737
﷽ خوش آمدید،مهربانان❤ این کانال،پر از دست نوشته های من، تکست و موسیقی های برترِ... ممنونم از همراهیتون🙏🌸 ☘ ارتباط با من : https://telegram.me/dar2delbot?start=send_WM2bWYY 🍀 من مسلمان شدم از روزی که، چشم های تو،مرا شاعر کرد..❣
آنکه از من به تو صدگونه سخن میگوید
بخدا عیب تو را نیز به من میگوید.
• مولانا
يا گرمى يك بوسه به پيشانى من باش
يا علت يك عمر پريشانى من باش
با فاصله اى امن كه آسيب نبينى
بنشين و فقط شاهد ويرانى من باش
#تقی_سیدی
زندگی همچون رودخانه است یک تداوم، تولد بعد از تولد و مرگ پس از مرگ.
تنها بی تفاوتی است که به عنوان ابزار ِجداسازی به کار میآید.
نه عشق بِوَرز و نه نفرت بلکه خویشتندار باقی بمان و در درونت زندگی کن.
اتاقش خیلی تاریک نبود ولی بقول قدیمیا
دل خِفت بود...
کوچیک و نم دار....
از شدت دلتنگی،بویِ زندون گرفته بود دیواراش....
همدمش یه پنجره روبه دری بود که
پیک امید بود براش...
میگفت:نمیدونه چند روزه گذشته ولی براش یه قرن طول کشیده...
روسریش پر از گل هایی بود که،سنگ صبور بودن و با اشک چشم هاش پژمرده شده بودن...
صداش گرم بود....
اما سوز داشت....
گفت:وقتی یه نفر بعد هزار سال دیر میکنه
آدم بازم منتظرش می مونه...دل نِمیکنه...
چه برسه به اینکه بچه اش باشه....
ما اینجایی یه دردایی میکشیم
که به هیچ کسی نمیتونیم بگیم...
اما وقتی بچه ات،حالش بد باشه و جاییش درد بکنه
اول از همه به مادرش میگه....
من همیشه فکر میکنم،حالا که من کنارش نیستم
نکنه بریزه تو خودش و دوایی براشون پیدا نکنه...
.
بغضش داشت میترکید که،سرشو آورد پایین و
تکیه داد به عصای توی دستاش....
.
یه نگاه به حیاط کرد و گفت:میگن روز مادر
نزدیکای عیده....
دعا کردم اگه بهار من امسال بیاد و دوباره صدام بزنه "مادر"،وقتی بغلش کردم بمیرم....
بخدا شیش سال همینو از خدا میخوام که فقط یه بار ببینمش و بعد برم....
اینجا هنوز بعضی از پسرا و دخترا میان سراغ
پدر،مادرا...
ولی یه سری ها همهستن که،آخرین دیدارشون برمیگرده به موقعی که،قول دادن زود برگردن
ولی دیگه نیومدن...
تو رو بخدا،اگه مادرتون زندس،جایی نبریدش که
روزی هزار بار بمیره...
گریه اش گرفت و آروم لالایی میخوند
نمیدونم برای خودش بود یا بچه هاش....
.
سَر در تمام خانه سالمندان نوشته شده:
"وقتی کودکیم،لحظه ای تاب دوری از آنها را نداریم و وقتی بزرگ میشویم طاقت بودنشان را!
هیچ خاکی،هیچ مادری را تاحالا برنگردانده
و دست پدری را برای بوسه،پس نداده است...
تا زنده هستند،هوایشان را داشته باشید که
بعد از آنها خوشبختی،فقط یک افسانه است...."
#فرنوش_همتی
پ.ن:روز مقام مادر و زن،بر تمام زنان سرزمینم مبارک❤
قدرشونو بدونیم🌼
@Farnoush_hemati
همه از فراموش نکردن،میترسن
من از فراموش کردنت...
اگه یه روز صبح پاشم و ببینم
تو رو یادم نیست،قلبم دیگه نمیزنه...
یه دنیا از اینکه تنها بشن،وحشت دارن
من از اینکه جز تو کسی بیاد...
.
چجوری میشه که آدم فراموش میکنه؟
مگه میشه با یه نفر این همه زندگی کرده باشی و مرده باشی براش هر لحظه و هر ثانیه،بعد بگی دیگه یادم نیست؟
دل شما از کدوم سنگه که نمیبنید این همه علاقه و دیونگی رو؟!
چقدر تمرین کردید که شدید این آدم خودخواه و مغرور؟!
.
چرا من نخواستم فراموشت کنم؟!
من احتمال اینکه دوستم داشته باشی رو
دوست دارم...
من از اینکه یه جایی یادم بیفتی،سرپام...
حبس نکردم خودم رو میون این همه نبودنت اما منتظرم یه روز برسی از راه...
.
من از گفتن،از این صبر بی حد،از تلاش کردن برای موندگاریه هرچی مربوط به توئه،خیلی پشیمون نیستم...
خیلی فرق بین آدمی که خواسته
پاک کنه گذشته رو و با کفشای آهن روی قلب کسی راه بره با آدمی که همه عمرش
داره میجنگه معشوقش رو هر جور شده،نگه داره حتی با یه عطر روی پیرهن..
حتی با تلخی شراب به هنگام مستی...
#فرنوش_همتی
@Farnoush_hemati