170
همین وهم شیرین مرا بس! ارتباط با ادمین: @ZIA1984 این کانال با هدف نشر و گسترش ادبیات فارسی راه اندازی شده است. در دلکوک هدفمان خواندن گونه های مختلف ادبی و شریک کردن اعضای گرانقدر در آن آثار می باشد. #دل_كوك #دلکوک @dlkook
@dlkook
هر که مي آيد؛
دو رکعت شکست،
در من مي گذارد!
شبيه مسجدي ميان راهي،
ميزبان نمازهاي شکسته ام . . .
#احسان_پرسا
@dlkook
@dlkook
"You will not drown the truth in seas of blood——"
#MAXIM_GORKY
#MOTHER
Pg. 499
@dlkook
حقیقت را نمیتوان در دریای خون خاموش کرد.
#ماکسیم_گورکی
#کتاب: #مادر
#برگردان: #محمد_قاضی
صفحه ۴۶۲
@dlkook
@dlkook
چارهای کو بهتر از دیوانگی
بسکلد صد لنگر از دیوانگی
ای بسا کافر شده از عقل خویش
هیچ دیدی کافر از دیوانگی
#مولانا
#مولانای_جان
@dlkook
@dlkook
یک چند در این شهر پریشان گشتیم..
گفتیم گران شویم ارزان گشتیم..
در طالع ما کساد بازاری بود..
کآیینهفروش شهر کوران گشتیم!
#مشرب_اصفهانی
@dlkook
@dlkook
بايد كسي باشد شبي ماتم بگيرد وقتي نبودم صورتش را غم بگيرد بايد كسي باشد كه عكس خنده ام را در لابه لاي گريه اش محكم بگيرد چشمش به هر كوچه خياباني بيافتد باران تنهاتر شدن، نَم نَم... بگيرد هي شهر را با خاطراتش در نَوَردَد آينده اش را سايه اي مبهم بگيرد از گريه هاي او خدا قلبش بلرزد از گريه هاي او نفسهايم بگيرد من! جاي خالي باشم و او هم برايم هر پنج شنبه شاخه اي مريم بگيرد
#پويا_جمشيدی
@dlkook
@dlkook
حاصل عمر ز خود بیخبران آه بود..
هر که از خویشتن آگاه شد آگاه بود..
نتوان در حرم قدس به پرواز رسید..
پر سیمرغ در این راه پر کاه بود..
پیش چشمی که به یکتایی آن سرو رسید..
طوق هر فاختهای های هو الله بود..
از وصول آن که زند دم خبر از راهش نیست..
آن بود واصل این راه که در راه بود..
هرکه باریک ز اندیشه شود همچو هلال..
میتوان یافت که جویندهی آن ماه بود..
ای که کام دو جهان را ز خدا میطلبی..
هر دو موقوف به یک آه سحرگاه بود..
غافل از مور مشو گر چه سلیمان باشی..
که ز هر ذره به درگاه خدا راه بود..
از وصال رخ او بی ادبان محرومند..
گل این باغ ز دستی است که کوتاه بود..
میرسد جاذبهی عشق به فریاد مرا..
یوسف آن نیست که پیوسته در این چاه بود..
"صائب" از کشمکش رد و قبول آسوده است..
هرکه را روی دل از خلق به الله بود..
#صائب
#صائب_احساس
@dlkook
@dlkook
در سیارهی کوچک ما، عقاید بیش از طاعون و زلزله، موجب بلایا شده است.
#فرانسوا_ولتر
@dlkook
@dlkook
برگرد
با تنهاییات
کجا میگریزی؟
برگرد.
گیسوانت را
در بادهایم
رها کن
در من فرشتگانیست
با چشمانی ابریشمین
پروانههایم را کودکی باش
با خالهای سرخی
بر سیب
برگرد
با تنهاییات
کجا میگریزی؟
برگرد
من آبادیِ توأم ...
#شیون_فومنی
#آبادی
@dlkook
@dlkook
آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم
#حافظ
#حافظ_عشق
@dlkook
@dlkook
زمان هیچ گاه دردی را درمان نکرده
این ما هستیم که به مرور به دردها عادت می کنیم!
#گابریل_گارسیا_مارکز
#پاییز_پدر_سالار
@dlkook
@dlkook
دنبال پاییز اگر گشتی
هیچ جا مرو به جز دل من
دنبال بهار اگر میگردی
هر جا میخواهی برو به جز دل من
#شیرکو_بیکس
@dlkook
@dlkook
ساده دلانه گمان میکردم
تو را در پشت سر رها خواهم کرد !
در چمدانی که باز کردم، تو بودی
هر پیراهنی که پوشیدم
عطرِ تو را با خود داشت
و تمام روزنامه های جهان
عکس تو را چاپ کرده بودند !
به تماشای هر نمایشی رفتم
تو را در صندلی کنار خود دیدم !
هر عطری که خریدم،
تو مالک آن شدی !
پس کی؟
بگو کی از حضور تو رها میشوم !
مسافر همیشه همسفر من !
#نزار_قبانی
@dlkook
@dlkook
جایی که نان گرسنه شد و
آب تشنه زیست،
شمشیر در نخاعِ سحر گه نهاده اند،
در جاده های صبحدم
این جمعِ جادوان.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#شفیعی_کدکنی
@dlkook
@dlkook
سیر، یک روز طعنه زد به پیاز
که تو مسکین چقدر بد بوئی
گفت، از عیب خویش بیخبری
زان ره از خلق، عیب میجوئی
گفتن از زشتروئی دگران
نشود باعث نکوروئی
تو گمان میکنی که شاخ گلی
بصف سرو و لاله میروئی
@dlkook
یا که همبوی مشک تاتاری
یا ز ازهار باغ مینوئی
خویشتن، بی سبب بزرگ مکن
تو هم از ساکنان این کوئی
ره ما، گر کج است و ناهموار
تو خود، این ره چگونه میپوئی
در خود، آن به که نیکتر نگری
اول، آن به که عیب خود گوئی
ما زبونیم و شوخ جامه و پست
تو چرا شوخ تن نمیشوئی
#پروین_اعتصامی
@dlkook
@dlkook
برای همبستر شدن، تفاهم بین دو جسم کافیست !
اما
برای هم آغوش شدن، تناسب بین دو روح ...
#اما_داناهیو
#اتاق
#برگردان: #محمد_جوادی
@dlkook
@dlkook
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
#مولانا
#مولانا_جان
@dlkook
#دیوار_فقر
#عدالت_اجتماعی
#اختلاس
#ظلم
کارتون: #جواد_تکجو
@dlkook
@dlkook
چه روزها به شب آورد جان منتظرم
به بوی آن که شبی با تو روز گرداند
#سعدی
#پادشاه_سخن
@dlkook
@dlkook
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است
گفتم فراق تا کی گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگان است
گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانه ی تو جان است
#فیض_کاشانی
telegram 🆔 : @dlkook
@dlkook
صبح یا عصر
زیاد فرقی نمیکند
دلتنگیِ جمعه
از جایی شروع میشود
که دهانت پر از حرف است برای گفتن
اما کسی را نداری برای شنیدن...
#علی_سلطانی
@dlkook
@dlkook
دلِ من
هرچه غلط بود
فراوان کردی ...
#یاسر_قنبرلو
@dlkook
@dlkook
مستم به غم
مستم به دروغ
مستم به باده ولی از سر دلتنگی
به دلتنگی زلال اشک
به دلتنگی صافی دل
به دلتنگی صداقت کلمه...
مستم زانکه فریبم دادی
مستم تا نبینم حقیقت دنیا
تا نشنوم بیش مزخرفات
تا اکنده به تعفن وجودت سر نشود
تب کرده و داغ در سر و پیکر
خیس از اشک و عرق به شرمساری باور عشق
گیسوان دلبرانه شعر مجنون چسبیده چون وزنه ای به سنگینی و درد
اه ای شکوه و رویای عاشقانه کجایی؟!
دیگر افسانه های کهن را باورم نیست
که همه به اثبات دروغ به زمین لگد مال کرد
اه ای خوابهای طلایی با لرزش عاشقانه دل به شهوت و هوس
به خیال و تجسم
دیگر به بالینم باز نخواهید گشت
که همه به جرقه ای به دود خاکستری دلگیر آسمان کمونیستی پاییزش سپرد
چنان نعره میزنم به مستی
که خواب بر همه حرام شود
که نمیخواهم آی نمیخواهم زنده بودن بدون زندگی ام را
که زندگی ام عشق بود و رویا بود و امید و افسانه
نمیخواهم زنده بودنم را...نمیخواهم...
#آریاناز_استاد
@dlkook
@dlkook
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را:
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
#کاظم_بهمنی
@dlkook
@dlkook
در جنگ ها برنده مفهومی ندارد، جنگ يعنی باختنِ محض...
#لئو_تولستوی
#جنگ_و_صلح
@dlkook
@dlkook
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺪ
ﻭ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻨﺪ
ﺗﻮ
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﯽ !
#ﻣﺤﻤﺪ_ﻣﺼﺪﻕ
@dlkook
❤️❤️ @dlkook ❤️❤️
به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را
#خاقاني
❤️❤️ @dlkook ❤️❤️
@dlkook
پاییز یعنی یک غمه دیگه
یعنی یه سال مبهمه دیگه
من از همون پاییز که رفتی
کلا شدم یک آدمه دیگه
با اولین برگی که میریزه
دلتنگی های من شروع میشه
جوری تنم می لرزه که یک شب
با موج سرما روبرو میشه
منو زخمی رها کردی ببین با من چه کردی
خلاصم کن همین حالا اگه قراره برنگردی
منو زخمی رها کردی ببین با من چه کردی
خلاصم کن همین حالا اگه قراره برنگردی
با اولین برگی که میریزه
انگار که تو قطبه این خونه
از بعد اون پاییز یک عمره
هر روز این خونه زمستونه
راحت نمیتونم بفهمونم
حس کردن این درد یعنی چی
یک روز تنها شی بهت میگم
تنهایی یک مرد یعنی چی
منو زخمی رها کردی ببین با من چه کردی
خلاصم کن همین حالا اگه قراره برنگردی
منو زخمی رها کردی ببین با من چه کردی
خلاصم کن همین حالا اگه قراره برنگردی
@dlkook
#پاییز
#امین_بانی
#ترانه: #روزبه_بمانی
/channel/dlkook/18354
@dlkook
در این سرزمین
کهنسالی
به درخت مو می ماند در پاییز
خمیده از سنگینی انگورهای مست
در برهنگی باغ
در تنهایی خویش
تنها،
نشسته است
#فائزه_شریف_نژاد
@dlkook
@dlkook
دستم
از هرچه هست
کوتاه است
.
بر جهان
قایقی به گِل دارم
.
بشنو
ای شاهِ گوشْ ماهی ها!
.
دل اگر نیست،
دردِ دل دارم...
#علیرضا_آذر
@dlkook
@dlkook
نیمهی خالیِ این تخت
هر شب خواب تو را میبیند
دیر فهمیدم
که تمامِ اتفاقهای عاشقانهی جهان
فقط رویِ تختخوابهایِ
تک نفره میافتند!
#نسترن_وثوقی
@dlkook
@dlkook
میبوسمت
بدون سانسور
و میگذارمت تیتر درشت روزنامه
آنجا که حروفش را بی پروا چیده اند
و خبرهایش را محافظه کارانه
و من همیشه
زندگی را آسان گرفته ام
عشق را سخت
#نزار_قبانی
@dlkook