📗فقه فتوايی آخوند خراسانی ج۳ ص۳۴۴
@dareakherat
🔰بیانیه دفتر آیت الله شبیری زنجانی درباره لزوم حراست از اصول اعتقادی امامیه
📝مایه بسی تأسف است که در مملکتی که مفتخر به پیروی از مکتب نورانی اهلبیت عصمت (علیهمالسلام) و پرچمدار ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است، هر از گاه مطالبی موهن که با اساس اعتقادات مذهب ناسازگار است منتشر میشود و حقیقتی از معارف دین، تحریف یا کتمان میگردد و قلب مقدس امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) و دلهای عموم شیعیان را لبریز از اندوه میسازد.
لازم است متولیان رسانه، رویه غلط سطحینگری و مسامحه در معرفی عقاید مسلم شیعه اثنیعشری را اصلاح کنند و با بهرهگیری از نظر متخصصان فهم دین و صاحبان اندیشه، مسئولیت خویش را در برابر کیان اعتقادی شیعه بشناسند و با طریق علمی استوار، برنامهریزی مناسب و بهکارگیری ظرافت لازم، کوتاهیهای صورتگرفته را جبران نمایند.
روشن است که باب گفتوگوی علمی بر پایه مستندات کتاب و سنت، آنچنان که بزرگانی مانند آیتالله العظمی بروجردی (رحمةاللهعلیه) مروج آن بودند، پیوسته گشوده است و حوزههای علمی شیعه همواره آمادگی خود را برای بحث و گفتوگو در جهت تبیین معارف اسلام اعلام داشتهاند.
@dareakherat
🔰«دولت و دستگاه های امنیتی مسئول خون هایی هستند که ریخته شد»
📌بازخوانی موضع مهم حضرت آیت الله سیستانی درباره استفاده از خشونت علیه معترضین در حوادث عراق
🔹دولت و سرویس های امنیتی آن، مسئول خون های زیادی هستند که در تظاهرات روزهای گذشته چه بین شهروندان بی گناه و چه عناصر امنیتی مکلف به برخورد با آنها ریخته شد و نمی توانند از زیر بار این مسئولیت بزرگ شانه خالی کنند.
🔹آنها مسئول هستند هنگامی که برخی از عناصر امنیتی از خشونت بیش از حد علیه تظاهرات کنندگان ولو به سبب عدم نظم و عدم تمکین به دستورات صادره به آنها و یا عدم صلاحیت و آموزش آنها برای برخورد با اعتراضات مردمی استفاده می کنند...
🔹آنها مسئول هستند هنگامی که عناصر مسلح غیر قانونی - در حضور نیروهای امنیتی - معترضان را هدف قرار می دهند، به آنها شلیک می کنند و به رسانه های مشخص به هدف ارعاب کارکنان آن حمله می کنند.
🔹آنها مسئول هستند هنگامی که عناصر امنیتیِ آنها از شهروندان، نهادهای دولتی و اموال خصوصی در برابر تجاوزات تعداد معدودی عناصر نفوذی که نمی خواستند تظاهرات، مسالمت آمیز و خالی از خشونت باقی بماند، محافظت نمی کنند.
fa.shafaqna.com/news/822182
🔰وضع مملکت به هیچ وجه ربطی به گفتار و رفتار علوی ندارد
✍بسم الله الرحمن الرحیم
درخواستی دردمندانه
از ریاست محترم جمهور
جناب آقای دکتر پزشکیان زید عزه
سلام علیکم
با سپاس از زحمات جنابعالی و همکاران محترمتان درخواست این دردمند دلخون این است که دیگر نه تنها نهج البلاغه نخوانید بلکه به پاس حرمت حضرت مولا امیر المؤمنین (روحی فداه) با صراحت و صداقت بفرمایید وضع کنونی مملکت اساسا و به هیچ وجه کوچکترین ربطی به رفتار و گفتار علوی ندارد.
حوزهٔ علمیهٔ قم
محمد عندلیب همدانی
یکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴
@dareakherat
🔰پاسخ حضرت آیت الله سیستانی درباره اقتدا به امامان جماعتی که از حکومت حقوق میگیرند
📝در برخی کشورهای اسلامی، دولت برای امامان جماعت در مساجد حقوق ماهانهای تعیین میکند و بخشی از آنان نیز از روحانیان شیعه هستند. نظر شریف شما در اینباره چیست؟
پاسخ: ما به مؤمنان ـ که خداوند متعال آنان را عزیز بدارد ـ توصیه میکنیم پشت سر کسی که حقوق دولتی دریافت میکند نماز نخوانند. و این توصیه نه برای طعن و خدشه در عدالت اوست، بلکه برای آن است که این جایگاهها و مواضع صاحبانش کاملاً از هرگونه دخالت احتمالی حکومت حتی در آینده دور بماند.
📌السؤال: في بعض الدول الإسلامية تخصص الحكومة راتباً شهرياً لأئمة الجماعة في المساجد وقسم منهم من رجال الدين الشيعة، فما هو نظركم الشريف بهذا الخصوص؟
الجواب: ننصح المؤمنين (أعزّهم الله تعالى) أن لا يصلوا خلف من يتقاضى راتباً حكومياً، وليس هذا للقدح فيه والطعن في عدالته، ولكن لتبقى هذه المواقع ومواقف أصحابها بمنأى تام عن أي تدخل حكومي محتمل ولو في مستقبل الأيام.
sistani.org/02756/#26952
🔰مخالفت شیخ فضل الله نوری با اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه
✍«در نهضت مشروطه، علما توافق کردند که هیئتی از مجتهدین بر مصوبات مجلس شوری نظارت نموده و نظرشان در عدم اعتبار مصوبات خلاف شرع معتبر باشد.
با این همه دو نگاه متفاوت به این هیئت وجود داشت: یک نگاه در پیشنویس شیخ فضل الله نوری از اصل دوم متمم است و یک نگاه در نقد آن که میرزا حسین نائینی ارائه نموده و بر مبنای آن اصل دوم متمم به تصویب رسیده است. یک نگاه میخواهد با این هیئت، مجلس شورا را در مشت خود گرفته و نظام مشروطه و نقش مردم را از میان برداشته و ماکتی از مشروطه را جایگزین کند و نگاه دیگر میخواهد به این هیئت در چارچوب مشروطه و با حفظ هویت آن، جا دهد.
با تامل در اختلافاتی که درباره جایگاه این هیئت بین گروه مشروطه خواه مانند آیت الله نائینی و گروه مخالف مانند آیت الله شیخ فضل الله نوری وجود داشت، میتوان این دو برخوردِ متفاوت را ارزیابی نمود. آنچه با تلاش علمای مشروطه خواه به تصویب رسید و رسمیت یافت و از سوی نائینی مورد حمایت قرار گرفت، دارای این خصوصیات بود:
1⃣چون داوری دینی و فقهی درباره قوانین، امری کاملا تخصصی و در قلمرو فقاهت قرار دارد از این رو، هیئت مجتهدین ناظر، از سوی حوزه علمیه و مراجع تقلید معرفی میشدند و فقط مرجعیت شیعه در عراق یا ایران از چنین حقی برخوردار بود. این هیئت، حلقه وصل مرجعیت و مجلس بود. بر این اساس، هیئت نظارت، یک نهاد دینیِ برخاسته از حوزه و کاملا مستقل از حکومت بود و حاکمان نمیتوانستند نسبت به آن دخالتی داشته باشند. در متن پیشنهادی شیخ فضل الله، این نکته وجود نداشت و اِنگار او میخواست بدون نظر حوزه و مراجع، در تهران جمعی به نام مجتهدان طراز این نقش را به عهده بگیرند!
2⃣هیئت مجتهدین ناظر، صرفا منتخب حوزه علمیه نبود بلکه پس از معرفی سوی مراجع تقلید، از سوی نمایندگان مجلس، تعیین میشدند. شیوه این معرفی و تعیین چنان بود که مراجع بیست نفر مجتهد واجد شرایط را به مجلس معرفی میکردند و مجلس از میان آنها برای تعیین پنج نفر حق انتخاب داشت و از این جهت، فقهای معرفی شده از سوی مراجع، بدون گزینش و تایید نمایندگان مجلس اعتبار نداشتند و مجلس در تعیین فقها مسلوب الاختیار نبود. و چون در هر دوره مجلس انتخاب تجدید میشد لذا مجلس میتوانست اجازه ندهد که یک مجتهد پنجاه سال در این منصب بماند! در حقیقت این هیئت علاوه بر اعتبار حوزوی، از اعتبار مردمی نیز برخوردار و مجلس در تعیین هر یک از آنها و مدت زمان عضویتشان کاملا موثر بود. در متن پیشنهادی شیخ فضل الله، این نکته نیز نادیده گرفته شده بود و البته در نگاه او اساسا نظر نمایندگان مجلس ارزشی نداشت.
3⃣هیئت مجتهدان چون بر مصوبات مجلس از نظر انطباق با شرع نظارت داشت، از این رو نمیتوانست در اقدامات دیگر مجلس دخالت یا نظارت داشته باشد. لذا آخوند خراسانی و ملا عبدالله مازندرانی در نامه ای که به مجلس شوری در تایید اصل دوم متمم نوشته اند تصریح کردند که حساب دخل و خرج مملکت خارج از مسئولیت نظارتی این هیئت است: تسویه و تعدیل امور مالیه و تطبیق دخل و خرج مملکت مطلقا خارج از این عنوان [وظیفه آقایان عظام عضو هیئت منتخب] است.
4⃣هیئت نظارت مجتهدین در مشروطه، جزء مجلس بود و نهادی برتر از مجلس نبود. ولی شیخ فضل الله نوری اصرار داشت که نهادی فوق مجلس تاسیس کرده و فقها را در آن گماشته و مسلط بر مجلس قرار دهد، در مقابل میرزای نائینی به مخالفت برخاسته و آن را موجب تنزل جایگاه مجلس میدانست. نائینی در تنبیه الامه بشدت طرح شیخ فضل الله را مورد انتقاد قرار میدهد و آن نظر را در جهت استحکام استبداد میشمارد:
گاهی به غرض استحکام اساس استبداد خود و کاشتن تخم فتنه و فساد... برای اخراج مجلس شورای ملی از تمامیت و ابطال رسمیت داستان عدم عضویت و خارج المجلس بودن هیئت نظار را به میان آوردیم… (تنبیه الامه ص ۱۱۹)
نائینی نمیخواست مجلس شورای ملی از جایگاه بی بدیل خود در نظام مشروطیت تنزل کند و هیئت مجتهدان جدای از آن و مافوق آن قرار گیرد و گفته شود که مصوبه مجلس شورای ملی توسط نهادی بیرون از آن لغو گردیده است! بلکه در طرح او پیش از نهایی شدن هر قانون در مجلس، این هیئت به مثابه یک کمیسیون داخلی نظر خود را اعلام نموده و آن نظر، در هنگام تصویب در مجلس رعایت میگردد.
شیخ فضل الله که میخواست هیئت فقها بیرون مجلس و بر فراز آن قرار گیرد، به اعتراض برخاست و از تهران کوچ کرده و در حضرت عبدالعظیم سه ماه تحصن نمود و به همین دلیل در تلگرام به علمای نجف، اصل دوم متمم قانون اساسی را مردود اعلام کرد!
پس از تحصن شیخ بود که آیت الله طباطبایی در مجلس گفت: گفتگوی ما در یک کلمه بود که [ما میگوییم:] علمای طراز، جزو مجلس باشند. آنها میگویند: در خارج از مجلس باشند.»
🌐 fa.shafaqna.com/news/2148560
🔰پیام تسلیت حضرت آیت الله وحید خراسانی به حضرت آيت الله سیستانی
@dareakherat
🔰از جا کندن کوهها از برانداختن حکومتی که اجلش نرسیده آسانتر است
📝اميرالمؤمنين علیهالسلام فرمود: کندن كوه از برانداختن سلطنتى كه عمرش بسر نيامده است آسانتر است، از خدا كمك خواهيد و صبر كنيد زيرا زمين برای خداست و بهر كدام از بندگانش كه بخواهد ميدهد و سرانجام نيك از آن متقيانست.
پيش از وقت در كارى عجله نكنيد كه پشيمان ميشويد و مدت را طولانى بنظر نياوريد تا دل شما سخت شود.
📌الخصال: الاربعمائة قال أميرالمؤمنين علیهالسلام: مزاولة قلع الجبال أيسر من مزاولة ملك مؤجل، واستعينوا بالله واصبروا إن الارض لله يورثها من يشاء من عباده والعاقبة للمتقين، لاتعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا، ولا يطولن عليكم الامد فتقسو قلوبكم.
1⃣الخصال ج۲ ص۶۲۲
2⃣بحار الأنوار ج۵۲ ص۱۲۳
📗ترجمه خصال شیخ صدوق، مرحوم کمره ای، ج۲ ص۴۱۳
@dareakherat
🔰«لا يصدّق فيها و في أمثالها إلا المعصوم»
📝مرحوم آیت الله شهید سید محمد صدر مینویسد: سزاوار نیست فراموش کنیم که بیشتر امامان معصوم ما علیهمالسلام، از شرایط تقیه و مسالمت و صلح با دشمنان، رنجهای فراوانی را با صبری عظیم و سینهای گشاده و کریمانه متحمل شدند. و از آن استثنا نمیشود - پس از خلافت ظاهری امیرالمؤمنین علیهالسلام - جز قیام حسین علیهالسلام، که دارای مصالح خاص خود بود، مصالحی که نمیتوان بر آن قیاس کرد یا از آن قاعدهای عمومی استخراج نمود. و فقط معصوم علیهالسلام است که در آن و امثال آن تصدیق میشود.
📌فليس للفقيه البدء بحرب جهادية ضد أي أحد، إلا في مورد واحد تسالم عليه الفقهاء، وهو الدفاع إذا خيف على بيضة الإسلام. ويقصدون به احتمال هلاك المسلمين ككل وانطماس الدين الإسلامي في منطقة معينة. عندئذ يجوز للفقيه التصدي للحرب بل يجب عليه أحيانا. إلا أن هذا غير خاص به بل واجب على كل الأفراد كل بحسبه. بل يجب على الأفراد من خارج المجتمع أن يدافعوا عن مثل هذا المجتمع البائس.
إلا أن هذا كله الان مما لا تطبيق له في عالم الحياة. ولا دليل على جواز شيء أوسع من ذلك قد يتسبب به إلى قتل النفوس وإهراق الدماء.
فإن ذلك موكول إلى القيادة الإسلامية المعصومة كرسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله وأمير المؤمنين عليه السلام، والمهدي عليه السلام بعد ظهوره.
ويؤيد عدم جوازه الان تضاعف القوى المعادية للدين الإسلامي أضعافا مضاعفة ومن كل الجهات، وقد أجازنا القرآن الكريم بالفرار إذا كان العدو أكثر من ضعف الجيش المجاهد «الآنَ خَفَّفَ اللهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً، فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ»[1]
وأما إذا كان العدد أكثر فلا إشكال في جواز الفرار والمسالمة ووجوب التقية بل حرمة تعريض النفوس للتلف بلا مقابل. وللَّه في خلقه شؤون.
ولا ينبغي أن ننسى أن أكثر أئمتنا المعصومين عليهم السلام، عانوا من ظروف التقية والمسالمة والهدنة مع الآخرين الشيء الكثير بصبر عظيم وصدر رحب كريم. لا يستثنى من ذلك - بعد ولاية أمير المؤمنين عليه السلام - إلا ثورة الحسين عليه السلام. التي كانت لها مصالحها الخاصة التي لا يمكن القياس عليها أو استنتاج القاعدة العامة منها. والتي لا يصدّق فيها وفي أمثالها إلا المعصوم عليه السلام.
1⃣الأنفال: ۶۶
📗ما وراء الفقه ج۲ ص۱۰۵
@dareakherat
🔰آیات حفظ از بلا
📝علامه مجلسی فرموده: وجدت بخط الشيخ محمد علي الجباعي رحمة الله عليه، قال: وجدت بخط الشهيد قدس الله روحه: روي عن مولانا أمير المؤمنين عليه السلام قال: من قرأ هذه الآيات الست في كل غداة كفاه الله تعالى من كل سوء ولو اُلقى نفسه إلى التهلكة، وهي:
1⃣قُلْ لَّن يُصِيْبُنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلى اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُوْن (التّوبة: ۵۱)
2⃣وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْر فَلاَ رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيْبُ بِهِ مَن يَّشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُوْرُ الرَّحِيْمُ (يونس: ١٠٧)
3⃣وَمَا مِنْ دَابَّة فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلى اللهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلُّ فِي كِتَاب مُبِيْن (هود: ۶)
4⃣وَكَأِيِّنْ مِنْ دَابَة لاَ تَحْمِلُ رِزْقُهَا اللهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيْعُ العَلِيْمُ (العنكبوت: ۶۰)
5⃣مَا يَفْتَحِ اللهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَة فَلاَ مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِك فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَهُوَ العَزِيْزِ الحَكِيْمُ (فاطر: ٢)
6⃣قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُوْنَ مِنْ دُوْنِ اللهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللهُ بِضُر هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَة هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتِ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللهُ عَلِيْهِ يَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُوْنَ (الزّمر: ٣٨)
{حَسْبِيَ اللهُ لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيْمِ} وأمتنع بحوله وقوته من حولهم وقوتهم، واستشفع برب الفلق من شر ما خلق، وأعوذ بما شاء الله لا قوة إلاّ بالله العلي العظيم.
📗بحار الأنوار ج۸۳ ص۳۳۷
@dareakherat
🔰بیانیه دفتر حضرت آیت الله سیستانی در پی تجاوز رژیم اشغالگر فلسطین به ایران
✍بسم الله الرحمن الرحیم
جنایت بامداد جمعه رژیم اشغالگر فلسطین در به شهادت رساندن جمعی از دانشمندان و فرماندهان نظامی و مردم غیر نظامی ایران از جمله زنان و کودکان و حمله به تعدادی از مؤسسات و مراکز علمی این کشور، بار دیگر ماهیت خطرناک و تجاوزکارانه این رژیم را به اثبات رسانید.
ضمن طلب رحمت و علو درجات برای شهیدان عظیم الشان و عرض تسلیت به خانواده های محترم ایشان و آرزوی شفای عاجل برای مجروحین و آسیب دیدگان؛ این اقدام جنایت کارانه را به شدت محکوم نموده و از جامعه جهانی انتظار داریم با فشار بر این رژیم متجاوز و بر حامیان او از ادامه اینگونه تجاوزات جلوگیری کنند.
دوام عزّت و سربلندی ملت شریف ایران را از خداوند متعال خواستاریم. ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم
۱۶ / ذی الحجه / ۱۴۴۶ هـ ق
دفتر آقای سیستانی (مدّ ظلّه) ـ نجف اشرف
sistani.org/26931
🔰«تغییر ناگهانی مرجع تقلید در نیمه شب/ امروز مرجع فقط آقای خمینی هستند!»
📝«ماجرا بسیار غیر عادی و از نوع کشف و شهود بود. آیه الله بروجردی که به رحمت خدا رفتند، حاج شیخ مجتبی قزوینی به من فرمودند شما حسن شهرت و مقبولیت بین روشنفکران سیاسی شهر و اهل حوزه و بازار دارید، برای مرجعیت آقایان سید محمود شاهرودی و سید عبدالهادی شیرازی تبلیغ کنید...
شب شنبه در جلسه کانون و در حضور آقای محمدتقی شریعتی، یکی از فضلای مشهدی که از همکاران جدّی ما در دوران نهضت نفت بود از قم به مشهد آمده بود تا نظر دوستان کانون را به حاج آقا روح الله خمینی جذب کند. اواسط جلسه نزدیک بنده آمد و گفت: فلانی! شما چرا از نفوذ خود، پس از وفات آقای بروجردی، برای حاج آقا روح الله تبلیغ نمیکنی... من سکوت کردم اما به فکر فرو رفتم، فردا صبح پس از درس همیشگی (مجلدات بیان الفرقان در نقد فلسفه اصالة الوجود)، گفتگوی دیشب با یکی از فضلای قم را به عرض استاد رساندم و گفتم: نظرتان درباره مرجعیت آقای خمینی چیست؟ ایشان پس از سکوتی کوتاه و بدون توضیح فرمودند: خیر!...
بهر حال، این ماجرا بین ما و حاج شیخ گذشت تا آن جریان سحرگاهی پیش آمد. نیمه شبی ناگهان درب منزل ما به صدا در آمد. متحیّر شدم که کیست این ساعت؟ در کمال شگفتی، مرحوم شیخ اسماعیل فردوسی پور را که خانه زاد شیخ بود پشت در دیدم. نگران شدم. پرسیدم چه شده!؟ گفت: دو ساعت است که حاج شیخ مکرر میگویند بگوئید حیدر آقا بیاید! ترسیدم و شیخ اسماعیل را سوگند دادم که راست بگو چه اتفاقی افتاده؟ گفت هیچ، و با عجله خدمت رسیدیم...
فرمودند: الحمد لله که نمردم و شما را دیدم تا نکته مهمی را بگویم! آیا آن روز که من درباره مرجعیت آقای خمینی پاسخ منفی دادم، از قول بنده به دیگرانی منتقل کردهاید؟ پاسخ دادم: خیر. فرمودند: خدا را شکر. به همه دوستان از قول بنده بگویید که امروز در همه جهان اسلام، مرجع و رهبر فقط آقای خمینی هستند! و بگوئید من برای زیارت آقای خمینی به قم می روم. هر که مایل است بیاید. من خشکم زد و نمیدانستم چه بگویم.
[پرسش: جایی نوشته اید که این یک تجدید نظر عادی نبود.]
هرگز نمیتوانست یک تجدید نظر ساده علمی در تشخیص اعلم و این حرفها باشد. یک تحول بزرگ بود! زیرا فقهاء به مرور و با مطالعات و مقایسات فتاوی و اختلاف نظر بزرگان و مراجعه به مدارک، چنان تجدید نظرهایی میکنند، نه آنکه یک شبه، چنین قاطع، تغییر موضع دهند! نه لحن ایشان و نه عجله شان طبیعی نبود! من اول صبح خدمت ایشان درس داشتم ولی ایشان زودتر مرا فراخواندند! چنین تجدید نظری در یک شب نمی توانست عادی باشد! حتما محصول یک مکاشفه معنوی و دریافت غیرعادی بود.»
🌐 hawzahnews.com/news/1029583
🔰تذکرات استاد سیّد محمّدرضا سیستانی در پایان درس
✍بسم الله الرحمن الرحیم
سزاوار است که سخن پایانی امسال را با اشارهای به بخشی از سیره شیخ اعظم انصاری (رضوان الله علیه) به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت مبارک ایشان در روز عید غدیر سال ۱۲۱۴ هجری قمری به پایان ببریم، تا از این سیره، مفاهیم بلند و والایی را الهام بگیریم، به امید آنکه توفیق یابیم که هرچند اندک، در رفتار و مسیر خود به ایشان اقتدا کنیم.
از شاگرد بزرگوار ایشان، محقق رشتی (قدّس سرّه) نقل شده است که میگفت: «شیخ از دنیا رفت و علمش را برای من باقی گذاشت، عقلش را به میرزا محمدحسن شیرازی واگذار کرد، و تقوا و زهدش را با خود به قبر برد».
در حقیقت، شیخ (قدّس الله نفسه الزکیه) در روزگار اخیر نمونهای بینظیر از کسی است که در هر سه بُعد (علم، عقل، تقوا) به اوج نزدیک شده است:
۱. علم: در دانش فقه و اصول، شایستگی او بینیاز از توصیف است. دو کتاب «رسائل» و «مکاسب» گواهی روشن بر این موضوعاند، که قریب به ۱۵۰ سال است در مرحله سطح عالی حوزههای علمیه تدریس میشوند. با وجود تلاشهایی برای جایگزینی آنها، واقعیت این است که کسی که در پی تخصص عمیق در علم اصول و فقه باشد، ناگزیر از مطالعه و تدریس این دو کتاب نیست.
مقام علمی او (اعلی الله مقامه) نتیجه تلاش بیوقفهاش در طول عمر مبارکش است که به هفتاد سال هم نرسید. او زمانش را جز برای علم و عبادت صرف نمیکرد، مگر در حد ضرورتهای زندگی. حتی در سفر زیارت امام حسین (ع) به کربلا، گروهی از فضلا را همراه میبرد تا در مسیر، به مباحثه علمی بپردازد و حتی چند روز از درس دور نباشد.
۲. عقل: منظور از عقل، حکمت، آیندهنگری در امور اجتماعی، و حسن تدبیر است. پس از آنکه مرحوم صاحب جواهر (قدّس سرّه) در اقدامی بیسابقه، تقلید را به ایشان ارجاع داد، شیخ انصاری موفق شد حوزهای را که دچار اختلافات شدید خانوادگی بود، یکپارچه کند.
او در دوران مرجعیتش با فتنههایی همچون فرقه بابیه با کمال درایت برخورد کرد. همچنین برخلاف سنت برخی از علمای پیش از او، با دربار ایران و حکومت عثمانی در بغداد با عزت نفس برخورد میکرد. نه هدیه و پولی از آنها میپذیرفت و نه استقبال طولانی از مسئولان دولتی داشت. فقط پس از امتناع زیاد، آن هم برای چند دقیقه، پذیرای آنها میشد. از این رو، احترام فراوانی برای خود در دلها ایجاد کرد.
او همچنین از پذیرفتن موقوفه خیریه «اوده» هندی که در دست انگلیسیها بود، سر باز زد، در حالی که دیگران آن را پذیرفتند.
مجال نیست تا همه شواهد عقلانیت و توجه او به مصالح عمومی زمانهاش را ذکر کنیم.
۳. زهد و تقوا: زبان از وصف آن ناتوان است. با وجود دریافت وجوهات شرعی فراوان، زندگیاش همچون فقرا بود. در پایان عمر، تاجری از بغداد به او پولی شخصی پیشنهاد داد تا کمی در آسایش باشد، ولی نپذیرفت و گفت: «بیشتر عمرم را در فقر گذراندهام، برایم سخت است که در این اندک باقیمانده، نامم از فهرست فقرا حذف شود و در لیست اغنیا ثبت گردد».
هنگام ازدواج دخترش با پسر برادرش، حاج محمدصالح کبه، از تجار بغداد، خواست هزینه ازدواج را بپردازد، اما شیخ نپذیرفت و با جهیزیهای بسیار اندک، دخترش را به خانه شوهر فرستاد.
ثروتمندی ایرانی مبلغی به او داد تا خانهای برای خود بخرد، اما او با آن پول مسجد معروف خود در بازار حویش را ساخت. وقتی آن مرد پرسید با پول چه کردهای، شیخ او را به مسجد برد و گفت: «این خانهای است که خریدهام!»
شیخ انصاری در حالی درگذشت که خانهای نداشت و ارزش کل داراییاش از ۱۷ تومان ایرانی تجاوز نمیکرد و همین مبلغ را نیز قرض داشت، بهگونهای که بزرگان محل هزینه مجلس فاتحهاش را تقبل کردند.
از نمونههای زیبای ورع او نقل شده که شخصی در خواب شیطان را دید که در دستش چند طناب زیبا و رنگارنگ بود. از او پرسید: با اینها چه میکنی؟ گفت: با آنها مردم را گمراه کرده، به سمت خود میکشم. پرسید: آیا از این طنابها برای من هم استفاده کردهای؟ گفت: نه، تو و امثال تو با اشارهای کوچک دنبال من میآیید. این طنابها را برای بزرگان بهکار میبرم که هزاران نفر را با خود دارند. دیشب خواستم با یکی از آنها شیخ مرتضی انصاری را بکشم، ولی او در میانه راه خودش را رها کرد.
آن مرد میگوید: وقتی بیدار شدم، خوابم را برای شیخ بازگو کردم. شیخ گفت: آن خبیث راست گفت. دیشب در خانه نیاز ضروری پیش آمد و پولی نداشتم جز بخشی از سهم امام (ع). خود را قانع کردم که برای خرید آن نیاز از آن استفاده کنم. در میانه راه پشیمان شدم، برگشتم و پول را به جای خودش بازگرداندم.
🔰دیدار آیت الله جوادی آملی با حضرت آیت الله سیستانی
@dareakherat
🔰مطلق الاختیار بودن غیر معصوم را هركس از احكام دین بشمارد لا اقل مبدع خواهد بود
📝مرحوم آخوند ملا محمدکاظم خراسانی مینویسد: محض حفظ احكام الهیه عزّ اسمه و ضروریات دینیّه از دسیسه و تغیر مغرضین و مبدعین لازم است این معنی را به لسان واضحی كه هركس بفهمد اظهار داریم كه مشروطیت دولت عبارت اخری از تحدید استیلاء و قصر تصرفات جائرانه متصدیان امور است از ارتكابات غیر مشروعه به قدر امكان، و وجوب اهتمام در تحدید استیلاء و قصر تصرفات مذكوره به هر وجه كه ممكن و به هر عنوانی كه مقدور باشد از اظهر ضروریات اسلام و منكر اصل وجوبش کائنا من کان در عداد منكر سایر ضروریات دینیه محسوب است، و فعّال ما یشاء و مطلق الاختیار بودن غیر معصوم را هركس از احكام دین بشمارد لا اقل مبدع خواهد بود.
📗فقه فتوایی آخوند خراسانی ج۳ ص۳۴۸
@dareakherat
🔰چگونه مسلمانان ضروری مذهب امامیه را فراموش نمودند؟!
📝مرحوم آخوند خراسانی مینويسد: وا عجبا، چگونه مسلمانان، خاصّه علماء ايران، ضرورى مذهب اماميه را فراموش نمودند كه سلطنت مشروعه آن است كه متصدّى امور عامّۀ ناس و رتق و فتق كارهاى قاطبۀ مسلمين و فيصل كافّۀ مهام به دست شخص معصوم و مؤيّد و منصوب و منصوص و مأمور مِنَ اللّٰه باشد، مانند انبياء و اولياء عليهم السلام و مثل خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام و ايّام ظهور و رجعت حضرت حجّة عليه السلام.
و سلطنت غير مشروعه دو قسم است: عادله، نظير مشروطه كه مباشر امور عامّه، عقلا و متديّنين باشند. و ظالمه و جابر است، مثل آنكه حاكم مطلق يك نفر مطلق العنانِ خودسر باشد.
و اگر حاكم مطلق معصوم نباشد، آن سلطنت غير مشروعه است؛ چنانكه در زمان غيبت است.
البته به صريح حكم عقل و به فصيح منصوصات شرع، غير مشروعۀ عادله مقدّم است بر غير مشروعۀ جابره. و به تجربه و تدقيقات صحيحه و غور رسىهاى شافيه، مبرهن شده كه نُه عُشر تعدّيات دورۀ استبداد در دورۀ مشروطيّت كمتر مىشود و دفع افسد و اقبح به فاسد و به قبيح، واجب است.
📗فقه فتوایی آخوند خراسانی ج۳ ص۲۹۳
@dareakherat
🔰«وأنا الصديق الأكبر لا يقولها بعدي إلا كذاب مفتري»
📝عن علي (عليه السلام) أنه قال: أنا عبد الله وأخو رسوله وأنا الصديق الأكبر لا يقولها بعدي إلا كذاب مفتري، لقد صليت قبل الناس سبع سنين.
أخرجه ابن أبي شيبة بسند صحيح [۴۹۸/۷]. والنسائي في "الخصايص" ص ۳ [چاپهای دیگر: ۳۸ و ۴۶] بسند رجاله ثقات. وابن أبي عاصم في "السنة" [۵۸۴]. والحاكم في "المستدرك" ۳ ص ۱۱۲ [چاپ دیگر: ۱۲۱] وصححه. وأبو نعيم في "المعرفة" [۸۶/۱]. وابن ماجة في سننه ۱ ص ۵۷ [چاپ دیگر: ۴۴] بسند صحيح. والطبري في تاريخه ۲ ص ۲۱۳ [چاپهای دیگر: ۵۶ و ۳۱۰] بإسناد صحيح. والعقيلي. والخلعي. وابن الأثير في "الكامل" ۲ ص ۲۲ [چاپ دیگر: ۵۷]. و ابن أبي الحديد في شرح النهج ۳ ص ۲۵۷ [چاپ دیگر: ۲۰۰/۱۳]. ومحب الدين الطبري في "الذخاير" ص ۶۰، و "الرياض" ۲ ص ۱۵۵ و ۱۵۸ و ۱۶۷. والحموي في "الفرايد" في الباب التاسع والأربعين. والسيوطي في "الجمع" كما في ترتيبه ۶ ص ۳۹۴. وفي طبقات الشعراني ۲ ص ۵۵: قال علي رضي الله عنه: أنا الصديق الأكبر لا يقولها بعدي إلا كاذب.
📗الغدير ج۲ ص۳۱۴
@ketab_mottaghin