56
یک نکته ازهزاران ناگفته ها... از اینکه مارا در این کانال همراهی میکنید سپاسگزارم
عید سعید فطر نزدیک و پایان ماه صیام .
بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل
حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل
یاد باد آن روزگاران یاد باد
سالگرد آزادی خرمشهر بر تمامی دلیر مردان میدان نبرد گرامیباد
به رسم کهن، یاد میکنیم از آنهایی که وقتشان و مکانشان از ما جداست..
یاد میکنیم از آنهایی که دلتنگشان میشویم...
یاد میکنیم از آنها که هنوز دوستشان داریم...
دلمان گرم به خاطره پدرهایی که نیستند، مادرهایی که رفته اند..
به یاد آن عشق های بار بسته،فاتحه ای ره توشه میکنیم.. .
روحشاد شاد وقرین رحمت الهی باد.
خدایا: 🌺🍂
دراین فصل زیبای بهاری
تمنا دارم
درهای مهربانیت را
به روی دوستان وعزیزانم
بگشایی
و روزگاری آرام همراه با
سلامتی وتندرستی
مهربانی وآرامش را
برای همه آنها مقرربفرما🙏
عصرتون زیبا و پرنشاط همراه با شادی
عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست
عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است
عیدتان مبارک
@Ghafele_eshgh
🏴فرا رسیدن ایام شهادت مولای متقیان امام علی (ع) تسلیت باد
@Ghafele_eshgh
جشن پتو در سحرگاه ماه مبارک رمضان
سحری در پایگاه بسیج
معمولا اکثرشبها درپایگاه بسیج محلمان زردین میخوابیدیم
دریکی ازشبهای ماه مبارک رمضان تعدادی از نیروهای بسیج در پایگاه خواب بودیم
چند دقیقه مانده به اذان صبح ناگهان از خواب پریدم و دیدم همه دوستان درخواب عمیق هستند سریع از تخت آمدم پایین رفتم آشپزخانه وغذایی که برای سحری روی اجاق گاز گذاشته بودیم برداشتم ،وسریعا سفره را بازکردم وتعدادی کاسه وبشقاب ویکی هم قالپاق ماشین که دربین ظرفها بود آوردم وهمچنان غذا داخل ظرفها میریختم و از طرفی صدای بچه ها می زدم که زود باشید ، بلند شوید ، وقت نیست ، الان اذان میگویند،!!!
خلاصه در همین هنگام یکی قاشق غذا (شوربا) سوپ که وارد دهانم کردم ازبس داغ بود زبان و فضای داخل دهانم را سوزاند دویدم داخل آشپزخانه و یک آفتابه آبی که جلو درب بود برداشتم وآب ریختم درون قابلمه غذا وسریع بهم زدم وشروع کردم به ظرف کردن ،
آن زمان در روستای محل سکونتمون برق نبود کم کم در این فضای تاریکی و با اندک روشنایی تنها چراغ فانوس دود گرفته یکی یکی از دوستان آمدند و نشستن سر سفره غذای سحری و با عجله غذا را میل کردن !
چندنفرشان گفتند توکه اینقدر داد و فریادکردی ، آماده کردی چرا خودت غذا نمیخوری ؟؟؟
با سختی گفتم دهانم سوخت یکی از دوستان گفت چرا سوخته ؟
این غذا خیلی داغ نیست که باعث سوختگی شود !!!
یکدفعه خودم متوجه کاری که کرده بودم شدم چیزی به روی خودم نیاوردم ونگفتم ماجرا از چیست!
سریع رفتم سراغ آفتابه تا از سفره دور کنم ناگهان یکی از دوستان متوجه جریان شد ،وشروع کرد به خندیدن هرچه تلاش کردم جلوگیری کنم بی نتیجه بود و این عزیز دلش تاب نیاورد که چیزی نگوید.
بعد همه بچه ها متوجه شدند و یکی رفت چراغ گرد سوز آورد روشن کرد فضا که روشنتر شد همه توانستند فضای دور و اطراف سفره را ببینند ...
نان های درون سفره ،کپک زده چند روز قبل ،لذا در محاصره دوستان سحرخیز قرار گرفتم و یک جشن پتو درفضایی معنوی،(خنده) غیر انسانی گرفته شد.
آن شب پاداش سحرخیزی و دلسوزی را از مشتهای دوستانم دریافت کردم یاد آن ایام بخیر ...
راوی:غلامرضا زارع زردینی
💠اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً💠
سلام دوستان و همراهان همیشگی
امشب و این روزها سالگرد عملیات الی بیت المقدس است که در چنین شبی و در چندین شبانهروز در بیابان های داغ و تفتیده خوزستان ، از پل دارخوین تا جاده اهواز خرمشهر، ایستگاه حسینیه ، شلمچه ،طلاییه ، کوشک و زید و...
رزمندگان با دشمن بعثی در حال نبرد بودند گاهی جنگ تن به تن گاه جنگ تن و تانک و....
برای فتح و پیروزی شهر خونین شهر قهرمان خرمشهر
شهر عشق و ایثار شهری که آزادیش باعث خوشحالی تمامی ملت ایران شد...
در چنین شبهایی که بیشتر خانوادههای ایران زمین چشم و امیدشان به حماسه آفرینی دلاور مردان تاریخ ساز بود...
اماخیلی از خانواده های محترم رزمندگان از طریق رادیو با شنیدن صدای مارش پیروزی عملیات با چشمانی پر از اشک دستان خود را بسوی آسمان جهت سلامتی فرزندان خود دراز کرده و دعا میکردند
مارشی که مجری رادیو و تلویزیون با صدای لرزان میگفت:
شنوندگان عزیز توجه فرمائید!!!
شنوندگان عزیز توجه فرمائید!!!
بار دیگر دلاور مردان ارتش و سپاه اسلام به فتح و پیروزی رسیدن....
اما این فتح و پیروزی زمانبر بود
از طرفی مردم چشم انتظار خبر خوش بودند...
از طرفی شبهایی بود که خواب و آرامش از پدر و مادر و همسر و فرزند چشم انتظار عزیزان رزمنده حرام شده بود ...
شبهای تنهایی ، شبهای بی قراری
شبهای پر از اضطراب اما امیدوار
شب هایی که فقط خدا میتوانست درک کند غم پدران و مادران چشم انتظار
شب و روزهایی که رزمندگان زیر رگبار گلولههای آتشین تنها امیدشان به خدا بود
هیچ قلمی یارای نوشتن آنچه را که اتفاق افتاده نیست...
شب و روزهایی که رزمندگان همدیگه رو در آغوش میگرفتند و
با تمام وجود از هم طلب عفو و گذشت میکردند...
لحظات وداع با همرزمان و همسنگرانی که بال پرواز گشودن بسوی آسمان ابدیت چه گذشت
خدایا خودت شاهد این صحنههای زیبا بودی و افتخار میکردی به وجود انسان هایی که خلقت کرده بودی!!!
اتفاق چنین شب و روزهایی را فقط دوستان پیشکسوت و بازماندگان جبههها میتوانند درک کنند که چه گذشت ...
با همه این تلخی ها نتیجه اش شیرین شد و در روز سوم خرداد رزمندگان بشکرانه این پیروزی نماز عشق را در مسجد جامع خرمشهر برگزار کردند.
خدایا بحق آن شبهای بی قراری آرامشی به بازماندگان از قافله شهدای هشت سال دفاع مقدس عنایت بفرما.
راوی: غلامرضا زارع زردینی
@Ghafele_eshgh
خدایا :
دراین وقت افطار
بضاعت من به قدریست
ڪه نمیدانم
درحق دوستانم چه دعایی ڪنم
امامیدانم
ڪه توازحال آنان آگاهی
پس بهترینهارابرایشان مقدرڪن
طاعات وعباداتتون قبول حق
زندگی نامه جهادگر شهید
محمد رضا آخوندی.
روستای حاج محمد جعفر از توابع دهستان زردین در تاریخ 9 تیرماه سال 1341 شاهد تولد کودکی بود که نامش را محمد رضاگذاشتند...
محمد رضا تحصیلاتش را تا پنجم ابتدایی در زردین ادامه داد وسپس تا سن 18 سالگی به کار های مختلفی همچون کشاورزی، نقاشی ساختمان و مقنی گری در شهرهای مختلف ایران مشغول شد...
وی با اعزام به خدمت مقدس سربازی دوره آموزشی را در پایگاه هوایی شیراز گذراند و در همین دوران خدمت سربازی با دختر یکی از اقوامش در زردین ازدواج کرد.که حاصل زندگی مشترک شان دو فرزند بود.محمد رضا پس از اتمام دوره خدمت سربازی به بندر عباس رفته ودر آنجا به کار کشاورزی مشغول شد وی پس از بازگشت به یزد ، در جهاد سازندگی مشغول خدمت به مردم محروم روستاها شد.او در اولین دوره اعزامش به جبهه های جنگ پس از هفده روز فعالیت و تلاش سر انجام در مورخه 26 فروردین 1366 در منطقه عملیاتی فاو در اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نایل گردید.پیکرپاک ومطهر این شهید جهادگر با شکوه خاصی بر روی دستان مردم شهید پرور دهستان زردین تشییع و در گلزار شهداء در جوار دیگر یاران شهیدبه خاک سپرده شد...
روحش شاد ویادش گرامی باد
💠اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً💠
.
*🗓 25 فروردین 1366*
🌹 سالروز عملیات نصر 1 با رمز مبارک یا صاحب الزمان ادرکنی(عج) در منطقه عمومی بانه توسط رزمندگان دلاور گرامی باد ...
به میهمانی خدا میرویم، وقت بخشیدن و صاف کردن دلها و فرصتی برای جبران گناهان ماست. آغاز ماه مبارک رمضان، ماه عبادتهای عاشقانه و نیایشهای عارفانه مبارک باد.
@Ghafele_eshgh
درود بر انسان های خوب آنانکه در اندیشه دیگران تصویر زیبا می نگارند.
تا آنجا که یادشان زیبا و خاطرشان همواره در دل خواهد ماند.
سه عامل کشنده است :
صمیمیت بیش از حد
اعتماد بیش از حد
انتظار بیش از حد ...
این آخری از همه کشنده تر است بویژه راه به جایی نداشته باشی و در تنگنا قرار گرفته باشی
و ازهمه کشنده تر فقر همراه با تنهایی باشد که این را هم داریم تجربه میکنیم
میلاد فرخنده گل نرگس و آخرین حجت خدا امام زمان (عج) بر شیعیان مبارک.
@Ghafele_eshgh
مراسم تشییع جنازه پدر #شهیدمحمدرضاآخوندی
مرحوم محمد حسن آخوندی عصر پنجشنبه گلزار شهدای روستای زردین
سلام
سوم خرداد،سالروز حماسه آزاد سازی خرمشهر ودلاورمردی جوانان ازجان گذشته بر تمامی رزمندگان غیور وایثارگر مبارک
@Ghafele_eshgh
این روزها که همه چیز مجازی شده
آدما هم به اندازه درک و شعورشون
حرفاتو میفهمن و برداشت میکنن
چیزی برای کسی توضیح نده!
چون خودشون تشخیص میدهند که بفهمند یا نفهمند
خدایا:
همه ثروتم دوستانی هستند که با يادشان لبخندی از آرامش و محبت بردلم می نشیند .
دوستانی كه هیچ حصاری
گرمای وجودشان را دور نميسازد.
خدایا:
در این لحظات پایانی ماه ضیافت الله همه دوستانم را مورد لطف و عنایت خودت قرار بده ...
محبت و شادی مهمون همیشگی دلشون بگردان 🌹
فرخنده عید سعید فطر مبارک
عید سعید فطر نزدیک و پایان ماه صیام .
بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل
حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل
دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ وفّرْ فیهِ حَظّی من بَرَكاتِهِ وسَهّلْ سَبیلی الى خَیْراتِهِ ولا تَحْرِمْنی قَبولَ حَسَناتِهِ یا هادیاً الى الحَقّ المُبین.
خدایا:
زیاد بگردان در آن بهره مرا از بركاتش وآسان كن راه مرا به سوى خیرهایش و محروم نكن ما را از پذیرفتن نیكیهایش اى راهنماى به سوى حـق آشكار .
@Ghafele_eshgh
خدایا در این روز زیبا
به قلبها آرامش
به لبها لبخند شیرین
به زندگیها صفا و صمیمیت
به دورهمیها شادی
و به خانهها برکت عطا کن
عصرتون بخیر و دلتون خوش .
۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ آغاز عملیات بزرگ الی بیت المقدس با رمز مبارک یا علی ابن ابیطالب(ع) آزادسازی خرمشهر
🌷یاد و خاطره شهید محمد جهان آرا و همه دلیر مردان عرصه جهاد و شهادت گرامی باد. 🌷
@Ghafele_eshgh
شن ها مأمور خدا بودند
امام خمینی(ره)
پنجم اردیبهشت ماه سالروز شکست عملیات پنجه عقاب توسط نیروهای نظامی آمریکا در صحرای طبس به همه ملت ایران تبریک عرض میکنم.
@Ghafele_eshgh
29 فروردین ماه روز تقدیر از غیور مردان مردمی ارتش است، آنانی که در گمنامی از جانشان گذشتند تا زندگی من و تو در رفاه و امنیت کافی باشد
مبارک باد طلوع آفتاب ایستادگى ات
که مادران سرزمینت را این چنین بر درگاه افتخار
به هلهله واداشته اى !
روز ارتش بر غیور مردان مبارک باد
دعای روز اول ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.
خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران وبیدارم نما در آن از خواب بى خبران وببخش به من گناهم را در این روز اى معبود جهانیان ودر گذر از من اى بخشنده گناهکاران.
به ماه خدا نزدیک میشویم
وقت بخشیدن و صاف کردن دلهاست
اگر با:
نگاهی ،صدایی، زبــانی
موجب ناراحتی شما عزیزان شده ام
به بزرگی میزبان این ماه ببخشید...
شاید فرصتی برای جبران نباشد
ماه رمضان مبارک
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلنداي سعادت برساند.
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ي آب است ولي تشنه بماند !
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خويش به مقصد برساند !!
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند !!
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند !!
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حيف است چنين جانوري زنده بماند!!
با سلام
این روزها آلزایمر واس خیلی ها مریضی نیست ، خودش درمانه برای فراموشی از جفای گذشته
تلنگری زیبا:
اگر ديدى كسى :
داره سعى میکنه شما را عصبانى يا ناراحت كنه
هيچ عكس العملى نشون نده... !
پاسخ شما بهانهای برای آدمهاى منفى است
بعضی وقتها به جای جرو بحث، فقط به طرف نگاه کن !!!
با تعجب به این فکر کنید که این حجم وسیع بی عقلی و نفهمی چطور توی کله ای به این کوچیکی جا داده...