4968
همین که حوصله شعر خواندنی داریم غنیمت است در این روزگار بی برکت... . . شروع فعالیت 👇 March 26 ,2017
زیرا که مردگان آن سال،
عاشقترین زندگان بودند ..🖤
به یاد مسافران پرواز ۷۵۲🕊
خدایی اگر بود، خدای قادری اگر وجود داشت، باید در اینجای تاریخ از خجالت آب میشد، میمرد، تموم میشد.
Читать полностью…
در آغوش کلمهها گریستم؛
چرا که لب کم بود برای گفتنِ غمم!
از امید و امیدواری نوشتن سخت شده این روزها. ولی خب، هیچکس نگفته روزهای سخت موندنیان. اینم میگذره و دوباره صدای خندههامون میاد.
Читать полностью…
کاش یکی بیاد پیشونیمو ببوسه. من میخوام بخوابم..
Читать полностью…
کسی که میتونه مدت ها ازت بی خبر بمونه هیچیه تو نیست.
Читать полностью…
چون به گیسوی تو منسوب بوَد شام فراق
بِه که ناید سحر و این شب یلدا نرود
آشفته شیرازی
برای هضم وضعیت موجود، چند ساعت پیادهروی شبانه لازم دارم، دست در جیب، چشم دوخته به آسمان،به پنجرهها ، به پنجرههایی که چراغشون روشنه. در فکر اینکه خوشبختی، توی هر خونه، چه شکلیه؟ اصلا هست؟
Читать полностью…
ما نیمههای ناقص عشقیم و تا هست
از نیمههای خویش دور افتادگانیم.
#حسین_منزوی
میبینی؟ مثل ستاره پخشمان کردهاند توی این صفحه سیاه که هر کداممان جایی برای خودمان سوسو بزنیم که مثلا هستیم.
اما نمیدانیم در کدام منظومه میچرخیم،
برای چی میچرخیم، و چقدر میچرخیم.
فریدون سه پسر داشت - عباس معروفی
دکتر میگه تو باید پرواز کنی؛ از روی چنارا بپری، نباید از سنگ تیرکمون بترسی.
Читать полностью…
امشب اگر ماه رو میبینی به جای من نگاهش کن چندلحظه.
Читать полностью…
الان باید رفت کافه و یه چای لاته خورد و برگشت..
Читать полностью…
درختهای ناراحت، موقع وزیدن باد، صدا نمیدهند.
Читать полностью…
برای هر ستارهای
که ناگهان در آسمان غروب میکند
دلم هزار پاره است
دل هزار پاره را
خیال آنکه آسمان
همیشه و هنوز
پر از ستاره است
چاره است
محمد زهری
ناگهان خود را تنها یافتم. تنها بیش از هر زمان، و بیش از هر زمان، نیازمند تنها نبودن.
جوی و دیوار تشنه؛ ابراهیم گلستان.
همین دیگه اقا همین دیگه؛
حالمون یه جورِ ناجوری گرفته :/
فقط اونجا که محمود دولت آبادی میگه: مغزم، مغزم درد میکند از حرف زدن. چقدر حرف زدهام، چقدر در ذهنم حرف زدهام.
Читать полностью…
پاییز همیشه منو یاد آدمهایی میاندازه که از دست دادمشون.
خوشحالم داره تموم میشه 🕊🤍
اگه کسی به اینجا برسه، دیگه نه میگرده،
نه انتظار میکشه...
#دیالوگ
#شبهای_روشن
اما من از سنگ تیرکمون نمی ترسم. من از بال و پر شکسته میترسم. من از روز بعدش می ترسم که اگه زنده موندم میتونم پرواز کنم یا نه؛
Читать полностью…
دارد آغوشی که آسان میکند دشوار ما.
•این قشنگترین توصیف دربارهی بغلش نیست؟
من جدیدا تصمیم گرفتم خودمو بپذیدم.. آدما با هم فرق دارن ..
من اگه کاریو دوست داشته باشم منتظر شنبه نمیمونم، هفت صبح جمعه پیگیرش میشم..
من از هر ده خطی که مینویسم یک خطشو میفرستم اینجا
Читать полностью…