dokhat_sher | Unsorted

Telegram-канал dokhat_sher - " دو خط شعر "

11514

‎#مولانا‌علی💙 ‎کلاف شعر دارم، ‎سالها کارم غزل بافی‌ست ‎دراین بازار آشفته، ‎علی تحسین کند کافی‌‌ست ‎⚠️ کپی به هر نحوی حلال است ‎💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : ‌‏ instagram.com/dokhat_sher ‎📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110

Subscribe to a channel

" دو خط شعر "

یکی از دوستان بنده براشون مشکلی
پیش اومده و شدیدا التماس دعا
دارن از همه...
سید اولاد پیغمبره، با دلهای پاکتون و
از ته قلبتون دعا کنین بحق حضرت زهرا (س)
مشکلش برطرف بشه، خداخیرتون بده🙏🏻

اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ

Читать полностью…

" دو خط شعر "

آهای شمر حرامی که رفته ای ته گودال
نظر به رحمت انوار آفتاب نکردی؟!

تمام شد دگر از سینه ی حسین جدا شو
مگر محاسن او را به خون خضاب نکردی؟!

هرآنچه ناله زد از اوج تشنگی جگرم سوخت
توجهی به نگاهش به سوی آب نکردی

تمام کرب و بلا از نوای فاطمه پُر شد
چگونه شد که حیایی از آن جناب نکردی؟!

#محمدجواد‌شیرازی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

مرا که سوختم از دوری نجف دو سه سالی
چه شد که زائر صحن ابوتراب نکردی؟!

Читать полностью…

" دو خط شعر "

هزار بار مرا خواندی و جواب ندادم
صبور بودی و این بنده را جواب نکردی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

همیشه با عجله آمدی زمان اجابت
برای قهر ولی ذره ای شتاب نکردی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

گناه های مرا دیدی و عتاب نکردی
عذاب بود سزایم ولی عذاب نکردی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

اینجا بود که شبمو صبح کردم...

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#خاک‌باش‌علی‌ابوتراب‌است
ادب نه کسب عبادت، نه سعی حق‌ طلبی‌ست
به‌‌ غیر خاک شـدن هرچه هست، بی‌ ادبی‌ست

#بیدل‌دهلوی‌


در روز قیامت؛
کفّار بعد از آن‌که اعمال تمام عمر خود را
در برابر خویش حاضر می‌بینند، آن‌چنان
در اندوه و حسرت فرو می‌روند که می‌گویند:
«یا لَیتَنی کُنتُ تراباً»؛ اى کاش خاک بودیم!

سعید سمان گوید:
امام صادق(ع) درباره این آیه فرمود:
«یعنى روزى که هر کس توجه می‌کند
به آنچه پیش فرستاده و کافر می‌گوید:
اى کاش! علوى بودم
و
#ابوتراب را دوست می‌داشتم...»

تأویل الآیات الظاهرة
فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۷۳۶

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#یازینب‌کبری‌سلام‌الله‌علیها🌺

ماه از دلِ شب به سر دویده
خورشید سراسیمه رسیده

معیارِ جمال،صُنعِ دادار
گهواره‌ی او کعبه‌ی سیّار

خالق چو بها به خاک داده
زینب به زمین قدم نهاده

زینِ أب و زینِ جدّ و مام است
او فیض کثیر و مستدام است

آن کس که کند‌ تو‌ را بیان کیست؟
تحسینِ تو کار‌ شاعران نیست

در مدح تو آیه‌های تکریم
قاموسِ لغت نموده تعظیم

ای حِلم تو ما‌وَرایِ تمجید
ای آنکه تو‌‌ را خدا پسندید

عالم نتوان کند مدیحت
صدها چو حبیب و حُر ذبیحت

ای حضرتِ سِتر،عفّت تام
ای جان حسین را دلارام

از نور تو مُشتُقی عقیله
تو عصمتِ مطلقی عقیله

ای وجهِ زلالِ آب،زینب
ای زینتِ بوتراب،زینب

در حُسن،حسینی که سلیمی
در جود چنان حسَن کریمی

ای بانوی کعبة الرّزایا
هم شأنِ علی،نائبِ زهرا

قدرِ تو ز آسیه فراتر
ای خادمه‌‌ات مریم و هاجر

الگوی حیا شده حجابت
عباس شده پا به رکابت

بنت اسدی ز‌ نسل کرّار
حیدر سخن و فاطمه رفتار

در شامْ تو حضرت کلیمی
در کرببلا صبرِ حلیمی

هم‌ بر قَدَر و قضا رضایی
هم اسوه‌ی در خطابه‌هایی

او‌ دختر حضرت امیر است
مرد و زن این عشیره شیر است

ترکیب خروش و جوشِ دریاست
او ماحَصَل علی و زهراست

مظلومه ولی ببین حزین نیست
بیدی که بلرزد اینچنین نیست

با این که مصیبتش عظیم ‌است
بر مُلکِ سخن ببین مقیم است

سلاّنه رَود به سوی منبر
گویا که علی‌ست روی منبر

فریاد که شیرِ شرزه آمد
کاخ اموی به لرزه آمد

تا دخترِ شاه "اُسکتوا" گفت
تصویر یزیدیان بر آشفت

ده‌ خیره سرِ پلید لرزید
حتی بدنِ یزید لرزید

فرزندِ زنا صدا زد او را
یَابنَ الْطُّلَقاء صدا زد او‌ را

صد صیحه‌ی "حَبَّذا" بلند است
مُشت است که تا کجا بلند است

هیبَت چو مقابلش حقیر است...
شام است که پیش او اسیر است

ای وارث ذوالفقار، زینب
احسنت به این وقار،زینب

تو نوح‌ به وقتِ هر بلایی
خونِ شریان کربلایی

کو حِلمِ‌ تو را بُوَد هماورد؟
تاریخ مقابلت کم آورد

ننوشت تو مادر شهیدی
گفتی که تو خواهرِ شهیدی

خورشید وجودِ عالمینی
الحق که شریکةُ الحسینی

ناگا‌ه زبان به لکنت افتاد
مصداقِ حیا به زحمت‌ افتاد

این زخم کجا توان رُفو زد؟
ناموسِ علی به شمر رو زد...

تو خواهر و دخترِ امامی
مَستوره تو با که هم کلامی؟

بندِ دل خویش باز کردی
رو بر حرم حجاز کردی...

"این رأسِ بدونِ تن حسین است
این کشته‌ی بی‌کفن حسین است"

ای بانوی آرَمیده در شام
یک روز شود دل تو آرام

روشن شود این سیاهیِ شب
عَجّل فرَجَه بِحقّ زینب...🤲🏻

#عماد‌شجاعت

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#شب‌تولد‌زینب🥀

شب تولد زینب بلند شو مادر
بیا بخاطرم امشب بلند شو مادر

شب تولد زینب دعای مرگ نکن
بیا و خانه مهیا برای مرگ نکن

شب تولد زینب پس از دو ماه بخند
ببین که خانه مان نیست روبراه بخند

شب تولدِ من را بهانه کن مادر
بیا و موی مرا باز شانه کن مادر

شب تولد زینب به من کفن دادی
به جای هدیه به من کهنه پیرهن دادی...

#محسن‌عرب‌خالقی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#السلام‌علیک‌یا‌زینب‌الکبری🤍

نبود و نیست و دیگر هم از مادر نمی آید
یقین دارم که دختر مثل این دختر نمی آید
زنی مانند زینب زاده ی حیدر نمی آید
عقیله یک نفر بوده است پس دیگر نمی آید

علی خورشید و زهرا ماه و کوکب می‌شود زینب
به منهای الوهییت بگو رب می‌شود زینب

نبوت در امامت به توان عصمت این گردد
حسن در توامانی با حسینی اینچنین گردد
اگر خمسه رکاب دهر باشد او نگین گردد
زنی آمد که تالی تلو رب العالمین گردد

زنی را همچنان معصوم میبینم که زن باشد
زنی را قبله میخوانم که کل پنج تن باشد

نمیفهمیم شأنش را و میگوییم فضلش را
نمیدانیم جاهش را و میخوانیم وصلش را
ندارد درک ما در خلقت عالم محلش را
عقیله یک نفر بود و ندارد عقلی عقلش را

همه فرعیم در عالم اگر این شخصیت اصل‌ست
اگر مسندنشین، زینب؛ حمایتگر ابالفضل‌ست

زبان الکن ما را کسی اینجا نمیفهمد
زبان عشق سنگین است پس اصلاٰ نمیفهمد
بجز تو حال من را هیچ کس حالا نمیفهمد
ببین که دوستت دارم، ولی دنیا نمیفهمد

من از مردم بریدم وصل میخواهم کنار تو
قرارم با تو این بوده که باشم بی قرار تو

ببین کمبود دارم من ببین کمبود دارم من
ببین افتاده از پایم ببین تحت فشارم من
ندارم من ندارم من ندارم من ندارم من
ولیکن صورتم را زیر پایت میگذارم من

شلوغی های دنیا را برایم خوب خلوت کن
گدایی آمدم امروز پس قدری محبت کن

بلندا ! بی کرانا ! درد داریم و دوا داری
زمانه زخمی ام کرده ولی قطعا شفا داری
ببین دنیا گرفته سخت بر ما …. راه ها داری
به گریه آمدم پیشت برایم کربلا داری؟

پشیمانم اگر رفتم مسیر اشتباهی را
پناهم باش وقتی که چشیدی بی پناهی را

بمیرم بی حمایت عصر عاشورای خواهر را
بمیرم تکه تکه های عریان برادر را
نمیفهمیم و میخوانیم روضهْ روضهْ معجر را
به روی ناقه میبردند اولاد پیمبر را

سنان میبرد تا خورجین اسبش هست زینب را
طناب شمر میبندد غروبی دست زینب را

جدال کل حق و کل باطل بوده انگاری
سپاه ظلمت و یک زن که مانده بی کس و یاری
صدای دختر زهرا و گوش ابن سعد؟ آری
ندیده چشم او در طول عمرش کوچه بازاری

ز داغ اوست که این روضه ها مکشوفه میگردد
زنی بر چارپا دارد درون کوفه میگردد

زنی با این جلالت چشم ها از این و آن خورده
زنی با این شکوه از دست خولی تازیان خورده
زنی با این سخاوت چوب دستی از سنان خورده
زنی با این مقاماتش بگویم خیزران خورده؟

نباید حالت زینب چنان آواره ها باشد
چرا ذریه بین مجلس میخواره ها باشد؟

#علیرضا‌وفایی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

از عشق چاره نیست وصال تو نوبتی‌ست
مُردن برای عشق و حكم حكومتی‌ست
آتش در آب می نگرم این چه حكمتی‌ست
رخسار آتشین تو از بس كه غیرتی‌ست...

Читать полностью…

" دو خط شعر "

📆 ۲۸ ربیع‌الثانی؛ سالروز رحلت علامه امینی (رضوان‌الله‌علیه)

بی‌تردید نام علامه امینی با نام خدمت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام در هم تنیده است.
او سید خادمان ولایت و نمونه‌ای درخشان از عشق، معرفت و اخلاص در مسیر مولای متقیان بود.

هر کس که سودای خدمت به آستان ملکوتی علوی در سر دارد،
باید علامه امینی را الگو و اسوه خود بداند.

@ImamAliNetFA 🔸🔸🔸🔸

Читать полностью…

" دو خط شعر "

اگه نخونید خودتون ضرر کردین🍇

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#یکشنبه‌های‌علوی 🍇
هر روز ما به مدح علی می شود شروع
هوهوی صبح باد صبا مدح حیدر است

Читать полностью…

" دو خط شعر "

01:23

فدای خواهر مظلومه ای که نالان گفت:
کنار کشتۀ گودال مو پریشان گفت:

گمان نمی کنم این زیر نیزه افتاده
حسین فاطمه یعنی برادرم باشد

تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم
که قول می دهم این بار آخرم باشد

کفن که نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟!
بد است بی کفن این مرد محترم باشد

برای آن که روی پیکرش بیاندازم
نمی شود بگذارید معجرم باشد؟

#علی‌اکبر‌لطیفیان

Читать полностью…

" دو خط شعر "

فقط بهای همین اشک در عزای حسین است
اگر به حشر گناه مرا حساب نکردی...

Читать полностью…

" دو خط شعر "

فدای معرفتت هرچه هم خراب نمودم
به پیش حیدر و زهرا مرا خراب نکردی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

نخواستی که دل سائلی شکسته بماند
هر آنکه بود خریدی و انتخاب نکردی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

به سینه ام چقدر دست رد زدند خلائق
فقط تو از من آواره اجتناب نکردی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#شب‌جمعست‌هوایت‌نکنم‌میمیرم 💔

Читать полностью…

" دو خط شعر "

خوش آن زمان
که سرم در پناهِ بال تو بود…

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#ای‌مانده‌در‌تو‌هیبت‌حیدر‌به‌یادگار❤️‍🔥

فلک ز سفره‌ی احسانتان غذا می‌خورد
و کوثر از نم چشمت به اقتضا، می‌خورد

خدا به شأن دمشقت به عرشیان فرمود:
چنان بهشت برینی، به این فضا می‌خورد!!

چه دختری که ز هر مرد، مرد تر بود و
هزار جام بلا از سر رضا می‌خورد

چه زینبی که غلام قدش قَدَر بود و
چه بوسه ها به درش از لب قضا می‌خورد

تو آمدی که در آید علی ز یکتایی!
وگرنه انگ خدایی به مرتضی میخورد
...

#محمد‌کابلی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

از روضه خوان مرنج که در هر مناسبت
آخر کشانده بحث خودش را به کربلا...

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#ولادت‌حضرت‌زینب‌سلام‌الله‌علیها🌺

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#شنبه‌های‌ام‌البنینی
پیش هر کس رو زدم، افتاده رویم بر زمین
جز درِ یک خـانه، آن هـم خانه‌ی ام البنین

#مرتضی‌عابدینی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#نجف‌بیت‌رهبری💙

مشهد نجف، مدینه نجف، کربلا نجف
مکه نجف، دمشق نجف، سامرا نجف

هفت آسمان نجف شده عالم نجف شده است
زیباترین پدیده ی ارض و سما: نجف

عالم رکاب خاتم حیدر به دست اوست
اما نگین خاتم خیبر گشا نجف

گویند می نوشت امینی به الغدیر،
در ابتدای امر :«به نام خدا ؛ نجف»


گفتند بنگر این حرم و بارگاه را
دیدم عجب صفای عجیبی است با نجف

دنیا طلا شود به نجف غبطه می خورد
اینجا کجاست؟ سایه ی ایوانْ‌طلا ؛ نجف

صاحبْ‌کرامت‌است جهان‌چون‌نجف در اوست
صاحبْ‌کرامتی شده با مرتضی (ع) نجف

وقتی نبود هیچ ... خدا بود و اهل‌بیت (ع)
قٰالَ : ألَسْتُ رَبُّکِ ؟! قٰالَتْ : بَلیٰ (نجف)

#محمدعلی‌حمیدی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#دوشنبه‌های‌امام‌حسنی 💚
حسن امام من است و منم گدای حسن
تـمـام هفته فدای دوشنبه های حسن

Читать полностью…

" دو خط شعر "

#فقط‌حیدر‌امیرالمومنین‌است💚
#حتماااا‌بخوااانید😍

همین که بادها خواندند با هوهو سرودش را
ملائک مژده آوردند در عالم ورودش را

زنان مصر دست خویش را با دیدن یوسف...
ولی کعبه به شوق دیدن حیدر وجودش را...

بجز مولای ما دیگر امیری نیست در تاریخ
که خود زحمت کشید اما به مردم داد سودش را

نه ملاها و عالم‌ها، نه سائل‌ها و مسکین‌ها
ندانستند قدرش را، نفهمیدند جودش را

زمین و آسمان و منبر و محراب دلتنگ‌اند
رکوعش را، سجودش را، قیامش را، قعودش را

فراز مطلق دنیاست وقتی در تمام عمر
ندیده هیچکس جز لحظه‌ی سجده فرودش را

خودش را مرکب طفل یتیمی می‌کند مردی
که شمشیر آرزو دارد ببیند رنگ خودش را

کسی که حق او را ناجوانمردانه غاصب شد
گناهی کرد و در چشم دوعالم کرد دودش را

چه‌می‌کردیم اگر این ذکر در دنیای‌مان کم بود؟
جهان بی‌نام زیبای "علی" مثل جهنم بود

اگر حتی بیفتد در زوایای جهان آتش
نمی‌سوزم که از عشق علی دارم به جان آتش

به آتش می‌کشم خود را و از خود می‌زنم بیرون
که دنیای تعلق را بسوزاند همان آتش

خودش عمری‌ست که در شعله‌های کینه می‌سوزد
کسی که آرزو دارد برای دیگران آتش

اگر از هرکسی -غیر از علی- دم می‌زدم، بی‌شک
به چشم خویش می‌دیدم که دارم بر زبان آتش

کجا آتش گلستان بقا می‌شد بر ابراهیم
اگر مولا نمی‌فرمود اذنش را بر آن آتش

همین که ذوالفقارش را به عزم رزم بردارد
می‌اندازد به ضربی در زمین و در زمان آتش

اگر از اهل دوزخ یک‌نفر یک یاعلی می‌گفت؛
به یُمن نام او خاموش می‌شد ناگهان آتش

برای دوستانش می‌شود عرش خدا تزیین
برای دشمنانش می‌شود هفت‌آسمان آتش

ندارد هیچ‌کس غیر از تو این شان‌وشجاعت را
قرائت کن برای خلق آیات برائت را

بساط غصه را از هر دلی برچیده‌ای مولا
که دنیا شادشد هربار که خندیده‌ای مولا

زمین درگیر تاریکی مطلق مانده بود اما
تو مثل ماه بر شب‌های آن تابیده‌ای مولا

از آن روزی که در کعبه به دنیا آمدی دیگر
در عالم قبله‌ی دل‌های ما گردیده‌ای مولا

تو عین‌الله ناظر بوده‌ای یعنی به چشم دل
خدا را قبل و بعد هر عبادت دیده‌ای مولا

کسی با دست‌خالی رد نشد از آستان تو
که حتی در نماز انگشتری بخشیده‌ای مولا

لباس تازه پوشیدند از لطف تو سائل‌ها
اگرچه خود عبایی کهنه را پوشیده‌ای مولا

چه شب‌ها که دعای خیر کردی آن کسانی را
که عمری بابت رفتارشان رنجیده‌ای مولا

نخواهد دید مانند تو را دیگر، که بعد از این
تو در چشم جهان خواب خوش نادیده‌ای مولا

جهان و هرچه درآن هست پیش تو اضافی بود
برای تو دو قرص نان، دو رخت کهنه کافی بود

رها کن جسم را یک‌لحظه و جان را تماشا کن
علی را بنگر و آیات قرآن را تماشا کن

در اخلاص علی، حلم علی، راز و نیاز او
صفا بنگر، فتوت بین و ایمان را تماشا کن

علی گندم نخورده در تمام عمر ای آدم!
تجلّی "وفا بر عهد و پیمان" را تماشا کن

چو دیدی نعره‌ی"هل مِن مبارز؟"می‌زند در جنگ
یلان ساکت و سر در گریبان را تماشا کن

یکی پرسید از پیغمبر خاتم؛ عبادت چیست؟
علی را دیده و فرمود؛ ایشان را تماشا کن

کمی از ماجرای دشت ارژن را اگر خواندی
هر آیینه کمال بهت سلمان را تماشا کن

برای دیدن پیغمبران دلتنگ اگر بودی
علی‌جان را، علی‌جان را، علی‌جان را تماشا کن

از آن روزی که فرمودی تو را با مرگ می‌بینیم
برای مرگ ما شوق دوچندان را تماشا کن

برای دیدن مولا هزاران بار می‌میریم
اگر هرشب به‌شوق وعده‌ی دیدار می‌میریم

نخواهد ماند دیگر شبهه در دین بعد از این نقطه
که بالا می‌رود دست تو تا بالاترین نقطه

به اذن‌الله یاری از تو می‌جوییم و می‌گوییم؛
ایاک نعبد نقطه، ایاک نستعین نقطه

نه مانده حرفی از هر علم در نزد تو نامعلوم
نه دور از چشم تو در آسمان و در زمین نقطه

اگر هم خطبه‌ی بی‌نقطه و هم بی‌الف داری
پر است این آستینت از الف‌، آن آستین نقطه

تویی آن نقطه‌ای که رفته زیر با بسم‌الله
که اسرار الهی جمع باشد در همین نقطه

فراوان است جای زخم و پینه بر تنت، اما
نداری از ریا یا سجده بر بت در جبین نقطه

تویی اول، تویی آخر، که در محشر سوالی را
جوابی نیست جز نام؛ امیرالمومنین .

می‌آید یک‌نفر مثل تو از نسل تو ای مولا
نخواهد شد کم‌وبیش از همه ارکان دین نقطه

می‌آید تا جهان یک‌بار دیگر با علی باشد
شعار مردم سرتاسر دنیا علی باشد.

#مجتبی‌خرسندی

Читать полностью…

" دو خط شعر "

شب بخیر ای حرمت شرح پریشانی ما💔

Читать полностью…
Subscribe to a channel