ای کار دو چشم تو بیجرم و گنه کشتن
وی کار دو لعل تو حاجات روا کردن
مولانا
عطار نیشابوری، اندازه نگهداشتن در
روابط رو برای اینکه احترام از دست نره
به این زیبایی سروده:
"اگر گِرد کسی بسیار گَردی...
اگر چه بَس عزیزی، خوار گردی"
کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
چون که چشیدم از لبش یاد شکر چرا کنم
#مولانا
احمد شاملو :
اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم که خیلی درد میکند، و هیچکس نمیفهمد،
ما را دردِ همین نفهمیدن میکُشد، نه زخمها .
تو گفتی:
« من به غیر از دیگرانَم
چُنینم در وفاداری، چنانَم. »
تو غیر از دیگران بودی
که امروز
نه میدانی، نه میپُرسی نشانَم!
| فریدون مشیری
اینقدر نگران نباش؛
یک وقتهایی همهچیز از هم میپاشه
تا سر جای درستش قرار بگیره...
از بهم ریختگی هاست که نظم به وجود میاد
به او بگوئید دوستش دارم !
همانطور ساده و صاف؛
دقیقا مثل گذشته هایمان !
اما این تمام حرف من نیست !
به او بگوئید میشد تمام ناکامی های عاشقانه ی
دنیا را با عشق بی نظیرمان،به چالش بکشیم !
اما خودش نخواست !
بگوئید فلانی تمام بدی هایت را به باد فراموشی سپرده!
به او بگوئید فلانی گفت بیاید و بماند و دلم را
شش دانگ به نام خودش بزند تا تمام عالم
مات این عاشقانه هایمان شوند!
به او بگوئید هنوز هم خیلی دوستش دارم
برگردد . . .
هوشنگ ابتهاج :
مرا ببخش
که اینگونه دلتنگ
به تو میاندیشم .
.
ترک آرزو کردم...
رنج هستی آسان شد...
سوخت پرفشانیها...
کاین قفس گلستان شد...
#بیدل_دهلوی
حالم اونجوریه که اخوان ثالث میگه:
خواهم که به خلوت کده ای از همه دور،
من باشم و من باشم و من باشم و من...
منم من بید مجنونی
به دشت بی قراریها
نگاهت باد پاییزی
که بر دل لرزه اندازد...
#مجتبی_خوش_زبان
این جمله رو اگه چند بار بخونی و بهش فکر کنی چیزای زیادی توش نهفتس و دیگه حرص نمیخوری :)
چیزی که از آن توست، تو را پیدا خواهد کرد.
یکی از جنبههای دوست داشتن حقیقی:
من تاریکترین قسمتهای روحش را دیدم
و به جای رفتن
بوسیدمش💋
روزی که اینچنین
به زیبایی آغاز میشود،
از برای آن نیست که در حسرتِ تو بگذرد!
تو باد و شکوفه و میوهای،
ای همهی فصولِ من!
بر من چنان چون سالی بگذر
تا جاودانگی را آغاز کنم ...
#احمد_شاملو
🍃#_اقبال_من🍃
تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
واژگون گشت از سپهر واژگون اقبال من
خنده بیگانگان دیدم نگفتم درد دل
آشنایا با تو گویم گریه دارد حال من
با تو بودم ای پری روزی که عقل از من گریخت
گر تو هم از من گریزی وای بر احوال من
روزگار اینسان که خواهد بی کس و تنها مرا
سایه هم ترسم نیاید دیگر از دنبال من
قمری بی آشیانم بر لب بام وفا
دانه و آبم ندادی مشکن آخر بال من
بازگرداندم عنان عمر با خیل خیال
خاطرات کودکی آمد به استقبال من
خرد و زیبا بودی و زلف پریشان تو بود
از کتاب عشق اوراق سیاه فال من
ای صبا گر دیدی آن مجموعه گل را بگو
خوش پراکندی ز هم شیرازه آمال من
کار و کوشش را حوالت گر بود با کارساز
شهریارا حل مشکلها کند حلال من
#شهریار
🌹
هستی اما کمرنگ
حرف میزنی اما تلخ
محبت میکنی اما سرد
چه اجباریست دوست داشتنِ من؟
به خودت میآیی و میبینی بیش از آنکه تصور میکردی دوام آوردهای و با این حال هنوز میلی احمقانه به زندگی داری و حتی با قلبی فرسوده در جستجوی عشق میگردی.
Читать полностью…
تمام چیزی که نیاز دارم
کمی باران، کمی قهوه و یه عالمه تو.
هر نگاهی محرم رنگ لطیف عشق نیست
پرده ای از اشک بر رخسار میباید کشید
#صائب_تبریزی
آن را که غمی چون غم من نیست چه داند
کز درد توام دیده چه شب میگذراند؟
#سعدی
ترانه فرهمند خیلی قشنگ میگه:
از کسی که تو سختی، ریشه هاتو به امید گره میزنه، مواظبت کن...
+و انگار این تعریف عزیزترین آدم زندگیم بود!
دلم عجيب گرفته است
و هيچ چيز
نه اين دقايق خوشبو
که روی شاخه ی نارنج
می شود خاموش
نه اين صداقت حرفی ،
که در سکوت ميان دو برگ
اين گل شب بوست
نه هيچ چيز مرا ازهجوم خالی اطراف
نمی رهاند
و فکر می کنم
که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد...
🍁 #سهراب_سپهري