وضعیتی که این چهل روز گذروندیم، دقیقاً با جملهی شاهرخ مسکوب توصیف میشه:
«گفت: نمردیم و چه چیزها دیدیم.
گفتم: ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.»
تسلیت به همه مردم عزیزمون و خانوادههای داغدیده 🖤
در شاهنامه فردوسی،سیمرغ به زال سه پَر داد و گفت هر وقت درماندی بسوزان و آرزو کن
پَر اول سوخت، آرزو برآورده شد؛رستم به دنیا آمد.
پَر دوم سوخت,آرزو برآورده شد رستم زنده ماند.
اما پَر سوم هرگز استفاده نشد.فردوسی پَر سوم را برای آیندگان نگه داشت.برای روزی که پَر سوم برای ایران بسوزد
ای دشمن بر جنازه دوست چو بگذری
شادی مکن که با تو همین ماجرا رود!
سعدی
برای اینکه بتوان بزرگترین جنایت ها را مرتکب شد، باید بسیار بی وجدان یا بسیار مذهبی بود.
Читать полностью…
ـ وطنم زنده بمان
زخم تورا میبندیم
ته این قصهی غم
از ته دل میخندیم.✨
یه جوری زندگی کنین هیچکس متوجه روز خوب و بدتون نشه
باور کنین بیشتر اینایی که به عنوان رفیق و فامیل دور و برمونن با دیدن خوشحالیامون ناراحت میشن
و با دیدن روزای تلخمون خوشحال میشن
جای گلوله ای در بدنم درد میکند
که به من اصابت نکرده است…
🎉🎈🎊
آغاز سال2026🎊🎈🎉
🎈امیدوارم شروع سال جدید
پایان غم ها و آغاز خوشی های تون باشـه🎊🎈🎉
نمیتوان بیطرف بود
در قطاری که بهسوی فاجعه میرود.
هاوارد زین
میپرسند اگر عزادارند چرا میرقصند؟
میرقصند تا زندگی ناتمام عزیزانشان را تداوم بخشند.
میرقصند چون نمیخواهند تصویر عزیزانشان در قاب سیاهِ مرگ بماند.
میرقصند چون نمیخواهند مرگ آخرین روایت باشد.
میرقصند چون نمیخواهند سوگ هم در انحصار شما باشد.
چهل روز است که حسرت شنیدن واژهی «مادر» بر دل مادران مانده است.
چهل روز است که دلتنگیِ بوسه، در جانِ عاشقان ریشه دوانده است.
چهل روز است که کودکان در حسرت آغوش پدران خویشاند.
چهل روز است که پدران، چشمانتظار دیدار قامت فرزندان خود ماندهاند.
چهل روز است که جامهی عزا بر تن داریم.
چهل روز است که در سوگ و اندوهی عمیق به سر میبریم.
تسلیت چه واژه ی حقیریست..
🖤🖤🖤
مساجد را باید محل نگهداری بز پاکستانی کرد ، که هم بی آزار است و هم استفاده دارد، اسلام به زن، به خنده ، به شادی، به انسانیت ، به شکوفایی، به سرور به مردانگی ، به حیوانات ، به طبیعت به گیسوان دختران، به چشمه های آب، به دریاچه ها، به ابادانی، به جنگلهای شمال و وزاگرس ، به علم ، به شکوفایی، به خیرین، به بهداشت رایگان، به همه چیز از بیخ تا بن دشمنی دارد، در عوض با مرگ، و طناب ، و دار، شمشیر ، و تجاوز ،جنگ و آتش و آوارگی و نسل کشی ، گرسنگی و فلاکت و داغ مادران و مرگ امید ، و شی و سیاهی و ناامیدی کاملا سازگار و دوست است و با ان کیف می کند
Читать полностью…
علیرضا روشن میگه:
اندوهگین نباش سرزمین من! در شکاف زخم های تو بذر گل کاشتهام. تو روزی، سراسر گلستان خواهی شد... :)
ميگه اگه بعد از براندازى، پادشاهى رأى اورد ما چيكار كنيم؟!
هيچى، برو جلو دوربین گریه کن بگو من “آخوند” میخوام!
حوصلهی آشنا شدن با یکی دیگه رو ندارم، کاش تو دوسم داشتی و قلبمو نمیشکوندی.
Читать полностью…
دلم برای بچههای دهه نود میسوزه. این چه مدرسهای بود اینا رفتن؟ حتی برای هفتهی بعدت نمیتونی برنامهریزی کنی. ما جای اینا بودیم دانشگاه رفتن که هیچی، حتی خوندن و نوشتن هم یاد نمی گرفتیم.
Читать полностью…
من اهل مهمونی و پارتی نیستم، با من از گیلان بگو، از بخار چایی توی دل جنگل، از آتیشی که وسط مه روستا روشنه، از ساحل های بارونی، و دلی که با همین چیزای ساده خوشه.
Читать полностью…
«ذکر تو از زبان من فکر تو از جنان من
چون برود که رفتهای در رگ و در مفاصلم»
- سعدی
مشکل ما اینه که هی میخوایم درستش کنیم، در حالی که باید ولش کنیم.
Читать полностью…