669
اگر می خواهی بهتر بنویسی، خلاق تر فکر کنی و نوشته هات تأثیر گذار باشن، اینجا جای توست. فاطمه داداشی ✔️ پایگاهی برای محتوا نویسی ✔️ تلفن تماس جهت مشاوره 0922 711 0189 ↙️نویسنده چهار جلد کتاب ارتباط : @ensane20 🌍 وب سایت : www.ensan20.ir
همهی ما گاهی فکر میکنیم نوشتن کار سختی است و باید منتظر الهام بزرگ بمانیم. اما واقعیت این است که نوشتن مثل 💪یک عضله است: هر چه بیشتر تمرینش کنی، قویتر میشود.
🤔حالا یک سوال برایت دارم:
✍آخرین جملهای که خودت نوشتی چه بود؟ چه حسی به تو داد و چرا آن را انتخاب کردی؟»
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
در کودکی، دیدن تصویر آسیابهای بادی حسی غریب در من بیدار میکرد.
در نوجوانی، درست وقتی چهاردهساله بودم، در سفری به شهرهای گیلان، هنگام عبور از کنار رودبار، از آقاجون خواستم ما را به نزدیک آسیابهای بادی ببرد.
میخواستم آن تصویری را که سالها در کتاب جغرافیا دیده بودم، از نزدیک ببینم.
امروز سالهای زیادی از آن روز گذشته است.
امروز من به میانسالی رسیدهام و آقاجون دیگر نیست؛ اما آن صحنه هنوز در ذهنم میچرخد.
نوشتن دقیقاً همین است؛
ایستادن کنار آسیابهای خاطره.
زمان میرود، آدمها میروند،
صداهای عزیزانمان خاموش میشوند؛
اما کلمهها، مثل پرّههای آسیاب بادی،
خاطرات را دوباره در ذهنمان به حرکت درمیآورند.
ما نمینویسیم تا گذشته را نگه داریم؛
مینویسیم تا ردّ پای خاطرهها در ما زنده بماند.
نوشتن، خاطره را از یک حسِ مبهم
به معنا تبدیل میکند.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
#خاطره_نویسی
#از_نوشتن
ذهن خسته نویسنده، بیش از قلم خسته انرژی میگیرد.
اگر موقع نوشتن مدام خودت را قضاوت میکنی
اگر هر ایده را در ذهن رها نمیکنی و مدام مرورش میکنی
اگر ترس از آینده یا مقایسه با دیگران نوشتن را دشوار کرده.
شاید وقتش رسیده کمی در «حال» نفس بگیری.
در چهار جلسه خوانش و گفتوگوی کتاب نیروی حال
قرار نیست صرفاً متن کتاب را مرور کنیم.
قرار است تمرین کنیم چطور حضور را در نوشتن و زندگی روزمره تجربه کنیم،
چطور نشخوار فکری را مدیریت کنیم
و چطور با ذهن پرهیاهو کنار بیاییم بدون اینکه نوشتن متوقف شود.
👍این جلسات مناسب کسانی است که:
🔺میخواهند عمیقتر و آزادتر بنویسند
آمادهاند با الگوهای ذهنی خود روبهرو شوند
🔺دنبال تمرین عملی برای حضور در لحظه هستند
👎اگر دنبال تکنیکهای سطحی و سریع برای نوشتن هستی، این جلسات مناسب تو نیست.
۴ جلسه آنلاین
هزینه: ۷۵۰ هزار تومان
ثبتنام تا دوشنبه ۴ اسفند ساعت 24 باز است
به دلیل تمرکز بر گفتوگو، ظرفیت محدود است
اگر حس میکنی این موضوع دقیقاً به چالشهای نوشتنت مرتبط است،
پیام بده تا بررسی کنیم این دوره برای تو مناسب هست.
@ensane20
این روزها برای دومین بار مشغول خواندن کتاب نیروی حال از Eckhart Tolle هستم.
هر بار که برمیگردم سراغش، یک چیز تازه کشف میکنم. انگار کتاب تغییر نکرده؛ من تغییر کردهام. بعضی جملهها این بار آرامتر بر ذهنم مینشینند، بعضی تمرینها جدیتر به مرا به چالش میکشند.
به این فکر کردم که چرا تنها بخوانم؟
کتابهایی از این جنس، فقط برای خواندن نیستند؛ برای زندگی اند.
برای مکث کردن.
برای تمرین حضور در لحظه حال.
✅دوست دارم در کانال فکر سبز ، دور هم جمع شویم و این کتاب را آرام، پیوسته و با تأمل.
هر هفته بخشی کوتاه از کتاب را می خوانیم و درباره تجربهمان از «بودن در لحظه حال» گفتگو می کنیم.
❇️اگر مایل هستید همراه این مسیر باشید، همین زیر اعلام حضور کنید 🌿
با هم شروع میکنیم و قدمبهقدم پیش میرویم. گاهی خواندن جمعی، فهم را عمیقتر و انجام تمرین را جدیتر میکند.
@ensane20
#پادکست_۸۷
از یک جمله تا یک کتاب، رویایی که می تواند واقعی شود.
تا حالا با خودت گفتی «یه روز کتابمو مینویسم» ولی اون «یه روز» هیچوقت نرسیده؟
شاید مشکل از استعدادت نیست.
شاید فقط چون نقشه راه نداری.
توی این اپیزود درباره یک روش واقعی حرف میزنم که نویسندهها باهاش از یک جمله ساده، به یک کتاب کامل میرسن.
اگر ایدهای توی سرت هست که مدام عقبش میاندازی، اگر دفترهای نیمهکاره ای داری،
یا اگر دلت میخواد اسم خودتو روی جلد کتابت ببینی…
این اپیزود میتونه همون جرقهای باشه که تو مسیرجدی ترت کنه
شاید برای شروع کتابت فقط یک جمله فاصله داشته باشی.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
انتظار سخت است،
فراموش کردن هم سخت است؛
اما این که ندانی
باید انتظار بکشی
یا فراموش کنی
از همه سختتر است ...
✍️پائولو کوئلیو
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
نوشتن جای آدمهای بیچرایی نیست
برای ماندن در هر جایی، یک «چرا» لازم است.
وقتی چرایی نداشته باشیم، میرویم.
نه چون آنجا بد است، بلکه چون درون ما هنوز دلیلی برای ماندن شکل نگرفته است.
دنیای نویسندگی هم همین است.
اگر چراییِ نوشتن برایت روشن نباشد،
هر تمرین خستهکننده میشود،
هر وقفهای بهانهای برای رفتن،
و هر چالش، دلیلی برای رها کردن.
اما وقتی بدانی چرا مینویسی،
نوشتن دیگر یک مهارت ساده نیست؛
میشود بخشی از هویتت.
آنوقت حتی اگر سخت باشد، میمانی.
حتی اگر دیده نشوی، ادامه میدهی.
حتی اگر مسیر آهسته پیش برود، دلزده نمیشوی.
نوشتن جای آدمهایی است که میخواهند دقیقتر ببینند، عمیقتر فکر کنند،
و شجاعانهتر خودشان را بیان کنند.
اگر هنوز اینجایی،
شاید چراییات در حال جوانه زدن است.
و اگر گاهی وسوسهی رفتن داری،
به جای عوض کردن مسیر،
یک لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
من چرا مینویسم؟
چون ماندن در مسیر نویسندگی،
با انگیزه شروع نمیشود؛
با معنا ادامه پیدا میکند.
اگر هنوز اینجایی، در یک جمله بنویس: «من مینویسم چون…»
بیایید چراییهایمان را بلند بگوییم.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
✅🔺نوشتن؛ وقتی ترس، تبدیل به عادت میشود.
نوشتن، مثل نفس کشیدنِ روح است.
اگر مینویسی، یعنی این نفس در تو هست. کسی که نمیتواند بنویسد یعنی میل و شوق نوشتن ندارد. پس مسئله «توانایی» نیست.
مسئله «به موقع نوشتن» است.
خیلیها بلدند بنویسند،
اما فقط گاهی.
وقتی حالشان خوب است.
وقتی دردی تازه را احساس می کنند.
وقتی شوقی ناگهانی میآید و زود هم میرود.
ترس همینجا شروع می شود
ترس از صفحه سفید.
ترس از اینکه «اگر بنویسم، چه میشود؟»
ترس از دیده شدن.
ترس از قضاوت شدن.
ترس از اینکه آنچه در ذهن داری، آنقدرها هم مهم نباشد.
و رویا هم همین جاست.
رویای اینکه روزی بنویسی و کتاب خودت را چاپ کنی.
رویای کتابی که نامت روی جلدش باشد.
رویای اینکه کسی نوشتهات را بخواند و بگوید: «انگار اینو از دل من نوشتی.»
❇️کارگاه نویسندگی برای این نیست که به تو نوشتن یاد بدهد.
نوشتن از قبل در تو هست و استعدادش را داری.
کارگاه برای این است که نوشتن را از حالت اتفاقی، به عادت تبدیل کنی.
اینجا یاد میگیری بنویسی حتی وقتی میترسی.
حتی وقتی الهام نداری.
یاد میگیری ترس را بنشانی کنار دستت و بگویی:
"بترس و اقدام کن"…
در این کارگاه، نوشتن به یک عمل روزانه تبدیل می شود.
اقدام درونت آرامآرام فعال می شود.
– از تعویق به شروع کردن
– از پراکندگی به تمرکز
و نتیجه؟
متنهایت نیمهکاره رها نمیشوند.
به صدای درونت اعتماد می کنی.
از نوشته های طولانی و خسته کننده رها می شوی.
و اگر رویای کتاب نوشتن داری، مسیرش دیگر مهآلود نیست؛ قدمبهقدم جلوی چشمت است.
این کارگاه جایی است که ترس را به عمل تبدیل می کنی و موجز و گیراتر می نویسی.
حالا وقتش است که جدیاش بگیری.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
🔳🔺واقعیت مشترک نویسندگان
سالها پیش، نویسندهای هر روز پشت میز مینشست و هشت ساعت مینوشت.
بعضی روزها حاصلش چند صفحهی افتضاح بود. بعضی روزها فقط یک پاراگراف می نوشت. سالها بعد، وقتی از او پرسیدند چطور اینهمه کتاب نوشتهای، جوابش عجیب ساده بود: «من منتظر حس خاصی نماندم.»
اما بیشتر آدمها نوشتن را رها میکنند چون فکر میکنند نوشتن باید حالِ خاص یا همراه با الهام باشد.
قهرمان این داستان زندگی نامه ی نویسندگانی است که بارها زندگی نامه شان را خوانده ام. می توانم بگویم قهرمان این داستان کسی نیست که خوب مینویسد؛
کسی است که مینشیند و مینویسد.
✍مثلا استیون کینگ میگوید:
او هر روز مینشیند و مینویسد، چه حالش خوب باشد چه نه. منتظر الهام هم نمیماند، دنبال حال خاصی نیست.
جملهی معروفش این است که: «الهام برای آماتورهاست.»
✍ری بردبری هم سالها هر روز مینوشت؛
حتی وقتی میدانست حاصل این نوشتن چیز خوبی نیست. او معتقد بود نوشتنِ بد، بخشی از مسیر نوشتنِ خوب است.
✍ آیزاک آسیموف، تقریباً هر روز پشت میز بود؛ برای او نوشتن چیزی جز نوشتن با کیفیت و متعهد انه نبود.
این مطلب واقعیت مشترکِ نویسندههایی است که بر تعهد رسالت خود ماندند.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
🔳این روزها…
«این روزها» واژهایاست که دلم میخواهد دربارهاش بنویسم.
این روزها، روزهای تصمیمهای بزرگ نیست.
روزهای نجاتهای کوچک است.
روزهایی که اضطراب میآید و بیصدا کنارمان مینشیند.
و ترومای جمعی، بیدعوت، وارد زندگی شخصیمان میشود.
برای همین است که
خیلیهامان حوصلهی یاد گرفتن نداریم،
تمرکز لازم را نداریم،
حتی حوصلهی سرگرمیهای همیشگیمان هم نیست.
مغز خسته است،
دل ناآرام است.
اما گاهی
نوشتن،
گفتن،
یا فقط پیدا کردن چند کلمه میتواند کمی آراممان کند.
من اینجا نمیخواهم نسخه بدهم.
فقط میخواهم بدانم:
این روزها،
برای دوام آوردن،
چه کار کوچکی میکنی؟
نوشتن؟
سکوت؟
پناه بردن به فیلم و موسیقی؟
یا فقط نفس کشیدن و رد شدن از روز؟
اگر دوست داشتی، همینقدر بنویس.
🌿اینجا قرار است دیده شویم،
نه قوی به نظر بیاییم.
قرار هم نیست نقش قربانی را بازی کنیم.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
دوست دارید در دنیای نویسندگی، بیشتر چه موضوعات و قالبهای محتوایی رو ببینید یا بشنوید؟
گزینه نمیدم که ذهنتون جهت نگیره.
توی نظرها میخوانم تان😍🙏
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
این روزها کمتر میپرسم: حالت چطور است.
میدانم حالِ بسیاری از نویسندهها خوب نیست؛
نه بهخاطر ننوشتن،
بلکه بهخاطر زیاد دیدن، زیاد فهمیدن،
و کم شنیده شدن.
برای همین،
بهجای سؤالهای تکراری،
موقع خداحافظی میگویم:
مراقب خودت باش.
و این جمله،
در این روزها
شکل دیگری از همدلی است.
در روزهای سختی که شاهدش هستیم،
نوشتن از جنس الهامهای ناگهانی نیست؛
از جنس روتین است،
از جنس نشستن، حتی بیحال،
و اجازه دادن به قلم
که راهِ ذهن را باز نگه دارد.
روتینهای سادهی نوشتن
ما را از فروپاشی ذهن نجات میدهند؛
از سکوتی که اگر طول بکشد،
به فراموشی خودمان ختم میشود.
قلم،
در داستانها، یادداشتها،
و حتی جملههای ناتمام،
در حرکت است.
و ما میدانیم
قلم همیشه مؤثر بوده
و خواهد بود.
نه چون دنیا را عوض میکند،
بلکه چون نویسنده را
سرِ پا نگه میدارد.
در دنیای نویسندگی،
نوشتن فقط خلق متن نیست؛
یک شکل از تابآوری است،
یک جور زنده ماندنِ محترمانه
در روزهایی که همهچیز میخواهد
ما را خاموش کند.
برای همین
قدر و قیمت قلم را میدانیم
و
با همهی خستگیها،
به نوشتن
ادامه میدهیم.
با عشق و احترام💙
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
روزای سخت، آدما رو قوی میسازه… تو هم آمادهای؟
اگه این چند روز نتونستی درس بخونی…
اگه کارهات عقب افتاده…
اگه تمرکز نداری…
✨ همهچی طبیعیه. ولی توقف نه. ✨
ذهن و بدنت گاهی کم میاره؟ طبیعیه.
انرژیت پایین میاد؟ طبیعیه.
اما الان وقتشه یه نفس عمیق بکشی و دوباره شروع کنی.
یه قدم کوچک، یه حرکت ساده… همین کافیاست تا دوباره مسیرت پیدا بشه.
تو هیچوقت از نسخهی ایدهآلت عقب نیستی،
فقط داری مثل یک انسان واقعی با شرایطت روبهرو میشی.
حالا بلند شو. حرکت کن. دوباره شروع کن.
همین.
با عشق و احترام
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
زندگی جریان دارد........
دلیل زنده ماندن نویسنده
یک چیز همیشه مایهی امید نویسنده است:
اینکه هنوز کلمه های بسیاری هستند
که در نوشتههایش به کار نرفتهاند.
همین، ادامهی زیستن را برایش موجهتر میکند. بمان؛ کلمههای زیادی در انتظار تو هستند.
با عشق و احترام 💙
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
فرار از حقیقت، انرژی بیشتری میگیرد تا روبهرو شدن با آن
انسان بالغ میپرسد:
«نقش من در این وضعیت چیست؟» نه اینکه «مقصر کیست؟
اسکات پک
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
کتابی که قرار است بنویسید، احتمالاً همان کتابی است که از نوشتنش میترسید.
کتابی که وقتی به آن فکر میکنید، ضربان قلبتان بالا میرود.
کتابی که اگر بنویسید، دیگر نمیتوانید پشت نسخهی امن خود پنهان شوید.
نوشتن جدی، تمرین شجاعت است؛ و هر متن ارزشمند، اعترافی است علیه خودتان.
💡 کارگاه نویسندهساز
تمرین همزمان نگارش خلاق و تولید محتوا
📅 شروع: جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
⏰ ساعت برگزاری: ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۰۰ظهر
💰 شهریه: ۹۹۹ هزار تومان برای ۵ نفر اول
این کارگاه با هدف تمرینهای اصولی و دقیق نویسندگی برگزار میشود و نقشه راهی برای تجربهای نو در ادبیات داستانی و غیرداستانی فراهم میکند.
در هر ۳ جلسه ۳ متن متنوع خلق میکنیم: داستان، جستار، مقاله، نثر ادبی و شعر
هر بار ۳ تمرین تازه همراه با نمونههای شاخص معرفی میشود.
برای شرکت:
مبلغ شهریه را به شماره کارت زیر واریز کرده و رسید آن را برای پشتیبان دنیای نویسندگی ارسال کنید تا اطلاعات ورود به جلسه برایتان ارسال شود.
6104. 3386 8290 3741
به نام فاطمه داداشی
📩 پشتیبانی دنیای نویسندگی:
@ensane20
📚کتابها همیشه هستند.
اما جمعی که با هم فکر میکند، همیشه تکرار نمیشود.
فقط تا پایان امروز فرصت داری کنار ما باشی.
📚گاهی ما کتابها را میخریم، اما نمیخوانیم.
📌گاهی هم قرار است کتابی را بخوانیم، اما «زمان مناسبش» عقب میافتد.
اینبار قرار است با هم کتاب نیروی حال نوشتهی Eckhart Tolle را بخوانیم؛
آهسته،
گفتگو محور
با تمرکز روی کاربردهای واقعیاش در زندگی.
❇️اگر مدتی است خواندن این کتاب در برنامهتان بوده، شاید الان زمانش رسیده.
جلسات کتابخوانی و گفتوگو از همین هفته شروع میشود.
ثبتنام فقط تا روز دوشنبه 4 اسفند باز است.
برای حضور در دوره، لطفاً به پشتیبان پیام بدهید تا جزئیات برایتان ارسال شود.
با هم خواندن، فهم را عمیقتر میکند.
@ensane20
هویت در روزهای طوفانی
کاش می دانستی تو در عمق جان من، چگونه ریشه کرده ای.
در این روزهایی که غم و اندوه جانمان را میکاود، این جمله برایم یادآور یک حقیقت ساده بود:
آنچه ما را سر پا نگه میدارد، شاخهها نیستند؛ ریشهها هستند.
یاد سطری از فروغ فرخزاد افتادم:
«همه میترسند
اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم و نترسیدیم»
میدانم ترس را نمیتوان انکار کرد؛
اما میتوان انتخابی آگاهانه داشت و خود را به خودآگاهی پیوند زد.
خودآگاهی یعنی بدانم چه چیزی در من ریشه دارد و عمیق است.
ارزش من چیست؟
باور من چیست؟
چرایی من در زندگی کدام است؟
در شرایطی که فضای بیرونی ثبات ندارد، اگر عمیقاً باور داشته باشی که میتوانی حتی در بحران یاد بگیری، بهدنبال راه خواهی گشت.
اما اگر آنچه در تو ریشه دوانده را رها کنی، زودتر تسلیم خواهی شد.
امروز هویت انتخابیات چیست؟
خودت را چه جور انسانی میدانی: یادگیرنده، مسئول، خلاق یا قربانی شرایط؟
این آگاه شدن، مثل ریشه عمل میکند؛
و جهت رشدش را تو تعیین میکنی.
از همینجا میتوان تصمیمهای پایدارتر گرفت؛
در زندگی، در روابط و در کسبوکار.
شاید مهمترین سؤال این روزها این باشد:
چه چیزی در جان من آنقدر ریشه کرده که هنوز میخواهم ادامه بدهم؟
پاسخ این سؤال، همان جایی است که امید از آن جان میگیرد.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم…
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
#از_نوشتن
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
نویسندهای که خودش را زندانی نکرد
فردی که ذهن منعطفی دارد یعنی اجازه نداده.، باورهایش او را محدود کند.
هنگامی که بتوانید زاویه دید خود را عوض کنید، در مقابل حرف های تازه مقاومت نکنید. اگر فهمیدید اشتباه کرده اید توان بیان آن را داشته باشید.
این مطلب مصداق زندگی نجف دریابندری است. دریا بندری تحصیلات دانشگاهی نداشت اما خودش را درچارچوب نداشتن مدرک زندانی نکرد. او خواند و ترجمه کرد و آموخت، باز آموخت.
در نوشتن ژست نداشت و فضل فروشی نمی کرد و همین سادگی عمیق وی، نتیجه ی ذهنی بود که خودش را کامل نمی دانست.
در دنیای نویسندگی ما بیش از هر چیز دیگری به ذهن منعطف نیاز داریم. ذهنی که از تغییر و بازنویسی از نقد شدن و بازنگری به نوشته هایش نترسم.
⚡️حرف اخر این که:
نویسندهای که ذهنش منعطف است، پیر نمیشود؛ حتی اگر موهایش سفید شود. چون هر روز آماده است جهان را دوباره کشف کند و این، شاید بزرگترین سرمایهی یک اهل قلم باشد.
✍از خودت بگو در کجای نوشته هایت هنوز مقاومت میکنی
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
#پادکست_۸۶
✅رشد شناختی ما فقط محصول تلاش فردی نیست.
امروز در یک گفتگوی کوچینگ، دوباره دیدم چطور یک ذهن، ذهن دیگر را بیدار میکند.
🧠اگر فکر میکنیم نوشتن فقط تمرین فردی است، شاید بخشی از ماجرا را ندیدهایم.
ذهن در شبکه ارتباطی رشد میکند.
در گفتگو. در رابطه. در برخورد اندیشهها.
🎧در این پادکست از این میگویم که چرا کیفیت روابط با اطرافیان ، کیفیت نوشتههایمان را میسازد.
و اینکه شاید برای نوشتن بهتر، باید فقط بیشتر ننویسیم… بلکه عمیقتر ارتباط بگیریم.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
✍واژه نویسی
واژه نویسی از آن دسته تمرین هایی است که ذهن نویسنده را قلقلک می دهد و موجب افزایش هوش کلامی می شود.
این واژهها دانه هایی هستند و نویسنده با آنها جنگل میسازد
چند واژه ناب که عموما در نوشته ها می خوانیم و می نویسیم.
خموش
ساکت، خاموش، فروخورده
۲. ژرفا
عمق، درونِ عمیقِ چیزی یا کسی
۳. ستیهنده
لجباز، سرسخت، کسی که بهسادگی کوتاه نمیآید
۴. فرسایش
ساییده شدن تدریجی، نابودی آرام و پیوسته
۵. مهآلود
مبهم، نامشخص، پوشیده در ابهام
۶. خلسه
حالت بیخودی، رهایی ذهن از زمان و مکان
۷. گسست
جدایی ناگهانی، بریدگی پیوند
۸. واپاشی
از هم پاشیدنِ تدریجی، فرو ریختن ساختار
۹. ملال
خستگی روحی، دلزدگی عمیق و کشدار
۱۰. خویشتندار
کسی که احساساتش را مهار میکند
۱۱. تأمل
درنگ برای فکر کردن، مکثِ آگاهانه
۱۲. رمیده
گریزان، دوریکننده، دلزده
۱۳. بیقرار
ناآرام، فاقد سکون ذهنی یا احساسی
۱۴. فرتوت
فرسوده، کهنه، از رمق افتاده
۱۵. تودرتو
پیچیده، لایهلایه، غیرخطی
۱۶. دلآشوب
نگران، مضطرب، ناآرامِ درونی
۱۷. واگشت
بازگشت، برگشتن به حالت یا مسیر پیشین
۱۸. نهفته
پنهان، آشکار نشده
۱۹. گنگ نامفهوم، مبهم،
۲۰. سکوتزده
کسی یا چیزی که سکوت بر آن غلبه کرده است.
✅برای هر واژه یک جملهی ادبی کوتاه بنویسیم.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است، اما مهمترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است.
✍عباس معروفی
📕سال بلوا
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
🔳🔺چرا بعد از بحران برگشتن و نوشتن و یاد گرفتن عاقلانه است.
بعضی تجربههای سخت، اگرچه دردناکاند، اما میتوانند ما را به فهمهایی برسانند که قبلش نداشتیم. نه چون قویتر شدهایم؛
بلکه چون مجبور شدهایم دقیقتر به مسائل نگاه کنیم و این رشد اتفاقی نیست.
درد بهتنهایی آدم را رشد نمیدهد. آنچه تفاوت ایجاد میکند، یاد گرفتن است؛
خواندن، شنیدن تجربه دیگران، نوشتن از آنچه بر ما گذشته است
وقتی مسیر یادگیری و رشد دیگران را میبینیم، ذهنمان آرامآرام از «گیر افتادن» بیرون میآید و به این فکر میافتد که:
«شاید من هم بتوانم از این نقطه عبور کنم.» نه برای مقایسه کردن بلکه برای امیدِ قابلباور.
آدمهایی که بعد از سختیها رشد میکنند، معمولاً کار عجیبی نمیکنند. فقط تصمیم میگیرند شاگرد بمانند. یاد بگیرند از تجربهشان فرار نکنند، آن را درک کنند.
یادگیری، درد را پاک نمیکند. اما کمک میکند درد بیمعنا نماند. در روان شناسی به آن رشد بعد از سانحه می گویند.
یعنی ما زخمهایمان را پنهان نمی کنیم بلکه از آنها یاد می گیریم چرا که ادامه زندگی را انسانیتر می کند.
در دنیایی که همهچیز زود مصرف و یا زود فراموش میشود، چسبیدن به چیزهای ماندگار مانند خواندن، نوشتن، فکر کردن، یاد گرفتن یک انتخاب عاقلانه است.
با عشق و احترام 💙
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
این روزها ذهن شلوغ است و چند دقیقه وقت بگذار به این موسیقی گوش کن.
اجازه بده آرامش رو تجربه کنی
ما نیاز داریم استراحت کنیم و احساسات را تنها نگذاریم.
⚡️بیایید در کنار هم لحظات سخت را پشت سر بگذاریم.
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
باده نی در هر سری شر می کند
آنچنان را آنچنان تر می کند
✍مولوی
۱ ۰ یادگیری و اندیشیدن امری توقف ناپذیر است و مداومت در آن روح و جسم را جلا می بخشد.
۲ ۰در جمع که هستیم چه از نوع فیزیکی و چه از نوع مجازی اش انرژی مان بیشتر می شود و بازدهی مان دو چندان شده و این همان معجزه ای است که قادر است زندگی مان را تغییر دهد.
۳. بپذیریم که شیوهی کنش و واکنش افراد در پدیدههای اجتماعی گوناگون است. اگر کسی مطابق با شیوهی آشنا یا موردانتظار ما عمل نکرد، پیشداوری نکنیم. برای «درک حضور دیگری» بکوشیم.
۴. به کسانی که برای حفظ جریان زندگی تقلا میکنند انگ بیخبری و بیاعتنایی نزنیم.
۵. با کوشش برای رشد خود هر چند اندک، در عین مصائب و شدائد فراوان به حفظ روحیهی اطرافیانمان یاری میرسانیم.
۶. من برای توسعه فردی کار میکنم و برای هر کسی که کودک درونش را زنده نگه داشته است و برای آن می کوشد.
۷.در این بازه زمانی آنچه ما را رشد می دهد تا به زندگی نگاه جدی تر و بهتری داشته باشیم همدلی و مداومت در مطالعه و فکر کردن و مراقبت از خود است.
✅بنا بر این مطالعه و نوشتن اگر در شرایط بحرانی کنار گذاشته شوند. تعطیلِ آموختن و اندیشیدن یعنی تداوم جهل و نادانی.
با عشق و احترام💙
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
چگونه زندگی بعد از بحران دوباره تنظیم کنیم.
قانون اقدام ۱۰ دقیقهای
وقتی مغز قفل میکند، تصمیمهای بزرگ جواب نمیدهند. در این لحظه فقط به مدت ۱۰ دقیقه خودتان را درگیر یک کار ساده کنید:
⚡️مرتبکردن یک گوشه از خانه،
⚡️تماس کوتاه با یک نفر،
✍نوشتن سه کار ضروری امروز،
⚡️یا پیگیری یک کار اداری عقبافتاده.
این کارها کوچکاند، اما پیام درونی بزرگی دارند:
«من هنوز کارآمدم. هنوز میتوانم اثر بگذارم.»
✅ساخت لنگرگاههای زمانی
در دل فروپاشی ذهن، زمان از هم میپاشد. برای همین مغز به نشانههای ثابت نیاز دارد. چند رفتار ساده را در ساعتهای مشخص نگه دارید؛
مثلاً هر روز ساعت ۹ صبح چای بنوشید،
یا هر شب ساعت ۱۰ مسواک بزنید.
همین نظمهای میکروسکوپی به مغز میگویند:
«دنیا هنوز کاملاً بیقاعده نشده.»
و همین، حس امنیت را آرامآرام بالا میبرد.
اهمیت ارتباط؛ تنها نمانید.
بعد از بحران، وصل ماندن به آدمها یک عامل حفاظتی جدی است. ارتباط انسانی یکی از ستونهای سلامت روان است، نه یک گزینهی لوکس.
تمرینهای کاربردی:
✅درخواست کمکِ دقیق:
بهجای «حالم بده»، بگویید:
«میتونی ۱۰ دقیقه با من حرف بزنی؟»
یا «میتونی فردا برای فلان کار همراهم بیای؟»
🔺ایفای نقشِ بازماندهی سالم:
کمک کردن به دیگران حتی اگر کوچک
باشد حس معنا و کارآمدی را زنده میکند و از انزوا میکاهد.
امیدِ واقعبینانه
امید، خیالپردازی نیست.
امید یعنی جهت داشتن، حتی وسط درد.
✅تمرین:
– بهجای فکر کردن به ماهها و سالهای آینده، «امید ۷۲ ساعته» بسازید.
– فقط سه هدف کوچک برای ۷۲ ساعت آینده مشخص کنید.
– به خودتان یادآوری کنید:
«ممکن است شرایط سخت بماند، اما من میتوانم قدمهای کوچک را درست بردارم.»
– انزوا و قطع ارتباط:
گاهی برای فرار از فشار، خودمان را کنار میکشیم؛ اما اگر طولانی شود، معمولاً اوضاع را بدتر میکند.
جایگزین: هر روز یک تماس کوتاه و منظم با یک نفر امن.
– بیحسی و خاموش کردن احساسات:
در کوتاهمدت محافظ است، اما اگر مزمن شود، انگیزه را میکشد.
جایگزین: هر روز یک قدم کوچک برای دیدن و بیان احساسات.
– غرق شدن در اخبار:
خبر زیاد، مغز را دائماً در حالت هشدار نگه میدارد.
جایگزین: زمانبندی مشخص + منابع محدود و معتبر.
– قهرمانبازی بیمرز:
کمک کردن ارزشمند است، اما بدون مرز به فرسودگی میرسد.
جایگزین: کمکهای کوچک، پایدار و در حد توان.
وقتی رنج دیگران را میبینیم، گاهی به خودمان اجازه آرامش نمیدهیم.
جایگزین: به یاد داشته باشید رنج کشیدن شما، رنج دیگران را کم نمیکند. مراقبت از خود یعنی توان بیشتر برای کمک واقعی.
چه زمانی باید کمک تخصصی گرفت؟
اگر علائم با گذشت زمان بهتر نشد یا زندگی روزمره تان را مختل کرد، کمک حرفهای ضروری است.
نشانهها میتواند شامل کابوس و فلشبک، اجتناب شدید، بیخوابی و وحشتزدگی مکرر، یا افکار آسیب به خود باشد.
همان مغز و بدنی که برای زندهماندن جنگیده، میتواند دوباره برای زندگیکردن تنظیم شود.
ذهنیت بازمانده قرار نیست درد را انکار کند یا ما را قهرمان نشان دهد؛
فقط کمک میکند، یک قدم امن برداریم،
یک نفس عمیق بکشیم،
ارتباطها و امید را در اندازهی واقعیاش زنده نگه داریم.
فاطمه داداشی
💪انسان20
🆔 @donyaye_nevisandegi
سلام دوستان
امیدوارم زنده و سالم باشید❤️
روزهای سختی بر ما گذشت و الان هم شانسی وصل شدم که فقط سلام و آرزوی سلامتی کنم براتون.
نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه ی دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده
سهراب سپهری
فاطمه داداشی
🆔 @donyyenevisandegi
ما به امیدوار بودن معتاد شدهایم.
صبح که بیدار میشویم،
مثل کلاه، پیراهن و کروات،
امیدمان را میپوشیم.
✍ هوشنگ گلشیری – نیمهی تاریک ما
امید، واژهایست به بلندای تاریخ زندگی انسان.
همان چیزی که قرنهاست
هر صبح
انسان را از جا بلند کرده
تا یک روز دیگر را
دوباره نو کند.
چهار حرف ساده،
اما با دنیایی از معنا.
سالهاست
امید را
در ذهن و جانمان تزریق میکنیم
تا روزهای از دسترفته
جایی تازه
فرصت تولد پیدا کنند.
با عشق و احترام 💙
فاطمه داداشی
🆔 @donyaye_nevisandegi
☀️روزتون تون پر امید همسفران