goodideas | Unsorted

Telegram-канал goodideas - ایده

212923

ایده و ترفندهای خانوم خونه تبلیغات👇 https://telegram.me/joinchat/AAAAAEAp2RQoggvNSNXGqw پیج اینستاگرام ما 👇👇 Instagram.com/golbanoo_ideas

Subscribe to a channel

ایده

دیگه لباس کهنه ها رو دورننداز ❌😍



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#ترفند تمیز کردن سرشعله های گاز



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

🗓 درود بر شما🌹صبح‌بخیر

☀️به جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ خوش آمدید

خدایا شکرت که در پرتو عشق و لطف تو نیروی کائنات، از طریق افکار مثبت من سرگرم کارهاست، تا عالیترین خیر و صلاحم را به انجام برساند. همه امور به پنجره ذهن من بستگی دارد. ای خدای مهربانم، مرا یاری ده، تحملم را افزون، قولم را صدق ، قلبم را پاک گردان، الهی تو یگانه منی، پناهم باش.

Читать полностью…

ایده

بند تیشرت و با این ترفند کوتاهش کن



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

🌿✨✨✨✨✨🌿

‍#رهایی_از_شب

#قسمت_نود_و_چهارم
‍ ‌
غذای داخل ظرف برای دونفر بود.
گفتم :من  دارم میرم بالا شما راحت باشید.
ولی کاش منزل من رو قابل میدونستید ..اینطوری خیلی شرمنده شدم.
فاطمه با خنده گفت: ما باید شرمنده باشیم که تو رو تو زحمت انداختیم سید خدا.
از آنها جدا شدم تا راحت در ماشین سحری بخورند و خودم با شوقی مضاعف به خانه برگشتم وبایک لیوان شیر وخرما سحری خوردم.
فاطمه زنگ آیفون رو زد.ظرف غذا رو میخواست برگردونه.اومدبالا.
گفت:رقیه سادات تو در آشپزی محشری..باید قول بدی راز لوبیاپلوی خوشمزه ت رو بهم بگی!
سینی رو ازش گرفتم:
_نوش جونت..ببخشید کم بود
_عالی بود.اینا رو ول کن..اومدم بالا به بهانه ی سینی که بهت بگم اصلا نگران نباش.اونا هیچ غلطی نمیتونن بکنن.البته شاید هم  ما داریم شلوغش میکنیم و اونها از اومدنشون به مسجد قصد دیگری داشتند.
با تمسخر گفتم:ارهههه...مثلن اومده بودن توبه کنند..اون هم تو همین مسجد..آخه هیچ مسجدی تو تهران وجود نداره! !!
فاطمه هم با لحن من ادامه داد:ارههه دیگه..ان شالله که هدایت شدند والان از رستگاران هستند خدا رو چه دیدی؟!
خندیدیم.او از ته دل..من از سر جبر!!!
میان خنده با عجله گفت:من زود برم دیر شد.دستت درد نکنه بابت غذا.فردا بهت زنگ میزنم برام تعریف کنی من نبودم چه خبر بوده..
وبا بوسه ای رفت.
بازهم من ماندم و آغوش خدایی که وعده داده در این شبها سرنوشت رو میشود از سر نوشت! بلند شدم قلم وکاغذ برداشتم و کنار سجاده ام بعد از نماز حاجت، برای خدا حرفها و حاجتهام رو نوشتم.بعد درنامه ای خطاب به حاج مهدوی از خودم دفاع کردم.وبا هربار خواندنش اشک ریختم.
*
سلام دختری از دل تاریکی به مردی از جنس نور!!
خیالتان راحت! این یک نامه ی عاشقانه نیست.
نامه ی ملتمسانه هم نخواهد بود.
این فقط  درد دل دختری تیره روز است که قرار بود همیشه پاک زندگی کنه..پاک بمونه..اما سرنوشت برایش اینگونه نخواست.
حاج آقای مهدوی..روزی که شما رو دیدم به واسطه ی نور شما دل از تاریکی کندم و عاشق روشنایی شدم! از آن روز نزدیک به یکسال میگذرد و من الان در نور هستم! شما فرمودید کسی که بواسطه ی دیگری از تاریکی رهانیده میشه و به نور پناه میبره وقتی از آن کس ناامید شه دوباره به سمت تاریکی میره.
خواستم بهتون بگم که ابدا اینگونه نیست لااقل درمورد من اینگونه نیست.من قریب به چند ماه است که از منشا نوری که زمینه ساز هدایت من شد نا امیدم و او از من با انزجار فرار میکند..اما من هنوز در نورم''
من میدونم که دختری مثل من که گذشته اش تاریک وسیاهه لیاقت مردی از جنس نور را ندارد ولی حق دارد که عاشق نورباشد.چون عمرش رو درتاریکی گذرونده و نور به او امید و شور زندگی می‌دهد.من زیر امواج این نور ریشه کردم..سبز شدم..شکوفه دادم...و حالا دارم روز به روز بلندتر و سبزتر میشم.خیلی حرفها شنیدم..خیلی طعنه ها خوردم..ولی من امیدم به انوار مطلق خدایی بود که روزی نوری رو سر راهم قرار داد تا با دیدن انوارش یادم بیفتد چقدر از تاریکی بیزارم.به من میگن تو تاریکی..تو سیاهی لیاقت رسیدن به نور رو نداری شاید اونها راست بگن.کسی که مدتهاست مرد خدا بوده و از گناهان بری حقش نیست که مزدش دخترکی ناپاک و غافل از خدا باشه!
همانگونه که خداوند در آیه ی 26 سوره نور فرمودند:مردان پاک برای زنهای پاک و زنهای ناپاک برای مردان ناپاک ..
وقتی این آیه رو خوندم دل از وصال بریدم ولی بعد اسم خود سوره امیدوارم کرد!!
خداوند خودش فرموده که توابین رو دوست داره و به اونها وعده ی آمرزش داده.من مدتهاست که کار خودم رو به خدا وا گذاشتم.اگر عالم و آدم جمع شوند و بگویند تو لیاقت یک مرد مومن رو نداری چون روزگاری، از غافلین بودی خدا وعده اش رو فراموش نمیکند.من از خداوند مردی مومن واز جنس نور خواستم و قطعا او به وعده اش عمل میکند.حتی اگر مردم بگویند عادلانه نیست  ..
من چنگ زدم به ریسمان نور الهی.و مطمئنم که این ریسمان مرا به جایی خواهد رساند که آنهایی که مرا مورد استهزا قرار دادند آرزوی رسیدنش رو دارند.دیگر برای من مهم نیست که حاج مهدوی ها چرا نگاه سرد به من می اندازند..برام اهمیتی ندارد که حاج مهدوی منو قابل نگاه کردن نمیداند. من به خدایی امید بستم که در عین ناباوری راه درست رو مقابلم گذاشت ومنو هدایتم کرد.در سخنرانی اخیرتون فرمودید حب خدا باید در دل بنده باشه نه حب غیر او..من میگم حب بنده های مومن خداهم حب خدارو در دل آدم زنده میکنه.من از حب شما و خانوم بخشی حب خدا رو لمس کردم.و خدارو قسم میدم به حب خودش، که این محبت رو از من نگیرد.
حاج آقای مهدوی، من نمیدونم شما چرا منو از مسجد و بسیج اون ناحیه دور کردید؟ شاید من هم اگر جا شما بودم همین کار رو میکردم.من یک دختر گنهکار بودم که بین خوبان جایگاهی نداشتم ولی هرگز موفق نخواهید شد منو از مسجد کوچکی که در دلم از مهر خدا ساختم بیرونم کنید.
خواستم بگویم ممنون که
ادامه
دارد

Читать полностью…

ایده

زدیم به آموزش #جاسوزنی,اینم آموزش دومین جاسوزنی 😀😉 داخل شیشه یا ظرفتون هم میتونین دکمه ها و حرده ریزای خیاطیتون رو نگه دارین.



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#آموزش تزیین قاب گوشی



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

علت خواب رفتن دست
غلظت خون
کمخونی
فشارهای عصبی
راهکار
ترکیب شوید پخته شده و عسل بمدت سه روز...



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

این روش روی هر شیشه میشه اجرا کرد از یک شیشه معمولی ی بانکه شیک درست کرد

وسایل لازم
🔸شیشه سس
🔸 رنگ آکریلیک یا رنگ ویترا ک مخصوص شیشه هستس
🔸شابلون استنسیل از لوازم هنریا و لوازم تحریر
🔸کریستال کابینت یا تیله و یا مهره
🔸وارنیش یا کریستال سرورنیک ویا اسپری کیلر


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

🌸دعای امروزم برای همه شما عزیزان
🌺تن سالم
🌸آرامشی بی پایان...😊
🌺دلی شاد
🌸و تعطیلات پر از اتفاقات خوب
🌺تقدیم با بهترین آرزوها
🌸آخر هفته تون زیبا و پر خاطره

Читать полностью…

ایده

❤️ الکی دفاع نکن   👆

❤️ فایل مهم اموزشی


#مینا_جهانبخش
مدرس و نویسنده
مدیر موسسه تحول درون

دریافت پکیج‌ رایگان 💚
👇⭐️👇⭐️👇⭐️
🆔
@Admiin_moj

👇👇
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
شبها به کائنات بگو ☝️

Читать полностью…

ایده

لباس بارداری



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

ترفند نقاشی جذاب و آسان



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#دانستنیها
یکی از بهترین درمان‌ها برای یک خواب خوب و با کیفیت نوشیدن چای موز است. برای تهیه چای موز کافی است یک عدد موز شسته‌شده را بردارید و سر و ته آن‌ را جدا کنید و بدون کندن پوست، آن را به همراه یک لیوان آب در ظرفی به مدت 10 دقیقه بجوشانید.
آب آن را جدا کنید و یک لیوان از آن را چند ساعت قبل از خوابیدن بنوشید. خواهید دید که نوشیدنی چای موز بهتر از داروهای خواب‌آور عمل می‌کند و خوابی آرام و لذت‌بخش را برای شما به ارمغان می‌آورد.
برای خوش‌طعم‌تر کردن آن نیز می‌توانید از یک قاشق سوپ‌خوری دارچین استفاده کنید.


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

| محلول پاک کردن چربی های سمج |



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

❌حشرات و حیوانات موذی خطرناک📣
📣اختراعی شگفت انگیز📣

✅با کمترین هزینه از شر هر نوع حشره و حیوان موذی (سوسک،ساس،موش و...)راحت شوید

⭕️ضمانت کارایی

⭕️بدون خطرات سمپاشی✨

⭕️بدون هیچ گونه خطر برای انسان و حیوانات خانگی🌱🍀2¹⁴

برای مشاوره رایگان ودریافت هدیه ویژه🎁 برای سه نفر اول  وشرکت در قرعه کشی  عدد ۷ را به سامانه ۱۰۰۰۲۰۰۵۰۰۰ ارسال نمایید.

Читать полностью…

ایده

سه روش جادویی برای تا کردن
لباس ها در سی ثانیه!!


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

❤️ ارتباط موثر   👆

❤️ فایل اموزشی


#مینا_جهانبخش
مدرس و نویسنده
مدیر موسسه تحول درون

دریافت پکیج‌ رایگان 💚
👇⭐️👇⭐️👇⭐️
🆔
@Admiin_moj

👇👇
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
شبها به کائنات بگو ☝️

Читать полностью…

ایده

#آموزش تی بگ


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#ترفند_سفره_ارایی


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#آموزش بستن توربان


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#آموزش جا تخم مرغی


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#آموزش بافت دمکنی


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

ایده شمع سازی


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#آموزش جا تخم مرغی


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

🌿✨✨✨✨✨✨🌿

#رهایی_از_شب_

#قسمت_نود_و_سوم
‍ ‌

فاطمه روز به روز زیباتر میشد و به قول معروف،  زیر پوست سفیدش آب جمع شده بود.
پیدا بود که او از زندگیش رضایت داره. قرار بود بعد از ماه مبارک جشن عروسی بگیرند و همش با هول و ولایی شیرین از کارهایی که هنوز انجام نشده صحبت میکرد و نگرانی هاش از تهیه ی مسکن و لباس عروسی بزرگترین دل مشغولیهای این روزهاش بود!!
و من آرزو میکردم کاش من هم دغدغه‌های او را داشتم.او دیگر حال منو نمیپرسید..یعنی مجال پرسیدن نداشت..چون بخاطردیدارهای محدود، کلی حرف ناگفته برای هم داشتیم.و اغلب من ساکت بودم و او حرف میزد یا فقط درباره ی او حرف میزدیم.شاید او گمان میکرد حال و روز من خوب است و با رفتن کامران پبدا کردن کار دیگر مشکلی تهدیدم نمیکند!
حاج مهدوی ار پشت میکروفون سخنرانی میکرد.از گناه میگفت و درهای باز توبه .
ناگهان میان جملاتش حرفهایی زد که احساسم میگفت که مخطابش منم!
میگفت: ایمان وهر عمل خیری باید برای شخص خدا باشه..اینکه ما بخاطر جلب توجه یکی مسجد بریم..نماز بخونیم..روزه بگیریم که مثلا فلانی از این کار ما خوشش بیاید این ارزشی نداره! پس فردا بخاطر یکی دیگه عکس همون کارها رو میکنی! خداوند درآیه ی 31سوره ال عمران میفرمایند بگو اگر خدا رو دوست دارید از من اطاعت کنید تا خدا هم شما رو دوست بدارد وگناهانتان رو ببخشد.
این یعنی اینکه وقتی هدف رسیدن به محبوب باشه تو انگیزه داری.باید خدارو دوست داشته باشی، درکش کنی تا گوش به اوامرش باشی.وگرنه اگر حب چیزهای دیگه در دلت باشه به ذات اقدس الهی نمیرسی. ..
شاید بقول فاطمه من حساس شده بودم. شاید او منظورش به من نبود.ولی به فکر فرو رفتم.واقعا من جزو کدوم دسته بودم؟آیا من بخاطر حب به خدا توبه کرده بودم یا حاج مهدوی؟؟
بعد از اون سخنرانی در شبهای قدر تمام دعای من این بود:خدایا فقط و فقط حب خودت رو در دلم بنداز..و منو از گزند مصایب و مشکلات نجاتم بده..ومهر این روحانی رو از دلم بیرون کن و بجای او مردی پاک ومومن رو روزی من کن که با دیدنش حب تو در دلم زنده بشه و به او تکیه بزنم و روزگار تنهایی و بی پناهیم سر برسه..
بله من از خدا دیگر حاج مهدوی رو نمیخواستم.چون او خیلی پاک و مقدس بود و من اصلا لیاقت او را نداشتم.اگرچه این دعا خیلی برام کشنده وجان فرسا بود ولی باید واقعیت رو می‌پذیرفتم. ..عشق حاج مهدوی، یک عشق محال بود و من میخواستم هدفم خدا باشه نه حاج مهدوی...بعد از مراسم با فاطمه کنار ورودی مسجد مشغول خداحافظی بودیم که چشمم افتاد به کامران ومسعود.
آنها در حالیکه ظرف غذای هییت در دستشون بود به ماشین کامران تکیه زده بودند.با وحشت به فاطمه گفتم: فاااطمه..اونجا رو ببین...
فاطمه به اون سمت نگاه کرد ولی اونها رو نشناخت.
گفتم کامران ومسعود اونجان...
فاطمه با تعجب نگاهشون کرد و پرسید:تو بهشون آدرس دادی؟؟
من که در حال سکته بودم گفتم:نه چی میگی تو آخه؟
_پس اینجا چیکار میکنند؟از کجا میدونستن تو اینجایی؟
من با استرس گفتم:نمیدونم..اونها مدتیه تعقیبم میکنند..بالاخره این مسعود ونسیم زهرشون و ریختن. .
فاطمه بی خبر از همه جا پرسید از چی حرف میزنی؟
من چشم از اون دو بر نمیداشتم.گفتم:یه اتفاقهایی افتاده که تو ازشون بیخبری.
_خب چرا؟؟
_چون..هیچ وقت فرصت گفتنش پیش نیومد.
_حالا میخوای چیکار کنی؟ اینها برای تو واستادن که ببیننت؟؟
ذهنم مشوش بود.قطعا اونها از ایستادن در اون نقطه هدفی داشتند.چون اگر قصدشون تعقیب من بود بصورت نامحسوس در اتومبیل کامران مینشستند.
دلم نمیخواست اونهامنو ببینند .رو به فاطمه با التماس گفتم.میشه برام با یک تاکسی تلفنی تماس بگیری و بگی اینجا بیاد؟قبل ازاینکه اونها منو ببینند باید برم.
فاطمه زنگ زد به حامد گفت :عجله کن حامد جان..دیره..
و بعد خطاب به من گفت:مگه من مردم که توبا آژانس بری.ما میرسونیمت.
من با جدیت دعوت او را ردکردم ولی مرغ فاطمه هم یک پا داشت.من در عقب ماشین انهانشستم و بی آنکه کامران و مسعود متوجه حضورم شوند به خانه بازگشتم.این لطف فاطمه خیلی ارزشمند بود.تاسحرزمان کمی باقی مانده بود و آنها اگر خیلی زود هم به منزل میرسیدند بازبی سحری میماندند. خیلی اصرار کردم که بالا بیایند و با من سحری بخورند .فاطمه تمایل داشت ولی حامد معذب بود.بناچاربااصرارفراوان گفتم صبر کنند تا من برگردم.سریع داخل خونه رفتم و در ظرفی زیبا وتمیز کل محتوی غذای سحرم روخالی کردم و با یک سینی پایین رفتم .اونهابادیدن من با شرم وخجالت میخندیدند ولی چاره ای نداشتند.به آنها گفتم فقط اینطوری خودم رو از زیر بار شرمندگیشون بیرون میارم. واگه قبول نکنند سحر مهمان من باشند دلم میشکند.
      
ادامه دارد.

Читать полностью…

ایده

#کاردستی_زنبور


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

ترفند پاک کردن فوری چربی های چسبناک هود و گاز😍


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

بدون وایتکس لیواناتو برق بنداز😆

Читать полностью…

ایده

ترفند براق کردن انواع سینک

📌 چدنی : جوش ‌شیرین + آب
📌 سرامیکی یا فلزی : سرکه سفید
📌 استیل ضد زنگ : محلول صابون
📌 لکه های سمج : جوش شیرین + آب
📌 شیر آب و دسته ها : سرکه یانوشابه



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…
Subscribe to a channel