goodideas | Unsorted

Telegram-канал goodideas - ایده

212923

ایده و ترفندهای خانوم خونه تبلیغات👇 https://telegram.me/joinchat/AAAAAEAp2RQoggvNSNXGqw پیج اینستاگرام ما 👇👇 Instagram.com/golbanoo_ideas

Subscribe to a channel

ایده

ترفند کاربردی



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

💫🌺🌺🌺🌺🌺🌺💫

#رهایی_از_شب
#ف_مقیمی
#قسمت_نود_و_ششم

دلم برای مسجد و فاطمه تنگ شده بود.چون این اواخر کمتر به آنجا میرفتم.شب جمعه بود که باز با اصرار فاطمه به مسجد رفتم. با اشتیاق از مدعوین پذیرایی میکردم و برایشان شربت خنک میریختم که متوجه شدم چند نفری به من اشاره کرده و پچ پچ میکنند.
رفتار مسجدی ها با من دیگر مثل سابق نبود این را بارها به فاطمه هم گفتم ولی فاطمه هربار انکار میکرد و میگفت لابد اینقدر کم میای از یادشون رفتی.تصمیم گرفتم به طور نامحسوس نزدیک اون چند نفر بشم و از پشت سر،حرفهایشان را بشنوم.ولی اونها هم تمام حواسشون به من بود.
آخر مجلس به سمت همان عده رفتم و با گشاده رویی بهشون شیرینی تعارف کردم.دونفر آنها با اکراه برداشتند ومنو نادیده گرفتند. ولی یک نفرشون که بهش میخورد سی و اندی ساله باشه با لحنی بد ازم پرسید:_شما مال این محل هستی؟
من بالبخند گفتم:قبلا بودم..
او با همان لحن گفت:یعنی الان از اینجا رفتی؟
با صبوری گفتم: بله.چطور مگه؟
زن پشت چشمی نازک کرد و گفت:
_تو دختر سد مجتبی نیستی؟؟؟
با افتخارگفتم بله شما منو میشناسید؟
زن با بی ادبی گفت:فکر کن تو رو کسی نشناسه!!!
ابرو در هم کشیدم:من خیلی وقته در این محل زندگی نمیکنم  شما از کجا منو میشناسی؟
_زن باباتم میشناسم..حالا اینجا دوباره واسه چی سرو کلت پیدا شده؟
لحن بی ادبانه و منظور دار او واقعا از تحملم خارج شده بود.ولی نفس عمیقی کشیدم ودر دلم صلوات فرستادم و با آرامش جواب دادم:_اشکالی داره؟!
او نگاهی نفرت بار به سرتا پای من انداخت و گفت:نه اشکال نداره به شرطی که قصد از راه به در کردن جوونای این محل رو نداشته باشی و پسرهای مسجدی رو تور نکنی!
دیگه وقت سکوت و حیا نبود.
دندانم رو به هم ساییدم و با خشم گفتم:
_بهتره مراقب حرف زدنت باشی خانوم.از من خجالت نمیکشی از این مسجد شرم کن.
او که مشخص بود از اون زنهای آپاچی و هوچیست با صدای نسبتا بلندی گفت:اونی که باید خجالت بکشه تویی نه من! آمارت دستم هست. حیف از اون پدر که تو اولادشی..
گوشهام دوباره کوره ی آتش شدند. تقریبا اکثر نمازگزاران،  متوجه نزاع ما شده بودند.انگشت اشاره ام را جلوی صورتش گرفتم و هشدار دادم:
_این آخرین باریه که میگم مراقب حرف زدنت باش خانوم وگرنه...؟؟؟
زن داد زد:وگرنه  چی.؟؟ هااان وگرنه چی؟؟ وگرنه شوهرمو میدزدی؟!!
اینقدر طرز حرف زدن و لحن او زشت بود که محکم تو صورتش زدم.
یک باره بلوایی شد..گیس وگیس کشی شد..او منو میزد و با صدای بلند همه رو خبردار میکرد که:
_آآآی ملت این  هرزه رو از مسجد بندازید بیرون من اینو میشناسم ننه باباشو میشناسم..از کل زندگیش خبر دارم ..
در حالیکه من اولین بارم بود او را در زندگیم میدیدم!
فاطمه خودش را رساند.باورش نمیشد یک طرف دعوا من باشم. میون همهمه ازم پرسید:چیشده رقیه سادات؟ چه خبره؟؟
من فقط به صورت اون زن هوچی نگاه میکردم تا او رو شاید بخاطر بیاورم. فاطمه وقتی ازمن جوابی نشنید رو کرد به اون زن  وبا لحنی جدی گفت:چه خبره خانوم؟؟ صداتو بیار پایین.فاصله ی شما با آقایون اندازه ی یک پرده ست!!
زن که توسط چند نفر دیگه گرفته شده بود گفت:تو برووووو برووو که از چشمم افتادی!!اولها خیلی قبولت داشتم ولی از وقتی فهمیدم دست اینو گرفتی آوردی تو مسجد ، نظرم درباره ت عوض شد.
فاطمه با اخم گفت: مگه باید با شما هماهنگ میکردم.؟؟مسجد مال همه ست به من چه به تو چه که کی توش رفت وآمد میکنه؟
زن با صدای بلند گفت: به من چه؟؟ مسجد جای نمازخونهاست نه جای هرزه ها! !!
با عصبانیت گفتم: دهنتو ببند زنیکه..هرزه خودتیو..
فاطمه دستش را روی دهانم گذاشت:
_رقیه سادات تو رو به جدت خودت رو کنترل کن من جوابشو میدم.
صدای سخنران آن شب، از پشت میکروفون بلند شد:خانمها اون قسمت چه خبره؟؟؟ توجه دارید اینجا چه مکانیست؟
فاطمه یک قدم به سمت زن برداشت و با غیض گفت:خجالت بکش زن نا حسابی! به چه حقی به یک مسلمون تهمت میزنی؟؟
زن دست بردار نبود.انگار اراده کرده بود هرطوری شده امشب آبروی مرا نشانه بگیرد.
گفت:ای بی خبر..من حرف بی سند نمیزنم .بیا دستتو بگیرم ببرم پیش زن باباش ببین چیا پشت سرش میگه!!
فاطمه با همون لحن گفت :خودت میگی زن بابا.!!! اونم یکی مثل تو!!
زن جمله ای گفت که همه ی نگاهها به سمتم برگشت:
زن باباش دروغ میگه. .چرا نمیری از همون حاج آقا مهدوی بپرسی که این زن چقدر براش مزاحمت ایجاد کرده؟؟؟ اون به پیش نماز مسجد هم رحم نکرده چه برسه به مردهای دیگه.....

ادامه دارد...
💫🌺🌺🌺🌺🌺🌺💫

Читать полностью…

ایده

با لباس‌های بافت قدیمی، شال و کلاه و دستکش بدوزید💞



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

امتحان کردین تا حالا؟😍😍😍



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#آموزش بستن روسری



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

(جذب علاقه‌مندان حوزه فروش و مدیریت)

به چند نفر نیروی علاقه مند به حوزه فروش و مدیریت جهت کار در شرکت معتبر تولیدکننده محصولات پوست و مو نیاز داریم.

*کار خانگی و آنلاین
*پاره وقت (روزانه ۲ تا ۵ ساعت)
*درآمد 3 تا 15 میلیون تومان
*آموزشهای رایگان و ارائه مدرک معتبر در زمینه زیبایی
*مناسب برای کارمندان و دانشجویان و افرادی که دنبال درآمد پاره وقت و افزایشی هستند

جهت رزرو مصاحبه و دریافت اطلاعات بیشتر فرم زیر را پر کنید 👇👇
https://digiform.ir/w168df5d8
https://digiform.ir/w168df5d8

Читать полностью…

ایده

🔞+۱۸

نوبت آرایشگاه داشتم بعدش رفتم برا خونه خرید کنم برا همین مجبور شدم پسرو دخترم تو خونه تنها بزارم
وقتی رسیدم خونه دیدم پسر ۹ ساله ام و دختر ۵ ساله ام باهم توی حمام هستن و صدا جیغ دخترم میومد ...

سریع رفتم سمت حموم دیدم پسرم ... با دیدن این صحنه ... 😳😳


ادامه داستان کانال هانا بخونید👇

/channel/+_2lPvaxoyoQwYzE8
/channel/+_2lPvaxoyoQwYzE8

Читать полностью…

ایده

❌حشرات و حیوانات موذی خطرناک📣
📣اختراعی شگفت انگیز📣

✅با کمترین هزینه از شر هر نوع حشره و حیوان موذی (سوسک،ساس،موش و...)راحت شوید

⭕️ضمانت کارایی

⭕️بدون خطرات سمپاشی✨

⭕️بدون هیچ گونه خطر برای انسان و حیوانات خانگی🌱🍀2¹⁴

برای مشاوره رایگان ودریافت هدیه ویژه🎁 برای سه نفر اول  وشرکت در قرعه کشی  عدد ۷ را به سامانه ۱۰۰۰۲۰۰۵۰۰۰ ارسال نمایید.

Читать полностью…

ایده

بند تیشرت و با این ترفند کوتاهش کن



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

خودت پازل دایناسور درست کن


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

تبدیل آستین به ست کلاه و دستکش

@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

💫🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺💫

#رهایی_از_شب
#ف_مقیمی
#قسمت_نود_و_پنجم
‍ ‌
بانوشتن نامه کلی سبک شدم.
باخودم فکر کردم چقدر خوب میشود اگر این نامه رو به دست حاج مهدوی برسونم.روبه آسمون گفتم:خدایا بازم میگم ریش و قیچی دست خودت...اگر صلاح میدونی شرایطش روجور کن تا از خودم پیش حاج مهدوی دفاع کنم.میان دردلهام با خدا خوابم برد.
الهام با همان چادر در جایی شبیه امام زاده نشسته بود و نماز میخواند.به طرفش رفتم.بالبخند به صورتش نگاه کردم.او اخم مادرانه ای کرد و باگله گفت:چرا برام تسبیحات رو نخوندی؟
گفتم یادم رفت..
و شرمنده سرم روپایین انداختم.
خندید.
_حاجت روابشی سادات عزیز...
طنین صداش درگوشم پیچید.حتی در بیداری. انگار هنوز کنارم بود.روی سجاده نشستم. تسبیح رو برداشتم و در جا براش تسبیحات حضرت فاطمه رو فرستادم.ازآن روز به بعد هرشب براش تسبیحات می‌فرستادم و بعد میخوابیدم!
روزها یکی بعد از دیگری به سرعت سپری میشدند ومن حضور مسعود و کامران کنار مسجد برام سوال برانگیز بود.
همه ی این مسایل دست به دست هم داد تا ازمسجد اون محل فاصله بگیرم و سراغ اون محله نرم.
جمعه  ظهر بود.
طبق معمول بعد از اذان سجاده پهن کرده بودم تا نماز بخوانم که ناگهان در زدند.قلبم از حرکت ایستاد.این حالتی بود که بعد از هر صدای ضربه ای که به در خانه ام میخوردبهم دست میداد چون همیشه کسی که پشت در بود برای آزار من حاضر میشد.
باچادر نمازبه سمت در رفتم .
خانوم همسایه که درطبقه ی سوم ساکن بود با یک ظرف غذا پشت در ایستاده بود.در رو با اضطراب باز کردم.او سلام گرمی کرد و در حالیکه به داخل خونه نگاه می انداخت گفت:مزاحم که نیستم؟
با لبخندی دوستانه گفتم:اختیار دارید مراحمید.
_نماز میخوندید؟؟
گفتم:هنوز قامت نبستم.بفرمایید داخل!
او در کمال تعجب کفشش رو در آورد و داخل اومد.
در تمام این سالها این اولین باری بود که همسایه ام وارد خونم میشد.ظرف غذا رو روی اوپن گذاشت و گفت:
_مثلن همسایه ایم ولی از هم خبر نداریم  یک کم آش ترخینه درست کرده بودم گفتم بیام هم یه سر ببینمتون، هم اینکه از آشم بخورید.
در دلم گفتم:عجب!!منم باور کردم!اصلا من وشما با هم صنمی داریم زن؟! حرف اصلیتو بگو.
ولی بجاش گفتم:لطف کردید.خیلی خوش آمدین.بابت آش هم ممنون.
اویک کم از این در و اون در حرف زد  و بالاخره با ظرافت تمام بحث رو به منطقه ی دلخواهش کشوند وگفت:راستش چند وقت پیش از خونتون سروصدا و داد وقال شنیدم..خیلی نگرانت شدم گفتم بیام بالا ببینم چه خبرشده بعد گفتم بمنچه...یعنی حقیقتش ترسیدم...
با تعجب پرسیدم:چه ترسی؟! اصلا ترس برای چی؟من که سروصدایی ندارم!
او با ناراحتی مکثی کرد وگفت:چی بگم..من خودمم گیج شدم! از یه طرف همسایه ها میگن شما ...ولش کن.ولش کن..
بلند شد وبه سمتم اومد.:اومدم اینجا بگم حلالم کن! بخدا  همش فکرم پیشته.هی تو خیابون و کوچه میبینمت اینقدر گلی. . اینقدر خانومی میمونم چی بگم..
پرسیدم:چرا گیج شدی؟ خیلی راحت بگو همسایه ها درمورد من چی میگن؟
او نگاهش رو پایین انداخت وبعد قاطعانه گفت:
_درست نیست بگم.همین قدر که اومدم و دیدم سجاده ت پهنه خیالم راحت شد.مردم حرف مفت زیاد میزنند. حلالم کن تو رو خدا...خوب من میرم نمازتو بخونی.
خیلی سریع درو باز کرد و با عذرخواهی پایین رفت.
در سرم دردی خفیف پیچید!
دیگه تو این ساختمون زندگی کردن برام سخت شده بود.باید دنبال یک جای جدید میگشتم.
دلم از دنیا گرفته بود.
چفیه رو برداشتم و توی سجاده م گذاشتمش.با دیدنش یک دل سیر گریه کردم و بعد نمازم رو اقامه کردم.یادم افتاد که دیشب برای الهام تسبیحات نفرستادم. بدهیم رو پاس کردم و در دلم با او درددل کردم.
_الهام..گفتی برام دعا میکنی! من هرچی دعا میکنم بدتر میشه.دارم کم میارم عرصه به هم تنگ شده.تو رو به صاحب این تسبیحات برام دعا کن.
این روزها بدترین روزهای زندگی من پس از توبه بود!!! وقتی خوب نگاه میکنم تمام زندگی من بدترین بود.. چه پس از توبه چه قبل از توبه!!!
خدایا کی بهار رو به زندگی من دعوت میکنی؟
مراقبم باش! مبادا کم بیارم!
چند وقتی گذشت..فاطمه بخاطر پاره ای از مشکلاتش عروسیش عقب افتاده بود و التماس دعا داشت تا قبل از مهر عروسی بگیره. ومن برای برآورده شدن حاجتش نماز شب میخوندم! یک روز بهم زنگ زد  که مشکلشون حل شده و تا دو هفته ی آینده میره سر خونه و زندگیش. این اتفاق برای من خیلی ارزشمند بود.چون گمان میکردم خداوند دعای منو نسبت به بهترین دوستم مستجاب کرده.
اما برعکس آسودگی خاطر فاطمه،این اواخر دلم گواهی بد می داد و دایم منتظر یک حادثه ی بد بودم.هر روز صدقه می انداختم و از خانه خارج میشدم. تا اینکه یک روز آن اتفاقی که منتظرش بودم افتاد.

ادامه دارد.
💫🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺💫

Читать полностью…

ایده

یکی از زیباترین ویدئوهایی که دیدم با دیدن این کلیپ از ظرافت و دقت این خانم در کارش شگفت زده میشید.



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

🏆#سواد_عاطفی👆

🏆
#قسمت_دوم

❤️ فایل اموزشی


#مینا_جهانبخش
مدرس و نویسنده
مدیر موسسه تحول درون

دریافت پکیج‌ رایگان 💚
👇⭐️👇⭐️👇⭐️
🆔
@Admiin_moj

👇👇
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
شبها به کائنات بگو ☝️

Читать полностью…

ایده

#مراقبت_از_پوست_با_نعناع

پاکسازی جوش ها، تسکین خارش پوست
برطرف کردن آکنه
سفید شدن پوست

برگهای تازه نعناع را بکوبید و به مدت 15-10 دقیقه روی صورت بمالید.



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

هنر دوستایه جذاب😍

ببین چی آوردم براتون😍

💜یه آموزش راحت کنفی

💜سایز باکس به دلخواه خودتونه

💜میتونی با قیطان ۷میل بسازینش



@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#دانستنیها
ترفند های از بین بردن بوی نامطبوع و زهم مرغ
اگر هنگام پخت مرغ برای گرفتن بوی زهم آن پیاز، برگ بو یا نظایر آن را ندارید می توانید از هویج استفاده کنید. برای از بین بردن بوی گوشت گوسفند یا مرغ هنگام پخت، چند شاخه رزماری به مواد گوشتی اضافه کرده و بعد پخت از دورن ظرف خارج کنید.


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#ماسک_بادام_و_خامه
#مواد_لازم_خامه_روغن_بادام_گلاب

#طرز تهیه و استفاده:
برای نرم تر شدن پوست خشک و زبر دو قاشق چای خوری خامه (سرشیر) را با یک قاشق چای خوری روغن بادام وچند قطره گلاب مخلوط کنید. ماسک حاصل را به صورت خود بزنید و بگذارید به مدت نیم ساعت بماند سپس صورت خود را با آب بشویید.


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

ایده های نظم خونه

چطور با استفاده از چند ترفند کمد و کشوی بزرگتری داشته باشیم


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

🗓۱۴۰۳/۲/۱۵
سلام صبح بخیر
چه دلنشین است
صبحگاهی که با لبخند😊
و امید همراه باشد
امیدوارم امـروز
از زمیـن و زمـان
مانند باران رحمت براتون🌧
خوشبختی و برکت
و امیـد ببـارد🌦

Читать полностью…

ایده

ترفند کاربردی


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

#فراخوان_آموزش_طب_سنتی_رایگان

🌸زکات علم نشر آن است 🌸

باشگاه کارافرینی استیلا برگذار میکند👇🏻

✅دوره آموزشی رایگان طب سنتی شامل شناخت انواع مزاج ها ، ویژگی ها و غلبه مزاج ها ، مزاج شناسی و اصلاح مزاج و سبک تغذیه سالم میباشد.

آموزش  در ۴ جلسه یک ساعته و بصورت آنلاین برگزار میشه🙏🙏

آموزش توسط بهترین اساتید و مربیان
برای شرکت در این دوره فرم زیر را پر کنید

https://formafzar.com/form/mo0tp
https://formafzar.com/form/mo0tp
⛔️اگه فرم ثبت نام باز نشد فیلتر شکن خاموش کنید بعد رو لینک بالا بزنید⛔️

Читать полностью…

ایده

🏆#سواد_عاطفی👆

🏆
#قسمت_دوم

❤️ فایل اموزشی


#مینا_جهانبخش
مدرس و نویسنده
مدیر موسسه تحول درون

دریافت پکیج‌ رایگان 💚
👇⭐️👇⭐️👇⭐️
🆔
@Admiin_moj

👇👇
/channel/+PXOLNomyw87uC-zO
شبها به کائنات بگو ☝️

Читать полностью…

ایده

👛 کیف و کفشتو گرون نخر 👟

👜 انواع کیف های مجلسی و اسپرت
👠 انواع کفش های پاشنه دار و اسپرت

👌هم ایرانی داریم هم خارجی و برند

🔴 زیر قیمت بازار تضمینی👇👇
/channel/+WQU38ZhZD444MjU0 JAZIREH
/channel/+WQU38ZhZD444MjU0 ADA

جزیره آدا یعنی ضمانت کیفیت و قیمت

Читать полностью…

ایده

خاص ترین ظروف و مجسمه های ژاپن🧧🎎
فقط تو این پیج 👇👇👇

@Special_japan 🇯🇵
@Special_japan 🇯🇵

Читать полностью…

ایده

هممون این تجربه رو داریم که در میان گذاشتن یک مشکل با یکی از اطرافیانمون،
باعث شده که حس خیلی بهتری داشته باشیم .
اینجا قراره هر مشکلی در زندگی داریم که برامون احساساتی مثل افسردگی، اضطراب ، استرس ،ترس و... رو بوجود اورده
رایگان و کاملا ناشناس به اشتراک بگذاریم. و در کامنت ها به هم کمک کنیم که به آرامش روانی بیشتری برسیم❤️
👈👈 اینجا کلیک کنید

Читать полностью…

ایده

#لیمو_ترش_و_چای_سبز
را با هم مصرف کنید
ویتامینC موجود در لیمو اجازه می دهد تا بدن ترکیبهای موجود در چای سبز را جذب کندو فواید چای سبز افزایش پیدا کند.


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

‏ترفندی جالب برای هل دادن خودرو در زمان هایی که تنها هستید 👌


@Goodideas 💡💓

Читать полностью…

ایده

🔞+۱۸

نوبت آرایشگاه داشتم بعدش رفتم برا خونه خرید کنم برا همین مجبور شدم پسرو دخترم تو خونه تنها بزارم
وقتی رسیدم خونه دیدم پسر ۹ ساله ام و دختر ۵ ساله ام باهم توی حمام هستن و صدا جیغ دخترم میومد ...

سریع رفتم سمت حموم دیدم پسرم ... با دیدن این صحنه ... 😳😳


ادامه داستان کانال هانا بخونید👇

/channel/+_2lPvaxoyoQwYzE8
/channel/+_2lPvaxoyoQwYzE8

Читать полностью…

ایده

#فراخوان_آموزش_طب_سنتی_رایگان

🌸زکات علم نشر آن است 🌸

باشگاه کارافرینی استیلا برگذار میکند👇🏻

✅دوره آموزشی رایگان طب سنتی شامل شناخت انواع مزاج ها ، ویژگی ها و غلبه مزاج ها ، مزاج شناسی و اصلاح مزاج و سبک تغذیه سالم میباشد.

آموزش  در ۴ جلسه یک ساعته و بصورت آنلاین برگزار میشه🙏🙏

آموزش توسط بهترین اساتید و مربیان
برای شرکت در این دوره فرم زیر را پر کنید

https://formafzar.com/form/mo0tp
https://formafzar.com/form/mo0tp
⛔️اگه فرم ثبت نام باز نشد فیلتر شکن خاموش کنید بعد رو لینک بالا بزنید⛔️

Читать полностью…
Subscribe to a channel