1209
غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو… https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پُر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخم هایی که نشمرده ایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم....
#قیصرامین_پور
ای عشق، شبیه کودکم در دستت
در اوجم و حیف، کوچکم در دستت
دنبال خودت دوان دوان میکِشی ام
مثل نخ بادبادکم در دستت...
#مرتضی_درزی
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
تا شوی آگاه فرصت رفتهاست
وعدهٔ وصل انتظاری بیش نیست
#بیدل
و به کوتاهی امروز قسم
که بلندای شبِ شهر به سر خواهد شد...
شبتون آرام
⭐️🌙
ای یوسف خوشنام ما،
خوش میروی بر بام ما
ای درشکسته جام ما،
ای بردریده دام ما
ای نور ما، ای سور ما،
ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شورِ ما،
تا مِی شود انگور ما
#مولانا
#حسامالدین_سراج
در دلم آشوب صد قرن است ....اما ببشتر
خسته ام از دست خود ..ازدست دنیا بیشتر
آن قدر دلتنگ لبخندم که شب را باخته
گم شدم در پهنه ی اندوه فردا بیشتر
لای لایی خوان بی گهواره ام در این غزل
غصه ام از هر زن تنهای نازا بیشتر
اهل تکرارم ....چرا اهلی شدم در این قفس؟
تا در آیینه بماند مرغ مینا بیشتر
در دلم آشوب دارم ....اعتمادم کم شده
از غریبان کمتر و از آشنا ها بیشتر
چون یهودا می فروشم اعتقادم را که رنج
بر صلیب کفر می بیند مسیحا بیشتر
شعرهای من تجسم های بغضی کهنه اند
دردهایم می شود هر لحظه افشا بیشتر
فارقم از هر فروغی ،،، نو سرایی کرده ام
بغض صد افسانه از،دیوان نیما بیشتر
#مرضیه_اوجی
اگر تو نمیتوانی داستانت را برای شخص دیگری تعریف کنی راه دیگری پیدا کن: بنویس، نقاشی کن، اندوهت را با قصهای تصویری ترسیم کن یا به دل جنگل بگویی او بدون اینکه بکوشد آنرا تغییر دهد، آرامش عمیقی به تو میبخشد.
رفیقم ناظم / گفتی که بهاری در راه است / در دل برف ماندهایم.
برف به کمرگاهمان رسیده / چراغ روشنمان چشمهای گرگ است / باد نیست که به هر سومان میوزد / آههای بچههای گمشده بر زمین است / بغض جوانیمان بیرون مسافرخانههای سر راه است.
راههای مسدود شده آیا باز میشوند؟ / پلیس، سر تعظیم فرود میآورد؟ / و گرگها جمله گیاهخوار میشوند؟
ناظم! شاعر مهربان! چه بگوییم / استخوانم میلرزد / دیگر حرف، مشکلگشای سفره ما نیست
ما آبستن گرگیم / کاش ماه تو / پرده آسمان دودیمان را میدرید / که فقط یک شب چیزی را ببینیم که تو وعده داده بودی.
مرگ هم اکنون طلبکار ماست / صبح زنگ خانهمان را میزند که چرا دیر کردهایم / و درد نیز طلبکارمان است.
بانکها به جای سود ماهیانه به حسابمان زخمبند میفرستند / اختلاسگران وعده دادند / که سعادت بیرون در است / و رمز عبور میفروشند.
آی ناظم ناظم! / پاسخ به پرسشمان را روزی خواهی داد / روزی که از صدای استخوان تو نی میسازیم / نی ساز ماست که میشود اندکی با آن گریه کرد.
ناظم ناظم! / هدایت ما صادق بود / چرا به رمز هدایتمان اعتنایی نکردیم.
#شمس_لنگرودی
📒 (رقص با گذرنامهی جعلی)
صبور باش عشق جان
روزهای خوبمان هنوز از راه نرسیده اند
تاب بیاور مهربان
ما از تمام طوفانها جان سالم بدر خواهیم برد
میدانم صورتهایمان سرخ است از سیلی مدام و بیرحم زمانه
و چشمه اشک هایمان از غصه های مکرر همیشه پرآب
ولی یکی از همین روزها درست در جایی که باورت هم نمیشود
درساحل خلیج زیبای فارس
پاپوش تنگ سختی هارا از پایمان درمی آوریم و پاهای خسته مان را به زلال بیکرانش می سپاریم
و با هم به تمام تلخی هایی که از سر گذارندبم قاه قاه میخندیم
طاقت بیاور زیبا
#تبسم_یاراحمدی
📩به جای بیشتر داشتن، به عمیق تر دیدن عادت کن، دنیا برای کسی که بلد است تماشا کند، هرگز تکراری نمی شود.
Читать полностью…
زیباترين صبحِ دنيا
در چشمِ آدمهايى
طلوع ميكند
ڪه دستِ اميد را
میگيرند
و پا به پاے تلاش
و مهربانى
هدفهايشان را
دنبال میڪنند...
صبحتان زیبا...
.
به آفتاب سلام
که
باز می شود آهسته بر
دریچه ی صبح...
#عمران_صلاحی
دورد در یاران جان
پگاهتان پدرام
دلتان به یاد دوست آرام🍃🌺
از نامههای #نیما به #عالیه
محبتِ من تـو را جذب میکند.
یقین بدار تمام قلبها مثل قلب شاعر آفریده نشده است.
ضعف و شدت در تمام اشیاء مشاهده میشود..
پس هیچکس مثل من،
تــو را دوست نخواهد داشت.
عالیه! میل داری امتحان کن..
تاریخ و آثار شعرای بزرگ را بخوان.
مسلّم خواهد شد که قلـب مبدأ همهچیزهاست..
و هیچکس مثل آن شعرا نتوانسته است حساسیت به خرج داده باشد..
بعد از آن نظرت را رو به جمعیت پرتاب کن:
غالب اشخاص خوشلباس و خوشهیکل را خواهی دید که بدجنس، بیمحبت و بیوفا هستند..
پس به دستی دست بده
که دستت را نگاه بدارد،
به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد..
موجهای دریا که در وقت طلوع ماه و خورشید اینقدر قشنگ و برازنده است،
کی توانسته است به آن اعتماد کند و روی آن بیفتد؟ ولی کوه محـکم،
اگرچه بهظاهر خشن است،
تمام گلها روی آن قرار گرفتهاند..
- بیا! بیـا!
روی قلب من قـرار بگیر...
"جمعه"
یک جمع صمیمی میخواهد
چنداستکان چای
چندجین لبخند
خانه مادربزرگ
عطرکاهگل وشمعدانی..
مدتهاست دیگرجمعه هایمان
"جمعه"نیست
تعجبی ندارد دلمان میگیرد..
#نرگس_صرافیان_طوفان
.
پاک کن از چهره اشکت را، ز جا برخیز
تو در من زندهای، من در تو
ما هرگز نمیمیریم
من و تو با هزارانِ دگر
این راه را دنبال میگیریم
از آنِ ماست پیروزی
از آنِ ماست فردا
با همه شادی و بهروزی
عزیزم
کار دنیا رو به آبادیست
و هر لاله که از خون شهیدان میدمد امروز
نوید روز آزادیست.
سایه، شجریان، کلهر
.
حساب هر روز را جدا نگه دارید
امروز فقط امروز است و ربطی به دیروز و فردای شما ندارد.
شور آینده را نداشته باشید و غم گذشته را نخورید.
هر روز را از صبح تا شب برای همان روز زندگی کنید.
درود بر یاران جان
پگاهتان پدرام
دلتان به یاد دوست آرام 🌺
دوست داشتن، گاهی تنها راه ادامه ی راه در یک زندگی غیرقابل پیش بینی ست.Читать полностью…
عمیق دوست بدارید، با تمام سختیها، با تاریکیها و روشناییها…
دوست بدارید تا بهتر ادامه دهید.
با گرد و غبار ِ کوی تو آغشته
ای هر نفَسم به بوی تو آغشته
آلودهام و نهاد پاکی که مراست
خاکی است به آرزوی تو آغشته!
#زهیر_توکلی
من بلند شدم و رقصیدم
چون فقط رقص بود که درد رو متوقف میکرد...
#زوربای_یونانی
#مولانا:
رقص و جولان بر سر میدان کنندЧитать полностью…
رقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستی زنند
چون جهند از نقص خود رقصی کنند
حقيقت اين است كه هر كسی تو را خواهد رنجاند.
فقط بايد آن هایی را پيدا كنی كه ارزش رنج كشيدن به خاطرشان را داشته باشند …
،
شما میتونید
تموم گل ها رو بچینید
اما از اومدن بهار
نمی تونید جلوگیری کنید.
🌹
وطن بِمان ، کہ از دلِ
خون اُمید قَد کِشید
بہ شَب نگو تَمام شُد
سِپیده قَد کِشید ...🕊
روانشناس خود باشید
Https://t.me/roshanapsychology
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم این ترانه از توست
آن بانگ بلند صبحگاهی
وین زمزمه شبانه از توست
من اندوه خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از توست
ای آتش جان پاکبازان
در خرمن من زبانه از تست
افسون شده ی تو را زبان نیست
ور هست همه فسانه از تست
کشتی مرا چه بیم دریا؟
طوفان ز تو و کرانه از تست
گر باده دهی و گرنه ، غم نیست
مست از تو ، شرابخانه از تست
می را چه اثر به پیش چشمت؟
کاین مستی شادمانه از تست
پیش تو چه توسنی کند عقل؟
رام است که تازیانه از تست
من میگذرم خموش و گمنام
آوازه ی جاودانه از تست
چون سایه مرا ز خاک برگیر
کاینجا سر و آستانه از تست
#ه_ا_سایه
گرچه میگفتند و میگفتم
شب بلند
و
زندگی در واپسينِ عمر کوتاه است
اما
در ضميرِ من ، يقين فرياد میزد ؛
همتی کُن در صبوری
صبح در راه است ...
صبح در راه است ، باور داشتم اين را
صبح بر اسب سپيدش تند میتازد
وين شبِ شب ، رنگ میبازد
صبح میآيد و من
قصهی بيداد شب را با سپيد صبحدم
افسانه خواهم کرد ...
#نصرت_رحمانی
شبتون آرام
⭐️🌙
شکوه نور و رنگ
در معماری ایرانی
خانه تاریخی
مشیر الملک اصفهان
من هرگز در عمرم چهره زشتی ندیدم اگر کسی به نظرم زشت آمد به خاطر قلبش بود.
Читать полностью…