1209
غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو… https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
🚨 دانشجوهایی که دنبال منابع خوبن، اینو از دست ندن!
📚 یه فولدر تلگرامی آماده کردیم که داخلش کلی چیز کاربردی جمع شده:
🎓 آموزشهای روانشناسی
🇬🇧 آموزش زبان انگلیسی + گرامر و واژگان
📖 فایل و مقالههای آموزشی
📝 مطالب کنکوری و درسی
💼 فرصتهای شغلی و اطلاعات کاربردی
🎬 کلی فیلم و محتوای آموزشی
🌱ادبیات و شعر
یعنی بهجای اینکه برای هر چیزی ساعتها دنبال فایل و منبع بگردی، خیلی از منابع رو یکجا داری! 😍
👇 فقط روی لینک بزن و گزینه ADD رو انتخاب کن تا فولدر مستقیم به تلگرامت اضافه بشه:
🔗 /channel/addlist/uQz9AYjqpKE0NjM8
📌 ذخیرهش کن؛ احتمالاً چند بار بهش احتیاج پیدا میکنی 😉
〰〰〰〰〰〰〰〰
😍آموزش مکالمه انگلیسی
👇👇👇
/channel/englishskills_pegah
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
به من بگو که کجا میروی
پس از آن وقتها که رویاها تعطیل میشوند
و ما به گریه رو میآوریم
و گریه به رو
کجا ؟
.
#بیکلام
مگر ممکن است آدمی که احساسات و عاطفه دارد در عصر ما آرام و آسودهخاطر باشد؟!
جنگ و صلح، لئو تولستوی
.
فضیلت گمشده ی این روزها در روابط انسانی :
یک جفت گوشِ شنواЧитать полностью…
یک قلبِ بزرگ
و یک زبانِ خاموش
که در مواجهه با هر دردِ دلی
به اثباتِ اینکه «من» دردهایِ بیشتری دارم نکوشد...
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود #نافهایُّ و دَرِ آرزو ببست
هوا مسیحنفس گشت و باد #نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ دَر خروش آمد
#حافظ
این ترکیب هوای پاییزی و عصر جمعه هم خیلی جالبه؛
عصرتون دلنشین🌺
#ابیات_کاربردی
برای وقتی میری و به در بسته میخوری
#شاعری_ناشناسی سروده:
به خدمت آمده بودم نداشتی تشریفЧитать полностью…
به لب زمین ِ ادب بوسه دادم و رفتم
دلی به همره ِ من بود با هزار امید
به رسم هدیه به کویت سپردم و رفتم
#آدینه
امروز آدینه است...
کاش می شد به داد آدینه هایی رسید که به یک دوستت دارم ختم میشد !
چه سلطنتی دارد این جمله..!
چه قدر طراوت دارد ...!
# نوشته و خوانش :
#حمیده_اسدی_نوا
خیام
اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام مِی چرا بیکار است؟
مِی خور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است
اگر لحظاتی گل سعادتت پربار شد، بهانههای شادی را فراموش نکنЧитать полностью…
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
سحر کرشمهٔ چشمت به خواب میدیدم
زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداریست!
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاریِ جاوید در کم آزاریست!
#حافظ
شب که می شود
هوا پر می شود از دلتنگی
از تمام تو
تنها عشقت در قلبم ماند
که هر شب وقتی
از پنجره ی اتاقم
به ماه نگاه میکنم
به یادت قطره اشکی از حسرت
آسمانِ چشمانم را تر میکند .
" مختاباد موزیک دلنشین شبانگاهان "
" شبتون دور از دلتنگی🌹
شاید عبارت "دیدن نیمه ی پر یا خالی لیوان" رو زیاد شنیده باشین؛Читать полностью…
دیدن این کلیپ این اگاهی رو بهت میده که:
تو به اندازه ی نیمه ی خالیت میسوزی
پس خودت رو لبریز از آگاهی، دانش و مهارت نگهدار
تا نسوزی
🍁
دائما یکسان نباشد
حال دوران غم مخور
چای بنووووش😍
#جک_لندن
در زیر فلک
نشاط ما چیست؟
رقصِ فلک
و
دُکانِ قصاب
#رودکی
اوقاتتان خجسته تر از همیشه باد!
آهای اهالي آبادي😍
بردوختهام دیده
چو باز
از همه عالم
تا دیدهٔ من
بر رُخِ زیبایِ تو
باز است
#حافظ
درود بر ياران جان
روزتان پدرام
دلتان به یاد دوست آرام 🌺
«به شیوهی راه رفتن شتر در جنوب ایران “لُکّه رفتن” میگویند. لُکّه رفتن استعارهای است از آدمی خسته و ناامید که با همهی فرسودگی، هنوز در جستوجوی آب است.Читать полностью…
گمانم ما هم این روزها همه لُکّه میرویم.
به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاهوشی ده که محترم دارد
#حافظ
.
لئو تولستوی(آنا کارنینا)
«All happy families are alike; every unhappy family is unhappy in its own way.»
همهٔ خانوادههای خوشبخت به هم شبیهاند؛ اما هر خانوادهٔ بدبخت به شیوهٔ خودش بدبخت است.
.
.
آدمی به چه زنده است
داستانی از لئو تولستوی
که بعد از شنیدنش هرگز آن را فراموش نخواهید کرد
سالها بود که میخواستم از "فردا" شروع کنم اما همیشه "فردا" یک روز از من جلوتر بود!
سالها گذشت تا فهمیدم باید
از همین امروز شروع کنم. دوست من ،شما هم منتظر "فردا" نباش!
دست های تو کلید صبح است
که سوی مشرق می چرخد
و سپیدی را
از پسِ نرده ی سایه روشن
به سوی پنجره ها می خواند
چشم های تو به دیوارِ بلندِ باغِ عشق
روزنِ سبزی ست
که من از آنجا در لحظه ی مشتاقی
به درون می خزم آهسته و
با دامنی از سیبِ سرخِ راز
باز می گردم
چشم های تو
پنجره های بلند ابدیت هستند...
"منوچهر آتشی"
درود بر یاران جان
صبحتون بخیروشادی
ادینه تون شاد و پر طراوت
امشب صدای کبوترانم را نقاشی کردم
در دیوارهای تو به تو ،
سایه ی تو را شناختم.
من آواز خواندم
من با دوتار پیری آواز خواندم
و خطهای آبی رنگِ صدای زنی که
دوستش دارم،
آواز خسته مرا رنگی کرد.
من و تو آواز خواندیم
تا نفس مهتاب خاکستری شد.
در نقاشی هایم صدای تو را دیدم
تمام شب، مهتاب، در مربع خنده های تو
کودکی ام را نقاشی می کرد،
کاش باران ببارد
بوی کاهگل
آواز پرنده را پررنگ تر می کند ...
محمدابراهیم جعفری
گاهی یک گفتوگو قرار نیست چیزی را حل کند؛
قرار است چیزی را قابل دیدن کند.
ما اغلب در حصارِ جهانِ ذهنیِ خویش محبوسیم؛قیصر امین پور:
با تجربههایی که منحصراً از آنِ ماست،
ترسهایی که برای دیگری ملموس نیست
و مفاهیمی که در ذهن ما، بار معنایی متفاوتی دارند.
گفتوگوی اصیل، از نقطهای آغاز میشود که
«واکنشِ» آنی را کنار بگذاریم
و با مکثی آگاهانه بپرسیم: «تو این را چگونه میبینی؟»
هدف، رسیدن به توافق نیست؛
هدف، درک این حقیقت است که واقعیت، در نگاههای متفاوت، چهرههای متفاوتی میگیرد.
ارزشمندترین گفتوگوها، میدانِ پیروزی نیستند؛
پلهایی هستند که پس از عبور از آنها،
هر دو نفر با وسعتی بیشتر در نگاهشان، به خلوتِ خود بازمیگردند.
برخیز به خون دل وضویی بکنیمЧитать полностью…
در آب ترانه شستشویی بکنیم
عمر اندک و فرصت خموشی بسیار
تلخ است سکوت، گفتگویی بکنیم
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
در قفسِ خیالِ تو، تکیه زنم به انتظارЧитать полностью…
تا که تو بشکنی قفس، پر بکشم به سوی تو