1351
ساقیا باده بیاور که برانیم همه که بجز عشق تو از خویش برانیم همه #مولانا https://t.me/goolfs
🚨 اگه دانشجویی، این فولدر رو از دست نده! 👀🔥
یه فولدر تلگرامی پر از منابع کاربردی که خیلی چیزها رو یکجا برات جمع کرده 👇
🧠 روانشناسی
📖 ادبیات و مطالب ادبی
💯 آموزش زبان و گرامر
📚 مقاله و فایلهای آموزشی
🎬 فیلمهای آموزشی
🕹 علوم سیاسی و حقوق
📝 مطالب کنکوری
💼 فرصتهای شغلی و اطلاعات کاربردی
✨ دیگه لازم نیست برای پیدا کردن فایلهای خوب، ساعتها توی تلگرام بگردی!
👇 فقط لینک رو بزن و ADD رو انتخاب کن تا فولدر مستقیم به تلگرامت اضافه بشه:😍
👇👇👇👇👇
🔗 /channel/addlist/Z_8PJzI-BpM5NTA0
📌 ذخیرهش کن؛ احتمالاً بعدا چند بار بهش نیاز پیدا میکنی!
ــــــــــــــــــــ
⭕️آزمون Duolingo جایگزین تافل و آیلتس👇👇
@Duolingo_Englishtest
تو کافر دل، نمی بندی نقاب زلف و می ترسم
که محرابم بگرداتد خَم آن دلستان ابرو
اگرچه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری
به تیر غمزه صیدش کرد، چشم آن کمان ابرو
حافظ💕
منزل خاصی نمی خواهد
عبادتگاه ِشوق
هر کف ِخاکی که آنجا سر نهی
سجاده است
بیدل دهلوی
ز گیتی دو چیز است جاوید و بس
دگر هرچه باشد نماند به کس
"سخن گفتن نغز" و "کردار نیک"
نگردد کهن تا جهان است ریک*
بدینسان بود گردش روزگار
خنک مرد با شرم و پرهیزگار
مکن شهریارا گنه تا توان
به ویژه کز او شرم دارد روان
"بیآزاری" و "سودمندی" گزین
که این است فرهنگ آیین و دین
*ریک:شادمانی،بخت نیک
#حکیم ابوالقاسم فردوسی
📚اندیشه ورزی
چه خوشی عشق، چه مستی چو قدح بر کف دستی
خنک آن جا که نشستی، خنک آن دیده جان را
✍حضرت مولانا
آواز استاد شجریان... ابیاتی از غزل عراقی
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی.....
گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست
ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت
حضرت حافظ
ای آفتاب روشن و ای سایه همای
ما را نگاهی از تو تمامست اگر کنی
حضرت سعدی
ای مرغ سحر حسرت بستان که داری
این ناله به اندازهٔ حرمان که داری
ما خود همه دانند که از تیر که نالیم
این ناله تو از تیزی مژگان که داری
وحشی_بافقی
دل تنگش
سر گل چیدن از این باغ نداشت
قدمے چند
به آهنگ تماشا زد و رفت ...
هوشنگ_ابتهاج
قره العین با سیمایی آراسته برمنبر می نشست و باصراحت تمام می گفت:«آنچه اسلام آورده درهنگام ظهور باب ملغی و منسوخ است و چون باب قائم حق دارد که درمذهب تصرف نماید،پس شریعت اسلام بعد از ظهور قائم،منسوخ است و چون قائم هنوز احکام و تکالیف جدید را مدون و تکمیل نکرده است زمان فترت است و کلیه تکالیف از گردن مردمان ساقط. تا امروز تبعیت از احکام دین اسلام برشما واجب بود،ولی ازهنگام ظهور باب دیگر بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از دستورات دین اسلام پیروی نماید. بالذت کامل زندگی کنید و از هرقیدی آزادباشید.»
تاریخ گواهی می دهد که جذب قره العین به باب نه از جهت فکری، بلکه به علت شهوت پرستی او بود. وی نمی توانست به یک شوهر اکتفا کند، از طرف دیگر خاندان وی، مظهر زهد و قناعت، عصمت و عفت بودند و در چنین خاندانی برای او وسایل عیش و عشرت و آزادی وجود نداشت. به همین سبب تصمیم گرفت که یکباره خود را از قید و بند دین و مذهب آزاد سازد و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده ای مقید نیست همراه شود. بابیان تنها حزبی بودند که دارای مرام اشتراک جنسی بودند. از همین رو قره العین با آنها پیوند خورد و اولین نغمه های شوم بی حجابی زنان را سر داد و خود را به عنوان اولین زن بی حجاب تاریخ معاصر مطرح کرد.
عبرتِ نائینی گوید:
دوستعلیخان_ابرقوهی که از خوانینِ یزد و با #ام_هانی از یک سلسله بوده و طبعی داشته، غزلِ [با مطلعِ] فوق را استقبال کرده. یک بیت آن این است:
غیرِ دو زلفِ آن صنم، بر رخِ دلفریبِ او
کس نشنیده در جهان، صبح یکیّ و شام دو
🔺شگفت است که غزلِ فوق را که #ام_هانی سروده، و نام جوادخان [=برادرِ #ام_هانی] را در آن ذکر نموده، و دوستعلیخان استقبال کرده، باز میبینیم مردمانِ بیعلم و اطلاع عمداً یا سهواً آن را به [طاهرۀ] قرّة العین قزوینی ـ که حتی یک شعر از او دیده نشده ـ نسبت دادهاند.
عجبتر اینکه غزلِ #صحبت_لاری که در دیوانش ثبت و به طبع رسیده و مطلعش این است:
لَمَعاتُ وَجهِک أشرَقَت، و شُعاعُ طَلعَتِک اعتَلا
ز چه رو «أ لَستُ بربّکم» نزنی، بزن! که بلا بلا
و مقطعش این است:
تو چو فَلسِ ماهیِ حیرتی، چه زنی ز بحرِ وجود دَم
بنشین چو صحبت و دم به دم، بشنو خروشِ نهنگِ «لا»
نسبت به [طاهرۀ] قرة العین میدهند.
🔺نگارنده هنگامی که سیاحت میکردم به یزد افتادم، روزی میهمان محمدصادقخان رحیمی که از احفاد حاج عبدالرحیمخان است بودم، دیوان #ام_هانی را که قریب شش هزار بیت و به خط همان مخدّره بود، آورد بدیدم.
تذکره_مدینةالادب پاورقیها عبرت_نائینی
محتسب است و شیخ و من
صحبت عشق در میان
از چه کنم مجابشان؟
پُخته یکی و خام دو
طاهره_قرةالعین
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره، رو به رو
شرح دهم غم تو را، نکته به نکته، مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتادهام
کوچه به کوچه، در به در، خانه به خانه، کو به کو
مهر تو را دلِ حزین بافته بر قماشِ جان
رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو به پو
میرود از فراق تو، خون دل از دو دیدهام
دجله به دجله، یم به یم، چشمه به چشمه، جو به جو
دور دهان تنگ تو، عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه، گل به گل، لاله به لاله، بو به بو
ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل
طبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خو
در دل خویش (طاهره) گشت و نجست جز تو را
صفحه به صفحه، لا به لا، پرده به پرده، تو به تو
طاهره_قرةالعین
زرّین تاج زنی درنهایت زیبایی،ولی درعین حال شهرت طلب بود.او نزدپدرش ملاصالح و عمویش ملامحمدتقی مجتهد(که بعدها بابیان او راکشتند) مشغول تحصیل گردید.درپایان تحصیل،پیرو مکتب شیخیّه شد و جزء مریدان سیدکاظم رشتی به شمار آمد؛عموی کوچکش ملا علی که از این گروه به شمار میرفت،او را در این راه تحریص و تشویق می نمود،تاآنجا که ارسال نامه و مراسلات،بین زرّین تاج و سیدکاظم رشتی باز شد،و سید کاظم رشتی او را قرّة العین(نورچشمی)خواند؛ازاین زمان به بعد،او به لقب قرّة العین شهرت یافت.
این زن باپسرعموی خودملا محمّد امام جمعه(پسرملا محمد تقی شهید)ازدواج کرد،و از او دارای ۲ یا ۳ فرزند شد،ولی شوهرداری و بچه داری برای او قید و زنجیری بود؛طولی نکشید که در سال ۱۲۵۹ ه- ق(درسن حدود ۲۹ سالگی)،شوهر و فرزندان و خانه خودرا ترک کرده،وبه عنوان اینکه دستش به استادش،سید کاظم رشتی برسد،به سوی کربلا روانه شد،ولی وقتی که به کربلا رسید،باخبرفوت سیدکاظم روبرو شد.
فاطمه معروف به «قرة العین»(1230تا1268ق.) یکی از زنان شگفت انگیز در دو سده اخیر تاریخ ایران بوده است که هم اینک نیز از سوی محافل روشنفکری و فمینیستی بسیار مورد تمجید قرار میگیرد. شاید هیچ تمجید و نکوداشتی از این زن، به پایه این سخن نرسد که «... قرة العین در غیر زمان خود زاده شد، یا آن که دست کم، به اندازه یک صد سال بر زمانه خود پیشی داشت. پس اگر او در عصر ما نشأت مییافت...از منزلت دیگری برخوردار بود، وچه بسا بزرگ ترین زن در سده بیستم به شمار میآمد» در این نوشتار در پی آنیم که هر چه بیشتر پرده از شخصیت اسرار آمیز او برداریم.
Читать полностью…
🌳🌲🌳🌲
بگذاشتیم غم تو
نگذاشتــــــ مَـــــــرا
حقا که غمت ...
از تـو وفادارتــــــر است
#مولانا
روزها گر رفت گو رو باک نيست
تو بمان اي آنک چون تو پاک نيست
هر که جز ماهي ز آبش سير شد
هرکه بي روزيست روزش دير شد
در نيابد حال پخته هيچ خام
پس سخن کوتاه بايد والسلام
حضرت مولانا
☘
خزان به دیدهی ما چون بهار میگذرد
غمت مباد، غم روزگار میگذرد
درخششی ابدی نیست در جهان بنگر
که این ستارهی دنبالهدار میگذرد
چه باک ازینکه چنین رو گرفته است امشب
به نور ماه قسم، شب تار میگذرد
در آزمون جدایی صبور باش ای دل
که با عنایت پروردگار میگذرد
دو روز با قفس زندگی مدارا کن
بهار اگر برسد از حصار میگذرد
👤حسین_دهلوی
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگار هجرانش
حضرت حافظ
ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من
آخرت رحمی نیاید بر دل مسکین من
سوزناک افتاده چون پروانهام در پای تو
خود نمیسوزد دلت چون شمع بر بالین من
حضرت سعدی
ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن
مستانه در آن کوچهٔ میخانه گذر کن
جان ساز تو پروانهٔ آن شمع جمالش
مستانه بر آن شمع چو پروانه گذر کن
حضرت
شاه نعمت الله ولی
ای با تو در آمیخته چون جان تنم امشب!
لعلت گل مرجان زده بر گردنم امشب . . .
سیمین_بهبهانی
او در خلال تبلیغ مرام باب، بدون هیچ واهمه ای عقاید سخیف بابیان را درباره ی اشتراک جنسی وصف می کرد و به حضار بشارت می داد که نه تنها از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند، بلکه یک زن می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد.
قره العین در اول ذیقعده ۱۲۶۸ هجری قمری مطابق با ۲۷ مرداد ۱۲۳۱ هجری شمسی به دست عزیزخان، سردار سپاه ناصر الدین شاه در باغ ایلخانی اعدام شد.
پس از مرگ او، اندیشه بی حجابی زنان یکی از برنامه های استعماری برای فرهنگ زدایی از ملل مسلمان شد.
درآنجا با شاگردان سید کاظم رشتی تماس داشت؛یک عده ازافراد هوسباز دورش راگرفتند،او که شیفته مقام طلبی و شهرت بود،پس از چندی به بغداد رفت،سپس توسط ملا حسین بشرویه ای،به حضور میرزاعلی محمدباب راه یافت،و کار او به جایی رسید که گاهی به نام خود،مردم رادعوت می کرد،و گاهی به نام سیدعلی محمدباب.
باب هم اورا به لقب«طاهره»ملقّب ساخت.
او نخستین زنی است که درتاریخ معاصر ایران،براساس دستورالعمل یک مکتب استعماری پوشش را از روی و تن برگرفت و دراجتماع مسۆولان ظاهرشد.بااین اقدام گستاخانه ومتهورانه،نخستین سنگ بنای بی حجابی رادرجامعه اسلامی ایران به جا گذاشت وبرای شروع هدف های استعماری و برافروختن جهنم توطئه جرقه نخست را زد.
قره العین با ارائه رفتاری کاملاً متضاد با دستور دین اسلام و نیز شرایط روحی و اجتماعی آن دوران و با به نمایش گذاشتن سیمای برهنه خویش،کوشید اولین کسی باشد که رسوم گذشته را از بین می برد و زمینه های اجتماعی گسترش بی دینی و اباحی گری رافراهم می کند.
[...] تو و ملک و جاهِ سکندری
من و رسم و راهِ قلندری
اگر آن نکوست تو درخوری
و گر این بد است مرا سزا! [...]
طاهره_قرةالعین(۱۱۹۵-۱۲۳۱خورشیدی)
سرچشمه: «دیوان اشعار بانو فاطمه زرین تاج ~ طاهره قرةالعین» (به کوشش سام و سهیلا واثقی) رویهی ۲۴
ﺩﺭ ﺭﻩ ﻋﺸﻘﺖ ﺍﯼ ﺻﻨﻢ، ﺷﻴﻔﺘﻪٔ ﺑﻼ ﻣﻨﻢ
ﭼﻨﺪ ﻣﻐﺎﻳﺮﺕ ﮐﻨﯽ؟ ﺑﺎ ﻏﻤﺖ ﺁﺷﻨﺎ ﻣﻨﻢ
ﭘﺮﺩﻩ ﺑﻪﺭﻭی ﺑﺴﺘﻪﺍﯼ، ﺯﻟﻒ ﺑﻪﻫﻢ ﺷﮑﺴﺘﻪﺍﯼ
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻠﻖ ﺭﺳﺘﻪﺍﯼ، ﺍﺯ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺟﺪﺍ ﻣﻨﻢ
ﺷﻴﺮ ﺗﻮﻳﯽ، ﺷﮑﺮ ﺗﻮﻳﯽ، ﺷﺎﺧﻪ ﺗﻮﻳﯽ، ﺛﻤﺮ ﺗﻮﻳﯽ
ﺷﻤﺲ ﺗﻮﻳﯽ، ﻗﻤﺮ ﺗﻮﻳﯽ، ﺫﺭّﻩ ﻣﻨﻢ، ﻫﺒﺎ ﻣﻨﻢ
ﻧﺨﻞ ﺗﻮﻳﯽ، ﺭﻃﺐ ﺗﻮﻳﯽ، ﻟﻌﺒﺖ ﻧﻮﺵﻟﺐ ﺗﻮﻳﯽ
ﺧﻮﺍﺟﻪٔ ﺑﺎﺍﺩﺏ ﺗﻮﻳﯽ، ﺑﻨﺪﻩٔ بیحیا ﻣﻨﻢ
ﮐﻌﺒﻪ ﺗﻮﻳﯽ، ﺻﻨﻢ ﺗﻮﻳﯽ، ﺩِﻳﺮ ﺗﻮﻳﯽ، ﺣﺮﻡ ﺗﻮﻳﯽ
ﺩﻟﺒﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺗﻮﻳﯽ ، ﻋﺎﺷﻖ بینوا ﻣﻨﻢ
ﺷﺎﻫﺪ ﺷﻮﺥ ﺩﻟﺮﺑﺎ ﮔﻔﺖ به سوی ﻣﻦ ﺑﻴﺎ
ﺭَﺳﺘﻪ ﺯ ﮐﺒﺮ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻳﺎ، ﻣﻈﻬﺮ ﮐﺒﺮﻳﺎ ﻣﻨﻢ
ﻃﺎﻫﺮﻩ ﺧﺎﮎِ ﭘﺎی ﺗﻮ، ﻣﺴﺖ میِ ﻟﻘﺎی ﺗﻮ
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻋﻄﺎی ﺗﻮ، ﻣﻌﺘﺮﻑ ﺧﻄﺎ ﻣﻨﻢ
طاهره_قرةالعین
امروز با نام آوران شعر و ادب پارسی:
طاهره_قرةالعین
، فاطمه زرینتاج بَرَغانی قزوینی، مشهور به طاهره و قُرَّةُالعَین. شاعر و محدث ایرانی در دوره قاجاریه.
طاهره در کودکی حافظ قرآن بود. تحصیلات عالی حوزوی داشت.
نخستین زنی است که روبند از رو برداشت، یابهتراست بگوییم بدون حجاب در جمع ظاهرشد.
پس از ترور نافرجام ناصرالدین شاه به دست پیروان باب و دستگیری و کشتار برخی از بابیان، قرةالعین نیز در این ماجرا در 35 سالگی در تهران به جرم بابیگری و یا به اتهام دست داشتن در کشتن عمویش، شهیدثالث، به جرم مفسدفی الارض اعدام شد.
طاهره برادر زاده شهید ثالث است. او نخستین زنی بود که به این اتهام اعدام شد.
یک نکته را باید یاد آوری کنم، برخلاف زندگی همراه با درگیری های مذهبی و سیاسی و اجتماعی این زن، اشعار او بسیار لطیف و زلال و سرشار از شاعرانگی است.
ویک نکته دیگر، برخی به انتساب این اشعار به طاهره قرةالعین به دیده ی شک می نگرند.
او در سال ۱۲۶۸ هجری مهشیدی، در تهران اعدام شد..
از اوست 👇👇
* 1
خال به کنج لب یکی، طره ی مشک فام، دو
وای به حال مرغ دل، دانه یکی و دام دو!
محتسب است و شیخ و من، صحبت عشق در میان
از چه کنم مجاب شان؟ پخته یکی و خام دو
صورت ماه طلعتان، زیر کمند گیسوان
کس به جهان ندیده است، صبح یکی و شام دو
ساقی ماهروی من، از چه نشسته غافلی
باده بیار می بده، نقد یکی و وام دو
مست دو چشم دلربا همچو قَرابه پُر ز می
در کف تُرک مست بین، باده یکی و جام دو
کشتۀ تیغ ابرویت، گشته هزار همچو من
بسته ی چشم جادویت، میم یکی و لام دو
وعده ی وصل می دهی لیک وفا نمی کنی
من به جهان ندیده ام، مرد یکی کلام دو
گاه بخوان سگ درت، گاه کمینه چاکرت
فرق نمی کند مرا، بنده یکی و نام دو
2 منسوب به طاهره_قرةالعین
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پس دیدن رُخَت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو
می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یَم به یَم چشمه به چشمه جو به جو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو
ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل
طبع به طبع و دل به دل مهر به مهر و خو به خو
مهر تو را دل حزین بافته بر قُماش جان
رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو
در دل خویش «طاهره» گشت و ندید جز وفا
صفحه به صفحه لا به لا، پرده به پرده تو به تو!
* این شعر منسوب به طاهره قرةالعین است. می گویند این غزل سروده ی یکی از شاعران ونقاشان عهد صفویه به نام «طاهرای نقاش» است.
طاهره قره العین کیست؟ آیا وی به علت اعتراض به حجاب کشته شد؟
تازمان کشف حجاب وشروع تغییرات پردامنه مدرنیسم رضاشاهی،نمونه ای یافت نمیشودکه زنان ایرانی وحتی بانوان درباری،سربرهنه وبی حجاب درملأعام ظاهرشوندمگریک زن!
دردوره ناصرالدین شاه،اولین زنی که بصورت عمومی و علنی کشف حجاب کردزنی است بانام زرّین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین وتنها زنی است که در ادبیات بهائیان از"حروف حی"محسوب میشود.
قره العین زنی بودکه او رات ا قبل ازگرایش به سیدعلی محمدباب،به عالمه وفاضله وشاعره بودن میستودند. اودرخانواده ای روحانی به دنیا آمد و دخترملا محمّد صالح مجتهدقزوینی است،درشهرقزوین درسنه ۱۳۲۰ ه-. ق متولدشد.
چشمت به اشارت دل من برد و فدایت
چیزی که اشارت کنی ای دوست بدیده
سلمان_ساوجی