1048
نشریهی انتقادیِ آنلاین در حوزهی مطالعات شهری، نظریهی معماری، جغرافیای انسانی، و جغرافیای سیاسی راه ارتباطی: info@dialecticalspace.com فیسبوک: https://www.facebook.com/dialecticalspace/ اینستاگرام: https://www.instagram.com/spaceanddialectics/
جنبش دانشجویی، توقف جنگ و گرهای دیگر بر باد
نویسنده:میلاد هوشمندزاده
«غلبهکردن بر بدن دستگاه سرکوب، با زوری بدنمند از جنس همان بدن، امروزه ناممکن است، زیرا مبارزان فاقد انسجام، هماهنگی، سازماندهی، امکانات ارتباطی و تجهیزات و تسلیحات نیروهای پلیساند. اما به جای ساختن بدنی قویتر، میتوانند بدن مقابل را تضعیف کنند. با ایجاد اختلال در همهی زمینهای نظم موجود. با مختل کردن مسیرها در انواع فضاهای شهری، ارتباطی، رسانهای، اقتصادی، سیاسی، قضایی و فرهنگی. از کار انداختن دانشگاه و اشغالکردنش، گویی یکی از دهها دست سیستم را دستبند زدهاید و گروگان گرفتهاید. پس سیستم فقط یکی از اندامهایش را از دست میدهد، سایر اندامها، به کمک میآیند و آن گروگان را به سرعت آزاد میکنند. برای از کار انداختن سیستم، میباید پیش از هر چیز دستگاه عصبیاش را هدف گرفت، و برای از کار انداختن جریان گردش اطلاعات باید مثل ویروس عمل کرد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/antiwar-movement-at-university/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
شهر پساسیاسی
نویسنده: اریک سوئینگدو
مترجم: ایمان واقفی
«درست در زمانی که شهر (city) زنده است و به رشد خود (دستکم در برخی فضاهایش) ادامه میدهد، پولیس بهنظر میرسد در حال احتضار است؛ پولیسی که در معنای ایدهآل یونانیْ مکان مواجهه عمومی سیاسی، محل مناظرات و مجادلات دموکراتیک، فضای اعتراض و مخالفت (غالباً رادیکال) و جای سروشکل دادن به سوبژکتیویتهی سیاسی بود. موضوع این مقاله دقیقاً همین شهر سیاستزدوده (یا پساسیاسی و پسادموکراتیک) است. در این راه وامدار ژاکوب رانسیر، اسلاویو ژیژک، شانتال موف، مصطفی دیکچ، آلن بدیو و دیگر منتقدانی هستم که تیر نقدشان رادیکالیسم منزهطلبانه را هدف گرفته است؛ رادیکالیسم منزهطلبانهای که در دوران سروری سیاستگذاری و سیاست شهریِ سیاستزدوده و نظم نئولیبرالیِ سرمایهداری متاخر، نظریه انتقادی و پرکسیس سیاسیِ رادیکال را عقیم و نازا کرده است. میکوشم به «امر سیاسی» جایگاهی مجدد در مباحث شهری ببخشم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-post-political-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
مروری بر کتاب پیدایش ناسیونالیسم ایرانی: نژاد و سیاست بیجاسازی نوشتهی رضا ضیاابراهیمی.
آیدین ترکمه
«رضا ضیاابراهیمی مورخ و استاد کینگز کالج لندن در این کتاب به مطالعهٔ برخی ایدههای غالب دربارهٔ هویت ایرانی و، از همه مهمتر، به این دیدگاه میپردازد که بخش عمدهٔ ایرانیان هویت خود را با دوران پیش از هجوم عربها و مشخصاً با نژاد آریایی ادراک میکنند. این ایدههای رایج دربارهٔ برترانگاری ایرانیان نسبت به اعراب از دید ضیاابراهیمی بخشی از نوعی ایدئولوژی ناسیونالیستی است که آن را «ناسیونالیسم بیجاساز» مینامد. این ایدئولوژی مجموعهای از چند ایدهٔ اصلی است، از جمله اینکه ایران یک ملت ازلی است که دستکم از ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون بیانقطاع وجود داشته است. دیگر اینکه ذات و شکوه ایران را باید در عصر طلاییِ پیشااسلامی جست. سوم اینکه ناکامیها و انحطاط ایران را باید به اسلام نسبت داد که عربها به زورِ شمشیر بر ایرانیان تحمیل کردند. و در نهایت این که ایرانیها از نژاد آریایی و بنابراین خویشاوند اروپاییان و کاملاً از عربها متمایزند.
استدلال اصلی کتاب این است که این ناسیونالیسم بیجاساز نوعی ایدئولوژی مدرن است که در اواخر قرن نوزدهم میلادی، یعنی در اواخر دوران قاجار، و در بین دهههای ۱۸۶۰ تا ۱۸۹۰ (۱۲۳۹ تا ۱۲۶۹ شمسی) شکل گرفته است. همین ایدئولوژی بعدتر به ایدئولوژی رسمی دولتهای پهلوی بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۷۹ (۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷ شمسی) تبدیل شد. در واقع در دوران پهلوی است که با تدریس تاریخ و جغرافیا ذیل برنامهٔ درسی ملی که برای چند دهه در جریان بوده است فهمی از تاریخ، ملت، و نژاد ایرانی ترویج و گسترانده شده است.»
برای خواندن متن اینجا کلیک کنید.
(این مرور بیش از سه سال پیش نوشته شده بود و به تازگی منتشر شده است).
دیسپوزیتیفِ فوکو و شهر
نویسنده: جان پلاگر
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«نقش برنامهریزی شهری در «زیستسیاست»، دلمشغولیِ میشل فوکو بود. او یکی از نخستین اندیشمندانی بود که شهرها در آغاز قرن ۱۷ را در قامت مکانی برای تحدید منحرفان به شکل بستریکردن در تیمارستانها و یا حبس در زندانها میدید و مطالعات وی، مشمولِ برّرسی نقش برنامهریزی شهری در این کنترل زیستسیاستی (کنترل سیاسیِ بدن) است. با این حال، تنها شمار معدودی از مولّفان بر نقش حیاتیِ «دیسپوزیتیف» در اندیشه فوکو پیرامون فضا و انضباط تأکید میکنند. نوشتار پیشِ رو، بر کلّی به نام دیسپوزیتیف در مقام الگویی برای فهم برنامهریزی شهری تأکید دارد و از این رهگذر، به یکی از دستمایههای اصلیِ فوکو (شکلگیری نیروهای منضبطکننده بهمیانجیِ روابط قدرت، دانش و فضا) میپردازد. این نوشتار، دیسپوزیتیف را هم در معنای مقولهای خاص، و هم نظر به استفاده متداولش، میکاود و با نگاهی دقیق به نوشتههای فوکو در خصوص «شهر سالم» و «پَناپْتیکون»، فهم وی از دیسپوزیتیف را نمایان میسازد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/foucaults-dispositif-and-the-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
منتشر شد:
مطالعاتی در نظریهی برنامهریزی
سوزان فاینشتاین و جیمز دیفیلیپس
ترجمه: نریمان جهانزاد
برای تهیه کتاب به کتابفروشیهای زیر مراجعه کنید:
- فروشگاه کتاب دانش شهر: تهران، میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران، طبقه همکف
- کتاب پرهام: تهران، خیابان انقلاب، خیابان 12 فروردین، پلاک 297
ایرانشهر یا تاریخِ طبیعیِ شاهنشاهی: نگاهی به فارسی همچون یک تکنولوژی سیاسی
نویسنده: آیدین ترکمه
«در ایدئولوژیهای ایرانشهری، وجودِ ایران پیشاپیش مفروض گرفته میشود و در نتیجه خودِ ایران تاریخی نمیشود. این طبیعیانگاریِ ایران، ایران را بیرون از تاریخ و جغرافیا قرار میدهد. در نتیجه میتوان استدلال کرد که فضای ایرانشهر فضایی همگن و یکدست و زمانش نیز زمانی ابدی و پیوسته است. ایرانشهر به این ترتیب بیانگر آن چیزی است که من ایرانمحوریِ هستیشناختی مینامم. اگر به تاسی از لوفور، انقلاب را تولید فضایی تفاوتبنیاد تلقی کنیم و در نظر داشته باشیم که تولید فضا همزمان فیزیکی و مفهومی است آنگاه این ایرانمحوریِ هستیشناختی نیز که بر برداشت خاصی از فضا و زمان استوار است باید موضوع نقد و مبارزه قرار گیرد. مبارزهی طبقاتی برای تولید فضایی جدید نمیتواند بنیانهای برسازندهی فضازمان کنونی را دستنخورده بگذارد. مبارزه برای کسب هژمونی به این ترتیب مبارزه برای تولید مفهومی و فیزیکی فضازمانی بنیادن متفاوت از فضازمان ایرانشهری است. یکی از استراتژیهای موثر در راستای بهچالشکشیدن و افشای فضازمان ایرانشهری استناد به تفاوتهای جغرافیایی و تاریخی، و واسازی تاریخنگاری دولتملیمحور و مرکزگرا است که تاریخ را صرفن در قالبی واحد و ایرانمحور روایت میکند و هر گونه روایت تفاوتبنیاد و متکثر از «ایران» را همچون خطری وجودی و هستیشناختی میانگارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/eransahr-or-the-natural-history-of-the-reich/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
تاریخِ جغرافیاییِ فلسطین/اسرائیل: قومگرایی، ناسیونالیسم، و دولت ملی
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«هم فلسطینیها و هم صهیونیستها معتقد به تقدمِ زمانی خودشان هستند. یهودیان برای توجیه روایتشان به متون یهودی باستان و اسطورههای اخراج اجباری یهودیان ارجاع میدهند. فلسطینیها هم از سوی دیگر بر حضور همیشگی و لاینقطع خود بر سرزمین و نیز سلبمالکیتهای متاخر و وضعیت کنونیشان همچون ملتی بدون دولت تاکید دارند. تقابل بین این دو روایت در واقع بیانگر تقابل دو نوع ناسیونالیسم است: ناسیونالیسم فلسطینی، و ناسیونالیسم یهودی (صهیونیسم).
در عصری که رسانه تقریبن تمام فضاها و زمانها را اشغال کرده است و بازنماییهای خاصی را برجسته و بازنماییهای دیگر را سرکوب میکند، بیش از پیش ضرورت دارد تا خوانشهای انتقادی از منازعهی حدودن یکصدساله و خشونتبار فلسطین و اسرائیل را بیش از پیش در عرصهی عمومی مطرح کنیم. از همین رو در این نوشته میکوشم با اتکا بر یکی از پژوهشهای اورِن یفتاخل، استاد جغرافیای سیاسی و مطالعات شهری در دانشگاه بنگوریون، دربارهی ناسیونالیسمهای فلسطینی و اسرائیلی، برخی از زوایای مهم اما معمولن نادیدهانگاشتهشدهی مسالهی فلسطین-اسرائیل را در اختیار خواندگان فارسیزبان قرار دهم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-geographical-history-of-palestine-israel/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
سه بومشناسی
نویسنده: فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«گتاری از طرفی با نشاندن کثرت در ذهن خود ذهن را در کثرت حل میکند و از طرف دیگر طبیعت را نه چیزی بکر، ازلی-ابدی، و غیرمصنوع در بیرون ما بلکه ثمرهی فرایندهای تولید در نظر میگیرد. طبیعت دادهای ازپیشمفروض نیست بلکه تولید میشود، آن هم بصورت رشتهای از فرایندها یا در عرصهی انسانی از خلال مجموعهای از پراتیکها که طبیعت را به خروجی یک امر مشترک تبدیل میکند، یک اکوسوفی یا بومفلسفه که متوجه تولید ذهنیت و صناعت ذهن از خلال عملها، فعالیتها، تمرینها، و روالهای اجتماعیست. در این تعریف، انسان، صنعت، و طبیعت در لابهلای همدیگر و توسط همدیگر تولید، ابداع، و بازجعل میشوند تا ذهنیت با خلاصی از هرگونه تکانرژیسالاری بمنزلهی فصلمشترک خلاق یک کثرت آفریده شود. او با این برداشت از طبیعت و ذهن بمنزلهی شبکههای صناعی میتواند حوزههایی را که تا پیش از این مجزا تلقی شدهاند به هم گره بزند و نظریهای ترارشتهای و نه بینارشتهای را برای نزدیکشدن به ذهن، جامعه، روابط، تولیدات، و طبیعت ایجاد کند که نتیجهاش کاتالیز فرایندهای سیارهایست. برای او، طبیعت صناعی کنونی بیشتر با ماشینسپهر یا فضای ماشینی شکل میگیرد و بازتنظیم میشود، با منظومهها یا با اجتماع عناصری که تکنولوژیهای رسانهای، کامپیوتری، صورتها و پیکربندیهای انتزاعیاند. به همین خاطر، پنج متن دیگر از برهههای فکری متفاوت به کتاب اصلی ضمیمه شده است تا بخشی از خطسیر مواجهات گتاری با این مسئله و ابعاد گوناگونش روشنتر شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-three-ecologies/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی اول: زمینههای فلسفی
نویسنده: نریمان جهانزاد
«رسالهی آنری لوفور در مقام فیلسوف که در قالب دو مقاله ارائه میشود دیباچهایست بر نظریهی تولید فضای لوفور بر پایهی نسبت فکر او با سنتهای فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن گامی بسیار کوچک در راستای ارائهی خوانشی بینامتنی از اندیشهی اوست.
در مقالهی نخست میکوشم پس از مقدمهای کوتاه دربارهی زمینههای ظهور فلسفهی مدرن بطور عام و اندیشهی کانت بطور خاص، ریشههای فلسفی فکر لوفور را با تکیه بر چهار مسأله – شرایط امکان پدیداری اشیاء، تنش اراده و عقل، زمانمندی آگاهی، و انسان در مقام فعل- برجسته کنم. در بخش نخست با بررسی وجوهی از فلسفهی کانت این مسائل باز میشوند. بخش دوم به شرح اجمالی تحولات آنها در سنت پدیدارشناسی اختصاص دارد. در این بخش، بطور مشخص میکوشم به اجمال وجوهی از اندیشهی هوسرل، هایدگر و مرلوپونتی را که بیشترین تأثیر را بر لوفور گذاشتهاند برجسته کنم. در این قسمت وابستگی اندیشهی لوفور را به سنت پدیدارشناسی با تکیه بر سه مقولهی اساسی نشان میدهم: تضایف پدیدارشناسی و دوگانهی بیواسطگی/باواسطگی، جایگاه افق، بدن و فضا در تقویم آگاهی، و مفهوم تاریخمندی آگاهی و زیستجهان. این زمینههای فلسفی را بدون پیشفرض گرفتن دانش فلسفی مخاطب اجمالاً شرح میدهم تا شرایط لازم برای فهم بهتر نظریهی تولید فضا در مقالهی دوم فراهم آید.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آیا رستم «ایرانی» است؟ شاهنامهخوانی با دیک دیویس
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«این روزها که آرام آرام به سالگرد جنبش انقلابی ژینا نزدیک میشویم مسالهی «ایران» (و مسايل همبسته با آن از جمله ملتهای غیرفارس) بار دیگر در کانون بحثها و مبارزات سیاسی قرار گرفته است. همان طور که در جای دیگری گفتهام در شرایط کنونی و پس از گذشت یک قرن از تکوین دولت ملی و تثبیت استراتژی استعماری تولید فضای ملی، پروراندن هر گونه سیاست مترقی و رهاییبخش مستلزم پروراندن تاریخ انتقادی تولید «ایران» است. یکی از گامهای اولیه برای نگارش چنین تاریخی، بهچالشکشیدن برداشتهای رایج از ایران و ایرانیبودن همچون موجودیتهایی یکپارچه و وحدتبخش است. در همین راستا پیشتر دو متن در فضا و دیالکتیک منتشر شده است: ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی، و آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش . متن حاضر را میتوان ادامهی دو متن پیشین دانست که با تمرکز بر یکی دیگر از اسطورههای برسازندهی برداشتِ غالب از ایران، بینشی تازه و انتقادی را در خصوص مسالهی ایران در اختیار فارسیزبانان قرار میدهد. تفسیری که دیک دیویس، مترجم شاهنامهی فردوسی به انگلیسی، از شاهنامه ارايه میکند پیچیدگیهایی را آشکار میکند که در خوانشهای متداول از شاهنامه غایب هستند. اینجا سعی میکنم با برجستهکردن برخی از ظرایفی که دیویس به آنها میپردازد نشان دهم که مسالهی «ایران» در شاهنامه بسیار چندلایه و اساسن در تضاد با خوانشهای رایج از آن قرار دارد».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/who-is-rostam-in-shahnameh/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فوکو و تاریخ فضایی
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: نریمان جهانزاد
«فرهنگ ما به چه طریق وجود نظم را نشان میدهد، چگونه مبادلهها از قوانینشان، موجودات زنده از قواعد تکرارشوندهشان، واژهها از تسلسلشان و ارزش بازنمودیشان، که جملگی شکلهای آن نظماند، تبعیت میکنند؛ چه شکلهایی از نظم به رسمیت شناخته شدند، وضع شدند و به فضا و زمان پیوند خوردند، تا شالودهی ایجابی دانشهایی را که در دستورزبان و فیلولوژی، در تاریخ طبیعی و زیستشناسی، در مطالعهی ثروت و اقتصاد سیاسی بکار میروند ایجاد کنند. پرپیداست که چنین تحلیلی ربطی به تاریخ ایدهها یا تاریخ علم ندارد، بلکه پژوهشیست با هدف کشف این نکته که دانش و نظریه بر چه اساسی ممکن شده؛ دانش در چارچوب کدام فضای نظم قوام یافته است؛ بر پایهی چه ماتقدم تاریخی و در بستر کدام ایجابیت، ایدهها مجال ظهور یافتند، علوم پا گرفتند، تجربه در فلسفهها مورد تأمل قرار گرفت، عقلانیتها شکل گرفتند، و چه بسا بعدش خیلی زود منحل و ناپدید شدند. به اعتنا، هدف من توصیف پیشرفت دانشها بسوی ابژکتیویتهای نیست که علم معاصر نهایتاً در چارچوب آن بازشناخته میشود؛ بلکه تلاشم برجسته کردن میدان معرفتشناختی است، یعنی اپیستمهای که دانشها در آن ــ فارغ از تمام معیارهایی که به ارزش عقلانی آنها یا اشکال عینیشان ارجاع میدهند ــ ایجابیت را پیریزی میکنند و از آن راه تاریخی را آشکار میسازند که نه تاریخ تکامل روبهجلو، بلکه تاریخ شرایط امکان آنهاست؛ در این توصیف، باید آن پیکربندیهای درون فضای دانش که به اشکال گوناگون علم تجربی مجال بروز دادهاند آفتابی شوند. این پژوهش نه تاریخ به معنای سنتی کلمه بلکه نوعی «دیرینهشناسی» است
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/foucault-and-spatial-history/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
صنعتیشدن و شهریشدن
نویسنده: آنری لوفور
مترجم: ایمان واقفی
توضیح مترجم:
مقالهی حاضر از معدود نوشتههای لوفور است که به موضوعات انضمامی و رویههای عینی شهر میپردازد. این البته به معنای غیابِ پیچیدگیهای نظریای نیست که همواره در آثار این فیلسوف-شهرشناس فرانسوی سراغ داریم. فرازهایی از این متن نیز آنچنان که از لوفور انتظار داریم ما را در چم و خمِ ایدههای انتزاعی گیر میاندازد. با این حال در طول متن میتوانیم ردّ سیری منسجم را بزنیم که اهم ایدههای آنری لوفور را در مقالهای کوتاه فشرده کرده است؛ ایدههای که در کتب بعدی او بهویژه انقلاب شهری (۱۹۷۰) و تولید فضا (۱۹۷۴) شرح و بسط بیشتری مییابد. از این رو برای کسانی که به چارچوب فکری لوفور علاقهمندند، مقالهی «صنعتیشدن و شهریشدن» میتواند نقطه آغاز مطمئن و پیشبرندهای باشد.
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/industrialization-and-urbanization/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و تاریخ در هستی و زمان هایدگر
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: نریمان جهانزاد
«در تفسیر هایدگر از کانت میخواهم به دو مسألهی اصلی اشاره کنم. اول اینکه هایدگر معتقد است کانت تمایز انتیک/انتولوژیک را تشخیص داده؛ نکتهی دوم راجع به نقش فضا و زمان، و علیالخصوص برتریدادن زمان به فضا است. بنابراین اول یادآوری کنیم که شناخت انتیک شناختیست ناظر بر موجودات خاص؛ شناخت انتولوژیک ناظر بر شرایط پیشینی شناخت انتیک است، یعنی نه هستندگان بلکه معطوف به هستی است. دغدغهی اصلی هایدگر متقدم بویژه در هستی و زمان همین شناخت انتولوژیک است. جریان غالب کانتپژوهی در زمان هایدگر نوکانتیسم مکتب ماربورگ بود که نقد عقل محض را اثری در حیطهی معرفتشناسی میدانست. این تلقی، که بوسیلهی کوهن، ریکرت و ناتورپ و دیگران مطرح شد، از اواخر سدهی نوزدهم تا اوایل سدهی بیستم نفوذی گسترده داشت. هایدگر- هنگام تدریس در ماربورگ- مستقیم با این تفسیر سرشاخ میشود: نقد عقل محض نظریهی شناخت است، اما نه نظریهای دربارهی شناخت انتیک (یعنی تجربه) و معرفتشناسی، بلکه دربارهی شناخت انتولوژیک است- فلسفهی استعلایی، هستیشناسی. شناخت انتیک (از موجودات) باید با بنیادهای انتولوژیک (هستی) مطابق باشد. معنای راستین انقلاب کوپرنیکی کانت- اینکه به عوض مطابقت شناخت ما با ابژهها، ابژهها باید با شناخت ما مطابق باشند- همین است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-history-in-being-and-time/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
دورین مسی، دولت ملی و تولید فضا:
فراروی از ژئوپلیتیک و تاریخنگاری جریان غالب
آیدین ترکمه
«از دید مسی برداشتهای ذاتگرایانه و درونمدار بر این فرض استوارند که نوعی گسست بین گذشتهی یک مکانِ خاص با اکنوناش وجود دارد. در این روایتها گذشته همچون تجسمِ ویژگیهای واقعی یک مکان ِخاص تلقی میشود.
غلبهی این نگاه باعث شده تا برخی نتیجه بگیرند که هرگونه دلبستگی به یک ناحیه یا مکانِ خاص به شکلی ناگزیر با نوستالژی درآمیخته و در نتیجه ضرورتن مانعی در برابر سیاستِ مترقی است. برای مثال دیوید هاروی به شدت نسبت به هر آنچه محلی است مشکوک و معتقد است امر محلی نمیتواند مبنایی برای ساختن یک سیاست رادیکال باشد. یک علت چنین شکاکیتی نزد هاروی، این پیشفرض است که مبارزات محلی ضرورتن بر سنت مبتنی هستند.
این نگاه معتقد است که سنت چیزی پیشاپیش تکمیلشده و به طور کامل تحققیافته و در نتیجه در معرض ازدسترفتن است و باید از آن محافظت کرد. در این معنا سنت همچون گذشتهای بکر و خالص و اصیل بازنمایی میشود. از همین رو حفاظت از مکان اغلب همچون تلاشی برای منجمدکردن برداشتی خاص از یک مکان در یک لحظهی خاص از تاریخ پدیدار میشود. برای مثال تاریخنگاریهای ارتجاعی اغلب میکوشند با منجمدکردن ایران در یک دورهی تاریخی خاص (مثلن ساسانیان)، برداشت خاصی از ایران را حفظ کنند؛ برداشتی که ایران را خالص و اصیل و پالوده از ناپاکیها و آکنده از روشنیها و نیکیها و میانگارد. در این نگاهِ رایج، سنت به اشتباه همچون چیزی متعلق به گذشته تلقی شده که همواره در خطر ازدسترفتن و نابودشدن است (یا نابود شده و در نتیجه باید آن را از نو احیا کرد). حال آنکه مسی به ما میآموزد که این ترسِ ازدسترفتن، خود مبتنی بر خوانشی غیرزمانمند، ایستا و درونمدارانه از سنت است که قايل به تاریخمندیِ سنت نیست و آن را به اشتباه همچون چیزی ایستا، بکر و تمامن تکمیلشده در گذشته ــ و ارثرسیده به «ما» ــ میانگارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/doreen-massey-nation-state-and-space-production/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مادربودن در دنیای معاصر
نویسنده: ژولیا کریستوا
مترجم: نریمان جهانزاد
«چه بسا از کوره درروید اما خطر میکنم و میگویم که «مادر به اندازهی کافی خوب» هیچ شخص خاصی را دوست ندارد: شور او تحتالشعاع فرایند گسست از شور قرار گرفته است، گسستی که، بیآنکه الزاماً به هیولاوارگی بدل شود (اگرچه گاه چنین میشود، اما نه به نحو ناگزیر)، آن را آرامش مینامیم. آرامش مانع از رابطهی طردکننده میشود، چرا که به روی تمامی روابط گشوده است. کولت مادری آرمانی را به تصویر میکشد، یعنی مادر خودش، سیدو. اما سیدو کسی نیست جز زنی که حاضر نمیشود دخترش را ببیند، زیرا شکوفایی احتمالی گل کاکتوس را به دخترش ترجیح میدهد. «مادر به اندازهی کافی خوب» نه چیزی و نه کسی، بلکه فقط «گشودگی» را دوست دارد: «گشودگی ممکن، این انتظار برای شکفتن گلی استوایی همهچیز را معلق میکرد، حتی قلبش را که برای عشق آفریده شده بود خاموش میساخت.» به سخن دیگر، مرزهای یک شور واحد برای سیدو محدودکننده بود؛ مرزهایی که او جستوجو میکرد مرزهای آغازین کیهانی بودند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/motherhood-today/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
واقع
نویسنده: ژانلوک نانسی
مترجم: نریمان جهانزاد
«به سادگی تمام، فقط باید توجه خود را به برآمدن جهان معطوف کنیم. باید به از هیچای توجه کنیم که عملی جادویی نیست بلکه برآمدنِ بیدلیل چیزهاست، برآمدن آنچه خود را میدهد و شاید بعدها برای خود دلایل و غایاتی بیابد و از آنها فراتر رود- اینکه میتواند بدون هیچ مقصود یا ملاحظهای به نیستی بازگردد. نیستی تنها مناطیست که از طریق آن هرچیزی میتواند معنا یابد چرا که در غیر این صورت معنا پیشاپیش دادهشده میبود»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/real/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
در برابر مغاک
نویسنده: ژانلوک نانسی
مترجم: نریمان جهانزاد
«برای ما دیگر بنیادی وجود ندارد - و با این حال هنوز نمیدانیم چگونه میتوانیم خود را همچون موجوداتی «بدون چرا» درک و تجربه کنیم، چگونه میتوانیم خود و زندگی را به عنوان یک کل ببینیم و بپذیریم، به نحوی که گویی گل سرخ سیلسیوس هستیم. بدیلی که پیش روی ماست دقیقاً این است: یا دیگربار خدایی پیدا کنیم یا راهی برای اندیشیدن به مغاک - «بدون چرا». ... مغاکْ غیریتِ محض است؛ امری ناشناخته و شناختناپذیر. باید به این غیریت بیندیشیم. ... مغاکْ ابژه نیست. در برابر ما نهایستاده است: خود ماست. ما مغاک خود هستیم. ...»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/before-the-abyss/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
تاریخِ محلیِ سرمایهداریِ نفتی:
آیدین ترکمه
کتاب راهگشای محیط مصنوع و شکلگیری طبقهٔ کارگر صنعتی از کاوه احسانی خلاء مهمی را که در تاریخنگاری با رویکرد فضایی دربارهٔ ایران داشتهایم پر میکند و از این رو انتشار ترجمهٔ فارسی آن مایهٔ خوشحالی است. موضوع کتاب احسانی تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران است و تمرکز ویژهای بر فضا/جغرافیا دارد. چارچوب نظری او حاصل تلفیقی از دیدگاه مارکسیستی – بهویژه دیدگاه دیوید هاروی – و دیدگاه شهری/فضاییِ پساساختارگرا است و او از نظریهپردازان کنشگر-شبکه مانند دلوز و گُاتاری، برونو لاتور، و مخصوصاً تیموتی میچل تأثیر گرفته است. احسانی با انتقاد از رویکرد غایتباور در نظریههای مدرنسازی که شهریشدن را فرایندی ذاتاً مترقی و مدرن و محتوم قلمداد میکنند، تاریخ شهری آبادان را «نه محصول تحسینشدهٔ حرکت پیشروندهٔ تاریخ بهسمت نوع ایدهآلی از مدرنیته… که محل تنشها، نزاعها، و مذاکرات مداوم سیاسی و اجتماعی» میبیند. تاریخهای اجتماعی مرسوم دربارهٔ کارگران صنعت نفت به این است که بر روابط محیط کار متمرکز شوند. از نظر احسانی چنین تمرکزی ممکن است باعث غفلت از اموری شود که بیرون از فضاهای تولید در جریاناند. ادبیات موجود با انتزاع واقعیتِ نفت از روابط اجتماعی و فضایی گستردهتر تصویری کژدیسه از آن ارائه میکند. احسانی تحلیل خود را ذیل مقولهٔ موسوم به «تاریخ کار جهانی» معرفی میکند؛ رهیافتی که معتقد است با تأکید بر روابط و پیوندها میان مقیاسهای مختلف تحلیل، تاریخنگاری ناسیونالیستی را به چالش میکشد.
در کنار بینشهایی بدیع، چند نکته در کتاب هست که میتواند مورد پرسش قرار گیرد. احسانی لوفور و هاروی را منابع فکری اصلی خود معرفی میکند اما به دیدگاههای متمایز و متضاد آنها اشارهای نمیکند. به نظر میرسد اگر احسانی از روششناسی التقاطیای که تا حدی در بهکارگیری ایدههای لفور نمایان است استفاده نمیکرد تحلیل او درخشش بیشتری مییافت. مقولات فضایی زمین، مکان، قلمرو، فضا، فضای شهری، محیط مصنوع، و مقیاس در کار احسانی نقشی کلیدی دارند. با اینحال، او بدون اینکه تفاوتهای این مقولات را توضیح دهد، آنها را بهشیوهای بسیار نامتمایز و در بعضی موارد بهجای یکدیگر بهکار میبرد. این اصطلاحشناسی نادقیق بهشکلی استدلال احسانی را ضعیف و نامنسجم کرده است.
برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید.
نسخهی انگلیسی متن نیز اینجا در دسترس است.
این متن که مروری است بر کتاب کاوه احسانی با عنوان محیط مصنوع و شکلگیری طبقهٔ کارگر صنعتی: تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران ۱۳۲۰-۱۲۷۸ در وبسایت مرور ایرانشناسی در جهان منتشر شده است.
بیان معمارانه
نویسنده:فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«تحت این شرایط، معمارها واقعاً دیگر نمیدانند که به کدام قدیس باید دعا کنند! امروزه چه فایدهای دارد استناد به کوربوزیه مثلاً در شهری همچون مکزیک که دارد بطرزی هذیانی و بهتاخت به سمت ۴۰ میلیون ساکن میرود! در این زمینه حتی از بارون هاوسمن هم کاری برنمیآید! سیاستمداران، فنسالارها، و مهندسان با کمترین کمک ممکن از اهالی همان هنری که هگل درهرصورت در جایگاه نخست قرارش میدهد با این جور مسائل سروکله میزنند. شکی نیست که کنترل یک موقعیت حداقلی مناسب در حیطة ساختوسازهای بهصرفه همچنان در اختیار معمارهاست. ولی میدانیم که جایگاهها در این حیطه قیمت بالایی دارند و صاحبان نادر آن جایگاهها معمولاً محکوماند به اینکه استعدادهای خلاقهشان را زیرجلکی تنزل دهند، البته غیر از اینکه ــ همچون ژیگولی پستمدرن ــ کارچاقکنی سیاسیـمالی را متقبل شوند که هر گامشان حکایت از آن دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/architectural-enunciation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
شهرگراییِ استثنایی نزد آگامبن
نویسنده: ریکاردو مارتن, کامیلو بوآنو
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«این مقاله که ریشه در هستیشناسیِ فضاییِ آگامبن دارد، با برگزیدن پهنههای مرزیِ موردمناقشه در کرانه باختری که نمونه کوچکی از واقعیّت شهریِ معاصرند، شرایط شهری پیچیده این منطقه را مورد تحلیل قرار میدهد. با جایابیِ مفهوم استثناءِ فضاییِ آگامبن در مقیاس شهری، بحثی مستدل در خصوص لزوم فراروی از ابزاراِنگاری اردوگاه [بهعنوان موجودیّتی مجزّا و منزوی] به سوی یک آپاراتوس تحلیلیِ پایدار، مطرح میشود؛ آپاراتوسی که چه بسا از مرزهای تودرتو و سلسلهمراتبیِ اورشلیم و قلمروگذاریِ زیستسیاسیاش نیز فراتر میرود. باور ما بر اینست که با نگاهی دقیق به ظرفیّت گفتمان آگامبن برای ارتقاءِ مطالعه پدیدههای شهری، و با اشاره به نیروهای بیشماری که - ورای ساختارهای کالبدی - بر فضا اثرگذارند، امکان بهتصویرکشیدنِ شهرگراییِ استثنا بهمیانجی دستهبندی حوزههای تنش وجود دارد. این چهارچوب، بدون هنجاریبودن و ادّعای جامعومانعبودن، تلاش میکند تا مجاری ممکن برای تفسیرِ استثناییبودن را بگشاید؛ آنهم با تصوّر شهرِ استثنا بهمنزله نظرگاهی نهان و مدنظرقراردادن و پاییدنِ تکامل تدریجیاش از یک سازوکار حاکمیّتی به یک عینیسازی فضایی (مادیّتبخشی). با بهکارگیری این تحلیل در اورشلیم، روشن میشود که فضاهای استثنایی در شهر یک سکانسِ خطی یا تدریجی از آن شهر نیستند، یا صرفاً بهعنوان مرزهای دوبُعدی عمل نمیکنند، بلکه همچون خود شهر هستند: بسگانه و متکثّر، مملو از موازیها و همزمانیها، و مداوم و بیوقفه.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/agambens-urbanism-of-exception/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
سیسرو و جمهوری
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: فخرالدین بهجتی
«استوارت الدن یکی از مهمترین و در عین حال خلاقترین متفکرانِ حوزهی ژئوپلتیک و اندیشهی سیاسی معاصر است که در کتاب زایش قلمرو، نسبتِ میان “مکان و قدرت” را از دریچهی تاریخ مفهومیِ قلمرو، کاویده است. فارغ از گسترهی وسیعی از موضوعات و رخدادهای تاریخی مرتبط با فرایند برآمدنِ مفهومِ مدرنِ قلمرو- قلمرو به مثابهی تکنولوژی سیاسی- در کتاب زایشِ قلمرو، متن زیر، که ترجمهی بخشی از فصل دوم کتاب است، به چند دلیل انتخاب شده است. نخست بر این اساس که، این متن، تنها مواجههی استوارت الدن با یکی از فیگورهای اصلی سنتِ جمهوریخواهیِ کلاسیک، سیسرو است و دو دیگر اینکه، نشان دهیم، پرداختنِ به مفاهیم همبسته با دولت ملی، جز از مجرای پروژههای میانرشتهای، میسر نخواهد شد و فراروی از مرزهای صُلبِ دانشگاهیِ مواجهه با پربلماتیکِ وضعیتِ ما، ضرورتِ نگاه جدیدی را در این حوزه طلب میکند. ترجمهی “Territorium” از لاتین به انگلیسی و معنایی که سیسرو در زمینهای رومی، از آن فهم میکرده است در کانونِ بحث الدن از جمهورِ سیسرو قرار گرفته است. و چالشهای ما را نسبتِ با برگردانِ چنین مفاهیمی به زبان فارسی، بیش از پیش، جلوی روی پژوهشگران جدی این حوزه، قرار میدهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cicero-and-the-republic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی دوم: نظریهی تولید فضا
نویسنده: نریمان جهانزاد
«در متن حاضر تلاش میکنم نظریهی تولید فضای لوفور را بر اساس نسبت اندیشهی او با سنتهای فلسفی مشخصی که شرحشان به اختصار در مقالهی نخست آمد باز کنم. نشان میدهم که لوفور در امتداد سنت پدیدارشناسی انتقادی، همتافت بدنمندی-پراکسیس-فضامندی را به منزلهی تضایف بنیادی پدیدارشناسی میگیرد و آن را در قالبی دیالکتیکی میریزد تا نظریهی ماتریالیستی یکپارچهای از تولید فضا به دست دهد. چنانکه در مقالهی اول اشاره کردم، شرح حاضر صرفاً دیباچهایست بر امکان خوانشی بینامتنی از نظریهی تولید فضای لوفور و ادعایی فراتر از آن ندارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
چپ آینده: سرخ، سبز و جمهوریخواه؟
نویسنده: استوارت وایت
مترجم: آتنا کامل, ایمان واقفی
«میدانیم که رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا باید جمهوریخواه هم باشد؟
واژه جمهوریخواهی همواره با سوءتعبیرهای بیشماری است. اجازه دهید اینجا معنای مورد نظرم را روشن کنم: جمهوریخواهی فقط بهمعنای مقابله با سنت پادشاهی نیست. بههیچ وجه نباید اولین چیزی که با جمهوریخواهی به ذهنمان میآید این باشد. در احمقانه و غیراخلاقی بودن سنت پادشاهی بحثی نیست. اما جمهوریخواهانِ متاخر همّ و غمشان را اسقاط پادشاهی نگذاشتهاند. باید به اصول و ارزشهای بنیادیتر جمهوریخواهان نظر بیافکنیم (ارزشهایی که دگرگونی اجتماعی را در عرصهٔ پهندامنتر و عمیقتری مینگرد)».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-left-red-green-and-republican/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
زبان، عاملیت و هژمونی: پاسخی گرامشیایی به پسامارکسیسم
نویسنده: پیتر آیوز
مترجم: آرش ترکمه
«ارنستو لاکلائو و شانتال موف تلاش کردهاند تا با ادغام تاثیرات زبانشناسانهی نظریهی پساساختارگرایانه، مفهوم «هژمونی» را از ریشههای مارکسیستیِ ذاتگرایانه و اکونومیستی برهانند. منتقدان اصلی مارکسیستشان، خط سیر آنها را همچون «سقوطی درون گفتمان»، انحطاطی از واقعیت مادی استوار به ورطهیِ ایدهآلیستی و پروبلمتیکِ زبان و گفتمان نقد میکنند. اما به نظر میرسد هر دو سوی این مجادله روی یک موضوع توافق داشته باشند و آن این که حرکت از مارکسیسم به پسامارکسیسم، مسیری است از اقتصاد به سوی زبان؛ از «واقعیت» به گفتمان.
این مقاله با تمرکز بر نوشتههای گرامشی دربارهی زبان علیه هر دو سوی این مجادله استدلال میکند. توضیح میدهم که زبان چگونه در ماتریالیسم تاریخیِ گرامشی کانونی است و نشان میدهم که او زبان را در برابر مادیت قرار نمیدهد. گرامشی خود واژهی هژمونی را اساساً از مطالعات دانشگاهیاش در زبانشناسی برگرفته است؛ مباحثاتی که فردینان دوسوسور نیز ساختارگرایی را بواسطهی آنها پروراند. برای گرامشی، چنین موضوعات زبانشناسانهای مستقیماً به مسالهی زبان (questione della lingua) و وحدت ایتالیا مرتبط است. این نه فقط خوانش لاکلائو و موف از گرامشی را به چالش میکشد، بلکه بر فهمی زایاتر از هژمونی پرتو میافکند که میتواند مشارکتی باشد در مباحثات اخیر پیرامون پسا-ساختارگرایی و کاربرد هژمونی برای تحلیل جهانیشدن و جهانی به طور فزاینده فناورانه و الکترونیک».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/language-agency-and-hegemony/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش
نویسنده: آیدین ترکمه
«دنیل تی. پاتس استاد باستانشناسی دانشگاه نیویورک در مقالهای که در سال ۲۰۰۵ در کتاب The Birth of Persian Empire منتشر شده یافتههای نامتعارفی را درخصوص پرشیا و هخامنشیان مطرح کرده که دانش موروثی ما را به چالش میکشد.
در منشور کوروش از او با عناوین فرزند کمبوجیه، شاه انشان، نوادهی کوروش، و نتیجهی چیشپیش نام برده شده است. از دید پاتس منابع بابلی فقط به سرزمین انشان ارجاع میدهند و هیچگاه آن را همچون قلمرویی پرژن تلقی نکردهاند.
کوروش و خانوادهی او نیز هیچگاه هخامنشی نامیده نشدهاند. همچنان که کوروش نیز هرگز خودش را شاهِ پرژنِ انشان ننامید بلکه صرفن خودش را شاه انشان مینامید. بسیاری از دانشوران هخامنشی کوشیدهاند تا کوروش و اجدادش را به اشتباه هخامنشی و یا پرژن بنامند. پاتس این ایده را رد میکند که کوروشِ پارسوماش جد کوروش کبیر، بنیانگذار پرژن امپایر بوده باشد. او همچنین کوروش و تبار انشانی او را پرژن یا هخامنشی نمیداند. اکنون مدتها است که مشخص شده تبار کوروش کبیر متفاوت از آن چیزی است که هرودوت برای خشایارشاه و خاندان داریوش برشمرده است. پاتس نتیجه میگیرد که اگر قلمروی پادشاهیای که کوروش آن را گستراند قلمرویی انشانی بوده آنگاه رویکارآمدن داریوش پس از مرگ کمبوجیه پسر کوروش را باید همچون کودتای پرژنها علیه انشانیها تلقی کرد که خاندان پرژنِ هخامنشیان به سرکردگی داریوش را به جای خاندان انشانی کوروش مینشاند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cyrus-the-great-and-the-kingdom-of-anshan/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مجموعه مقالات فضا و دیالکتیک در سال ۱۴۰۰
«به سیاق سنت فضا و دیالکتیک قرار بود با آغاز سال جدید مجموعه مقالات منتشرشده در یک سال گذشته را در قالب فایلی یکپارچه منتشر کنیم. به دلایلی این کار تا امروز به درازا کشید. حالا اما مجموعه مقالات ۱۴۰۰ فضا و دیالکتیک آماده انتشار است.
در یکسال گذشته موفق به انتشار ۱۸ مقاله در مجلهٔ اینترنتی فضا و دیالکتیک شدیم. آنچنان که رسم و اسلوب ماست، تمام این متون حول محور نظریهی انتقادی فضا میچرخند؛ برخی با تاکید بر شهر/شهریشدن، برخی دیگر با تاکید بر فضای ملی، و بینالمللی. اما مقالات منتشرشده در سال گذشته چند تفاوت کلیدی با سنوات پیشین داشتهاند. اول آنکه تنوع حوزهای مقالات گسترش یافتهاست. بر سبیل همیشگی متونی با موضوع اقتصاد سیاسی، نظریهی برنامهریزی و طراحی شهری، تولید فضا، رویکردهای فوکویی، دلوزی، و نظریه فمینیستی در این مجموعه پیدا خواهید کرد. علاوه بر این، همچنان که دیدهاید، ژئوپلیتیک و روابط بینالملل نیز رفتهرفته سهم بیشتری در فضا و دیالکتیک پیدا کرده است. امید داریم در پنجسالهی دوم، در این حوزه نیز متون انتقادی بیشتری را منتشر کنیم. همچنین در اینجا میتوانید متونی در حوزهی نظریه بازنمایی پیدا کنید که در دورههای پیشین چندان مورد توجه ما نبوده است.
فضا و دیالکتیک را عموماً با آثار ترجمهای آن میشناسیم. فقدان متون پایهای و خالیبودن عرصه از نظریات متاخر مطالعات انتقادی فضا ما را ناگزیر از برگرداندن مقالات از زبان انگلیسی کرده است. اما تالیف متن همواره یکی از افقهای ما در وبسایت فضا و دیالکتیک بوده است. در سال گذشته ۷ متن تالیفی منتشر کردهایم و امیدواریم این روند در سالهای پیشرو نیز ادامه پیدا کند.
در آخر باید از افزایش علاقهمندان و مداخلهگران در این حوزه ابراز امیداواری کنیم. کسانی که در سال گذشته به جمع هیئت تحریریه فضا و دیالکتیک پیوستند، کسانی که مقالات و ترجمههای خود را برای انتشار در اختیار ما قرار دادند و کسانی که برای کارهای پژوهشی و مطالعات میدانی خود فضا و دیالکتیک را شایستهی مشورت و مباحثه دانستند، بخشی از نیروهای حالا جان گرفتهی مطالعات انتقادی فضا هستند. بسیار امیدواریم این روند در سال جدید نیز ادامه پیدا کند و جانی دوچندان بگیرد».
هیئت تحریریهی فضا و دیالکتیک
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-1400-special-issue6/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
ایران همچون ملتی خیالی:
نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی
گزینش و ترجمه: آیدین ترکمه
«مصطفا وزیری در سال ۱۹۹۳ یعنی در حدود ۳۰ سال پیش کتابی منتشر کرده است با عنوان ایران همچون ملتی موهومی. این کتاب اما توجه چندانی را در فضای فارسیزبان به خود جلب نکرده و در حوزهی مطالعات ایران حتا به نوعی طرد هم شده است. این نادیدهگرفتن البته عجیب نیست به ویژه با درنظرگرفتن استدلالهای نامتعارف و جدید وزیری دربارهی ایران، و اینکه جریان غالبِ فکری در آنچه با نام مطالعات ایران (Iranian Studies) میشناسیم همچنان شدیدن پایبند ناسیونالیسم است. وزیری در کتابش کوشیده تاریخنگاریِ ناسیونالیستی و ملی را به چالش بکشد. او تاریخِ ملی ایران را ابداعی بسیار متاخر میداند. به گفتهی او در دویست سالِ گذشته مورخان و دیگر عالمان علوم اجتماعی گذشته را بر اساس جهتگیریهای نسلی، موقتی و ایدئولوژیکی خودشان و بیتوجه به ماهیتِ سیال دولت ملی و ناسیونالیسم روایت کردهاند. از دید وزیری، هویت ملی یک توهم تاریخی است. او شرح میدهد که چگونه برداشتهای اروپایی از ملت و ناسیونالیسم، تاریخنگاری را با نظریهی نژادی درآمیخته است. کتاب شکلگیری مفهوم هویت ملی را میکاود و استدلال میکند که برآمدنِ شرقشناسی، ایدهی نژاد آریایی، و دستهبندیهای زبانی (مانند زبان هندواروپایی و یا زبانهای ایرانی) چگونه همبسته و در راستای ایجاد و تقویت یک تاریخنگاریِ الیتیستیِ سوگیرانه و غیرواقعی بودهاند.
در چنین بستری است که از دید وزیری، یافتههای فیلولوژیک و باستانشناسانه در پیوند با اسطورهی نژاد آریایی به منظور طرح و ترویج تفسیری خاص از ایران به کار گرفته شدهاند. شرقشناسان نام ایران را نه صرفن برای دلالت بر یک مردم، که همچنین همچون معادلی برای یک خانوادهی زبانی، یک تمدن و یک فرهنگ جعل کردهاند. و این به رغم آن بود که چه در دوران باستان و چه در دوران اسلامی، ایران همچون یک موجودیت همگن اساسن وجود نداشت. از فیلولوژی و باستانشناسی بهره گرفته شد تا به مصنوعات بشری دوران باستان نامهایی الصاق شود و همزمان ادبیات را به سنتی ملی گره بزنند. وزیری معتقد است که شرقشناسان به این ترتیب کوشیدند یک هویت ملیِ ناموجود را برای مردمانی در گذشتهی بسیار دور دستوپا کنند.
کتاب مصطفا وزیری حاوی بینشهای انتقادی و نامتعارف بسیاری است اما در این نوشته میکوشم فقط برخی از آنها را برجسته کنم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/iran-as-imagined-nation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فرآیند شهری در دورهی سرمایهداری؛ چارچوبی برای تحلیل
نویسنده: دیوید هاروی
مترجم: ایمان واقفی
«مقالهی فرآیند شهری در دوره سرمایهداری را میتوان یکی از متون کلاسیک در حوزه نقد اقتصاد سیاسی شهر دانست. این مقاله در زمره متونیست که در دهه ۷۰ میلادی چرخش فضایی در علوم اجتماعی را رقم زدند. در این بازه هاروی در کنار آنری لوفور، مانوئل کاستلز و کمی بعدتر نیل اسمیت نظریه شهری را از چنگال رویکردهای غالبی که در خدمت نظام حاکم بودند میربایند و به آن روحی انتقادی میبخشند.
هاروی در اینجا با وامگیری از نظریه انباشت سرمایهی مارکس از یکسو و دادههای تجربی تشکیل سرمایه در شهرهای غربی از سوی دیگر، رئوس اصلی نقد اقتصاد سیاسی شهر را درمیاندازد. او نشان میدهد چگونه سرمایه راه خود را از کارخانجات صنعتی قرن نوزدهم به درون شهر میگشاید و ساحات مختلف زندگی شهری را درون منطق سرمایه میبلعد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-urban-process-under-capitalism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
میان مارکس و هایدگر: سیاست، فلسفه و تولید فضای لوفور
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: نریمان جهانزاد
«استدلال مقالهی حاضر این است که کار مارتین هایدگر برای درک پروژهی فکری آنری لوفور اهمیت بسزایی دارد. مقاله نشان میدهد که هایدگر در کنار سه متفکر تأثیرگذارِ لوفور ــ هگل، مارکس و نیچه ــ قرار دارد. منتها هایدگری که به نحوی خاص تفسیر میشود و در بوتهی نقد مارکسیستی قرار میگیرد، بر روی پایش قرار داده میشود، روی زمین قرار میگیرد و واقعی میشود.
بحث بهتفصیل از خلال بازخوانی تولید فضای لوفور دنبال میشود. دو اصطلاحی که در عنوان این کتاب آمده باید بررسی شوند. درحالیکه اهمیت فضا در بصیرتهای برگرفته از هایدگر آبشخور دارد، تأکید بر تولید حاکی از سرشت سیاسی و مارکسیستی پروژهی تولید فضا است. به این اعتنا، تولید فضا در میانهی مارکس و هایدگر قرار میگیرد و باید بر همین اساس خوانده شود. مقاله با اشاراتی دربارهی همپیوندی تاریخ، فضا و سیاست پایان مییابد و امکان نوعی هایدگریسم چپ را پیش مینهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/between-marx-and-heidegger/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace