3718
رفیق شفیقم، به خونه خودت خوش اومدی🌱☺️🫀 🧠😁Ψ اینجا یه کلاس درسه پیج مارو هم اگه دوست داشتی میتونی فالو کنی😇👇 @ego_academy1 من محمد صالح ام، رتبه ۱۲۶ بالینی بهداشت و دانشجوی روانشناسی و فارغ علوم اعصاب سوالم داشتی من در خدمتت هستم @mr_jesse144
✅ در DSM_4 ، سه نوع حمله پنیک(panic attack) مطرح شده بود:
1. حملات غیرمنتظره(unexpected attack): این نوع حمله، بدون مقدمه و بدون محرک.
2. محدود به موقعیت: حملاتی که تقریبا همیشه در موقعیت خاص رخ می دهند.
3. مستعد موقعیت: احتمال رخ دادن حملات در یک موقعیت خاص بیشتر است، اما همیشه در آن موقعیت خاص رخ نمی دهد یا بلافاصله بعد از آن نیست.
✔️این سه نوع در DSM_5 حذف شده اند.✔️
@ego_academy1
بر اساس نظریات یک سری از روانکاوان، هنگامی که رابطه اولیه مادر و کودک با دشواریهایی همراه باشد، ممکن است کودک در تمایز میان «من» و «دیگری» یا در تنظیم هیجانهای خود با مشکل روبهرو شود.
در برخی موارد، این تنشها به جای آنکه به زبان و نماد تبدیل شوند، از طریق بدن و بهویژه پوست بیان میشوند.
در سال ۲۰۱۰ ، Carolina grespan و همکارانش در کار پژوهشی ای که انجام داده اند، معتقدند که در برخی بیماران مبتلا به پسوریازیس، پوست به نوعی پیامرسان روان تبدیل میشود؛ گویی احساساتی مانند خشم، اضطراب، ترس از طردشدگی یا نیاز به محبت و توجه، به جای بیان کلامی، در قالب علائم پوستی ظاهر میشوند.
@ego_academy1
امروز بریم یه کم راجب یک بیماری خودایمنی که الان میبینم تعداد مبتلایان زیاد شده، حرف بزنیم😅
@ego_academy1
ویژگی مراحل از دید جناب پیاژه😍🙏
توضیح هر ویژگی👇
@ego_academy1
✅ حالا بیایید با هم بررسی کنیم این ۴ مولفه یا ویژگی دقیقا چی هستند.
1. رنجوری شخصی به تجربه درد، ناراحتی، اضطراب، اندوه یا رنج روانی توسط فرد اشاره دارد.
بسیاری از افراد مبتلا به اختلالهای روانی، مانند افسردگی و اختلالهای اضطرابی، از نشانههای خود رنج میبرند و احساس ناراحتی شدیدی را تجربه میکنند.
2. ناتوانی به کاهش یا اختلال در عملکرد فرد در حوزههای مهم زندگی مانند تحصیل، شغل، روابط اجتماعی یا مراقبت از خود اشاره دارد. در این حالت، نشانههای روانشناختی مانع انجام مؤثر فعالیتهای روزمره میشوند.
3. کژکاری به وجود اختلال در فرایندهای روانشناختی، زیستی یا رشدی اشاره دارد؛ یعنی یکی از سازوکارهای درونی فرد بهدرستی عمل نمیکند. طبق توضیح کتاب، کژکاری زمانی رخ میدهد که یک سازوکار روانشناختی نتواند عملکرد طبیعی خود را انجام دهد.
4. نقص هنجارهای اجتماعی به رفتارهایی اشاره دارد که با انتظارات، ارزشها و هنجارهای پذیرفتهشده جامعه ناسازگار هستند.
@ego_academy1
بیشتر در چه افرادی این سندرم دیده میشه؟!
افرادی هستند که با وجود موفقیتهای تحصیلی، شغلی یا شخصی، احساس می کنند که شایسته آنها نیستند.
این تجربه روانشناختی با عنوان سندرم فریبکار (Impostor Syndrome) شناخته میشود.
پدیدهای هست که در آن فرد، علیرغم وجود شواهد روشن از موفقیت، همچنان خودش رو نالایق میدونه و موفقیتهایش را به شانس، اتفاق یا عوامل بیرونی نسبت میدهد( میگه اینا که همش از سر شانس بوده!)
در سال ۱۹۷۸، برای اولین بار توسط روانشناسان آمریکایی پائولین کلنس و سوزان آیمز مطرح شد.
آنها در مطالعات خود مشاهده کردند که بسیاری از افراد موفق، بهویژه دانشجویان ممتاز و متخصصان برجسته، باور دارند که موفقیتهایشان واقعی نیست و دیر یا زود دیگران متوجه «بیکفایتی پنهان» آنها خواهند شد.
@ego_academy1
برای بررسی این موضوع، پژوهشگران دو مطالعه انجام دادند.
1️⃣در مطالعه اول، زوجهای تازهازدواجکرده از نظر میزان خجالتی بودن، رضایت زناشویی، شدت مشکلات زناشویی و احساس توانایی در حل مشکلات رابطه بررسی شدند. نتایج نشان داد افرادی که خجالتیتر بودند، رضایت زناشویی کمتری داشتند و همچنین احساس میکردند در مدیریت رابطه و حل تعارضها توانایی کمتری دارند. این کاهش احساس توانایی، با افزایش مشکلات زناشویی و کاهش رضایت از ازدواج همراه بود.
2️⃣ در مطالعه دوم، همین روند بهصورت طولی بررسی شد؛ یعنی زوجها در طول زمان دنبال شدند تا مشخص شود آیا خجالتی بودن میتواند کاهش تدریجی رضایت زناشویی را پیشبینی کند یا نه.
نتایج دوباره نشان دادند که خجالتی بودن باعث افت تدریجی رضایت زناشویی میشود. افرادی که احساس میکردند در حل مشکلات رابطه ناتوان هستند، با گذشت زمان مشکلات بیشتری در ازدواج تجربه کردند و در نتیجه رضایت آنها از
رابطه کمتر شد.
✅ یکی از یافتههای مهم مقاله این بود که خجالتی بودنِ فرد بیشتر روی رضایت خود او تأثیر میگذاشت تا رضایت شریک عاطفیاش. یعنی ممکن بود فرد خجالتی احساس نارضایتی بیشتری از رابطه داشته باشد، در حالی که همسرش همچنان از رابطه راضی باشد.
✅ پژوهشگران این موضوع را به تفاوت در ادراک مشکلات زناشویی نسبت دادند؛ هر فرد ممکن است مشکلات خاصی را تجربه کند که شریکش آنها را چندان مهم نداند.
✅ نویسندگان تأکید میکنند که شخصیت خجالتی معمولاً پایدار است و تغییر آن دشوار است، اما «خودکارآمدی رابطهای» میتواند هدف مناسبی برای درمان و مداخله باشد.
✅ اگر به افراد خجالتی آموزش داده شود که چگونه تعارضات را مدیریت کنند، احساسات خود را بیان کنند و برای حل مشکلات رابطه اقدام نمایند، احتمالاً کیفیت ازدواج آنها بهتر خواهد شد. به همین دلیل، ریسرچرها پیشنهاد میکنند که زوجدرمانی و آموزش مهارتهای ارتباطی میتواند برای زوجهایی که یکی از طرفین خجالتی است بسیار مفید باشد.
پارت ۲
@ego_academy1
اگرچه امروز می دانیم که بسیاری از کارکردهای ذهنی در نواحی خاصی از مغز موضعیابی(localized) شدهاند، اما همچنین میدانیم که هیچ ناحیهای بهتنهایی عمل نمیکند.
با پیشرفت روشهای اندازهگیری آسیب های مغزی و نیز روشهای پیچیدهتر سنجش رفتار، پژوهشگران دریافتهاند که همه آسیب ها اثر یکسانی بر رفتار ندارند. بنابراین تفاوتهای رفتاری باید ناشی از تفاوت در ساختارهای مغزی باشند.
با وجود شواهد مربوط به زیرسیستمهای متمایز مغز، نباید فراموش کنیم که مغز از حدود ۵۰ میلیارد نورون بههمپیوسته تشکیل شده است. در واقع، بسیاری از رویکردهای جدید، مغز را بهصورت یک شبکه یکپارچه بررسی میکنند و تأثیر ویژگیهای این شبکه را بر تفکر و هیجان مطالعه میکنند.
اجازه بدید مثالی بزنم برای درک بیشتر توضیحات:
ماشین از بخشهای مجزایی مثل موتور، جعبهدنده، چرخها و سیستم تعلیق ساخته شده اما هیچیک از این بخشها بهتنهایی برای حرکت کافی نیستند، مگر اینکه به شکل مشخصی به هم متصل شوند تا نیروی موتور بتواند به چرخها منتقل شود.
#پارت۲
✍️محمد صالح غلامحسینی
مترجم و گرداورنده:
محمد صالح غلامحسینی🖤
@ego_academy1
✅سهگانه تاریک شخصیت✅
1. خودشیفتگی (Narcissism)
افراد خودشیفته خود را خاصتر، مهمتر و شایستهتر از دیگران میدانند. آنها به تحسین و توجه مداوم نیاز دارند و معمولاً تحمل انتقاد را ندارند.
✔️ نشانههای رایج:
1. احساس برتری نسبت به دیگران
2. نیاز شدید به تحسین
3. بزرگنمایی موفقیتها
4. حساسیت بالا به انتقاد
در نگاه اول، افراد خودشیفته ممکن است اعتمادبهنفس بالایی داشته باشند و بسیار جذاب به نظر برسند؛ اما در روابط عاطفی معمولاً نیازهای خود را بر نیازهای دیگران ترجیح میدهند.
2. ماکیاولیسم (Machiavellianism)
این ویژگی نام خود را از اندیشههای نیکولو ماکیاولی گرفته است.
✅ فرد ماکیاولیستی معتقد است:
«هدف وسیله را توجیه میکند.»
برای چنین فردی، صداقت، اخلاق یا وفاداری اهمیت کمتری نسبت به قدرت و منفعت شخصی دارد.
✔️ نشانههای رایج:
1. فریبکاری حسابشده
2. دستکاری دیگران
3. نگاه ابزاری به روابط
4. برنامهریزی برای کسب قدرت و کنترل
این افراد معمولاً خونسرد، محاسبهگر و ماهر در بازیهای روانی هستند.
3. سایکوپاتی (Psychopathy)
سایکوپاتی شدیدترین بخش سهگانه تاریک محسوب میشود.
✔️ برخلاف تصور رایج، همه سایکوپاتها مجرم یا قاتل نیستند. بسیاری از آنها در جامعه زندگی عادی دارند؛ اما ویژگیهای مشترکی دارند:
1. فقدان همدلی
2. احساس گناه اندک
3. تکانشگری
4. بیتفاوتی نسبت به آسیب رساندن به دیگران
5. جستجوی هیجان
این افراد ممکن است بهراحتی دروغ بگویند یا از دیگران سوءاستفاده کنند، بدون آنکه احساس پشیمانی داشته باشند.
@ego_academy1
تفاوت بین ترس و اضطراب😍❤️
خدمت شما عزیزان🙏🌱
@ego_academy1
نکته جالب اینه که ضایعات پوستی یک تناقض در خود دارند:
از یک سو فرد را از دیگران دور میکنند و ممکن است باعث خجالت، انزوا یا طرد اجتماعی شوند اما از طرف دیگه نوعی درخواست برای دیده شدن، مراقبت و دریافت توجه نیز هستند. به عبارت دیگر، بیماری همزمان پیام «دور شو» و «به من نزدیک شو» را منتقل میکند.
در دو مطالعه موردی این مقاله، هر دو کودک مبتلا به پسوریازیس در روابط خود با مادر، وابستگی شدید، دشواری در ابراز هیجانها و خشم، و مشکلاتی در جدایی و استقلال نشان میدادند.
همچنین با فراهم شدن فضایی امن در رواندرمانی، توانستند خشم، اضطراب و احساسات سرکوبشده خود را از طریق بازی و نقاشی بیان کنند و همزمان بهبود نسبی در وضعیت روانی و پوستی آنها مشاهده شد.
@ego_academy1
خب امروز راجب پسوریازیس حرف میزنیم✅
✔️ پسوریازیس یک بیماری مزمن پوستی است که عوامل ژنتیکی، ایمنی و محیطی در ایجاد آن نقش دارند.
✔️ اما یک سری از پژوهشگران حوزه روانتنی معتقدند عوامل هیجانی و روابط اولیه زندگی نیز میتوانند در شدت و تداوم آن مؤثر باشند.
از دیدگاه روانکاوی، پوست فقط یک عضو بدن نیست؛ بلکه به مثابه مرزی میان «خود» و «دیگری» است. پوست اولین وسیله ارتباط کودک با جهان محسوب میشود و تماسهای اولیه با مادر نقش مهمی در شکلگیری احساس امنیت، هویت و مرزهای روانی کودک دارند.
@ego_academy1
🔹 ۱. دورههای کیفی متفاوت
پیاژه معتقد بود رشد شناختی صرفاً افزایش اطلاعات یا دانش نیست، بلکه شیوه تفکر کودک در هر مرحله با مرحله قبل تفاوت کیفی دارد. به همین دلیل، کودک در سنین مختلف دنیا را به شکلهای متفاوتی درک میکند و نمیتوان انتظار داشت مانند یک بزرگسال کوچک فکر کند.
🔹 ۲. ویژگیهای فکری کلی
به نظر پیاژه، شیوه تفکر کودک در هر مرحله بر بیشتر رفتارها و فعالیتهای ذهنی او تأثیر میگذارد. برای مثال، کودکی که در مرحله پیشعملیاتی قرار دارد، در بسیاری از موقعیتها از همان الگوی فکری ویژه آن مرحله استفاده میکند. بنابراین تغییرات شناختی فقط محدود به یک حوزه خاص نیستند.
🔹 ۳. یکپارچگی سلسلهمراتبی
مراحل رشد شناختی به صورت زنجیرهای و منظم به دنبال یکدیگر ظاهر میشوند. هر مرحله بر دستاوردهای مرحله قبل بنا میشود و تواناییهای جدید را به تواناییهای قبلی اضافه میکند. به بیان دیگر، رشد شناختی فرایندی تدریجی و انباشتی است.
🔹 ۴. تسلسل غیرقابل تغییر
همه کودکان مراحل رشد شناختی را به ترتیب مشخصی طی میکنند و امکان جابهجایی در این توالی وجود ندارد. برای مثال، کودک نمیتواند بدون گذر از مرحله پیشعملیاتی وارد مرحله عملیات عینی شود. ترتیب مراحل ثابت است، هرچند سرعت رسیدن به آنها ممکن است متفاوت باشد.
🔹 ۵. تسلسل عمومی
پیاژه معتقد بود این مراحل در همه انسانها دیده میشوند و ماهیتی همگانی دارند. البته ممکن است برخی افراد در رسیدن به مراحل بالاتر سرعت متفاوتی داشته باشند یا حتی به بالاترین سطح تفکر نرسند، اما توالی کلی مراحل برای همه یکسان است.
@ego_academy1
🟣 یک نکته بسیار حائز اهمیت که باید بدونیم اینه که:
✔️ صرف نقض هنجارهای اجتماعی برای تشخیص اختلال روانی کافی نیست. زیرا هنجارها در فرهنگها و جوامع مختلف متفاوتاند. رفتاری که در یک فرهنگ غیرعادی تلقی میشود، ممکن است در فرهنگ دیگری کاملاً پذیرفتهشده باشد.
بزارید مثال بزنیم…
ممکنه در یک فرهنگی خوردن خاک یک چیز عادی باشه و یک مسئله فرهنگی باشه. پس نمیتونید تشخیص اختلال پیکا یا هرزه خواری بگذارید!
@ego_academy1
✅ زمانی که از تعریف جامع اختلالات روانشناختی(Psychological disorders) صحبت میشود، چهار مولفه(component) باید در نظر گرفته شود:
۱. رنجوری شخصی(personal distress)
۲. ناتوانی(disability)
۳. کژکاری(dysfunction)
۴. نقص هنجارهای اجتماعی(violation of social norm)
@ego_academy1
چندین نشانه رایج این سندرم چیه؟!
۱. موفقیتهای خود را کماهمیت جلوه میدهند.
۲. دستاوردهایشان را به شانس نسبت میدهند.
۳. از اشتباه کردن به شدت میترسند.
۴. خود را دائماً با دیگران مقایسه میکنند.
۵. احساس میکنند به اندازه کافی خوب نیستند.
۶. نگراناند که دیگران متوجه ضعفهایشان شوند.
@ego_academy1
⁉️سوالی مهمی که باید پرسید این است که چرا گاهی از موفقیت یا شکست دیگران احساس غرور یا شرم میکنیم، در حالی که خودمان
مستقیماً نقشی در آن نداشتهایم؟!
می دانیم که احساساتی مثل غرور و شرم معمولاً «هیجانهای خودآگاه» هستند. یعنی فرد در نهایت خودش را ارزیابی میکند.
✔️با این حال، در زندگی روزمره بارها پیش میآید که انسان ها از موفقیت فرزندشان، تیم ورزشی مورد علاقهاشان یا حتی اعضای جامعهای که به آن تعلق دارد احساس غرور میکند. به همین شکل، ممکن است از رفتار ناپسند یکی از اعضای خانواده یا حتی فردی که او را متعلق به گروه خود میداند احساس شرم
کند.
🟡 در مقاله ای ( Pride, Shame, and Group Identification) محققان استدلال می کنند که این احساسات را نمیتوان صرفاً با تحسین، سرایت هیجانی یا همدلی توضیح داد. یعنی چی؟!
🔴 اجازه بدید مثالی بزنیم…
برای مثال، وقتی والدی به خاطر موفقیت فرزندش احساس غرور میکند، این احساس فقط تحسین فرزند نیست؛ بلکه والد به نوعی آن موفقیت را با هویت خود نیز مرتبط میبیند. به همین دلیل، احساس غرور او با غروری که نسبت به موفقیت یک فرد غریبه دارد متفاوت است.
🔵 مفهوم اصلی که در مقاله آمده، «همانندسازی گروهی» است. بر اساس این دیدگاه، انسان فقط یک هویت فردی ندارد، بلکه دارای هویت اجتماعی نیز هست.
🟣 وقتی فرد خود را عضوی از یک گروه ــ مانند خانواده، دوستان، ملت، تیم ورزشی یا حتی یک گروه بسیار کوچک و موقتی ــ میبیند، موفقیتها و شکستهای سایر اعضای آن گروه بر ارزیابی او از خودش اثر میگذارد. در نتیجه، موفقیت عضو گروه میتواند باعث غرور و شکست یا رفتار ناپسند او میتواند موجب شرم شود.
⚫️ نویسندگان مقاله ذکر می کنند که این فرایند همیشه به دنبال کسب هویت مثبت نیست.
اگر هدف افراد فقط کسب احساس خوب بود، باید پس از رفتارهای شرمآور دیگران فوراً از آنها فاصله میگرفتند.
اما در واقعیت، بسیاری از افراد از رفتار بد اعضای خانواده، هموطنان یا گروههای خود احساس شرم میکنند، حتی زمانی که دوست دارند از آن رفتار فاصله بگیرند.
این موضوع نشان میدهد که همانندسازی گروهی پدیدهای عمیقتر از یک تلاش ساده برای افزایش عزتنفس است.
🟤 در نتیجه مقاله به ما می آموزد که غرور و شرمی که به واسطه دیگران تجربه میکنیم، در حقیقت بازتابی از هویت اجتماعی ما هستند. انسانها نهتنها خود را بهعنوان یک فرد، بلکه بهعنوان عضوی از گروههای مختلف تجربه میکنند و به همین دلیل موفقیتها و شکستهای دیگران میتوانند به شکلی واقعی بر احساس ارزشمندی یا شرمندگی آنها تأثیر بگذارند.
@ego_academy1
⁉️سوالی که محققان در دانشگاه Tennessee بهش پرداختند این بود که آیا افراد خجالتی و افرادی که دارای اضطراب اجتماعی هستند، پس از ورود به ازدواج نیز در حفظ رابطه دچار مشکل میشوند یا نه؟!
✅ دو پژوهشگر به نام Levi Baker 1 and James K. McNulty 1 در دانشگاه Tennessee،معتقد بودند که خجالتی بودن فقط بر شروع روابط تأثیر نمیگذارد، بلکه میتواند کیفیت روابط بلندمدت مانند ازدواج را نیز کاهش دهد.
✅در مقاله این دو نفر، گفته شده که افراد خجالتی معمولاً در موقعیتهای اجتماعی اضطراب بیشتری تجربه میکنند، از قضاوت شدن میترسند و احساس میکنند نمیتوانند تأثیر مثبتی بر دیگران بگذارند.
✅به همین دلیل، معمولاً از تعاملات اجتماعی دوری میکنند، کمتر گفتوگو را آغاز میکنند، کمتر احساسات خود را بیان میکنند و در روابط جدید با دشواری بیشتری روبهرو میشوند.
✅با این حال، پژوهشهای قبلی نشان داده بودند که این افراد در نهایت مانند دیگران ازدواج میکنند و وارد روابط بلندمدت میشوند. سؤال اصلی مقاله این بود که آیا خجالتی بودن پس از شکلگیری رابطه نیز همچنان مشکلساز باقی میماند یا خیر؟!
✅بر اساس نظریههای روانشناسی رابطه، بهویژه نظریه وابستگی متقابل و مدل شناختی برادبری و فینچام، این دو ریسرچر پیشنهاد کردند که مشکل اصلی افراد خجالتی در ازدواج، ضعف در «خودکارآمدی رابطهای» است؛ یعنی چی؟!
✅یعنی این افراد باور ندارند که بتوانند مشکلات زناشویی را بهخوبی حل کنند یا تعارضات را مدیریت نمایند. این احساس ناتوانی باعث میشود مشکلات رابطه حلنشده باقی بمانند و بهمرور رضایت زناشویی کاهش
پیدا کند.
پارت ۱
@ego_academy1
در اوایل قرن ۲۰ یک بحثی شکل گرفت مبنی بر اینکه آیا کارکردهای ذهنی واقعاً در نواحی مشخصی از مغز جایگیری شدهاند یا اینکه مغز بر اساس «عمل تودهای» (Mass Action) کار میکند؟! یعنی همه بخشهای مغز در همه کارکردها سهیماند(یعنی اینکه مغز مثل اجزای یک ماشین باید در کنار هم کار کنند).
یکی از مهمترین طرفداران دیدگاه عمل تودهای، روانشناسی به ناخ Karl Lashley (کارل لشلی)بود که بیشتر پژوهشهایش را در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ انجام داد.
این آقای لشلی معتقد بود نقصهای شناختی ناشی از آسیب مغزی، نه به محل آسیب بلکه به میزان گستردگی تخریب بستگی دارد؛ یعنی هرچه بافت بیشتری تخریب شود، افت عملکرد بیشتر خواهد بود.
در مقابل دیدگاه جناب لشلی، پژوهشگران طرفدار موضعیابی کارکردها استدلال میکردند که محل آسیب مغزی، و نه فقط مقدار کلی تخریب، تعیینکننده نوع و شدت نقص مشاهدهشده است.
#پارت۱
پژوهشگران برای بررسی این موضوع از بزرگسالان درباره تجربههای عاشقانه و نحوه احساسشان در روابط صمیمی سؤال کردند و دریافتند الگوهای مشخصی وجود دارد که با سبکهای دلبستگی دوران کودکی شباهت زیادی دارند.
بر همین اساس سه الگوی اصلی در روابط عاشقانه معرفی شد:
1. افراد با دلبستگی ایمن معمولاً از صمیمیت راحت هستند، اعتماد بیشتری دارند و روابط پایدارتر و رضایتبخشتری تجربه میکنند.
2. افراد با دلبستگی اجتنابی(avoidance) اغلب از نزدیکی زیاد ناراحت میشوند، وابستگی را محدود میکنند و تلاش میکنند استقلال خود را حفظ کنند.
3. افراد با دلبستگی اضطرابی یا دوسوگرا نیاز شدیدتری به صمیمیت دارند اما همزمان نگران طرد شدن هستند و ممکن است در رابطه ناپایداری هیجانی بیشتری نشان دهند.
اگر بخوایم بریم سراغ نتایج این مقاله، باید بگوییم که سبک دلبستگی نه تنها بر نحوه عاشق شدن افراد تأثیر میگذارد، بلکه بر انتخاب شریک زندگی، میزان اعتماد، نحوه مدیریت تعارضها و حتی دوام رابطه نیز اثر دارد.
در واقع بسیاری از مشکلات روابط عاطفی را میتوان با در نظر گرفتن الگوهای دلبستگی توضیح داد. به همین دلیل نویسندگان پیشنهاد میکنند برای فهم روابط عاشقانه بزرگسالان باید همان سازوکارهایی را بررسی کرد که در پیوند اولیه کودک و والد وجود دارد.
#پارت_دوم
مترجم و گرداورنده:
محمد صالح غلامحسینی
@ego_academy1