📝
زندگی لنگر می خواهد.
چیزی که آدم را سر جایش نگه دارد، چیزی که نگذارد فاصله آدم از ساحل آرامش زیاد شود
چیزی که نگذارد امواج آدم را بکشاند به ناکجا.
حالا لنگر آدم ،گاهی یک آدم دیگر است
گاهی یک فکر و اعتقاد است
گاهی ایمان است
گاهی عادت روزانه است
گاهی کار است، گاهی یک جمع دوستانه است
گاهی یک دوره خانوادگی است، گاهی یک باشگاه ورزشی است
گاهی چهار تا کتاب است، گاهی یک مشت خاطره
لنگر هر کس هر چه هست فاصله اوست با سرگردانی در دریای روزگار
فاصله اوست تا گم شدن
فاصله اوست با آوارگی.
همیشه برای فرار از این طوفان های زندگی از این حرفهای آزار دهنده که هرروز میشنوی،
یک لنگر داشته باش...
👤 #امیرعلی_بنی_اسدی
Being in a relationship is about being with someone who makes you happy in a way that no one else can.
تو رابطه بودن یعنی با کسی باشی که تو روخوشحال میکنه.
یه جوری که هیچ کس دیگه ای نتونه...
همیشه یه سوزن همراهش بود. میگفت: آدم یهو غمباد میگیره! و چی بهتر از این که خودش، خودش رو نجات بده! میگفت: مثلا وقتی وسط خیابون داری به خطوط عابرِ رنگ و رو رفته نگاه میکنی و بی دلیل دلت برای کسی تنگ میشه و غمِ تلخ و نارنجی غروب یقهات رو میگیره، باید یه چیزی تو گلوت فرو کنی تا بترکه! آخه غمها بیخبر باد میکنن! یهو وقتی به خودت میای که خفه شدی؛
Читать полностью…
آدم خوب به پستتون خورد نگهش دارید؛
اگه رفیقه رفاقت کنید، اگه شریکه شراکت کنید، اگه ازش خوشتون میاد برید تو رابطه، اگه دوسش دارید باهاش ازدواج کنید، خلاصه یه کاری واسه خودتون بکنید ...
آدم خوب خیلی کم پیدا میشه!
شروع هر روز فرصتی دوباره است...
بر من لحظات بسیاری گذشته... شیرینیهای بسیاری تجربه کردهام و تلخیهای بسیاری پشتسر گذاشتهام، آدمهای بسیاری را شناختهام و باآدمهای بسیاری همنشین بودهام... بینهایت شاد بودهام و بینهایت غمگین. بینهایت امیدوار و بینهایت ناامید. بینهایت عاشق و بینهایت فارغ. بینهایت آرام و بی نهایت، ناآرام. بینهایت معمولی و بینهایت عجیب... اما... اما... اما... اعتراف میکنم که هیچ زمانی به اندازهی حالا سرسخت و بیتفاوت و نسبت به احساسات خودم بیرحم نبودهام!
#نرگس_صرافیان_طوفان
خودمونو خر نکنیم؛
از آدمی که هیچ
اهمیتی براش نداریم، بگذریم
از آدمی که دوسمون نداره، بگذریم
از آدمی که با حرفاش
قلبمونو پاره پاره کرد، بگذریم
از آدمی که فرقمونو
با بقیه نمیدونه، بگذریم
از آدمی که بند دلمون نیست، بگذریم
اگه نگذریم، به جاش باید از غرورمون
از آرامشمون
از قلبمون
از خودمون، بگذریم
که تهش باز به این نتیجه میرسیم
کاش ازش گذشته بودم.
آدمای اون بیرون دنبال فرصت میگردن.
دنبال روزنهای که از ضعفهات وارد شن،
دنبال چیزی که باهاش نفس بکشن و تو رو خالی کنن.
این دنیا مهربون نیست، اما تو قرار نیست قربانی باشی.
مرز بذار.
نه از سر بیاعتمادی کور،
بلکه از سر احترام به خودت.
خوب باش، ولی سادهلوح نه.
دوست شو، ولی روی پاهای خودت بایست.
هر کسی که با سو استفاده ازت زنده میمونه،
هیچوقت شریک راه تو نیست — فقط یه مهمونیه که باید بدرقه کنی...
تا حالا برای کسی یار بودی؟
این سوال رو وقتی ازش پرسیدم که داشت فکر میکرد برای آدمهایی که باهاشون تو رابطهست چی بخره!
یه نگاه بهم کرد و با لبخند گفت میبینی که خیلی سرم شلوغه!
گفتم از این همه آدم که تو زندگیت هستن چندتاشون یارن؟
گفت این یار که میگی همون رابطهست دیگه؟
خندیدم و گفتم نه، یار بودن هیچ ربطی به رابطه و جنسیت و سن نداره..نه با امضای ازدواج یار میشی نه با اسمهای تو شناسنامه!
نه با پول یار میشی نه با چهره.
یار بودن باید تو وجود آدم باشه.
یار بودن یعنی یکی شدن.
یعنی بدونی اگه ببازه توام باختی.
اگه ببره توام بردی.
یعنی خندهش بشه خندهت.
گریهش اشک تو رو در بیاره.
یار بودن یعنی همه چی رو شریک شدن. درد رو بغل کردن که یارت دردش نگیره. زخم رو چشیدن که خم به ابروش نیاد. لبخندش قند تو دلت آب کنه.
یار بودن یعنی اهمیت دادن به کسی اندازهای که به خودت اهمیت میدی.یعنی خودت رو تو وجود اون آدم ببینی.یعنی بدونی خوشحالی و خوشبختی تو،تنهایی و بدون اون، هیچ لذتی واست نداره.
یار بودن یعنی بدون اون خیلی چیزا تو زندگی کمه.
حالا بگو ببینم تا حالا برای کسی یار بودی؟
👤حسین حائریان
📝
یه جایی از زندگی هست که فقط یه رفیق میتونه کنارِ آدم بمونه ، همونجایی که بداخلاقی و پرخاشگری همرو ازت دور میکنه و بی حوصلگی مهمونِ ذهنِ پر آشوبت میشه ، همونجایی که خودتم از خودت خسته میشی و با ترس بهش میگی اگه توأم از پیشم بری من دیگه تمومم با خنده بغلت میکنه و بهت اطمینان میده که هست ، همونجایی که با بی میلی داری به حرفِ کسایی که ازشون دلِ خوشی نداری گوش میدی دستتو میکشه و به یه بهونه ای میبرتت که ازشون دور باشی و وقتی بهش میگی مرسی که نجاتم دادی لبخند میزنه و میگه خنگِ خودمی تو...
آره فقط یه رفیقِ که میتونه بفهمه چند وقته حالِت عوض شده و ازت بپرسه چرا و با اینکه پراکنده و پاره پوره براش توضیح میدی بگه همچین حسی رو تجربه کرده و دلتو اونقدرررر گرم کنه که حس کنی خورشیدو کنار خودت داری...
فقط یه رفیقِ که میگه چون درکت میکنم هرچقد دوس داری غٌر بزن ، کله پوک باش ، گریه کن و نترس من کنارت هستم ...
یه رفیقِ که با دیدن مِنوی گرونِ فلان رستوران میتونی بهش چشم غٌره بری و بگی پول ندارم و دوتایی کلی بخندید ...
یا اون روزایی که حالت خوش نیست و نمیتونی جوابِ کسی رو بدی فقط یه رفیق میتونه پٌشتت وایسته و جلوی دیگران ازت دفاع کنه...
این رفیق مثِ کف دست میشناستت ، میدونه شبا تا کِی بیداری ، روزا تا کِی خواب..
میدونه رژِ لبایِ روشن دوس نداری و فلان کِرِم به پوستت نمیسازه ، تو جمع باهات رمزی حرف میزنه و یهو دوتایی میزنید زیر خنده...
میذاره تیکه ی بزرگ ساندویچ مالِ تو باشه، برات گلِ سر میخره ، خواهر صدات میکنه ، میدونه از غذاها مثلا قیمه رو بیشتر از همه چی دوس داری ، به فلان خواستگارت چرا جواب منفی دادی و تارِ مویِ سفیدِ جلویِ موهات نشونه ی کدوم غمته..
من میگم این حق تموم آدماس که یه رفیقِ خوب داشته باشن ،
یکی که بتونن کنارش خودشون باشن ،
اونایی که ندارن باید حقشونو از دنیا بگیرن ...
تو حق منی رفیق ، میدونی؟! ....
حقِ منی!!
یک روز در خلوت در خط فاصله ات با همه کس و همه چیز ، مینشینی فکر میکنی چقدر میتونستی آدمهای سزاوار و لایقتر رو برای دوستداشتن انتخاب کنی، با آدمهای بهتری رفتوآمد کنی، غذاهای سالمتری بخوری، جاهایی که هر روز موکول کردی به روز بعد و باید میرفتی و نرفتی ، خندههات از تهدل باشه، محبتت عمیقتر باشه؛ حرف هات طعنه نباشه ،دل های کمتری رو میشکستی و بوسه های بیشتری نصیب خود میکردی...
به خودت میایی میبینی تا خرخره غرق در حسرت، برای توانستنهایی که از خودت دریغ کردی...
چقدر نرفتیم، نخندیدیم، خوش نگذروندیم...
چقدر ندیدیم
چقدر نخوندیم
چقدر بغل نکردیم، نبوسیدیم و نبودیم که خیلی چیزها رو بگیم...
چقدر بهای سنگین از عمرمون واسه این همه حسرت...
و چرا ؟
بیایید جواب بدهیم همین الان ،
همین حالا ...
اجازه نده که زود دیر شود...
در باقی روزهای باقیمانده ، دل آرام اما قاطع تصمیم بگیر و نفس های هدف دار را انتخاب کن ...
👤#علیرضا_مسیحادم
مثل یه سیل به کوچهها زدم
رختی از گریه و بارون تنمه
حق بده به هم بریزم بی تو
اولین تجربه مردنمه...
آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیتون،اون اتفاقای قشنگی که فکرشم نمی کنید بیفته...
و صبح بخیر …Читать полностью…
وقتی یکیو دوس داری وقتایی که باهاش میگذرونی بدنت شروع میکنه به ترشح
دوپامین و اکسی توسین و مغزت
به این حس عادت میکنه
وقتی از دستش بدی بدن درد میگیری و بدنت خواهان همون مواد شیمیاییه که حالتو خوب کنن به زبونِ ساده تر تو معتاد اون و حسی که بهت داده شدی...
بالاخره یکیو پیدا میکنی که میبینی نصف خون اون تو رگاته ، نصف مغز اون تو سرته ، نصف قلب اون تو قلبته ، نصف زمان تو با اونه ، و میبینی که نصف از تو تو وجود یه نفر دیگه اس اونوقت میفهمی که زندگی ارزش ادامه دادن داره.
Читать полностью…
📝
پناه میبریم به پاییز، از شر تابستانی که به رخوت و بیهیجانی و اندوه گذشت... پناه میبریم به کوچهها و خیابانهایی که پیراهن زرد و نارنجیِ خوشرنگ میپوشند و به درختان خشک و به خیابانهای خیس و به بوی خاکهای باران خورده...
پناه میبریم به کافهها و به دلخوشیهای کوچک و معمولیِ در دسترس. به شاتهای اسپرسوی دوبل و شکلاتهای تلخ. به موزیکهای آرام، به احساسات عمیق، به شعرهای خوب...
پناه میبریم به کتابهای نخوانده، به جاهای نرفته، به آدمهای خوبِ هنوز ندیده و هنوز نشناخته...
پناه میبریم به چترهای بسته و به موهای خیس... به بخارهای روی شیشه... به پاپوشهای نرم... به صبحهای سرد و به شالهای گرم...
پناه میبریم به بادهای بیهوا و به جنبشِ شاخهها و به خش خشِ برگها و به هیاهوی کلاغها...
سلام بر پاییز...🍁
سلام بر باران...
سلام بر عشقي كه درست در دلِ آرامترین روزهای پاییز اتفاق خواهد افتاد...
👤#نرگس_صرافیان_طوفان
خبر بد:
هيچ چيز هميشگى نيست...
خبر خوب:
هيچ چيز هميشگى نيست...
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
با بغض میخورم
عمریست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم
باشد برای روز مبادا!
اما در صفحههای تقویم،
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند
شاید...امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند
نه بایدها...
هر روز بیتو روز مباداست!
#قیصر_امینپور
📝
فکر کردی آدمها چه جور از چشم میافتند؛
حتما که نباید یک چاقو را تا دسته توی پشتت فرو کنند،
یا تویِ خیابان با کسی ببینیشان،
یا گُل از گُل شکفتنشان به وقت حرفزدن با دیگری را تماشا کنی...
آدمها با وقتهایی که باید باشند و نیستند از چشم میافتند،
با حرفهایی که میدانند گفتنشان از این رو به آن رو میکند زندگیات را ولی لب از لب باز نمیکنند،
آدمها با عکسهایی که باید و نمیفرستند،
با لبخندهایی که باید و نمیزنند،
با شببخیر هایی که باید قبل از پلکبستن بگویند و نمیگویند،
با دلتنگیهایی که باید...
از چشمانت میافتند و تمام میشوند...
👤 #فاطمه_جوادی
دیگران را نمی دانم!
در نظر من اما؛ هیچ چیز به اندازهی مهربانی
به آدمیزاد زیبایی نمیبخشد...
#مریم_اکسیر
افرادى كه عميقاً يكديگر را دوست دارند، هنگام دورى از هم با يكديگر دعوا مى كنند وحس مى كننداز هم ناراحتند اما موقعى كه كنار هم هستند آن احساسات از بين مى رود و انگار هيچ اتفاقى بين آن ها رخ نداده.
به این احساس عشق و وابستگی واقعی میگویند♥️
📝
عزیز دلم! قول بده بیشتر مراقب خودت باشی. شبها زودتر بخوابی، کمتر فکر کنی، کمتر نیمهی خالی لیوان را ببینی و بیشتر امیدوار باشی. قول بده غمها را فراموش کنی و هر صبح با انگیزه بیدار شوی، ورزش کنی، تغذیهی سالم داشتهباشی، مسئولیتهای در حد توانت بپذیری و با آدمهای سالم معاشرت کنی. قول بده به هرچیز و هرکس به اندازهی لیاقتش اهمیت بدهی و نگرانیهای بیهوده و فرساینده نداشتهباشی. قول بده کارهایی را بکنی که دوست داری و کنار آدمهایی بمانی که کنارشان احساس خوبی به خودت داری و از حضورشان لذت میبری. قول بده بیشتر سفر بروی و بیشتر تفریح کنی و بیشتر به دلخوشیهایت فکر کنی. قول بده به هرچیزی که نخواستنی و نپذیرفتنی و آزاردهنده بود، نه بگویی و روی هرچیز که سازنده و درست و خواستنی بود، پافشاری کنی.
قول بده به خودت توجه کنی و خودت را اولویت جهانت قرار بدهی عزیزم، دنیا منتظر نمیماند تو تمام کارهایت را تمام کنی و بادستهای پر به همان موقعیتها و لحظات برگردی و زندگی کنی، دنیا با سرعت میگذرد و تو جا میمانی!!! همین حالا زندکی کن، با همان دارایی اندک، همان داشتههای معمولی، همان تصورات خام، حتی با همان آدمها. سفر برو، تجربه کن، خوشحال باش، دوست بدار و لذت ببر.
قول بده خوشحال باشی. قول بده مراقب خودت باشی. قول بده خوب زندگی کنی...
👤#نرگس_صرافیان_طوفان
خودت شايد نميدانى!
چه كردى با دلم
اما ؛
دل يك آدم سر سخت را بردى ،
خدا قوت...
#سید_تقی_سیدی
📝
هر آدمی باید در مخاطبین ِ تلفن ِ همراه ِ خود ، شماره ای داشته باشد که هر وقت دلش گرفت ، اسمش را مرتب نگاه کند و دلش بلرزد ...
شماره اش را بگیرد ، حتی اگر جواب نمیدهد ، حتی اگر اپراتور بی انصاف بگوید : "دستگاه ِ مشترک ِ مورد نظر خاموش است ، لطفا بعدا ..."
و هی بعدا و بعدا شماره اش را بگیرد ...
تلفن های همراه ، فقط به همین درد میخورند ...
هر آدمی باید در تلفن ِ همراه ِ خود ، پیامکی داشته باشد که بعد از گذشتن ِ مدتها از دریافت ِ آن ، هر شب و هر شب آن را بخواند و جوابش را در دلش بدهد که "من هم دوستت دارم ... کاش باور کنی که دوستت دارم" ...
حتی اگر خوب بداند که خیلی وقت است از تاریخ ِ انقضای این دوست داشتن هایشان گذشته ...
سخت ترین انتظارها ، انتظار ِ تماس یا پیامک از کسی ست که گاه فراموش میکند این تلفن ِ لعنتی به چه دردی میخورد ...
👤 #صادق_اسماعیلی_الوند
خالصترین شکل عشق «توجه کردنه»، اینکه کسی به احساسات تو فکر کنه، جزئیات کوچیک رو ببینه و هنگام تصمیمگیری تو رو در نظر بگیره …
عشق نه در حرفهای بزرگ، بلکه در محبتهای ظریف و پنهان نهفتهست و تعهد واقعی نه با میزان عشق بلکه با میزان «مراقبت و توجهی» که به او میکنی سنجیده میشه..
انقدر با هم بسازید
انقدر تفاوت های همو درك كنين
تا بشین لنگه ی هم و به تفاهم برسین
اونوقت یهو به خودتون میاین و میبینین شدین
یه روح تو دو تا جسم؛همو یاد بگیرین؛همو بلد شين
اونجوری دیگه جدایی پیش نمیاد
تا با دل شکسته از هم دور شین و بِکَنين از هم...
بجایِ کندن بشین وصله ی هم!
من ذوق دارم برای پاییز... ذوق دارم برای غمِ شیرینی که وسط خیابانهای پاییز گلوی آدمی را میگیرد. من ذوق دارم برای عمق نگاه آدمها در پاییز، عمق حرفها، احساسات، رفتارها...
من ذوق دارم برای حال و هوای کافهها در پاییز. من ذوق دارم برای سرمای دلانگیزی که آدمی را به سمت آغوش عزیزی هدایت میکند.
آدمها در این فصل معصوم میشوند و دلشان پناه میخواهد. پناهِ روزهای پاییزیِ هم باشیم. امن باشیم برای احساسات هم که آدمها در فصل پاییز در شکنندهترین حالات جهانشان قرار دارند.
من ذوق دارم برای پاییز، برای شکننده بودن، بغض کردن، حال و هوای دیگری داشتن و برای هر مسئلهی کوچکی گریستن...
#نرگس_صرافیان_طوفان
پاییز زن است؛
زنِ زیبایی که دیگر جوان نیست. هر روز صورتش را بند میاندازد، ابروهایش را بَر میدارد، چشمهایش را سُرمه میکشد و پیراهنِ بلندِ گلدار میپوشد؛ و شب از درداستخوان به خود میپیچد. پاییز زن است؛ زن روشنفکری که همه چیز در کنارش میچسبد؛ پیادهروی، سفر، خواب، قهوه، سیگار، کتاب، حتی سکوت. اما حوصلهی خودش را هم ندارد. پاییز زن است؛ زنی که با رنجهاش تانگو میرقصد. زنی خوشلباس که هفتقلم آرایش هم نمیتواند صورت زردش را پنهان کند.
👤#الهه_افشار