پدر سه معصوم | نویسنده، پژوهشگر و مدرس | دانشآموخته حقوق بینالملل | سایت AhmadGhadiri.ir | تلگرام، توییتر، ایتا، روبیکا و ویراستی @GhadiriNetwork تماس: @AhmadGhadiri
دومین مقصد، منزلِ در اختیار دو برادر شیعه سوری به نامهای فؤاد و فادی است که با سقوط سوریه همراه با مادر و خانواده خود راهی و ساکن لبنان و ساختمانی شدهاند که چندین عنصر سلفی نیز ساکن آناند.
خانه سرد و از وسیله خالی است.
با دو برادر که یکی در سوریه همکار حزبالله بوده و دیگری شاغل در دفتر رهبری در سیده زینب(س) در مورد حال و آینده سوریه صحبت و در پایان هدایا و کمکهایی که با واریزیهای مردم جمع و آورده شده است را تقدیم میکنیم.
دختران قد و نیمقد خانواده که نیمی از آنان حافظ بخشهایی از قرآناند، آنقدر خوشحال میشوند که حیفم میآید این موقعیت استجابت دعا را از دست بدهم.
همانجا از سه دختر فؤاد و سه دختر فادی درخواست میکنم برای سلامتی آیتالله جاودان که امروز خبر کسالت ایشان منتشر شده، دعا نمایند: امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء.
#روایت_دیدار
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۷
@GhadiriNetwork
تا دقایقی دیگر روایت امشب را منتشر خواهم کرد، انشاءالله
#موقت
در مزار مطهر سید مقاومت نائبالزیاره همه کسانی هستم که برای شفای عاجل حضرت آیتالله جاودان و مرضای منظور هفت حمد شفا قرائت فرمایند.
#فوری
#موقت
📺 گفتگوی زنده احمد قدیری در مورد مراسم تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله
#حماسه_نصرالله
۱۴۰۳/۱۲/۵
@GhadiriNetwork
استفاده از تمام فیلمها و تصاویر مراسم، بدون درج منبع نیز مجاز است
#موقت
زنان و دخترانی که از حلقه و گوشواره خود گذشتند و مقدمات تشییع با شکوهی را رقم زدهاند، غایبان مراسم نیستند، میزبان و صاحب مجلساند.
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
@GhadiriNetwork
🇮🇷 به نیابت از ایران
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
@GhadiriNetwork
🏴 و اینک روضه...
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۴
@GhadiriNetwork
🇱🇧 شور بدرقه یک قهرمان
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۴
@GhadiriNetwork
با توجه به قرار داشتن مجدد در موقعیت نگارش گزارش جدید از سفر کنونی، از مخاطبان گرامی تقاضا دارم نقد و نظرشان را در مورد مجموعه مکتوب روایت فتح به حقیر منعکس نمایند:
@AhmadGhadiri
#موقت
🇱🇧 هماکنون، جنوب لبنان، روستای دیر قانون
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۰/۲۰
@GhadiriNetwork
🇱🇧 محل تدفین پیکر سید مقاومت
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۴
@GhadiriNetwork
🔴 تشعشعات
امیدوارم خودکشی جمعی نهنگها ناشی از تبعات استفاده از هارپ و اثر تشعشعات آن نباشد که در این صورت ایجاد موج سیل و سرمای پیشرو در کشور را نیز نمیتوان چندان طبیعی قلمداد نمود.
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۳
@GhadiriNetwork
خانم حسینیان مسئول گروه جهادی شهید ابومهدی المهندس از مخاطبین کانال هستند که پیشتر در موضوع جانبازان و خانوادههای شهدای فاطمیون، همافزایی داشتیم.
ایشان با کسب اطلاع از کانال نسبت به دغدغه اینجانب در تبدیل ریال به دلار برای هزینه کرد در جبهه لبنان، پیام دادند که در شرایطی که صرافیها فروش ندارند، میتوانم در دفتر کار همسرشان مبلغ مورد نظر را تبدیل و دریافت نمایم.
همین اتفاق هم افتاد درحالیکه آن سپاهی شریف بازنشسته، علاوه بر گرهگشایی از کار، مبلغی را نیز از خود روی پول جمعآوری شده گذاشت تا نیازی به خرد شدن آخرین اسکناس صد دلاری نباشد و این یکی از صدها جلوه زیباییهای ایران همدل و همدلی ایرانیان است که در این مدت شخصا رؤیت کردم.
احمد قدیری
@GhadiriNetwork
مقصد اولین دیدار با خانواده شهدا، خانه شهید سید وسام فحص، محافظ سیدحسن نصرالله و بعدتر رابط سید و عماد است که در خلال جنگ اخیر در تدمر سوریه به شهادت میرسد، بیآنکه طی تمام این سالها حتی از خود خانهای داشته و برجای گذاشته باشد.
همسر شهید، نقاش و مبتلا به بیماری ناشناخته و دخترش مبتلا به سرطان است.
یک درخواست مؤکد دارد: زیارت امام رضا(ع) که شفای خود را در آن میداند.
قول میدهم جایی را برای مدت اقامش در مشهد هماهنگ و مقدمات سفر او را فراهم کنم اما نمیدانم کجا و چطور.
#روایت_دیدار
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۷
@GhadiriNetwork
🇱🇧 حسینیه مجمع امام خمینی(ره) بیروت
۱۴۰۳/۱۲/۸
@GhadiriNetwork
🇱🇧 تشییع پیکر شهید سیدهاشم صفیالدین، دیر قانون النهار در جنوب لبنان
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۶
@GhadiriNetwork
🏴 به سوی آسمان
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
@GhadiriNetwork
🇱🇧 پیش از مراسم
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
@GhadiriNetwork
🇱🇧 سحرگاه روز تشییع، تکاپوی قرارگاه مردمی نصرالله، مستقر در مجمع امام خمینی(ره) بیروت
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
@GhadiriNetwork
🏴 اربعین
شب است و سرد و بارانی
مردم دسته دسته میآیند و پشت نردههای محوطه اشک میریزند و وداع میکنند
موکبها فعال و فضا چون ایام اربعین است
همه احساس یتیمی و همدردی میکنیم
همه خواهران و برادران پدر از دست دادهایم
فردا کوه عزت و شجاعت دفن خواهد شد
خداحافظ قهرمان دوران
خداحافظ سید مقاومت
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
@GhadiriNetwork
🏴 زائران مزار سید مقاومت
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۴
@GhadiriNetwork
🇱🇧 تدارک موکب حزبالله
#حماسه_نصرالله
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۴
@GhadiriNetwork
🇱🇧 هماکنون، جنوب لبنان، شهر صور
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۰/۲۰
@GhadiriNetwork
🇱🇧 روایت فتح (۸)
برای رسیدن به کارهای بیشتر از گروه چهار نفره همسفران خود جدا شده و صبح زود همراه دیگر دوستان مستقر، با دو ماشین ابتدا به روضه الحوراء (گلزار شهدای حزبالله) رفتیم و از آنجا درحالی راهی جنوب لبنان شدیم که اسرائیل نسبت به آمد و شد در جنوب رود لیتانی اخطار صادر کرده بود.
گرچه در طول مسیر و مشخصا «صور» نیز خرابیهای پرتعدادی قابل مشاهده بود اما با ورود به «دِیر قانون» حجم انبوه ویرانههای جنگ که بسیاری از منازل و ماشینهای جنب آن را هم منهدم نموده بود شگفتزدهمان کرد.
مطابق قرار قبلی با میزبانان، وارد منزل بزرگی شدیم که چند تن از اساتید حوزه تهران در آن مستقر بودند برای کارهای عمرانی در دیر قانون.
بعد از صحبت حجتالاسلام امین توفیقی به عنوان سرپرست جمع مذکور درخصوص وضعیت منطقه، به اتفاق وی به طبقه فوقانی منزل رفته و مورد لطف و استقبال دیگر فضلای حوزه قرار گرفتیم و به اتفاق صبحانه خوردیم.
یک ماشین از ما همانجا ماند برای کمک به کارهای عمرانی و آواربرداری و با یک ماشین با چهار سرنشین به سوی بیروت حرکت نمودیم که البته در مسیر نزد جهادگران ایرانی مستقر در «کیفون» توقف داشتیم و اطلاعات مفیدی کسب و گزارشی از آن تهیه کردم.
پس از چند توقف کوتاه و موردی در بیروت، به مقتل سیدحسن نصرالله رسیدیم که بمبهای سنگرشکن آمریکایی، ویرانه و گودال بزرگی را برجای گذاشته و مکعب قرمز رنگ بزرگی چون ضریح، در مرکز آن گودال و در مختصاتی که سید مقاومت به شهادت رسیده، قرار داده شده است.
نزدیک غروب بود و فضا بسیار غمگین و یادآور گودال قتلگاه.
چند دقیقهای درحال خود بودم و با مقایسه طوفان نصرالله و گودال قتلگاه مشغول مرور این جمله امام حسین(ع) در ذهن که «فكأنَّ الدّنيا لم تكُن»!
با رؤیت زبالههایی که در اطراف آن محوطه خاکی ریخته شده بود، کیسهای از زمین برداشتم و آشکارا طوری مشغول جمعآوری زباله شدم تا علاوه بر نظافت، تذکری هم باشد بر دیگران در رعایت شأن مکان.
پس از نیم ساعتی چشم و دل از مقتل کندیم و همزمان با اذان مغرب به مجمع رسیدیم.
در میانه شب، بنابر نوبت، پشت میز نگهبانی مجمع نشستم و از فرصت پیشآمده، برای نگارش گزارش این چند روز استفاده کردم درحالیکه صدای پرواز پهپادهای اسرائیلی و تیراندازی به وضوح به گوش میرسید و اسرائیل چند نقطه از جنوب را نیز کمی بعد از بازگشت ما بمبباران کرده بود.
ساعتی بعد از شب، همسفران (مهدی، معین و محمدرضا) هم که در نبود من برنامه مجزای خود را دنبال میکردند، وارد مجمع شدند تا در کنار هم، پشت پست نگهبانی شب را به صبح برسانیم.
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۰/۲۰
@GhadiriNetwork
🇱🇧 روایت فتح (۷)
بعد از نماز صبح و صبحانه، در همان حسینیه، جلسهای داخلی با حضور همه افراد مستقر در مجمع امام خمینی(ره) برگزار شد که در آن روحالله رامندی، جانشین قرارگاه مردمی نصرالله از اهداف و ساختار و خدمات قرارگاه در لبنان گفت و بنده نیز در انتها بر ضرورت انعکاس رسانهای این خدمات ارزنده و اثر گذار تأکید و خود نیز به آن عمل نمودم در اینکه پس از نماز ظهر، از دو نفر دیگر از عزیزانی که پیشتر آمده بودند، روایت جهادشان را ضبط و منتشر کردم: طلبهای غیر ملبس که به امور نازحین سوری میپرداخت و موکبدار کرجی که شبانهروز در آشپزخانه مشغول بود.
عصر با همسفران خود به شارع الحمراء واقع در بخش شمالی بیروت رفتیم تا در اولین مقصد به ساختمان ۱۲ طبقهای سر بزنیم که تا چند روز قبل صدها آواره سوری و لبنانی آنجا مستقر بودند و این روزها جز چند خانواده، دیگر کسی در آن نمانده بود؛ ساختمانی سابقا متروک که توسط جهادگران ایرانی تعمیر و برای اسکان آمادهسازی شده است.
مقصد بعدی، چند دقیقهای توقف در کافه و خیابان مشرف به صخرة الروشه در ساحل بود که در مسیر بازگشت به مجمع امام خمینی قرار داشت.
غروب به مجمع بازگشتیم و بعد از نماز در حسینه بودیم که دیدم ابو جواد فرزند حاج عادل به جمع ما آمد.
وصف وی را روزهای گذشته از دیگر دوستان شنیده بودم و دوست داشتم حتما او را ببینم که خود نزد ما آمد.
حال حاج عادل که بود؟ مقام ارشد اطلاعات حزبالله و دست راست عماد مغنیه که در جوار سیدهاشم صفیالدین به شهادت رسید.
در بیش از یک ساعتی که قبل و بعد از شام به گفتگو و پرسش و پاسخ با ابو جواد گذشت، جدیترین مسائل و اطلاعات رد و بدل شد که امکان بازگویی آن نیست اما در آن همه، به همین مهم از قول ابو جواد اشاره میکنم که «در جنگ ۳۳ روزه همه امید ما خدا بود و پیروز شدیم اما در جنگ اخیر به تسلیحات خود غره گشتیم و ضربات سختی خوردیم».
با ابوالفضل، همان طلبه مشغول به امور نازحین سوری قرار داشتیم آخر شب به کافهای در ضاحیه که به قول او «پاتوق بچههای حزبالله» است برویم و از این جهت با ابو جواد وداع کردم و آخر شب راهی کافه و داخل در گعده دوستان لبنانی شدیم.
روحانی سید و میانسالی شمع محفل بود که متوجه شدیم پدر شهید است و اول انقلاب در جوانی چند سالی در قم مشغول تحصیل بود بیآنکه جز چند کلمه، چیزی از فارسی یادش مانده باشد.
ساعتی به گپ و گفتهای مرسوم طرفینی گذشت و به طور خاص دقایقی برایشان از فضای سیاسی ایران و موانع عملیات وعده صادق گفتم که ناگفته میدانستم سؤالشان است.
نیمه شب به مجمع بازگشتیم و سر بر بالین گذاشتیم.
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۰/۱۹
@GhadiriNetwork
هماکنون: شارجه امارات، منتظر پرواز به مقصد بیروت
#موقت
🇱🇧 روایت فتح (۶)
مطابق معمول هر روز نماز صبح را در حسینیه به جماعت خواندیم و پس از روضه تا کمی بعد صرف صبحانه، مشغول امورات شخصی شدیم.
یک ساعت مانده به اذان ظهر، از سه نفر از دوستانی که پیشتر از ما لبنان آمده بودند، خواستم اهم آنچه را انجام داده و یا دیدهاند، جلوی تجهیزات فیلمبرداری (موبایل، پایه موبایل و میکروفون بیسیم) ظرف نهایتا ۲.۵ دقیقه روایت کنند که تجربیات و خاطرات نابی را بیان نمودند.
پس از نماز ظهر در مسجد (طبقه فوقانی مجمع)، به محل استقرار خود در حسینیه (طبقه زیرین مجمع) بازگشتیم که پس از دقایقی آیتالله سیدعیسی طباطبایی، نماینده امام و رهبری در لبنان و از مؤثرترین چهرهها در توسعه حزبالله است را دیدیم و در گعده چند نفری خود فرصت مغتنمی را در استماع شرح زندگی و فعالیتهای مؤثر وی به دست آوردیم.
عصر به اتفاق جمعی از طلاب و یکی از دوستان لبنانی شاغل در بنیاد شهید حزبالله به نام مصطفی که هماهنگیها را انجام میداد و پدر مرحومش مؤسس و اولین رئیس بنیاد شهید حزبالله بود، به دیدار یک جانباز پیجری رفتیم که او خود از مسئولان بنیاد شهید حزبالله است و علاوه بر آسیبدیدگی سمت چپ صورت، مچ دست چپش هم شدیدا لطمه دیده، به طوری که برخی انگشتانش قطع شده و برخی به کف دست چسبیده و در آن ذوب بود که البته به لطف تمهیدات و اقدامات فوری و مؤثر وزیر بهداشت ایران نسبت به انتقال این مجروحان به کشور، نیازی به قطع مچ او نشد. افزوده آنکه خانه این جانباز سرافراز نیز در بمبارانهای اسرائیل ویران شده و لذا در منزلی محقر و جدید سکونت گزیده است.
شاید جالبترین نکته این دیدار وضعیت مشابه علی بزمی، طلبه فعال و فاضل ایرانیِ همراه ما با وضعیت فرزند نوجوان این جانباز سرافراز بود: هر دو علی نام داشتند و هر دو پدرشان از لحاظ چهره و نیز نوع جانبازی (آسیبدیدگی مچ دست چپ) مشابه هم بود که این موضوع همانجا موضوع گفتگو و همدردی علی با علی شد.
بعد از وقفهای یکی دو ساعته که به نماز مغرب و دعای توسل در مجمع امام مجتبی(ع) در همان نزدیکی گذشت، به مقتل سیدهاشم صفیالدین رفته، دقایقی توقف و ادای احترام کرده و سپس به خانه شهیدان مهدی و جواد حمادی رفتیم که پدر آنان مدتی طلبه جامعة المصطفی بود.
فضای اندوه در میان زنان خانه به وضوح جریان داشت و دلخوری از عدم ورود ایران به این جنگ احساس میشد؛ خصوصا آنجایی که گفتم اگر نکته و مطلبی در خصوص ایران دارید مایلیم بشنویم که لحظهای به هم نگاه کردند و هیچ نگفتند و اینجا بود که ضرورت حضور، دلجویی و تکریم خانوادههای شهدای حزبالله بسیار احساس شد.
مقصد بعدی، منزل مادر دو برادر شهید به نامهای ابراهیم و علی شِری بود، با حس و حالی متفاوت. بر در و دیوار منزل، علاوه بر عکس دو شهید، تصاویری از آقا، سیدحسن و حاج قاسم نصب داشتند و به دلیل خوی و خصلت هیأتیتر، گویی داغ کمتری در فقدان شهدای خود احساس میکردند.
آخر شب به مجمع بازگشتیم تا دوباره در نیمه شب از شدت خستگی غش کنم.
انشاءالله ادامه دارد...
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۰/۱۸
@GhadiriNetwork
🔴 مأموریت محوله
اینکه عباس آخوندی، وزیر منفور دولت روحانی و مشاور کنونی پزشکیان، با وجود جو سنگین عمومی علیه قاتل دانشجوی دانشگاه تهران، دست به چنین انتحاری میزند و از ضرورت عفو وی میگوید در هیچ چارچوبی نمیگنجد جز مأموریت محوله برای عادینمایی قتلی که شواهد فراوانی بر پروژه بودن آن وجود دارد.
احمد قدیری
۱۴۰۳/۱۲/۳
@GhadiriNetwork