11514
#مولاناعلی💙 کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافیست دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافیست ⚠️ کپی به هر نحوی حلال است 💠فعالیت اصلی در اینستاگرام : instagram.com/dokhat_sher 📽️ فيلم و عكس های خام: @ghafase110
دلم خوش بود بر عمه، که او را دست کم دارم
بیابان است و تاریک است و تازه ترس هم دارم
لباسم پاره و سرما مرا بدجور آزرده
چه بد... گرمای آغوش عمو را باز کم دارم
همیشه وقت مشکل های سخت و وقت تنهایی
توسل بر علی و فاطمه، چون عمه ام دارم
توسل کردم و آمد به سویم مادرم زهرا
رسید و گفتمش باید که فرصت مغتنم دارم
چه میبینم؟! خمیده آمدی؟! من درد یادم رفت
سوال از ماجرای کوچه و درب حرم دارم
نپرس از حال من، بابا ندارم، بعد عاشورا...
دو چشم تار و روی نیلی و آوای بم دارم
خدایا بازهم دارد، صدای زجر می آید
چه ترسی از صدای پای او در هر قدم دارم
به زیر چادرت مادر مرا پنهان کن و برگرد
ازین ملعون، کبودی در تنم چندین رقم دارم
به پهلویم لگد خورد و ببین یا فاطمه دیگر
شبیه تو ازین پس من همیشه قد خم دارم
برو مادر برو اما اگر دیدی تو بابا را
بگو از قول من، بعد از تو هر ثانیه غم دارم
#محمدجوادشیرازیЧитать полностью…
وقتی که حضرت آدم (ع) از بهشت بیرون شد از کاری که کرده بود و از فراق حوا و بهشت، آنقدر گریه کرد، که روی صورتش دو شیار مثل جوی درست شد و اشک چشمش از آن جاری می شد که پرنده ها از آن می آشامیدند.
و تا چهل سال این گریه ادامه داشت، و از کرده خود پشیمان و تائب بود. و توبه کرد. خداوند متعال توبه او را پذیرفت و حضرت جبرئیل (ع) را فرستاد که کلماتی به حضرت آدم (ع) بیاموزد و آن کلمات همان بود که قبلا در عرش دیده بود.
حضرت جبرئیل (ع) به او فرمود: بگو: یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یافاطر بحق فاطمه، یامحسن بحق الحسن و (یاذ الاحسان بحق ) الحسین منک الاحسان.
وقتی حضرت آدم (ع) به اسم امام حسین (ع) رسید، اشکش جاری شد و قلبش به درد آمد.
فرمود: ای برادر جبرئیل چرا در ذکر پنجمین اسم که حسین است قلبم شکست و اشکم جاری شد؟
حضرت جبرئیل فرمود: ای آدم به این فرزندت مصبتی وارد می شود که تمام دردها و غمها و مصیبتها پیش این ناچیز است؟ حضرت آدم (ع) فرمود: ای برادر آن مصیبت چیست؟ حضرت جبرئیل (ع) واقعه کربلا را برای او می گوید، و میفرماید: او را تشنه و غریب و بیکس و تنها و بی یار و یاور شهید می کنند، ای آدم؛ اگر او را در حالی که می فرمود: واعطشاه، واقلة ناصراه می دیدی. .. بطوری که تشنگی میان او و آسمان مثل دود حایل شده بود.... هیچکس جواب او را نمی دهد.
مگر با شمشیر و... او را مانند گوسفند از پشت سر ذبح می کنند و مال و کاروانش را بتاراج و غارت می برند... سر او و یارانش را شهر به شهر می گردانند...
حضرت آدم (ع) تا این واقعه را شیند مثل مادری که جوانش را از دست داده بلند بلند گریه کرد.
بحارالانوار، ۴۴، ۲۵۴
🗓۲ محرم؛ وفات حضرت آدم
در این روز، ابوالبشر، حضرت آدم💐از دنیا رفت.
@ImamAliNetFA🔸🔸🔸🔸
در تقویم، روز اول محرم را
«روز شعر و ادبیات آیینی» نام نهادهاند؛
روزی به یاد #محتشم_کاشانی،
شاعر نامآور قرن دهم هجری،
که ترکیببند سوگوارانهاش قرنهاست ورد زبان هیأتیها و عاشقان اهلبیت (ع) شده:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است...
وقتی کـه تشنه بـودی و آبت نداده اند
ماندم چگونه عاشقِ باران شدم حسین
#مشهد🌧️Читать полностью…
تحویل سال سوختگان از محرم است
یعنی حسین عید خدا انتخاب شد...
1:10
هر كجا رفت به ميدان نفس اش غالب بود
نحوهی جنگ علی بی بدل و جالب بود...
شهدای ما ارزشمندند.
و در بزرگی آنها شکی نیست.
بویژه آنها که بار مسئولیت سنگین داشتند. خداوند آنها را با صدیقه طاهره سلام الله علیها محشور فرماید.
قیاس آنها با اهل بیت علیهم السلام، کج سلیقگی و به غایت غلط است.
و از طرفی ایجاد کننده فرصت برای مخالفان وچالشی بدون کوچکترین دست آورد واقعی میباشد.
و همچنین مخالف نظر صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله و همینطور رهبر عظیم الشأن شهید رضوان الله تعالی علیه است.
به سیره و درسها و عبرتهای زندگی شهدا بپردازیم که هم رحمت نازل میشود، هم در سبک زندگی ما موثر است.
در جنگ اُحُد، وقتی کار بر پیامبر(ص)
سخت شد، این جملات بر ایشان ندا شد:
نادِ عَلیاً مَُظهَِرَالعَجائِب
تجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب،
کلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی…
بوَلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُ
صدا بزن "علی" را که مظهر عجایب
و یار و یاور تو در شدائد است،
همهی غمها و غصه ها برطرف میشوند…
بواسطهی ولایت تو یا علی علیهالسلام است.
به نام شاه غدیر آنچنان بزن به یهود
که عاشقان علی در جهان زیاد شود...
#یاحیدرمدد
آدم آب و گلش آنروز که در قالب بود
پدر خاک, علی ابن ابیطالب بود
پدر خاک علی, حیثیت آدم از اوست
“عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازاوست”
نورِ حقی که از او طورِ خدا روشن گشت
برقِ دندانِ علی بود که خندید و گذشت
آن شب سخت که اسمش شبِ طوفانِ بلاست
نوح میگفت نترسید یدالله اینجاست
عیسیِ مریم از این مرد گرفته ست مدد
جان فدای پسرِ فاطمه ی بنت اسد
در دلِ آتش اگر رفت چه جای بیم است؟
همه جا نادِ علی, حافظِ ابراهیم است
هر زمان سازِ سخن کرد به هرجا داوود
أشهدُ أنّ علیاّ ولیُ الله سرود
چه بگویم ز مقامات علی حیرانم
ها علیٌ بشرٌ کیفَ بشر میخوانم
قنبری داشت که عالم کفِ دستانش بود
گَرد نعلین علی, مُلکِ سلیمانش بود
بشکند در گذر از عینِ علی, پای قلم
باز مانده ست به وصفش دهنِ تیغ دو دم
آفتابِ قَدَر از کوهِ قضا سر زد باز
دشت میلرزد و میلرزد و میلرزد باز
تیغِ ابروی غضب کرده ی خود را خم کرد
باز هم جای خودش را علمش محکم کرد
لب شمشیر علی تشنه ی تکبیر خداست
ملک الموت,صدایِ نفسِ شیر خداست...
#حیدرخوانی
پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآله) فرموده است: «خداوند متعال من و علی (علیهالسلام) را پیشاز آفرینش حضرت آدم (علیهالسلام) آفریده است.»
از ابنعباس نقل شده است:
خدمت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بودیم که حضرت علی بن ابیطالب (علیهالسلام) وارد شد، همین که چشم پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به حضرت افتاد، در چهرۀ او تبسم کرده و فرمودند: «خوش آمدی ای کسی که خداوند او را چهلهزار سال قبلاز آفرینش آدم آفریده است!»
عرض کردم: «ای رسول خدا! آیا فرزندی قبلاز پدر به وجود آمده است؟!»
حضرت فرمودند:
«بلی، خداوند متعال من و علی (علیهالسلام) را پیشاز آفرینش حضرت آدم (علیهالسلام) به مدتی که گفتم آفرید و آن هم بدین شکل بود که نوری آفرید و آن را به دو نیم تقسیم کرد، مرا از نیمی از آن و علی (علیهالسلام) را از نیم دیگرِ آن، قبلاز هر چیزی آفرید، سپس هستی را بنا نهاد و موجودات را آفرید و ظلمت و تاریکی را به نورِ من و علی (علیهالسلام) برطرف کرد، بعداز آن ما را در دو طرف راست عرش قرار داد، آنگاه فرشتگان را آفرید.
ما تسبیح خدا گفتیم آنها هم تسبیح گفتند، ما تهلیل گفتیم، آنها هم تهلیل گفتند، ما تکبیر گفتیم، آنها هم تکبیر گفتند، و اینها را از من و علی (علیهالسلام) آموختند و از ابتدا در علم ازلی پروردگار این بود که دوستان من و علی (علیهالسلام) را به دوزخ نیندازد و دشمنان من و علی (علیهالسلام) را به بهشت راه ندهد.
بدانید، خداوند تبارک و تعالی فرشتگانی را آفریده است و در دست آنها گلابپاشی سیمین و نقرهای است که پر از آب حیات و از فردوس میباشد، هر یک از شیعیان علی بن ابیطالب (علیهالسلام) پدر و مادری پاکدامن و پرهیزکار و پاکیزه و مؤمن دارد و توفیق الهی شامل حال ایشان است.
پس زمانی که پدر یکی از آنها بخواهد با همسر خود همبستر شود، فرشتهای از آن فرشتگان - که در دست آنها گلابپاشی از آب بهشت است – میآید و در ظرفی که میخواهد از آن آب بیاشامد، از این آب بهشتی میریزد و بر اثر آن، ایمان در قلب او رویش میکند و شکوفا میگردد، همانطور که زراعت از زمین میروید و رشد میکند.
و آنان از طرف پروردگارشان و پیغمبرشان و وصی پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) و دخترم زهرا (سلاماللهعلیها) و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) و سایر امامان پاک از فرزندان امام حسین (علیهمالسلام) دلیل و برهان روشن دارند.»
ابنعباس عرض کرد: «ای رسول خدا! مقصودت از امامان چه کسانی هستند؟»
حضرت فرمودند:
«آنها یازده نفر از فرزندان من هستند که پدر آنها علی بن ابیطالب (علیهالسلام) است.»
سپس فرمودند: «سپاس و ستایش سزاوار خداوندی است که دوستی امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) و ایمان را دو سبب و دستاویز قرار داد، سببی برای داخل شدن در بهشت و سببی برای نجات یافتن از آتش.»
منابعЧитать полностью…
ارشاد القلوب ۲/ ۴۰۴
بحار الانوار ۲۴/ ۸۸ و ۳۵/ ۲۹
البرهان ۸/ ۲۶۶
حلیة الابرار ۲/ ۱۱
غایة المرام ۱/ ۴۴
حیوة القلوب ۳/ ۲۸۳
تأویل الآیات ۲/ ۵۰۱
المحتضر ۱۶۵
الا که در پی روزی و وسعتِ رزقی
وسیع میشود این رزق ها به برکت او...
انبیا را دستگیری کرده گریه بر حسیـن
عفوِ حق بارید وقتی اشک آدم خرج شد
#ورودبهکربلا💔
جانِ زینب، به لبم آمده جانم چهکنم
نگرانم نگرانم نگرانم چهکنم
خاک این دشت چرا قوَّت پایم را بُرد
قدمی تا که زدم رفت توانم چهکنم
تاکه دلشوره نکشته است مرا دستم گیر
بازگردان و به محمل بنشانم چهکنم
دور تا دور فقط خنجر و تیغ و تیر است
بند آورده تماشاش زبانم چهکنم
نگران توام و ضجهزدنهای رُباب
فکر این حنجر و آن تیر و کمانم چهکنم
نگران تو و زانو زدنت پیش علی
وای دلواپس آن نیزهزنانم چهکنم
دست من نیست اگر هِی به زمین میاُفتم
فکرِ این خیمه و زنهای جوانم چهکنم
آی برگرد مدینه که نگویم در راه
بعد تو همسفرِ شمر و سنانم چهکنم
آه برگرد که در شام نگویم به سرت
بینِ یک شهر پُر از زخم زبانم چهکنم
مادرم گفته به حلقت دو سه تا بوسه زنم
جان زهرا نتوانم نتوانم چهکنم
#حسنلطفیЧитать полностью…
#السلامعلیکیامسلمبنعقیلعلیهالسلام🏴
از زبان حضرت مسلم💔
تک و تنها ، میان مردمی نامرد حیرانم
سلام از پشت بام شهر سمت شاه عطشانم
برایت از دل این قوم ، یاری در نمیآید
"دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید"
حریرِ حُرمتم را این حَرامیها لگد کردند
ببین با مُسلم تو نامسلمانها چه بد کردند
میان کوچه جسمم می شود بازیچهی طفلان
تن من از قناره می شود برعکس آویزان
ولی دلواپسم ، دلواپس بال و پرت آقا
چه خواهد کرد این سر نیزهها با پیکرت آقا
به دست بی وضوها می رسد آیات قرآنت
به دندانم که سنگی خورد ،گفتم : آه! دندانت
چه بُغضی کوفه دارد در دلش از نام بابایت
تنور کینه ها گرم است ، ای وای از علیهایت
بیا این تن بمیرد کولهبارت را زمین بگذار
برای اکبر خود لااقل چندین عبا بردار
بیا مخفی کن از چشم زمستانها ، بهارت را
سهشعبه زیر سر دارد گلوی شیرخوارت را
خودم دیدم قمار گُرزها را بر سر یارت
علمدارت ، علمدارت ، علمدارت ، علمدارت
عذابآورتر از این یک حقیقت در جهان ، غم نیست
رقیه صورتش نصفِ کفِ دست سنان هم نیست
نیاور بین کوفه ، خواهرت آزار می بیند
زبانم لال! کوچه جای خود...، بازار می بیند
سر راهش میان هر گذر بنبست خواهد شد
عقیله وارد بزم یزیدِ مست خواهد شد...
#بردیامحمدیЧитать полностью…
فكر حيدر به سرش بود هدف شكل گرفت
نام حيدر به لبش بود شرف شكل گرفت
خواست مافوق جنان را سحري خلق كند
اينچنين بود كه ايوان نجف شكل گرفت
كعبه را ساخت ولادتگه حيدر باشد
صحبت از در نجف شد و صدف شكل گرفت
حضرت حق به علي زل زد و حيدر به خدا
عشق اينگونه به قلب دوطرف شكل گرفت
ياعلي گفت خدا هر دوجهان عاشق شد
عالم خاكي ما هيچ جنان عاشق شد
پير ايراني ما حضرت سلمان وقتي
اشهد وان علي گفت اذان عاشق شد
كوه دل سنگ ترين است همه جا به مثل
كوه هم نام علي گفت و درآن عاشق شد
تيغ ابروي علي كشته فراوان دارد
قوس ابروي علي ديد و كمان عاشق شد
بادم حيدر كرار بشر ساخته شد
پدري كرد براين خاك و پسر ساخته شد
برق لبخند علي كرد جهان را روشن
و از آن برق زدن شمس و قمر ساخته شد
لافتي شاهد اين مصرع مجنون من است
محض جنگيدن او تيغ دوسر ساخته شد
مرحب خيبري از ضربه ي او شد به دونيم
بعد از آن بود كه در جنگ سپر ساخته شد
كار خلقت كه نهادند روي دوش علي
سر اين كار خدا گفت در گوش علي
شب معراج نبي رفت در آغوش خدا
صبح معراج نبي بود در آغوش علي
در حديث آمده كه كوبه ي جنت دائم
به لب اش هست فقط نغمه ي چاووش علي
اعتنائي به بهشت و نعماتش نكند
هر كه شد عاشق و ديوانه و مدهوش علي
هر كجا رفت به ميدان نفس اش غالب بود
نحوه ي جنگ علي بي بدل و جالب بود
شده ممسوس به ذات احديت حيدر
حق به اين وحدت ذاتي بخدا طالب بود
خيبر و خندق و احزاب و احد،شمه اي از
رقص شمشير علي ابن ابي طالب بود
اولين شاعر درگاه علي هست خدا
مابقي هر چه كه گفتند درآن قالب بود
لشگري باحركات بدنش ريخت به هم
لشگري را سر زين پاشدنش ريخت به هم
چه نیاز است به شمشیر که در میدان امر
از همان نحوه ی نعره زدنش ریخت بهم
جنگ را شیر خدا یاد پسرهایش داد
در جمل عایشه ها را حسنش ریخت بهم
سائلي را وسط ذكر ركوعش آن روز
تا در آورد عقيق يمنش ريخت به هم
مست حب ايم و به ما حب سبو شد واجب
جامه از عشق دريديم و رفو شد واجب
آدم از صلب علي ابن ابي طالب بود
اينچنين بود اگر سجده بر او شد واجب
بي وضو نام علي را نبرد پيغمبر
محض او بود در اسلام وضو شد واجب
پا به اين خاك زد و آمد و دنيا را ساخت
محشري كرد به پا حيدر و عقبا را ساخت
قبل از اتمام زمين بود كه آن عرش نشين
با دو انگشت خودش عالم بالا را ساخت
نام زهرا به ميان آمد و با قطره ي اشك
خاك را پس زد و دراين كره دريا را ساخت
ديد عالم همه مجنون شده و خود ليلاست
گفت مجنون چه كند واژه ي صحرا را ساخت
#محسنصرامیЧитать полностью…
کو وارث کسی که در قلعه کنده است
تا بشکند دوباره غرورِ یهود را...
#اللهمعجللولیکالفرجЧитать полностью…
سر صبح یکشنبه اگه گوش ندین کی ضرر میکنه؟ من یا شما؟
Читать полностью…
بخونید تا بعدش یک #حیدرخوانی بذارم تا مو به تنتون سیخ بشه...Читать полностью…
#السلامعلیکیاابوترابعلیهالسلام💚
آدم آب و گلش آنروز که در قالب بود
پدر خاک، علی ابن ابیطالب بود
پدر خاک علی، حیثیت آدم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
#مسعودیوسفپورЧитать полностью…
به یمنِ حیدر کرار ، روزی ام دادند
مدام بر من مسکین رسیده نعمت او