4787
چون ملایک، گوی: لا عِلْمَ لَنا تا بگیرد دستِ تو عَلَّمْتَنا (مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۱۳۰) مانند فرشتگان بگو: «ما را دانشی نیست.» تا «جز آنچه به ما آموختی.» دستِ تو را بگیرد.
با شنیدن کلمهٔ دکان شما به خود میآیید که من واقعاً خودم را برحسب خاصیتهایی که پیدا کردهام، اگر هنری پیدا کردهام، در یک چیزی خوب هستم، به معرض فروش نگذارم و دکان را تعطیل کنم. این یک پیغامی است که شما میتوانید بگیرید. این پیغام را بهراحتی نمیتوانیم ما بگیریم، برای اینکه سالها است در دکان ما داریم کار میکنیم، یک چیزی از خودمان را به معرض فروش میگذاریم، میخواهیم برحسب آن چیزها برتر، بهتر از آب دربیاییم. پس شاید به این زودی دکان را تعطیل نکنیم. بهتر است تعطیل بکنیم.
ابیاتی را راجعبه دکان خواهیم خواند. شاید با خواندن آنها و تکرار آنها شما بهطور کلی از دکان بپرید بیرون و عارتان بشود که یک چیزی از خودتان را به معرض نمایش و فروش بگذارید. خواندن این ابیات به شما کمک خواهد کرد.
یکی هم «خانه» است. اینجا خانه نیست، ما فکر میکنیم ذهن خانهٔ ماست. ذهن و زیستن در آنجا برحسب همانیدگیها و رفتن به مقایسه مخصوصاً خاصیت حسادت را به معرض نمایش گذاشتن و دردهای دیگری مثل ترس و خشم و نگرانی از آینده و اضطراب و خبطهای گذشته و تأسف به گذشته و اینها درد هستند، با اینها زندگی کردن عادی شده برای ما در این خانه. پس الآن میبینید که اگر فکر میکنید اینجا خانه هست و دکان است، ممکن است شما عقیدهتان را عوض کنید با همین بیت و عبور کنید. درست است؟
پس میبینید که کلمات بارشان را به شما دادند. «به من نگر» نگاه میکنم ببینم به او اگر نمینگرم، «به من نگر» [شکل ۲ (دایره عدم)] یعنی فضا گشوده شده، مرکزم عدم است. به احتمال زیاد برای شما اینطوری نیست، به او نمینگرید. به احتمال زیاد او را مونس خودتان نمیدانید. به احتمال زیاد با چیزها انس گرفتهاید، برای همین میترسید. همدم شما چیزها هستند و آدمها را بهصورت تصویر ذهنی درآوردهاید، مونس خودتان کردهاید. نباید با آنها انس بگیرید.
و باید تجسم کنید که اینجا مثل قبر است، خیلی کوچک است و میبینید این فضای گشودهشده را مولانا یک واژهای است از قرآن میگیرد، میگوید «ارضُ اللّه»، «ارضُ اللّه»:
و آن فضایِ خَرْقِ اسباب و علل
هست ارضُالله، ای صدرِ اَجَل
🔰(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۳۸۱)
خَرْق: پاره کردن
صدرِ اَجَل: وزیر اعظم، بزرگترین وزیر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
صدر اجل یعنی ای وزیر اعظم، که شما دارید گوش میکنید، بهاصطلاح پارهکنندهٔ این سببسازی در ذهن این فضاگشایی هست، ای وزیر اعظم، اگر میتوانی بفهمی. وگرنه:
خشک بر میخِ طبیعت چون قَدید
بستهٔ اسباب، جانش لایَزید
🔰(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۳۸۰)
قَدید: گوشت خشکیدهٔ نمکسود
لایَزید: افزون نمیشود.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
در اینجا در این تصویر میبینید [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)]، وقتی ما از یک همانیدگی به همانیدگی دیگر میپریم، این منقبض میشود، خشک میشود، یعنی ما خشک میشویم در ذهن، بر میخ طبیعت. طبیعت یعنی همین ذهن. درست است؟ مانند گوشت خشک و در اینجا ما با سببسازی کار میکنیم، با سببسازی کار میکنیم. درست است؟ بعد:
«و آن فضایِ خَرْقِ اسباب و علل» که این فضاست [شکل ۲ (دایره عدم)]، «هست ارضُالله، ای صدرِ اَجَل»، «هر زمان مُبْدَل شود چون نقشِ جان»، باید هر لحظه تبدیل بشوید، از این حالت [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)] به این حالت [شکل ۲ (دایره عدم)] مرتب فضا باز بشود.
هر زمان مُبْدَل شود چون نقشِ جان
نو به نو بیند جهانی در عِیان
🔰(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۳۸۲)
مُبْدَل: عوضشده، تبدیلشده
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
توجه میفرمایید؟ نمیخواهیم خشک بشویم، منقبض بشویم. قبر این را نشان میدهد، کوچک است، جا نیست. جا برای هیچچیز نداریم ما، نمیتوانیم تحمل کنیم. وقتی فضا گشوده میشود متوجه میشویم که ما میتوانیم اشتباه کنیم، دیگران هم میتوانند اشتباه کنند.
🔟2️⃣5️⃣ ۴ 🔟2️⃣5️⃣
شکل ۱ (دایره همانیدگیها)
Читать полностью…
شکل ۰ (دایره عدم اولیه)
Читать полностью…
برنامه شماره ۱۰۲۵ گنج حضور
فایل صوتی - بخش اول
/channel/GanjeHozourMessages
🌺(مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۱۴۵)
به من نگر که منم مونسِ تو اندر گور
در آن شبی که کُنی از دُکان و خانه عُبور
سلامِ من شِنَوی در لَحَد، خبر شَوَدَت
که هیچوقت نبودی ز چشمِ من مَستور
منم چو عقل و خرد در درونِ پردهٔ تو
به وقتِ لذّت و شادی، به گاهِ رنج و فُتور
شبِ غریب چو آوازِ آشنا شِنَوی
رهی ز ضربتِ مار و جَهی ز وحشتِ مور
خمارِ عشق درآرَد به گورِ تو تُحفه
شراب و شاهد و شمع و کباب و نُقل و بَخور
در آن زمان که چراغِ خِرَد بگیرانم
چه های و هوی برآید ز مُردگانِ قبور!
ز های و هوی شود خیره خاکِ گورستان
ز بانگِ طبلِ قیامت، ز طُمطُراقِ نُشور
کَفَن دَریده، گرفته دو گوشِ خود از بیم
دِماغ و گوش چه باشد به پیشِ نَفْخهٔ صور؟
به هر طرف نگری، صورتِ مرا بینی
اگر به خود نگری یا به سویِ آن شر و شور
ز اَحوَلی بِگُریز و دو چشمْ نیکو کن
که چشمِ بد بُوَد آن روز از جمالم دور
به صورتِ بَشَرم، هان و هان غلط نکنی
که روح سخت لطیف است و عشق سخت غیور
چه جایِ صورت؟ اگر خود نمد شود صدتُو
شعاعِ آینهٔ جان عَلَم زند به ظهور
دُهُل زنید و سویِ مطربانِ شهر تنید
مُراهِقانِ رهِ عشق راست روزِ ظهور
به جایِ لقمه و پول ار خدای را جُستی
نشسته بر لبِ خندق ندیدیی یک کور
به شهرِ ما تو چه غمّازخانه بگشادی؟
دهانِ بسته تو غمّاز باش همچون نور
🔸🔸🔸
مَستور: پوشیدهشده، نهان
فُتور: سستی و بیحالی، کمبود و نقصان
خمار: در اینجا یعنی مستی
تُحفه: ارمغان، سوغات، هدیه
بَخور: در محاوره بُخور، هر نوع مادهٔ خوشبوی که بسوزانند تا بوی خوش دهد.
گیراندن: روشن کردن
طُمطُراق: شکوه و جلال توأم با تشریفات
نُشور: روز قیامت، زنده شدن مردگان در روز رستاخیز
اَحوَلی: دوبینی
مُراهِقان: جمعِ مُراهِق، پسران نزدیک به سنّ بلوغ
خندق: گودال، حفره
غمّاز: سخنچین، فاشکنندهٔ راز، اشارهکننده با چشم و ابرو، غمزهکننده
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔟2️⃣5️⃣ ۱ 🔟2️⃣5️⃣
برای انتخاب برنامه روی لینکهای آبی زیر کلیک کنید.
❇️ برنامهٔ شمارهٔ ۱۰۲۴
🔹 برنامهٔ شمارهٔ ۱۰۲۳
🔹 برنامه شماره ۱۰۲۲
🔹 برنامهٔ شمارهٔ ۱۰۲۱
🔻🔻🔻🔻🔻
🌺 برنامههای شماره ۱۰۱۱ الی ۱۰۲۰
🌺 برنامههای شماره ۱۰۰۱ الی ۱۰۱۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌺 برنامههای شماره ۹۰۱ الی ۱۰۰۰
🌺 برنامههای شماره ۸۰۱ الی ۹۰۰
🌺 برنامههای شماره ۷۰۲ الی ۸۰۰
🌺 برنامههای شماره ۶۰۰ الی ۷۰۱
🌺 برنامههای شماره ۵۰۰ الی ۶۰۰
🌺 برنامههای شماره ۱۰۰ الی ۵۰۰
🔹🔹🔹
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۳-۱۰۲۴ (روزهای جمعه)
(مخصوص چاپ سیاه و سفید)
فایل WORD متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۳-۱۰۲۴ (روزهای جمعه)
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۲۴ (روزهای سهشنبه)
(مخصوص چاپ سیاه و سفید)
فایل WORD متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۲۴ (روزهای سهشنبه)
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل برنامه ۱۰۲۴ با لینک ابیات و آیات به فایل اصلی تصویری در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۲۱ (روزهای سهشنبه)
(مخصوص چاپ سیاه و سفید)
فایل WORD متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۲۱ (روزهای سهشنبه)
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل برنامه ۱۰۲۱ با لینک ابیات و آیات به فایل اصلی تصویری در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
فایل تصویری بخش سوم برنامه ۱۰۲۱ با زیرنویس چسبیده
Читать полностью…
به این هم نگاه خواهیم کرد و «اندر گور» یعنی در قبر، و میبینید که کاری که ما کردهایم بهعنوانِ هشیاری، عرض کردم به این جهان آمدهایم، این شکلها را به شما نشان بدهم [شکل ۰ (دایره عدم اولیه)] و میبینید بهعنوانِ هشیاری که مرکزش عدم است به این جهان آمدهایم. قبل از ورود به این جهان عقل و حس امنیت و هدایت و قدرت را از خود زندگی میگرفتیم و از جنس او هستیم. گاهی اوقات با واژهٔ «اَلَست» بیان میکنیم که ما از جنس خداوند هستیم، از جنس زندگی هستیم.
و میآییم به این جهان [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)] چیزهای مهم را که پدر و مادرمان گفتهاند مهم است مثل پول، مثل انسانهای دُور و برمان مثل خواهر، برادر، پدر، مادر و باورها یا حرفهمان، هر هنری که بهدست میآوریم، میگویند اینها مهم هستند، پس بنابراین به اینها حس هویت تزریق میکنیم، اینها میشوند مرکز جدیدِ ما بهجایِ عدم، که هر کدام از اینها را میتوانیم بهوسیلهٔ نقطهچین نشان بدهیم [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)] و این همانیدن سبب میشود که مرکز ما عوض بشود.
همانیدن یعنی حس هویت تزریق کردن به این نقطهچینها، که اینها نمایندهٔ یک چیزی در بیرون هست، بهصورت فکر و حس وجود دادن به آنها سبب میشود که آنها عینک جدید دیدِ ما بشوند. قبلاً با عدم میدیدیم [شکل ۰ (دایره عدم اولیه)] الآن از طریق عینک این همانیدگیها میبینیم [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)]. و همانیدن بهعبارتی یعنی بهوسیلهٔ آنها دیدن یا همهویت شدن، ما را به خواب این اجسام فرومیبرد و این خواب شبیه مردن است. بنابراین گور همین فضای ذهنِ همانیده هست.
الآن متوجه میشوید که الآن دراثر گذشتن از این نقطهچینها که هر کدام یک چیزی را در بیرون نشان میدهند برای ما مهم است، ما یک تصویر ذهنی درست میکنیم که این اسمش منذهنی است. ما دائماً با این سروکار داریم، با آن انس گرفتهایم.
پس در این قبری که میگوید درست کردهای بهجای اینکه به منذهنیات نگاه کنی، به من نگاه کن. بهجای اینکه به جهان نگاه کنی، چون هر کدام از اینها یک چیزی در جهان هستند، «به من نگر» که مونس تو من هستم. تو باید با من انس بگیری، با اینها نمیتوانی انس بگیری، نمیتوانی همدم بشوی.
ولی ما با اینها انس گرفتهایم و همدم شدهایم، درنتیجه این شده شبیه قبر، و قبر یعنی «گور» بهمعنی این است که به خوابِ اینها رفتن شبیه مردن است. ما جان اصلیمان را که جان خداوند است حس نمیکنیم، یک جان مصنوعی در ذهنمان حس میکنیم. این جان، جان اصلی ما نیست. جان اصلی ما موقعی شروع میشود که واقعاً این مصرع اول را اجرا کنیم، به او بنگریم، به او بنگریم.
بعد چون هشیاری اولیه از بین رفته، هشیاری جسمی پیدا کردیم، درنتیجه شب است، «در آن شبی که کُنی از دُکان و خانه عُبور». اولاً واژهٔ «عبور» نشان میدهد که ما از اینجا باید رد شویم، نمیتوانیم اینجا زندگی کنیم. درست است؟ پس بنابراین شب است برای اینکه برحسبِ اینها میبینیم. روشناییِ روزِ هشیاری اصلی نیست، هشیاریِ نظر نیست، بلکه یک هشیاری جسمی هست. ولی میگوید که در همین شب، این شب میدانید که از تولد شروع شده تا لحظهای که واقعاً بمیریم برویم زیرِ خاک، این تن متلاشی بشود، فرصت هست که از این ذهن بپریم بیرون. اصلاً برای همین آمدهایم.
ولی میبینید که در این شب باید عبور کنیم، یعنی الآن در این لحظه شما اقدام باید بکنید که از اینجا خارج بشوید و خارج شدنش هم، این شکل [شکل ۲ (دایره عدم)] نشان میدهد که وقتی به او مینگریم، او میآید مرکز ما، یعنی خداوند میآید مرکز ما بهصورت عدم نه جسم. برای این کار بارها گفتهایم که آن چیزی که مونس ما شده یعنی این همانیدگیها یا نقطهچینها را شما بازی بگیرید، [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)] اینها را ذهن نشان میدهد. پس هر چیزی را که ذهن الآن نشان میدهد شما بازی بگیرید، فضا در اطراف آن باز میشود.
فضای باز، فضای باز یعنی همان عدم [شکل ۲ (دایره عدم)] یعنی شما دوباره خداوند را میآورید مرکزتان و یعنی «به من نگر» به او مینگرید. پس در شبِ ذهن که در خواب همانیدگیها هستیم شبیه قبر است، با فضاگشایی مرکز ما عدم میشود، با او مونس میشویم.
اما میگوید که این فضا [شکل ۱ (دایره همانیدگیها)] که فضای همانش است برای شما دکان شده. دکان شده یعنی ما برحسب این همانیدگیها یک چیزی از خودمان را به معرض نمایش و فروش میگذاریم. مثلاً زیبایی بدنمان را یا پولمان را و درنتیجه به مقایسه میافتیم، میخواهیم بگوییم که من از تو بهتر هستم، من از تو بهتر هستم، که میگوید که «اَنا خَیْرٌ دمِ شیطانی است»، من از تو بهترم، این چیزی است که منذهنی میگوید. منذهنی میخواهد ثابت کند که من از تو بهتر هستم و پس دکان باز کردیم.
🔟2️⃣5️⃣ ۳ 🔟2️⃣5️⃣
شکل ۱ (دایره همانیدگیها)
Читать полностью…
با سلام و احوالپرسی، برنامهٔ گنج حضور امروز را با غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ از دیوان شمس مولانا شروع میکنم.
به من نگر که منم مونسِ تو اندر گور
در آن شبی که کُنی از دُکان و خانه عُبور
سلامِ من شِنَوی در لَحَد، خبر شَوَدَت
که هیچوقت نبودی ز چشمِ من مَستور
منم چو عقل و خرد در درونِ پردهٔ تو
به وقتِ لذّت و شادی، به گاهِ رنج و فُتور
🌺(مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۱۴۵)
مَستور: پوشیدهشده، نهان
فُتور: سستی و بیحالی، کمبود و نقصان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
ملاحظه میفرمایید که واژههای من و مونس و گور و عبارتِ «آن شب» و کلمهٔ عبور و دُکان و خانه، اینها کلمات باردار هستند. واژهٔ باردار واژهای است که باید یک بیداریای در شما بهوجود بیاورد و با توجه به اینکه اطراف این واژهها ما بیتهای زیادی میخوانیم، پس اگر یک خرده فضاگشایی کنید، این واژهها در هشیاری جسمی، یعنی وقتی با ذهن داریم صحبت میکنیم، باید روی شما اثر بگذارد.
البته این بستگی به شما است که بهاندازهٔ کافی ابیات غزل را تکرار کنید و غزل را یکتکه بخوانید تا مثل یک تابلو غزل برایتان روشن بشود و معنا را بگیرید. میدانید که این هشیاری جسمی، اینکه بهوسیلهٔ کلمات و جملات با همدیگر حرف میزنیم، این هشیاریِ نهایی ما نیست. بارها این دو بیت را خواندهایم که
بادْ تُند است و چراغم اَبْتَری
زو بگیرانم چراغِ دیگری
🔰(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۱۰۸)
اَبْتَر: ناقص و بهدردنخور
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
او نکرد این فهم، پس داد از غِرَر
شمعِ فانی را به فانیای دِگر
🔰(مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۳۱۱۲)
غِرَر: جمع غِرَّه بهمعنیِ غفلت و بیخبری و غرور
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
این شمعی که الآن روشن کردیم با همدیگر با ذهن صحبت میکنیم، این هشیاری یا این شمع فانی است و مولانا میگوید این بادِ حوادث در دنیا تند است و این چراغ هم ناقص است، همین چراغی که با همدیگر صحبت میکنیم، و قرار است بهوسیلهٔ این چراغ یک چراغ دیگری را که همان چراغ حضور است، روشن کنیم.
اما خیلیها متوجه نمیشوند، هشیاری جسمی را به هشیاری جسمی تبدیل میکنند. «او نکرد این فهم» یعنی انسان این فهم را نکرد و از ندانمکاری، از غِرَر، از بهاندازهٔ کافی آگاه نبودنِ هشیاری جسمی، یک هشیاری جسمی را داد به یک هشیاری جسمی دیگر. یعنی اینطوری نباشد که ما همهاش توی ذهن بمانیم، باید این ابیات و کلماتی که در آنها بهکار رفته شما را بیدار کند.
«به من نگر» از زبان زندگی است، از زبان خداوند است، به چه کسی؟ به انسان. انسان هم امتداد خودش است. پس زندگی به انسان که امتداد خودش است میگوید به من نگاه کن. خب شما باید از خودتان سؤال کنید که مولانا چرا غزل را اینطوری شروع میکند؟ فوراً به ذهن شما میرسد که پس ما به او نگاه نمیکنیم. بعد این سؤال پیش میآید پس به چه نگاه میکنیم؟ به غیر او، چیزی که غیر مینامد، غیر خداوند، یعنی ما بهعنوانِ امتداد خدا به غیر نگاه میکنیم.
معمولاً کلمهٔ «غیر» به چیزی گفته میشود که غیر از خدا است و غیر از خدا در ما چیست؟ آن چیزی که ذهن نشان میدهد، یعنی مرکزت جسم است، تو یک جسم میبینی. یک چیزی را در بیرون تجسم کردی گذاشتی مرکزت، به آن نگاه میکنی. دارد میگوید به آن نگاه نکن، به من نگاه کن.
حالا شما از خودتان بپرسید واقعاً به او نگاه میکنید یا به یک جسم، به غیر نگاه میکنید؟ به غیر از او نگاه میکنید، یک چیز ذهنی است، یک فکر است. خواهید دید که به احتمال زیاد به او نگاه نمیکنید. پس شما هم باید توجه کنید.
«به من نگر که منم مونسِ تو» زندگی، خداوند میگوید که مونس تو من هستم. کلمهٔ «مونس» در اینجا باز هم باردار است برای اینکه ما بهجایِ جنس خودمان که باید هشیاری از هشیاری آگاه بشود یا بهغیر از زندگی، چیزی غیر از زندگی را که مونس ما نیست، مونس کردهایم، با او انس گرفتهایم. بعد متوجه میشویم که این چیزی که با آن انس گرفتهایم، منذهنی ما است و این هم دشمن ما است یعنی بهعنوانِ دوست، دشمن را مونس خودمان کردهایم.
🔟2️⃣5️⃣ ۲ 🔟2️⃣5️⃣
برنامه شماره ۱۰۲۵ گنج حضور
فایل تصویری - بخش اول
/channel/GanjeHozourMessages
💠💠💠💠💠💠
لینک های مختلف برنامه شماره ۱۰۲۵ گنج حضور
💠💠💠💠💠💠
🔵 غزل اصلی برنامه ۱۰۲۵
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش اول برنامه ۱۰۲۵
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش دوم برنامه ۱۰۲۵
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش سوم برنامه ۱۰۲۵
🔵 فایل صوتی و تصویری و شروع بخش چهارم برنامه ۱۰۲۵
🔵 فایل WORD و PDF متن کامل برنامهٔ شمارهٔ ۱۰۲۵
🟡خلاصهای فهرستوار از برنامه ۱۰۲۵ 🔸صوتی🔸
🔵 فایل WORD و PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۱۰۲۵ (روزهای چهارشنبه)
🔴 فایل WORD و PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۱-۱۰۲۵ (روزهای جمعه)
🔵 فایل WORD و PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۲۵ (روزهای سهشنبه)
🔴 فایل WORD و PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۳-۱۰۲۵ (روزهای جمعه)
🟢فایلهای تصویری برنامه ۱۰۲۵ با زیرنویس چسبیده
🟩 فایلهای PDF متن کامل برنامه ۱۰۲۵ با لینک ابیات و آیات به فایل اصلی تصویری و صوتی در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
🔵 لینک متن کامل تمامی برنامه های موجود در کانال
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
👇لینک شرح بیت اول غزل با شکلهای هندسی 👇
🔵 (دایره عدم اولیه)، (دایره همانیدگیها)، (دایره عدم)
🔵 سایر شکلهای هندسی
🟠🔴🟣🟢⚪️
/channel/GanjeHozorTeleText/14964
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۳-۱۰۲۴ (روزهای جمعه)
Читать полностью…
/channel/GanjeHozorTeleText/14881
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۲۴ (روزهای سهشنبه)
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل برنامه ۱۰۲۴ با لینک ابیات و آیات به فایل اصلی صوتی در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
/channel/GanjeHozorTeleText/13961
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل پیغامهای تلفنی برنامه ۲-۱۰۲۱ (روزهای سهشنبه)
Читать полностью…
فایل PDF متن کامل برنامه ۱۰۲۱ با لینک ابیات و آیات به فایل اصلی صوتی در سایت گنج حضور
WWW.PARVIZSHAHBAZI.COM
فایل تصویری بخش چهارم برنامه ۱۰۲۱ با زیرنویس چسبیده
Читать полностью…
فایل تصویری بخش دوم برنامه ۱۰۲۱ با زیرنویس چسبیده
Читать полностью…