fatimasiahati | Unsorted

Telegram-канал fatimasiahati - کافه نادری

190

برایم از روشنایی بگو عزیزم خورشید را با چشمهایت روشن کن کافه نادری کانال شعر و موسیقی برای ارتباط با ادمین و ارائه نظرات و پیشنهادات @siahati

Subscribe to a channel

کافه نادری

بهرام بیضایی (زاده ۵ دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر و نمایش‌نامه نویس و فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی بود.‌‏
بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه نویسی، در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرد.‏
وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران بود.چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهم‌ترین آثار وی هستند.‏
خانواده‌اش اهل کاشان و آن‌گونه که خود بیضایی نوشته در کار تعزیه بودند. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می‌باشد. او یکی از پایه گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد. در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت الله(ذکایی)بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد و مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ وفات یافت.‏
فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه «عموسبیلو» در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلمهایی که او در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تاکنون در محاق توقیف می‌باشند. او در سالهای پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلم‌های خود با مشکلات و سنگ اندازی‌های بسیاری روبرو بوده‌است. او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساخته‌است و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگ کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گسترده منتقدان و مردم روبرو شد. 
بهرام بیضایی درست در روز تولدش که به احترام زادروز او و درگذشت اکبر رادی، روز نمایشنامه‌نویس نامیده شده، در سال ۱۴۰۴ درگذشت. بهرام بیضایی مردی که نگران درختان این کشور بود، هنرمندی که از قطع درختان هزاران ساله اندوهگین بود ، چند سال پیش در سالروز تولدش می‌گفت: «دهها فیلم نساخته‌ام تنها 9 فیلم بلند و سه فیلم کوتاه ساخته‌ام، هر چند برای ساخت همین فیلم‌ها هم تلاش بسیاری کرده‌ام.می‌خواستم از کارهایی که نکرده‌ام، بگویم اما آن قدر طولانی است که نه وقت و نه حوصله من و شما مجال پردختن به آن را نمی‌دهد و من هم قصد ندارم حرفهایم رنگ گلایه به خود بگیرد.» 

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

بهرام بیضایی درگذشت

بهرام بیضایی اسطوره فرهنگ، ادبیات، نمایش و سینمای ایران در ۸۷ سالگی درگذشت


@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

اگر زنی دوستت داشته باشد،
می‌تواند برای پاسخ به دعوت تو برای نوشیدن قهوه، از پاریس به دمشق بیاید؛
و اگر قلبش را به روی تو ببندد،
خسته‌تر از آن است که یک حبه قند با تو بخورد.

#نزار _قبانی
@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

آدم می‌تواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است..

#لنا_آندرشون

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

يک صبح بيدار می‌شويم و می‌بينيم
که باران تند می‌بارد
نه بر گياهان و کشتزاران و پنجره‌ها...
باران می بارد
نه بر استخوانِ خسته‌ی کوه
يا گلدان
يا پرنده‌هایِ نشسته رویِ سيمِ برق...

يک صبح با صدایِ بارانی که تند می‌بارد
بارانی که نمی‌بارد بر چتر
بيدار می‌شويم
و می‌بينيم باران قطره قطره می‌ريزد
بر دکه‌ی روزنامه فروشی
و کلماتِ خون و خونريزی
با هر قطره‌ی باران از روزنامه
قطره قطره می‌چکد
قطره قطره می‌ريزد...

#بيژن_نجدی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

کنون پرنده ی تو ــ آن فسرده در پاییز
به معجز تو بهارین شده است و شورانگیز

بسا شگفت که ظرفیت ِ بهارم بود
منی که زیسته بودم مدام در پاییز

#حسین_منزوی
@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

ممنونم از لطف مسئول انجمن ادبی اشراق خانم صبا سعیدی عزیز🙏🏻🌱

Читать полностью…

کافه نادری

https://DigiPostal.ir/c5bpe70

https://DigiPostal.ir/c5bpe70

Читать полностью…

کافه نادری

-مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا می‌میرم
-و فردا چطور؟!
-جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشته‌ام..
#نزار_قبانی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

می‌خواهم جنازه‌ام بر آب بیفتد و
ساعت‌ها به ابرها خیره شوم

مُرده‌ام موج بردارد
قایقی باشم
که مسافرش را پیاده کرده است
و حالا بی‌خیالِ هرچیز
بر این ملافه‌ی آبی چُرت می‌زند

مرگ می‌خواست این‌طور زیبا باشد
که ما خاکش کردیم.

#گروس_عبدالملکیان

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

#موسيقی
Title: Autumn Romance
Artist: iday

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

با که خواهی باز کرد
این در که بر من بسته ای؟

بر که خواهی بست دل را
چون زِ من برداشتی؟
#حسین_منزوی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

لطفعلی خان
آی لطفعلی خان
که بر زینِ اسبت
شب‌های پیاپی
در سریالی
پیاپی شمشیر می‌زنی
بگو گریم چشم‌هایت را دوست داری؟
خالِ زنخدانت را کدام ضلعِ تنهاییت بگذارم بهتر است؟
بگو تابه‌حال به این فکر کرده‌ای
در همان حال که کنار آتشِ مشتعل در خیال
ساندویچ از‌دهان‌افتاده را گاز می‌زنی
دشنه را تا دسته در سینه‌ی همبازیت فرو کنی
کات بدهی
-این است سزای آن‌که با ولی‌نعمت خود
دشنه را لای لفافِ تاریکی بپیچی
از روزنِ مزغل‌ها
دست بسایی بر تن سفید زنی
که دیشب توی فیلم دیده‌ای
بر ماهی‌های ریزِ زیر پوستش
زیر دستت ظاهر شود
– این‌جا عجیب تاریک است
خش‌خشِ کاغذها
جست‌و‌خیز ماهی‌ها
به وقتِ دست‌هایت
کورمال کورمال
– آن‌جا بر حصار فیلم‌نامه مشعلی می‌سوزد
نور روشن می‌کند صحنه را
زن را
غیه‌کشان غیب می‌شود
و تو در همان حال که چسب سبیلت را
دست می‌کشی بر فلس‌های اسب و
بخار نفس‌هاش روی گردنت
روی دوربین
قطره قطره آب می‌شود
وقتی زیر نور مشعل‌ها
به شمایلِ کوتوالی تنها
به کرمان می‌روی….
کات
داخلی – آپارتمانی در تهران – شب
زن زیر نور مشعل‌ها
لفاف خونینِ دامنش را باز
و در همان حال
کورمال کورمال
دست به حصار قلعه می‌ساید
دست به روزن مزغل‌ها
و تلویزیون را
خاموش می‌کند

#افسانه_مرادی
کتاب #چادرهای_سیاه_روبندهای_سفید


@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

حقیقت و مرد دانا
نوشته‌ی #بهرام_بیضایی
با نقاشی‌های #مرتضی_ممیز

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان



@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

#موسیقی
موسیقی متن سریال "سیلاس"

[سیلاس (به آلمانی: Silas) نام مجموعهٔ تلویزیونی آلمانی است به کارگردانی زیگی روتموند ،سریال داستان پسر بچه‌ای یتیم است که از کودکی در سیرک بزرگ شده که به دلیل بد رفتاری صاحب سیرک از آنجا فرار می‌کند…

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

بهرام بیضایی : این شوخی نامردان است که امید می دهند و سپس بازپس می گیرند و برنومیدشدگان از تهِ دل می خندند. #مرگ_یزدگرد

#بهرام_بیضایی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

یلداتون مبارک
@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

#موسیقی

#علی‌رضا_قربانی
#گیسوی_باران

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

من چگونه می‌توانستم
فراتر از پاییز بروم ...؟

نگران بودم که برگ‌ها ناگهان محو شوند
من تازه به برگ‌ها خو گرفته بودم ...


#احمدرضا_احمدی
@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

آرزو می‌کردم کاش آدم‌ها می‌توانستند مثلِ مه به هر کجا که می‌خواهند بروند. گفتم اگر پنجره را باز کنم شاید او را ببینم که در کوچه ایستاده و سرش را بالا گرفته است. چهار بار رفتم دم پنجره، اما هرگز او را ندیدم.

#عباس_معروفی
#سال_بلوا
@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

#موسیقی
#رقص_برگها
#فریبرز_لاچینی
آلبوم پاییز طلایی۲

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

جنگلی که درخت‌هایش دویده‌اند
بر شانه‌ی گوزن‌ها سوار است
📔 #درخت‌ها_دویده‌اند

شعر: #فاطیما_سیاحتی
دکلمه: #حامد_رحمتی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

تنها یک­‌بار می‌­توانست
در آغوش‌اش کِشَد
و می­‌دانست آن‌گاه چون بهمنی فرو می­‌ریزد
و می­‌خواست به آغوش‌ام پناه آورد؛
نام‌اش برف بود
تن‌­اش برفی
قلب‌اش از برف
و تپش‌اش صدای چکیدن برف
بر بام‌های کاه‌­گلی،
و من او را
چون شاخه­‌ای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می­‌داشتم

#بیژن_الهی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

درخت ها دویده اند

نوشته‌ی فاطیما سیاحتی
چاپ اول / پاییز ۱۴۰۳
صفحات ۸۸
رقعی - شومیز
قیمت ۱۲۰,۰۰۰ تومان

من آن جنگل پنهانم
که سنجابی فراموشکار
نمی‌داند
کجا خاکم کرده است

Читать полностью…

کافه نادری

خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

#موسیقی
#کی_میاد
#مهستی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

به دنبالِ ردی
از خودم می‌گشتم
اما…هیچ نیافتم


جز ردِ پای فیل‌ها
اسب‌ها
و بزهایِ کوهی
و چند قطره خون


هیچ چیز
نمی‌خواهم …بدانم
نمی‌خواهم
بازشناسم کسی را
جز سایه‌ای ویران
از خودم.
جز وزنِ آن بال‌ها
که روزی
به آسمان می‌برند
پیکر سردم را

#اینگرید_یونکر

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

گلوگاهت را به من بسپار و دهانت را.
می‌خواهم آواز زلالی بخوانم برای کهورهای دشتستان
[در آفتاب می‌روند فصل‌ها، و علف‌ها
گر می‌گیرند از عطش خویش و شعله
به‌هم هدیه می‌دهند]

گیسوانت را به من بسپار
می‌خواهم آواز تاب‌داری بخوانم که سایه بیفکند بر وطنم
که ببارد
بر دانه‌ای ــ که مثل دلم ــ
در عمق این جهنم سوزان پنهان است
[در آفتاب می‌روند آب‌ها
در آفتاب می‌نشیند دشت
و بذرها
در خاکه‌های خاکستر می‌پوسند]

چشمانت را به من بسپار
می‌خواهم که خیس ببینم گیتی را
و خیس و سبز برویانم آتش را
از گورهای مشتعلِ سرگردان
[در آفتاب می‌وزد زمین
در آفتاب می‌وزد جهان
و آدمیان
در آفتاب به مسلخ می‌روند]

قلبت را به من بسپار
می‌خواهم دهل بکوبم

در این ظلمات آفتابی
می‌خواهم دهل بکوبم.

#منوچهر_آتشی

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

مرا چه می شود که به دنبال دریا می گردم ؟
حال آنکه دریا در میان انگشتان من است :
گیسوانت !

-#عدنان_الصائغ

@fatimasiahati

Читать полностью…

کافه نادری

گفت: آدابِ سفر آن است که هرگز از قدم نایستی تا دلت آرام گیرد. ‏آن‌جا که دل آرام گرفت، مقصد است..

#عطار

@fatimasiahati

Читать полностью…
Subscribe to a channel