707
مجموعه اطلاعات مفید صنعت زنبورداری و تجارب چندین ساله استاد نامی کشور جناب مهندس عباداله پیرایرانی ، نویسنده چهار جلد کتاب ارزشمند در مورد زنبورداری حرفه ای
"نکات زنبورداری در پاییز در ماه های، مهر، آبان و آذر و نحوه مراقبت از زنبورها و کندوها توسط زنبوردار در این مقاله شرح داده شده است،
Читать полностью…
"- زنبور عسل موجودی بسیار نظیف است و قواعد بهداشتی را از ما آدمها بسیار دقی رعایت می کند. مثلا در هنگام مدفوع کردن، حتما به خارج از کند و می رود و درحال با مدفوع می کند و هنگامی که مرگش را حس می کند، از کندو خارج می شود و دیگر برنمیگردد تا مباد آن که داخل کندو بمیرد و موجب ناراحتی همنوعان خود بشود بانعش که دست آنها بگذارد. در واقع فقط زمانی ممکن است زنبور عسل در داخل کندو بمیرد که مرگش به طور ناگهانی فرارسد؛ مثل، نیش خوردن از یک زنبور دیگر.
۸- در ادامه کارهای زنبوردار در شهریور ماه قبل از شروع تغذیه زمستانی، جمعیت های ضعیف را باید با یک بچه مصنوعی ادغام کرد. چنان چه بچه مصنوعی وجود نداشته باشد، جمعیت های ضعیف را باید با جمعیت های قوی ادغام کرد. در هر صورت نباید اجازه داد که جمعیت های ضعیف زمستان را بدون تقویت شدن بگذرانند، زیرا اولا قادر به گرم کردن خود در سرمای زمستان نخواهند بود و ثانیا به سهولت آماج حمله آفات و بیماریها قرار می گیرند و ممکن است در اثر بیماری از بین بروند. علاوه بر آن هرجمعیتی که بیمار شود، عامل شایع کننده بیماری می شود.
9- طبق کارهای زنبوردار در شهریور تا اواسط شهریور، تمام جمعیتهای مستقر در یک زنبورستان باید از وجود زنبوران نر عاری شده باشد. چنانچه در اواخر شهریور و اوایل مهرماه، زنبور های نر دیده شود. باید درب کلنیها را باز کرد و به جستجوی ملکه پرداخت و از وجود آن مطمئن شد. دیدن تخم و الارو در شهریور ماه دلیل موجود بودن ملکه نیست، زیرا ممکن است ملکه مدت ها پیش کندو را ترک کرده باشد و تخمها و لاروهای موجود مربوط به تخم گذاری کارگران باشد.
۱۰- کارهای زنبوردار در شهریور ، آخرین کوچ؛ یعنی، کوچ زنبورستان به محل اصلی انجام می شود و زنبورستان تا پایان فصل شهد زایی آن منطقه؛ یعنی، اواخر اردیبهشت یا خرداد، در همان مکان باقی می ماند. پس از کوچ، برخی از زنبورداران سوراخ پرواز کندوها را به سمت شرق مستقر می کنند تا زنبورها صبح ها کار خود را زودتر شروع کنند.
البته با توجه به ۱۰ ساعت کار روزانه، ۱۰ یا ۱۵ دقیقه زودتر شروع به کار کردن، چندان تاثیری روی فعالیت زنبورها و مقدار تولید عسل ندارد. اما استقرار کندوها با سوراخ پرواز آنها به سمت شرق، این عیب را دارد که باد به سمت سوراخ پرواز می وزد. در زمستان، وزش باد به طور مستقیم به طرف سوراخ پرواز باعث سردشدن کندو می شود و در بهار نیز به طور کم و بیش تعادل حرارتی کندوها را به هم می زند و احتمالا این مشکل تاثیر منفی روی تولید عسل خواهد داشت.
بنابراین اگرچه ممکن است استقرار کندوها در جهتی که سوراخ پرواز به سمت شرق باشد، باعث شود که زنبورها در صبح ها کار خود را زودتر شروع کنند و این مقدار کار اضافی احتمالا موجب جزیی افزایش تولید عسل شود، ولی ضرر وزش مستقیم باد در کندو و سردشدن کندو و در نتیجه مصرف عسل بیشتر توسط زنبورها و به طور کلی کاهش محصول در این مدت هم باید در نظر گرفت."
"به طورکلی کندوها از نظر میزان قوی بودن جمعیت به سه دسته قوی، متوسط و ضعیف تقسیم می شود و بدیهی است که باغ دار یا کشاورز برای کندوهای قوی بیشترین اجاره بها و برای کندوهای ضعیف کمترین اجاره بها را باید بپردازد.
به هر حال در قرارداد زنبور دار با باغ دار یا کشاورز، تمام شرایط قید می شود و طرفین موظف به رعایت مفاد قرارداد هستند. به طور مثال، اگر مفاد قرار داد چنین باشد که زنبوردار موظف است در فروردین ماه مثلا ۵۰ کندوی قوی را در باغ یا مزرعه یک مالک مستقر کند، زنبوردار باید از مرداد ماه برنامه ریزی کند و به هر قیمت ممکن سر موقع به قرارداد خود عمل کند.
در غیراین صورت کشاورز یا باغ دار که عمده تولید خود را وابسته به عمل گرده افشانی توسط زنبور عسل می داند، طبق قرارداد از زنبوردار ادعای خسارت می کند و این خسارت ممکن است به هیچ وجه توسط زنبور دار قابل تأمین نباشد، زیرا ممکن است کشاورز یا باغ دار خسارت کاهش چندین هزار تن محصول خود را از زنبور دار طلب کند و این خسارت جبران ناپذیر، فقط به علت سهل انگاری در تغذیه دستی زنبوران عسل در مرداد و شهریور و مهر، به زنبور دار تحمیل خواهد شد.
۲- در تغذیه شهریور ماه مخلوطی متشکل از ۲ کیلوگرم شکر و یک لیتر آب یا ۳ کیلوگرم شکر و ۲ لیتر آب به علاوه یک یا دو قاشق غذاخوری عسل به ازای هر لیتر آب در هر دو فرمول مناسب است و اگر مقداری فوماژیلین نیز برای جلوگیری از بیماری نوزما به این فرمول ها اضافه شود، امکان بیمار شدن زنبورها در زمستان کمتر می شود.
٣- از کارهای زنبوردار در شهریور ، پس از پایان گرفتن تغذیه دستی زمستانی افت شدیدی در جمعیت کندو مشاهده خواهد شد که علت آن این است که در شروع تغذیه دستی بیشتر جمعیت از زنبورهای متولد شده در بهار و تابستان تشکیل شده بود که اغلب این زنبورها در طول مدت تغليظ شربت شکر و تبدیل آن به عسل و ذخیره سازی عسل شربت شکر برای تغذیه زمستانه تلف شده اند. به طور مثال، ممکن است در شروع تغذیه دستی دو طرف ۲۰ قاب (در ۲ طبقه) و از زنبور باشد که پس از ختم دوره تغذیه، جمعیت فقط روی ۱۴ قاب یا کمتر را بپوشاند.
۴- جمعیت باقی مانده شامل مابقی زنبورهای بهاره و تابستانه و نیز زنبورهای می میرند و فقط جمعیت زنبورهای زمستانه باید بماند که میزان قوی ماندن این جمعیت برای تولید اوایل بهار آینده اهمیت سرنوشت ساز دارد."
مراقبتها و کارهای زنبوردار در شهریور ماه
"زنبوران کارگر با احساس کاهش دمای هوا، به تدریج خود را برای زمستان گذرانی آماده می کنند و ملکه نیز از شدت تخم گذاری خود در طول ۲۴ ساعت شبانه روز کم می کند. اما کارهای زنبوردار در شهریور این است که تغذیه غذای مکمل را که از مرداد ماه آغاز کرده است، در شهریور و مهر نیز ادامه دهد تا حتی الامکان ملکه را تحریک به تخم گذاری کند."
بیماری لارو گچی یا لارو مومیایی
این بیماری قارچی است به نام پریسیستیک آپیس از خانواده پریسیستاسه که مراحل مختلف لاروی زنبورها حمله کرده و سبب مرگ آنها می شود. مدت زیادی است که این بیماری در قاره اروپا وجود دارد و پیوسته سبب ضعیف شدن کلنیها می شود.
برای این بیماری راه علاجی یافت نشده است. علت نامیدن این بیماری به لارو مومیایی، این است که لاروهای مرده، مومیایی شده اند (mummified) و ظاهری سفید و گچی (white and chalky) دارند. سفیدی رنگ لاروها وقتی قارچ عامل بیماری به مرحله تولید مثل می رسد، تبدیل به سیاهی می شود.
چنانچه زنبودار هرساله این عمل اصلاح نژادی ساده را انجام دهد، وی همواره قادر خواهد بود که ملکه های ضعیف را شناسایی کند و از ملکه های قوی و دارای صفات ارثی برتر استفاده کند. بی شک، با حذف هر ملکه، زنبور دار باید متحمل هزینه برای تأمین ملکه جوان شود، ولی او با این عمل ساده و کم هزینه، هم یک ملکه جوان و قدرتمند را به کار گرفته و هم از به ارث رسیدن صفات بد ملکه ضعیف در زنبورستان خود جلوگیری می کند که این مزایا ارزش اقتصادی بسیار بیشتری را در قالب تولید عسل بیشتر به زنبوردار بر می گرداند.
البته طبیعت نیز چنین انتخابی را انجام می دهد. به این معنی که در سالهای کم شهد یا سالهایی که به علت سرمای ناگهانی یا باران های پی در پی، زنبورهای کندوهای ضعیف فرصت جمع آوری شهد کافی نداشته باشند و فقط جمعیتهای قوی و فعال قادر به جمع آوری شهد کافی برای زمستان گذرانی باشند، جمعیتهای ضعیف و غیرفعال حداکثر تا اواسط زمستان ذخیره غذایی خواهند داشت و لذا از گرسنگی خواهند مرد. ملاحظه می شود که طبیعت خودش هم به اصلاح نژاد زنبورعسل کمک می کند، اما اگر زنبوردار هرساله به حذف ملکه های ضعیف اقدام کند، دیگر کندوهایی با جمعیت ضعیف ندارد که طبیعت آنها را حذف کند و چنین زنبورداری همیشه موفق تر خواهد بود.
۴- یک عمل مدیریتی خوب در اردیبهشت و خردادماه تولید بچه زنبور مصنوعی است که از کارهای زنبوردار در مرداد است که از آنها در این ماه برای متحد کردن با کندوهای ضعیف استفاده کند و به این ترتیب از اتحاد یک کندوی ضعیف و یک بچه با ملکهای جوان، جمعیتی تشکیل می شود که زمستان را به راحتی می گذراند و در بهار آینده با قدرت زیاد فعالیت خود را آغاز می کند.
۵- در مردادماه و در بیشتر نقاط ایران در تیرماه، زنبوران کارگر به کشتن و اخراج نرها از کندو می پردازند و وقتی عمل نرکشی در مرداد ماه پایان گرفت، سال جدید زنبورها شروع می شود. تقریبا در تمام نقاط ایران، از اول شهریور ماه، سال جدید زنبورها شروع می شود. جمعیت های سالم، پاییز و زمستان را بدون زنبورهای نر میگذرانند و وجود زنبور نر در کندو در این دو فصل نشانه فقدان ملکه در کندو یا طبیعی نبودن وضع داخلی کندو است.
شدت تخمگذاری یا تعداد تخم گذارده شده توسط ملکه در هر روز رابطه مستقیمی با شدت غذا آوری یا مقدار شهدآورده شده به کندو توسط زنبوران کارگر دارد. تغذیه مهم ترین عامل کنترل شدت تخمگذاری ملکه است که خوشبختانه این عامل در اختیار زنبوردار است و امروزه در زنبورداری از کارآیی این عامل در تعقیب اهداف مختلف استفاده میشود. به طور مثال، در مردادماه که جریان شهد در طبیعت به شدت کاهش می یابد، به تدریج از شدت تخمگذاری ملکه نیز کاسته می شود. اگرچه زنبوردار قادر به جلوگیری کامل از افت شدت تخمگذاری ملکه نخواهد بود، ولی می تواند این کاهش اجباری را با تغذیه مکمل به حداقل ممکن برساند.
۳- شدت و طول مدت تخمگذاری در ملکه های زنبورعسل صفات ارثی هستند که این صفات در سرعت تقویت جمعیتها به شدت مؤثرند. زنبوردار همواره باید با حذف ملکه هایی که از لحاظ شدت و طول مدت تخمگذاری ضعیف هستند، حتی الامکان از انتقال این صفات به فرزندان ملکه (کارگران) جلوگیری کند. با آزمایش زیر، زنبوردار می تواند ملکه های قابل حذف در مجموعه کندوهایش را مشخص کند.
یکی از کارهای زنبوردار در مرداد این است که اگر شرایط لازم برای تخم گذاری ملکه را فراهم نکند، ضعف جمعیت در اواخر زمستان جبران پذیر نخواهد بود.
۱- اردیبهشت، خرداد، تیر و در شرایط خاصی فروردین ماه دوره ای از سال است که در آن بیشترین محصول عسل از کندوها برداشت می شود. اما مردادماه زمانی است که زنبوردار باید برای حفظ منافع خود در سال آینده به تقویت جمعیتهای کندوهایش بپردازد.
از تخمهایی که ملکه زنبور عسل در مرداد به بعد می گذارد، زنبورهایی متولد می شوند که در پاییز و زمستان همان سال و اوایل بهار سال بعد در کندو فعالیت می کنند. در اواخر زمستان، جمعیت کندوها هرچه بیشتر قوی باشد، ملکه تخم بیشتری می گذارد و در نتیجه جمعیت فعال و شهداور کندوها در اوایل بهار قویتر خواهد بود و اگر جمعیت بسیار قوی باشد، از اولین محصولی که در اوایل بهار به گل می نشیند، محصول عسل خوبی در اواخر فروردین ماه نصیب زنبوردار میشود.
بنابراین به نفع زنبوردار است که در مردادماه عوامل تحریک ملکه برای تخم گذاری را فراهم کند و این تحریک را در ماه های شهریور و مهر نیز ادامه دهد تا جمعیت کلنیها در اواخر زمستان هرچه بیشتر قوی باشد.
۲- از مهمترین کارهای زنبوردار در مرداد جلوگیری از کاهش سریع تخم گذاری توسط ملکه است که این کار تحت تأثیر دو عامل است؛ الف – طول روز، ب – تغذیه.
الف – طول روز
۸- یک موضوع قابل ذکر این است که عامه مردم ما از جریان تولید عسل چیزی نمی دانند و لذا چون شنیده اند که زنبورداران به زنبوران خود شربت شکر می دهند، باندانستن این حقیقت که تغذیه شربت در غالب موارد برای تغذیه خود زنبورهاست نه تولید عسل، چنین می پندارند که تمام عسل های موجود در بازار از شریت شکر تهیه شده است. به نظر می رسد که اگر حقیقت جریان تولید عسل از طریق رسانه ها به مردم منتقل شود، از میزان بدبینی مردم نسبت به سلامت عسل کاسته می شود.
یک اقدام دیگر، که به طور مفصل در این مقاله به آن پرداخته شده است، آگاه کردن باغداران و کشاورزان از منفعت گرده افشانی شدن محصولات آنها توسط زنبور عسل است که اگر این آگاهی صورت گیرد، نه تنها کشاورزان و باغداران از استقرار زنبورستان یک زنبوردار در باغ یا مزرعه خود ممانعت نمی کند، بلکه با منت و خواهش و حتی پول دادن به زنبوردار از وی می خواهند که زنبورهایش را به میهمانی گلهای باغ یا مزرعه آنها ببرد.
لازم به ذکر است که در کشورهای پیشرفته، نرخ اجاره بهای هر کندو که توسط باغدار یا کشاورز باید به زنبور دار پرداخت شود از طرف اتحادیه مرکزی زنبورداران تعیین می شود و همه ساله بخش مهمی از درآمد زنبورداران از طریق اجاره ای تأمین می شود که طبق قرارداد از باغداران دریافت میکنند.
برای کشاورزان و باغداران مسئله گرده افشانی محصولاتشان توسط زنبورعسل به قدری اهمیت دارد که در یک قرارداد رسمی با زنبوردار، موضوعاتی؛ مثل، میزان پیش پرداخت، میزان پرداخت مابقی اجاره بها، تعداد کندوها و مبلغ اجاره هر کندوی قوی، متوسط یا ضعیف، اجتناب از سمپاشی در مدت استقرار زنبورستان در باغ یا مزرعه و دیگر خسارات احتمالی به زنبوردار از طرف کشاورز یا باغ دار تعهد می شود.
بنابراین اگر تمام کشاورزان و باغداران ایران نیز به حقیقت اهمیت گرده افشانی محصولاتشان توسط زنبور عسل پی ببرند، به یقین درخواهند یافت که به نفع آنهاست که روابط دوستانهای با زنبورداران داشته باشند و در آن شرایط؛ یعنی، وقتی از کل منابع شهد و گرده باغها و مزارع کشور استفاده کامل شود، نه تنها میزان تولید محصولات زراعی و باغی ما به مقدار قابل توجه ای بالا می رود، بلکه در اثر اجازه یافتن زنبورداران در استفاده از منابع بسیار غنی شهد باغ ها و مزارع، به میزان بسیار بیشتری عسل شهد گل استحصال خواهد شد و به همراه عسل شهد مناطق غیر باغی و زراعی، همان مقدار ۵۰ کیلوگرم عسل شهد از هر کندو ایجاد خواهد شد و دیگر زنبودار نیاز ندارد که برای اقتصادی کردن کار خود، از شربت شکر عسل تهیه کند.
پر واضح است که در آن صورت؛ یعنی، وقتی مردم مطمئن شوند که عسل شهد گل را خریداری می کنند، تقاضا برای مصرف عسل بیشتر می شود و افزایش تقاضا امکان افزایش قیمت عسل را به زنبورداران می دهد.
پایان 🙏
5- از مقایسه وزن کندوی موجود در روی قپان در غروب با وزن همان کندو در صبح روز بعد، زنبوردار می فهمد که مقداری از وزن کندو کم شده است. علت این کاهش وزن، این است که زنبورها در طول روز با سرعت و شدت پروازهای شهد آوری را انجام می دهند و پس از هر نوبت پرواز شهد خام را در حجرهای تخلیه می کنند و فورا برای آوردن شهد بیشتر از کندو خارج می شوند.
چنان چه شهدهای جمع آوری شده باهمان غلظت کم در حجرهها بمانند، تخمیر و فاسد می شوند. بنابراین زنبورها پس از فعالیت روزانه، از هنگام غروب تا صبح که بیکارند، به غليظ کردن شهدهای جمع آوری کرده در روز می پردازند.
شهد درون حجرهها معمولا با دو عمل زنبوران کارگر تغلیظ می شود:
یکی بال زدن که به موجب آن رطوبت موجود در فضای کند و از راه سوراخ کندو خارج می شود و امکان بخار شدن آب شهد را بیشتر می کند.
عمل دیگر این است که زنبوران کارگر با فروکردن خرطوم خود در حجرههای پر از شهد، مقداری شهد خام را میمکند و سپس در بدن خود آن را آب گیری می کنند و مقداری آنزیم و احتمالا دیگر مواد به آن اضافه می کنند و در نهایت شهد غلیظ شده را که عسل رسیده نامیده می شود، به داخل حجرات برمی گردانند.
آب گرفته شده از شهد توسط بدن زنبور عسل بخشی از طریق تبخیر سطحی و به صورت بخار به فضای داخل کندو وارد و از سوراخ پرواز خارج می شود و بخشی هم از طریق مدفوع در هنگام دفع در خارج کندو تخلیه می شود. پس از این دو عمل تا حد زیادی از رطوبت شهد کاسته شده و عسل تولیدی از خطر تخمیر و فساد مصون می ماند.
احتمال می رود که حجرات پر شده از عسل تازه تولید شده مدتی تحت عمل بال زدن زنبورها در معرض کاهش رطوبت از طریق تبخیر قرار گیرند و وقتی رطوبت آنها به مرز غیر قابل فساد رسید، سربندی یا درپوش گذاری انجام شود.
6- در حدود پایان تیر ماه به علت کاهش شدید گل در طبیعت، از میزان آوردن شهد به کندو نیز به شدت کاسته می شود. کاهش شهد آوری به کندو از چشم ملکه پنهان نمیماند و ملکه ای که همچون تمام مادران نگران غذای فرزندانش است، به محض این که احساس کند جریان ورود شهد به کندو کم شده است، زاد و ولد یا تخم گذاری خود را کاهش می دهد و در صورت مشاهده قطع ورود شهد به کندو، تخم گذاری را قطع می کند.
اگر به تاریخچه سرزمین ایران واقف باشیم، معترف خواهیم شد که در روزگارانی نه چندان دور، بسیاری از ارتفاعات و جلگه های خشک و کویرهای کنونی، پوشیده از جنگل و مراتع سرسبز بودند و اگر به علت خشک شدن این نواحی که سیر آن به شکل بسیار نگران کننده ای رو به افرایش است، توجه کنیم، در خواهیم یافت که بهره برداری غیر مسئولانه و غارتگرانه از این نقاط و بی توجه ای نسبت به ضرورت حفاظت از گونه های گیاهی دلیل عمده انقراض تمام یا بسیاری از گونه های گیاهی این مناطق بوده است، نه خشکی آب وهوا۔
چرا که خشکی آب و هوا در این مناطق خود معلول از بین رفتن پوشش گیاهی بوده است. حال اگر به کم و کیف این بی توجه ای توجه کنیم، در خواهیم یافت که گرده افشانی نشدن برخی از گونه های این مناطق توسط زنبور عسل، یکی از عوامل مؤثر در انقراض تدريجی پوششی گیاهی بوده است.
موضوع دیگر، منافع زنبوردار و مردم است. زنبورداران عزیز باید به این نکته مهم توجه داشته باشند که امروزه عموم مردم ما معتقدند که عسل طبیعی یافت نمی شود و تمام عسل های موجود در بازار تقلبی است به راستی چرا این فکر در اذهان عمومی وجود دارد و این طرز تفکر چه ضرری برای زنبوردار دارد؟ واقع امر این است که عسل فرآورده ای است که امروز باید به قیمت بیشتر در بازار به فروش رود، ولی چنین بازاری در کشور ما وجود ندارد.
یک زنبوردار اگر مصمم باشد که حتی عسل های تولید کرده خود از شهد گیاهان را به قیمت کم نفروشد، محصولش به کلی روی دستش می ماند. شک نیست که بین خواص عسل شهد گل و عسل شربت تفاوت وجود دارد و منصفانه نیست که این دو نوع عسل با یک قیمت به فروش برسد.
اما تا وقتی که طرز تفکر مردم چنین است که تمام عسل ها تقلبی است و هیچ راهی برای روشن کردن فکر مردم وجود ندارد، متاسفانه عسل شهد گل و عسل شکر تقریبا با یک قیمت قابل فروش است و این موضوع روز به روز حادتر می شود و علاقه به کوچ و استفاده از شهد رایگان گلها را به طور روزافزون نزد زنبورداران کم می کند.
حال قضاوت کنید دراین یک قلم خطای به ظاهر ناچیز که علاوه بر خسارت جبران ناپذیر به طبیعت، برای همیشه ارزش عسل های موجود در بازار را نزد مردم در حد شربت شکر غلیظ پایین آورده است و ضرر آن بیش از همه به خود زنبورداران وارد می شود، مقصر کیست؟
کارهای زنبوردار در تیر ماه پس از دوره برداشت عسل در مناطق بسیار سرسبز، از اواخر فروردین تا اواخر مرداد و گاهی تا تیرماه ادامه دارد آغاز میشود. اما در کشور ما به علت کم بودن نزولات آسمانی در بیشتر استان ها و وفور کوهها، کویرها و بیابانهای بی آب و علف و اندک بودن پهنه های سرسبز، توسعه صنعت زنبورداری تا حد زیادی با محدودیت مواجه است.
با این حال در ایران، تنوع آب و هوایی یک مزیت برای کشاورزی و زنبورداری محسوب می شود؛ به طوری که اختلاف درجه حرارت نقاط گرمسیر و سردسیر در زمستان به ۵۰ درجه سانتی گراد میرسد و در تابستان در حالی که در نقاط گرمسیری با درجه حرارت ۴۵ درجه سانتیگراد، زنبورداری مختل می شود، در ارتفاعات مرکزی و مناطق کوهستانی گیلان و مازندران درجه حرارت هوا حدود ۲۵ درجه سانتیگراد بوده و بسیار مناسب چرای زنبوران عسل است.
بنابراین باید گفت در تمام فصول سال، در ایران نقاطی وجود دارد که مناسب پرورش زنبورعسل است و اگر زنبورداران در مواقع لازم به آن نقاط کوچ کنند، توانایی برداشت عسل بیشتری را خواهند داشت.
اما در کوچ دادن زنبورستان، زنبوردار باید از قبل به شرایط منطقه ای که می خواهد زنبورهای خود را به آنجا کوچ دهد آگاه باشد. مثلا، باید بداند که چه گیاهی در چه منطقه ای و در چه زمانی به گل می رود. به عبارت دیگر در کوچ دادن زنبورستان ها فقط خوش آب و هوایی منطقه مقصد کوچ مطرح نیست.
در بسیاری از مناطق کشور ما فصل گلدهی بیشتر گیاهان شهدزا در اواسط تا اواخر خرداد تمام می شود. لذا مراقبتها و کارهای زنبوردار در تیر چنین است که زنبوردار برای مهاجرت (کوچ) فقط باید نقاط کوهستانی را انتخاب کند. به هر حال اگرچه کوچ دادن زنبورستان دردسرهایی برای زنبورداران دارد، ولی مقدار عسل قابل برداشت از نواحی مناسب کوچ به اندازه ای است که رضایت زنبوردار را جلب می کند.
۷- تقویت جمعیت یک کندوی ضعیف به روش فوق زمانی مؤثر است که علت ضعف جمعیت پیر بودن یا ناقص بودن ملکه نباشد. بنابراین اگر علت ضعف جمعیت کندو پیر یا ناقص بودن ملکه باشد، باید اول یک ملکه جوان جفت گیری کرده به آن معرفی شود و بعد اقدام به انتقال قابهای لارودار بدون زنبور کرد.
پایان مقاله 😉
✅ تغذیه زنبورها فرداشب ✅ با گرده مصنوعی (یکی از ۳ فرمول فوق) را طوری ترتیب دهید که به دنبال آن گرده طبیعی گلها در طبیعت ظاهر شود.
8- زنبور عسل در شرایط زندگی وحشی، هیچ نیازی به کمک یا تغذیه دستی توسط انسان ندارد، ولی در شرایطی که توسط زنبوردار پرورش داده می شود، چون قسمت اعظم ذخایر را زنبوردار برداشت می کند، برای ادامه زندگی نیازمند مراقبتها و تغذیه دستی است.
بنابراین در مرداد و شهریور زنبوردار باید با تغذیه شربت شکر و بهتر از آن شربت شکر و عسل امکان ذخیره سازی غذا برای تغذیه زمستانه زنبورها را فراهم کند که تحریکی زمستانه گفته می شود. به همین ترتیب در بهمن و اسفند نیز زنبوردار به گرده مصنوعی (خمیر گرده)، زنبوران را قادر به ترشح ژله رویال برای پرورش نوزادان کند.
9- اگر زنبورها موفق به استفاده از گرده های بیدمشک نشوند و زنبوردار هم خمیر گرده به زنبورها تغذیه نکند، پس زنبورهای کارگر که باید با استفاده از پروتئین گرده، ژله رویال ترشح کنند و چنین پروتئینی به آنها نرسیده است، چگونه ژله رویال ترشح می کنند؟
✅ کارهای زنبورداری در زمستان در ماه بهمن و مراقبت
ادامه مطلب دیشب
به هرحال مولف توصیه می کند که زنبورداران کندوهای خود را در جهت باد قرار دهند تا از وزش مستقیم بادهای تند و سرد زمستانی از طریق سوراخ پرواز روی جمعیت داخل کندو جلوگیری شود.
از دیگر کارهای زنبوردار در شهریور تعویض ملکه است که باید در شهریور یا مهر انجام شود. جمعیت درون کندو در پاییز دشوارتر جوان را می پذیرد تا در بهار و اگرچه همواره برخی از ملکه های جوان شده به کندو در پاییز تلف می شوند، ولی مزیت آن بیشتر از تعویض بهاره ملکه است. تعويض پاییزه ملکه سبب قوی شدن سریع تر جمعیت در بهار می شود.
پایان 👌😔
"- چنان چه جمعیت زمستان گذران به ۱۰ قاب پشت و رو پر برسد، طبقه دوم برداشته شود و اگر جمعیت کمتر از آن شد، برای این که مسئله گرم کردن کندو حاد نشود، باید فضای داخلی کندو را به تناسب تعداد قاب های موجود و فضای خالی تنگ کرد. برای زمستانی کردن کندو، قاعده این است که تمام شان های پر از زنبور به علاوه یک شان عسل بدون زنبور در طرف راست و یک شان عسل بدون زنبور در طرف چپ قرار می گیرد.
فضای خالی توسط یک تخته از فضای قابها جدا می شود و سپس داخل فضا خالی با کاغذ روزنامه مچاله شده پر می شود. چنانچه جمعیت قوی دو طرف ۱۰ قاب کندو را پر کرده باشد، تنگ کردن کندو ضرورت ندارد، اما می توان روی قاب ها یک پارچه کتانی دولا پهن کرد و روی آن مقداری روزنامه ریخت و درب کندو را روی آن گذاشت.
به جای پارچه هرگز نباید از نایلون استفاده کنید، زیرا آب تبخیر شده از عسل و رطوبت حاصل از عمل تنفس زنبوران که به طرف بالا؛ یعنی، سقف کندو متصاعد می شود، در برخورد با ورقه نایلونی به صورت قطرات آب جمع می شود و قطرات آب چکه چکه روی شانهای عسل می ریزد و با مرطوب شدن شانها، محیط مناسبی برای رشد و تکثیر قارچها فرآهم می شود.
اما وقتی از پارچه کتانی استفاده شود، رطوبت ناشی از تبخیر در برخورد با لایه پارچه ای جذب آن شده و گرمای داخل کند و باعث می شود که پارچه مذکور به نوبه خود و به تدریج، رطوبت جذب کرده را در حین عمل تهویه کندو از دست بدهد.
۶- در برخی مناطق؛ مثل، استان های گیلان و مازندران، در ماههای دی و بهمن یک یا چند نوبت باد گرم می وزد و در هر نوبت به مدت ۷ تا ۱۴ روز هوا کاملا بهاری می شود.
تحت این شرایط زنبورهای کارگر خوشه زمستانی را رها کرده و حتی به خارج از کندو به پرواز در می آیند و ملکه شروع به تخم گذاری می کند. مشکل وقتی ایجاد می شود که هوا دوباره به طور ناگهانی سردشود که با شروع سرمای مجدد، زنبورها دوباره خوشه تشکیل می دهند و این بار هیچ زنبور پرستاری وجود ندار که از لاروهای خارج خوشه مراقبت کند.
در نتیجه الاروها در داخل حجره ها از سرما می میرند و تعفن ایجاد می شود که زنبورهای مجتمع شده در خوشه را به شدت معذب می کند. علاوه بر آن تخمهایی که ملکه گذاشته است و در اثر سرما تلف شده اند، هدر می رود.
برای احتراز از پیش آمد فوق در زمستان نقاط باد گرم خیز، یک راه مناسب، استفاده از کندوهای دوطبقه برای زمستان گذرانی است که در این کندوها با گرم شدن هوا در اثر باد گرم، خوشه باز نمی شود. در این کندوها، در طبقه پایین فقط یک شان خالی آویزان می شود که زنبورها از آن به عنوان نردبان استفاده می کنند."
"١- شهریور ماه شروع سال زنبورداری در ایران است. در زنبورداری تقویم سالیانه ۱۲ ماه نیست، بلکه ۵ ماه با تقویم معمولی فرق دارد و زنبوردار باید مطابق آن عمل کند. در ماه شهریور، هوا کم کم روبه خنکی می رود و در شهرهای سردسیر، شبهاهوا سرد می شود.
دادن غذای مکمل به کلنیها به این منظور انجام می شود که تخم های گذارده شده توسط ملکه در مرداد و شهریور و مهر، در پاییز و زمستان تبدیل به زنبور می شوند و اگر مدیریت کلنیها در پاییز و زمستان نیز خوب انجام شود، همین زنبورها که تا اوایل بهار زنده خواهند ماند، در اوایل فروردین، جمعیتی بسیار قوی در کلنیها ایجاد می کنند که نتیجه آن برداشت یک نوبت عسل در اواخر فروردین تا اواسط اردیبهشت خواهد بود.
عکس موضوع فوق نیز صادق است؛ یعنی، در صورت تغذیه ناکافی در مرداد، شهریور و مهرماه، تولید تخم ملکه در این ماه ها به شدت کم می شود و جمعیت اندک زمستان گذران به سختی می تواند خود را تا اوایل بهار سال بعد حفظ کند و در اوایل بهار جمعیت اندک زنبوران شهدآور قادر به آوردن شهد زیاد نخواهند بود و در نتیجه شدت تخم گذاری ملکه در فروردین ماه اندک خواهد بود و قوی شدن جمعیت تا اواخر اردیبهشت یا اواسط خرداد طول می کشد و جمعیت ضعیف قادر نخواهد بود که مانند جمعیتهای قوی، در اوایل فروردین تا اواسط اردیبهشت برای زنبور دار عسل تولید کند.
بنابراین سهل انگاری در تغذیه دستی جمعیت ها در مرداد شهریور و مهر، خسارت جبران ناپذیری در اوایل بهار به زنبوردار می زند. حال چنان چه در ایران نیز مثل کشورهای پیشرفته، قرار باشد که زنبور دار در اوج جریان شهد در طبیعت؛ یعنی، اوایل بهار، کندوهای خود را به باغداران یا مزرعه داران اجاره دهد، یک خسارت حتمی دیگر نیز به خاطر نداشتن کلنی های قوی در اوایل بهار متحمل خواهدشد؛ زیرا اجاره بهای کندوها براساس میزان قوی بودن جمعیت تعیین می شود."
بیماری لارو کیسه ای یکی از بیماری های خطرناک زنبورعسل
لارو کیسه ای یک بیماری ویروسی است که تنها لارو زنبور عسل را آلوده می کند. علت نامیدن این بیماری به «لارو کیسه ای» این است که لاروهای مرده در حجره ها به شکل کیسه ای در می آیند. هیچ دارویی روی ویروس این بیماری مؤثر نیست و برای آن هیچ نوع معالجه ای وجود ندارد. تنها کاری که زنبوردار می تواند انجام دهد، این است که روش های ذاتی و پیشگیری توصیه شده در مورد سایر بیماری ها را به کار بندد.
6- پس از برداشت آخرین محصول عسل در مرداد ماه، بلافاصله تغذیه پاییزه را شروع کنید.
۷- در مردادماه معمولا جمعیت کندوها قوی است، ولی این جمعیت تقریبا به طور کامل در بهار و تابستان متولد شدهاند و پس از چند هفته خواهند مرد. بنابراین بهتر است زنبوردار از فرصت استفاده کند و تا حد امکان از این کارگران نزدیک موت، به نفع زنبورهای جوان آینده و خودش کار بکشد.
لذا زنبوردار بهتر است که با قرار دادن غذای کافی در اختیار زنبوران مذکور، اولا آنها را وادار به ذخیره سازی غذای زمستانی کند تا زنبورهایی که از این پس متولد می شوند و در تمام پاییز و زمستان و حتی اوایل بهار زنده زنده خواهند ماند، ازاین زحمت معاف باشند و بتوانند مدت بیشتری زندگی کنند و همین زنبورها بتوانند حتی الامکان در اواخر فروردین ماه یک محصول عسل تحویل زنبور دار بدهند.
۸- برخی جمعیتها غذای دستی را قبول کرده و غذای هر روز را تا صبح روز بعد تمام می کنند. اما برخی جمعیتها غذای دستی را قبول نمیکنند و چنانچه به خودشان رها شوند، در زمستان از گرسنگی تلف میشوند. به درستی معلوم نیست که چرا برخی از جمعیتها تغذیه دستی را نمی پذیرند – شاید اینها زنبورهای چموش یا مبارزی هستند که عسل تولید کرده خود را از زنبوردار طلب می کنند و حاضرند از گرسنگی بمیرند، ولی به جای عسل، شربت شکر نخورند.
راه کار این مشکل این است تا به جمعیتهای پذیرنده غذای دستی، غذای بیشتری باید داده شود و قابهای پر کرده و زاید بر مصرف زمستان آنها به تدریج براشته شود و داخل جمعیتهایی که غذای دستی را نپذیرفته اند، آویزان کرد. به این ترتیب بین جمعیت های یک زنبورستان تعادل برقرار می شود.
9- به دلیل کمبود شهد، در ماه های مرداد، شهریور و مهر، غارت شدت می گیرد. از کارهای زنبورداری در مرداد این است که برای جلوگیری از غارت، تغذیه زنبورها بعد از غروب آفتاب که همه جمعیت ها وارد کندوهای خود شده اند، انجام شود. ضمنا در طول روز برای بازدید، سر هیچ کندویی به مدت زیاد باز گذاشته نشود و سوراخ پرواز تنگتر شود.
پایان 😉
درحالی که شرایط طبیعی برای تمام کلنیهای یک زنبورستان یکسان است، چنانچه تمام کلنیها از لحاظ جمعیت تقریبا مساوی باشند، زنبور دار باید پس از تعیین میزان عسل سالیانه تمام کندوها به طور انفرادی از روی (شناسنامه کندوها)، مجموع کل عسل سالیانه تمام کندوها را بر تعداد کندوها تقسیم کند.
حاصل این تقسیم، میانگین عسل تولیدی در زنبورستان وی است. حال زنبوردار به راحتی می تواند ملکه های تمام کندوهایی که میزان تولید عسل آنها از عدد میانگین کمتر است را حذف کند و به جای آنها ملکه های جوان به کندوهای بی ملکه شده معرفی کند. این عمل ساده، به تنهایی یکی کارهای مهم زنبوردار در اصلاح نژاد زنبورستان خود از طریق انتخاب خوبها و حذف بدها است که در نتیجه آن صفات بد به تدریج از زنبورستان حذف و صفات خوب جایگزین می شود. یک مثال عددی برای تعیین ملکه های لازم به حذف به شرح زیر است:
مسئله: زنبورداری ۱۰ کندو در زنبورستان خود دارد که مجموع مقادير عسلهای برداشت شده از آنها در طول سال برحسب کیلوگرم به شرح زیر است. در هر پرانتز عدد سمت چپ شماره کندو و عدد سمت راست، عسل تولید شده برحسب کیلوگرم در سال توسط همان کندو است.
(۱-۴۸) ،(۲-۵۲) ،(۳-۳۷) ،(۴-۴۵) ،(۵-۲۸)
،(۶-۳۵) ،(۷-۳۹) ،(۸-۳۲)،(۹-۵۰ )،(۵۸ -۱۰)
تعیین کنید از بین ۱۰ کندو، ملكه كدام کندوها باید حذف و ملکه جوان به آن معرفی شود.
حل مسئله: ابتدا مقدار تولید عسل سالیانه ۱۰ کندوی فوق را با هم جمع می کنیم
۴۲۴ =۴۸ +۵۲ + ۳۷ + ۴۵ + ۲۸ + ۳۵ + ۳۹ +۳۲ +۵۰ +۵۸
و مقدار کل عسل سالیانه تولید شده(۴۲۴ کیلوگرم) را بر تعداد کندوهای زنبوردار (۱۰) تقسیم می کنیم تا متوسط تولید عسل ۱۰ کندو به دست آید.
۴ /۴۲ = ۱۰. ۴۲۴
۴۲ / ۴ کیلوگرم، متوسط تولید ۱۰ کندو است. حالا مقدار تولید عسل در تک تک کندوها را با تولید (۴ /۴۲ ) مقایسه می کنیم و بعد ملكة كندوهایی که تولید آنها کمتر از حد میانگین (۴ /۴۲ کیلوگرم) باشد را حذف میکنیم.
بنابراین ملاحظه می شود که از ۱۰ کندوی موجود در این زنبورستان، تولید ۵ کندو کمتر از میانگین تولید است و این کندوها عبارتند از: «کندوی شماره ۳ با تولید ۳۷ کیلوگرم) «کندوی شماره ۵ با تولید ۲۸ کیلوگرم»؛ «کندوی شماره ۶ با تولید ۳۵ کیلوگرم»؛ «کندوی شماره 7 با تولید ۳۹ کیلوگرم»؛ و «کندوی شماره ۸ با تولید ۳۲ کیلوگرم» که باید ملكه آنها حذف شود و ملكه جوان به هریک از آن ها معرفی شود.چنانچه زنبور دار ملکه جوان در اختیار نداشته باشد، می تواند هر یک از کندوهای بی ملکه را با یک بچه مصنوعی یا یک پسبچه ادغام کند.
هرچه طول روز بیشتر باشد، تعداد تخم گذارده شده توسط ملکه بیشتر خواهد بود. بنابراین مشاهده می شود که در طول سال وقتی روزها کوتاه می شود، تخمگذاری ملکه کم میشود و وقتی روزها بلند می شود، تخمگذاری زیادتر می شود.
اما ما می دانیم که داخل کندو تاریک همیشه شب است و نوری در داخل کندو وجود ندارد که در طول تابش آن ملکه را تحت تاثیر قرار دهد، پس چگونه می توان گفت که طول روز روی رفتار تخمگذاری ملکه موثر است. به نظر مولف، طول روز روی فعالیت ملکه بی تأثیر است، زیرا ملکه چه روز باشد و چه شب، به طور غریزی در ظلمات داخل کندو محبوس است.
در واقع طول روز روی فعالیت شهداوری زنبوران کارگر موثر است نه روی تخمگذاری ملکه و اگر با افزایش یا کاهش طول روز ملکه تعداد بیشتر یا کمتری و تخم میگذارد، علت این است که با افزایش طول روز، مدت زمان فعالیت شهدآوری زنبورهای کارگر بیشتر می شود و با کاهش طول روز، مدت زمان فعالیت شهدآوری زنبوران کارگر کمتر میشود.
به عنوان یک اصل کلی در زنبورداری، در هر زمان از سال که به هر علتی فعالیت شهدآوری زنبورهای کارگر کم شود، ملکه این کاهش فعالیت را حس میکند و بلافاصله به صورت کاهش شدت تخمگذاری از خود عکس العمل نشان می دهد و همان طور که قبلا گفته شد، این عکس العمل ملکه یک عمل محافظه کارانه ملکه در قبال سرنوشت فرزندان آینده اش است.
به عبارت دیگر، ملکه زنبورعسل به عنوان یک مادر و مثل تمامی مادران فداکار دیگر، به محض احساس کاهش ذخایر غذایی در کندو که نشانه آن از دیدگاه ملکه کاهش فعالیت شهدآوری به کندو است، به تنها اقدام ممکن خود؛ یعنی، کاهش تخمگذاری دست می زند تا به این وسیله مطمئن شود که فرزندانی بدون تأمین غذایی از وی متولد نخواهد شد.
ملکه همواره محاسبه میکند که چقدر ذخیره غذایی در کندو موجود است و چه تعداد تخم گذارده شده باید از آن تغذیه کند. ملکه چون زنبوردار و نقش وی را نمی شناسد و از این حقیقت آگاه نیست که زنبوردار در شرایط کمبود غذا، لاروهایش را به طور دستی تغذیه خواهد کرد، فقط به قدرت تشخیص خود از میزان ذخیره غذایی متکی است و تنها زمانی باشدت و علاقه به تخمگذاری مشغول می شود که احساس کند زنبوران کارگر به فعالیت شهدآوری مشغولند.
بنابراین به این نتیجه می رسیم که طول روز در شدت تخمگذاری ملکه بی تأثیر است و تنها عامل تحریک کننده ملکه زنبورعسل برای تخمگذاری، جریان فعال شهد به داخل کندو یا کل غذای وارد شده در طول روز به داخل کندو است که خوشبختانه برای ملکه فرقی نمی کند که غذای تأمین شونده از شهد گلهاست یا از ظرف شربتی که توسط زنبوردار در کندو قرار داده شده است؛ زیرا در هر صورت غذای کافی تأمین میشود و این تنها خواسته یا نیاز روحی ملکه برای تخم گذاری است.
ب – تغذیه
مراقبتها و کارهای زنبوردار در مرداد
Читать полностью…
در واقع ملکه تا زمانی که خیالش از نظر غذای فرزندانش راحت باشد، به تخم گذاری ادامه می دهد. ملکه زنبور عسل وقتی می فهمد که ذخیره غذایی فرزندان آینده اش رو به افزایش نیست و عملیات غذاآوری و ذخیره سازی قطع شده است، تخم گذاری را قطع می کند تا فرزندان کمتری از او تولید شود و غذای کافی برای فرزندان تولید شدهاش وجود داشته باشد.
۷- با کاهش شهدآوری به کندو و در پایان تیرماه، ملکه هم طبق غریزه مادرانه خود تخم گذاریش را کم می کند و این تصمیم ملکه برای زنبور دار که علاقه به داشتن کلنیهای قوی در فروردین سال بعد دارد و از طرفی جمعیت پاییزه و زمستانه کندوهای وی نیز باید به حد کافی باشد، خوشایند نیست و زنبوردار باید با گول زدن ملکه آن را وادار به ادامه تخم گذاری کند.
اگر ملکه از شدت تخم گذاریش بکاهد یا تخم گذاری را قطع کند، لاروهایی که در مرداد و شهریور و مهر متولد می شوند، جمعیت اندکی خواهند داشت و در زمستان گذرانی آنها از لحاظ قدرت گرم کردن کندو مشکل به وجود می آید و در اوایل فروردین نیز جمعیت ضعیفی در کندوها مستقر خواهد بود و مدتی طول می کشد تا کلنی قوی شود و بتواند برای زنبوردار محصول بیاورد و لذا زنبور دار خسارت زیادی میبیند.
بنابراین به محض کاهش جریان شهد و قبل از این که ملکه تصمیم به کاهش تخم گذاری بگیرد، از مراقبتها و کارهای زنبوردار در تیر این است که باید تغذیه مکمل با شربت شکر و بهتر از آن با شربت عسل را شروع کند تا ملکه از قابلیت تهیه غذا و ذخیره سازی آن برای تغذیه فرزندان خود مطمئن شود و به تخم گذاری ادامه دهد. زنبوردار باید پس از برداشت آخرین عسل در اواخر تیرماه، تغذیه مکمل (کمکی) و متعاقب آن تغذیه پاییزه و زمستانه را شروع کند و به طور مرتب ادامه دهد.
به نظر می رسد که اگر زنبورداران با خوراندن شربت شکر به زنبورها در فصولی که جریان شهد هنوز در طبیعت وجود داشته است، عسل تولید شده از شربت شکر را هرگز به بازار عرضه نمی کردند و چنین عسلی را فقط در پاییز و زمستان و آن هم برای خود زنبورها تولید می کردند، شایع شدن تقلبی بودن تمام عسل های بازار به این شکل هرگز رخ نمی داد یا مورد باور مردم قرار نمی گرفت.
بنابراین زنبورداران باید بپذیرند که امروز بیش از هر زمان دیگر، طبیعت ایران به همت آنها نیاز دارد و اگر بیش از این در کوچ زنبورستانها سهل انگاری شود و بیش از این گلهای باقی مانده طبیعت روی زنبور عسل را نبینند، طولی نخواهد پایید که همین پوشش گیاهی جزیی باقی مانده نیز از بین خواهد رفت.
همچنین باید دانست که نابودی پوشش گیاهی در نهایت به معنی نابودی انسان خواهد بود که در فصل مربوط به گرده افشانی این حقیقت به طور مفصل تشریح شده است.
در زنبورستان، زنبوردار باید دست کم یک قپان (باسکول) زیر قوی ترین کندوی خود قرار دهد و روزانه وزن کندو را ثبت کند و با روزهای قبل مقایسه کند. به این ترتیب اکر وزن کندو تقریبا نسبت به روزهای قبل ثابت بماند، زنبوردار می فهمد که گلهای آن منطقه گرده افشانی شده و دیگر گل شهدداری وجود ندارد که لازم باشد محل زنبورستان را دایر نگه دارد. چرا شهد آوری زنبورها قطع شود و زنبورها بیکار بمانند، به فکر بچه دادن می افتند.
4- از مراقبتها و کارهای زنبوردار در تیر ، حفظ یادداشت های مربوط به انواع گیاهان موجود در یک منطقه، میزان شهدزایی و طول مدت گلدهی گیاهان برای مقایسه با سال های بعد و اطلاعات خصوصی زنبور دار در تصمیم گیری برای کوچهای بعدی ضروری است.
1- اویشن به صورت خودرو و اسپرس به صورت کاشتنی از جمله گیاهانی هستند که در تیر و مرداد گل می دهند و لذا زنبورداران می توانند در ارتفاعات بیش از ۲۰۰۰ متر آویشن خودرو و در ارتفاعات ۱۰۰۰ متری اسپرس کاشتنی را مدنظر داشته باشند.
2- زنبوردار باید توجه داشته باشد که بدون کوچ زنبورستان خود، قادر نخواهد بود بیش از ۷ تا ۸ کیلوگرم عسل از هر کندو بگیرد، در حالی که با چند کوچ امکان برداشت عسل طبیعی از هر کندو تا ۵۰ کیلوگرم بالا می رود.
متأسفانه بسیاری از زنبورداران ما به جای اینکه همت کنند و زنبورستان خود را به نقاط عسل خیز کوچ دهند، به کوچ اقدام نمی کنند و به جای شهد پرخاصیت و رایگان طبیعت، به وفور شربت شکر به زنبوران خود تغذیه میکنند و به این ترتیب دلشان خوش است که ۴۰ تا ۵۰ کیلوگرم عسل از هر کندو در سال برداشت می کنند. اما این کم همتی ضررهای شخصی و ملی بسیار کلانی را به بار می آورد که از بین مردم، زنبورداران بیشترین خسارتها را متحمل میشوند و این خسارت ها به شرح زیر است:
ما می دانیم که خاصیت اصلی زنبورعسل قدرت گرده افشانی این حشره است و در کنار چنان قدرت حیاتبخش، عسل هم تولید می شود. وقتی زنبوردار از کوچ بپرهیزد، و پهنه های وسیع تری از مراتع و کوهستان های کشور از عمل گرده افشانی زنبورعسل محروم بماند، به همان میزان قدرت تولیدمثل گیاهان خودرو کم می شود و سال به سال گیاهان کمتری به صورت خودرو در زمین های غیر زراعی و ارتفاعات می رویند و به این ترتیب طبیعت این مناطق سرسبزی خود را از دست میدهد و نسل گیاهان بیشتری منقرض می شود.
این یک خسارت جبران ناپذیر ملی است که هم نسل کنونی و هم هزاران نسل آینده را در معرض خطرات زیست محیطی قرار می دهد. در این خصوص وظیفه ملی زنبورداران است که از وارد کردن ناخواسته چنین آسیب هولناکی به طبیعت کشور پرهیز کنند، چرا که اگر آنها این وظیفه ملی را انجام ندهند، عموم افراد دیگر مردم در سایر مشاغل قادر به انجام چنین وظیفه ای نخواهند بود. همچنین وظیفه دولت است که با تشویق زنبورداران یا به هر شکل ممکن، کندوهایی را در این گونه مناطق مستقر کند تا طبیعت جان گیرد و از نابودی گونه های گیاهی جلوگیری شود.
مراقبتها و کارهای زنبوردار در تیر ماه
Читать полностью…
جواب این است که زنبورهای متولد شده در اواخر مرداد به بعد مقدار زیادی گرده گل های باقی مانده در طبیعت و گرده های ذخیره شده در شان ها را می خورند که پروتئین این گرده ها به همراه چربی در زیر پوستشان ذخیره می شود.
این پروتئین ذخیره در ماه های بهمن و اسفند طبق یک مکانیسم بیوشیمیایی از زیر پوست آزاد شده وارد خون می شود و توسط خون به غدد شیری سازنده ژل رویال در سر می رسد. به این ترتیب چه زنبور عسل در بهمن و اسفند با گرده یا خمیر گرده تغذیه شود و چه نشود، زنبورعسل کارگر قادر به ساختن ژله رویال موردنیاز برای تغذیه ملکه و لاروها خواهد بود.
اما تفاوت در این است که در صورت فقدان گرده در طبیعت در بهمن و اسفند و عدم تغذیه خمیر گرده توسط زنبوردار، اولا مقدار بسیار زیادی عسل ذخیره موجود در شان ها به طرز ناگهانی مصرف می شود و ثانيا ظرفیت و قدرت تولید ژله رویال توسط کارگران محدود می شود و تخم ریزی ملکه شدت نخواهد داشت و در نتیجه متولدین اوایل فروردین ماه بسیار کمتر خواهد بود.
3- برای تولید گرده باید از تله گرده گیر استفاده کرد. این تله سوراخهایی به قطر ۴/۷ میلی متردارد که زنبورهای حامل گرده در هنگام ورود به کندو چاره ای جز تخلیه بارهای گرده خود ندارند. در پایان هر روز زنبوردار باید گرده های جمع شده در ظرف زیر تله ها را جمع آوری و خشک کند.
4- خمیر حاصل از فرمول شماره (۱) را باید روی یک تخته سه لا ريخت و بالای قاب ها قرار داد که اگر حرارت داخل کندو باعث شل شدن آن شد، خمیر شل شده روی قاب ها نریزد.
5- در فرمول شماره (۲) گرده در شربت، خیس نمی خورد. بنابراین پس از تعیین مقادیر هریک از مواد لازم، ابتدا باید آب موردنیاز برای تهیه شربت را بجوشانید و سپس صبر کنید تا به اندازه ای خنک شود که نه داغ باشد، نه ولرم تا گرده در آن خیس بخورد. سپس شکر و بعد آرد سویا را اضافه کنید و آخر سر، مخلوط را خوب به هم بزنید و به کمک دست تمیز، آن را خوب ورز دهید تا به صورت خمیری یکنواخت درآید.
6- در فرمول شماره (۳) اگر خمیر حاصل، شل شود، مقداری آرد سویا اضافه کنید و اگر زیاد سفت شود، مقداری عسل گرم به آن اضافه کنید و بادست آن را مالش دهید تا خمیر مطلوبی تهیه شود.
۸ کیلوگرم پودر شکر + ۳ کیلوگرم عسل + یک کیلوگرم آرد سویا (به جای آرد سویا، می توان یک کیلوگرم شیرخشک بدون چربی یا یک کیلوگرم مخمر آبجو مصرف کرد).
هریک از ۳ فرمول فوق را می توان پس از مخلوط کردن و قوام آوردن به صورت موقت یعنی، در شرایطی که گرده طبیعی در دسترس نیست، به جمعیت تغذیه کنید که حاصل این تغذیه کمکی، تقویت بسیار مطلوب جمعیت شما در اواخر زمستان و تولید عسل در اواخر فروردین ماه است.
ادامه مطلب فرداشب 🤗