-
📝حریر🍀 در حریم نا امن زمانه زیباتر از مستی احساس و قلبی که سراسر معجزه است مرواریدی نمییابی...✍️گلپر
══ 💛 ══ ❥
🟡 چگونه از کائنات درخواست کنیم؟
👈 خانهی شمــع و انرژی ☟ ☟
✦ Sham_Energi77
▪️▪️
بیگمان تو
همان مسافر شب بارانی منی
که از گذشتهای دور
سرشار از شوق و شور
پای بر هستیام بنهادی
و مرا در روایت بهار نارنج
میهمان کردی...
✍️ #رضاروشنایی
و شب
پشت پلکهایم
شهاب باران میشود
ای ستارهی دوردست
که با کهکشان وجاهتت
خیالهایم را میبافی
تاب ندارم
تابوی اندوهم را
بر مدار سیارهای مهجور
جولان بده
✍#مرضیهبازرگانی_گلپر
پاییز زنیست
با گیسوانی
به سیاهی نیمهشبهای بیمهتاب!
و چشمانی
به زلالی بارانِ بامدادهایِ آبان!
و قلبی که هنوز
به معجزهی بهار
میان اینهمه سوز و خزان
ایمان دارد!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#مهران
شب خوب است
پریشانی را استتار میکنی...
پشت سکوتی
که رمزگشاییاش
از عهدهی آدمی
خارج است!
شب
آخرین شاهدیست
که میداند
آدمها
گاهی تمام فروپاشیشان را
با یک «خوبم خوب»
قابلِ باور میکنند!
شب خوب است
چشمهی خوبیهاست
کسی نمیپرسد
چطور اینهمه بیخوابی را
بیصدا حمل میکنی
و تو نمیگویی
ماهرانه
خودت را از شب
شبت را از آدمها
و آدمها را
دوباره از خودت
پنهان کردهای!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#ندا
کجای پاییز قرار بگذاریم؟
جایی میان طعم باران و
خشخش برگها
خوب است؟
جایی که زمین
یادش برود
ما بر پوستش زاده شدهایم!
تو باشی و
من و
دو فنجان قهوهی داغ و
کافهای که صندلیهایش هم
عاشق شدهاند!
نه حرفهای بزرگ بزنیم
نه قولهای دور بدهیم
نه مثنوی هفتاد من کاغذ
در گوش هم پچپچ کنیم!
قدم بزنیم عرض خیابانی را
که از طول کهکشان
بلندتر است!
و کمی شهپر لبخند باشد و
دلواژهی سکوت!
گفته بودم
تو سکوت را
زیباتر از تمام زبانهای زندهی دنیا
هجی میکنی؟
دلم غروبی پاییزی میخواهد
که وقتی ته کشید
نفهمیم ساعتها را دستکاری کردهاند
یا در زمان سفر کردهایم!
فقط در گوشات نجوا کنم:
کاش پاییز
بیشتر دوام میآورد!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#نیوشا
شب ادامهی روز نیست!
خستگی توست
که آرام
در دامن ستارگان خسبیده...
ماه
چراغ کمرمق پنجرهایست
که رو به رویایی نایاب
باز مانده...
باد
بر خاطرههایمان
طعم اولین بوسه را
حکاکی میکند
و سکوت
نام تمام واژههایی را
زمزمه میکند
که در ازدحام نامیمون روز
مجال ابراز نیافتند!
و تو
و محبتت
و من
و شیداییام
دو سکوت آشناییم
در دوسوی فاصلهای نامرئی!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
پاییز زنیست
با گیسوانی
به سیاهی نیمهشبهای بیمهتاب!
و چشمانی
به زلالی بارانِ بامدادهایِ آبان!
و قلبی که هنوز
به معجزهی بهار
میان اینهمه سوز و خزان
ایمان دارد!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#شقایق_بافرانی 🤍
باد
به پرچم سبز صبح میخورد
که در پاییز حتی
سبزتر است...
و تو در خاطرم خلاصه میشوی
که شبیه هیچ فصلی نیستی
اما در تمام فصلهای من
نازل شدهای...
انگار جهان
درست آنجا از معنی تهی میشود
که رازی را حلاجی میکند
که بهار هم
از گفتنش عاجز است!
برگها
یکی
یکی
از شاخه سقوط میکنند
تا زمین یادش نرود
آسمان هنوز رنگ زیستن دارد و
طراوت تپیدن!
همچنان که تو
در خاطر محزون من...
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
پاییز زنیست
با گیسوانی
به سیاهی نیمهشبهای بیمهتاب!
و چشمانی
به زلالی بارانِ بامدادهایِ آبان!
و قلبی که هنوز
به معجزهی بهار
میان اینهمه سوز و خزان
ایمان دارد!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#مهناز_مکتبی_فرد 🕊
پاییز زنیست
با گیسوانی
به سیاهی نیمهشبهای بیمهتاب!
و چشمانی
به زلالی بارانِ بامدادهایِ آبان!
و قلبی که هنوز
به معجزهی بهار
میان اینهمه سوز و خزان
ایمان دارد!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
هزار سال بعد
غریبهتر از زمین نیست!
و رنگ آسمان
غربت است و دلتنگی!
تو
هزار سال بیمن خوابیدهای!
خوشبختتر یا حزین؟
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
اوایل آبان است و
خزان
آرام
آرام
آرایههای زرد را
از صورتش پاک میکند و
درختها
دفترشان را باز میکنند
تا سپید بسرایند!
و من هنوز
درست همانجایی ایستادم
که حنجرهی خیالم میگفت
قرار است برگردی!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎙#مژگان_برنده
📚#خوشه_خوشه
کجای پاییز قرار بگذاریم؟
جایی میان طعم باران و
خشخش برگها
خوب است؟
جایی که زمین
یادش برود
ما بر پوستش زاده شدهایم!
تو باشی و
من و
دو فنجان قهوهی داغ و
کافهای که صندلیهایش هم
عاشق شدهاند!
نه حرفهای بزرگ بزنیم
نه قولهای دور بدهیم
نه مثنوی هفتاد من کاغذ
در گوش هم پچپچ کنیم!
قدم بزنیم عرض خیابانی را
که از طول کهکشان
بلندتر است!
و کمی شهپر لبخند باشد و
دلواژهی سکوت!
گفته بودم
تو سکوت را
زیباتر از تمام زبانهای زندهی دنیا
هجی میکنی؟
دلم غروبی پاییزی میخواهد
که وقتی ته کشید
نفهمیم ساعتها را دستکاری کردهاند
یا در زمان سفر کردهایم!
فقط در گوشات نجوا کنم:
کاش پاییز
بیشتر دوام میآورد!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#بهار
برای پیدا کردن خودم
گم شدم
سرابی یا رود؟
جای من
در دشت رویا میتازی؟
اگر
در هزارتوی ذهنت
پنجره را پیدا کردی
از باد
نشانیام را بپرس
شاید اینبار
تو
برای پیدا کردن من
گم شدی!
مییابمات!
در هزارتوی قلبم
باد
میان اطلسیها
در سماع است!
✍️ #مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#لیلا
📚#مرضیهبازرگانی_گلپر
برگهای افتاده
در سکوت هراسان ظهر جمعه
پچپچ میکنند در التهاب همهمهی باد
بارانی که بر پنجرهی نیمهبسته میکوبد،
به کتاب نیمهخواندهام سرک میکشد
و من
در نیمهی ساکت طبیعت
به نیمهی گمشدهی خویش
میاندیشم
پنداری ساعتی که کند میگذرد
رگهای پر تپش غروب را تیرهتر میکند
و جمعه برگ زردیست
که از شاخهی عصیانزدهی ذهنم میافتد
و پاییز
دستهای سردش را
روی شانههایم میگذارد
گویی
در سکوتی بیانتها
میفهمم که تنهایی
نه آغاز دارد نه پایان
فصلیست که مدام
تکرار میشود بیتو و به یاد تو...
اینکه در پاییز سبزتر میشوم، خلاصهی کانسپت رنج است و گلستان شدن آتش برای ابراهیم...
✍️#مرضیه_بازرگانی_گلپر
🎤#شقایق_بافرانی🤍
📝#مرضیهبازرگانی_گلپر
راه گریز از کابوس، بیدار شدن از خواب است.
قصر
فرانتس کافکا
باید
در فرادستِ دلواپسی
سرنوشت را
چشم به راه باشم
و تو را
با صنمِ دستهایت
آشتی دهم
با دو فنجان چای
و گلویِ ترِ طربناکِ واژگان
و تکاپویی تنیده
تا در تب و تابِ آخرین ثانیهها
ماندنت را
رقم بزنم
و دیگر نه خواب باشم
نه خیالی خام
و سهمِ من
ویرانهای از اوهام
نباشد
✍#مرضیهبازرگانی_گلپر
در آذر مهربانی
خانه باغیست
دخترانه
با پیراهن نارنجی و گلهای مینا
دلبرانه
میچرخد و میرقصد
و نگاه را به دنبال خود میکشد
در عبور فصلها
یادش
خاکستر گرمیست
بر روشنایی رویا
✍#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#مژگان_برنده
دست
به گریبان خاطرات نمیرسد
حلق اویز شدند
نخ به نخ میکشم
یادت را
از تن لحظهها
✍#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎙#مژگان_برنده
و سرانگشتان کشیدهی صبح
در گلدان قلبم
ارکیدهی رعنای هزار رنگی کاشت
تا رنگ سیاه شب
از حافظهی خوابهایم
پاک شود
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#مهران
شب ادامهی روز نیست!
خستگی توست
که آرام
در دامن ستارگان خسبیده...
ماه
چراغ کمرمق پنجرهایست
که رو به رویایی نایاب
باز مانده...
باد
بر خاطرههایمان
طعم اولین بوسه را
حکاکی میکند
و سکوت
نام تمام واژههایی را
زمزمه میکند
که در ازدحام نامیمون روز
مجال ابراز نیافتند!
و تو
و محبتت
و من
و شیداییام
دو سکوت آشناییم
در دوسوی فاصلهای نامرئی!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#شاهینشاهدوست
باد
بہ پرچم سبز صبح میخورد
ڪہ در پاییز حتی
سبزتر است...
و تو در خاطرم خلاصہ میشوی
ڪہ شبیہ هیچ فصلے نیستی
اما در تمام فصلهاے من
نازل شدهای...
انگار جهان
درست آنجا از معنے تهے میشود
ڪہ رازے را حلاجے میڪند
ڪہ بهار هم
از گفتنش عاجز است!
برگها
یڪی
یڪی
از شاخہ سقوط میڪنند
تا زمین یادش نرود
آسمان هنوز رنگ زیستن دارد و
طراوت تپیدن!
همچنان ڪہ تو
در خاطر محزون من...
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#مینا_حیدرے
پاییز
انار را شکافت
یاقوتهای زهراگین
از گلوی زخمهایم چکیدند!
به درختی تکیه دادم
که بهجای برگ
خاطره میریخت!
من اینجایم
تو کجایی؟
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#رحمان
📚#خوشه_خوشه
هزار سال بعد
غریبهتر از زمین نیست!
و رنگ آسمان
غربت است و دلتنگی!
تو
هزار سال بیمن خوابیدهای!
خوشبختتر یا حزین؟
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#حسام
بعضیها در شب خورشید دارند!
آنها که خیلی عاشقند...
و بعضیها
در بلندترین روز زندگیشان
در جستجوی ذرهای نورند!
و از پشت پنجرهی بعضیها
جای نور
شب تار عنکبوت
هبوط میکند!
و بعضیها
حتی در آغوش نور
از سرما مچاله میشوند و مندرس!
شاید اصلا داشتن خورشید
خالی از اهمیت باشد!
شاید
اصل ماجرا این است
که خورشید کسی باشی
حالا
دل به دریا بزنی و
در قلبش طلوع کنی
یا نه
پای ارادهات را
به میانه میکشاند!
و انسان چیزی نیست
جز اراده!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#الهام
صبحبخیر صبح!
که قهوهات را نبوییده و ننوشیده
دلواپس کمر خمیدهی رفتگر پیری!
و من
دلشورهی تو را دارم
که هنوز پی نبردهای
چقدر دلم
برای با تو بودن و
با تو ماندن
تنگ شده...
کاش امروز
در شلوغی بیتاب و ملتهب این شهر
یک اتفاق ساده بیفتد!
مثلا دستم را بگیری
تمام مساحت کوچه را قدم بزنیم
و تمام حجم آسمان را
پرواز کنیم
و لبخند فروتن خورشید
بهانهای باشد
برای عاشقتر شدنم!
برای عاشق تر شدنت!
✍️ #مرضیهبازرگانی_گلپر
🎙 #بهار
تفسیرم کن
رج به رج!
در خاموشی اندیشه
این بار که آمدی
از خود من
در من رها مانده را
بردار و
ببر ...
همیشه ویرانه
سهم لبخند طوفان است
✍#مرضیهبازرگانی_گلپر
📚#خوشه_خوشه
اوایل آبان است و
باد
بوی تلخ رفتن میدهد و
درختان
خسته از ماندناند و
آسمان
انگار
بغض فروخوردهی زمین است!
میتوانم
تا اواخر آذر
اینگونه
سپیدهای سیاه بگویم
اگر کافهی همیشگیمان را
پر نکنی از خودت
و لبخندت
و لبخندم!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎙 #مژگان_برنده
📚#خوشه_خوشه
از تو
در من
سایهی صدایی مانده!
نه میشود به نسیان
سپردت!
نه میشود
دوستت نداشت!
چونان لکهی نوری
که با پنجره وداع کرده
اما
روی دیوار دل
دستخط سوداییاش مانده!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#علیرضا
📝#مرضیه_بازرگانی_گلپر
از تو
در من
سایهی صدایی مانده!
نه میشود به نسیان
سپردت!
نه میشود
دوستت نداشت!
چونان لکهی نوری
که با پنجره وداع کرده
اما
روی دیوار دل
دستخط سوداییاش مانده!
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#مهناز_مکتبی_فرد 🕊
📝#مرضیه_بازرگانی_گلپر
جمعه باید بداند
من هنوز بیدارم
و برای دیدن تو
ضربان قلبم را
با هارمونی نسیم
همآهنگ میکنم
نه تاریخ لازم است
نه تقویم
و میتوانیم ساعتمان را
به وارونگیِ خلأ
تبعید کنیم
نگو کِی؟
فقط بیا
بگذار انقباضِ زمان غافلگیر شود
و انبساطِ مردمکهای نمناکم
✍️#مرضیهبازرگانی_گلپر
🎤#شقایق_بافرانی 🤍
📝#مرضیه_بازرگانی_گلپر