239
@elahenaz45 ارتباط باادمین @ramingohari جهت اطلاع ⛔تبلیغ یا تبــــــــادڶ نداریـــــــــم⛔
کوچه ای رابود نامش معرفت. مردامنش بامرام از هر جهت .سیل امدکوچه را ویرانه کرد .مردمانش باجهان بیگانه کرد. هر چه دران کوی بود ازمعرفت. شست وباخودبرد سیل بیصفت .وز تمام کوچه تنها یک نفر. خانه اش ماندو خودش جست از خطر. رسمو راه نیک هر جا بودو هست .از نهاد مردم ان کوچه هست .چون که در اندیشه ام اینگونه ای .حتم دارم بچه ان کوچه ای
Читать полностью…
در فراقت مُردم اما ، عشقت از جانم نرفت
خستـه از ایامِ بی تـو ، صبر و ایمانم نرفت
شیرهٔ جانم شده این عشقِ جانسوزت ببین
سوختم از غم ولی، نـامـت ز دیوانم نرفت
منتظر با خونِ دل، چون لاله پرپر می شوم
درخیالت تاسحر،خوابی به چشمانم نرفت
در هوایت نیمه شب بر کوی و بَرزن میزنم
عـاقلی دیـوانـه ام ، میلی به درمانم نرفت
گفتی که مستت میکنم، پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ
گفتی که درمانت دهم، بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟گفتی صبوری باید این
گفتی تویی دُردانه ام. تنها میان خانه ام
مارا ببین،خود را مبین درعاشقی یکدانه ام
گفتی بیا، گفتم کجا؟ گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین، گفتم چه را؟گفتی خدا را در خود آ...
#مولانا
زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت
منی که خاک نشین بودم از تجلی عشق ...
گذشتهام از فلک هم به نردبان سکوت
نهفته باید و بنهفتم آنچه را دیدم
که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت.....
یه متنی خوندم از امیرحسین محمودوند، نوشته بود
"عیبی ندارد؛ با خط من، نامههای دروغین برایش بنویسید.
ببینم با امضای عشق در پایانِ نامه چه خواهید کرد؟"
خواستم بگم همیشه راه درست رو بریم حتی اگه حرف برامون ساختن، حتی اگه خواستن کارمون رو خراب کنن؛ هرجا، چه تو اداره، چه محیط کار، دانشگاه، مدرسه، خانواده، دوستان و...
تهش اونها امضای خدا رو کم میارن.
هست در کویِ تو هر ساعت تماشایی دگر
مردن آنجا بِه که بودن زنده در جایی دگر
سرگذشتِ تن مپرس از ما که در طوفانِ اشک
غرقه شد هر پاره زآن کشتی به دریایی دگر
خودش درد عمیقی داشت توی سینهاش اما
تمام دردها با او، به زیبایی بدل میشد
چنان جادوی لبخندش به هم زد نظم عالم را
که حتی زهر از لبهای او فورا عسل میشد
هیچ گاه
هیچ عشقے در جهان
با هیچ رفتنے تمام نشده است ...
با هر رفتنے تنها بغض ڪردن ها
جاے ذوق ڪردن ها را میگیرند ...
میگن پنجره دل
آدمهای مهربون
رو بخـدا باز میشه
از اون پنجره
یاد ما هم باشید
الهی بهتر از اون چیزی
که در ذهنتون هسـت
خــدا نصیبتون کنـه ....
قطاری سوی “خدا” میرفت ، همه مردم سوار شدند …
به بهشت که رسیدن همه پیاده شدن و فراموش کردن که مقصد “خـــــــــــدا” بود نه بهشت …
🔥پاس دارم آتش جاويد را🔥
🔥يادگار فطرت جمشيد را🔥
🔥چند روزى مانده بودش تا به عيد🔥
🔥آمد آتش در چنين روزى پديد🔥
🔥بهر او آتشگهى آراستند🔥
🔥از پليدى و سياهى كاستند🔥
🔥پس ازآن هر روز در روزى چنين🔥
🔥جشن سورى بوده در ايران زمين🔥
🔥تا كه آتش را پرستارى كنيم🔥
🔥از اهورا طلب يارى كنيم.🔥
پیشاپیش چهارشنبه سوری مبارک🌹
گفتی بگوی عاشق و بیمار کیستی
من عاشق تواَم تو بگو یار کیستی
بستی میان بهکینه، کشیدی ز غمزه تیغ
جانم فدات در پیِ آزار کیستی
دارم دلی ز هجر تو هر دم فگارتر
تا خود تو مرهمِ دلِ افگار کیستی
هر شب من و خیال تو و کنج محنتی
تو با کهای و مونس و غمخوار کیستی
من با غمِ تو یار بهعهد و وفای خویش
ای بیوفا تو یارِ وفادار کیستی
داشتم از عشق تو شعری دگر می ساختم
داشتم با جان عاشق دل به تو می باختم
عشق را چون با تو و احساس تو فهمیده ام
غیر تو بر هر که از دل گفت .بد می تاختم
گرچه عاشق پیشه ای و مدعی اما بدان
عشق را روزی خودم یاد دلت انداختم
اتشی در زیر خاکستر نهان بود عشق تو
شعله ی دلدادگی را در دلت افراختم
غزل غزل ترانه شد ، نگاه عاشقانه ات
قسم به چشمهای تو ، گرفته دل بهانه ات .
قلم نوشته از غمت ، سرود تلخ انتظار
تمام حرف های من ، ز غم شده ترانه ات .
کجا شدی که تا ابد ، در اشتیاق دیدنت
به جستجوی تو دلم ، روانه شد به خانه ات .
هنوز مانده در فضا ، شمیم عطر عاشقی
طنین خنده های تو ، صدای جاودانه ات .
به روی قاب عکس تو ، غبار غم نشسته و
شده همه وجود من ، دو چشم شاعرانه ات .
برای چشمهای تو ، اگر چه شعر گفته ام
نه شاعرم نه مدعی ، گرفته دل بهانه ات.
رفیق....... اگه ی روز مردم..... دیدی تابوتم رو شونه های مردمه ولی نمیام پایین....
نوکریتو میکنم ب دل نگیریا ..... ب خدا قول میدم همین ی بار ازت بالا تر باشم.... بعدش دیگه همیشه خاک پاتم....
#رامین
با خیالت مینشینم نیمه شب در خلوتم
تا ببینم روی ماهت، تشنهی یک فرصتم
داغ دلتنگی نشسته بر دلم از دوری ات
لحظهها را میشمارم، میخکوب ساعتم
کاش بودی رو به رویم ای رفیقِ راه دور
تا که میگفتم برایت مو به مو از غربتم
روز رفتن دفتر شعری سپردی یادگار
شاعری کردن به یادت، گشته اکنون عادتم
در تمام خاطراتم ردپایی از تو هست
با مرور خنده هایت، این چنین بی طاقتم
چون سرابی در کویر از دور، سوسو میزنی
تا بنوشم از نگاهت، تشنه و پر حسرتم
ای که همچون نقش رستم بر دل من حک شدی
درد هر تیشه کشیدن، شد تمام لذتم
جز تو در رویای خود دعوت نکردم دلبری
من هم آیا لحظه ای در خوابهایت دعوتم؟
#رامین
گرچه خلوت گرچه خسته گرچه بی سو و سراغ
خوابهایی در قفس دیدیم با تعبیر باغ
از اناری حال دل پرسیدم امشب گفت: خون
لاله را گفتم: خبر تازه چه داری؟ گفت داغ!!
میرود این روزها گل میدهد آغوشها
باز عطر زلف یاری میخزد زیر دماغ..........
هنوز قصّهٔ هجران و داستانِ فراق
به سر نرفت و به پایان رسید طومارم
من از حکایتِ عشقِ تو بس کنم هیهات
مگر اجل که ببندد زبانِ گفتارم ...
داده ام دل به تماشای نگاه تو عجیب
می دهد چشم تو هر بار مرا سخت فریب
به تو بخشیده خداوند در آن صورت ماه
منبع جاذبه در مرکز آن چشم نجیب
در عشق هزار جان و دل بس نکند
دل خود چه بود ، حدیث جان کس نکند
این راه کسی رود که در هر قدمی
صد جان بدهد که روی واپس نکند
.
تلنڪَر میزند
یاد تو بر
دروازهی قلب پر از دردم،
و خوش مستانه میرقصد خیال آن
نڪَاه ڪَرم تو در سینهی سردم،
غمت چون شمع سوزان است،
منم پروانهسان ڪَرد غمت
آوازه خوان با عشق میڪَردم ....!!
خدا حساب کتاب سرش میشه
خدا میبینه امید داری شور و شوق داری
کاری میکند که همه ی ناممکن های زندگیت
به ممکن ترین حالت خودشون در بیان...
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود
برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد
و سالی دیگر گذشت
روزهایت بهاری و بهارتان جاودانه
دلواپسیام نیست، چه باشی، چه نباشی
احساس تو کافیست، چه متن و چه حواشی
از خویش گذشتم، بِبَرم خاک کن اما
شعرم چه؟ نه! بی ذوق مبادا شده باشی
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب
خجل از کرده ی خود پرده دری نیست که نیست
علیرضا روزگار - آشفته حالی
https://t.me/joinchat/AAAAAD30wzcqIa2Re9-Dlw
داره من رو داغون میکنه
این عجب عشقیه
قلبم رو بیرون میکنه
این عجب عشقیه...
حمیرا - شب عاشق
https://t.me/joinchat/AAAAAD30wzcqIa2Re9-Dlw
معین - دگر چه خواهی
https://t.me/joinchat/AAAAAD30wzcqIa2Re9-Dlw