يا #فاطمة الزَّهْراءُ يا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ يا سَيِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا، إنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكِ إِلى اللهِ، وَقَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجِيهةً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعِي لَنا عِنْدَ اللهِ.
Читать полностью…
🌿 ترکیب بند مدح امیرالمومنین (علیهالسلام) و تضمین از استاد سازگار
باد زند شانه به گیسوی تو
آب بود آینهی روی تو
جنت حق آن رخ نیکوی تو
کشته مرا تیغ دو ابروی تو
خاک به دستان تو زر میشود
بر همگان کحل بصر میشود
سرو به پیش قد تو خم شده
هر نفست عیسی مریم شده
ریزه خور خوان تو حاتم شده
مادحتان حضرت خاتم شده
ذکر خوشت عبادت کامل است
هر که محبت نشده جاهل است
حضرت حیدر شه دلدل سوار
بر رجزت فخر کند کردگار
صاحب تیغ دودم ذوالفقار
شیرکنی روبهیان را شکار
خاک درت بوذر و قنبر شده
عاشق تو مالک اشتر شده
ای که تویی صاحب لیل ونهار
مدح تو دردفترحق بیشمار
یار نبی دشمنتان یار غار
مستم از این بیت خوش (سازگار)
(مغز علی و دگران پوستند
تمام انبیاء، علی دوستند)
قنبرتان به عالمی شهریار
داده خدا بر تو همه اختیار
در دو جهان گشته غلامت (بهار)
به به از این بیت که شد ماندگار
(مست تولای توام یاعلی
خاک کف پای توام یاعلی)
#ابوذر_رییس_میرزایی (بهار)
موج به بزرگی کوهها بود، نوح به پسرش گفت:
يَابُنىَّ ارْكَب مَّعَنَا؛
پسرکم بیا با ما سوار کشتی شو!
پسر گفت: میروم بالای کوه تا از موجها در امان باشم.
نوح گفت:
امروز هيچ نگهدارندهای در برابر فرمان خدا نيست، مگر آن كس را كه او رحم كند!
موج بین آن دو فاصله انداخت ... و پسر غرق شد........
امروز که دنیا را امواج کوبنده و درهم شکنندهی مشکلات فراگرفته،گویی صدای رسول خدا صلی الله علیه و آله را میشنویم که میفرمایند:
"مَثَل اهل بیتم، مَثَل کشتی نوح است؛ هرکس سوار شد نجات یافت.
هر که تخلف ورزید غرق شد."
و ما را به کشتی فرزندش صاحب الزمان دعوت میکند...
و بانگ دلسوزانهی امام عصر علیه السلام را که جا ماندگان را میخوانند:
فرزندانم!
با من همراه شوید! خطر نابودکنندهای در کمین است؛
یادمان باشد!
لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِم
ما را جز امام عصر پناهگاهی نیست!
🌹الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج🌹
✅يونس بن يعقوب گويد :
از امام صادق عَلَيْهِ السَّلاَمُ شنيدم كه می فرمود:
هر بدنى و جسمى كه چهل روز يک بار مصيبت نبيند نفرين شده و ملعون است ، اظهار داشتم : نفرين شده و ملعون است؟! فرمود : (بلى،) نفرين شده و ملعون است ؛ و چون حضرت (مرا شگفت زده) ديد كه بر من چنين مطلبى سنگين است ، فرمود :
اى يونس ! همانا خراشيدن پوست ، كوبيدگى ، لغزيدن و افتادن ، بدبختى و گرفتارى هاى زندگى ، آزمند و ضعيف گشتن ، پاره شدن بند كفش ، لرزش پلک هاى چشم و مشابه آنها از انواع بلايا و مصيبتها است ، به راستى مؤمن گرامى تر از آن است كه چهل روز بر او بگذرد و به جهت گناهان و خطاهايش به وسيله آزمايش پاک نگردد ، اگر چه به سبب غم و اندوهى باشد كه نداند چرا و چگونه بر او وارد شده است ، به خدا سوگند ! بعضى از شما پول هاى سِكّه نزدش گذاشته شود ، چون محاسبه كند ناقص و كَم باشد ، پس ناراحت و غمگين گردد ؛ و چون دوباره محاسبه كند ، ببيند كه درست است ، پس همين سبب از بين رفتن بعضى از گناهانش باشد .
📚المؤمن ج ۱ ص ۳۱
قطب الدين راوندى می گوید :
روايت شده كه #امیرالمومنین عليه السّلام مقدارى جو از يك #يهودى قرض كرد .
يهودى گفت:بايد در ازاى آن چيزى را به عنوان رهن در نزد من بگذارى.
و امیرالمؤمنین عليه السّلام #چادر حضرت #فاطمه عليها السّلام را كه پشم بود به او داد.
آن شخص چادر را گرفته و
به خانه برده، در اطاقى گذاشت.
به هنگام شب زن آن شخص براى انجام كارى داخل اطاق مذكور گرديد و #نورى را ديد كه اطاق را روشن كرده، فوراً از اطاق خارج شد و آنچه را ديده بود به شوهرش اطلاع داد، مرد يهودى كه فراموش كرده بود چادر فاطمه عليها السّلام در آن اطاق است .
دَخَلَ الْبَيْتَ فَإِذَا ضِيَاءُ الْمُلَاءَةِ يَنْشُرُ شُعَاعُهَا كَأَنَّهُ يَشْتَعِلُ مِنْ بَدْرٍ مُنِيرٍ يَلْمَعُ مِنْ قَرِيبٍ
تعجّب نمود و به سرعت برخاسته داخل آن اطاق گرديد و بلافاصله دريافت كه آن نور از چادرى ساطع می شود كه امیرالمؤمنین عليه السّلام آن را گرو گذاشته است.
پس آن مرد يهودى و همسرش از خانه خارج شده و هر يك به سوى اقوام خويش شتافته و آنها را از معجزه اى كه ديده بودند آگاه نمودند، و در اثر اين واقعه هشتاد نفر از آنها به اسلام متمايل گرديده و ايمان آوردند.
منبع :
بحارالانوار ، ج ٤٣ ص ٣٠
و در چاپ ديگر بحار الأنوار
جلد ٤٣ ص ٢٧-٢٨
الخرائج و الجرائح از قطب راوندى
ص ٥٣٧ و ٥٣٨
#فضائل_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
📚#حکایت_دلنشین
#دوشنبه_های_امام_حسنی
علامه ی مجلسی در بحارالأنوار
نقل می کند :
#امام_حسن و #امام_حسین علیهما السلام در یکی از عید ها به منزل جدّ بزرگوارشان #رسول_خدا رفتند و عرض کردند:
یا رسول الله ! امروز #عید است و فرزندان اعراب با #لباس های زیبا و قشنگ خود را زینت کرده اند ؛ ولی ما هیچ لباس زیبایی نداریم و اکنون نزد شما مشرّف شده ایم تا از شما #عیدی بگیریم و هیچ عیدی از شما نمی خواهیم مگر لباس های زیبا و رنگارنگ، تا ما هم مانند بچه های اعراب خود را #زینت کنیم.
« فقالا : يا جداه ، اليوم يوم العيد ، وقد تزين أولاد العرب بألوان اللباس ، ولبسوا جديد الثياب ، وليس لنا ثوب جديد...»
آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله #گریه کردند ، زیرا لباسی که شایسته ی این دو بزرگوار باشد نداشتند و نخواستند که دل آنها را بشکنند؛
از این رو به درگاه خداوند #دعا کردند و فرمودند : خدایا این دو بزرگوار را مسرور بگردان ، در همان لحظه #جبرئیل نازل شد در حالیکه دو لباس سفید با خود از #بهشت آورده بود.
رسول خدا با دیدن آن دو لباس خیلی خوشحال شدند و لباس ها را از جبرئیل گرفتند و به حسن و حسین علیهما السلام دادند و فرمودند :
لباس هایتان را بگیرید .
وقتی آن دو بزرگوار لباس های خود را پوشیدند به رسول خدا عرض کردند :
یا رسول الله! #رنگ این لباس ها سفید است در حالیکه لباس پسران اعراب رنگارنگ است، ما نیز لباس رنگی میخواهیم .
پس پیامبر ساعتی درباره ی حرف های آن دو بزرگوار فکر کردند .
جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله!
ناراحت نباش، کسی که این لباس ها را فرستاده است، میتواند آنها را به هر رنگی که این دو بزرگوار میخواهند درآورد.
پس رسول خدا دستور داد که یک تشت و یک آفتابه پر از آب بیاورند . آنگاه جبرئیل به رسول خدا عرض کرد:
یا رسول الله! من آب می ریزم و شما چنگ بزنید، آنگاه این #لباس_ها به هر رنگی که این دو بزرگوار میخواهند در می آید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله لباس امام حسن علیه السلام را داخل تشت گذاشتند و فرمودند:
ای حسنم! تو چه رنگی را دوست داری ؟
امام حسن علیه السلام عرض کرد :
من رنگ #سبز را دوست دارم.
آنگاه جبرئیل آب ریخت و پیامبر لباس را چنگ زدند و به اذن خدای تبارک و تعالی لباس سفید مانند #زبرجد به رنگ سبز تبدیل شد، رسول خدا آن پیراهن را به امام حسن دادند و فرمودند: ای نور چشمم! لباست را بگیر و امام حسن علیه السلام لباس را از جدّ بزرگوارشان گرفتند و بر تن کردند.
سپس لباس امام حسین علیه السلام را داخل تشت گذاشتند و فرمودند: ای حسینم! چه رنگی را دوست داری؟ عرض کرد یا رسول الله ! من رنگ #قرمز را دوست دارم .
پس جبرئیل آب می ریخت و پیامبر چنگ میزدند و به اذن خدا آن لباس سفید مانند یاقوت به رنگ قرمز تبدیل شد، آنگاه رسول خدا آن لباس را به امام حسین علیه السلام دادند و فرمودند : ای نور چشمم! لباست را بگیر و بپوش.
امام حسین علیه السلام نیز لباسشان را از جدّ بزرگوارشان گرفتند و پوشیدند و تشکر کردند و خیلی خوشحال شدند، سپس آن دو بزرگوار با خوشحالی نزد #مادرشان برگشتند.
رسول خدا از جبرئیل پرسیدند ای برادرم ! چرا #گریه میکنی در حالیکه دو #ریحانم مسرور هستند ؟
جبرئیل امین عرض کرد :
یا رسول الله! همانا امام حسن علیه السلام #مسموم می شود و #بدنش از شدّت #سم ، سبز میشود و حسین علیه السلام نیز به #شهادت می رسد و #سر مبارکش از تن جدا میشود و محاسنش از #خونش رنگین میشود و بدنش از خونش قرمز خواهد شد .
سپس پیامبر خدا نیز گریه کردند و ناراحتی و حُزنشان از این خبر جبرئیل بیشتر شد .
« فبكى جبرئيل ... فقال جبرئيل : اعلم يا رسول الله أن اختيار ابنيك على اختلاف اللون ، فلا بد للحسن أن يسقوه السم ويخضر لون جسده من عظم السم ولابد للحسين أن يقتلوه ويذبحوه ويخضب بدنه من دمه فبكى النبي وزاد حزنه لذلك. »
منبع :
بحارالأنوار ، ج ۴۴ ، ص ۲۴۵
#منزلت_اهل_بیت_نزد_خدا
#لباس_رنگی_مناسب_اعیاد_است
#مسبب_الاسباب
#سنت_عیدی_دادن #زینت_کردن
🛑 خواب پریشان 🛑
#محمد_بن_ابی_کثیر_کوفی می گوید :
عادت من بر این بود که همیشه در اول و آخر هر نمازم #ابوبکر و #عمر را #لعنت می کردم .
شبی در #خواب دیدم پرنده ای با ظرفی گرانقدر که در آن عطر ریخته شده بود ، در کنار قبر پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله فرود آمد .
سپس آن دو نفر ( ابوبکر و عمر ) را از قبر بیرون آورد و از آن عطر به صورت آن ها مالید و باز آن ها را به قبر برگرداند و سپس به آن پرنده به آسمان برگشت .
از اطرافیانم سوال کردم : این پرنده کیست ؟ آن عطر چیست؟
گفتند : این فرشته ای است که هر شب جمعه می آید و از این عطر به آن دو می زند و می رود .
ابی کثیر کوفی می گوید :
این خواب مرا مضطرب کرد و باعث شده بود نسبت به #لعن آن دو نفر بی رغبت شوم .
خدمت #امام_صادق علیه السلام رسیدم . وقتی مرا دید خندید و فرمود :
پرنده ای را دیدی ؟!
گفتم : بله
فرمود : این آیه را بخوان : ( خواندن این آیه هنگام دیدن خواب های پریشان مستحب است . »
« ... إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ ... »*
سپس حضرت فرمودند :
« ... و اللّه ما هو ملك موكل بهما لإكرامهما، بل هو ملك موكل بمشارق الأرض و مغاربها، إذا قتل قتيل ظلما
أخذ من دمه فطوّقهما به في رقابهما لأنهما سبب كل ظلم مذ كانا .
به خدا قسم ! آن فرشته مأمور اکرام آن دو نفر نیست ؛ بلکه فرشته ای است که موکل شرق و غرب زمین است . هرگاه که کسی به ناحق ، خونش ریخته می شود و کشته می شود ، آن فرشته مقداری از خون او را بر می دارد و آن را به گردن آن دو آویزان می کند ؛ چرا که آن دو ، پایه گذار اصلی هر #ظلم و فسادی شدند که بعد از آن ها اتفاق افتاد . »
*سوره ی مجادله ، آیه ۱۰
📚اثبات الهداة ، ج ۴ ، ص ۲۰۷
مناقب ابن شهر آشوب ، ج ۴ ، ص ۲۳۷
حسین بن حمدان خصیبی روایت کرده است که حضرت امير المومنين صلوات الله علیه به عمر لعنت الله علیه فرمودند: اى مغرور! چه كسى نادانی را به تو آموخت؟ سوگند به خدا، اگر در دين بصير و يا به آنچه رسول خدا صلی الله عليه و آله به تو دستور داده، بينا بودى و يا در دينت تاجرى دانا بودى، بر حیوانی نازا سوار مىشدى، و از نى فرش مىساختى و دوست نداشتى كه مردم برايت قيام و قعود كنند و به عترت پيامبر صلوات الله علیهم ستم و بدرفتارى روا نمیداشتى، اما بدان كه من در دنيا تو را كشته خواهم ديد، و با زخم غلام ام معمر (ابو لولو) كه بر او به ستم حکم مىكنى، كشته مىشوى و چه توفيقى نصيب او گشته، و خدا او را برخلاف میلت [به كورى چشم تو] به بهشت میبرد». (الهدایة الکبری، تالیف حسین بن حمدان خصیبی، باب ۲، صفحه ۱۶۲، چاپ موسسه البلاغ)
Читать полностью…
امیرالمومنین «سلاماللهعلیه» فرمودند:
ابلیس در آن روز (شهادت امام حسین «سلاماللهعلیه») از خوشحالی پرواز میکند و در تمام زمین میچرخد و به شیاطین خود چنین میگوید: انتقام خود را از ذریۀ آدم گرفتیم... و آنها را به انتهای هلاکت رساندیم و آتش را برای آنها به ارمغان آوردیم به جز کسانی که به این [اهلبیت] متوسل باشند. پس مشغولیت خود را در ایجاد شک و تردید در [معصومیت و واقعیت] آن قرار دهید!
📚 بحارالانوار، جلد ۴۵، صفحۀ ۱۸۳
#مجلس_سیدالشهدا_علیه_السلام_شفاء_خانه_است 👈🏼امیرالمومنین علی علیهالسلام فرمودند: ذکر ما اهلبیت #شفابخش برای ناخوشی وبیماریهای است. ذکر ما وسوسهها وتردیدهای دل وقلب وذهن شما را شفا میدهد. پس بهسوی ما روی بیاید تا خداوند ازشما راضی شود. کسیکه به دستورات ما عمل کند فردا در فردوس اعلی همنشین ماست. وکسی منتظر دولت (حضرت حجت عج) است ماند کسیست که درجهاد درراه خدا درخون غلطیده است! وهرکسی درجنگ کنار ما باشد ویا اینکه ندای طلب یاری ما به او برسد اما ما را نصرت نکند خدا با صورت با آتش جهنم میاندازد. 📚 منابع: 1⃣ خصال شيخصدوق، ص۶۲۵ 2⃣ تفسير فرات الكوفي، ص٣٦٧ 3⃣ بحارالأنوار، ج٢ص١٤٥ 4⃣ مستدرك سفينةالبحار، نمازيشاهرودي ج٦ ص١٣
Читать полностью…
📜دعای حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام در روز عاشورا به منظور فرج حضرت مهدی ارواحنا فداه 💠حضرت زینالعابدین علیه السلام میفرمایند: پدرم در روز عاشورا مرا به سینه خویش چسبانید و در حالی که از زخمهایشان خون، فوران میکرد، فرمود: پسرم، دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از جبرئیل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد میشود و پیشآمدهای عظیمی که رخ میدهد آنرا بخواند... 🌺 بخوانیم به قصد فرج مولای غریبمان
Читать полностью…
حتی بهشت هم بروم پنجشنبه شب
بر زائران کرببلا غبطه می خورم
#با_علی_علیه_السلام
#فضائل_و_مناقب
#قصه_عبرت
🔷🔶 #مردی_که_سر_و_صورت_او_شبیه_خوک_بود
👈🏼👈🏼 ابن مغازلی از علماء اهلسنت از سلمان اعمش (یکی از بزرگان علماء مخالفین مذهب شیعه) روایت کرده است که گفت:
منصور (خلیفه عباسی) در نیمه شب به دنبال من فرستاد، به فرستاده او گفتم: برای چه مرا خواسته است؟ او گفت: نمیدانم، به او گفتم: بگو میآیم.
سپس به فکر فرو رفتم و با خود گفتم: در این وقت مرا به خاطر کار خیری دعوت نکرده است، شاید در مورد فضائل امیرالمومنین علی بن ابیطالب [علیهالسلام] از من سؤال کند، اگر به او بگویم مرا خواهد کشت.
◽️به همین جهت غسل کردم و کفن پوشیدم و حنوط کردم، وصیتم را نیز نوشتم، آنگاه به طرف منصور آمدم و با خود گفتم: نزد منصور یک یار راستگو دارم.
به من گفت: ای سلیمان نزدیک بیا، وقتی نزدیک رفتم، و با عمرو بن عبید مشغول پرسش بودم که بوی حنوط از من برخاسته بود، منصور گفت: این چه بوئی است؟ بهخداسوگند یا حقیقت را میگوئی وگرنه تو را خواهم کشت!
عرض کردم: ای امیرالمومنین!! فرستاده شما در دل شب نزد من آمد، با خود گفتم: امیرمومنان در این ساعت دنبال من نمیفرستد جز به این جهت که از فضائل علی از من بپرسد، اگر آن فضائل را بگویم مرا خواهد کشت، به این جهت وصیت خود را نوشتم، کفن پوشیدم و حنوط کردم.
◽️منصور با شنیدن این جملات، درست نشست و میگفت: لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
سپس گفت: ای سلیمان! میدانی نام من چیست؟!
گفتم: بله، گفت: نامم چیست؟
گفتم: عبدالله الطویل - زیرا بلند قد بوده است - پسر محمد پسر علی پسر عبدالله پسر عباس پسر عبد المطلب.
منصور گفت: راست گفتی، تو را به خدا و فامیلی من با پیامبر خدا [صلیاللهعلیهوآله] سوگند میدهم که بگوئی در مورد فضیلت علی چقدر حدیث از دانشمندان روایت میکنی؟
گفتم: کم است! گفت: باشد، گفتم: ده هزار حدیث یا بیشتر!
◽️منصور گفت: ای سلیمان! من اکنون به تو حدیثی در مورد علی خواهم گفت که تمامی آن چه تا به حال از همه فقهاء روایت کردهای میبلعد، اگر سوگند یاد میکنی که اینها را برای شیعه باز گو نکنی به تو خواهم گفت.
من گفتم: قسم نمیخورم ولی به هیچیک از آنها نخواهم گفت.
◽️در این هنگام منصور شروع کرد به بازگو کردن جریان اول و سپس گفت(۱):
برای نماز به مسجدی رفتم، در صف جماعت پهلوی من جوانی بود که عمامهای بر سر بسته بود همین که خواست رکوع کند، امامه از سر او افتاد، در صورت او نظر کردم دیدم سر و صورت او شبیه خوک بود! به خدا قسم ندانستم در نماز چه گفتم تا آن که نماز جماعت سلام داد به او گفتم: وای بر تو این چه حالت است که در تو میبینم؟
گریه کرد و گفت: من اذانگو بودم، هر بامداد هزار مرتبه علی [علیهالسلام] را لعنت کردم(۲)، پس در خواب دیدم که گویا من در باغستانی هستم، رسولخدا و علی [علیهالسلام] در طرف راست پیغمبر و حضرت حسین [علیهالسلام] در جانب چپ آن حضرت و در دست حضرت مجتبی (علیهالسلام) ظرفی بود.
ادامه دارد...... ⤵️⤵️⤵️⤵️⤵️
🌹 اعمال شب قدر/ ادعیه و اذکـار شب ۲۳ رمضان
🌹اعمـال شب قـدر بر دو نوع است: یکی آن که در هـر سـه شب انجـام میشود و دیگـر آن که مخصـوص هـر شبی است.
♦️ اعمال مشترکه ی شب های قدر:
🔹 غسل
🔸 دو رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره توحید و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفر الله و اتوب الیه.
🔹 قرار دادن قرآن بر سر
🔸 ده مرتبه ۱۴ معصوم (ع) را واسطه قرار دادن.
🔹 زیارت امام حسین علیه السلام
🔸 احیا داشتن این شبها
🔹 صد رکعت نماز
🔸 دعای جوشن کبیر
🌹 اعمال مخصوص شب 23 ماه رمضـان:
♦️ سوره ی عنكبوت و سوره ی روم را بخواند كه امام صادق(ع) فرمود: " هركس در شب بيست و سوم، سورههای عنكبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است".
♦️ سوره ی " حم دخان" (سوره دخان) را بخواند.
♦️ هزار مرتبه سوره ی "انا انزلناه" (سوره قدر) را بخواند.
♦️ بسیار دعای "اللَّهُمَّ کُن لِولیِک" را بخواند.
♦️ اين دعا را بخواند:
"اللَّهُمَّ امْدُدْ لِي فِي عُمُرِي
وَ أَوْسِعْ لِي فِي رِزْقِي
وَ أَصِحَّ لِي جِسْمِي
وَ بَلِّغْنِي أَمَلِي
وَ إِنْ كُنْتُ مِنَ الْأَشْقِيَاءِ فَامْحُنِي مِنَ الْأَشْقِيَاءِ وَ اكْتُبْنِي مِنَ السُّعَدَاءِ
فَإِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَاب."
♦️ دعای " اللَّهُمَّ اجعَل فیما تَقضي وَ فیما تُقَدِّر..." را بخواند.
♦️ دعای "یا باطِناً في ظُهُورِه و یا ظاهِراً في بُطُونِه..." را بخواند.
📚 مفاتیح الجنان، اعمال شب های قدر
علّامه محمّد تقى مجلسى ( مجلسی اول ) رَحِمَه الله مینویسد ؛
..... أحكام إلهى متغيّر شده است بحیثیتی كه بغير از شمشير حضرت صاحب الأمر صلوات الله عليه إصلاحِ اين فساد نميتواند كرد ، و هر چند سعى در إصلاح كنند عين فساد ميشود ، چون نشو و نماى عالميان بر باطل شده است و به اين عادت شده ، و هر خوبى در نظر ايشان بد شده است و هر بدى خوب شده است. حقّ سبحانه و تعالى ظهور آن حضرت را نزديك گردانَد و اگر مرگ دست داده باشد بفضل خود زنده گردانَد كه همگى به اين سعادت فائز گردیم ، بجاه محمّد و عترته الطّاهرين.
لوامع صاحبقرانى ۵ / ۴۹۶.
#صاحب_الزمان
❤️ اثر یاد کردن از امام زمان
روزى #امام_حسین علیه السلام با ياران خود به طرف باغشان رفتند .
در باغ غلامى به نام #صافى مشغول به کار بود .
وقتی امام حسين عليه السلام به نزديكى آنجا رسيد ، ديد كه غلام ، نشسته و نان مى خورَد .
به او نگريست و پشتِ درخت خرمايى پنهان شد تا او را نبيند .
غلام ، هر تکه نانى را كه بر مى داشت ، نيمى از آن را براى سگ مى انداخت و نيم ديگر را مى خورد .
حضرت از كار غلام ، شگفت زده شد .
وقتی [غلام] غذايش را خورد ، گفت :
« الحَمدُ لله ِِ رَبِّ العالَمينَ ، اللّهُمَّ اغفِر لي ، وَاغفِر لِسَيِّدي وبارِك لَهُ كَما بارَكتَ عَلى أبَوَيهِ ، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ .
ستايش ، خداى را ، پروردگار جهانيان ! خداوندا! مرا بيامرز و سَرورم را بيامرز و برايش بركت بياور ، همان گونه كه براى پدر و مادرش مبارك كردى ، به رحمتت ، اى مهربان ترينِ مهربانان! »
حضرت بلند شدند و فرمودند :
اى صافى !
غلام ، ترسان برخاست و گفت : اى سَرور من و سَرور مؤمنان ! شما را نديدم . مرا ببخش .
امام حسين عليه السلام فرمود :
اى صافى ! تو مرا حلال كن كه بدون اجازه ات وارد بوستانت شده ام !
صافى گفت : به فضل و كَرَم و سَرورى ات چنين مى گويى ، اى سَرور من !
حضرت فرمودند : تو را ديدم كه نيمى از نان را براى سگ مى اندازى و نيم ديگر را مى خورى . معناى آن چه بود؟
غلام گفت : اى سَرور من ! هنگامى كه نان مى خوردم ، اين سگ به من نگاه مى كرد و من ، از نگاهش به من ، خجالت مى كشيدم و اين ، سگِ توست كه بوستانت را از دشمنان ، حراست مى كند .
من ، بنده ی توام و اين ، سگِ توست . پس روزى ات را با هم خورديم .
امام حسين عليه السلام گريست و فرمود : تو را در راه خدا آزاد كردم و با طيبِ خاطر ، دو هزار دينار به تو مى بخشم .
غلام گفت : اگر چه آزادم كردى ؛ امّا كارهاى بوستانت را انجام مى دهم .
حسين عليه السلام فرمود : مرد ، اگر سخنى مى گويد ، سزاست كه با كارش آن را تصديق كند ؛ من گفتم : بدون اجازه ات به بوستانت وارد شده ام و گفته ام را تصديق مى كنم . بوستان و هر چه را در آن است ، به تو بخشيدم ، جز آن كه اين يارانم براى ميوه و خرما خوردن آمده اند . آنان را #ميهمان كن و به خاطر من ، بزرگشان دار . خداوند ، تو را روز قيامت ، بزرگ بدارد و بر #خوش_خلقی و #ادب تو بيفزايد !
غلام گفت : اگر بوستانت را به من بخشيدى ، من هم آن را براى ياران و پيروانت وقف كردم .
📚منبع :
مقتل الحسين عليه السلام خوارزمي ،ج ۱ ، ص ۱۵۳
مستدرك الوسائل ، ج ۷ ، ص ۱۹۲
⭕️نجات بوسیلهی ریشههای #چادر حضرت زهرا سلاماللهعلیها
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
🔹…روز قیامت وقتی که فاطمه سلاماللهعلیها وارد بهشت میشود چادر او بر روی صراط کشیده شده باقی میماند، یک طرف آن در حالی که او در بهشت است به دست اوست و طرف دیگر آن در صحرای محشر است؛ پس منادی پروردگارمان ندا میدهد:
▪️ای محبان فاطمه به ریشههای چادر فاطمه سرور زنان جهان چنگ بزنید؛ هیچ محب حضرت زهرا نمیماند مگر اینکه به آن چنگ میزند تا جایی که بیشتر از هزار هزار فئام از #آتش_جهنم نجات مییابند؛
❗️پرسیدند هر فئام چند نفر است؟
پیامبر خدا فرمودند: یک میلیون نفر.
💠عنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: ...فَإِذَا دَخَلَتِ الْجَنَّةَ بَقِيَ مِرْطُهَا مَمْدُوداً عَلَى الصِّرَاطِ طَرَفٌ مِنْهُ بِيَدِهَا وَ هِيَ فِي الْجَنَّةِ وَ طَرَفٌ فِي عَرَصَاتِ الْقِيَامَةِ فَيُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا يَا أَيُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فَلَا يَبْقَى مُحِبٌّ لِفَاطِمَةَ إِلَّا تَعَلَّقَ بِهُدْبَةٍ مِنْ أَهْدَابِ مِرْطِهَا حَتَّى يَتَعَلَّقَ بِهَا أَكْثَرُ مِنْ أَلْفِ فِئَامٍ وَ أَلْفِ فِئَامٍ قَالُوا وَ كَمْ فِئَامٌ وَاحِدٌ قَالَ أَلْفُ أَلْفٍ يُنْجَوْنَ بِهَا مِنَ النَّار.
📜بحارالأنوار (ط - بيروت) ج۸، ص۶۸
اشعار شریف امیر المومنین علیه السلام خطاب به حارث همدانی پیرامون حضور آن حضرت در لحظه احتضار محتضر
قطب الدین کیدری رضوان الله علیه روایت کرده است که روزی حارث از قیامت و حسابرسی اعمال خود خدمت حضرت امیر المومنین علیه السلام اظهار نگرانی و ترس کرد. در این هنگام امیر المومنین علیه السلام خطاب به حارث این شعر را سرودند:
يَا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ يَمُتْ يَرَنِي / مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلًا؛
اى حارث همدانی هر كس بميرد، چه مومن باشد يا منافق مرا با چشم خود در لحظه احتضار میبیند؛
يَعْرِفُنِي طَرْفُهُ وَ أَعْرِفُهُ / بِنَعْتِهِ وَ اسْمِهِ وَمَا فَعَلَا؛
او با چشم و نگاهش مرا میشناسد من هم او را با اسم و رسم و تمامی اعمال و کارهایی که انجام داده میشناسم؛
وَ أَنْتَ عِنْدَ الصِّرَاطِ مُعْتَرِضِي / فَلَا تَخَفْ عَثْرَةً وَ لَا زَلَلًا؛
تو در صراط بر سر راه من میایستی، پس نه نه از لغزش بترس و نه از افتادنت؛
أَقُولُ لِلنَّارِ حِينَ تُوقَفُ / لِلْعَرْضِ ذَرِيهِ لَا تَقْرَبِي الرَّجُلَا؛
در قیامت به هنگامی که در پیشگاه عدل الهی براى محاکمه نگاه داشته میشوی، به آتش میگویم: او را رها کنید و به اين شخص نزدیک مشوید؛
ذَرِيهِ لَا تَقْرَبِيهِ إِنَّ لَهُ / حَبْلًا بِحَبْلِ الْوَصِيِّ مُتَّصِلًا؛
کاری به کارش نداشته باشید، زیرا او به ریسمان وصی (امیر المومنین علیه السلام) متمسک شده؛
أَسْقِيكَ مِنْ بَارِدٍ عَلَى ظَمَإٍ / تَخَالُهُ فِي الْحَلَاوَةِ الْعَسَلَا؛
[نگران تشنگیات نباش، چرا که] تو را از آب خنکی که فکر میکنی در شیرینی همانند عسل است سیراب خواهم کرد؛
قَوْلُ عَلِيٍّ لِحَارِثٍ عَجَبٌ / كَمْ ثَمَّ أُعْجُوبَةٍ لَهُ حَمَلا.
سخن على (علیه السلام) براى حارث عجيب است. در وجود على (علیه السلام) مطالب شگفت فراوانى نهفته است.
انوار العقول من اشعار وصی الرسول (دیوان امام علی علیه السلام)، گردآوریشده توسط قطب الدین کیدری، صفحه ۳۲۵، چاپ دار المحجة البیضاء
💠 تاکید امام صادق علیه السلام بر قتل امام حسین علیه السلام توسط اهل سقیفه
🔹 سید نعمت الله جزایری قدس الله روحه الشریف روایت کرده است که امام صادق علیه السلام فرمودند:
✨ واللّه ما قتل الحسين صلوات اللّه علیه بكربلا و لا سبي ذرّيّته إلّا أهل السّقيفة .
🔸 به خدا قسم به قتل نرساند امام حسین صلوات اللّه علیه را در کربلا و اسیر نکرد ذریه و فرزندانش را مگر اهل سقیفه.
📚 زهر الربیع، تالیف سید نعمت الله جزایری، صفحه ۱۹۳، چاپ موسسه العالمیة للتجلید
🍂🍃🍂🍃🍂🍃
🍃🍂
🍂
🌺 روایت شده هر کس آیة الکرسی را یک مرتبه بخواند، خدای متعال فرشته ای را برای حفظ او می فرستد و هر گاه ۲ مرتبه تلاوت کند، حقّ متعال دو ملک را برای نگه داری او می فرستد و همین طور تا ۵ مرتبه، پس وقتی ۵ نوبت آن را خواند، پروردگار به فرشتگان میگوید: بروید که من خود حافظ اویم. و خدا او را نگهداری میفرماید.
🌷برای دقایقی روبه قبله بنشین ، ۵ مرتبه این آیهی شریفه را قرائت کن و از خداوند محافظت مولای غریبت را طلب نما
🌟بگذار نامت در سیاههی دلنگرانهای امام زمانت ثبت شود
که جوانمرد، خود شیوه ی جبران را کریمانه به جای می آورد و مدیون محبت احدی باقی نمیماند...
📚 الأنوار النّعمانیّة
#یکشنبه_علوی
✅زیارت مولانا و مقتدانا امیرالمؤمنين صلواة الله عليه در روز یکشنبه منقول از امام عصر علیه السلام
السَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِيَّةِ، وَ الدَّوْحَةِ الْهَاشِمِيَّةِ، الْمُضِيئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ، الْمُونِقَةِ [الْمُونِعَةِ] بِالْإِمَامَةِ، وَ عَلَى ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَ نُوحٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ، وَ الْحَافِّينَ بِقَبْرِكَ، يَا مَوْلايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، هَذَا يَوْمُ الْأَحَدِ، وَ هُوَ يَوْمُكَ وَ بِاسْمِكَ، وَ أَنَا ضَيْفُكَ فِيهِ وَ جَارُكَ، فَأَضِفْنِي يَا مَوْلايَ وَ أَجِرْنِي، فَإِنَّكَ كَرِيمٌ تُحِبُّ الضِّيَافَةَ، وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ، فَافْعَلْ مَا رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ وَ رَجَوْتُهُ مِنْكَ، بِمَنْزِلَتِكَ وَ آلِ بَيْتِكَ عِنْدَ اللَّهِ، وَ مَنْزِلَتِهِ عِنْدَكُمْ، وَ بِحَقِّ ابْنِ عَمِّكَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ عَلَيْهِمْ [عَلَيْكُمْ ] أَجْمَعِينَ.
📚بحار الأنوار , جلد 99 , صفحه 212
یک روز که پیغمبر، در گرمیِ تابستان
همراه علی میرفت در سایهٔ نخلستان
دیدند که زنبوری از لانه خود زد پر
آهسته فرود آمد بر دامن پیغمبر
بوسید عبایش را، دور قدمش پر زد
بر خاک کف پایش صد بوسهی دیگر زد
پیغمبر از او پرسید: آهسته بگو جانم
طعم عسلت از چیست؟ هر چند که میدانم
زنبور جوابش داد: چون نام تو می گویم
گُل میکند از نامت صد غنچه به کندویم
تا یاد تو را هر شب چون گُل به بغل دارم
هر صبح که برخیزم در سینه عسل دارم
از قند و شکر بهتر خوشتر ز نبات است این
طعم عسل از من نیست، طعم صلوات است این
افشین علاء
🔹بشارت و مژده امام باقر علیه السلام به شیعیانی که در فتنههای #آخر_الزمان خانه نشینن و در درگیریها حضور ندارند..
✍️به سند موثق بل صحیح از محمد بن مسلم روایت شده که گوید از امام باقر شنیدم که فرمودند: «پس شما را مژده میدهم، باز هم مژده میدهم، شما چه میخواهید؟ آیا نمیبينيد دشمنان شما در ارتکاب گناهان الهی کشته میشوند و برای رسیدن به دنیای فانی، یکدیگر را به قتل میرسانند، ولی شما چنین نیستید و از آنها دوری جسته و در خانههای خود در امن و امان هستید، پس سفیانی برای کشتن دشمنان شما برای شما کافی است، و خروج او برای شما از علامات ظهور است پس وقتی آن فاسق خروج کند شما یک یا دو ماه پس از خروجش آسوده خواهید بود و خطر و ناراحتی برای شما پیش نخواهد آمد تا آنکه او خلق بسیاری غیر از شما را بکشد.»
📙غیبت نعمانی، باب۱۸، ح۳
📕بحار الأنوار، ج۵۲، ص۱۴۰، ح۵۱، باب فضل انتظار الفرج و مدح الشيعة في زمان الغيبة
▫️رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
▫️أللّهُمَّ اشغَلِ الظّالِمِینَ بِالظّالِمِینَ وَ اجعَلنَا مِن بَینِهِم سَالِمِین غانِمین برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحمین
چنین آورده اند که ؛
شیخ محمّدمهدی حائری مازندرانی رحمة الله علیه ، صاحب معالی السبطین ، در کتاب شجره طوبی مینویسد ؛
امیر تیمور مشهور به تیمور لنگ ، نواصب أهل شام را رسوا کرد که از این جهت سزاوار ستایش است. چنانکه در تواریخ است که چون او بر شرق و غرب بلاد تسلّط یافت ، تمام دیار شام را که أهل عناد با خاندان رسالت و راضی به قتل ایشان بودند را خراب کرد.
قلب تیمور ، که خودش به شهادت تاریخ ، فردی قسیّ القلب بود ، از شدّت بغض شامیان نسبت به أهل بیت علیهم السّلام میسوخت. چون او ماجرای ورود أهل بیتِ إمام حسین علیه السّلام به مجلس یزید لعنة الله علیه و أعمال مردم شام از شادی و طرب و شُرب خمر در زمان ورود اسراء آل الله به شام را از شیعیان شنیده بود.
وقتی تیمور به شام وارد شد و گردن أهل شام در برابر او خاضع گردید و شامیان دانستند که تیمور نسبت به آنان بدخُلق و سختگیر است ، سعی کردند به واسطهی ازدواج به او نزدیک شوند تا او را نسبت به أهل شام نرم خو کنند. لذا بزرگ أهل شام پیش تیمور آمد و گفت ، ای امیر ما میخواهیم که دختر فلانی را که دختری صاحب صفات نیک و زیبایی و عقل و کمال است و جز تو لایقِ کس دیگری نیست را ، به تزویج شما در بیاوریم.
تیمور هم پس از اینکه از حُسن و جمال او اطلاع یافت ، پذیرفت و دستور داد تا عروس را برای انجام مقدمات نکاح ، به حمّام شهر ببرند و بازارها را زینت کنند و به رقص و طرب بپردازند و اسباب نکاح و مراسم عروسی را مهیّا سازند.
أهل شام ، دختر را به حمّام بردند و اسباب عروسی را آماده کردند ، در این حال ، امیر تیمور به خادمش دستور داد که ناقهای ضعیف و بیپرده و بدون پوشش و پالان تهیه کند و آن را بر در همان حمّام ببرد و عروس را سوار آن ناقه کند و در کوچه و بازار بگرداند و همهی أهل شهر باید به چهرهی بدون پوشش آن دختر خیره شوند ، پس خادم نیز چنین کرد.
وقتی شیوخ شهر شام ، غلامِ تیمور و شتر ضعیف و بیپرده و پوشش را دیدند ، گفتند این چه شتری است؟! این که در شأن این عروس نیست. غلام گفت این دستورِ امیر است.
مردم و شیوخ شهر ، از سر حیرت به یکدیگر نگاه میکردند و بسیار غضبناک شدند ، پس به سوی امیر تیمور رفتند و گفتند خدا امیر را سلامت بدارد ، این چه کاریست که خادم شما انجام داد؟! و ما حقیقتا از سخن او مطمئن نیستیم و حاشا که به مثل توئی چنین دروغی ببندد.
تیمور گفت وای بر شما ، من به او چنین دستور دادم. أهل شام گفتند چطور چنین دستوری دادید ، خدا و رسول به این خواری ما راضی نیستند چرا که در جاهلیّت نیز با بزرگان چنین نمیکردند.
تیمور گفت وای بر شما ای اهل شام ، اگر شما این عمل شنیع را نمیپسندید ، چرا همین کار را قبلاً با عترت پیامبرتان کردهاید؟!
شیوخ گفتند ای امیر ، این دختر از بزرگزادگانِ أهل شام و أهل شرف و حسَب و نسَب است و از نظر مقام ، بالاترین دختر و در عفّت ، پاکدامنترینِ أهل شام است ، او دختر حاکم ماست.
وقتی کلام شامیان بدینجا رسید ، تیمورلنگ گریبان خود را پاره کرد و چنان گریست تا غش کرد ، وقتی به هوش آمد ، گفت وای بر شما ای أتباع یزید و فرزندان أتباع او ، به من خبر دهید که کدام شاهی برتر از رسول خداست؟ و کدام دختری عفیفتر از دختران امیرالمؤمنین؟ شما دختران محمّد و علی را در کوچهها و بازارهایتان گرداندید و شما و زنانتان برای تمسخر آنها از خانههایتان خارج شدید ، در حالیکه میدانستید آنان دختران پیامبرتان هستند ، آتش دوزخ بر شما باد ، آیا حسین حجّت خدا و فرزند حجّت خدا نبود که أهل و عیالش را در حالیکه اسیرتان بودند ، سوار بر ناقهها از شهری به شهر دیگر به اسارت بردید؟!
نظامالدین شامی ، مورّخ قرن هشتم در کتاب ظفرنامه ، خبر از ورود تیمور لنگ به شام و توبیخ أهل پلید آن دیار و ساخت گنبد و بارگاه بر مرقد مطهّر حضرت زینب و حضرت رقیه علیهما السّلام و نیز آتش زدن و ویرانی شهر دمشق و غارت أموال و إسارت زن و مرد ناصبی آن را میدهد.
شجره طوبی ، حائری مازندرانی ۱ / ۴۵.
ظفرنامه ، نظام الدین شامی / ۲۳۵.
#تیمور_لنگ
بخوانیم و بیندیشیم و عبرت بگیریم .....
چنین آورده اند که ؛
بعد از آنی که نیکلای اول سزار یا تزار روسیه فرمان داد که حرم مطهّر رضوی علی مُشَرِّفها السّلام گلوله باران شود ، و
بحالت مستی توهین میکرد و می گفت حرم را زیرورو میکنم تا ببینم چه کسی جلويم را میگیرد . همان شب بطور نامحسوس و بطور معجزه آسایی که هیچ پزشکی علّتش را نفهید به درک واصل شد ، صبح که منتظر دستورش بودند با جنازه اش روبرو شدند .
اکثر فرماندهان یا جنون گرفتند یا فرار کردند ، بعضی هم بقدرت أهل بیت سلام الله علیهم پی برده و متاثر شدند .
در همان روز بطور نا باورانه طبع شعر اقا سید أشرف الدین حسینی ، مدیر نشریه نسیم شمال ، شعله ور شده و چنین سرود ؛
دیشب به سرم باز هوای دگـر افتـاد
در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد
چشمم به ضریـح شه والا گهر افتاد
این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد
با آل علی هر که درافتـاد ، ور افتاد
این قبر غریبُ الغُـرَبا ، خسرو طوس است
این قبر مُعین الضعفا ، شمس شموس است
خاک درِ او ملجأ ارواح و نفـوس است
باید ز ره صدق بر این خاک در افتاد
با آل علی هرکه در افتاد ، ور افتاد
حـوران بهشتی زده اندر حرمش صف
خیل ملَک از نور ، طبقها همه بر کف
شاهـان به ادب در حرمش گشته مُشرّف
اینجاست که تاج از سر هر تاجْوَر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد
اولاد علی شافع یوم عرصاتند
دارای مقامات رفیـعُ الدرجاتند
در روز قیامت همـه اسباب نجاتند
ای وای بر آن کس که به این آل درافتاد
با آل علـی هـر که در افتاد ، ور افتاد
کام و دهن از نام علی یافت حـلاوت
گل در چمن از نام علی یافت طراوت
هر کس که به این سلسله بنمود عداوت
در روز جزا جایگهش در سقر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد
هر کس که به این سلسله پاک جفا کرد
بد کرد و نفهمید و غلط کرد و خطا کـرد
دیدی که یزید از ستم و کینه چهها کرد
آخر به درک رفت و به روحش شرَر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد
ای قبله هفتم که تویی مظهر یا هو
ای حجّت هشتم که تویی ضامن آهو
ما جمله نمـودیم به سوی حرمت رو
از عشق تو در قلب و دل ما شرَر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد
#فضایل_رسول_اکرم 🌸🌸🌸
عماد الدین طبري در کتاب « بشاره المصطفی » می نویسد :
امام رئوف علیّ بن موسی الرضا علیه السلام ، از پدران بزرگوارش علیهم السلام ، از امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل فرموده
که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود :
🔹یا علیّ ! إذا کان یوم القیامه أخذت بحجزه اللَّه عزّوجلّ ، وأخذت أنت بحجزتی وأخذ ولدك بحجزتک، وأخذ شیعه ولدك بحجزتهم، فتري أین یؤمر بنا ؟
🔹اي علی ! به هنگام رستاخیز ، من دامان لطف پروردگار را خواهم گرفت ، تو نیز دامان من ، و فرزندان تو دامان تو ، و شیعیان فرزندانت دامان آنها را خواهند گرفت ، آیا فکر می کنی ما را به کجا دستور می دهند برویم ؟
📚کتاب نفیس #القطره، جلد دوم ، صفحه ۷۵
⤴️⤴️⤴️⤴️⤴️
ادامه بالا ....
◽️ رسولالله [صلیاللهعلیهوآله] فرمود: ای حسن! آب ده مرا.
پس آب داد به ایشان، سپس فرمود: به این جماعت آب بده، پس نوشیدند، دیدم که گویا رسولخدا [صلیاللهعلیهوآله] فرمود: آب ده این مرد را و اشاره به من فرمود.
حضرت حسین [علیهالسلام] عرض کرد: ای جد بزرگوار! آیا میفرمائید به این مرد آب دهم و حال آن که او هر روز هزار مرتبه پدر مرا لعن میکند؟!
◽️در این هنگام آن حضرت نزدیک من آمد و فرمود: چرا علی را لعن میکنی؟ لعنت خدا بر تو باد!!
سپس حضرت آب دهان انداخت بر صورت من و پای خود را به من زد و فرمود: خدا تغییر دهد نعمتی که در تو است.
چون از خواب بیدار شدم متوجه شدم که سر و صورت من به این شکل در آمده است.
سپس منصور گفت: ای سلیمان!
«حُبُّ عَلِیٍّ إِیمَانٌ وَ بُغْضُهُ کُفْر».
دوستی علی [علیه السلام] ایمان و بغض او نفاق است.
«وَالله لاَ يُحِبُّهُ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَلاَ يُبْغِضُهُ إِلاَّ مُنَافِقٌ».
به خدا قسم دوست نمیدارد او را مگر مؤمن و دشمن نمیدارد او را مگر منافق.
◽️سلیمان می گوید: به منصور گفتم: امان میخواهم یا امیرالمومنین!
گفت: تو در امان هستی.
گفتم: چه میگوئی در حق قاتل حسین بن علی (علیه السلام)؟
جواب داد: بازگشت او به سوی آتش است.
«وَكَذَلِكَ مَنْ قَتَلَ وُلْدَ رَسُولِ الله إِلَى اَلنَّارِ وَفِي النَّارِ».
گفتم: چه میگوئی در حق جعفر بن محمد امام صادق (علیه السلام)؟
گفت: ملک عقیم است(۳)(۴).
📚 پینوشتها:
۱) ادامه جریان را از روایت ابن بابویه نقل مینمائیم.
۲) در روایات ابن بابویه آمده است که گفت: هر بار بین اذان و اقامه هزار بار و در هر روز جمعه چهار هزار بار علی را لعنت می کردم!
۳) یعنی حکومت ناز است، فامیل و آشنا نمیشناسد هر که با او معارض شود، دشمن است
۴) منابع از شیعه: امالی صدوق: ص۴۲۴، مجلس۶۷
و از اهلسنت: المناقب، موفق خوارزمی، ص۲۹۱، المناقب، ابن المغازلی شافعی، ص۱۴۲
👈🏼 #حسن_بن_مسعود میگوید:
روزی بمحضر #امام_هادی علیهالسلام رسیدم
درآن روز براثر زمین خوردگی، انگشت دستم ضربه دیده بود، براثر برخورد بااسب سواری، دوشم نیز آسیب دیده بود وغیر از اینها، درمیان ازدحام جمعیت، لباسهایم نیز پاره شده بود
ازهرسو بمن فشار آمده بود، تااینکه باعصبانیت گفتم: «ای روزگار! خدا شر تو رااز سر من کوتاه کند. عجب روز بدی هستی!»
امام هادی علیهالسلام به من رو کردند وفرمودند:
تونیز بااینکه باما رفت وآمد میکنی، این حرفها رامیزنی و #گناه خود را برگردن بیگناهی میاندازی؟!
باشنیدن این سخن، عقل بسرم بازگشت وفهمیدم اشتباه کردهام، عرض کردم:
ای مولای من! بدرگاه خداوندمتعال #استغفار میکنم
فرمود: سوگندبخدا این #دشنامها سودی بحال شما ندارد؛ بلکه خدا بخاطراینکارکه بیگناهی را #سرزنش میکنید، شمارا مجازات خواهدکرد
مگر نمیدانی که پاداش وکیفر دردنیا وآخرت بدست خداست؟!
گفتم: چرا مولای من!
فرمود: «لا تعد ولا تجعل للایام صنعاً فی حکم الله»
[دیگر] تکرار نکن وبرای روزها دخالت ونقشی درحکم خدا قائل نشو
گفتم: چشم سرور من
📚 تحف العقول ص۴۸۳
🔻شخصی از امیرمؤمنان علیه السلام سؤال کرد: چگونه صبح کردید و در چه حالی هستید؟
حضرت فرمود:
▪️«صبح کردم در حالی که من صدّیق اکبر و فاروق اعظم هستم. من وصی بهترین بشر هستم. منم اول، منم آخر، منم ظاهر، منم باطن، من به هر چیزی عالم هستم. منم عین اللَّه، منم جنب اللَّه، من امین خدا بر پیامبران هستم. به واسطه ما خداوند عبادت میشود، ما گنجینه داران الهی در آسمان و زمین هستیم. من زنده میکنم، من میمیرانم، و من زنده لایموت هستم».
▪️اعرابی از بیان امیرمؤمنان علیه السلام شگفت زده شد، پس حضرت فرمود :
« من اوّل هستم ؛ یعنی من اولین کسی هستم که به رسول خداصلی الله علیه وآله ایمان آوردم. من آخر هستم ؛ یعنی آخرین کسی بودم که آن حضرت را زیارت کردم، آنگاه که ایشان را در قبر گذاشتم.
منم ظاهر؛ یعنی من ظاهرکننده اسلام هستم. منم باطن؛ یعنی سینه من مملوّ از علم و دانش است، و به همه چیز آگاهم؛ یعنی هرچه را که خدا به پیامبرش آموخت، آن حضرت نیز همه را به من خبر داده است. من عین اللَّه هستم؛ یعنی چشم بینای خدا بر مؤمنان و کافران هستم.
▪️من جنب اللَّه هستم، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که میفرماید: « یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ » ( سوره زمر، آیه 56.) «افسوس برمن از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم ».
▪️هرکس درباره [ولایت] من کوتاهی کند، درباره ی خداوند متعال کوتاهی کرده است. و به هیچ پیامبری اجازه نبوّت داده نشد مگر این که مُهری از محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) داشته باشد. و به همین جهت خاتم النّبیّین نام گرفت. محمّد سیّد انبیا است و من سیّد اوصیا هستم. و ما گنجینه داران خدا در روی زمین و آسمان هستیم. ما دانستیم آنچه را رسول خدا به گفتار صحیح و صادق خود به ما آموخت.
▪️من زنده کنندهام؛ یعنی سنّت رسول خداصلی الله علیه وآله را زنده میکنم. من میراننده هستم؛ یعنی هرگونه بدعتی را نابود میکنم. من زندهای هستم که مرگ ندارد، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که فرمود: آنانکه در راه خدا کشته شدهاند را مرده نپندارید، بلکهایشان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند»
« وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ.(آل عمران، آیه169)»
بحارالانوار؛ جلد ۳۸،صفحه۳۴۸؛
مناقب آلابیطالب ج۲، ص۳۸۵.
💠🔹💠🔹💠🔹💠🔹💠