2350
Admin: @anar_banooo •مریم کریما• اینجا را با چشم هایتان نَفَس بکشید... لینک پیام ناشناس به «من» : https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTgwNDU1Nzgx
مشكي پوشيده است.
مشكى برایم تعريفهای زيادی دارد، اما من به آن معنیاش فكر میكنم كه میگويد: رنگ مشكی برای وقتهایی است كه آدمی بايد خوشحال بنظر برسد؛ اما از درون حال عجيب ديگری بر او فرمانروايی میكند.
موهايش را بدون آنكه ببندد يکطرف شانههايش به سمت جلو و روی سينهاش جمع كرده و با دست به سمت جلو راهنمايیشان میكند. دستاناش به حالتی نامعلوم در هوا ايستاده؛ طوری که انگار میخواهد تا چند لحظهی بعد با نوک موهايش كلنجار برود. يک نوع تاباندن هدفدار مو. میدانی، من فكر میكنم اين كار را تنها زمانی میتوان انجام داد كه در دنيای درون یک زن چيزی حل نشده باقی مانده باشد، يک نوع خويشتنداری تسلیبخش.
نگاهش معلوم نيست به کجاست، اما گاهی اوقات از پشت كردن آدمها هم میشود فهميد كه حال دنيای درونشان از چه قرار است.
گاهی اوقات
پشت كردن بهانه است.
بهانه برای يک بغل
بغلی که از پشت در بر میگیرتت
بغلی ناديده
بغلی که نجات بخش است.
بغلي كه میگويد : با خيال راحتتری به چيزهای ترسناک دنيا فكر كن؛ من پشتت هستم ..
به وایب اولیهای که از آدما میگیرید اعتماد کنید:)
Читать полностью…
•إِنَّا ِلِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ😭
Читать полностью…
اونجایی که قوی تر از بهونههات بودی؛ اونجایی که باورت نکردن و بازهم ادامه دادی؛ اونجایی که تلاش میکردی و هیچکس تورو نمیدید، اونجایی که حرفهای پشت سرت رو میشنیدی و سکوت میکردی؛ دقیقا همون روزها داشتی رشد میکردی؛ ممنونِ خودت باش بابتِ کسی که اینروزها هستی!
Читать полностью…
آنجا یک قهوه خانه بود،
اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم ؟
عجله... همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
«من به بهانهی رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشتهام»
•محمود دولت آبادی
عاشقانه ترین جمله خدا به انسان :
" همه ی دنیا را برای تو آفریدم،
و تو را برای خودم♥️"
«دیدم که پوست تنم
از انبساط عشق ترک میخورد»
•فروغ
استایل از قیافه مهم تره،
ادکلن از جفتش🫴🏻
از ظهر که اینو یه جا خوندم اشکم بند نمیاد…
واقعا هرچی غربته شما داری….😭
دو روز اومده بودیم زندگی کنیم
همش باید قوی تر می شدیم...❤️🩹
میدانستم زهر است و چشیدم...!
•شمس تبريزى
مىگفتی «شبت خوب جانِ من»
بيشتر از خوب بودن شب، انديشهى اينكه جانِ تو هستم، در من ريشه مىكرد و سبز میشد..
با آدمایی که دوسشون دارید حرف بزنید؛ وقتی ناراحتن، وقتی خوشحالن، وقتی عاشقن، وقتی دلخورن و نمیتونن ببخشن، وقتی غصه امونشونو بُریده، وقتی اعصابشون خورده...
آدمیزاد اگه حرف نزنه، باید تنهایی بار درداشو به دوش بکشه؛ حرفِ دل آدمارو پیر میکنه؛ حرف بزنید...
بیصبرانه منتظر پاییزم.
روزای کوتاه، ساکت، سرد، هودی، خیابونای زرد و نارنجی، قهوه زیر بارون…
حالا نیاز نیست دقیقاً بدونی طرف چشه، یهسری جملهها هست که کلاً تسکینِ هر دردیه. مثل من کنارتم، باهم درستش میکنیم، تنها نیستیا، بیا اصلا دوتایی باهم غصه بخوریم..
پنج دقیقه آرامش
برای لحظات سخت ...
#سید_حسن_نصرالله 💚
یه جایی یهو نگاه میکنی میبینی پیر شدیُ یه مشت احساساتِ باد کرده مونده توو دلت که بدرد هیشکی نمیخوره، حالا هی نگو، هی حرفِ دلتُ قورت بده!
Читать полностью…
آدم ها تغییر میکنن؛
مثلاً من ۳ سال پیش همه رو دور هم جمع میکردم
الان جمع بیشتر از ۳ نفر باشه میپیچونم اونجا نمیرم🚶🏻♀️
اما من هیچوقت خیلی قوی نبودم، حتی یه جاهایی دل نازک تر و لوس تر از خیلیاتون بودم، اما چون میدونستم نمیتونم روی هیچکس حساب باز کنم خیلی جاها وانمود کردم همه چی اوکیه و اصلا ناراحت نیستم:)
Читать полностью…
واسه آدمای زندگیتون همون آدمی باشید که هم بتونن باهاتون بخندن، هم گریه کنن، هم خوش بگذرونن، هم وقتی گره به کارشون میفته بهتون رجوع کنن، هم بتونن باهاتون درباره همهچیز حرف بزنن و قضاوت نشن، هم بتونن باهاتون بحث و دعوا کنن و بعدش هیچی خراب نشه و نقطه امنِ زندگیشون باقی میمونید؛
این اسمش رابطهست🪐
یه دیالوگ فوق العاده تو فیلم Her بود که میگفت :
بعضی وقتا فکر میکنم همهی احساساتی که لازمه رو؛ تجربه کردم و از اینجا به بعد دیگه احساس جدیدی نخواهم داشت. هرچی هست فقط یه نسخه ضعیفتر از احساساتیه که قبلا داشتم! بخاطر همینه که دیگه چیزی نمیتونه تحت تاثیرم قرار بده!
یه روضه خونی می گفت امام حسن علیه السلام همیشه عذاب وجدان داشتن و خود خوری میکردن…
می گفتن مادر من طوری محجبه بود که اگر تنها از کوچه می گذشتن کسی از مردم نمیشناختنشون…
اون روز توکوچه مادر منو شناختن
چون که من همراهش بودم….
جهان هستی به شما کسانی را نمیدهد که میخواهید ،بلکه به جای آن کسانی را به شما میدهد که لازم دارید؛تا رشد کنید به نسخه بهتر و قدرتمند تر خودتان تبدیل شوید..
Читать полностью…
توان انسان برای جنگیدن توی
زندگی محدوده؛
مهمه که بدونی چطوری بجنگی
و مهمتر اینه که تشخیص بدی کدوم میدون محل مبارزه تو نیست و ازش خارج شی تا احساس شکست و بازنده بودن نکنی...
تو کتاب "نباید میماندیم" معین دهاز
یه جا خیلی درست میگه :
«در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم
که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم؛
حتى بعدها باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم، انسان خودش را نمیشناسد، خصوصا قدرتهایش را...
اگه ازم بپرسن مهم ترین چیزی که زندگی بهت یاد داده چیه میگم هرجای زندگی حالت با کسی و چیزی خوب نبود ترکش کن. مهم نیس تا کجا پیش رفتی. مهم نیس چقد زمان گذشته. میگم هیچ وقت برای ترک مسیر و آدم اشتباه دیر نیست. میگم هیچی توی زندگی مهم تر از این نیست که حالت خوب باشه. هیچ چیزی و هیچ کسی ارزش آزار دیدن رو نداره ...
میگم اولویت زندگیت حال خوبت باشه. چون یه جایی وقتی به گذشته نگاه می کنی می بینی سر آدما و اتفاقاتی اذیت شدی که حالا هیچ جایی تو زندگیت ندارن..